خبرگزاری آريا – با مشکلاتم جوک مي‌سازم و به آن مي‌خندم!


با مشکلاتم جوک مي‌سازم و به آن مي‌خندم!

خبرگزاري آريا – آنهايي که با اليکا عبدالرزاقي از نزديک حشر و نشر دارند و او را مي‌شناسند،بر اين باورند که او از معدود آدم‌هايي است که بدون کمترين ريا و دورويي، ظاهر و باطنش يکي است و هر چند حرفه‌اش بازيگري است اما در زندگي واقعي نقش بازي نمي‌کند.
او اين خصلت را در برنامه‌ خندوانه و استندآپ کمدي‌هايش به نمايش گذاشت، آنجا که به زباني طنز مراودات بين خانوادگي‌‌اش را بازگو کرد و حتي گفت که نظرش درباره ظاهر و چهره خودش چيست ! در همين برنامه او قول داد براي ترويج حفظ محيط زيست و رها نکردن زباله در طبيعت و محيط پيرامون، يک روز به مکاني خاص برود و آنجا را از زباله پاکسازي کند.
عبدالرزاقي به قولش عمل کرد و با گروهي از دوستان و داوطلبان به طبيعت رفت و زباله‌ها را جمع‌اوري کرد و بعد که فيلمش از برنامه خنداونه پخش شد او تاکيد کرد که از انباشت اين همه زباله شگفت زده شده است.با عبدالرزاقي هم‌صحبت شديم تا برايمان از دغدغه‌‌هايش درباره حفظ محيط‌زيست و فرهنگسازي در‌اين‌باره بگويد.
درباره حفظ محيط‌زيست حرف زياد زده مي‌شود و خيلي‌ها تلاش مي‌کنند در اينباره فرهنگسازي کرده و مردم را تشويق کنند که از کيسه پلاستيکي کمتر استفاده کنند و زباله‌ها را در طبيعت، کوچه و خيابان نريزند اما به نظر مي‌رسد عموم مردم زياد تمايلي به اين کار ندارند به همين دليل تقريبا زباله‌ها را در همه جا مي‌توان ديد، به نظرتان چرا مردم در اينباره مقاومت مي‌کنند؟
به نظرم بخشي از اين مقاومت به عدم فرهنگ‌سازي مناسب بستگي دارد و کم‌کاري آموزش و پرورش در اين زمينه کاملا مشهود است.مدارس ابتدايي و مهدکودک‌ها اولين مکان‌هايي است که بايد آموزش در زمينه جفظ محيط زيست را شروع کنند.در اين حوزه مي‌توان از برنامه‌هاي کشورهايي که در اين زمينه موفق هستند، استفاده کرد.الان مي‌توان با قاطعيت گفت که ديگر نصيحت کارساز نيست و مردم گوش نمي‌دهند چون انگيزه ندارند.خبر دارم در يکي از شهرهاي انگلستان چند خانم تصميم گرفتند زيرگذر محله خود را که کثيف و بدمنظره بود تميز کرده و رنگ‌آميزي کنند تا محله‌شان زيبا شود.اما در کشور ما، مردم به تميزي داخل خانه خود بسيار اهميت مي‌دهند اما همين آدم‌هاي تميز مثلا سفره خود را از پنجره به داخل کوچه مي‌تکانند و آشغال‌ها را از خانه به کوچه منتقل مي‌کنند! ما عادت کرده‌ايم فقط غُر بزنيم و بگوييم واي اين کوچه چقدر کثيف است و اطراف اين سطل زباله چقدر آلوده است!شهرداري کوچه را تميز نکرده، خود اهالي محله هم اين کار را انجام نمي‌دهند ! هر کسي بايد از خودش شروع کند.به نظرم فرهنگسازي‌هايي که تاکنون صورت گرفته جواب نداده و به همين دليل ما با انباشت زباله در همه‌جاي ايران مواجه هستيم.بايد قوانين سخت‌تري اعمال شود، مثل جريمه‌هاي سنگين!‌همان‌کاري که براي بستن کمربند ايمني انجام شد و مردم به مرور به اين کار عادت کردند.همانطور که گفتم بايد از کشورهاي موفق در اين زمينه الگوبرداري کنيم؛ در کشورهاي اروپايي اگر کسي از پنجره اتومبيل خود آشغال به بيرون پرتاب کند، شهروندان ديگر مي‌توانند نسبت به او واکنش نشان دهند و فرد خاطي نمي‌تواند در جواب بگويد : به تو چه ! بلکه بايد از اتومبيل خود خارج شود و آشغال را بردارد و در سطل زباله بيندازد.در آلمان اگر بچه خردسال را روي صندلي جلوي ماشين بنشاني، مردم به تو تذکر مي‌دهند، خودروي تو را متوقف مي‌کنند و نمي‌گذارند به حرکتت ادامه بدهي چون براي بچه خطرناک است ! اگر به گفته آنها توجه نکني به پليس زنگ مي‌زنند و پليس سريع خود را به محل مي‌رساند…
قديم‌ترها مردم خودشان جلوي خانه‌هايشان را به اصطلاح آب و جارو مي‌کردند، اما اين رفتار خوب بخصوص در کلانشهرها کاملا از بين رفته است.
ديگر محله‌اي نمانده که بخواهيم درباره آن صحبت کنيم ! بدون کارشناسي آپارتمان‌سازي آنقدر زياد شد که محله‌ها از بين رفت.بين محله‌ها، اتوبان کشيده شد و ديگر نمي‌توان از مردم يک محله صحبت کرد، محله‌هايي که مردمش يکديگر را مي‌شناختند و با يکديگر تعامل داشتند.آپارتمان‌نشيني و برج‌نشيني مردم را از هم دور کرد.شايد در جنوب شهر تهران بافت‌هاي محلي وجود داشته باشد اما در بقيه شهر تهران محله‌اي وجود ندارد که مردمش يکديگر را بشناسند و بر همين اساس به‌هم احترام بگذارند و کوچه و محله خود را کثيف نکنند و اخلاق و همسايه‌داري را رعايت ‌کنند.يک خاطره جالب برايتان تعريف کنم، وقتي براي برنامه خندوانه به منطقه خُجير رفتيم و حاشيه رودخانه و فضاي سبز را تميز کرديم، مردم آن منطقه براي تماشاي ما آمده‌ بودند به آن که با ما همکاري کنند. عصر که کارمان تمام شد به ما گفتند چقدر اينجا خوب شد، فردا هم بياييد محله ما را تميز کنيد ! يعني توقع دارند ديگران محيط اطراف آنها را تميز کنند و خودشان در اين باره احساس مسئوليت نمي‌کنند.اگر شهرداري محله ما را تميز نمي‌کند، مي‌توانيم خودمان دست به کار شويم و اين‌کار را انجام دهيم و به صورت موازي از شهرداري هم بخواهيم به وظيفه خودش عمل کند.البته اين را هم بگويم که در شهرهاي بزرگي مثل تهران، به تميز کردن شهر بيشتر توجه مي‌شود اما در شهرهاي کوچک خيلي از شهرداري‌ها به وظيفه خود عمل نمي‌کنند.مي‌توان از گوشي‌هاي تلفن همراه به عنوان يک رسانه استفاده کرد.مثلا از زباله‌هاي انباشته شده در محله‌ها فيلم گرفت و آن را منتشر کرد بعد خود اهالي محل، آنجا را تميز کنند و باز هم فيلم بگيرند و منتشر کنند و يادآور شوند که نظافت شهر، به عهده شهرداري است اما ما مجبور شديم خودمان اين کار را انجام بدهيم.مطمئن باشيد تاثيرگذار خواهد بود و شهرداري‌ها را از بي‌تفاوتي بيرون خواهد آورد.
هر آدمي در زندگي‌اش با چالش‌ها و مشکلاتي روبه روست، شما هم مسلما مشکلاتي داريد اما معمولا آدم مثبتي هستيد و به نظر مي‌رسد کمتر مشکلات را بروز دهيد، اين مهارت را چگونه ياد گرفته‌ايد؟
راستش را بخواهيد اين مهارت را در خانواده‌ام ياد گرفته‌ام.در خانه ما، مشکلات کوچک و بزرگ تبديل به جُوک مي‌شد و ما به آنها مي‌خنديديم.مثلا يک روز باراني ما اثاث‌کشي داشتيم و باران تندي مي‌باريد و کاميون نيامده بود و اسباب ما مانده بود وسط حياط اما اين مسئله باعث نشد آشفته شويم، از دل آن براي خودمان جوک مي‌ساختيم.البته فکر نکنيد که زندگي ما طوري بود که خيلي خوش به حالمان باشد و سختي نديده باشيم براي همين اگر گاهي مشکلي پيش مي‌آمد به آن بخنديم ! شعار نمي‌دهم اما جوري تربيت شده‌ام که به مسائل و سختي‌ها اين‌جور نگاه کنم که مي‌توانست بدتر از اين هم باشد ! براي همين سخت نمي‌گيرم و بر اين باورم که نبايد مسائل را بزرگ‌نمايي کرده و در فضاهاي خاله‌زنکي مدام از آن صحبت کنيم و يک مسئله ساده را به بحران تبديل کنيم.از بازگو کردن اتفاقات بد پرهيز مي‌کنم و از آنها عبور مي‌کنم.اين مهارتي است که بايد ياد گرفت. معتقدم بهترين کار اين است که حال يکديگر را خوب کنيم حتي اگر شده با يک لبخند ! خودخواه نباشيم و مصيبت‌هايمان را سر يکديگر خالي نکنيم هر چند مي‌دانم که شرايط زندگي‌‌هايمان خيلي سخت است و روزهاي استرس‌زايي را تجربه مي‌کنيم اما در اين شرايط سخت بهتر است بي‌خود وبي‌جهت به يکديگر سخت نگيريم.
طاهره آشياني – روزنامه‌ نگار