خبرگزاری آريا – مغزمان را به بيگانه ندهيم


مغزمان را به بيگانه ندهيم

خبرگزاري آريا – سال‌هاست او را در آثار نمايشي مختلفي مي‌بينيم؛ هر چند کم‌کار است اما نمي‌توان او را از ياد برد چون در کنار بازيگري هم مي‌نويسد و هم استاد دانشگاه است به دانشجويان رشته هنر، درس تئاتر مي‌دهد.
هايده حائري دختر دايي زنده‌ياد داود رشيدي است و همسرش مرحوم علي‌اکبر صارمي بود که استاد معماري بود و چند سال قبل فوت کرد.
بايد با حائري هم‌صحبت شوي تا متوجه انرژي مثبت و مهرباني‌اش شوي که انگار در ذات او ريشه دارد.
بازيگر سريال‌هايي مانند پاورچين و صاحبدلان چند سال قبل با همين روحيه مثبت توانست بيماري سرطان را از پاي دربياورد.
وقتي با او هم‌صحبت شديم، قدرتي که در صدايش وجود داشت، نشان مي‌داد که حالش کاملا خوب است و به همين دليل نيازي نبود به گذشته و سال ۸۱ برويم و از او بپرسيم چگونه با اين بيماري مبارزه کرده است؛ صددرصد تفکر مثبت او باعث شده زندگي را با همه توان به پيش ببرد و برنده شود.
حائري حرف‌هاي زيبا و عميقي درباره وطن، هنر و سطح علمي دانشگاه‌ها دارد که خواندني است.
در دانشگاه نيوجرسي درس‌ خوانده‌ايد اما بعد از فارغ‌التحصيلي به ايران برگشتيد، چه انگيزه‌اي باعث شد با اين‌که شرايط مناسبي در آمريکا داشتيد، به ايران برگرديد؟
آن زمان ما حاضر نبوديم کشورمان را با هيچ کجاي دنيا عوض کنيم. ما براي درس خواندن به آمريکا و کشورهاي ديگر مي‌رفتيم تا درس بخوانيم، علم خود را افزايش دهيم و به کشورمان برگرديم و به مردم خدمت کنيم. اصلا به اين فکر نمي‌کردم که مغز و استعداد خودم را در اختيار کشور ديگري قرار بدهم.برگشت به ايران بعد از فارغ‌التحصيلي، اصل تفکر ما بود.
در شرايطي که برخي خود را به آب و آتش مي‌زنند تا هر جور شده مهاجرت کنند و از ايران بروند اما شما با اين‌که شرايط مهاجرت و اقامت در خارج را داريد اما در ايران مانديد؟
من به وطنم و مردم ايران عشق مي‌ورزم.ضرب‌المثلي مي‌گويد تو مي‌تواني انتخاب کني که ماهي کوچکي در يک اقيانوس باشي يا يک ماهي بزرگ در تانک آب ! من اولي را انتخاب کردم ؛ ماهي کوچکي باشم در کشوري که متعلق به من است. مشکلات زياد است اما قرار نيست که ما جا خالي بدهيم و برويم ! دانشجويان و هنرجويان زيادي هستند که دوستشان دارم و علاقمندم علم و دانشم را به آنها منتقل کنم.همين عشق و علاقه برايم کافي است که در ايران بمانم.
به عنوان استاد دانشگاه، سطح علمي دانشگاه‌ها ( اساتيد و دانشجويان) را در يکي، دو دهه گذشته چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
اين موضوع گسترده‌اي است که جاي بحث زيادي دارد. اما به نظرم آنچه که سطح علمي دانشگاه‌هاي ما را دچار آسيب کرده، سطح علمي اساتيدي است که خيلي آسان به آنها عنوان «دکتر» مي‌دهند! اما واقعيت اين است که «دکتر» به استادي گفته مي‌شود که سواد و بار علمي خيلي عميق و زيادي دارد.در سال‌هايي که عضو هيات‌ علمي دانشگاه هنر بودم، مي‌ديدم که چقدر ساده به آدم‌هاي عادي عنوان «دکتر» مي‌دهند! در حالي‌که مي‌دانيم کسي که به مرحله «دکترا» مي‌رسد، علم و دانشش بايد خيلي زياد باشد و قابل مقايسه با ديگران نباشد.
اما متاسفانه در سال‌هاي اخير بيشتر کساني که عنوان دکتر در هر رشته دانشگاهي و علمي را يدک مي‌کشند که حتي مثلا نمي‌توانند ترکي استانبولي صحبت کنند چه برسد به اين که به زبان انگليسي مسلط باشند که زبان بين‌المللي بيشتر کتاب‌ها و دانشگاه‌‌هاي سراسر دنياست و بايد اين زبان را بلد باشي تا بتواني از کتاب‌‌ها و سخنراني‌هاي مرجع علمي، هنري و … استفاده کني و بعد دانش‌ات را در اختيار دانشجويان قرار دهي. راستش کم‌سوادي و نداشتن تجربه کافي اساتيد و اعضاي علمي بيشتر دانشگاه‌ها باعث شده دانشجويان نيز بي‌انگيزه شده و تحصيل در دانشگاه را زياد جدي نگيرند چون در دانشگاه چيزي به معلومات و دانش آنها اضافه نمي‌شود و مهارتي ياد نمي‌گيرند.
جايي خواندم که در هر شرايطي از زندگي که هستي، مهرباني را انتخاب کن!‌ نظر شما درباره اين گفته چيست؟
موافق نيستم! مهرباني يک خصلت ذاتي است که به درون آدم‌ها و شخصيت آنها مربوط است. اما خيلي اوقات نمي‌توان فقط مهربان بود! وقتي پاي کار و تحصيل در ميان است بايد جدي و مطالبه‌گر بود. مهرباني و تسامح خوب است و از صفات نيک انساني است اما ربطي به کار ندارد. وقتي بخشي از زندگي‌ات را در آموزشگاه يا دانشگاه يا محل کار مي‌گذاري اما نتيجه آن‌چيزي نمي‌شود که مدنظرت‌ بوده، مهرباني به چه کارت مي‌آيد؟ هر چيزي بايد در جاي درست خود قرار بگيرد! استاد دانشگاه بايد آنقدر سواد داشته باشد که سطح علمي دانشجويان را ارتقاء داده آنها را تشويق به يادگيري کند و مهارت‌هاي کاربردي را به آنها بياموزد. استاد مهربان و مودب اما بيسواد به چه کار مي‌آيد؟ مهرباني وظيفه نيست؛ خصلت فردي است، اين دو را نبايد با هم قاطي کرد.آدم‌هاي مهربان زيادي وجود دارند که بي‌کفايت هستند و نبايد اين کاستي را پشت مهرباني خود مخفي کنند.
از مسيري که در زندگي طي کرده‌ايد، راضي هستيد؟
از اين راضي هستم که نهايت کوششم را براي انسان‌هايي که در مسير زندگي‌ام قرار گرفته‌اند، انجام داده‌ام و همه دانش و معلوماتم را در اختيار آنها گذاشته‌ام. هرگز دانشم شخصي نبوده و همواره در اختيار کساني بوده و هست که طالب ياد‌گيري بوده و هستند. ادعايي ندارم که دانشم زياد است و هميشه درست رفتار کرده‌ام اما معتقدم بايد فرد مفيدي براي جامعه باشي، مسئوليت‌پذيري و پاسخگويي مهم‌ترين ويژگي‌هايي است که هر فردي در هر موقعيتي بايد داشته باشد.
طاهره آشياني – روزنامه‌نگار