خبرگزاری آريا – کمپين هاي موج ساز تلويزيون


کمپين هاي موج ساز تلويزيون

خبرگزاري آريا – واژه «کمپين» اين روزها به واژه مشترکي بر زبان بسياري از مردم تبديل شده است. هرکجا که سرک مي‌کشي، از رسانه‌هاي رسمي گرفته تا مجازي‌ترها و حتي کوچه و خيابان، بلاخره صحبت به کمپيني مي‌کشد و از موج تازه‌اي صحبت مي‌شود. يک روز بسيج مي‌شوند که کالاي ايراني را حمايت کنند، يک روز هشتگ مي‌زنند و هدفي سياسي دنبال مي‌کنند و روز ديگر، کمپين اعتراض به افزايش قيمت کالاها شکل مي‌گيرد.
فصل مشترکي که در هر کمپين گسترده و موفقي مي‌توان پيدا کرد، وسعت دامنه همراهان و پيگيران آن است. عاملي که موجب مي‌شود يک کمپين با مردم بيشتري در جامعه ارتباط برقرار کند، حرف‌ها و دغدغه‌هايش را به گوششان برساند و براي تغيير، تلاش کند. اين عامل يعني گستره پيگيران و مخاطبان، عاملي است که موجب مي‌شود کمپين‌هاي به راه افتاده از سوي رسانه ملي هم همواره به کمپين‌هايي پرمخاطب تبديل شوند و روي مردم تاثير داشته باشند.
جام‌جم در اين گزارش، برخي از کمپين‌هاي موفق شکل گرفته در رسانه ملي را بررسي مي‌کند.
يک اعتماد ميلياردي
برنامه ماه عسل در سال‌هاي اخير به يکي از پربيننده‌ترين و حتي پربحث‌ترين برنامه‌هاي مناسبتي تلويزيون در ايام ماه رمضان تبديل شده است. برنامه‌اي که حتي توانسته مخالفانش را هم به تماشاي خود بنشاند و در سطح عموم مردم نيز پرنفوذ باشد.
ماه عسل در سال‌هاي پيش تلاش کرد با توجه به جو معنوي اين ماه مبارک و آمادگي بيشتر مخاطبان براي پيوستن به طرح‌هاي خيرخواهانه و خداپرستانه، موج‌هاي مثبتي به راه بيندازد. طرحي که امسال در اين برنامه دنبال شد و استقبال چشمگيري را هم در پي داشت، طرح آزادسازي زندانيان جرايم غيرعمد بود که با مشارکت سازمان زندان‌هاي کشور و همکاري برنامه تلويزيوني ماه‌عسل برگزار شد. در اين کمپين که از هفته دوم ماه رمضان کارش را آغاز کرد، در مدت دو هفته رقمي نزديک به ۳۰ ميليارد تومان با کمک مخاطبان و نهادهاي گوناگون جمع‌آوري شد و چيزي نزديک به ۲۰۰۰ نفر زنداني که همه جرايمي غيرعمد داشتند و در زندان‌ها به‌سر مي‌بردند، آزاد شدند. مبلغ بالايي که جمع‌آوري آن از اعتماد مردم به برنامه‌سازان و رسانه ملي و واسطه قرار دادن آنان براي انجام اعمال خيرخواهانه‌شان حکايت دارد و اتفاقي قابل تامل است.
البته اين همه ماجرا نيست و چراغ اين کمک‌هاي مردمي، پس از پايان ماه رمضان هم روشن است. بر اين اساس در قسمت پاياني ماه‌عسل امسال که در روز عيد سعيد فطر روي آنتن رفت، احسان عليخاني مجري اين برنامه با دعوت از رامبد جوان، از او خواست که او ادامه اين طرح را در برنامه‌اش (خندوانه) پي بگيرد و براي جمع شدن رقم لازم براي ديگر زندانيان همکاري کند. طرحي که جوان به آن پاسخ مثبت داد!
ماه عسل در رمضان سال گذشته هم با پويش محسنين، شور و جوشي را براي تقبل سرپرستي کودکان بي‌سرپرست و يا بدسرپرست به راه انداخت. در اين طرح از مخاطبان دعوت شد که با صرف هزينه‌اي ولو اندک، سرپرستي يک يا چند کودک را بر عهده بگيرند. مخاطبان از طرح به خوبي استقبال کردند و اين موج، حتي سجده شکر پرويز فتاح رئيس کميته امداد امام خميني (ره) را در استوديوي ماه عسل و در مقابل دوربين زنده، در پي داشت.
قطره قطره تا دريا
حالا چند سالي مي‌شود که بحث کم‌آبي و کاهش منابع آبي زيرزميني، به مساله بزرگي براي هر کسي که قدري دغدغه محيط زيست اطرافش را دارد، تبديل شده است. زنگ خطر خشکسالي مدت‌هاست که به صدا درآمده و بسياري از محققان مي‌گويند که اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا کند، خيلي زود شاهد جنگ آب در ميان مناطق و حتي کشورهاي مختلف خواهيم بود.
رسانه ملي سال‌هاست که سعي در اصلاح فرهنگ مصرف آب دارد و با اين حال شايد بشود گفت هيچ‌کدام از حرکت‌ها و فرهنگ‌سازي‌هايي که در اين زمينه کرده، نتوانسته به اندازه کمپين قطره‌قطره موفق باشد. کمپيني که رامبد جوان و تيم برنامه‌سازش تابستان سال ۹۴ در قالب برنامه خندوانه به راه انداختند، اين هدف را دنبال مي‌کرد که از مخاطبانش بخواهد روزي شده حتي به اندازه يک قطره در مصرف آب صرفه‌جويي کنند و حمايت خودشان را از اين طرح، با اشتراک پوستر آن در صفحات مجازي‌شان به ديگران اعلام کنند.
قطره قطره کمپين ساده‌اي بود که با توجه به تاکيد جوان و عروسک محبوب جناب‌خان و نيز پرمخاطب بودن خندوانه، خيلي زود همه‌گير شد، هنرمندان و چهره‌هاي مختلف کشور حمايتشان را از طرح اعلام کردند و مردم هم نسبت به فرهنگ استفاده درست‌تر از آب، آگاه شدند.
البته تيم توليد خندوانه در تابستان همان سال کمپين فرهنگي ديگري با نام «بخون و ببر» را هم برگزار کرد. اين کمپين، فرهنگ پايين مطالعه ايرانيان را هدف گرفته بود و با معرفي چند کتاب و برگزاري مسابقه کتاب‌خواني، کوشيد مخاطبانش را به دوباره خواندن و آشتي با کتاب دعوت کند. کمپيني که ادامه راه آن، حرکت ارزنده‌اي در بحث فرهنگ محسوب مي‌شود.
حرکتي جمعي براي اقتصاد
اقتصاد، از جمله ديگر موضوعاتي است که تاکنون بارها برنامه‌سازان و مردم را براي راه‌اندازي پويش‌هاي گوناگون در خصوص آن به چالش کشيده است. اقتصاد، يکي دو سالي است که محور شعار سال کشور هم بوده و اين برنامه‌سازان را به برنامه‌سازي‌هاي بيشتر در اين زمينه و مخاطبان را به رعايت الگوهاي درست مصرف اقتصادي سوق مي‌دهد.
از جمله اين پويش‌ها که سروصدا ايجاد کرد، پويش برنامه اقتصادي پايش با موضوع کليدي نخريدن خودروي صفر بود. ديگر کمپين موفق در اين زمينه، کمپين حمايت از کالاهاي داخلي بود که در برنامه‌هاي مختلفي چون پايش و خندوانه دنبال شد. در اين دو برنامه از مخاطبان خواسته شد که از کالاهاي توليد داخل حمايت کنند و اگر در کشور کالاي توليدي باکيفيت مي‌بينند، ‌آن را با ديگران به اشتراک بگذارند.
رانندگي اصلاح شد
فرهنگ رانندگي در کشورمان از آن دست مواردي است که با استانداردهاي فرهنگ جهاني در اين زمينه، فاصله‌اي دور و دراز دارد. بسياري از علائم و قوانين رعايت نمي‌شوند، چراغ قرمزها ناديده گرفته مي‌شوند و حادثه‌هايي دلخراش به وجود مي‌آيد.
وقتي کمپين مُد نبود!
اين، همه ماجرا نيست و پرداختن به کمپين‌ها و پويش‌هاي مردمي، مدت‌ها پيش از اين‌که پاي اين واژه به ادبيات رسانه‌اي کشور راه پيدا کند، در صدا و سيما دنبال مي‌شد؛ هرچند در آن زمان نامي ديگر داشت و اصطلاحا حرکاتي فرهنگ‌ساز تلقي مي‌شد. از جمله اين پويش‌هاي فرهنگ‌ساز که در همان زمان پخش با استقبال مواجه شدند، به زبان و ضرب‌المثل‌هاي مردم کوچه و بازار تبديل شدند و حتي تا همين الان در خاطرشان مانده‌اند، موارد موفق زيادي را مي‌توان مثال زد.
يکي از اين موارد، تبليغي با هدف صرفه‌جويي در مصرف بنزين بود که به سفارش شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي ساخته و از تلويزيون به دفعات پخش شد. در اين تبليغ که لحني آهنگ‌گونه و عروسکي هم داشت، راننده اتومبيل پرمصرف با لحني جالب از فرد بغل‌دستي‌اش مي‌پرسيد: «عه عه عه عه، مهندس، چرا بنزين تموم شد؟» و همين تک‌جمله در آن دوران ورد زبان بسياري از مخاطبين شد.
«بابا برقي» ديگر کاراکتر فرهنگ‌ساز سال‌هاي دور صدا و سيما بود. اين شخصيت که به سفارش شرکت مديريت توليد، انتقال و توزيع نيروي برق ايران (توانير) ساخته شد، در قالب‌هاي مختلفي چون شخصيت واقعي، شخصيت عروسکي و حتي انيميشني نسبت به مصرف بي‌رويه برق هشدار مي‌داد. فراگيري اين آگهي تا حدي شد که تا مدت‌ها مردم وقتي مي‌خواستند مصرف بيش از اندازه برق را به هم گوشزد کنند، از جمله معروف بابا برقي يعني «هرگز نشه فراموش، لامپ اضافي خاموش» و يا «مصرف بي‌رويه، کار خيلي بديه» کمک مي‌گرفتند.
چند سال قبل مسئولان پليس راهنمايي و رانندگي کشور به طرحي قابل توجه براي آموزش و فرهنگ‌سازي در زمينه رفتارهاي ترافيکي رسيدند. طرحي که بسيار مورد توجه قرار گرفت و رسانه ملي هم به کمک تاثيرگذاري بهتر آن آمد، طرح همياران پليس بود. در اين طرح پليس کودکان و نوجوانان سرتاسر کشور را در طرح افتخاري همياران پليس عضو کرد تا هر کودک، نماينده پليس و ناظر فرهنگ رانندگي اعضاي خانواده‌اش باشد و موارد تخلفشان را به آنها گوشزد کند. صدا و سيما هم به خوبي به کمک اين طرح آمد. بخشي از برنامه‌هاي کودک و نوجوان شبکه‌هاي مختلفش را به اين موضوع اختصاص داد و حضور شخصيت‌هاي محبوبي چون عمو قناد، عمو پورنگ و اميرمحمد در قالب لباس پليس، به تاثيرگذاري بيشتر اين طرح براي کودکان افزودند. انيميشن‌هاي کوتاه راهنمايي و رانندگي که به نام شخصيت اصلي آن، سيا ساکتي از شبکه‌هاي گوناگون پخش شدند، از ديگر فعاليت‌ها در اين زمينه بودند. در اين مجموعه انيميشني که به سفارش پليس راهنمايي و رانندگي توسط بهرام عظيمي ساخته شد، شخصيت‌هاي طنزي چون سيا ساکتي، رفيق او هوتن، داوود خطر، سامان و بهاره رفتارهاي غلط فرهنگي و اجتماعي را به شکلي پويانمايي شده و طنز به نمايش درمي‌آوردند و بعد توصيه‌اي در مورد نوع صحيح اين رفتار به مخاطبان داده مي‌شد. سيا ساکتي در دوران پخش خود آنقدر مطرح شد که مخاطبان شبکه‌هاي مختلف تلويزيوني را براي تماشاي چندباره‌اش زير و رو مي‌کردند و به دنبال قسمت‌هاي تازه‌اش بودند.
اصلا «کمپين» يعني چه؟
واژه انگليسي کمپين (campaign) که طبق تصويب فرهنگستان زبان و ادب فارسي کشور به نام‌هاي «کارزار» و «پويش» معنا شده، در حوزه‌هاي مختلفي کارکرد پيدا مي‌کند. در يک نگاه کلي کمپين به معناي هر حرکتي در راستاي هماهنگي و کار دست‌جمعي براي رسيدن به يک هدف خاص است. کمپين مي‌تواند حول موضوعات مختلفي چون سياست، اجتماع، فرهنگ و تبليغات شکل بگيرد.
روال کار کمپين‌ها (بويژه آنهايي که در فضاي مجازي شکل مي‌گيرند) هم اکثرا ثابت و شبيه به هم است. پس از اين‌که هدف مشخص مي‌شود و کمپيني شکل مي‌گيرد، پيام آن پس از ارائه به صورت متوالي و تکرارپذير هر روز در بستر ارائه آن (براي مثال تلويزيون) براي مخاطبان و جامعه هدف آن کمپين پخش مي‌شود. سپس مخاطباني که پيام را دريافت کرده و تصميم به همراهي با آن گرفته‌اند، با اشتراک ديدگاه، تصوير و يا همراهي صرف خود تبديل به عضوي از اين پويش شده و ايده، قضاوت و نگرش خود نسبت به شعار کمپين را با ديگران به اشتراک مي‌گذارند.
زهرا غفاري
گروه راديو و تلويزيون