Author Archives: admin

خبرگزاری آريا – مناجات‌خواني «سِحر سَحر» برگزار مي‌شود


مناجات‌خواني «سِحر سَحر» برگزار مي‌شود

خبرگزاري آريا – انجمن موسيقي ايران با همکاري معاونت فرهنگي و هنري فرهنگستان هنر به مناسبت ماه مبارک رمضان مراسم مناجات خواني با عنوان «سِحر سَحر» برگزار مي کند. اين برنامه با حضور احد ملکي(آذربايجان)، محمدرضا اسحاقي(مازندران)، حميدالله سيدزاده(سراوان)، ميرزا زبردست(بوشهر) برگزار مي شود و هوشنگ جاويد به عنوان کارشناس مجري گرداننده اين مراسم خواهد بود.
اين مناجات خواني با عنوان «سِحر سَحر» و به مناسبت ماه مبارک رمضان با همکاري انجمن موسيقي ايران و معاونت فرهنگي و هنري فرهنگستان هنر چهار شنبه نهم خرداد از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سالن ايران فرهنگستان هنر به نشاني خيابان وليعصر، پايين تر از خيابان طالقاني برگزار مي شود که ورود براي عموم آزاد است.
در ماه مبارک رمضان امسال نيز همچون ساير نقاط کشور، تا کنون با همکاري انجمن موسيقي استان‌هاي خراسان رضوي، مازندران و شيراز و با حضور هنرمنداني همچون وحيد تاج، محمد معتمدي، عبدالحسين مختاباد، بامداد فلاحتي و اساتيد آواز استاني، ويژه برنامه‌‏هاي مناجات خواني برگزار و يا در حال برگزاري است.


خبرگزاری آريا – جايگاه صنفي و مدني اين نهاد با پرسش‌هاي جدي و جديدتري مواجه شده است


جايگاه صنفي و مدني اين نهاد با پرسش‌هاي جدي و جديدتري مواجه شده است

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- در پي گفت‌وگوي سايت موسيقي ما با «حميدرضا نوربخش» – مدير عامل خانه‌ي موسيقي- و بيان اين نکته که منتقدان موسيقي از زمانِ آغاز اعتراضاتِ خويش به عملکرد اين خانه، مساله‌اي را به صورت عيني مطرح نکرده‌اند؛ تعدادي از منتقدان از جمله سياوش ايماني، احمد رضاخواه، احسان عابدي، کيوان فرزين، سيدمهدي قادري، علي قادري و آريا محافظ نامه‌اي را خطاب به اين آوازخوان نگاشته‌اند که در اختيار سايت موسيقي ما قرار داده‌اند؛ متن اين نامه به شرح زير است: 
جناب آقاي حميدرضا نوربخش
با سلام، از آنجايي که اخيراً طي گفت‌وگويي با پايگاه اينترنتي موسيقي ما و همچنين در نشست ماهانه خانه موسيقي، برخلاف سياست ايجاد همدلي مورد نظر و اعلام رياست محترم شوراي عالي آن نهاد موارد متعددي را عنوان کرده‌ايد که نه تنها به شکاف بيشتر بين منتقدان و جامعه موسيقي با آن نهاد دامن زده است بلکه جايگاه صنفي و مدني اين نهاد را با پرسش‌هايي جدي و جديدتري مواجه کرده لازم دانستيم در مقام پاسخ به بخش کوچکي از اين سخنان، به عنوان گروهي از منتقدان عملکرد آن نهاد موارد زير را به‌واسطه اهميت ساختارهاي صنفي و مدني و درجهت تنوير افکار عمومي جامعه موسيقي طي نامه‌اي سرگشاده با شما در ميان بگذاريم.
جنابعالي در بخشي از سخنانتان اين‌گونه عنوان کرده‌ايد که گويا منتقدانتان هيچ حرف ملموسي براي گفتن ندارند، کلي‌گويي مي‌کنند و در ادامه از عدم بيان مصاديق توسط ايشان گله کرده‌ايد. جناب نوربخش، اگرچه هيچگاه در موضع‌گيري‌هاي خود به آن اشاره نکرده‌ايد اما حتماً به خاطر داريد خيلي پيش از اينها، اين هيات مديره وقت خانه موسيقي بود که در مردادماه ۱۳۹۴ درخواست کتبي و پيگيري‌هاي منتقدان براي به اشتراک گذاشتن مصاديق انتقادات در پنج جلسه، هرکدام با سرفصل مشخص و در حضور اهالي موسيقي و اصحاب رسانه را پس از ماه‌ها بي‌پاسخ گذاشتن نهايتاً رد کرد! هرچند با اين حال و با در نظر گرفتن بسياري واکنش‌هاي تحقيرآميز و توهين‌آميز ديگر نسبت به منتقدان طي اين چند سال در کنار رفتارهايي همچون شکايت‌هاي قضايي گذشته تا تاختن‌هاي امروز به اعضاي جامعه موسيقي کشور به‌واسطه بيان انتقاداتشان نمي‌توان بنا بر صرف ادعاي شما به راحتي پذيرفت که اراده و علاقه‌اي به شنيدن انتقادات و يا اصلاحي بنيادين در خانه وجود داشته و دارد اما با اين حال يکبار ديگر نيز در ادامه و از بين تمامي ده‌ها و ده‌ها موارد بي‌پاسخ مانده‌اي که حداقل طي اين چند سال از طرق مختلفي اعم از نشست‌ها و ميزگردها، گفت‌وگوها و مطالب درج شده در رسانه‌ها و يا ارسال نامه‌هايي مستند به بازرس آن نهاد و يا دبيرخانه نظارت بر موسسات فرهنگي هنري وزارت فرهنگ و… عنوان شده – و حداقل با ساده‌ترين جست‌وجوي اينترنتي در دسترس است- مستقيماً تنها چند مورد محدود را مجدداً به‌عنوان مشتي نمونه خروار از بين موارد به قول شما کلي مربوط به اساسنامه که در بياناتتان صراحتاً خود را واقف به آن برشمرده‌ايد بيان کرده و اميدواريم جنابعالي و ديگر مديران آن نهاد که در دور قبل نيز مسئوليت داشته‌اند نه به مانند گذشته بر اساس خاطرات، ارجاعات شفاهي مبهم و يا قسم جلاله بلکه با پاسخ‌هاي مستدل، مبتني بر اصول صنفي و قانوني و مستند به ارائه صورتجلسات و اسناد مربوطه پاسخ داده و گامي مهم در شفاف‌سازي، عمل به اصول صنفي و جلب اعتماد اهالي موسيقي و به‌تبع آن بهبود اعتبار اجتماعي خانه موسيقي برداريد.
۱٫ بنا به اظهارات منتشر شده از سوي مديران وقت خانه، در زمستان سال ۱۳۸۶ مجمع عمومي تغيير بيش از ۲۰ ماده از اساسنامه را تصويب کرده‌است، اما اکنون با گذشت بيش از ده سال از آن تاريخ، هيات مديره خانه موسيقي هيچ اقدامي جهت ثبت آنها در مراجع ذيربط و اعلام موارد تصويب‏شده در روزنامه رسمي صورت نداده در حالي‌که در همين زمان تغيير مربوط به افزايش دوره خدمت هيات مديره اعمال شده است. مستدعي است با انتشار صورتجلسات مربوط روشن نماييد که اين تغييرات چه بوده و چرا به‌جز يک مورد باقي موارد تا امروز مسکوت مانده است؟
۲٫ اعضاي هيات مديره پيشين خانه موسيقي در بهمن‏ماه سال ۱۳۸۹ براي مدت دو سال، طبق ماده ۱۹ از اساسنامه قبلي خانه، انتخاب شدند. در اسفند ۱۳۹۰ طول دوره هيات مديره طبق راي مجمع عمومي فوق‌العاده به چهار سال افزايش پيدا مي‌کند و اين تغيير در آذرماه ۱۳۹۱ ثبت و در دي‌ماه همان‌سال در روزنامه رسمي به ‏شکلي غيرمتعارف و فاقد صراحت و تنها با ذکر عبارت «ارجاع به صورتجلسه» اعلام مي‌شود. با توجه به اينکه طول دوره خدمت هيات مديره در اساسنامه صراحتاً چهار سال ذکر شده لطفا مشخص بفرماييد که بر اساس چه شرايطي هيات مديره پيشين بيش از پنج سال (تا تير ماه ۱۳۹۵) بر مسند خود باقي ماند؟ آيا با تغيير اساسنامه و افزايش طول عمر هيات مديره از دو سال به چهار سال، تجميع دو زمان قديم و جديد بدون برگزاري انتخابات مبناي منطقي، حقوقي و قانوني خواهد داشت؟
۳٫ بر اساس تغيير فوق مديران خانه ۲ ماه قبل از ثبت و ۳ ماه قبل از انتشار آن در روزنامه رسمي، با تشکيل مجمع عمومي در تاريخ ۲۳ مهر ۱۳۹۱ هيات مديره وقت را به مدت ۴ سال براي اداره خانه موسيقي انتخاب مي‌کنند و در ارديبهشت ماه ۱۳۹۳ در روزنامه رسمي اعلام مي‌کنند. سئوال اينجاست که اولاً چرا اين مصوبه با يکسال و نيم تاخير در روزنامه رسمي اعلام شده و ثانياً چرا در اخبار سايت خانه موسيقي در بازه زماني تشکيل مجمع عمومي فوق‌الذکر يعني از دوماه قبل تا دوماه بعد از تاريخ مذکور هيچ خبري نه از تشکيل مجمع عمومي هست و نه از فراخوان براي تشکيل آن! لذا خواهشمنديم در اين خصوص علاوه بر شفاف‌سازي نسبت به انتشار تصوير صورتجلسه مذکور نيز جهت تنوير افکار عمومي اقدام فرماييد.
۴٫ طبق ماده ۲۳ اساسنامه خانه موسيقي، اعضاي شوراي عالي اين خانه که بالاترين مرجع تخصصي و فني خانه موسيقي است، به پيشنهاد هيات مديره و تصويب مجمع عمومي، به مدت سه سال انتخاب مي‏شوند. خواهشمنديم مشخص بفرماييد که بر اساس چه روندي شوراي عالي پيشين خانه که اعضاي آن در خرداد ماه ۱۳۹۰ انتخاب شده‌بودند تا زمان شروع به کار هيات مديره جديد (تابستان ۱۳۹۵)، يعني براي مدت پنج سال همچنان پابرجا بود و هيات مديره وقت خانه موسيقي هيچ‏گونه اقدامي براي انتخابات جديد صورت نداد.
۵٫ در سال ۱۳۸۹، و بعد از انتخابات کانون سازسازان خانه موسيقي و به‏رغم رسيدگي به شکايات معترضان و تأييد بازرس وقت خانه موسيقي (به‏عنوان مسئول برگزاري انتخابات، طبق اساسنامه) و قانع‏شدن معترضان، هيات مديره وقت خواستار برکناري رييس آن کانون شد و براي اين منظور، يک کميته داوري تشکيل داد. کميته يادشده، بدون ارائه آيين‏نامه‏اي و به‏صرف برخي ادعاها، ابتدا به تعليق رييس کانون سازسازان و سپس کل اعضاي هيات مديره کانون رأي داد و در ادامه هيات مديره با انتصاب افرادي جايگزين نسبت به اداره اين کانون اقدام نمود، اين در حالي است که:
الف: تغيير هيات مديره کانون‌ها جزو اختيار هيات مديره قرار نمي‌گيرد. چرا که اعضاي هيات مديره کانون‌ها خود جزو مجمع عمومي هستند که هيات مديره اصلي را تعيين مي‌کنند.
ب: در اساسنامه خانه موسيقي هيچ‏جا کلمه «تعليق» وجود ندارد.
ج: رأي صادره، علي‏رغم درخواست‏هاي مکرر از سوي هيات مديره کانون سازندگان ساز هرگز به ايشان ارائه و ابلاغ نشد.
د: علي‌رغم درخواست هيات مديره و منتقدان تا کنون صورتجلسه اين تصميم کميته مذکور نيز ارائه نشده است.
ه: مطابق اساسنامه، هيات مديره و کميته داوري خانه موسيقي رأساً چنين اختياري ندارد.
و. به فرض وجود چنين اختياري، هيات مديره مي‏بايست در اولين فرصت، نسبت به برگزاري مجمع عمومي و انتخابات جديد کانون سازسازان اقدام مي‏کرد و هيات مديره اين کانون، همانند کانون‏هاي ده‏گانه خانه موسيقي، تنها بايد از طريق برگزاري مجمع عمومي و انتخابات برگزيده شوند و به امور کانون رسيدگي کنند و نه با انتصاب از طريق هيات مديره يا مدير عامل.
اميدواريم که مديران خانه نسبت به توضيحات لازم در اين خصوص ضمن ارائه صورتجلسه کميته ياد شده و يا هر سند مرتبط احتمالي اقدام فرمايند.
با سپاس


خبرگزاری آريا – کيهان کلهر در لندن و هامبورگ روي صحنه مي‌رود


کيهان کلهر در لندن و هامبورگ روي صحنه مي‌رود

خبرگزاري آريا – کيهان کلهر کنسرت محبوبش يعني «پردگيان باغ سکوت» را که از ابتداي سال گذشته در چند شهر ايران اجرا شد، اين بار در هامبورگ و لندن روي صحنه مي‌برد.
«پردگيان باغ سکوت» که سال گذشته بيش از هفتاد اجرا را در شهرهاي مختلف ايران داشت، روز ۱۵ خرداد در شهر لندن و ۱۷ خرداد ماه در هامبورگ آلمان اجرا خواهد شد.
در اين اجرا ماننده ساير اجراهاي «پردگيان باغ سکوت» کيهان کلهر با همراهي نويد افقه (نوازنده تنبک)، علي بهرامي‌فرد (نوازنده سنتور) و هادي آذرپيرا (نوازنده تار) روي صحنه خواهد رفت.
قطعه «سرمست» به آهنگسازي علي بهرامي‌فرد، چهارمضراب ساخته کيهان کلهر، دونوازي کمانچه و تار در دستگاه شور، قطعه «پريشان» ساخته هادي آذرپيرا، قطعه با کلام «عيبت مه گين» با شعر جهانبخش پازوکي و صداي کيهان کلهر و قطعه «طرقه» برخي از معروف‌ترين آثاري هستند که «پردگيان باغ سکوت» در کنسرت‌هاي خود اجرا مي‌کنند.


خبرگزاری آريا – چهره محمدرضا شجريان بر پرده نقره‌اي نقش مي‌بندد


چهره محمدرضا شجريان بر پرده نقره‌اي نقش مي‌بندد

خبرگزاري آريا – اولين نمايش عمومي فيلم مستند «شجريان؛ از سپيده تا فرياد» با روايت بخش‌هايي از زندگي اين هنرمند، امروز (يکشنبه ششم خرداد) در دانشگاه تهران برگزار مي‌شود.
اولين نمايش عمومي فيلم مستند «شجريان؛ از سپيده تا فرياد» به کارگرداني مهدي طوسي ساعت ۱۵ روز يکشنبه ششم خرداد در تالار شهيد رجب بيگي دانشکده فني دانشگاه تهران خواهد بود.
مستند ۶۲ دقيقه اي «شجريان؛ از سپيده تا فرياد» به تهيه‌کنندگي اميرحسين زحمتکش روايتگر بخش‌هايي از زندگي هنري، اجتماعي و سياسي محمدرضا شجريان استاد آواز ايراني است که از چند روز پيش به صورت وي او دي از طريق سايت‌هاي معتبر فروش فيلم در فضاي مجازي منتشر شده است.
توليدکنندگان اين اثر مستند در اين فيلم با افرادي چون حسين عليزاده، داريوش پيرنياکان و حميدرضا نوربخش درباره اين چهره ماندگار آواز ايراني به گفتگو پرداخته‌اند.


خبرگزاری آريا – گزارش تصويري آريا از تشييع پيکر مرحوم «ناصر ملک مطيعي»


گزارش تصويري آريا از تشييع پيکر مرحوم «ناصر ملک مطيعي»

خبرگزاري آريا-مراسم تشييع پيکر مرحوم «ناصر ملک مطيعي» بازيگر پيشکسوت سينما صبح يکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ با حضور هنرمندان و قشرهاي مختلف مردم در ساختمان شماره ۲ خانه سينما برگزار شد.

عکس:ميثم مه آبادي


خبرگزاری آريا – شهرام معصوميان آلبوم «فيروزه‌اي» را منتشر کرد


شهرام معصوميان آلبوم «فيروزه‌اي» را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – آلبوم موسيقي «فيروزه‌اي» با صداي شهرام معصوميان و همکاري تعدادي از هنرمندان فعال موسيقي، از سوي نشر «وارش» و «آواي سوته دلان» راهي بازار موسيقي شد.
آلبوم «فيروزه‌اي» در قالب ۹ قطعه به نام‌هاي «هنوزم عاشقم»، «عشق و زندگي» (فيروزه اي)، «نزار اين دل بميره»، «لعنت به تقويم دلتنگ»، «مجازات عاشقي»، «عاشقم شو عشقم»، «چشماتو کم دارم»، «بگو که يادته و من تنها»، «تو هم تنها» منتشر شده است.
معين راهبر، احسان خلقي، آربي کالوسيان، پيام هوشمند و شهرام معصوميان آهنگسازان اين اثر هستند که ترانه قطعات توسط مهرزاد اميرخاني، علي برزه‌کار، حسين غياثي، سيما – ز، سيد محمد کاظمي، ناکتايگاني و داود بصيري سروده شده است. همچنين معين راهبر، احسان خلقي و پيام هوشمند به عنوان تنظيم کننده و عرفا پاشا و سيد ابراهيم حسيني (ويولن)، فرشيد ادهمي (گيتار اسپانيش، گيتار الکترويک و آکوستيک، نايلون)، بابک يوسفي (کلارينت)، سيد محمدرضا حجازي و ميلاد بهمئي (گيتار الکتريک و آکوستيک) به عنوان نوازنده در توليد اين آلبوم با شهرام معصوميان همکاري کرده‌اند.
اشکان معصومي پيش از اين دو آلبوم با نام‌هاي «پروانه‌وار» و «تو قسم خوردي به اشکام» را منتشر کره بود در مقطع کوتاهي به گروه «پارت» پيوسته بود.
علاقه‌مندان مي‌توانند جهت تهيه نسخه فيزيکي و اصلي اين اثر به مراکز معتبر فروش مراجعه يا نسبت به خريد آنلاين و قانوني آن از طريق سايت «ريتمو» اقدام کنند.


خبرگزاری آريا – مراسم تشييع پيکر ناصر ملک مطيعي برگزار شد


مراسم تشييع پيکر ناصر ملک مطيعي برگزار شد

خبرگزاري آريا- مراسم تشييع پيکر «ناصر ملک مطيعي» صبح امروز ( ششم خردادماه) در ساختمان شماره ۲ خانه سينما برگزار شد.
به گزارش آريا به نقل از سينماپرس، مراسم تشييع پيکر زنده ياد ناصر ملک مطيعي صبح يکشنبه ۶ خرداد در ساختمان شماره ۲ خانه سينما با حضور جمعي از هنرمندان برگزار شد.
در ابتداي مراسم کامران ملکي از مردم خواست سکوت کنند تا سخنراني ها آغاز شود.
علي دهکردي رييس انجمن بازيگران سينما در ابتداي مراسم و در ميان شعارهاي مردم گفت: همه ما براي بدرقه يکي از درخشان ترين هاي سينماي ايران دور هم جمع شده ايم. ناصر ملک مطيعي ۴۰ سال به مردم و خاک خود احترام گذاشت.
وي افزود: امروز برابر کسي قرار گرفته ايم که به ما ياد داد سکوت بُرنده ترين اسلحه است.
در ميان صحبت هاي وي مردم درخواست داشتند پرويز پرستويي سخنراني کند.
پوري بنايي بازيگر نيز گفت: هموطنان عزيزم ما هرچه داريم از شماست. يک خواهش از همه شما عزيزان دارم که سکوت را رعايت کنيد تا سخنراني ها تمام شود بعد هرچه دوست داشتيد بگوييد.
محمد متوسلاني بازيگر سينما در سخناني بيان کرد: صحبت درباره ملک مطيعي زمان طولاني مي خواهد و اينجا جايش نيست فقط متاسفم که ما يک دوست عزيز و هنرمند را که مي توانست براي سينماي ايران مفيد باشد از دست داديم. آينده و تاريخ درمورد او و کساني که ظلم کردند قضاوت خواهد کرد.
پژمان بازغي هم به عنوان يکي از سخنران مراسم گفت: من سينماي ايران را با ملک مطيعي، فردين و وثوقي شناختم که ۲ نفر از آنها را ديگر نداريم. قدر پيشکسوتان را بدانيم. من آخرين نفري بودم که ملک مطيعي را ديدم او مثل ماه شده بود.
همچنين فريدون جيراني از محسن اميريوسفي خواست روي صحنه بيايد. اميريوسفي گفت: بر سر جنازه فرمون سينماي ايران بايد يادي کنيم از قيصر سينماي ايران. چند ساعت پيش با بهروز خان صحبت کردم و يک پيام داشت. صداي بهروز وثوقي را ضبط کردم که براي شما پخش مي کنم.
در ادامه مراسم پرويز پرستويي با اشاره به شعارهاي مردم درباره صدا و سيما بيان کرد: در ساعات گذشته صدا و سيما به خاطر آورد که از ناصر خان بگويد؛ درست بعد از مرگ وي. صدا و سيما براي همه است و از پول بيت المال تامين مي شود پس بايد منصفانه تر رفتار کند. چرا بعد از ۴۰ سال از ملک مطيعي خواستيد به تلويزيون بيايد و با او اينگونه رفتار کرديد؟
وي افزود: آقاي مهران مديري عزيز شما مگر نمي دانستيد ناصر عاشق مردم بود چرا از اين قسمت از برنامه دفاع نکرديد. ۴۰ سال نام اين هنرمند را نياورديم، مگر دزدي و اختلاس کرده بود.
اين بازيگر سينما در پايان صحبت هايش گفت: از اهالي سينما مي خواهم هواي هم را داشته باشيم. ما بسيار قدرتمند هستيم و نبايد ياران خود را از دست بدهيم. بياييم به خاطر خدا قدر پيشکسوتان خود را بدانيم. ديشب همه شبکه ها از ناصر ملک مطيعي فيلم نشان مي داد اما انگار که فقط يک فيلم بازي کرده است، انگار قيصر و اميرکبير را بازي نکرده است. اگر ناصر مي توانست ديشب از تلويزيون پخش شود در اين سال ها نيز مي توانست تصوير وي پخش شود. ناصر ملک مطيعي به عشق شما مردم به تلويزيون آمد تا با شما صحبت کند ولي اينگونه با او رفتار شد.
در ادامه و در حالي که مردم پرويز پرستويي را به خاطر صحبت هايش تشويق مي کردند، مسعود کيميايي روي صحنه آمد و گفت: من حال خوشي ندارم ولي بايد مي آمدم و وداع آخرم را با جسم ملک مطيعي مي کردم. روح او در قلب هاي ما زنده است.
وي با يادي از بازيگراني که قبلا با آنها کار کرده است، افزود: فيلمسازي اينجا سخت است ولي ما مانده ايم. درود بر همه شما که هنرمندان خود را تشويق مي کنيد. آن کسي که اينجا مانده بسيار سختي مي کشد و به همين دليل من به ناصر ملک مطيعي تعظيم مي کنم. من با او قيصر را کار کردم و ديگر بخت يارم نبود که همراهش باشم. با پرويز پرستويي هم کار کردم او بي پروا حرف مي زند درود بر کسي که نمي ترسد. بدانيد ترس دشمن جسارت است از آدم هاي ترسو بترسيد آنها دروغ مي گويند. درود بر همه شما.
اميرعلي فرزند ناصر ملک مطيعي در ادامه بيان کرد: کاش پدرم اين جمعيت را مي ديد. من آرزويم بود که پدرم را روي پرده ببينم آقاي عطشاني بازي در فيلم «نقش نگار» را پيشنهاد داد و من مي خواستم به آرزويم برسم چراکه او دوست داشت روي پرده باشد و يادگاري براي مردم بگذارد. در دوراني که فيلم توقيف شد پرويز پرستويي بسيار کمک کرد و مردانه پشت پدرم ايستاد.
وي افزود: حجت الله ايوبي رييس سابق سازمان سينمايي هم بسيار به ما کمک کرد و من به آرزويم رسيدم. يک بار پدرم را بردم و عکس او را در سر در سينما نشان دادم و او از شادي بغض کرد و به آرزويش رسيد.
فرزند ناصر ملک مطيعي در پايان عنوان کرد: صدا و سيما نگذاشت تصوير پدر من هنگام حياتش پخش شود، حال سوال من اين است که چرا تصوير پدر من همراه با خبر مرگ او در شبکه هاي تلويزيون پخش مي شود؟ چگونه است که يک هنرمند پس از مرگش مي تواند تصويرش پخش شود ولي پيش از فوتش و در حالي که دوست داشت تصويرش پخش شود اين اتفاق نمي افتد.
پس از صحبت هاي وي نماز ميت توسط حجت الاسلام آهنگران براي اين هنرمند خوانده و اعلام شد مراسم ختم وي سه شنبه در باشگاه پيام برگزار مي شود.
ناصر ملک مطيعي بازيگر سينماي ايران بامداد روز شنبه ۵ خردادماه در سن  ۸۸ سالگي درگذشت. اين بازيگر طي هفته گذشته به دليل نارسايي کليه و تنگي نفس در بيمارستان بستري شده بود.


خبرگزاری آريا – رييس ستاد ديه استان تهران در «مهمانخانه»


رييس ستاد ديه استان تهران در «مهمانخانه»

خبرگزاري آريا – منوچهر رحماني رييس ستاد ديه استان تهران امروز به «مهمانخانه» شبکه چهار مي آيد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه چهار سيما، مجله ظهرگاهي «مهمانخانه» که هر روز ساعت ۱۴:۳۰ دقيقه ميزبان انسان ‌هاي فاضل در حوزه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و هنري مي شود امروز از رييس ستاد ديه تهران دعوت کرده است.
بنابراين گزارش، اميرحسين مدرس مجري برنامه با منوچهر رحماني درخصوص کارکرد ستاد ديه در ماه مبارک رمضان به گفتگو مي پردازد.
برنامه مهمانخانه به تهيه کنندگي سيدمحمدرضا ضرغامي با رويکرد سبک زندگي ايراني، اسلامي هر روز از ساعت ۱۴:۳۰ تا ساعت۱۵:۳۰ به صورت زنده از شبکه چهار سيما پخش مي‌شود.


خبرگزاری آريا – تعداد فالوئرهاي اينستاگرام؛ ملاک انتخاب بازيگر


تعداد فالوئرهاي اينستاگرام؛ ملاک انتخاب بازيگر

خبرگزاري آريا – کرد کرمانشاه است و مي‌گويد، شايد به همين دليل است حتي اگر شرايط زندگي دشوار شود، گله و شکايتي نمي‌کند و به روي خودش و ديگران نمي‌آورد اما واقعيت اين است که بعد از حدود بيست سال فعاليت در حوزه بازيگري هنوز نمي‌داند که پرکاري خوب است يا بد!
مهدي صبايي که با بازي در فيلم‌هاي سلطان و مرسدس ساخته مسعود کيميايي به دنياي بازيگري وارد شد با سريال روزگار جواني بين عموم مردم به شهرت رسيد، مي‌گويد: وقتي پرکاري مي‌گويند: «اي بابا، صبايي زياد ديده شده! وقتي کم‌کاري مي‌گويند: صبايي نيست؛ سوخته ديگه !»
با صبايي که اين روزها مشغول بازي در سريال «پاهاي بي‌قرار» به کارگرداني منوچهر هادي است، هم‌صحبت شديم تا از دنياي بازيگري که حرفه‌اش است، برايمان بگويد.
چه خبر از دنياي بازيگري سينما و تلويزيون؟
مدتي است مشغول بازي در سريال «پاهاي بي‌قرار» به کارگرداني آقاي منوچهر هادي هستم. داستان اين سريال در ۶۰ قسمت ماجراهاي سال‌هاي ۵۷ تا اکنون را روايت مي‌کند.در اين سريال سه مقطع سني را بازي مي‌کنم، من و آقاي سيروس همتي بازيگراني هستيم که همه مقاطع سني خودمان را بازي مي‌کنيم اما بقيه بازيگران عوض مي‌شوند.در فيلم سينمايي «ماهورا» هم بازي کرده‌ام که در نوبت اکران است. در فيلم «آخرين بار برادرت را کي ديدي» هم بازي کرده‌ام که قرار است در گروه هنر و تجربه به روي پرده برود
پس روزگار بر وفق مراد است و بيکار نيستيد؟
بعد از بيست سال فعاليت در حوزه بازيگري اگر بيکار بمانم خيلي بد است! البته تلاش مي‌کنم هر نقشي را قبول نکنم. با همه اينها، کارها ديده نمي‌شود! قديم‌ترها يک سريال بازي مي‌کردي بيشتر مردم آن را مي‌ديدند اما الان اين‌طور نيست.
شايد آن زمان داستان سريال‌ها و فيلم‌ها بهتر بود و شبکه‌هاي تلويزيون به اندازه امروز زياد نبود؟
گسترش شبکه‌ها مي‌تواند يکي از دلايل باشد اما به نظرم، کيفيت فيلمنامه‌ها هم پايين آمده! شايد به دليل کمي بودجه‌اي است که به يک اثر اختصاص مي‌دهند. البته اين را هم نبايد ناديده گرفت که براي ندادن دستمزد يا کم دادن، برخي از تهيه‌کننده‌ها نقش‌ها را به کساني مي‌دهند که اصلا بازيگر نيستند! مخالفتي با حضور بازيگران جوان در سينما و تلويزيون ندارم چون نسل جديد هم بايد به اين عرصه وارد شوند اما نبايد بازيگران قديمي کنار گذاشته شوند، آن هم بازيگراني که مردم از آنها خاطره دارند! بهتر اين است که بازيگران قديمي و جديد در کنار هم بازي کنند تا ترکيب‌بندي متعادلي شکل بگيرد و مخاطب از ديدن اثر لذت ببرد.
شنيده مي‌شود عوامل پشت دوربين هم از افرادي هستند که معمولا کارشان را بلد نيستند و به اصطلاح مبتدي‌اند و همين به کليت کار لطمه مي‌زند؟
بله! همه عوامل سازنده يک اثر بايد حرفه‌اي باشند وگرنه کار ضعيف مي‌شود و طبيعي است که مردم يک اثر ضعيف را تماشا نمي‌کنند. برخي قصه‌ها خوب هستند مثل همين سريال پاهاي بي‌قرار که در دست ساخت است و به نظرم کار خوبي خواهد شد…
البته اين هم زياد شنيده مي‌شود که دستمزد بازيگران آنقدر بالاست که تهيه‌کننده مجبور است بيشتر بودجه کار را به آنها بدهد و براي ديگر عوامل پول زيادي نمي‌ماند.
نه! اصلا اين‌طور نيست. بجز چند بازيگر انگشت‌شمار که در سينما فعاليت مي‌کنند و خودشان براي فيلم‌ها اسپانسر مي‌آورند ـ دستمزد ديگر بازيگران سال به سال کمتر مي‌شود. مرسوم شده تهيه‌کننده‌ ها تماس مي‌گيرند بدون اين‌که فيلمنامه را خوانده باشم، کليت نقش را مي‌گويند و مي‌پرسند براي بازي در اين نقش چند مي‌گيري؟ که اين خيلي بَرخورنده است! مهم نيست چه کسي نقش را بازي مي‌کند، مهم اين است که کي کمتر دستمزد مي‌گيرد. همه تهيه‌کننده‌ها مي‌گويند: «پول نداريم»!‌ اگر پول نداريد، سريال يا فيلم نسازيد! کار بي‌کيفيت که نه لوکيشن خوب دارد نه تصويربرداري و موسيقي مناسب و… را مردم پيگيري نمي‌کنند.
کم‌کار هستيد اما شاکي نيستيد، بجز بازيگري حرفه ديگري داريد؟
حرفه‌ام فقط بازيگري است! اما اعتقاد ندارم که باند و مافياي پشت پرده نمي‌گذارد، مثلا به من نقش برسد. هميشه همين بوده و خواهد بود. اما احترام بازيگران را حفظ کنيم و به آنها نقش‌هايي پيشنهاد بدهيم که با شخصيت و کارنامه حرفه‌اي‌شان همخواني داشته باشد. اتفاق بدي که افتاده ملاک تهيه‌کننده‌ها و کارگردانان براي انتخاب بازيگران، تعداد فالوئرهايي است که در شبکه‌هاي اجتماعي و اينستاگرام دارند! اين چه ملاکي است؟ همه مي‌دانيم فالوئر قابل خريدن است! باعث تاسف است که مي‌گويند بازيگري که فالوئر و دنبال‌کننده زياد دارد، بيشتر ديده مي‌شود. توانايي بازيگر اصلا ملاک نيست! همين باعث شده که خيلي از بازيگران توانمند خانه‌نشين و تعدادي از بازيگراني که توانايي چنداني هم ندارند بشدت پرکار شوند. برخي از بازيگران هستند که در بيشتر کارها ديده مي‌شوند، بدون هيچ خلاقيت و نوآوري در شخصيت و اجرا، انگار فقط لباسشان در کارها تغيير مي‌کند! نکته قابل تامل ديگر حضور برخي از افراد به‌عنوان مهمان در برنامه‌هايي مانند دورهمي و خندوانه است که گاهي مردم آنها را نمي‌شناسند در حالي که بازيگران معروف و قديمي هم هستند که هرگز به اين برنامه‌ها دعوت نمي‌شوند!‌ من اصالتا کرد هستم و شخصيتم طوري است که از شرايط شاکي نمي‌شوم و به زبان نمي‌آورم اما واقعيت اين است که بازيگران زيادي هستند که شرايط خوبي ندارند و بهتر است در تقسيم نقش‌هاي آثار تلويزيوني و سينمايي جوري عدالت و تنوع رعايت شود که بازيگراني از نسل‌هاي مختلف در کنار هم قرار گيرند!


نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۲)


هفته نامه چلچراغ – سهیلا عابدینی: نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد. به مرور نوستالژی با احساسات رمانتیک گره خورد و در کارهای مختلف هنری و در خاطرات مردم عادی جاری شد. حالا دیگ راین جاری شدن به قدری گسترش پیدا کرده که با توجه به سرعت تغییرات در دنیای امروز و مسائل روزمزد زندگی امروزه باید با خود این واژه عکس یادگاری گرفت که هر لحظه، لحظه قبل ما طوری گذشته است که باور کردنش سخت است.

مصاحبه با امیرحسین صدیق، آقای پدر زی زی گولو

نوستالژی تا به تا

آقای صدیق، به عنوان یک بازیگر، با توجه به نقش محبوب آقای پدر، و کارگردان «در به درها» برنامه های کودک و نوجوان برای شما چقدر دغدغه است؟

– مطمئنا از دغدغه های اصلی است. اولین کاری که با آن شناخته شده، کار کودک و نوجوان بوده. من تئاتر را از کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان با تئاتر کودک و نوجوان شروع کردم. بعد در سن بزرگسالی تئاتر حرفه ای کار کردم و فیلم کودک «در به درها» را کارگردانی کردم که با استقبال خوبی هم روبرو شد، متاسفانه همه می دانیم که سینمای کودک ما هم دوران بدی را مثل سینمای بزرگسال مان می گذراند. برنامه های تلویزیونی که برای کودک و نوجوان ساخته می شود. گاهی تلاش هایی در آن دیده می شود ولی غالبا از طرف تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان، خیلی سرسری و سطحی و کودکانه به آنها نگاه می شود. اینها نشان می دهد آن طور که باید و شاید، به کار کودک و نوجوان رسیدگی نمی شود.

از پیچیدگی ها با ریزه کاری های نقش آقای پدر در «قصه های تا به تا» چیزی یادتان مانده؟

– آن موقع این قدر هیجان زده بودم، این قدر خوشحال بودم از فرصتی که برایم به وجود آمده که هر آنچه بلد بودم و در توان داشتم، برای آن نقش گذاشتم. الان که گاهی پخش مجددش را نگاه می کنم، می بینم دریغ از یک ذره ریزه کاری. (می خندد) آنچه هست، ماحصل زحمت خانم برومند است، چون من آن موقع خیلی جوان بودم، ۲۱ ساله. از تئاتر هم آمده بودم، باید کنترل می شدم که بازی ام شبیه بازی تلویزیونی باشند، همه توانم را گذاشته بودم، منتها خب معلوم است که آدم ذوق زده نمی تواند به ریزه کاری فکر کند.

نوستالژی تا به تا

شما معمولا با چهره ای خندان و مهربان، بازی راحتی را از خودتان ارائه می دهید. در «قصه های تا به تا» هم، همین طور بود. چقدر از این بازی ساده و راحت مال خودتان بود، چقدر خانم برومند، نقش داشتند.

– من بازیگری بودم که یک تجربه کوتاه سینمایی و یک اپیزود کوتاه کار آقای هدایت را داشتم. به هر حال برای نقش اصلی سریالی پرمخاطب که حس های مختلف و فضای فانتزی دارد، مطمئنا من خیلی پختگی بازیگری در آن نقش را نداشتم. آموخته هایم را از دوران نوجوانی که تئاتر کار می کردم، آورده بودم. آن کسی که توانستند مرا کنترل کنند، خانم برومند بودند. البته خیلی هم از انتخاب من راضی نبودند، چون نگاه شان به آقای پدر جور دیگری بود؛ یک آدم سن و سال دارتر، یک ذره پدرتر با یک شکمی و یک سبیلی و کمی کچل و اینها خوشبختانه بازیگرانی که انتخاب کرده بودند، به هر علتی، نتوانستند بیایند، از سر ناچاری مرا انتخاب کردند، آخرین گزینه شان بودم.

خیلی ها را تست گرفتند، حتی پای صحبت و قرارداد هم رفتند. من مرهون زحمات خانم برومند و گروه هستم. گروه حرفه ای بود، عروسک گردان ها و ارتباط بازیگر با عروسک که خیلی کار مهم و سختی است، مخصوصا برای یک جوان خام. همه و در رأس این هرم خانم برومند به من کمک کردند با دقت و نکته بینی و سختگیری فراوان سعی می کردند آن چیزی را که می خواستند، بهش برسند. یادم است سکانسی را مربوط به قسمت خنده، ظهر تا شب گرفتیم و آخر شب آن نتیجه ای که می خواستند، درآمد. کوتاه نمین آمدند. روی من هم فشار بود، چون خیلی علاقه مند بودم به کارم، همه سختی ها را تحمل کردم و راضی ام.

شما از بین برنامه های عرسکی و عروسک ها کدام را بیشتر دوست دارید ؟

– (می خندد) خب ترجیحا کارهایی که خودم کردم، مثل زی زی گولو، که اصلا نمی شود با شخصیت دیگری از لحاظ محبوبیت و اینها مقایسه کرد. شخصیت های کار خودم را بیشتر دوست دارم که طراحی عروسک و طراحی لباس را خودم انجام دادم و تا مراحل آخر بغل دست دوستان سازنده بودم. در «شهر موش های ۲» کورالموش را از همه بیشتر دوست دارم که طراحی عروسک و صداپیشه اش خودم بودم.

حرف آخر، نکته جالب یا درددلی اگر دارید، بفرمایید.

– برایم جالب است که هنوز وقتی کاری از من پخش می شود، بعد از ۲۰ و چند سال به عنوان بابای زی زی گولو مرا می شناسند. با این که کارهای دیگری داشتم که با اقبال عمومی هم مواجه بوده، گاهی اوقات فکر می کنم چطور یک کار خوب در روحیه چندین نسل تاثیر می گذارد! در این ۱۵-۱۰ ساله اخیر برای نسل های بعدی که بزرگسالانمان هستند چه کردیم؟ چه می کنیم؟ آیا هنرمندان ما نمی سازند؟ آیا فکر خلاق نداریم؟

و همیشه می گویم نه، هم هنرمندش را داریم، هم ایده های خوب و خلاق. پس چرا برای شان کار نمی سازیم و بعد گله می کنیم. هجوم فرهنگ فرهنگ بیگانه و ماهواره و فیلم های خارجی. اگر خودمان کار نکنیم، مطمئن باشید وقتی خوراک درستی در اختیار بچه ها و نوجوان ها و حتی بزرگسالان قرار نگیرد، پناه می برند به آنچه در بازار خارج از ایران موجود است. این واضح است، منتها که باید گوش کنند که بشود؟ امیدوارم آن کسی که باید بشنوند. دیگ راین که نوستالژی بودن، مسئولیت سنگینی است.

به عنوان یک آدم عادی که زندگی شخصی دارم، نمی توانم خیلی از کارهای زندگی روزمره ام را انجام دهم. غالبا به من معترض می شوند که شما نوستالژی ما هستید . چرا در فلان فیلم بازی می کنید؟ درست است که لطف دارند به چشم نوستالژی به ما نگاه می کنند ولی به هر حال ما هم بازیگریم و باید در عرصه ها و کارهای مختلف بازی کنیم. خوب است. علاوه بر این که به چشم نوستالژیک به ما نگاه می کنند، یک ذره هم به ما حق بدهند که در نهایت آدمی هستیم که کار مشخصی داریم و معایبی که همه آدم ها دارند.


1 2 3 167