Author Archives: admin

سریال «رهایم نکن»؛ افطاری تلخ تلویزیون برای روزه‌داران


هفته‌نامه همشهری جوان – مرجان فاطمی: «رهایم نکن» اولین سریالی است که این شب ها بلافاصله بعد از افطار روی آنتن می رود. بیشتر سریال های محمد مهدی عسگرپور فضای تلخی دارند و به نظر می رسد «رهایم نکن» هم از این قاعده مستثنی نیست. سریال در قسمت های ابتدایی با مرگ و بیمارستان و خیانت و … شروع شد و یک مقدار مخاطبانش را متعجب کرد. مصاحبه ما با محمد مهدی عسگرپور درباره این سریال را بخوانید.

عجله نکنید؛ امید هم می دهیم

ماه رمضان، ماه سوگواری نیست و طبیعتا سریالی که برای بعد از افطار تدارک دیده می شود هم نباید زیاد تلخ باشد. چرا «رهایم نکن» آنقدر تلخ است؟ شما از ابتدا می دانستید قرار است این سریال برای ماه رمضان ساخته شود؟

درباره تلخ بودن باید بگویم واقعیت این است که من این کار را تلخ نمی دانم. ما بعضی وقت ها جدیت را با تلخی مترادف می دانیم اما به نظرم این کار تلخ نیست، فقط جدی است. ممکن است در یک کار سکانسی از مرگ یک نفر داشته باشیم یا یک نفر را در بیمارستان به حالت ناخوشی نشان دهیم اما اینها را نباید به مثابه تلخی گرفت. البته الان صحبت راجع به این مسئله یک مقدار زود است، چون کار از یک جایی به بعد به سمتی می رود که اتفاقا امیدبخش می شود.

عجله نکنید؛ امید هم می دهیم

مسئله دیگر اینجاست که زمان پخش «رهایم نکن»، درست بعد از برنامه ماه عسل است و تلخی آن برنامه، با این سریال پیوند می خورد.

– این مسائل به مدیریت رسانه ربط دارد که سریال ها و برنامه ها را چطور پشت هم قرار می دهد.

در همین چند قسمتی که از پخش سریال می گذرد، به یکسری مشابهت ها میان این سریال با سریال های دیگر رسیده ایم. مثلا مشابه شخصیت حاج رسول را قبلا در کاراکتر «بزرگ» سریال «جراحت» دیده بودیم، شما به این موضوع قائل بودید و می خواستید روی همان محور پیش بروید یا این شباهت کاملا اتفاقی رخ داده؟

– من متوجه این مشابهت بودم. می دانستم وقتی می خواهم از آقای تارخ در قامت یک مرد میانسال که وجه مذهبی دارد و بزرگ خانواده است، استفاده کنم ممکن است این شباهت پیش بیاید اما چیزی که خیال من را راحت می کرد، روند داستان بود. شما به زودی متوجه می شوید که مسئله ای که رسول در این کار با آن مواجه است، به طور کل با شخصیت بزرگ متفاوت است. این پدیده را می توانیم به اداره کردن آدم ها توسط یک بزرگتر تعمیم دهیم و در این صورت داستان به طور کل متفاوت خواهد شد. این مسئله باعث شد بتوانم این ریسک را بپذیرم.

فکر نمی کردید بهتر است گریم متفاوتی برای این بازیگر در نظر بگیرید؟ حداقل مدل موهایش را تغییر دهید؟

– خیلی نمی دانستم باید چه کار کنم. البته تفاوت که وجود دارد. شما اگر عکس های «جراحت» را با «رهایم نکن» مقایسه کنید، متوجه می شوید که چهره امین تارخ در این دو کار کاملا باهم فرق دارد اما خیلی هم نمی شود کاری کرد. به هر حال صورت بازیگر یک بیس مشخص دارد و هرکاری هم بکنیم ۷۰ درصد شخصیت شبیه خواهد شد. فقط می ماند مدل مو و ریسش. ما یک مقدار تغییر ایجاد کردیم. اگر نقش رسول را بدون ریش در نظر گرفته بودم تفاوت بیشتر می شد اما من آن را نمی خواستم.

شما برای نقش زن اغواگر سریال تان دست روی مارال فرجاد گذاشتید؛ بازیگری که زیاد به لحاظ ظاهر و سبک بازی، به مختصات چنین زن هایی جور در نمی آید. چرا مارال فرجاد؟

– معمولا وقتی شخصیتی را می نویسیم با توجه به کارکردهایی که در سریال دارد، ویژگی هایی برایش طراحی می کنیم. مثلا می گوییم این شخصیت چقدر باید جذاب باشد، چقدر زیبا باشد، چقدر زمينه اغواگری داشته باشد، چقدر می تواند اهل بیزینس باشد و … قبول دارم گزینه های بیشتری برای این نقش می توانست وجود داشته باشد

اما من احساس کردم اینها می تواند در شخصیتی مثل خانم فرجاد هم باشد. تلاش کردم به شخصیتی برسم که در عین حال که اغواگری می کند یک مدلی از راستی هم داخلش دیده شود. یعنی ترکیبی از اغواگری و نیازهایی که همیشه در زندگی با آنها روبرو بوده، او هم نماینده ای از همین نسل است که بلندپروازی هایی دارد و فکر می کند از برخی راه ها سریع تر می تواند به هدفش برسد. فکر کردم با قامت و وجنات خانم فرجاد همخوانی دارد.

عجله نکنید؛ امید هم می دهیم

یک مسئله ای که زمان پخش «نفس گرم» هم بحث برانگیز بود، نگاه شما به زن در سریال هاست. شما در «نفس گرم» از زنی صحبت به میان آوردید که بعد از سال ها زندگی متوجه خیانت همسرش می شود اما او را می بخشد. اینجا هم آذر، زنی است که به خاطر علاقه به رسول هیچ گاه بعد از او به ازدواج فکر نمی کند و تنها می ماند و حالا خیلی راحت بعد از ۳۰ سال او را می بخشد. چرا زنان سریال های شما هر بلایی هم سرشان بیاید باز می بخشند؟ انگار مردها می توانند راحت زندگی کنند و خیلی راحت توسط زن ها بخشیده شوند. این نگاه شما می تواند در شرایط فعلی قابل باور باشد؟

– نگاه من زیاد غیرطبیعی نیست. ولی می پذیرم که در شرایط اجتماعی فعلی، زیاد قابل پذیرش نیست. البته فکر می کنم الان در دنیا رجعتی به سمت توانایی های زن و مرد صورت گرفته اما در کشور ما هنوز این اتفاق نیفتاده. ما هنوز در تعریف میان مرد و زن تابع تعریف های ۳۰-۲۰ سال پیش اروپا هستیم. آنها الان از ما جلو افتاده اند. من همیشه در زندگی ام زن هایی را دیده ام که توانسته اند بدی ها را ببخشند. فکر می کنم در مجموع خانم ها بخشنده تر از آقایان هستند. همیشه این مسئله را به عنوان پارامتر مثبت معرفی می کنم اما خیلی ها اعتراض می کنند که زن ها را ساده فرض کرده ام.

به نظر من این دو جنس طوری خلق شده اند که ویژگی های متفاوتی دارند و این که مجموعا زن ها بخشنده ترند به معنای سادگی شان نیست. بازنده اصلی آنها نیستند. به نظر من برنده اصلی نهایتا آن کسی است که می تواند ببخشد. نمی توانیم بگوییم مرد پیروز شد، چون توانست زن دیگری بگیرد و زن شکست خورد چون نتوانست به کس دیگری دل ببندد. در عالم هستی هم مادر بودن به خاطر بخشندگی زیاد، به زن تعلق گرفته. من فکر می کنم این چیز بدی نیست. اینجا هم دقیقا روی صحبتم همین است و حتی تقویت هم می شود. نهایتا کسی که می تواند این معادلات را حل کند و وضعیت را به سمت بهتری ببرد، یک زن است. نقشی که برای زن در این سریال در نظر گرفته ام، قوی تر و پررنگ تر از قبلی هاست.

تا اینجای کار از بازخورد سریال راضی هستید؟

– خدا را شکر بد نبوده اما همه ما می دانیم که مخاطبان تلویزیون در سال های اخیر به شدت ریزش داشته. وقتی میزان مخاطبان را از زمان پخش «جراحت» تا الان مقایسه می کنم و جلو می آیم تازه می فهمم که تلویزیون چقدر مخاطبانش را از دست داده است. البته در مناسبت هایی مثل نوروز و رمضان مقطعی مخاطب به دست می آورد الان هم در مجموع، استقبال از سریال بد نبوده و خوشبختانه دیده شده است.


سریال های پلیسی موفق ایرانی تلویزیون


خبرآنلاین – نژلا پیکانیان: در سال‌های اخیر تلویزیون اشتیاق زیادی برای تولید و ساخت مجموعه‌های پلیسی نشان داده است، مجموعه‌هایی که تعداد آثار موفق‌ آن شمار انگشتان دست هم نمی‌رسد. ژانر پلیسی بدون شک از پرطرفدارترین گونه‌های آثار سینمایی و تلویزیونی است که در همه جای دنیا طرفداران زیادی دارد. روحیه ماجراجویانه ما ایرانی‌ها نیز ما را در زمزه مخاطبان پر و پا قرص این آثار قرار می‌دهد.

با نگاهی به تاریخچه پخش آثار پلیسی در تلویزیون متوجه می‌شویم کارگردان‌های زیادی پای‌شان به تلویزیون برای ساخت آثاری در این ژانر باز شده است. علاقه به کارگردانی اثری پرهیجان و معمایی به سال‌های پیش از انقلاب هم برمی‌گردد. برخی از کارگردانان در خلق آثارشان موفق بوده‌اند و برخی دیگر نه تنها نتوانستند کاری مخاطب پسند ارائه دهند بلکه کیفیت آثارشان از چند اثر قابل قبول در این عرصه نیز پایین‌تر آمد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

نمی‌توان از ژانر پلیسی در کشورمان صحبت کرد، اما به محدودیت‌هایی که در این زمینه وجود دارد اشاره‌ای نکرد. گرچه در این میان کارگردان‌هایی مثل مهدی فخیم‌زاده بودند که توانستند حتی سد حضور خانم‌ها در آثار مردانه پلیسی را هم بشکنند و هم در نقش خلافکار و هم پلیس از خانم‌های بازیگر استفاده کنند، ولی به طور کلی امکانات و تجهیزات حرفه‌ای که سریال‌سازان ما در اختیار دارند با آن سوی آبی‌ها قابل مقایسه نیست و اساسا از آنجایی‌که سریال پلیسی ساختن در تلویزیون ما الگوی مناسبی ندارد بیشتر آثار ساخته شده در این زمینه چندان چنگی به دل نمی‌زنند.

با این اوصاف شاید توقع ساخت آثاری که بتواند با بهترین‌های خارجی رقابت کند در ایران وجود نداشته باشد اما ارائه اثری متناسب با استاداردهای خوب و نه عالی جهانی حداقل توقعی است که می‌توان از مجموعه‌های پلیسی ایرانی داشت. به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر تلویزیون سعی در ارائه تصویر متفاوت از پلیس به مخاطب داشته، گرچه در این هدف موفق نشده است. از این نکته نیز نباید غافل شد که تولیدات پلیسی سال‌های اخیر اغلب با مشارکت نیروی انتظامی و ناجی هنر روانه آنتن شده‌اند.

حدود یک هفته از هفته پلیس و پخش سریال «گشت ویژه» که مجموعه مناسبتی امسال تلویزیون برای این ایام بود می‌گذرد. همین مناسبت بهانه‌ای شد تا نگاهی به سریال‌های ساخته شده در ژانر پلیسی بیندازیم، چه آنها که موفق بودند و چه آنهایی که با شکست مواجه شدند.

چنگک/ فریبرز صالح/ سال ۵۶

علاقه به آثار پلیسی از سال‌ها قبل در مخاطبان تلویزیون وجود داشت و ساخت یک اثر پلیسی پیش از انقلاب گواه مدعاست. اولین سریال پلیسی ایرانی «چنگک» نام داشت که فریبرز صالح کارگردان فیلم سینمایی «سفیر» آن را کارگردانی کرده بود. این سریال که در سال ۱۳۵۶ تولید و از تلویزیون ملی ایران پخش شد ماجراهای پلیسی با چاشنی طنز را روایت می‌کرد. جلال پیشوائیان که در آن سال‌ها بیشتر در نقش‌های منفی بازی می‌کرد به همراه محمد متوسلانی، مرتضی احمدی، عزت‌الله مقبلی و… در این سریال ایفای نقش می‌کردند.

هشدارهای پلیس/ محسن شامحمدی/ سال ۶۷

دومین سریال با تم پلیسی و ماجراجویی در ایران تقریبا ۱۰ سال بعد از انقلاب ساخته و پخش شد. مخاطبان پر و پا قرص سریال‌های تلویزیونی که در سال‌های گذشته تعدادشان بیشتر بود حتما نام محسن شامحمدی را به عنوان کارگردانی پلیسی‌ساز به خاطر می‌آورند.

شامحمدی در سال ۶۷ با ساخت سریال «هشدارهای پلیس» نام خودش را به عنوان اولین کارگردان پلیسی‌ساز در ایران بعد از انقلاب ثبت کرد و تا سال‌ها نیز در زمینه ساخت آثار پلیسی به فعالیت پرداخت. «هشدارهای پلیس» همچنین اولین سریالی بود که با مشارکت نیروی انتظامی ساخته شد.

این مجموعه درباره یک کلاه‌بردار حرفه‌ای به نام کمالی بود که تحت تعقیبِ نیروی انتظامی است و هربار ماجرایی از تبهکاری او به نمایش در می‌آید. نکته جالب اینکه سرهنگ هدایت‌الله سجادی که در سال‌های اخبر به عنوان کارشناس انتظامی در فیلم و سریال‌ها با گروه‌های سازنده همکاری می‌کند در این سریال به ایفای نقش پرداخته بود. مهدی آریان‌نژاد (در نقش کمالی)، بهزاد رحیم‌خانی، غلامحسین لطفی، ابراهیم بصیرت و … هم از بازیگران این سریال بودند که از شبکه یک پخش شد.

آینه عبرت/ علی نقی‌لو و محسن شامحمدی/ سال ۶۸

شاید کمتر کسی بداند، سریال پرطرفدار «آیینه عبرت» در دو سری ساخته شد و کارگردان این دو مجموعه نیز در بخش اول و دوم با هم فرق داشتند. بخش اول این مجموعه تلویزیونی را سال ۶۷ تا ۶۸ علی نقی‌لو کارگردانی کرد و حدود یک سال بعد تا سال ۷۰ محسن شامحمدی ساخت این مجموعه را برعهده گرفت.

 
«آیینه عبرت» برخلاف سریال‌های قبلی که در ژانر پلیسی ساخته شده بودند داستان ماجراجویانه‌ای نداشت، اما به شدت مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و در زمان پخش و حتی تا سال‌ها بعد به یکی از پر مخاطب‌ترین مجموعه‌های سیما بدل شد. سری اول این مجموعه در پنج قسمت روی آنتن رفت، اما با آمدن شامحمدی به عنوان کارگردان ساخت آن دو سال به طول انجامید و این سریال در ۵۰ قسمت روی آنتن رفت. داستان «آیینه عبرت» درباره اعتیاد و عواقب آن بود و یکی از پر طرفدارترین اپیزود‌های آن «برگ‌ریزان» نام داشت. اپیزودی که جواد گلپایگانی با ایفای نقش آتقی توانست یکی از ماندگارترین کاراکترهای تلویزیونی را بیافریند. محمود دینی در نقش علی نیز دیگر شخصیت محبوب این سریال تلویزیونی بود که مخاطب همچنان او را به خاطر دارد.

 


مزد ترس/ حمید تمجیدی/ سال ۷۱

برای مخاطبان سال‌های نسبتا دور تلویزیون به خصوص بچه‌های اوایل دهه ۷۰ «مزد ترس» سمبل یک سریال ترسناک و حادثه‌ای به شمار می‌رود. سریالی که حمید تمجیدی آن را در سال ۷۱ کارگردانی کرد و برخلاف بیشتر سریال‌های پلیسی که تا پیش از این از شبکه یک پخش شده بودند. از کانال دو صدا و سیما به روی آنتن رفت.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

«مزد ترس»  داستان زندگی سروان ناصر محمدی (با بازی عبدالرضا اکبری) یکی از کارآگاهان اداره آگاهی بود که طی یک مأموریت، مسئولِ پیگیری قتلِ یک نوازندۀ ارکستر سمفونیک می‌شود که جسد سوخته‌اش را در محل تخلیۀ زباله پیدا کرده‌اند. این سریال در آن زمان از حضور بازیگر‌انی چون رضا بنفشه‌خواه، علی دهکردی، حمیده خیرآبادی، محبوبه بیات، رقیه چهره‌آزاد، فریبرز عرب‌نیا و … نیز بهره گرفته بود.

چالش بین پلیس و خلافکار در این سریال به خوبی به تصویر کشیده بود و برخی این مجموعه تلویزیونی را جزو اولین سریال‌هایی که در آن تابوی شکست‌‌ناپذیری پلیس در مقابله با خلافکاران شکسته شد می‌دانند. «مزد ترس» در زمان پخش‌اش آنقدر مورد توجه قرار گرفت که سه سال بعد یعنی در سال ۷۴ قسمت دوم آن به نام «بازی با مرگ» ساخته و از تلویزیون پخش شد. سریالی که هیچ وقت مثل بخش اول دیده نشد و مورد توجه مخاطب قرار نگرفت.

 


شلیک نهایی/ محسن شامحمدی/ سال ۷۴

محسن شامحمدی که ید طولایی در ساخت آثار پلیسی برای تلویزیون داشت سال ۷۳ شروع به ساخت یکی از جدی‌ترین مجموعه‌های پلیسی تلویزیون کرد. «شلیک نهایی» به نوعی اولین سریال جدی بود که همه داستان و اتفاق‌هایش پلیسی بودند و مخاطب برای اولین بار با چنین مجموعه‌ای که همه وجوه‌اش معمایی است رو به رو شد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

این سریال که حسین پاکدل به همراه شامحمدی نویسنده‌اش بودند یک سال بعد یعنی سال ۷۴ از شبکه یک پخش شد و به شدت هم مورد توجه قرار گرفت. در «شليك نهايي» داريوش فرهنگ نقش اصلی را بازی می‌کرد، سرگرد كلاني که فرهنگ توانسته بود جدیت و استواری شخصیت پلیس را در این کاراکتر به خوبی به نمایش بگذارد. پرونده‌های جنایی زیادی در طول پخش این سریال در دل قصه آن روایت شدند و شاید یکی از دلایل اقبال این مجموعه نیز الهام داستان‌ها از واقعیت بود. اتفاقی که در سال‌های اخیر کمتر در تلویزیون می‌افتد و نه پلیس و نه خلافکارانی که در مجموعه‌های جدید می‌بینیم هیچ کدام به واقعیت نزدیک نیستند.

 


کاراگاه علوی/ حسن هدایت/ سال۷۵

یک سال بعد از پخش سریال موفق «شلیک نهایی» مخاطبان تلویزیون باز هم تماشاگر یک سریال پلیسی دیگر شدند. اما این بار ماجرا رنگ دیگری به خود گرفته بود و حسن هدایت نویسنده و کارگردان سریال «کاراگاه علوی» تصمیم گرفته بود ماجراهای پلیسی‌اش را بین سال‌های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۴ روایت کند. با پخش سریال «کاراگاه علوی» به بازی احمد نجفی پای کاراگاه بازی به مجموعه‌های تلویزیونی باز شد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

داستان این سریال هم درباره زندگی یکی از همین کاراگاهان به نام علوی بود که در اداره تامینات فعالیت می‌کند و با اتفاقات عجیب و غریبی مواجه می‌شود که این اتفاق‌ها در هر قسمت از این مجموعه برای بیننده روایت می‌شدند. شکل و شمایل و ساختار نسبتا متفاوت «کاراگاه علوی» مورد توجه خیلی‌ از مخاطبان قرار گرفت، تا جایی‌که چند سال بعد بخش دوم این مجموعه نیز با بازی نجفی ساخته شد که البته مثل بیشتر مجموعه‌های ایرانی که در فصل‌های بعدی‌شان موفقیت بخش اول را کسب نکرد آنچنان خوب از آب در نیامد.

 


سرنخ/ کیومرث پوراحمد/ سال ۷۵

میانه دهه ۷۰ دیگر مخاطبان ثابت سریال‌های تلویزیونی ایرانی به تماشای لااقل سالی یک اثر پلیسی عادت کرده بودند. آن سال‌ها نه هنوز خبری از سریال‌های ماهواره‌ای بود و نه بازار تماشای سریال‌های خارجی اینقدر داغ شده بود. تماشای قصه‌های وطنی حتی از نوع پلیسی‌اش برای مردم جذاب بود و آنها را به تعقیب قصه‌های پلیسی که در سریال‌ها روایت می‌شد وا می‌داشت. شاید همین استقبال خوب مخاطبان تلویزیون بود که کارگردان‌های بیشتری را هم برای ساخت اثر در این ژانر ترغیب می‌کرد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

کیومرث پوراحمد که در آن سال‌ها بیشتر به خاطر ساخت «قصه‌های مجید» به محبوبیت رسیده بود در سال ۷۵ تصمیم به ساخت مجموعه‌ای پلیسی معمایی گرفت. سریالی که بعدها یکی از موفق‌ترین و پرطرفدارین آثار ساخته شده در این ژانر شد  و محمدرضا فروتن را نیز به عنوان چهره جدید بازیگری به مخاطبان تلویزیون شناساند. «سرنخ » در هر قسمت ماجراهای پلیسی یک پلیس اصفهانی به نام اوصیا (با بازی جهانبخش سلطانی) را روایت می‌کرد. پلیسی که به همراه دستیارش (با بازی بهزاد خداویسی) اتفاق‌های جالبی را هم رقم می‌زنند. ساختار معماگونه و گره‌هایی که بیننده در هر قسمت با آن مواجه می‌شد «سرنخ» را میان مخاطبان محبوب ساخت.

 


تصمیم نهایی/ محسن شامحمدی/ سال ۸۰

شش سال بعد از پخش سریال موفق «شلیک نهایی» محسن شامحمدی کارگردان آن مجموعه سریالی جدید با همان حال و هوا به نام «تصمیم نهایی» را مقابل دوربین برد. در این سریال هم مثل بخش اولش داریوش فرهنگ نقش اصلی را بازی می‌کرد. «تصمیم نهایی» داستان فردی به نام اسماعیل کلالی بود که فرزندش قربانی اعتیاد شده است و با اعتقاد به عدالت شخصی، همراه همسرش راضیه، تصمیم به مجازات عاملان قتل فرزند خود می‌گیرد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

این سریال بر خلاف سری اولش بیشتر درونمایه‌های اجتماعی داشت و البته تم اصلی آن پلیسی بود. علی نصیریان، فتحعلی اویسی، حسین پناهی، مهوش افشارپناه و … از جمله بازیگران این سریال بودند که آن نیز نتوانست مثل بخش اولش در جلب نظر مخاطب موفق باشد.

 


پلیس جوان/ سیروس مقدم/ سال ۸۰

بعد از چند سال خالی بودن آنتن شبکه های تلویزیون از سریال پلیسی رفته رفته بازار ساخت این گونه آثار مجددا داغ شد و سیروس مقدم یکی از آغازگران این شروع دوباره بود. او سال ۸۰ سریال «پلیس جوان» را روی آنتن برد، سریالی که روایت همزمان چند قصه بود اما حضور شهاب حسینی به عنوان یک افسر پلیس جوان آن را در زمره کارهای پلیسی تلویزیون قرار داد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

داستان این سریال درباره یونس پلیس جوانی بود که پدرش در مقام قاضی دادگستری سال‌ها پیش به شکل مشکوکی به قتل رسیده و او به توصیه‌های مادرش برای کشف راز قتل پدر وارد دانشکده پلیس شده بود. این ستوان آگاهی در خلال جست‌وجوی راز قتل پدر هر قسمت ماجراهای تازه‌ای برای تماشاگران روایت می‌کرد. مخاطبان تلویزیون آن روزها شهاب حسینی را به اندازه حالا نمی شناختند و او نیز هیچ یک از موفقیت‌هایی که امروز در کارنامه‌اش دارد به دست نیاورده بود، اما در همان سال‌ها هم توانست نقش‌آفرینی قابل قبولی از خود در قالب یک شخصیت جستجوگر ارائه دهد. یکی دیگر از نقش‌های به یادماندنی این سریال را مریلا زارعی بازی کرد، او در این مجموعه نقش یک خبرنگار را داشت که پا به پای یونس وارد ماجراجویی‌ها می‌شد.

 


خواب و بیدار/ مهدی فخیم زاده/ سال ۸۱

یکی از متفاوت ترین سریال‌های پلیسی که اوایل دهه ۸۰ روی آنتن رفت «خواب و بیدار» بود، سریالی که در زمان پخش به خاطر محبوب شدن یکی از بازیگران نقش منفی‌اش به «ناتاشا» معروف شده بود. مهدی فخیم‌زاده که پیش از ساخت این سریال چند مجموعه تاریخی را مقابل دوربین برده بود، در سال ۸۰ تصمیم به ساخت مجموعه‌ای پلیسی برای تلویزیون گرفت. سریالی که هم رمزآلود بود، هم حضور نیروهای پلیس و تقابلشان با خلاف کاران پررنگ بود و هم از صحنه‌های اکشن بی‌بهره نبود. یکی دیگر از عوامل مورد توجه قرار گرفتن این سریال حضور زنان در نقش‌های مختلف بود.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

فخیم‌زاده در این سریال علاوه بر استفاده از چند بازیگر به عنوان پلیس‌های قصه، نقش اصلی و خلافکار قصه، ناتاشا را هم به رویا نونهالی سپرد، کاری که شاید در آن دوران ساختارشکنی محسوب می‌شد. همه این عوامل دست به دست هم داد تا بعد از چند سال بی‌رونقی تلویزیون در پخش یک سریال پلیسی خوب این اثر مهدی فخیم‌زاده لقب یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های پلیسی را به خود اختصاص دهد. رویا نونهالی، مهدی فخیم‌زاده، دانیال حکیمی، لادن طباطبائی، لیلا برخورداری و … از بازیگران این سریال بودند.


کلانتر/ محسن شامحمدی/ سال ۸۲

محسن شامحمدی دو سال بعد از «تصمیم نهایی» سراغ یک اثر پلیسی جدید رفت و بخش اول «کلانتر» را جلوی دوربین برد. ایرج نوذری در قامت یک افسر کارکشته پلیس در «کلانتر» ظاهر شد و ماجراهای پلیسی این سریال را به همراه بازیگران دیگری چون بابک نوری، آناهیتا همتی، کیوان محمود نژاد، پویا امینی و … رقم زد. «کلانتر» در بخش اول موفقیت نسبتا خوبی به دست آورد و به لحاظ ساختار هم از از دو بخش دیگر قوی‌تر بود. اما در بخش دوم و البته بیشتر از همه سوم هم از لحاظ فیلمنامه و هم ساختار و حتی انتخاب بازیگران افت پیدا کرد و طبیعی بود که دیگر مخاطب بخش اول را هم نداشته باشد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

ایرج نوذری که در دو بخش اول و دوم نقش افسر پلیس را ایفا کرده بود در فصل سوم حضور نداشت و همین برای مخاطبانی که به دیدن او به عنوان کلانتر قصه عادت کرده بودند نکته‌ای منفی به شمار می‌رفت. شامحمدی پنج سال بعد از بخش اول یعنی در سال ۸۷ فصل سوم سریال را کارگردانی کرد.


حس سوم/ مهدی فخیم زاده/ سال ۸۴

مهدی فخیم‌زاده حدود سه سال بعد از «خواب و بیدار» تصمیم به ساخت سریال پلیسی دیگری گرفت؛ مجموعه‌ای که خیلی‌ها در ابتدای پخش‌اش فکر می‌کردند می‌تواند خاطره خوب «خواب و بیدار» را برای‌شان زنده کند. اما «حس سوم» ساخته جدید فخیم‌زاده هم به لحاظ قصه و هم ساختار فاصله زیادی با اولین اثر ساخته شده این کارگردان در ژانر پلیسی داشت.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

«حس سوم» روایت قصه فانتزی یک زن با حس بویای خاص (با بازی نسرین مقانلو) شاید برای مخاطب عادی تلویزیون جذاب می‌آمد، اما روایت این اثر هیچ وقت نتوانست طرفداران جدی ژانر پلیسی را راضی نگه دارد. فخیم‌زاده در سال‌های بعد نیز چند اثر در ژانر پلیسی ساخت»، «بي‌صدا فريادكن» و «ساختمان ۸۵» از  جمله این آثار بودند که به جرات می‌توان گفت هیچ‌کدام نتوانستند موفقیت اولین کار این کارگردان در این زمینه را تکرار کنند.


کاراگاهان/ حمید لبخنده/ سال ۸۷

حمید لبخنده با ساخت سریال تلویزیونی «کاراگاهان»، یک اثر ناموفق را در ژانر پلیسی به نام خودش ثبت کرد. او سال ۸۷ این سریال را کارگردانی کرد، سریالی که در آن چند افسر پلیس پیگیر پرونده‌های جنایی و پلیسی می‌شدند، اما نوع قصه‌هایی که در این مجموعه روایت می‌شد چندان مورد توجه مخاطب قرار نگرفت و این سریال را در زمان پخش مثل برخی دیگر از آثار ساخته شده در این ژانر با شکست رو به رو کرد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

لبخنده در این سریال از حضور بازیگرانی چون مهدی هاشمی و اکبر زنجانپور بهره برد، اما حتی سوابق درخشان آنها در بازی نیز نتوانست این سریال را نجات دهد. شکت سریال‌هایی از این دست که صرفا با دستمایه قرار دادن داستانی به اصطلاح می‌خواهند نام مجموعه‌ای پلیسی-معمایی را با خود یدک بکشند ما را به این واقیعت نزدیک کرد که علاوه بر اینکه باید ملزومات ساخت یک اثر قابل قبول فراهم شود ساخت کار خوب نیز باید به اهل فن سپرده شود تا نتیجه خوبی را شاهد باشیم.

 


گارد ساحلی/ محسن شامحمدی/ سال ۸۸

زمانی که محسن شامحمدی بعد از ساخت چندین سریال پلیسی سراغ کارگردانی «گارد ساحلی» رفت خیلی‌ها این اثر را کپی ناموفقی از نمونه های خارجی  دانستند. نظری که بعد از چند قمست از پخش کاملا تایید شد و «گارد ساحلی» را در زمره آثار ناموفق ساخته شده در ژانر پلیسی قرار داد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

داستان این سریال درباره یک تاجر اهل تهران بود که مدتی کسی از او خبر نداشت، دختر او به همراه همسرش برای پیدا کردن او به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس می‌روند و درگیر ماجراهای پلیسی این قصه می‌شوند. اکبر زنجاپور نقش پلیس این سریال را بازی می‌کرد، اما بازی بی‌رمق و آرام او در نقش افسر پلیس به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد.

 


هوش سیاه/ مسعود آب پرور/ سال ۸۹

در تمام سال‌هایی که تلویزیون هیچ اثر ایرانی پلیسی برای پخش نداشت آثار خارجی پلیسی از شبکه‌های مختلف روی آنتن می‌رفتند و اتفاقا بسیاری از آنها مورد اقبال هم واقع می‌شدند. سریال‌های پلیسی خارجی آنقدر به لحاظ پروداکشن و ساختار قوی هستند که مخاطب ایرانی نیز تمایل بیشتری برای تماشای آنها دارد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

البته نباید از این نکته هم غافل شد که اگر بحث امکانات و پروداکشن را کنار بگذاریم، بیینده ایرانی از سریالی که داستانی منسجم، قابل‌باور و پرهیجان داشته باشد ولو اثری ایرانی، استقبال می‌کند. این موضوع به تجربه نیز ثابت شده و در تمام این سال‌ها سریال‌هایی که المان‌های یک اثر استاندارد پلیسی را داشتند با استقبال از سوی مخاطب مواجه شدند.

تقریبا پنج سال بعد از خالی بودن آنتن از یک مجموعه پلیسی خوب مسعود آب‌پرور تصمیم گرفت تا یک سریال پلیسی را هم به کارنامه کاری‌اش اضافه کند و از همین رو سراغ ساخت «هوش سیاه» رفت. «هوش سیاه» به جرائم رایانه‌ای می‌پرداخـت موضوعی که تا به حال کسی سراغ آن نرفته بود و در آن سال با هر چه بیشتر پررنگ شدن نقش فضای مجازی در زندگی روزمره افراد مورد توجه قرار گرفت. نقش اصلی پلیس این سریال به حسین یاری سپرده شده بود و کیکاووس یاکیده نیز نقش خلافکار قصه را داشت. «هوش سیاه» نیز سری بعدش ساخته شد و سال ۹۲ با همان مضمون روی آنتن رفت.

 


سقوط آزاد/ علیرضا امینی/ سال ۹۰

بازار پخش سریال‌های پلیسی از اواخر دهه ۸۰ رفته رفته رونق گرفت و ابتدای سال ۹۰ نیز علیرضا امینی با ساخت سریال «سقوط آزاد» این روند را ادامه داد. امینی در این سریال با استفاده از حضور بازیگران چهره‌ای چون حامد بهداد و پوریا پورسرخ سعی در جذب مخاطب داشت، اما صورت نگرفتن استقبال آن چنانی مخاطب از این مجموعه باز هم ثابت کرد برای ساخت یک اثر پلیسی موفق نمی‌شود به چند نکته از جمله انتخاب بازیگر چهره اکتفا کرد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟
 

 

گرچه حضور بهداد برای اولین بار در نقش پلیس مورد توجه خیلی قرار گرفت، اما نارضایتی مخاطبان این مجموعه از قصه نه چندان منسجم این مجموعه همچمنان شنیده می‌شد.

 


دیوار/ سیروس مقدم/ سال ۹۱

زمانی که سیروس مقدم «دیوار» را برای شبکه یک کارگردانی کرد دیگر نامش به عنوان یکی از کارگردان‌های مطرح تلویزیونی شناخته شده بود. البته شاید کمتر کسی به خاطر می‌آورد که او سال ها پیش تجربه ساخت سریالی پلیسی را پشت سر گذاشته. مقدم سال ۹۱ با فیلمنامه‌ای از سعید نعمت‌الله «دیوار» را جلوی دوربین برد و در آن به روایت زندگی جمیل رییس یک باند تبهکاری پرداخت که توسط همسر خواهرش سرهنگ یونس سبزی به زندان افتاده است و در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش با پسر سرهنگ سبزی مطلع می‌شود.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

آتیلا پسیانی در این سریال نقش افسر پلیسی را بازی کرد که البته با پلیس واقعی که اطراف‌مان می‌دیدیم تفاوت‌هایی داشت. این سریال به سفارش نیروی انتظامی ساخته شد و شاید بخش زیادی از ایرادهایی که به آن وارد شد نیز نشات گرفته از همین موضوع باشد.

 


ماتادور/ فرهاد نجفی/ سال ۹۲

فرهاد نجفی سال ۹۱ پیش تولید ساخت سریالی با نام «ماتادور» را آغاز کرد تا این مجموعه برای پخش پدر هفته نیروی انتظامی سال بعد آماده شود. «ماتادور» سال ۹۲ در هفته ناجا از تلویزیون پخش شد و در مقایسه با سریال‌هایی که در سال‌های اخیر از شبکه‌های مختلف پخش شدند توانست به مقبولیت بیشتری بین مخاطبان دست پیدا کند.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

گرچه ارائه چهره غیر واقعی از پلیس همچنان یکی از انتقادهایی بود که به این مجموعه وارد شد و فرهاد نجفی کارگردانش را بر آن داشت تا در گفت و گویی بگوید روابط پلیس‌ها در ین سریال عجیب و غریب نیست. نجفی در مصاحبه‌ای گفت: «روابط میان پلیس‌ها با یکدیگر در سریال «ماتادور» با سایر کارهای پلیسی ایران که تاکنون به روی آنتن رفته خیلی متفاوت است و در واقع بحث اصلی این مجموعه همین روابط میان پلیس‌هاست؛ بنابراین بینندگان از دیدن این روابط متفاوت تعجب نکنند.» از جمله نکات مثبت این سریال برای مخاطبان صحنه‌های اکشنی بود که توانستند به وسیله آنها با برخی دیگر از توانایی‌های پلیسی در کشور آشنا شوند.

 


میکائیل/ سیروس مقدم/ سال ۹۴

کارگردان پرکار تلویزیون بار دیگر بخت خودش را برای ساخت اثری موفق در ژانر پلیسی آزمود و سال ۹۴ با مشارکت ناجی هنر سریال «میکائیل» را برای شبکه یک کارگردانی کرد، سریالی که مقدم خودش آن را پرحادثه‌ترین اثرش عنوان کرد. اکشن این سریال و نوع روایت داستان این مجموعه بیشتر از کارهای قبلی که در این ژانر ساخته شدند به مذاق مخاطب خوش آمد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟ 

 

 

چاشنی عشق و عاشقی‌های شخصیت اصلی داستان هم جذابیت‌های دیگری را برای بیننده این سریال رقم زد. به خصوص اینکه کامبیز دیرباز نیز بازی قابل قبولی در نقش یک افسر پلیس از خودش به نمایش گذاشت و توانست مخاطبان را راضی نگه دارد. برخی دیالوگ‌های این سریال را یکی از نقاط قوت این مجموعه دانستند و برخی دیگر آنها را شعاری تلقی کردند و به نظرشان یکی از موارد آسیب زننده به سریال بود. با همه این تفاسیر «میکائیل» را می‌توان از جمله آثار پلیسی تلویزیون در دهه ۹۰ تلقی کرد.

 


آسمان من/ محمدرضا آهنج/ سال ۹۴

تلویزیون در سال ۹۴ در پخش آثار پلیسی قدرتمند عمل کرد، البته قدرتمند از جهت کمی و نه کیفی. «آسمان من» یکی دیگر از سریال‌های پلیسی بود که سال گذشته به روی آنتن رفت تا مخاطبان با بخش دیگری از فعالیت‌های پلیس یعنی پلیس امنیت پرواز آشنا شوند. شیوه پخش نامناسب این سریال باعث شد ساخته آهنج در ژانر پلیسی دید نشود. از طرف دیگر دو پاره پخش شدن این مجموعه نیز مخاطب را دچار سردرگمی کرد و تغییر شبکه پخش هم مشکلی برمشکلات این مجموعه تلویزیونی پر بازیگر افزود.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

نکته مهم درباره سریال «آسمان من» مقطع روایت قصه آن است. برخلاف بیشتر مجموعه‌های پلیسی در سال‌های اخیر که قصه‌شان به روز بود، روایت داستان این سریال از سال ۶۳ آغاز می‌شود و همین نکته می‌توانست یکی از تفاوت‌های مثبت این مجموعه به حساب بیاید. نکته دیگر قابل ذکر درباره این سریال تعدد بازیگران آن بود، «آسمان من» بیش از ۷۵ بازیگر اصلی و فرعی داشت.

 


فوق سری/ مهدی فخیم‌زاده/ سال ۹۴

اینکه چطور اسم سریالی که «قورباغه و قناری» نام دارد هنگام پخش به «فوق سری» تغییر پیدا می‌کند خودش یکی از عجیب‌ترین نکات درباره سریال پلیسی دیگر مهدی فخیم‌زاده است. فخیم‌زاده که یکی از کارگردان‌های پرسابقه در زمینه کارگردنی آثار پلیسی است برای آخرین اثرش در این ژانر سراغ قصه‌ای طنز رفت و البته موفق نشد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟ 

 

 

«فوق سری» نحوه پیشگیری و برخورد با عاملان فروش مواد مخدر را به منظور آگاهی بخشیدن به خانواده‌ها در خصوص چگونگی نفوذ تولیدکنندگان و پخش‌کنندگان مواد مخدر در بین جوانان به تصویر کشید، اما نه تنها نتوانست تجربه آثار موفق کارگردانش را تکرار کند حتی شکستی سنگین را در کارنامه فخیم‌زاده رقم زد. سریالی که فخیم‌زاده بعدها آن را به خاطر سانسورهای بیش از اندازه‌اش متعلق به خود ندانست و اسم آن را تنها لاشه‌ای لت و پار از قصه‌های پلیسی گذاشت.

 


آمین / منوچهر هادی-بهرنگ توفیقی/ سال ۹۴

سریال پلیسی «آمین» فارغ از همه حواشی که بر سر تعویض کارگردان‌هایش داشت چند ویژگی متفاوت دیگر را نیز دارا بود. حضور بازیگرانی چون امین حیایی و داریوش فرهنگ و در کنار آنها نقش آفرینی هادی ساعی قهرمان تکواندو از جمله مزیت‌های این اثر بود.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟

«آمین» اگرچه بر صحنه‌های اکشن و به رخ کشیدن توانایی‌های پلیس تاکید ویژه‌ای داشت، اما در اجرا خیلی موفق نبود. ماجراهای پلیسی «آمین» چندان چنگی به دل مخاطب نزد و ما را بیشتر به این نکته نزدیک کرد که فیلمنامه خوب و قوی یکی از مهمترین المان‌ها برای موفقیت یک اثر پلیسی وطنی است.


گشت ویژه/ مهدی رحمانی/ سال ۹۵

آخرین اثر پلیسی ساخته شده برای تلویزیون که در هفته نیروی انتظامی به نمایش در آمد را کارگردانی ساخت که اولین تجربه‌اش را در تلویزیون پشت سر می‌گذاشت. مهدی رحمانی که پیش از این در سینما فعالیت می‌کرد سریال پلیسی «گشت ویژه» را برای شبکه یک ساخت تا نام او نیز در لیست پلیسی‌سازهای تلویزیون قرار بگیرد.

 

نگاه تلویزیون به پلیس‌های ایرانی باورپذیر است؟ 

 

 

«گشت ویژه» سعی در نمایش چهره‌ای واقعی‌تر از پلیس داشت اما انتخاب نابه‌جای بازیگر نقش اصلی‌اش یعنی حمید گودرزی باعث شد تا مخاطب نتواند آنطور که باید غرق در قصه این سریال شود. با این اوصاف به نظر می‌رسد اگر راه برای ورود کارگردان‌های جوان به این عرصه باز شود شاید بتوان به پویایی، اکشن و هیجان بیشتر در آثار پلیسی امیدوار بود.


خبرگزاری آريا – مادربزرگ فراري در تلويزيون!


مادربزرگ فراري در تلويزيون!

خبرگزاري آريا – سال ۱۹۸۳ است. بهار تازه آغاز شده و اوشين، مادربزرگ خانواده تاناکورا ساکن شهر کوچکي در شبه جزيره‌اي از ژاپن است. او خانه را ترک کرده، در حالي که ۸۳ سال دارد. شنيده شدن چنين جملاتي مخاطب را به ياد سريال ژاپني «سال‌هاي دور از خانه» مي‌اندازد که سال ۱۳۶۵ روزهاي شنبه از تلويزيون پخش شد. اين نريشن با صداي زيباي ژاله علو خوانده و ابتداي سريال پخش مي‌شد. بانو علو، مديريت دوبلاژ اين مجموعه را به‌عهده داشت.
سريال سال‌هاي دور از خانه که با نام اوشين ميان مردم شهره است در زمان پخش توانست مخاطبان بسياري را پاي تلويزيون بنشاند، حتي در آن سال‌ها در ساعت پخش سريال اوشين، خيابان‌ها خلوت مي‌شد و مردم به تلويزيون چشم مي‌دوختند تا اين سريال پخش شود و با شنيده شدن آهنگ تيتراژ سريال دور از خانه همه يکديگر را به سکوت دعوت مي‌کردند تا سريال را تماشا کنند. اين مجموعه بارها از تلويزيون بازپخش شد و هميشه با اقبال مخاطبان روبه‌رو شده است. به همين بهانه در قالب اين گزارش يادي از دوبلورهاي اين مجموعه کرده‌ايم. در دوبله اين سريال گويندگاني همچون ناصر طهماسب، سعيد مظفري، منوچهر والي‌زاده، مينو غزنوي، ثريا قاسمي، ناصر نظامي، شهلا ناظريان، غلامعلي افشاريه، تورج نصر، ديباج، آزيتا لاچيني، شمسي فضل‌اللهي، شوکت حجت، رزيتا و آزيتا ياراحمدي، نگين کيانفر و پري هاشمي همکاري کردند. همچنين دوبلورهاي بزرگي همچون زنده‌يادان خسرو شايگان، امير هوشنگ قطعه‌اي، فهيمه راستکار، احمد آقالو، مهين بزرگي، نيکو خردمند و آذر دانشي هم حضور داشتند که امروز ديگر در ميان ما نيستند.
دورهمي بهترين‌ها
ژاله علو، يکي از بهترين‌هاي دنياي بازيگري و دوبله است. در دهه ۶۰ سريال سال‌هاي دور از خانه به مديريت او دوبله شد که گويندگان معروف و مهمي در آن به جاي بازيگران صحبت کردند. به گفته او بعد از اين که مديريت اين سريال به او سپرده شد، سعي کرد گويندگان را براساس شخصيت‌هاي قصه انتخاب کند. او براي شخصيت اوشين صداي دخترانه و معصومانه لازم داشت. تا اين‌که مريم شيرزاد را براي گويندگي اين نقش انتخاب کرد. بقيه گويندگان هم متناسب با نقش‌هايشان انتخاب شدند و به جاي شخصيت‌ها حرف زدند. در مجموع گويندگان توانمند و کاربلد براي دوبله اين سريال حضور داشتند. او تلاش کرد هر گوينده‌اي درست سر جايش قرار گيرد. دوبله اين سريال حدود دو سال و نيم طول کشيد و ژاله علو در اين سال‌ها بناچار بازي در فيلم‌ها و سريال‌ها را نمي‌پذيرفت، چون مسئوليت اين کار را قبول کرده بود و بايد کار را به انتها مي‌رساند.
صداي دخترانه و معصومانه
مريم شيرزاد، فعاليت‌اش را در دوران نوجواني با راديو و گروه کودک شروع کرد و از ۱۸ سالگي پا به دنياي دوبله گذاشت. او صداي شيرين، لطيف و معصومانه‌اي دارد.
شيرزاد، گويندگي نقش‌هاي خاطره‌انگيز زيادي را در کارنامه دارد که مي‌توان به اوشين در سريال سال‌هاي دور از خانه اشاره کرد. او تا ۴۸سالگي اوشين صحبت کرد و بعد از آن زنده‌ياد فهميه راستکار به جاي شخصيت اوشين حرف زد.
مريم شيرزاد تا قبل از اين سريال در کارهاي مختلف به جاي شخصيت‌هاي کودک صحبت مي‌کرد و بسيار شيرين هم اين کار را انجام مي‌داد.
او تمام تلاش خود را کرد تا با دقت به جاي اوشين صحبت کند. قبل از اين که به جاي شخصيت اوشين حرف بزند تا حدودي نگراني داشت، اما توانست بخوبي از عهده نقش برآيد و مسلما کمک‌هاي مدير دوبلاژ در اين باره سهم زيادي داشت.
ميانسال خوش‌صدا
سعيد مظفري، از گويندگان قديمي و پيشکسوت عرصه دوبله است که نيازي به معرفي او نيست.
کلينت ايستوود در فيلم‌هاي «خوب، بد، زشت» و «به خاطر يک مشت دلار»، دمين توماس در نقش زيد در فيلم «محمد رسول‌ا…»، ريوزو شوهر اوشين در سريال سال‌هاي دور از خانه، براد پيت در «سرگذشت غريب بنجامين باتن» و «آقا و خانم اسميت» و خيلي ديگر از نقش‌هاي ماندگار است.
با اين‌که او ۶۴ ساله است، اما همچنان صداي جوان و زيبايي دارد. در واقع از گويندگان خوش مشرب و شيرين سخن قديمي است. مظفري به زيبايي نقش ريوزو، همسر اوشين را صحبت کرد و با صداي زيبايش توانست اين نقش را براي مخاطب ماندگار کند. البته او اعتقاد دارد وقتي رلي را حرف زد و از استوديو بيرون مي‌آيد آن را فراموش مي‌کند، چون حاضر نيست با رل زندگي کند.
صداي يک پدر جدي
وقتي نام سريال سال‌هاي دور از خانه برده مي‌شود، مخاطب از پدر اوشين در اين سريال خاطرات زيادي دارد.
يک پدر جدي و گاهي خشن که حتي يک لبخند هم به لب نداشت. او به خاطر سختي‌هاي زندگي بناچار فرزندانش را براي کار روانه خانه ارباب مي‌کرد.
گرچه از اين وضعيت خوشحال نبود، اما بايد تن به اين کار مي‌داد. مسلما آنچه باعث شده اين شخصيت بعد از گذشت اين همه سال در ذهن مخاطب همچنان ماندگار بماند، صداي جدي شهروز ملک‌آرايي، گوينده اين شخصيت است. او از دوبلورهاي پيشکسوتي است که نزديک به نيم قرن از فعاليتش در زمينه دوبله مي‌گذرد.
وي از تئاتر به دوبله آمده است.
او در طول اين سال‌ها فعاليت‌اش را فقط محدود به دوبله فيلم و سريال نکرده و در زمينه انيميشن هم فعاليت‌هاي زيادي داشته است.
فاطمه عودباشي
روزنامه نگار


خبرگزاری آريا – شهرزادهاي قصه‌ساز


شهرزادهاي قصه‌ساز

خبرگزاري آريا – هر سال براي ايام ماه رمضان مجموعه‌هايي تدارک ديده مي‌شود و امسال هم طبق سنن گذشته اين اتفاق رقم خورده است، اما نکته برجسته و متمايز مجموعه‌هاي امسال، حضور زنان در نقش‌هاي متفاوت است. کافي است نگاهي به سريال‌هاي «سر دلبران»، «بچه‌مهندس» و «رهايم نکن» داشته باشيم و متوجه حضور زناني از جنس‌هاي گوناگون شويم.
بهناز جعفري، متين ستوده، مارال فرجاد، فريبا متخصص، رابعه مدني و… هر کدام در نقشي متفاوت از ديگري ظاهر شده‌اند. اين را بايد به فال نيک گرفت، زيرا در گذشته نقش زنان در سريال‌هاي تلويزيون محدود به آشپزخانه و آشپزي مي‌شد، ولي امروز با نگاه دقيق نويسندگان به جزئيات قصه، باعث شده شاهد زنان کليشه‌اي در سريال‌هاي تلويزيوني نباشيم. همچنين در گذشته عادت کرده بوديم زنان را در نقش مادران مهربان و خواهران دلسوز ببينيم، اما ديگر اين اتفاق نمي‌افتد و زناني را مي‌بينيم که خاکستري هستند. اين اتفاق در سال‌هاي اخير پررنگ‌تر شده و بازيگران زن هم تلاش کرده‌اند نقش‌هاي محوري را که به آنها سپرده مي‌شود به بهترين شکل اجرا کنند و مخاطب هم کاملا با آنها همذات پنداري کند. سازندگان آثار ماه رمضان هم با همين نگاه تلاش داشتند از زاويه جديدي به حضور زنان در جامعه نگاه کنند. البته اين طور نبوده که نگاهشان رنگ و بوي فمينيستي به خود بگيرد، بلکه زناني را به تصوير کشيدند که هر کدام ديدگاه‌ها و رفتارهاي خاص خودشان را دارند. به همين بهانه به سراغ سه بازيگري رفتيم که در مجموعه‌هاي امسال نقش‌هاي محوري را به عهده دارند و هر کدام در لباس يک کاراکتر به نقش‌آفريني پرداخته‌اند.
مدير بداخلاق پرورشگاه
بهناز جعفري، همان بازيگر حاشيه‌ساز ماه رمضان سال قبل است که به‌واسطه انتقاد خبرنگاران نسبت به سريال زير پاي مادر که رمضان گذشته از شبکه يک پخش شد، از کوره در رفت و کار به توهين و دعوا رسيد، اما بعد از مدتي عذرخواهي کرد و قضيه حل شد. او سال گذشته با نقش متفاوت در سريال زير پاي مادر ظاهر شد، نقشي که چالش برانگيز بود و جعفري هم بخوبي توانست از عهده‌اش بر بيايد. او در اين سريال نقش زني را بازي مي‌کرد که براي رسيدن به پول و قدرت به همه زندگي‌اش پشت پا زده بود تا به سراب خوشبختي دست پيدا کند، اما موفق نشد و به مرور و با پيشرفت قصه درگير تحولاتي مي‌شود و در نهايت مسير درست را پيدا مي‌کند. به گفته جعفري، او در سال‌هاي اخير سعي کرده نقش‌هايي را انتخاب کند که برايش چالش برانگيز باشد، به همين دليل سراغ نقش‌هاي تک‌بعدي نرفته، بلکه نقش‌هايي را انتخاب کرده که او را در چنين موقعيت‌هايي قرار دهد. ظاهر و ميميک صورتش او را در اين قضيه کمک کرده و باعث شده نقش‌هاي مختلف به او پيشنهاد شود. اين بازيگر امسال در مجموعه بچه مهندس که از شبکه دو پخش مي‌شود، توانست چهارمين بازي اش را در آثار ماه رمضان در کارنامه‌اش به ثبت برساند. او در اين مجموعه نقش خانم جاهد را بازي مي‌کند؛ مدير پرورشگاهي که بسيار هم بداخلاق است و منضبط. او برخورد زننده‌اي با بچه‌ها دارد که منتظر بازگشت پدر و مادرهايشان هستند. بايد به بهناز جعفري براي ايفاي اين نقش دست مريزاد گفت که با وجود اين‌که خاکستري است، اما خيلي قوي سکانس‌هاي آزاردهنده را بازي کرد. بويژه بداخلاقي‌هاي او با جواد جوادي (پسربچه محوري قصه) بسيار خوب در آمده است. بدون شک درآوردن چنين صحنه‌هايي براي جعفري هم سخت و دشوار بوده، اما تلاش کرده نقش را درست خلق کند، حتي اين پي را هم به تنش زده که در چشم مخاطب به‌عنوان يک آدم منفي شناخته شود.
جعفري در مجموعه نفس که ماه رمضان روانه آنتن شده بود در نقش يک انقلابي ظاهر شد و در سريال عبور از پاييز هم ايفاگر يک زن فعال اجتماعي بود که زندگي‌اش با چالش‌هاي زيادي روبه‌رو بود. در مجموع کارنامه رمضاني جعفري رنگ زيبايي از کاراکترهاي متفاوت را دارد.
يک زن روحاني
متين ستوده از زمان کودکي به‌دليل شغل پدرش که مديرتصويربرداري در سازمان صداوسيما بود با فضاي هنر آشنا شد. او در همان مقطع در سريال «بازنشستگي» به کارگرداني رضا فياضي نقش نوه زنده‌ياد هادي اسلامي را بازي کرد. همچنين در مجموعه «اين خانه دور است» نقش نوه زنده‌ياد حميده خيرآبادي را به عهده داشت. همين سابقه و علاقه او را به سمت بازيگري سوق داد. ستوده در سال‌هاي اخير نقش‌هاي متفاوتي را بازي کرده و تلاش داشته تا با انتخاب‌هاي مختلف توانمندي‌هايش را براي نقش‌هاي جدي و طنز نشان بدهد. ضمن اين‌که او براي فرار از کليشه شدن، نقش‌هاي جدي را يک در ميان بازي مي‌کند. آخرين باري که مخاطب، ستوده را در تلويزيون ديد، زمستان سال گذشته و در سريال طنز ليسانسه‌ها بود. او در سريال سر دلبران به کارگرداني محمدحسين لطيفي نقش راضيه، زن روحاني محل سيدسليم (برزو ارجمند) را بازي مي‌کند. بازي شيرين او در اين نقش باعث شده تصور مخاطبان هم از اين قشر زنان جامعه هم تغيير کند. زيرا تصور مخاطبان اين است زناني که به همسري روحانيون در مي‌آيند، افرادي با ظاهري خشک هستند اما ستوده کاملا خط بطلان روي چنين تصور مردم کشيده است و بده و بستان‌هاي ميان او و سليم باعث شده تا براي مخاطب شيرين باشند. رفتار و برخورد راضيه با سليم در موقعيت‌هاي مختلف براي مخاطب جالب است، بويژه کل کل‌هايي که ميان اين دو درباره مساله غيبت رد و بدل مي‌شود. ستوده با شروع پخش اين سريال هم در اينستاگرامش نوشت: «و بالاخره سريال سر دلبران که براي من يادآور روزهاي شيرينه يزده. کاري به کارگرداني آقاي حسين لطيفي شريف و دوست داشتني و تهيه‌کنندگي محمدرضا شفيعي عزيز که افتخاري بود براي من همکاري با اين دو بزرگوار.» ستوده ماه رمضان چند سال پيش هم در مجموعه سه‌دونگ سه‌دونگ نقش کوتاهي را بازي کرده بود، اما نقشش در مجموعه سر دلبران متفاوت از ديگر کارهايش است.
يک زن کلاهبردار
مارال فرجاد دختر جليل فرجاد، هنرمند مردمي است. با وجود اين که فعاليتش را در عرصه بازيگري از اواخر دهه ۷۰ شروع کرد، اما خيلي نقش‌هاي خاص به او پيشنهاد نشده و همين باعث شد در طول اين سال‌ها نقش‌هايي که بازي مي‌کند خيلي ديده نشود، اما بالاخره قرعه شانس نصيب او شد و بعد از مدت‌ها نقشي به او پيشنهاد شد که توانست بخشي از توانمندي‌هايش را نشان بدهد. او در مجموعه رهايم نکن به کارگرداني محمدمهدي عسگرپور که از شبکه سه روي آنتن مي‌رود، يک نقش پيچيده را بازي مي‌کند. به گفته اين بازيگر هر نقش پيچيدگي‌هاي خودش را دارد، اما شهره يا همان مليحه قصه ويژگي‌هايي دارد که آن را با ديگر نقش‌ها متمايز کرده است. با وجود اين‌که فرجاد در آثار مناسبتي خيلي بازي ندارد، اما با ارائه يک بازي درست و قوي توانست براي هميشه نقش ماندگاري از خودش به جا بگذارد. شهره قصه رهايم نکن، زني از طبقه پايين جامعه است که به‌دنبال زندگي بهتر مي‌گردد تا خودش و خانواده‌اش را از شرايط بد نجات بدهد، به همين دليل خود را درگير يک بازي مي‌کند تا بتواند به اين زندگي دست پيدا کند. او در نقش مشاور املاک سراغ حاج رسول (امين تارخ) مي‌رود تا بتواند با نزديک شدن به او و ازدواج به وضعيت مالي خوبي دست پيدا کند، اما به مرور کلاهبرداري او براي حاج رسول مشخص مي‌شود، ولي او دست از تلاش بر‌نمي‌دارد و به دنبال رازهاي زندگي حاج رسول مي‌گردد. فرجاد به زيبايي لباس کاراکتر شهره (زن کلاهبردار) را به تن کرده و با بهره گرفتن از تجربياتش در عرصه بازيگري و ميميک صورت، لحظات مختلف شهره را به زيبايي خلق کرده است. بايد اين اتفاق خوب را براي فرجاد به فال نيک گرفت و اين‌که نشان دادن اين بخش از توانمندي‌هايش باعث شد تا از اين به بعد نقش‌هاي پيچيده و پر از چالش به او پيشنهاد شود.
فاطمه
عودباشي


خبرگزاری آريا – شعر و صداي پدر با موسيقي پسر


شعر و صداي پدر با موسيقي پسر

خبرگزاري آريا – صدرالدين و سينا حجازي اولين آلبوم مشترک خود را با نام «قلک عنکبوتي»، روز جمعه چهارم خرداد با حضور تعدادي از هنرمندان در «خانه فرهنگ و هنر مانا» رونمايي کردند.
آلبوم «قلک عنکبوتي» اثر مشترک صدرالدين حجازي بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون و پسرش سينا حجازي است که با شعر و صداي پدر و همراهي موسيقي متن و آهنگسازي پسر، به همت موسسه نشر و پخش جوان و موسسه «آواي حنانه» منتشر و روانه بازار شده است.
نيما جوان مدير نشر و پخش «جوان» در ابتداي اين مراسم ضمن ابراز خرسندي از انتشار آلبوم «قلک‌هاي عنکبوتي» بار ديگر به موضوع کپي رايت و رعايت حقوق مادي آثار تأکيد کرد و گفت: «اميدوارم همه ما در شرايطي باشيم که همواره نسبت به خريد قانوني آثار موسيقايي و رعايت کپي‌رايت وضعيت بحراني بازار موسيقي ايران را بهبود بخشيده تا فرآيند توليد، بازاريابي و فروش محصولات موسيقايي در چرخه روان‌تري حرکت کند.»
صدرالدين حجازي شاعر و گوينده اشعار آلبوم «قلک عنکبوتي» که با ايفاي نقش درسريال «کوچک جنگلي» در سالهاي دور به شدت مورد توجه قرار گرفت نيز در اين مراسم ضمن قدرداني از حضور مخاطبان در مراسم رونمايي از اين آلبوم به بيان جزئياتي از اين اثر پرداخت.
سينا حجازي خواننده موسيقي پاپ و فرزند صدرالدين حجازي که آهنگسازي آلبوم «قلک عنکبوتي» را برعهده داشت در اين مراسم ضمن ابراز خوشحالي از انتشار اين آلبوم از مردم خواست تا نسخه اصلي اين اثر را تهيه کنند.
جمشيد مشايخي بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون نيز که به عنوان مهمان ويژه در اين مراسم حضور پيدا کرده بود، ضمن بيان خاطره‌اي از همکاري خود با صدرالدين حجازي در طول سال‌ها فعاليت مشترک‌شان، از انتشار اين آلبوم قدرداني کرد.
آلبوم «قلک عنکبوتي» متشکل از شعر و صداي صدرالدين حجازي به همراه موسيقي متن سينا حجازي است که به همت موسسه نشر و پخش جوان و موسسه «آواي حنانه» در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.


خبرگزاری آريا – «پاهاي بي قرار» به اوشان فشم رسيد


«پاهاي بي قرار» به اوشان فشم رسيد

خبرگزاري آريا – تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «پاهاي بي قرار» از مرز ۸۵ درصد گذشت و فيلمبرداري اين مجموعه در اطراف تهران اوشان فشم ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه پنج سيما، ايرج محمدي تهيه کننده سريال پاهاي بي قرار گفت: عوامل توليد و فيلمبرداري اکنون در ويلايي در اوشان فشم مشغول ضبط سريال هستند و پيش بيني ما اين است که تصوير برداري اين مجموعه تا اوايل مردادماه تمام شود.
وي ادامه داد: تمام بازيگران سريال «پاهاي بي قرار» تا کنون جلوي دوربين رفته اند و تدوين و مراحل فني سريال نيز همزمان در حال انجام است.
گفتني است، «پاهاي بي قرار» در سه زمان حال و گذشته توليد خواهد شد. اين سريال، ملودرامي خانوادگي است که به قلم مهدي محمدنژاديان و بابک کايدان براي شبکه پنج سيما توليد خواهد شد.
اين سريال داستان رويارويي دو خانواده را نشان مي‌دهد و قربانيانش فرزندان آن خانواده‌ها هستند. آدمهاي اين قصه زندگي محلي و همسايگي کنار هم داشتند و دارند و بحث مبارزه با اعتياد و فساد اقتصادي هم از رگه‌هاي داستان اين سريال است.
مسعود رايگان، پانته آ بهرام، حميد گودرزي، مهرانه مهين ترابي، شاهرخ استخري، ليندا کياني،افسانه ناصري، سميرا حسن پور بازيگران اصلي سريال «پاهاي بي قرار» هستند.
مجموعه تلويزيوني «پاهاي بي‌قرار» به کارگرداني منوچهر هادي و تهيه کنندگي ايرج محمدي براي پخش از شبکه پنج سيما ساخته مي‌شود.


خبرگزاری آريا – آلبوم سمفوني «کوروش کبير» ساخته‌ي «لوريس چکناواريان» توزيع مي‌شود


آلبوم سمفوني «کوروش کبير» ساخته‌ي «لوريس چکناواريان» توزيع مي‌شود

خبرگزاري آريا – آلبوم «سمفوني کوروش کبير» با آهنگسازي و رهبري ارکستر «لوريس چکناوريان» با اجراي ارکستر سمفونيک لندن و ارکستر ويسز، از فردا – يک‌شنبه- توزيع مي‌شود. اين سمفوني شامل قطعاتي چون «سيل و تاک»، «نخستين روياي آستياگ، پادشاه ماد، باران»،‌«دومين روياي آستياگ، سيل»، «زايش و ربوده‌شدن کوروش، اندوه ماندانا»، «کودکي کوروش در ميان شبانان دشت، داستان شباني»، «خشم استياگ و مجازات کردن هارپاگ، سردار مادي»، «نبرد پاسارگاد، کوروش، استياگ را شکست داده و امپراتوري پارسي را بنا مي‌نهد»، «کوروش، شاه شاهان»، «نوروز، روز سال نو، اجتماع شهرياران»، «عشق کوروش و کاساندرا، دختر فرناسپ»، «ازدواج شاهانه»، «نبرد تيمبرا، کوروش، کرزوش پادشاه ليديه را شکست مي‌دهد»، «داينو، نيايش اسيران يهودي بابل، سرود عيد فصح»، «ورود پيروزمندانه کوروش به بابل» و «منشور حقوق بشر کوروش، تدهين شده توسط خداوند» است.
اين قطعه در سال ۲۰۱۷ با ناظر ضبطي «آتش ارگا» و صدابرداري «مايک هچ» و «فلوتينگ ارت» و اديت و ميکس و مسترينگ «ديويد روول» ضبط شده است.
«چکناواريان» درباره‌ي سمفوني «كوروش كبير» مي‌گويد: «براي نوشتن اين سمفوني از كتب تاريخي ۲ تن از مورخان يوناني به نام‌هاي «هرودوتوس» و «سنوفون» بهره بردم، زيرا منابع فارسي شرح زندگاني كوروش موجود نبود. با ذكر اين توضيح كه «سنوفون» به همراه «الكساندر كبير» به ايران سفر كرده است. در ايران باستان، مادها قدرتمندترين اقوام ايراني بودند، آسيا گاس پادشاه ماد خواب مي‌بيند كه دخترش «ماندانا» سلطنت وي را پايان مي‌بخشد و خود بر تخت پادشاهي مي‌نشيند. به همين سبب دخترش را به ازدواج شاهزاده‌اي ايراني به نام «كامبيز» درمي‌آورد. پس از مدتي آسياگاس در رويا پسر خردسالي را مي‌بيند كه تخت و تاج را از وي ربوده و خود مالك آن است. اين بار به وزيرش «هارپاگوس» دستور مي‌دهد كه اگر نوزاد «ماندانا» پسر باشد، به محض تولد وي را به قتل برساند. «هارپاگوس» به جاي قتل نوزاد پسر، وي را به خانواده‌اي در دشت‌هاي خارج از شهر و دور از چشم «آسياگس» مي‌سپارد. «كوروش» در بازي‌هاي دوران كودكي در روستا، نقش پادشاهان را ايفا مي‌كرده و رفتارش مانند آنان بوده است. پس از مدتي «آسياگاس» متوجه اين نكته مي‌شود و به عنوان تنبيه «هارپاگوس» پسر وي را در ديگ پخته و به اين وزير مي‌خوراند، اما در نهايت «كوروش» پدربزرگش را شكست داده و امپراطوري ايران را تاسيس مي‌كند.»


خبرگزاری آريا – نظر علي پروين درباره قطعه رسمي جام جهاني چه بود؟


نظر علي پروين درباره قطعه رسمي جام جهاني چه بود؟

خبرگزاري آريا – پيشکسوت و اسطوره‌ فوتبال ايران درباره سرود رسمي تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني روسيه معتقد است: «بار اولين اين اثر رااز طريق تلويزيون ديدم که با تصاويري از اتفاقات مهم فوتبال به صورت موزيک ويدئويي در حال پخش بود که بسيار هيجان زده‌ام کرد.»
به گزارش خبرگزاري آريا، علي پروين افزود: «البته ما عادت کرده‌ايم که هر وقت شاهد موفقيت‌هاي تيم ملي چه در فوتبال و چه در رشته‌هاي مختلف، صداي آقاي عقيلي هميشه پخش مي‌شود و به نظرم انتخاب ايشان انتخاب درست و خوبي براي حمايت از بازيکنان تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني بود.»
وي همچنين گفت: «به نظرم اجراي اين اثر از سوي آقاي عقيلي در بين مردم هم مورد توجه قرار گرفته است و ميزان استقبال به وبي نشان مي‌دهد که اين انتخاب درست بوده است و برايشان آروزي موفقيت مي‌کنم و اميدارم با اين صداي و اثر آقاي عقيلي که به نظر من لحن حماسي دارد، بتوانيم موفقيت‌هاي ويژه‌اي را در جام جهاني روسيه تجربه کنيم.»
کاپيتان سابق باشگاه پرسپوليس درباره موسيقي‌هاي مورد علاقه خود نيز گفت: «من اصولا فقط در ماشين وقت گوش کردن به موسيقي دارم ولي در کل موسيقي سنتي و ايراني هميشه جزو انتخاب‌هايم بوده و بيشتر مواقع اين قبيل آثاربه من انرژي و آرامش مي‌دهند.»
پروين درباره پيش بيني خود از نتايج تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني هم گفت: «جام جهاني فرصت فکر کردم به کسي نمي‌دهد. از همان لحظه صعود بايد به فکر نتايج خوب و قوي براي آن بود. بهنظرم تيم ايران همه قابليت‌ها را براي خلق شگفتي در اين جام دارد. هم بازيکنان خوب و با کيفيت و هم کادر فني خوب. حمايت مردم و رسانه‌ها هم که در بهترين حالت بوده و خواهد بود و من اعتقاد دارم که ايران در روسيه يکي از بهترين نتايج تاريخ را کسب خواهد کرد.»
گفتني‌ست قطعه «يازده ستاره» با موسيقي بابک زرين و ترانه احسان افشاري در روزهاي گذشته در يک مراسم باشکوه از سوي بنياد رودکي در تالار وحدت با حضور تمام بازيکنان تيم ملي فوتبال ايران و بسياري از اهالي هنر و ورزش به صورت رسمي رونمايي شد.
در ادامه مي توانيد نسخه صوتي قطعه «يازده ستاره» به همراه موزيک ويدئوي اين اثر با صداي سالار عقيلي را در تماشاخانه سايت «موسيقي ما» گوش کنيد، ببينيد و دانلود کنيد.


خبرگزاری آريا – «سيمين غانم» بار ديگر با مخاطبانش ديدار مي‌کند


«سيمين غانم» بار ديگر با مخاطبانش ديدار مي‌کند

خبرگزاري آريا – «سيمين غانم» – خواننده- روزهاي ۱۴ و ۱۵ تير ماه سال جاري در تالار وحدت به روي صحنه خواهد رفت. در اين اجرا که هر روز طي يک سانس اجرا مي‌شود، غانم چون هميشه برنامه‌ي خود را با قطعه‌اي در مدحِ حضرت علي (ع) آغاز مي‌کند و پس از آن تعدادي از قطعاتِ خاطره‌انگيزِ خود «گل گلدون من»، «سيب»، «آسمان آبي»، «مرد من»، «گل پامچال»، «بيقرار» و «حلقه» را به همراه قطعاتي جديد که خودش آهنگ‌سازي کرده، اجرا مي‌کند.
در اين برنامه سارا احمدي (دف)، آزاده شمس (ويولن)، آرمينا جعفري (درامز)، نيلوفر ابراهيمي (فلوت) و فروغ فضلي (پيانو) خواهند نواخت.
«سيمين غانم» فعاليت رسمي خود را از ۲۵ سالگي و در سال ۱۳۴۸ آغاز کرد. او دوره موسيقي سنتي و رديف را زير نظر «محمود کريمي» گذراند. مدتي نيز نزد «مرتضي حنانه» قواعد موسيقي و سلفژ را آموخت و با علي تجويدي نيز در زمينه موسيقي کار کرد. او فعاليت‌هاي خود در حوزه‌ي موسيقي پاپ را با حمايت آهنگسازاني چون بابک بيات، فريبرز لاچيني و… آغاز کرد. «قلک چشات»، نخستين ترانه او به سبک جديد بود. معروف‌ترين ترانه سيمين غانم «گل گلدون من» نام دارد که سروده فرهاد شيباني و ساخته فريبرز لاچيني با تنظيم فريدون شهبازيان است. صداي سيمين غانم که در محدوده کنترآلتو قرار مي‌گيرد، صدايي است گيرا، قوي و پرطنين. نخستين کنسرت او پس از انقلاب در مهرماه ۱۳۷۸ در سينما صحرا در تهران برگزار شد.
اين هنرمند در دومين جشن موسيقي ما تجليل شد.


1 2 3 4 167