Category Archives: cat1

خبرگزاری آريا – پوستر دوازدهمين جشنواره‌ي ملي موسيقي جوان منتشر شد


پوستر دوازدهمين جشنواره‌ي ملي موسيقي جوان منتشر شد

خبرگزاري آريا – دبيرخانه دوازدهمين دوره جشنواره ملي موسيقي جوان، پوستر اين رويداد موسيقايي را منتشر کرد. اين پوستر توسط سياوش مهرآئين طراحي شده است.
دوازدهمين جشنواره ملي موسيقي جوان در سه رده سني الف (۱۵-۱۸ سال) ب (۱۹-۲۳ سال) و ج (۲۴-۲۹ سال) با مشارکت گستردە استادان برجسته موسيقي کشور توسط انجمن موسيقي ايران، با حمايت معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و با همکاري دفتر موسيقي، بنياد رودکي و فرهنگسراي نياوران از ۲۲ مرداد تا ۱۸ شهريور سال جاري در تهران برگزار مي‌شود.
اين روزها با پايان مهلت ارسال آثار به دبيرخانه دوازدهمين جشنواره ملي موسيقي جوان و دريافت بيش از يک هزار و ۶۰۰ اثر، مرحله نخست داوري اين دوره با حضور بيش از ۷۰ هنرمند موسيقي کشورمان از روز سه‌شنبه ۱۲ تيرماه سال ۹۷ آغاز شد.
در اين دوره از جشنواره بيش از يک هزار و ۶۰۰ اثر در بخش‌هاي مختلف موسيقي دستگاهي، موسيقي کلاسيک و موسيقي نواحي به دبيرخانه جشنواره ارسال شده است.
اسامي راه‌يافتگان به مرحله نهايي اين جشنواره، همراه با اطلاعات تکميلي، اواخر تيرماه از طريق سايت انجمن موسيقي ايران اعلام خواهد شد.


خبرگزاری آريا – «پنجگاه» با آواز و کمانچه علي‌اکبر شکارچي منتشر مي‌شود


«پنجگاه» با آواز و کمانچه علي‌اکبر شکارچي منتشر مي‌شود

خبرگزاري آريا – آلبوم تصويري «پنجگاه» ساخته «علي‌اکبر شکارچي» و يادواره‌اي براساس طرحي از علي‌اکبر شکارچي تهيه و اجرا شده است. اين اثر به ياد عطا جنگوک، داريوش صَفوَت، هابيل علي‌اُف، محمد رضا لطفي و احمد مُحسن‌پورساخته شده و از فردا در بازار موسيقي منتشر مي‌شود. اين آلبوم به صورت تصويري ضبط شده و شامل کمانچه‌نوازي و آوازهاي علي‌اکبر شکارچي است.
«ابراهيم بهزاد» در يادداشتي براي آلبوم «پنجگاه» نوشته است: «آوردگاهِ هستي، گاه آدمي را بر کيگاهِ اقبال مي‌نشاند و گاه او را سوار بر تختِ روان، رهسپارِ دهانِ بازِ خاک مي‌کند. و اما در کارگاه هستي، دستگاهِ راست پنجگاه، که روزگاري پرده نشينِ گاهانِ خلوتِ بختياري و لُر و لَک بود، با تير و تالِ شکارچي‌اي چيره دست، از حجاب مستوري به در آمده تا رازِ کهنۀ “بادِ وزان” را در کوچِ دلگيرِ “شاخِ رزان” به مويه و آواز، به چنگ و ساز دوباره‌اش، باز سازد و باز نوازد. و گاهِ کوچ و سوز و سازِ پنج ققنوس افسانه‌اي در تولد دوبارۀ راست پنجگاه، يادآور مولودي است که با مرگ، زنده مي‌شود.»
اين آلبوم را موسسه‌ي فرهنگي هنري کمان آواي آرش تهيه و منتشر کرده است. علي‌اکبر شکارچي از نوازندگانِ بزرگ در عرصه کمانچه‌نوازي است که تا کنون تاليف‌ها و آثار بسياري در زمينه موسيقي ايراني داشته است. آخرين اثري که از شکارچي منتشر شده، آلبوم «چراغ افروخته» است.
آلبوم «پنجگاه» از فردا دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ از طريق مراکز فروش محصولات فرهنگي در اختيار علاقه‌مندان به موسيقي قرار مي‌گيرد.


خبرگزاری آريا – بهترين خلوتگاه پدرام درخشاني در خانه هنرمندان


بهترين خلوتگاه پدرام درخشاني در خانه هنرمندان

خبرگزاري آريا – پدرام درخشاني بعد از دو سال دوري از اجراي صحنه‌اي، ۱۰ مرداد در قالب فستيوال «شب‌هاي موسيقي» به مديريت موسسه فرهنگي هنري «آواي حنانه»، با يک اجراي متنوع و جديد در خانه هنرمندان روي صحنه مي‌رود.
پدرام درخشاني زمستان سال ۹۵ بعد از چهار سال آلبومش را با نام «بزم بي‌جانان» منتشر کرد و حالا قصد دارد کنسرتي را با تمرکز بر قطعات اين آلبوم برگزار کند. البته او معتقد است است اين کنسرت که با نام «بهترين خلوتگاه» روي صحنه خواهد رفت، برنامه بسيار متنوعي است و در اين باره به «موسيقي ما» مي‌گويد: «پايه و اساس اين کنسرت بيشتر بر اساس آلبوم «بزم بي‌جانان» است. اما اجراي متنوعي براي آن در نظر دارم؛ بخشي از آن بداهه‌نوازي است و بخشي هم تک‌نوازي و چند نوازنده مهمان هم با من همراهي خواهند کرد. علاوه بر آن، قطعاتي را هم با همراهي سمپل اجرا مي‌کنم. بخشي هم به شکل تريو با حضور درامز و گيتارباس خواهم داشت و قطعه چهارم آلبوم با نام «سه گاه من» و قطعاتي از اين دست را در مايه سه گاه اجرا خواهيم کرد. قطعاتي مثل «مکاشفه پيش از طوفان» و «سبوي سنتور» هم بخشي از رپرتوآر هستند.»
ميلاد درخشاني (تار)، پاشا هنجني (ني)، کسري سبکتکين (گيتارباس)، امين طاهري (درامز) و سهيل حسنوي (سنتور) از جمله هنرمنداني هستند که در بخش‌هايي از اين اجرا همراه پدرام درخشاني خواهند بود.
زماني که پدرام درخشاني آلبوم «بزم بي‌جانان» را منتشر کرد، برخلاف هميشه که جمعي از نوازنده‌هاي نامي در کنارش ساز مي‌زدند، بيشتر اتفاقات را خودش رقم زد و اين آلبوم تبديل شد به اولين و مهمترين مجموعه او با محوريت سنتور پس از ۳۴ سال نوازندگي در اين ساز. حالا قرار است در اين کنسرت نيمي از برنامه به شکل تک‌نوازي پيش برود که براي اولين‌بار است پدارم درخشاني را به اين شکل روي صحنه مي‌بينيم.
او پيش از اين درباره دليل انفرادي کار کردنش گفته بود «وقتي تصميم گرفتم اين آلبوم را جمع کنم، ديدم کسي دور و برم نيست و به دليل اين‌که وقت يا حتي انگيزه‌اش را ندارند، نمي‌توانم روي کسي حساب کنم. به خودم گفتم اگر مي‌تواني اين راه را تنهايي برو!» حالا در جواب اين‌که آيا اين کنسرت هم به همان دلايل قرار است به شکل تکنوازي و با حضور نوازندگان کمي برگزار شود؟ مي‌گويد: «من پارسال اجرايي نداشتم که اتفاق بسيار آزاردهنده‌اي بود. شخصاً دوست دارم هر شب روي صحنه باشم و از اجرا لذت ببرم؛ اين برنامه هم به من پيشنهاد شد و من آن را پذيرفتم و اگر کار ارکستري هم پيشنهاد شود با کمال ميل قبول مي‌کنم؛ چون اين کار را دوست دارم. اما شرايط آنقدر پيچيده و سخت شده که نمي‌توان اين‌گونه پيش رفت.»
کنسرت پدرام درخشاني روز ۱۰ مرداد، ساعت ۲۰ در سالن استاد جليل شهناز در خانه هرمندان برگزار مي‌شود که امکان دادر اين اجرا براي روز بعد هم تمديد شود. علاقه‌مندان براي تهيه بليت مي‌توانند به سايت ايران کنسرت مراجعه کنند.


خبرگزاری آريا – چالش ها و فرصت هاي صنعت گردشگري در «رودررو»


چالش ها و فرصت هاي صنعت گردشگري در «رودررو»

خبرگزاري آريا – برنامه «رودرو» شبکه چهار سيما اين هفته ميزبان معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي مي شود.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه چهار سيما، برنامه گفتگو محور «رودررو» که به تحليل موضوعات سياسي و اجتماعي روز کشور مي پردازد، در برنامه دوشنبه ۲۵ تيرماه، چالش ها و فرصت هاي صنعت گردشگري را بررسي مي کند.
محمد محب‌خدايي معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و حرمت الهي رفيعي رييس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوايي و جهانگردي ايران درخصوص صنعت گردشگري به گفتگو مي پردازند.
به گزارش سال ۲۰۱۷ سازمان جهاني گردشگري، ايران در شمار ۱۰ کشور برتر در برخورداري از ظرفيت‎هاي گردشگري است. در اين گزارش مجموعه‌اي از شاخص‌هاي طبيعي، تاريخي، فرهنگي، رفاهي و تفريحي مورد توجه قرار گرفته و ايران با داشتن اقليمي چهارفصل، تاريخي ۷ هزار ساله، فرهنگي غني و موثر به عنوان ۱۰ کشور غني‌ در صنعت توريسم و گردشگري ارزيابي شده است.
اما سوال اينجاست که اين ظرفيت بالقوه، چه ميزان به فعليت رسيده و اقتصاد ايران چقدر از ظرفيت‎هاي اشتغال‌آفريني و درآمدزايي صنعت توريسم استفاده کرده است؟ برنامه «رودرو» اين هفته شبکه چهار سيما به همين منظور به سراغ اين موضوع رفته است.
اين برنامه به تهيه کنندگي سيد مهدي حسيني، کاري از گروه سياسي شبکه چهار سيما است و دوشنبه ها ساعت ۲۱:۰۰ به صورت زنده به روي آنتن شبکه چهار سيما مي رود.


خبرگزاری آريا – لوريس چکناواريان: من هم کودک کار هستم


لوريس چکناواريان: من هم کودک کار هستم

خبرگزاري آريا – موسيقي ماـ کنسرت آنسامبل «اينترنوا» با اجراي يک کوارتت اروپايي به سرپرستي دارا مورگان و با همراهي دو کوارتت از ايران به سرپرستي برديا کيارس و امير باورچي و يک سوليست پيانو ۲۵ و ۲۶ تيرماه در حمايت از کودکان کار در تالار وحدت روي صحنه خواهد رفت و اين در حالي است که ۱۰۰ نفر از کودکان کار نيز در تالار وحدت شاهد اين اجراها خواهند بود.
در نشست خبري که صبح ۲۳ تيرماه در بيمارستان نيکان برگزار شد، جزئيات اين رويداد با حضور عوامل پروژه تشريح شد. اين در حالي بود که فرخزاد لايق به عنوان يکي از ايده‌پردازان اين پروژه از برگزاري مراسم بزرگداشتي براي لوريس چکناواريان به مناسبت هشتادمين سال تولد اين هنرمند در شب اول اين اجرا خبر داد.
لوريس چکناوارايان که در اين نشست خبري حضور داشت، در سخنان کوتاهي بيان کرد: «کمک کردن به کودکان کار يک حرکت درست است. هر کسي که به اين کودکان کمک کند در واقع به خودش کمک کرده است؛ مي‌گويند: «بزرگ کن تا بزرگ شوي». من خودم هم يک کودک کار هستم. من با کمک مردم و با عشق مردم ايران توانستم هنر خودم را نشان دهم.»
دارا مورگان، هنرمند ايرلندي نيز که سرپرستي کوارتت اروپايي را بر عهده دارد، در بخش ديگري از اين نشست در سخناني مطرح کرد: «خيلي خوشحالم که اينجا هستم. من يک کلمه فارسي بلد نيستم اما با زباني حرف مي‌زنم که زبان همه مردم دنياست و آن هم موسيقي است. بايد بگويم اصلا عادي نيست که يک موزيسين انگليسي به اجرا در ايران فکر کند اما من از طريق مارک اسونسن با موسيقي ايران آشنا شدم. آثاري که از موزيسين هاي ايراني در اجراهاي پيش رو اجرا مي‌کنيم ويژگي‌هاي خاصي دارند که شايد مهم‌ترينش حضور ربع پرده‌ها باشد. البته من با اين ربع پرده‌ها بسيار آشنا هستم و کارهاي اين‌چنينيِ بسياري انجام داده‌ام. در کل حضور ربع پرده‌ها در موسيقي مدرن امروز بسيار متداول است و براي ما امري عادي است.»
فرخزاد لايق نيز که يکي از ايده‌پردازان اين پروژه است، در سخناني مطرح کرد: «اين کنسرت که در حمايت از کودکان کار برگزار مي‌شود در واقع يک مواجهه و يک رخداد است که با حضور کودکان کار در تالار وحدت برگزار مي‌شود. حتي در شب اول که قرار است، مراسم بزرگداشتي براي لوريس چکناورايان برگزار شود، کودکان کار هديه ايشان را مي‌دهند. اين رويداد قرار نيست داستان شاهزاده و گدا باشد اما رخداد مهمي است که رپرتوار بسيار هوشمندانه‌اي دارد. اين رپرتوار به زعم بنده در طول ۴۰ سال اخير کم‌نظير است. رپرتوار شب اول در واقع شامل قطعاتي از شوستاکويچ، دبوسي و چکناواريان است. شب دوم نيز به اجراي قطعاتي از استيو رايش، مايکل نايمن و بنده اختصاص دارد. شب دوم، شب ميني‌ماليست‌هاست.»
او ادامه داد: «تمام عوايد اين کنسرت به کودکان کار اختصاص مي‌يابد. اين دو اجرا جنبه‌هاي پرفورمنس هم دارد و مخاطبان اين کنسرت جنبه‌هاي بصري زيبايي را بر روي صحنه مي‌بينند. در اين اجراهاي براي نخستين بار آثاري از استيو رايش در ايران اجرا مي‌شود. البته غافلگيري هم براي مخاطبان در نظر گرفته‌ايم و آن هم اجراي موسيقي فيلم «تاج و تخت» است.


خبرگزاری آريا – گروه «ترنج» به سرپرستي «مريم نيک‌بين» روي صحنه مي‌رود


گروه «ترنج» به سرپرستي «مريم نيک‌بين» روي صحنه مي‌رود

خبرگزاري آريا – گروه موسيقي «ترنج» به سرپرستي مريم نيک‌بين و تهيه کنندگي گروه فرهنگي هنري «آريا»، روز دوشنبه ۲۵ تيرماه در کنسرتي ويژه بانوان قطعات خاطره انگيز موسيقي ايراني را در فرهنگسراي نياوران تهران برگزار مي کند.
طبق برنامه ريزي هاي انجام گرفته در بخش اول اين کنسرت قطعات خاطره انگيز موسيقي ايراني با پيانو و آواي مريم نيک بين و همراهي گروه «ترنج» به اجرا در مي‌آيد. در بخش دوم اين کنسرت نيز قطعات محلي با گويش‌هاي کردي، لري، خراساني، جنوبي، شمالي، آذري، شيرازي با همراهي حرکات آييني گروه «مهرگان» به طراحي و سرپرستي مهرنوش مهرين فر براي مخاطبان اجرا خواهد شد.
نغمه اعلامي نوازنده سنتور، سونيا نظامي نوازنده کمانچه، آنيتا صادقي نوازنده تار، مارال خليلي نوازنده دف، دايره، تمپو، سميرا مهر افشا نوازنده تمبک، نقاره آذري، مريم نيک بين خواننده و نوازنده پيانو اعضاي گروه اجرايي اين کنسرت را تشکيل مي دهند.


خبرگزاری آريا – انيميشن «يکي بود، يکي نبود» به کارگرداني مهين جواهريان آماده‌ نمايش شد


انيميشن «يکي بود، يکي نبود» به کارگرداني مهين جواهريان آماده‌ نمايش شد

خبرگزاري آريا – انيميشن «يکي بود، يکي نبود» از توليدات جديد مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي به کارگرداني مهين جواهريان که مبتني بر ترانه هاي فولکلور مادرانه است، آماده نمايش شد. در انيميشن موزيکال، مادري براي کودکش قصه مي‌گويد و در قالب ترانه‌هاي فولکلور، راه و رسم زندگي را به او مي‌آموزد.
مهين جواهريان هدف از ساخت اين انيميشن ۱۲ دقيقه‌اي را نهادينه کردن فرهنگ در ذهن مخاطب دانست: «فرهنگ سازي يکي از مهم‌ترين وظايف هر فرد يا مرکز فرهنگي است و کار کردن در حيطه‌ي ادبيات، گرافيک و موسيقي سرزمينمان تلاش بسيار مي‌طلبد. من سال‌هاست با استفاده از ترانه‌هاي زيباي فولکلور در قالب انيميشن، سعي در حفظ و نهادينه کردن فرهنگ غني کشورمان در ذهن مخاطب اعم از بزرگ و کوچک دارم. انيميشن «يکي بود، يکي نبود» هم حاصل بخشي از اين تلاش است.»
کارگردان «بارون مياد جر جر» درباره‌ي مخاطبان جديدترين فيلم انيميشن خود گفت: «هر چند ما کودکان را به عنوان مخاطبان اصلي «يکي بود يکي نبود» در نظر گرفته‌ايم، اما اين انيميشن از فضاي آهنگين برخوردارست و براي هر مخاطبي مي‌تواند جذاب باشد.»
عوامل توليد انيميشن «يکي بود، يکي نبود» شامل نويسنده، کارگردان، تهيه‌کننده: مهين جواهريان، دستيار کارگردان و انيماتور: سمانه فضل‌الله اسدي، صدابردار: امير اکبرشاهي، صداگذار: چنگيز صياد، موسيقي: مريم چالش، تدوينگر: محمد ناصري و گويندگان: محمدرضا عليمرداني، آترين اميني، وارش قوامي است. تهيه کننده اين انيميشن مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي است.


خبرگزاری آريا – دخترانم برايم مادري مي‌کنند


دخترانم برايم مادري مي‌کنند

خبرگزاري آريا – دو دختر دارد و يک پسر. دخترش آزاده اسماعيل‌خاني تحصيلکرده رشته بازيگري است و در سريال معماي شاه نقش دختر خانواده دکتر وزيري را بازي کرد.
آناهيتا، دختر دوم گوهر خيرانديش و پسرش اميد در خارج از کشور زندگي مي‌کنند.
ديروز وقتي با خيرانديش تماس گرفتم و گفتم مي‌خواهم به مناسبت روز دختر با او صحبت کنم؛ هيجان زده شد و گفت در ميان اين‌همه اخبار بد اقتصادي و بي برقي و کمبود آب و … با اين خبر غافلگيرش کرده و بهترين خبري را به او دادم که بشدت حالش را خوب کرد.
گوهر خيرانديش، حدود ۱۶ سال قبل همسرش؛ جمشيد اسماعيل‌خاني را از دست داد، درست در سال‌هايي که سه فرزند او هنوز به اصطلاح از آب و گل در نيامده بودند و به حمايت‌هاي پدرانه نياز داشتند؛ اما واقعيت اين است که خيرانديش بعد از آن براي فرزندانش هم پدري کرد و هم مادري و حالا مي‌گويد، دخترانش مثل يک مادر از او مراقبت مي‌کنند.با اين بازيگر درباره رابطه مادر، دختري هم‌صحبت شديم و خيرانديش در حالي‌که سوار تاکسي بود تا به مطب دکتر برود، با صبر و حوصله جواب سوالاتم را داد.
امروز به نام روز دختر نامگذاري شده؛ اين روز چه حسي را در شما ايجاد مي‌کند؟
اين که به من خبر داديد، روز دختر است غافلگير شدم؛ چون در شرايط سخت و پيچيده اين‌ روزها تنها چيزي که در ذهنم نبود، همين موضوع بود و الان واقعا ذوق‌زده‌ام چون دختر مونس مادر است و نبايد هرگز او را فراموش کرد بخصوص در روزي که به نام دختر نامگذاري شده است.
حرفه شما بازيگري است و زنده ياد جمشيد اسماعيل‌خاني هم بازيگر بود، حرفه‌اي که نظم و ساعت کار مشخصي ندارد، با اين شرايط چگونه زمان خود را مديريت مي‌کرديد که به بچه‌ها هم برسيد؟
طوري برنامه‌ريزي مي‌کرديم که هر دو با هم سرکار نباشيم و يکي از ما در خانه و پيش بچه‌ها باشد.وقتي بچه‌ها بزرگتر شدند کم کم ياد گرفتند که در غياب ما از يکديگر مراقبت کنند.الان هم شرايط جوري شده که بچه‌ها از من مراقبت مي‌کنند بخصوص دخترانم که واقعا برايم مادري مي‌کنند.آزاده که در ايران است با من زندگي مي‌کند و در روزهاي شلوغ و خسته‌کننده بشدت حواسش به من هست که تغذيه‌ و خوابم درست باشد.زماني‌که سر کار مي‌روم، آزاده مراقبم است که از پا نيفتم.
چنين به نظر مي‌رسد اين که مي‌گويند فرزند دختر داشتن شيرين‌تر از فرزند پسر است را شما تجربه کرد‌ه‌ايد چون برخي بر اين باورند که پسرها به سني که مي‌رسند به دنبال زندگي خود مي‌روند، اما دختر است که پاي مادر و پدر مي‌ماند؟
اين قاعده کلي است؛ پسرها ازدواج مي‌کنند و مسئوليت خانواده‌ خود را به عهده مي‌گيرند؛ به همين دليل کمتر مي‌توانند مراقب پدر و مادر خود باشند، البته من فرزندان پسري را ديده‌ام که واقعا دلسوز والدين هستند.اما واقعيت اين است که دخترها وقت بيشتري براي پدر و مادر خود مي‌گذارند.
دوره‌اي شده که جوان‌ها تمايل دارند که زود زندگي مستقل را شروع کنند بخصوص دختران و پسراني که استقلال مالي دارند اما دختر شما؛ آزاده ترجيح داده با شما زندگي کند.چه عاملي پيوند شما را اينقدر محکم کرده است؟
من و زنده ياد اسماعيل‌خاني نگاه سنتي به خانواده داشتيم و مادرم سال‌هاي زيادي با ما زندگي مي‌کرد و ما از اين بابت بسيار راضي بوديم چون مادرم بشدت مراقب ما بود همه زندگي را مديريت مي‌کرد. اوايل زندگي مشترک، گاهي که با مرحوم اسماعيل‌خاني بحث و جدل مي‌کرديم،مادرم واسطه مي‌شد و خيلي زود مشکل ما را حل مي‌کرد و زماني که من سرکار بودم، هم مراقب فرزندانم بود و هم وقتي به خانه برمي‌‌گشتم غذاي گرم مامان پز را مي‌خوردم و لذت مي‌بردم.بچه‌هايم محسنات زندگي در کنار بزرگترها را ديدند و اين تجربه آنقدر برايشان خوشايند بود که ترجيح دادند آن را تکرار کنند و در کنارم بمانند.آزاده با من زندگي مي‌کند و آنقدر هر دو از حضور هم خوشحاليم که حاضر نيستيم آن را از دست بدهيم.هر چند به جوان‌ها توصيه مي‌کنم اگر ديدگاهي متفاوت از والدينشان دارند، بهتر است که مستقل زندگي کنند اما مسئوليت‌پذيري خود را حفظ کنند والدين نيز به فرزندان خود سر بزنند و بچه‌ها مراقب احوال پدر و مادر باشند.البته تاکيد مي‌کنم استقلال از خانواده زماني قابل قبول است که جوان‌ها بتوانند سالم زندگي کنند و به خودشان آسيب نزنند.
دو تا دختر بزرگ کرده ايد با توجه به تجربه‌اي که داريد ، مادرها چگونه مي‌تواننددختراني موفق تربيت کنند؟
معتقدم رفاه بيش از حد باعث مي‌شود که دخترها زير بار ازدواج نروند چون توقع دارند همان امکاناتي که در خانه پدري داشته‌اند از همان اول در زندگي مشترک نيز داشته باشند.به نظرم بهتر است والدين، فرزندان خود را تشويق کنند به سن قانوني که رسيدند، کار کنند و خودشان درآمد داشته باشند.پدر و مادرها نبايد همه امکانات زندگي را در اختيار بچه‌ها قرار دهند، چون اين رفتار باعث مي‌شود بچه‌ها وابسته به پدر و مادر بمانند و آنقدر توقعشان بالا برود که حاضر به ازدواج و شروع زندگي مشترک با امکانات کم نشوند.
به عنوان يک مادر براي دختران چه صحبتي داريد؟
قبل از اين که براي دخترها حرفي داشته باشم، به مادرها مي‌گويم که اين روزها جوان‌ها و بخصوص دخترها بشدت نيازمند اميد هستند، پس تا جايي‌که مي‌توانند آنها را به زندگي اميدوار کنند.از دختران هم مي‌خواهم که با درک متقابل با والدين خود زندگي کنند.مهمترين نکته‌اي که جوان‌ها بايد رعايت کنند اين است که کار را به جايي نرسانند که احترام‌ متقابل از بين برود و قُبح خيلي از مسائل از ميان برداشته شود.لحن پرخاشگرانه مي‌تواند باعث بسياري از کدورت‌ها شود.
خيلي دوستانه به دخترها پيشنهاد مي‌کنم که محبت و مهر را از مادر خود دريغ نکنند؛ با يک سلام و روز بخير شاد ، با يک ليوان آب سرد در اين گرماي تابستان، با يادآوري‌ اين‌که مادر تو چقدر زيبايي ! درک چين و چروک‌هاي صورت مادر و اين که به او بگويي مي‌فهمي هر کدام از اين چروک‌ها چگونه و براي حفظ خانواده و مراقبت از بچه‌ها به وجود آمده است.
طاهره آشياني – روزنامه‌نگار


خبرگزاری آريا – فوتبال «بازي» کردن


فوتبال «بازي» کردن

خبرگزاري آريا – تب فوتبال هميشه داغ است و مدتي است به خاطر برگزاري مسابقات جام‌جهاني بيشتر روزها و شب‌هاي گذشته برنامه‌هاي تلويزيوني مرتبط با اين رويداد هيجان‌انگيز بخش اعظمي از کنداکتور سيما را گرفته‌اند. سريال دنباله‌دار جام‌جهاني ۲۰۱۸ و دورهمي‌هاي تحليلي آن، امشب با پخش فينال اين مسابقات از شبکه سوم سيما به پايان مي‌رسد اما حکايت توپ و تور و حواشي جذاب آن، همچنان باقي است. ما هم به بهانه روزهاي از هميشه بيشتر فوتبالي تلويزيون نگاهي انداخته‌ايم به سريال‌هايي که قصه‌شان در پيوند با مستطيل سبز بود.
تلخند روزهاي افول
«پژمان» غافلگيرکننده بود تا جايي که خيلي‌ها آن را گل به خودي فوتبالي‌ها مي‌دانستند. برادران قاسم‌خاني قصه روزهاي بي‌رونق بازنشستگي يک فوتباليست را نوشتند و سروش صحت جسورانه از يک بازيکن واقعي فوتبال بازي گرفت. طبق معمول آن‌که اگر يک برنامه يا سريال به قشر خاصي بپردازد قطعا صداي اعتراضي از سوي آنان شنيده مي‌شود، پژمان نيز با واکنش منفي برخي فوتباليست‌ها مواجه شد اما در مقايسه با موارد مشابه مي‌توان به آستانه تحمل فوتبالي‌ها اميدوار بود و بيش از هر چيز، جسارت پژمان جمشيدي را براي ايفاي اين نقش ستود. جسارتي که مي‌توانست براي او گران تمام شود اما سکه شانس روي ديگرش را به او نشان داد و جمشيدي در مسير تازه قرار گرفت. او کليشه از خوانندگان و فوتباليست‌ها بازيگر حرفه‌اي در نمي‌آيد را شکاند و نشان داد در عرصه نمايش گلزن بهتري است. جمشيدي با اين حضور و درخشش بر صفحه نمايش ثابت کرد پرنورتر از زماني است که پايش به توپ مي‌خورد. تمام اين جذابيت‌ها و اولين‌ها از يک سو و از آن مهم‌تر قصه خوش پرداخت قاسم‌خاني‌ها پژمان را تا امروز در ميان قصه‌هاي فوتبالي تلويزيون بهترين و مهم‌ترين کرده است. پيش از اين نيز بازيکنان فوتبال در سينما و تلويزيون حضور داشتند اما هيچ‌کدام به عنوان شخصيت محوري يک قصه به چالش کشيده نشده بودند و قطعا اگر با نام خود بازي مي‌کردند، شمايل کاملا مثبت و دور از ذهني را ارائه مي‌دادند که براي مخاطب پذيرفتني و دلنشين نبود. پژمان اما سنت‌شکني کرد و با زباني طنز،‌ تلخي‌ها و گردش بي‌رحم روزگار را در دنياي فوتبال و زندگي حرفه‌اي و شخصي بازيکنان آن به تصوير کشيد.
اخلاق در زمين چمن
به عقب که برگرديم، ‌ «به سوي افتخار» احتمالا نخستين سريالي است که پس از انقلاب فوتبال را محور اصلي خود قرار داد. اين سريال نخستين ساخته مستقل سيروس مقدم در مقام کارگردان است. کارگرداني که روزهاي اوجش را سپري مي‌کند و به مدد تجربه و احتمالا بهره‌گيري از نيروهاي تازه‌اي که با او همکاري مي‌کنند تا حد زيادي از شعارزدگي آثار نخستين اش فاصله گرفته است. نخستين سريال مقدم موضوع و معضل هميشگي تقابل خير و شر، جوانمردي و بي‌مرامي و مساله اخلاق در پهنه چمن و خارج از گود رقابت را بيان مي‌کرد، تقابلي که در هيبت دو بازيگر و تيم‌هاي ورزشي‌شان به تصوير کشيده شده بود. داريوش ارجمند در مقام مربي با اخلاق و خوش مرامي که در اوج سختي اصولش را زير پا نمي‌گذاشت و سياوش طهمورث در نقش مربي منفعت‌طلب تيم مقابل که براي از ميدان به در کردن حريفش به هر کاري دست مي‌زد. جذابيت به سوي افتخار در آن سال‌ها بيشتر مديون آن بود که پاي قصه‌اش را به فوتبال و پشت پرده ماجراهاي مشکوک آن کشيده بود. ماجراهايي که بيش از امروز پشت پرده بود و کمتر کسي از آن خبر داشت. امروز اما ديدن دوباره سريال،‌ جز خاطره‌بازي و رفتن به حال و هواي دهه ۷۰ برايمان حرف تازه‌اي ندارد.
غرور يک ستاره
قصه در مسير زاينده‌رود بيش از آن‌که قصه فوتبال باشد، روايتگر غرور بود. غرور ناشي از شهرت و ثروت. فوتباليستي مشهور در يک درگيري خياباني پسري را ناخواسته به قتل مي‌رساند و براي گريختن از قصاص، ناچار به شکستن غرورش و جلب رضايت خانواده مقتول است. فوتباليست که نقشش را اشکان خطيبي بازي مي‌کرد در ابتدا به شهرت و نفوذش دل خوش مي‌کند اما به مرور متوجه برابري جان خود با ديگري مي‌شود و اين آغاز شکست دروني اوست. در مسير زاينده‌رود در زمان پخش با حاشيه‌هاي فراواني روبه‌رو شد و اين حواشي که بيشتر مرتبط با کيفيت اثر در مقايسه با ساير آثار حسن فتحي، اداي نابلد لهجه‌ها توسط بازيگران و همچنين جنجال هميشگي اصناف،‌ شهرها و قوميت‌ها با شيوه بازنمايي‌شان در تلويزيون بود، باعث شد فوتبال در حاشيه بماند و تنها به دستمايه‌اي براي آغاز قصه، منطق روايي و ياري‌دهنده در باورپذيري برخي شخصيت‌ها بدل شود، نه بستر اصلي آن.
فوتبال با طعم کمدي
حسين سهيلي‌زاده سريال‌ساز تلويزيوني در کارنامه خود دو مجموعه با محوريت فوتبال دارد که در هر دو با نگاه طنز به وقايع روز فوتبال و حال و روز علاقه‌مندان اين ورزش مي‌پردازد.
«سه،‌ پنج، دو» نخستين مجموعه فوتبالي بود که سهيلي‌زاده در اين رابطه در سال ۱۳۹۰ براي شبکه پنج ساخت و در آن قصه خانواده‌اي روايت مي‌شد که بدون آن‌که بدانند فوتبال را چگونه مي‌نويسند، پايشان به باشگاه‌داري باز مي‌شود. اين سريال حاشيه‌ها و اتفاقات پشت پرده فوتبال حرفه‌اي را با چاشني طنز و اغراق به تصوير مي‌کشيد و از بازيگراني چون فرهاد آييش، رضا رويگري، شهره لرستاني و سياوش خيرابي بهره مي‌گرفت.
«سه،‌ پنج، دو» در زمان خود ديده شد و تيتراژ آن با صداي علي لهراسبي ميان مخاطبان گل کرد. بعد از اين مجموعه، سهيلي‌زاده بار ديگر سراغ فوتبال رفت و اينبار هم در قالب مجموعه‌اي کمدي.
«آخرين بازي» سريال بعدي سهيلي‌زاده در سال ۹۳ بود که در ۱۵ قسمت به ماجراي دلالي فوتبال و ورود با واسطه و رانت برخي بازيکنان مي‌پرداخت و در اينجا نيز امير حسين رستمي با همان نام سياوش رستمي در سريال پيشين سهيلي‌زاده، نقش اين دلال را بازي مي‌کرد که شخصيت جاه طلب قباد با بازي ماني نوري را با رانت وارد دنياي حرفه‌اي فوتبال مي‌کند و اين سرآغاز ماجراهاي سريال مي‌شود. بازگشت ماني نوري بازيگري که روزگار کودکي و نوجواني در سريال‌هايي چون «قصه‌هاي تابه‌تا» و «خانه ما» خوش درخشيده، از اندک جذابيت‌هاي سريال بود.
ماجراهاي مامور دوپينگ
لژيونر ساخته مسعود آب‌پرور هم ترکيبي از عشق،‌ دلالي فوتبال و مامور دوپينگي بود که در پي شناسايي متخلفان برايش ماجراهاي متفاوتي پيش مي‌آمد. تلاش لژيونر اما در پيوند اين همه، چندان موفق نبود. سريال ميان کمدي و ژانرهاي ديگر کمي مخاطب را بلاتکليف مي‌کرد. هر چند گاه خنده ات مي‌گرفت ولي حرفش تکرار گفته‌هايي بود که پيش از اين در سريال‌هاي کمدي فوتبالي ديده بوديم. يکي از نقاط جذاب و متفاوت سريال اما حضور اشپيتيم آرفي بازيکن آلبانيايي تبار فوتبال بود، حضوري که در سريال ديوار به ديوار نيز تکرار شد.
رد سبز فوتبال
در ميان بسياري از سريال‌ها و برنامه‌هاي نمايشي سيما رد فوتبال ديده مي‌شود. سال‌ها پيش در قسمتي از سريال زير آسمان شهر يک، علي انصاريان در نقش خودش حضور داشت که احتمالا همين حضور او را به دنياي فيلم و سريال معرفي کرد و باعث شد تا امروز در زمينه بازيگري،‌ اجرا و تهيه‌کنندگي فعال باشد. در سري‌هاي بعدي اين مجموعه نيز به فوتبال و دربي پرداخته مي‌شد. در قمست‌هايي از مجموعه موفق مرد دو هزار چهره نيز مسعود شصتچي اتفاقي به‌عنوان سرمربي يک تيم ورزشي پايش به کناره زمين چمن و مصاحبه‌هاي مطبوعاتي پس از آن باز مي‌شود. مهران مديري بازيگر و کارگردان اين سريال در قالب اين فضا با طعنه به برخورد و رفتار برخي سرمربيان فوتبال و بازيکنان، گاه خنده‌هاي تلخي از بازنمايي کمدي‌گونه واقعيت از مخاطب مي‌گرفت. برنامه‌هاي آيتمي و کمدي چون خنده بازار، شبکه سه و نيم و… هم عمدتا آيتمي را به فوتبال اختصاص دادند. آيتم‌هايي که در آنها سهم عادل فردوسي‌پور و برنامه باسابقه‌اش يعني ۹۰ بيش از سايرين بود. اين بخش ها به سبب تقليد مو به مو از رفتار گزارشگران فوتبال يا مربيان ابتدامخاطب را غافلگير مي‌کرد و خنده به لب مي‌نشاند اما به مرور به تکرار افتاد و بي‌کارکرد شد.
انتقادهاي کادوپيچ
سريال‌هاي فوتبالي تلويزيون غالبا زبان طنز را براي بيان قصه خود انتخاب کرده‌اند و اين شايد به اين سبب باشد که فوتبال امروز نه يک ورزش و سرگرمي بلکه بيشتر موضوعي اقتصادي، حتي سياسي و البته همواره حساسيت‌برانگيز است و از اين رو گفتن از آن اگر در لفافه و ميان شوخي باشد سهل‌تر است.
طريقي که اغلب نويسندگان آن را انتخاب مي‌کنند تـــا از ظرفيت محبوبيت و همه‌گير بودن اين ورزش در ميان مردم و همچنين حواشي جــذاب و جنجالي‌اش بـراي قصه‌گويي بهره ببرند.
نوشين مجلسي


خبرگزاری آريا – راديو معارف؛ رسانه مرجع


راديو معارف؛ رسانه مرجع

خبرگزاري آريا – راديو، با وجود رسانه‌هاي عصر ديجيتال، رسانه‌اي سنتي به حساب مي‌آيد. گرچه ويژگي‌هاي منحصر به فرد راديو، آن را از ساير رسانه‌ها متمايز کرده، ولي بايد براي بقاي خود در عرصه رقابتي راهکارهايي را پيدا کند. راديو در دوره‌هاي مختلف، مقبوليت خود را حفظ کرده و در برابر رسانه‌هاي جديد از گردونه رقابت حذف نشده است.
به اعتقاد بسياري از کارشناسان، راديو حاضرترين رسانه و در عين حال در دسترس‌ترين و رساترين رسانه باقي خواهد ماند. راديو رسانه‌اي غير قابل حذف است، زيرا مبتني بر صداست و تنها صداست که مي‌ماند. سرعت زياد، دامنه نفوذ، راحت و شفاهي بودن راديو براي مردمي که از سواد بهره‌اي ندارند، دليل يکه‌تازي راديوست و رسانه‌هاي جديد به‌هيچ‌وجه نمي‌توانند راديو را انکار کنند و اما در دوران تحولات فناوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي، رسانه‌هايي که قادر به بازسازي خود در مواجهه با رسانه‌هاي الکترونيک و ديجيتال نباشند، به حاشيه مي‌روند و رسانه‌اي جنبي تلقي مي‌شوند.
امروزه روابط عمودي گذشته بايد به روابط افقي تبديل شود و مخاطب نقش پر رنگ‌تري را در مدل ارتباطات رسانه‌اي بر‌عهده بگيرد. راديو وقتي انتظار دارد مشتريان شنونده او باشند، بايد خودش هم شنونده مخاطبان باشد و آنها را به سخن گفتن وادارد. رسانه‌هاي جديد به مخاطبان، مشارکت و فعال بودن را آموخته‌اند و مخاطبان امروز و فرداي رسانه، مخاطبان ديروز نيستند. همگامي با جامعه روز و نيازهاي مخاطبان، سرعت انتقال، کوتاه کردن زمان بين پرسش و پاسخ، پيوند راديو و اينترنت و آرشيو برنامه‌ها براي گسترش دايره مخاطبان از اقداماتي است که بايد راديو براي پويايي و حفظ مخاطبان در دنياي رقابت رسانه‌اي انجام دهد. از ديگر مزيت‌هاي راديو، تخصصي شدن آن در ايران است. با تخصصي شدن راديو، مخاطب شناسي عميق انجام مي‌گيرد و موضوعات مورد علاقه آنها شناسايي مي‌شود.
در راديو‌هاي تخصصي، تکليف مخاطبان با راديو روشن است و برنامه‌سازان هم مي‌دانند بايد روي کدام موضع و موضوع تخصصي تمرکز کنند.
کمک گرفتن از شنوندگان هم براي تعيين و پيشنهاد محتواي برنامه‌ها در راديو‌هاي تخصصي مي‌تواند صورت بگيرد. راديو معارف در سپهر رسانه‌اي کشور، راديويي تخصصي در حوزه دين است که ماموريت دارد آموزه‌هاي قرآن و اهل بيت (ع)را تبيين و ترويج کند.
چهار گروه تخصصي علمي در اين راديو مسئوليت توليد برنامه‌هايي متقن، مستدل، مستند و اقناعي را به عهده دارند.
راديو معارف به جهت مخاطبان نخبه و فرهيخته خود بايد در انتخاب موضوع، کارشناس و استحکام مباحث، تلاش ويژه‌اي داشته باشد.
از ديگر ويژگي‌هاي اين راديو، بهره‌گيري از مباحث گروه‌هاي مرجع و نخبگان ديني است.
گره‌خوردگي رسانه با تيم‌هاي پژوهشي، به عمق بخشي برنامه‌ها کمک شاياني مي‌کند.
علاوه بر آن که موسسات پژوهشي هم بسته به نياز رسانه، به موضوعات خود سمت و سوي کاربردي مي‌دهند و از مباحث نظري صرف پرهيز مي‌کنند.
امروز راديو معارف، رسانه مرجع است.
استنادات به اين رسانه در محافل علمي، نشانه اعتماد نخبگان به اين رسانه ديني است.
پاسخگويي مستقيم مراجع عظام تقليد به استفتائات شنوندگان، فقط در اين راديو اتفاق مي‌افتد.
به روز بودن، رصد شبهات اعتقادي در ماهواره‌ها و فضاي مجازي و پاسخگويي به آنها، بهره‌گيري از کارشناسان تخصصي در هر حوزه علمي، سطح‌بندي موضوعات در سطوح تخصصي، نيمه تخصصي و عمومي، انعکاس تازه‌ترين رويدادهاي فرهنگي کشور، پيوند با جامعه نخبگاني حوزه و دانشگاه، واکنش سريع به حوادث فرهنگي کشور بويژه انتظارات مقام معظم رهبري، مطالبه‌گري از مسئولان فرهنگي و‌…
اين راديو را به رسانه‌اي معرفت‌بخش، هوشمند و خيرخواه تبديل کرده است.
مجتبي تونه‌اي
مدير راديو معارف


1 2 3 4 5 226