خبرگزاری آريا – نامزدهاي جشنواره فيلم برلين؛ ايراني‌ها به دنبال خرس طلايي


نامزدهاي جشنواره فيلم برلين؛ ايراني‌ها به دنبال خرس طلايي

خبرگزاري آريا –
هنر آنلاين – علي افتخاري: شصت و هشتمين دوره جشنواره فيلم برلين از پنجشنبه ۱۵ فوريه (۲۶ بهمن) با اولين نمايش جهاني فيلم انيميشن “جزيره سگ‌ها” تازه‌ترين ساخته وس اندرسن کارگردان آمريکايي آغاز مي‌شود که يکي از رقباي بخش مسابقه بين‌الملل جشنواره هم هست. براي نخستين بار در تاريخ برليناله است که اين رويداد سينمايي با فيلمي انيميشن شروع مي‌شود.
“جزيره سگ‌ها” مانند “آقاي فاکس شگفت‌انگيز” (۲۰۰۹)، ديگر ساخته اندرسن يک انيميشن استاپ-موشن است. داستان در ژاپن در آينده نزديک روي مي‌دهد، جايي که در آن سگ‌ها به خاطر نگراني از انتقال آنفلوانزاي سگي در يک جزيره قرنطينه هستند. صداپيشه‌هاي فيلم را تعدادي از ستاره‌ها شامل برايان کرنستن، ادوارد نورتن، لئو شرايبر، بيل موري، جف گلدبلوم، اسکارلت جوهانسن، تيلدا سوئينتن، کن واتانابي، گرتا گرويگ، فرانسيس مکدورمند، اف. موري آبراهام، کورتني بي. ونس و هاروي کايتل تشکيل مي‌دهند.
“جزيره سگ‌ها”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
“جزيره سگ‌ها” بعد از “خانواده رويال تننبام” (۲۰۰۲)، “زندگي در آب با استيو زيسو” (۲۰۰۵) و “هتل بزرگ بوداپست” (۲۰۱۴) چهارمين فيلم اندرسن است که در بخش مسابقه بين‌الملل جشنواره برلين روي پرده مي‌رود. “هتل بزرگ بوداپست” نيز فيلم افتتاحيه برليناله بود و برنده خرس نقره‌اي جايزه بزرگ داوران شد.
امسال ۲۴ فيلم در بخش مسابقه برليناله حضور دارند که در ميان آن‌ها ۱۹ فيلم براي دريافت جايزه خرس طلايي و جوايز خرس نقره‌اي رقابت مي‌کنند.
“خوک” به کارگرداني ‌ماني حقيقي از ايران در اين بخش رقابت مي‌کند. حسن معجوني، ليلا حاتمي، ليلي رشيدي، پريناز ايزديار و علي باقري در هفتمين اثر سينمايي حقيقي بازي مي‌کنند که اولين بار در دنيا در برليناله روي پرده مي‌رود. فيلمنامه “خوک” را حقيقي نوشته و محمود کلاري مدير فيلمبرداري آن است. حقيقي دو سال پيش نيز با فيلم “اژدها وارد مي‌شود!” در بخش مسابقه بين‌الملل جشنواره برلين حضور داشت. او سال ۲۰۱۲ هم با فيلم “پذيرايي ساده” در بخش فورم برليناله شرکت کرد و فيلم او برنده جايزه نتپک (شبکه تبليغ سينماي آسيا) شد.
“خوک”
جشنواره برلين همواره به عنوان ويترين سينماي آسيا و آمريکاي جنوبي شهرت داشته است، اما امسال بجز فيلم ماني حقيقي تنها يک فيلم آسيايي ديگر در بخش مسابقه بين‌الملل رقابت مي‌کند: “فصل شيطان” به کارگرداني لاو دياز کارگردان فيليپيني. گذشته از اين تنها دو فيلم خارج از اروپا و آمريکاي شمالي در اين بخش حضور دارند: “موزه” به کارگرداني آلونسو روئيس‌پالاسيوس با بازي گائل گارسيا برنال از مکزيک و درام پاراگوئه‌اي “وارثين” به کارگرداني مارچلو مارتينزي.
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
از سوي ديگر، امسال بجز “جزيره سگ‌ها” تنها دو فيلم آمريکايي ديگر در بخش مسابقه بين‌الملل هستند که اولين نمايش بين‌المللي هر دو فيلم در اين جشنواره است: “نگران نباش، او پياده خيلي دور نخواهد شد” به کارگرداني گاس ون سنت و “دوشيزه” ساخه ديويد زلنر و ناتان زلنر.
“نگران نباش، او پياده خيلي دور نخواهد شد” از روي کتابي به همين نام نوشته جان کالاهان ساخته شده است و واکين فينيکس، جونا هيل، روني مارا، جک بلک، اودو کي‌ير در آن بازي مي‌کنند. ون سنت پيش از اين سه بار ديگر با فيلم‌هاي “ويل هانتينگ خوب” (۱۹۹۸)، “پيدا کردن فورستر” (۲۰۰۱) و “سرزمين موعود” (۲۰۱۲) در بخش مسابقه بين‌الملل برليناله حضور داشته است.
“نگران نباش، او پياده خيلي دور نخواهد شد”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
“دوشيزه” اولين بار در دنيا در جشنواره ساندنس روي پرده رفت. رابرت پاتينسن در اين فيلم تاريخي نقش يک بازرگان را بازي مي‌کند که به غرب آمريکا سفر مي‌کند تا در کوهستان به نامزدش (با بازي ميا واشيکوفسکا) ملحق شود.
فيلم‌هاي هنري اروپايي در فهرست آثار بخش مسابقه بين‌الملل حضوري پررنگ دارند. دو برنده قبلي جايزه خرس نقره‌اي برليناله جزو رقبا هستند: الکسي گرمن جونير کارگردان روس (“زير ابرهاي الکتريکي”) و مالگوژاتا شوموفسکا کارگردان لهستاني (“بدن”) با تازه‌ترين فيلم‌هاي خود بازمي‌گردند.
“دولاتوف” گرمن جونير فيلمي زندگي‌نامه‌اي درباره سرگئي دولاتوف نويسنده روس است و شش روز زندگي او را پيش از اين که از شوروي سابق به آمريکا بگريزد، دنبال مي‌کند. گرمن جونير در ۲۰۱۵ با “زير ابرهاي الکتريکي” برنده جايزه خرس نقره‌اي بهترين دستاورد هنري چشمگير جشنواره برلين شد. “قيافه” شوموفسکا درباره مردي است که بعد از عمل جراحي صورت با بحران هويت روبرو مي‌شود. شوموفسکا نيز در ۲۰۱۵ با فيلم “بدن” جايزه خرس نقره‌اي بهترين کارگردان برليناله را از آن خود کرد.
“دولاتوف”
از ديگر فيلمسازان مؤلف اروپايي حاضر در اين دوره جشنواره برلين مي‌توان به بنوا ژاکو کارگردان فرانسوي اشاره کرد که با فيلم “ايوا” با بازي ايزابل هوپر و گاسپار يويل شانس دريافت جايزه خرس طلايي را دارد. ژاکو پيش از اين دو بار ديگر با فيلم‌هاي “بدرود، ملکه من” (۲۰۱۲) و “خاطرات يک مستخدم” (۲۰۱۵) در بخش مسابقه بين‌الملل برليناله حضور داشته است.
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
لورا بيسپوري کارگردان ايتاليايي با “دختر من” با بازي والريا گولينو و آلبا رورواچر، توماس اشتوبر کارگردان آلماني نيز با فيلم “در راهروها” با بازي فرانتز روگوفسکي و ساندرا هولر در بخش مسابقه بين‌الملل حضور دارند.
دو فيلم آلماني “سه روز در کيبرون” به کارگرداني اميلي عاطف کارگردان فرانسوي-ايراني و “عبور” به کارگرداني کريستيان پتزولد هم در بين رقبا هستند. فيلم اول نگاهي به سه روز از زندگي رومي اشنايدر بازيگر اتريشي افسانه‌اي دارد که هنگام ديدار از يک آسايشگاه در ۱۹۸۱ يکي از آخرين مصاحبه‌هاي مطبوعاتي خود را انجام مي‌دهد. “عبور” با اقتباس از رماني نوشته آنا زيگرس ساخته شده است. داستان در دوران جنگ جهاني دوم روي مي‌دهد و درباره مردي است که وظيفه دارد يک نامه را به مردي اسرارآميز در مارسي تحويل بدهد.
“نام برادر من روبرت است و او يک ابله است” به کارگرداني فيليپ گرونينگ توليد مشترک آلمان، فرانسه و سوئيس، فيلم فرانسوي”دعا” به کارگرداني سدريک کان، درام سوئدي “املاک” به کارگرداني مانس مانسون و اکسل پترسن، “به من دست نزن” به کارگرداني آدينا پينتيلي فيلمساز رومانيايي و درام نروژي “اوتايا: ۲۲ ژوئيه” به کارگرداني اريک پوپه، فهرست ۱۹ فيلم‌ بخش مسابقه بين‌الملل اين دوره جشنواره برلين را کامل مي‌کنند.
“اوتايا: ۲۲ ژوئيه” آخرين فيلمي بود که به بخش مسابقه برليناله اضافه شد. اين فيلم مکاشفه‌اي در کشتار دسته‌جمعي سال ۲۰۱۱ در نروژ توسط آندرس بريويک است که کشور آرام اسکانديناويايي را در بهت و حيرت فرو برد.
برندگان جايزه خرس طلايي و جوايز خرس نقره‌اي را چه کساني انتخاب مي‌کنند؟
توم تيکور کارگردان آلماني رئيس داوران بخش مسابقه بين‌الملل اين دوره جشنواره برلين است. ادل رومانسکي تهيه‌کننده آمريکايي فيلم برنده اسکار “مهتاب”، سسيل دو فرانس بازيگر بلژيکي (“پاپ جوان”)، ريويچي ساکاموتو آهنگساز ژاپني (“کريسمس مبارک، آقاي لارنس”)، استفاني زاکارک منتقد فيلم مجله تايم و چما پرادو رئيس فيلموتکا اسپانولا اسپانيا در کنار تيکور فيلم‌هاي اين بخش را داوري مي‌کنند. شش داور اين دوره بخش مسابقه بين‌الملل شامل سه مرد و سه زن هستند که از اين جهت موازنه رعايت شده است، اما نکته قابل توجه اين است که بيشتر آن‌ها چندان مشهور نيستند.
توم تيکور
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
تيکور ۵۲ ساله سازنده فيلم‌هايي چون “بدو لولا بدو”، “عطر”، “اطلس ابر” و “يک هولوگرام براي پادشاه” و يکي از شناخته‌شده‌ترين و موفق‌ترين فيلمسازان آلمان است. او ارتباط بسيار نزديکي با شهر برلين دارد که محل زندگي‌اش است. او همچنين رابطه خيلي خوبي با جشنواره برلين دارد، جايي که در گذشته شش فيلمش را به نمايش گذاشته است که دو تاي آن‌ها “بهشت” در ۲۰۰۲ و “بين‌الملل” در ۲۰۰۹ فيلم افتتاحيه جشنواره بوده‌اند.
فيلم‌هاي بخش مسابقه بين‌الملل:
“سه روز در کيبرون” (۳ Days in Quiberon) به کارگرداني اميلي عاطف (آلمان/اتريش/فرانسه) – بازيگران: ماري بومر، بيرگيت مينيشماير، چارلي هوبنر – اولين نمايش جهاني
“فصل شيطان” (Season of the Devil) به کارگرداني لاو دياز (فيليپين) – بازيگران: پيولو پاسکوال، شاينا ماگادايو، پينکي آمادور – اولين نمايش جهاني
“دوشيزه” (Damsel) به کارگرداني ديويد زلنر و ناتان زلنر (آمريکا) – بازيگران: رابرت پاتينسن، ميا واشيکوفسکا، ديويد زلنر، ناتان زلنر، رابرت فورستر – اولين نمايش بين‌المللي
“نگران نباش، او پياده خيلي دور نخواهد شد” (Don’t Worry, He Won’t Get Far on Foot) به کارگرداني گاس ون سنت (آمريکا) – بازيگران: واکين فينيکس، جونا هيل، روني مارا، جک بلک، اودو کي‌ير – اولين نمايش بين‌المللي
“دولاتوف” (Dovlatov) به کارگرداني الکسي گرمن جونير (روسيه/لهستان/صربستان) – بازيگران: ميلان ماريچ، دانيلا کوزلوفسکي، هلنا سويکا- اولين نمايش جهاني
“ايوا” (Eva) به کارگرداني بنوا ژاکو (فرانسه) – بازيگران: ايزابل هوپر، گاسپار يويل، جوليا روي، ريشار بري – اولين نمايش جهاني
“دختر من” (Daughter of Mine) به کارگرداني لورا بيسپوري (ايتاليا/آلمان/سوئيس) – بازيگران: والريا گولينو، آلبا رورواچر، سارا کاسو، اودو کي‌ير – اولين نمايش جهاني
“وارثين” (The Heiresses) به کارگرداني مارچلو مارتينزي (پاراگوئه/آلمان/اوروگوئه/نروژ/برزيل/فرانسه) – بازيگران: آنا برون، مارگاريتا ايرون، آنا ايوانووا – اولين نمايش جهاني – فيلم اول
“در راهروها” (In the Aisles) به کارگرداني توماس اشتوبر (آلمان) – بازيگران: فرانتز روگوفسکي، ساندرا هولر، پيتر کورت – اولين نمايش جهاني
“جزيره سگ‌ها” (Isle of Dogs) به کارگرداني وس اندرسن (بريتانيا/آلمان) – صداپيشه‌ها: برايان کرنستن، ادوارد نورتن، لئو شرايبر، بيل موري، جف گلدبلوم، اسکارلت جوهانسن، تيلدا سوئينتن، کن واتانابي، گرتا گرويگ، فرانسيس مکدورمند، اف. موري آبراهام، کورتني بي. ونس و هاروي کايتل – اولين نمايش جهاني – انيميشن
“خوک” (Pig) به کارگرداني ‌ماني حقيقي (ايران) – بازيگران: حسن معجوني، ليلا حاتمي، ليلي رشيدي، پريناز ايزديار، علي باقري – اولين نمايش جهاني
“نام برادر من روبرت است و او يک ابله است” (My Brother’s Name is Robert and He is an Idiot) به کارگرداني فيليپ گرونينگ (آلمان/فرانسه/سوئيس) – بازيگران: يوزف ماتس، يوليا زانگه، اورس يوکر – اولين نمايش جهاني
“موزه” (Museum) به کارگرداني آلونسو روئيس‌پالاسيوس (مکزيک)- بازيگران: گائل گارسيا برنال، لئوناردو اورتيزگريس، آلفردو کاسترو – اولين نمايش جهاني
“دعا” (The Prayer) به کارگرداني سدريک کان (فرانسه) – بازيگران: آنتوني باژون، دامين شاپل، الکس برندمول – اولين نمايش جهاني
“املاک” (The Real Estate) به کارگرداني مانس مانسون و اکسل پترسن (سوئد/بريتانيا) – بازيگران: لئونور اکستراند، کريستر لوين، کريستيان سالدرت – اولين نمايش جهاني
“به من دست نزن” (Touch Me Not) به کارگرداني آدينا پينتيلي (روماني/آلمان/جمهوري چک/بلغارستان/فرانسه) – بازيگران: لورا بنسن، توماس لمارکيز، کريستيان بايرلين – اولين نمايش جهاني – فيلم اول
“عبور” (Transit) به کارگرداني کريستيان پتزولد (آلمان/فرانسه) – بازيگران: فرانتز روگوفسکي، پائولا بئر، گودهارد گيز – اولين نمايش جهاني
“قيافه” (Mug) به کارگرداني مالگوژاتا شوموفسکا (لهستان) – بازيگران: ماتئوس کوشيکويچ، آگنيشکا پودسياليک، مالگوژاتا گورول – اولين نمايش جهاني
“اوتايا: ۲۲ ژوئيه” (U – July 22) به کارگرداني اريک پوپه (نروژ) – اولين نمايش جهاني
نمايش فيلم‌هاي سودربرگ و پاجيليا در بخش خارج از مسابقه
برگزارکنندگان جشنواره تازه‌ترين ساخته‌هاي تعدادي از فيلمسازان مستقل را براي نمايش در بخش خارج از مسابقه انتخاب کرده‌اند که شامل “نامتعادل” به کارگرداني استيون سودربرگ فيلمساز آمريکايي با بازي با بازي کلر فوي و “هفت روز در انتبه” ساخته ژوزه پاجيليا کارگردان برزيلي است. داستان تريلر جنايي “هفت روز در انتبه” در سال ۱۹۷۶ مي‌گذرد و ماجراي يک عمليات ضدتروريستي براي نجات جان گروگان‌ها در اوگاندا را روايت مي‌کند. پاجيليا در ۲۰۰۸ با “يگان ويژه” جايزه خرس طلايي بهترين فيلم جشنواره برلين را برد.
سال سياه ۴۷” به کارگرداني لنس ديلي يکي ديگر از فيلم‌هاي بخش خارج از مسابقه است. هوگو ويوينگ، استفن ري و جيمز برودبنت در “سال سياه ۴۷” بازي مي‌کنند که داستانش در ۱۸۴۷ در دوران قحطي بزرگ در ايرلند روي مي‌دهد.
سال سياه ۴۷”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
مستند “الدورادو” به کارگرداني مارکوس ايمهوف فيلمساز سوئيسي نيز در اين بخش نمايش داده مي‌شود. “الدورادو” نگاهي به بحران پناهندگي در سراسر دنيا دارد. “آگا” ساخته ميلکو لازاروف کارگردان بلغار نيز اولين بار در دنيا در بخش خارج از مسابقه نمايش داده مي‌شود.
فيلم‌هاي بخش خارج از مسابقه:
“هفت روز در انتبه” (۷ Days in Entebbe) به کارگرداني ژوزه پاجيليا (آمريکا/بريتانيا) – بازيگران: رزاموند پايک، دانيل برول، ادي مارسان – اولين نمايش جهاني
“آگا” (Ága) به کارگرداني ميلکو لازاروف (بلغارستان/آلمان/فرانسه) – بازيگران: ميخائيل آپروسيموف، فئودوسيا ايوانووا، گالينا تيخونووا – اولين نمايش جهاني
“سال سياه ۴۷” (Black 47) به کارگرداني لنس ديلي (ايرلند/لوکزامبورگ) – بازيگران: هوگو ويوينگ، جيمز فرچ‌ويل، استفن ري، فردي فاکس، سارا گرين، جيمز برودبنت – اولين نمايش جهاني
“الدورادو” (Eldorado) به کارگرداني مارکوس ايمهوف (سوئيس/آلمان) – اولين نمايش جهاني – مستند
“نامتعادل” (Unsane) به کارگرداني استيون سودربرگ (آمريکا) – بازيگران: کلر فوي، جاشوا لئونارد، جي فرا – اولين نمايش جهاني
۱۲ فيلم در بخش ويژه برليناله
برگزارکنندگان جشنواره همچنين ۱۲ فيلم را براي نمايش در بخش ويژه برليناله در نظر گرفته‌اند که شامل “کتاب‌فروشي” تازه‌ترين ساخته ايزابل کوشت فيلمساز کهنه‌کار اسپانيايي است. اين فيلم با اقتباس از رماني نوشته پنه‌لوپه فيتزجرالد که در ۱۹۷۸ منتشر شد، ساخته شده و داستان زني بيوه با بازي اميلي مورتيمر است که مي‌کوشد با افتتاح يک کتاب‌فروشي در يک دهکده ساحلي انگليسي به موفقيت دست پيدا کند.
“کتاب‌فروشي”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
بيل ناي و پاتريشيا کلارکسن از ديگر بازيگران “کتاب‌فروشي” هستند که براي اولين بار در سطح بين‌المللي در جشنواره برلين نمايش داده مي‌شود. اين فيلم به تازگي در سي و دومين دوره جوايز گويا که از آن به عنوان معادل اسپانيايي اسکار ياد مي‌شود، برنده جوايز بهترين فيلم، بهترين کارگردان و بهترين فيلمنامه اقتباسي شد.
“شاهزاده شاد” اولين تجربه کارگرداني روپرت اورت درباره زندگي اسکار وايلد که به تازگي در جشنواره ساندنس روي پرده رفت، از ديگر فيلم‌هاي بخش ويژه برليناله است. اورت در اين فيلم نقش وايلد را بازي کرده است. کالين فرث و اميلي واتسن ديگر بازيگران “شاهزاده شاد” هستند.
پرنيله فيشر کريستنسن کارگردان سوئدي (“يک صابون” و “يک خانواده”) که يکي از چهره‌هاي آشناي جشنواره برلين است، امسال با “آستريد شدن” درباره آستريد ليندگرن نويسنده سوئدي کتاب‌ “پي پي جوراب بلنده” به جشنواره بازمي‌گردد.
“شکار هيولا ۲” دنباله بلاک‌باستر رامان هوي که سال ۲۰۱۵ اکران شد، مستند “گورمول” به کارگرداني پل ويليامز فيلمساز استراليايي درباره زندگي و آثار جفري گورمول يونوپينگو موزيسين معروف بومي استراليا و “سفري به شهرهاي ضدعفوني‌شده” به کارگرداني فرناندو سولاناس فيلمساز آرژانتيني که سمي شدن سرزمين‌هاي روستايي آرژانتين و ساکنان آن توسط صنعت کشاورزي عظيم اين کشور را بررسي مي‌کند، از ديگر فيلم‌هاي اين بخش هستند.
مستند “ترانه‌سرا” به کارگرداني موري کامينگز نيز روي پرده مي‌رود. اين فيلم درباره اد شيران خواننده و ترانه‌سراي بريتانيايي است و در حالي که او را در حين خلق آلبوم جديدش نشان مي‌دهد، نگاهي از نزديک به کار اين موزيسين دارد.
فيلم‌هاي بخش ويژه برليناله:
“AMERICA Land of the FreeKS” به کارگرداني اولي لومل (آلمان) – اولين نمايش جهاني- مستند
“کتاب‌فروشي” (The Bookshop) به کارگرداني ايزابل کوشت (اسپانيا/بريتانيا/آلمان) – بازيگران: اميلي مورتيمر، بيل ناي، پاتريشيا کلارکسن – اولين نمايش بين‌المللي
“گورمول” (Gurrumul) به کارگرداني پل ويليامز (استراليا) – اولين نمايش بين‌المللي – فيلم اول – مستند
“شاهزاده شاد” (The Happy Prince) به کارگرداني روپرت اورت (آلمان/بلژيک/ايتاليا) – بازيگران: روپرت اورت، کالين فرث، اميلي واتسن، کالين مورگان – اولين نمايش اروپايي – فيلم اول
“مترجم” (The Interpreter) به کارگرداني مارتين شوليک (اسلواکي/جمهوري چک/اتريش) – بازيگران: پيتر سيمونيشک، ييري منزل، زوزانا مورري – اولين نمايش جهاني
“شکار هيولا ۲” (Monster Hunt 2) به کارگرداني رامان هوي (چين/هنگ کنگ) – بازيگران: توني ليونگ چيو واي، بايه باي، بوران جينگ
“Ryuichi Sakamoto: Async At the Park Avenue Armory” به کارگرداني استفن نومورا شيبل (آمريکا/ژاپن) – اولين نمايش بين‌المللي – مستند
“انقلاب خاموش” (The Silent Revolution) به کارگرداني لارس کرومه (آلمان) – بازيگران: لئونارد شيکر، توم گرامنتز، لنا کلنکه
“ترانه‌سرا” (Songwriter) به کارگرداني موري کامينگز (بريتانيا) – مستند
“آستريد شدن” (Becoming Astrid) به کارگرداني پرنيله فيشر کريستنسن (سوئد/آلمان/دانمارک) – بازيگران: آلبا اوگوست، ترينه ديرهولم، ماگنوس کريپر – اولين نمايش جهاني
“Usedom – Der freie Blick aufs Meer” به کارگرداني هاينس برينکمان (آلمان) – مستند
“سفري به شهرهاي ضدعفوني‌شده” (A Journey to the Fumigated Towns) به کارگرداني فرناندو سولاناس (آرژانتين) – اولين نمايش جهاني – مستند
نمايندگان سينماي ايران در جشنواره برلين ۲۰۱۸
امسال بجز “خوک” به کارگرداني ‌ماني حقيقي که در بخش مسابقه بين‌الملل رقابت مي‌کند، سه فيلم ديگر ايراني نيز در جشنواره روي پرده مي‌روند که دو تاي آن‌ها در بخش نسل ۱۴plus (ويژه فيلم‌هايي که براي نوجوانان بالاي ۱۴ هستند) رقابت مي‌کنند: “دِرِساژ” اولين ساخته بلند سينمايي پويا بادکوبه و “هندي و هرمز” به کارگرداني عباس اميني. اين دو فيلم در بخش نسل ۱۴plus (هيئت داوران جوان) شانس دريافت جايزه خرس بلورين بهترين فيلم بلند و در بخش نسل ۱۴plus (هيئت داوران بين‌الملل) شانس دريافت جايزه بزرگ بهترين فيلم بلند را دارند.
“دِرِساژ”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
علي مصفا، شبنم مقدمي، هوشنگ توکلي، عليرضا ثاني فر و عليرضا آقاخاني در “دِرِساژ” به ايفاي نقش پرداخته‌اند. اين فيلم قصه دختري ۱۶ ساله است که بر سر دوراهي ايستاده است. “دِرِساژ” همچنين يکي از ۱۸ فيلم بلند اول اين دوره جشنواره برلين است است که از ميان آثار بخش‌هاي مسابقه، پانوراما، نسل، فروم و پرسپکتيو، گزينه دريافت جايزه بهترين فيلم بلند اول هستند. برنده اين جايزه در مراسم اختتاميه معرفي مي‌شود.
“هندي و هرمز”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
عباس اميني قبلاً با اولين ساخته‌اش “والدراما” در بخش نسل شصت و ششمين دوره جشنواره فيلم برلين حضور داشت. “هندي و هرمز” تازه‌ترين ساخته او محصول مشترک ايران و جمهوري چک است و با بازيگران بومي ساخته شده است. اين فيلم روايتگر داستان هندي و هرمز، دو نوجواني است که طبق سنت مردم جزيره با هم ازدواج مي‌کنند. آن‌ها درکي از يکديگر ندارند، اما دنياي ناشناخته و جذاب ارتباط با همديگر، آن‌ها را به همبازي‌هايي صميمي تبديل مي‌کند؛ اما اين بازي که نامش زندگي است هر لحظه براي آنها خطرناک‌تر مي‌شود… حامد عليپور، زهره اسلامي و محمد بانوج در “هندي و هرمز” بازي مي‌کنند.
“هجوم” تازه‌ترين ساخته شهرام مکري ديگر نماينده سينماي ايران است و در بخش پانوراما نمايش داده مي‌شود. اين فيلم درباره يک تيم ورزشي آماتوري و مربي‌شان است. اعضاي تيم رازي براي پنهان کردن دارند و گروهي در جست‌وجوي پيدا کردن سرنخ‌هايي از اين ماجرا هستند.
“هجوم”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
عبد آبست، الهه بخشي، بابک کريمي، محمد ساربان، لوون هفتوان، پدرام شريفي در اين فيلم بازي مي‌کنند که فيلمنامه آن را مکري به همراه نسيم احمدپور نوشته است. اين فيلم اکنون در گروه هنر و تجربه روي پرده است و در مدت اکران عمومي‌اش يکي از پرتماشاگرترين فيلم‌هاي اين گروه بوده است.
خرس طلاي افتخاري براي بازيگر آمريکايي
ويلم دافو بازيگري که سال بار نامزد جايزه اسکار بوده است، جايزه خرس طلاي افتخاري يک عمر دستاورد جشنواره فيلم برلين ۲۰۱۸ را دريافت مي‌کند. بازيگر کهنه‌کار که امسال براي فيلم “پروژه فلوريدا” بخت دريافت جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد مکمل را دارد، ۲۰ فوريه (اول اسفند) در مراسمي در پايتخت آلمان جايزه خرس طلاي افتخاري را دريافت خواهد کرد.
“ويلم دافو”
آغاز رقابت براي دريافت خرس طلايي / برلين 2018 با يک فيلم انيميشن آغاز مي‌شود
برگزارکنندگان جشنواره همچنين يک بخش مرور آثار را به دافو اختصاص داده‌اند که شامل نمايش “جوخه” (۱۹۸۶) و “سايه خون‌آشام” (۲۰۰۰) است که هر دوي آن‌ها نامزدي در بخش اسکار بهترين بازيگر مرد مکمل را براي او به همراه داشتند. “ضد مسيح” لارس فون ترير، “مي‌سي‌سي‌پي مي‌سوزد” آلن پارکر، “زندگي و مرگ در لس آنجلس” ويليام فريدکين و “زندگي آبزي با استيو زيسو” وس اندرسن از ديگر فيلم‌هاي دافو هستند که در بخش مرور آثار او در برليناله روي پرده مي‌روند.
شصت و هشتمين جشنواره فيلم برلين ۱۵ تا ۲۵ فوريه (۲۶ بهمن تا ۶ اسفند) برگزار مي‌شود.


نت فلیکس؛ شبکه‌ای که دنیا را زیر و رو کرد


ماهنامه دانشمند – کسری کریمی طاری: دوست داشته باشیم یا نه، باید قبول کنیم که عصر تلویزیون آخرین روزهای خود را سپری می کند و این تلویزیون های اینترنتی و سرویس های استریم هستند که جای شبکه های تلویزیون را پر خواهند کرد. کاربران هر موقع که خواستند می توانند برنامه دلخواه خود را انتخاب کرده و به تماشای آن بنشینند، آن هم بدون این که مجبور شوند برای دیدن هر فیلم و سریالی، هزینه ای جداگانه پرداخت کنند.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

نت فلیکس جزو اولین سرویس هایی بود که جرقه این انقلاب تلویزیونی را زد و در حال حاضر پرچمدار سرویس های استریم در سراسر جهان است. تفاوت اصلی آنها با دیگر سرویس ها در ورود به حوزه تخصصی ساخت برنامه ها، سریال و فیلم های اورجینال خلاصه می شود، موضوعی که باعث شده دیگر کمپانی های بزرگ جهان از جمله اپل و دیزنی هم به فکر ساخت اکوسیستمی همچون نت فلیکس باشند. یعنی سرویسی که نه تنها آثار سینمایی و تلویزیونی دیگر کمپانی ها را در اختیار کاربرانش قرار می دهد بلکه با ساعت برنامه های اورجینال به آنها قوت قلب می دهد که انتخابی درست داشته اند.

آغاز یک انقلاب

تا پیش از ظهور نت فلیکس، مرز بین سینما و تلویزیون مشخص بود. در سینما کمپانی های بزرگ هالیوودی، سازنده فیلم های ریز و درشت بودند و HBO و AMC هم در سریال سازی پادشاهی می کردند. ظهور نت فلیکس اما همه معادلات را بر هم ریخت. نت فلیکس کارش را دو دهه پیش به عنوان سرویس اجاره فیلم و سریال آغاز کرد و به مرور آن را گسترش داد.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

با ظهور تلفن های هوشمند و کنسول های نسل هفتم، نت فلیکس موفق شد مخاطبان بیشتری پیدا کند، مخاطبانی که با پرداخت مبلغی به صورت ماهیانه یا سالانه می توانستند از گنجینه فیلم و سریال هایی که این شبکه از کمپانی های دیگر خریداری کرده بود، استفاده کنند. این روند تا سال ۲۰۰۶ ادامه داشت تا این که مدیران این شرکت به فکر تولید محتوای اورجینال افتادند. تولید محتوای جدید می توانست نت فلیکس را از سرویس های مشابه متمایز کرده و آنها را در مقام بالاتری نسبت به تلویزیون های کابلی قرار دهد.

با بیشتر شدن مخاطبان نت فلیکس، تعداد محتوای اورج-ینال آنها افزایش یافت و اکنون کار به جایی رسیده که حتی «کریستوفر نولان» از نت فلیکس به عنوان خطری یاد کرده که می تواند آینده صنعت سینما را هم دستخوش تغییر و تحول کند.

رمز موفقیت

بزرگ ترین تفاوت های نت فلیکس با تلویزیون های کابلی، نحوه پخش سریال ها و برنامه های تلویزیونی است. در حالی که تلویزیون های کابلی سریال های خود را هفته به هفته پخش می کنند، نت فلیکس یک جا امکان استریم تمامی قسمت ها را به مخاطبان می دهد. همین ویژگی باعث شد سریال های نت فلیکس خیلی زود به شهرت برسند. سریال هایی مثل «خانه پوشالی» (House of Cards)، «نارنجی مد جدید است» (Orange is the New Black) و «نارکو» (Narcos) که جدا از کیفیت شان، به لطف عرضه یکباره به شدت محبوب شدند.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

عرضه موفقیت آمیز این برنامه ها باعث شد نت فلیکس ریخت و پاش های دیوانه واری را شروع کند تا جایی که این سرویس تا امروز نزدیک به چند میلیارد دلار بدهی دارد، هر چند مدیران آن مطمئن هستند؛ سیاستی در پیش گرفتند که هیچ گاه ورشکست نمی شوند. چند ماه پیش بود که سران این شرکت از سرمایه گذاری ۶ میلیارد دلاری خبر دادند. سرمایه گذاری برای گسترش فیلم، سریال و برنامه های تلویزیونی که یا توسط خود نت فلیکس ساخته می شود یا این شرکت حق پخش آنها را خریداری می کند.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

بازی تاج و تخت

HBO سال هاست که با کیفیتی ترین برنامه های تلویزیونی را می سازد و این سنت را هنوز هم حفظ کرده است. یکی از اهداف بزرگ نت فلیکس رقابت مستقیم با این شبکه کابلی است. البته که فعلا بعید است آنها بتوانند سریال هایی با کیفیتی مثل «بازی تاج و تخت» یا «کارآگاهان حقیقی» بسازند اما در دیگر برنامه ها حسابی HBO را به چالش کشیده اند.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

 

یکی از بخش هایی که نت فلیکس در آن موفق به شکست HBO شده، استندآپ و شوهای کمدی است. تا چند سال پیش متوسط هزینه یک استندآپ کمدی از کمدینی مشهور، نزدیک به ۱۰ میلفیون دلار بود. اکثر کمدین ها از کریس راک و لوئی سی کی گرفته تا امی شومر و ریکی گراویس، طرف قرارداد HBO بودند اما حالا نت فلیکس با دو برابر کردن این مبلغ، حسابی از خجالت رقیبش در آمده.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

آنها به تازگی برای برنامه های ویژه امی شومر و لوئی سی کی به هر کدام نزدیک به ۲۰ میلیون دلار پرداخت کردند. با این حساب نت فلیکس تا پایان سال می تواند سردمدار یکی از پنج یا شش ژانر موجود در تلویزیون شود.

دیزنی وارد می شود

این حجم از سرمایه گذاری باعث شده نت فلیکس به یک خطر بزرگ برای دیگر کمپانی های هالیوودی تبدیل شود. کمپانی هایی که خود قراردادهای هنگفتی با نت فلیکس امضا کرده و حالا می ترسند که این شرکت حتی موقعیت آنها را هم به خطر بیندازد. اولین شرکتی که خیلی جدی مقابل آنها ایستادگی کرد، دیزنی است. اکنون این کمپانی مشهور به لطف ابرقهرمانان مارول، مجموعه جنگ ستارگان و البته انیمیشن های پرفروش اش، گوی سبقت را از برادران وارنر ربوده و به عنوان بزرگ ترین کمپانی هالیوودی شناخته می شود.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

دیزنی اعلام کرده که فیلم هایش را از سرویس نت فلیکس خارج کرده و تا سال ۲۰۱۹ خودش یک سرویس استریم جداگانه راه اندازی خواهد کرد. این تصمیم دیزنی، یک زنگ خطر بزرگ برای نت فلیکس است زیرا جدا از فیلم های سینمایی، نت فلیکس پخش کننده سریال های مارول از جمله Daredevil، «جسیکا جونز» و «لوک کیج»بود. جدایی «مارول تی وی» از نت فلیکس می تواند کسب و کار تلویزیونی آنها را تا حدی از رونق بیندازد.

محتواهای دیزنی تا پایان سال ۲۰۱۸ روی نت فلیکس باقی خواهد ماند و از طرفی این کمپانی خود را برای راه اندازی دو سرویس استریم دیگر آماده خواهد کرد. نخست سرویس ورزشی ESPN است که چند ماه دیگر راه اندازی می شود و دوم هم سرویس استریم خود دیزنی است که قطعا با بودجه وسیع این شرکت رقیبی بزرگ برای نت فلیکس خواهد بود.

خطری برای سینما

مشترکان نت فلیکس روز به روز بیشتر می شوند و همین موضوع باعث شده تا حتی کارگردان های سینما هم احساس خطر کنند. بخشی از بودجه هنگفت این کمپانی خرج ساخت فیلم های جدید می شود. فیلم های پر هزینه ای که به جای پرده سینما تنها از طریق نت فلیکس و VOD در اختیار مخاطبان قرار می گیرند. به طور مثال یکی از این فیلم ها Bright ساخته جدید «ایوید آیر» است که با بودجه هنگفت ۹۰ میلیون دلاری ساخته شده و به زودی در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

این ریخت و پاش ها باعث عصبانیت کارگردان های مشهور از جمله «کریستوفر نولان» شده است. کارگردان سه گانه «شوالیه تاریکی» در آخرین مصاحبه اش گفته فیلم های سینمایی برای پرده سینما ساخته می شوند و نمی توان تجربه نمایش خانگی را با آن یکی کرد. جالب اینجاست که از بین مخاطبان نت فلیکس، تنها یک سوم آنها فیلم های سینمایی اورجینال ساخته شده توسط خود این کمپانی را مشاهده می کنند و مابقی علاقه ای به آنها ندارند اما این موضوع هم باعث نشده مدیران این سرویس قید تولید فیلم های سینمایی را بزنند.

نبرد نهایی

در حالی که نت فلیکس سعی می کند با هزینه های گزاف خیلی سریع جای پایش را سفت کند، دیگر کمپانی های عظیم بیکار ننشسته و در حال طراحی یا گسترده کردن سرویس های فعلی خود هستند. به طور مثال «آمازون» یکی از رقبای نت فلیکس است که مانند آن برنامه های تلویزیونی جدید می سازد. البته برنامه های آمازون در سطح و اندازه های سریال های نت فلیکس نیست اما آنها موفق شده اند که یکی دو سریال خود را به شهرت برسانند.

 

 نت فلیکس؛ شبکه ای که دنیا را زیر و رو کرد

علاوه بر آمازون و دیزنی، از گوشه و کنار خبر می رسد که اپل به سختی مشغول کار روی سرویسی جدید و البته ساخت محتوای تلویزیونی است. این موضوع می تواند قواعد بازی را به کلی عوض کند. باید منتظر باشیم و ببینیم نبرد این سرویس ها به چه نقطه ای ختم می شود و در نهایت کدام کمپانی می تواند سردمدار سرویس های تلویزیونی شود.


خبرگزاری آريا – آلبوم موسيقي «راز خيام»‌ منتشر شد


آلبوم موسيقي «راز خيام»‌ منتشر شد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- آلبوم موسيقي «راز خيام» اثري متفاوت با صداي سالار عقيلي، آهنگسازي اميرحسين طريقت وتنظيم بهزاد عبدي و همراهي ارکسترناسيونال اوکراين منتشر شد. «راز خيام» داراي شش قطعه به نام‌هاي سرمست، جهان گذران، ره دور، دست افشان، جام لطيف و اسرار ازل برروي رباعيات خيام است.
در اين اثر علاوه بر ارکستر ناسيونال اکراين، نوازندگان ايراني چون علي طريقت (سه‌تار)، محمد طريقت (دف)، آزاد ميرزاپور و هيلا فيض پور (تار)، سينا جهان آبادي (کمانچه)، رضا طريقت (قيچک)، صدا سديفي و اميرحسين مختاري (قانون)، نوشين پاسدار و آرش سعيديان (عود) در کنار اميرحسين طريقت آهنگساز و نوازنده سازهاي کوبه‌اي به نوازندگي و هنرنمايي پرداخته‌اند.
«راز خيام» به همت موسسه فرهنگي هنري ناي و ني به مديريت مهدي کاشي به‌زودي منتشر و در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. همچنين مراسم رونمايي اين اثر نيز با حضور عوامل آلبوم برگزار مي‌شود.
از آخرين فعاليت‌هاي «سالار عقيلي» مي‌توان به اجراي او در اختتاميه‌ي جشنواره‌ي فيلم اشاره کرد. اين هنرمند همچنين اواسط بهمن ماه به همراه گروه «راز و نياز» آغاز گر برنامه‌هاي جشنواره موسيقي عرفاني عمان بود که در هتل مجلل «شانگري‌لا» مسقط به روي صحنه رفتند . در اين جشنواره موسيقي که در چارچوب فعاليت هاي جشنواره فرهنگي بين المللي عمان(مسقط ۲۰۱۸) برگزار شد، علاوه بر ايران، هنرمنداني از کشورهاي مراکش، پاکستان و عمان حضور دارند که از سوي موزه ميراث فرهنگي “بيت الزبير” به مدت چهار روز ادامه دارد.
در پايان اين مراسم، «محمد الزبير» مشاور سلطان عُمان با اهداي لوح تقديري از فعاليت «سالار عقيلي» قدرداني کرد و حضور وي در مراسم افتتاحيه را بدليل اهميت هنر عرفاني ايراني و اسلامي ستود.


«میهمان خانه»؛ برنامه متفاوت شبکه ۴


روزنامه خراسان – سارا صالحی: برنامه زنده «میهمان خانه» چند وقتی است که از قاب شبکه چهار سیما مهمان خانه ایرانیان شده. امیرحسین مدرس، مجری برنامه و مهمانانش از شنبه تا چهارشنبه حوالی ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶ از هر دری با رنگ و بوی ایرانی و اسلامی با همراهی بینندگان به گپ وگفت می نشینند. با این که مخاطب شبکه ۴، انتظار ویژه برنامه ای چالشی و پرهیجان را به رسم شبکه همسایه اش (شبکه سوم سیما) ندارد ولی اجرای وزین مدرس با حضور مهمانان متفاوت برنامه دست به دست هم داده اند و تا تیتراژ پایانی، چشم بیننده را با خود همراه می سازد.

 

 مهمانی متفاوت شبکه 4

اجرای کلاسیک از نوع مدرس

امیرحسین مدرس، مجری باسابقه تلویزیون است که به موجب ۳۰ سال حضور پیوسته در این قاب، چارچوب های سیما را به خوبی می شناسد و کمتر میلی به گذر از خط قرمزها و افتادن در دام حاشیه و ممنوع التصویری دارد. این مسیر نشان از تعیین خط مشی روشن او برای حرکت در همه این سال ها در کسوت های مختلف اجرا، خوانندگی، بازیگری و نویسندگی دارد. سبک و سیاق اجرای او هم از این الگو پیروی می کند و در «میهمان خانه» به روش کلاسیک اجراهای تلویزیونی، با پوششی رسمی رو به لنز دوربین می نشیند و با لحنی آرام و پرحوصله به انتخاب لغات و عبارات ادبی در دایره واژگانی ذهن اش می پردازد و آن ها را به شکلی کتابی بیان می کند. مخاطب «میهمان خانه» شاهد خلاقیت و تنوع خاصی در نوع اجرای وی نیست.

 

البته از آن جا که تماشاگران مدرس سال هاست با سبک اجرایش همراه اند و مدرس را همیشه بر همین سیاق به یاد می آورند، توی ذوق نمی زند. اما آن چه که موجب دلنشینی اجرایش در این برنامه چون دیگر کارهایش می شود و به قول معروف مخاطب کانال را عوض نمی کند، به چند برگ برنده مربوط می شود. نخست بهره مندی مدرس از پیشینه مطالعاتی قابل توجه است که این اشراف را می توان به سهولت از برآیند سخنانش دریافت، وقتی که با مهمانانی از اقشار مختلف توان همراهی و گفت وگو در حد بیان اطلاعات تخصصی را دارد. مدرس هم به وقت مخاطب و هم حضور مهمانانش احترام می گذارد، این اصل موجب همراهی بیننده از آغاز بسم ا… تا پایان هر برنامه است.

 

از طرفی، مخاطب شبکه چهار، معمولا مخاطبی خاص ارزیابی می شود و از مجریانش هم توقع تفاوت در منش و روش می رود و از این حیث نیز مدرس با برخورداری از سواد ادبی و هنری لازم، گزینه مناسبی به نظر می رسد. البته در صورتی که کمی از اظهار فضل های گاه و بی گاهش در اثنای سخنان مهمانان بکاهد و مجال بیشتری برای حرف زدن به آن ها بدهد. از سویی، با این که در نسل جدید مجریان شاهد رویکردی هیجانی، جوان پسند و شاید جذاب تر هستیم ولی مدرس با دوری از ادا و اطوارهای رایج و حفظ وقار و سنگینی در ادای کلمات و برخورد با مهمان، در شأن شبکه فرهیختگان ظاهر شده است و به دل مخاطب می نشیند.

پذیرایی از همه ذائقه ها!

برنامه سازان «میهمان خانه» آن را در ۱۴ بخش متنوع تدارک دیده اند تا وقت عصرگاهی، به مذاق همه نوع بیننده شان خوش بیاید. موضوعات مورد پرداخت این برنامه از کتاب و نشر و مباحث مربوط به دارو و درمان گرفته تا سوژه های جهان هنر و تصویر، رویدادهای ورزشی، سیر و سفر و… را شامل می شود و در هر نوبت بسته به زمان، به دو یا سه محور اشاره می شود. به عنوان نمونه تاکنون تماشاگران «میهمان خانه» در بخش ایرانی آن با شاهنامه و تاریخ ایرانی و در قسمت اسلامی با دم نوش ها و تغذیه سالم سنتی آشنا شده اند. موضوعاتی که غالباً با اتفاقات روز و مسائل اجتماعی ارتباطی مستقیم و در ضمن ریشه ای در مبانی فرهنگی و اصول دینی دارند که نیاز امروز مخاطبان هستند.

 

 مهمانی متفاوت شبکه 4

مهمانان جذاب و متفاوت

بی شک برجسته ترین قسمت این برنامه ترکیبی انتخاب مهمانان است که از طیف های مختلف و زمینه های متفاوت حرفه ای، معمولاً در دو بخش اصلی «مهمان خانه» حاضر می شوند و گفت وشنودی گرم و جذاب را درباره زمینه تخصصی فعالیت های شان انجام می دهند. مهمانان هر بخش به صورتی ویژه انتخاب می شوند و هیچ یک از قسمت های اصلی به دیگری ارتباطی ندارد. از این رو مخاطب در هر بخش، غافلگیری تازه ای را انتظار می کشد.

 

در یک قسمت کارآفرین بخش دام داری، در بخشی استاد شاهنامه خوانی، در یک بخش هم مبتکر طرح رنگ آمیزی موضوعی آیات قرآن کریم و در قسمتی دیگر بانوی ورزشکار دعوت می شوند. البته میزان این جذابیت بسته به شخصیت و موضوع کاری مهمانان فراز و فرود دارد ولی چون غالباً چهره های موفق و صاحب عنوان محتوای این گفتمان ها را شکل می دهند، هر برنامه از کشش مناسبی برای تعقیب در روزهای آینده برخوردار است. با این که مصاحبت دونفره مدرس و مهمانش به طول می انجامد و استعداد ایجاد کسالت در مخاطب را دارد اما در اکثر موارد جذابیت سوژه مهمانان به کمک این نقیصه می آید و برنامه از ریتم نمی افتد.

آیتم های بدون خلاقیت

میان برنامه ها مثل همیشه برای جدایی بخش های اصلی برنامه در نظر گرفته شده اند اما آن چه که در «مهمان خانه» دیده نمی شود، خلاقیت و ابتکار عمل در تهیه و طراحی آن هاست. دست اندرکاران هر برنامه باید به فراخور محتوا، سطح کیفی مناسبی را برای تولید این آیتم ها در نظر بگیرند و باعث تنوع ذائقه بیننده و ایجاد کشش بیشتر برای ادامه تماشای بخش های بعدی شوند. در «میهمان خانه» بیشتر به پخش گزارش های تصویری از نمایشگاه ها و نگارخانه ها بسنده شده و گاهی شاهد پخش آیتمی مثلاً با حضور کارشناس برای توضیح نحوه نگهداری و پرورش گل و گیاه هستیم.

 

دکور برنامه هم در مجموع با وجود شیک و به روز بودن و انتخاب رنگ آبی آرامش بخش برای این منظور، فاقد هرگونه نشانه ای از خلاقیت متناسب با فلسفه وجودی «میهمان خانه» است. میز و صندلی و پرده و لوستر، حداکثر عوامل صحنه ای را تشکیل می دهند و از این نظر هم گروه برنامه ساز به سنت تولید برنامه های این چنینی در شبکه چهار وفادار مانده اند.


خبرگزاری آريا – نخستين آلبوم مسعود شعاري و پژمان حدادي با نام «سايه‌وار»‌ منتشر مي‌شود


نخستين آلبوم مسعود شعاري و پژمان حدادي با نام «سايه‌وار»‌ منتشر مي‌شود

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- هفته‌ي آينده نخستين آلبوم مشترک «مسعود شعاري»‌ و «پژمان حدادي»‌ با نامِ «سايه‌وار» از سوي موسسه فرهنگي، هنري نقطه تعريف منتشر مي‌شود. اين اثر شاملِ تک‌نوازي‌هاي پيش درآمد چهارمضراب و رنگ است که «مسعود شعاري» در آن سه‌تار نواخته و «پژمان حدادي» به نوازندگي تنبک پرداخته است. در اين آلبوم قطعاتي از علي‌اکبر شهنازي و ابوالحسن صبا، سعيد هرمزي، يوسف فروتن و درويش‌خان نيز براي اولين بار براي سه‌تار با روايتي ديگر به اجرا درآمده است.
 «مسعود شعاري» – نوازنده‌ي سه‌تار- و «پژمان حدادي» – نوازنده‌ي سازهاي کوبه‌اي- البته مدتي است که تجربه‌هايي در هم‌نوازي با يکديگر داشته‌اند. اين دو از برترين نوازندگان سازهاي ايراني هستند و در اين سال‌ها، آثارِ فراواني را در ايران و خارج از کشور به اجرا درآورده‌اند. اين دو نوازنده و آهنگسازِ متبحر، سال گذشته با يکديگر قطعاتي نواختند که آهنگسازي آن را «سينا شعاري» برعهده داشت. «مسعود شعاري» و «پژمان حدادي» البته پيش از اين نيز با يکديگر نواخته‌اند، آن زمان که گروه موسيقي دستان با آوازخواني استاد «شهرام ناظري» تور کنسرت‌هاي خود را برگزار مي‌کرد، «شعاري» به عنوان نوازنده‌ي مهمان در آن حضور داشت و حالا اولين آلبوم مشترک آنان منتشر شده است.


گفت و گو با «مهدی ربیعی»، پلیس محبوب این روزهای لیسانسه‌ها


روزنامه هفت صبح – مرجان فاطمی: شخصیت ستوان نعیمی این روزها بین مخاطبان سریال «لیسانسه ها» طرفداران زیادی پیدا کرده. مهدی ربیعی، بازیگر این نقش از چگونگی حضور در سریال، مواجهه اش با پلیس و شیوه کارکردن با سروش صحت می گوید.

سریال «لیسانسه ها» علاوه بر شخصیت های اصلی که قصه روی زندگی آنها می گذرد، یک شخصیت فرعی هم دارد که سر بزنگاه پیدایش می شود و چند دیالوگ می گوید و در همان مدت زمان کوتاه همه را می خنداند. ستوان نعیمی، مامور نیروی انتظامی لیسانسه هاست که موقع حرف زدن جوگیر می شود، تغییر صدا می دهد و جمله هایش را بدون فعل ادا می کند و ویژگی های جالبی دارد. این شخصیت فرعی در فصل اول سریال معرفی شد اما در فصل دوم، حضورش پررنگ تر شده و الان بار بخشی از کمدی سریال روی دوش اوست. گفت و گوی ما با مهدی ربیعی، بازیگر نقش ستوان نعیمی را بخوانید.

پلیس نگذاشت اگزجره باشم

 

سروش صحت معمولا در هر کدام از سریال هایش نقش های فرعی جالب و اثرگذاری خلق می کند که تا مدت ها در ذهن مردم می ماند. در «لیسانسه ها» ستوان نعیمی، جذاب ترین گزینه ای است که به مخاطبانش معرفی کرده. آشنایی شما با پروژه چطور شکل گرفت؟


واقعیت این است که کار من طراحی ساختمان و ویلاهای پیش ساخته است. به خاطر کارم با افغانی های زیادی در ارتباطم. از من خواستند بازیگری برای نقش افغانی بهشان معرفی کنم. بازیگری که الان نقش سرکارگر افغانی ساختمان پدر حبیب را دارد من به آنها معرفی کردم. وقتی می خواست تست بدهد همراهش رفتم. خیلی ضعیف بود. وسط تست گرفتن از او، من یک مرتبه شروع کردم به افغانی آواز خواندم. آقای صحت خوشش آمد ازم پرسید دوست داری بازی کنی؟ گفتم خیلی. راستش در شمعدونی هم قرار بود در دو سکانس نقش یک دکتر را بازی کنم که موفق نشدم.

پس قبلا سابقه بازیگری داشتید؟


اولین بار سال ۶۸ وقتی پنجم دبستان بودم برای بازی در چند سکانس از یک مجموعه که حسین محب اهری در آن حضور داشت انتخاب شدم. از آن به بعد تا ۸۴ فعالیتی نداشتم. بعد سراغ بازیگری و تئاتر کودک رفتم و خیلی جدی در کلاس های سیامک صفری و علی سرابی شرکت کردم. تا حالا چند تئاتر بازی کرده ام که کارهای خوبی هم بوده اند.

پس اول قرار بود نقش افغانی را شما بازی کنید؟


آقای صحت ازم تست گرفت و من را به عنوان سرکارگر افغانی ها انتخاب کرد. بعد گفت من یک نقش پلیس دارم که خیلی روی آن حساسم. یک بار برای دورخوانی نقش پلیس پیش او رفتم. از چند نفر تست گرفت. آخرین لحظه دستیارش پرسید: «از ربیعی تست نمی گیری؟» گفت چرا. بعد از من تست گرفت و از کارم خوشش آمد.

با همین صدا و لحن تست دادید؟


من یک تستی زدم و گفتم مثلا پشت بی سیم جوگیر شده ام و دارم اینطوری حرف می زنم. دیالوگی را به این شکل خواندم و صحت خوشش آمد. قرار بود در فصل اول فقط در چند سکانس حضور داشته باشم اما کم کم سکانس هایم بیشتر شد. وقتی کار پخش شد مردم خیلی خوش شان آمد و استقبال کردند. برای همین هم در فصل دوم کلا نقشم زیادتر شد.

پلیس نگذاشت اگزجره باشم

 

لحن ستوان نعیمی با شیوه ای که الان در کار می بینیم همان لحنی است که روز اول برای تست به آن رسیدید؟


من روز اول خیلی اتفاقی از این لحن استفاده کردم. اصلا قصدم این نبود که کل سریال اینطوری حرف بزنم ولی آقای صحت خواستند که با همین لحن و حتی یک مقدار اگزجره تر بگویم. البته قرار بود از چیزی که الان می بینید اگزجره تر باشد اما ناظر پلیس که همراه کار بود اجازه نمی داد.

این فکر که فعل ها را حذف کنید و فقط منظور را با چند کلمه برسانید پیشنهاد شما بود یا صحت؟


اینها همگی فکرهای آقای صحت بود که دیالوگ پلیس فعل نداشته باشد و حرفش را سریع برساند.

تیکه کلام «تمام» چطور؟


تمام را واقعا یادم نیست از کجا آمد اما الان اکثر هنرپیشه های کار خودمان هم مدام می گویند تمام.

گفتید قصد داشتید لحن ستوان نعیمی اگزجره تر  از چیزی باشد که الان می بینیم اما پلیس اجازه نداده است. کلا دخالت پلیس به چه صورت است؟ در تمام سکانس هایی که شما حضور دارید ناظر هم هست؟


در تمام سکانس هایی که من در لباس نیروی انتظامی ظاهر می شوم ناظر وجود دارد اما وقتی که با لباس شخصی هستم و مثلا داخل چلوکبابی می روم دیگر ناظر نیست. کلا در سکانس هایی که من به عنوان پلیس حضور دارم، از اول تا آخر ناظر هم هست و دیالوگ ها را چک می کند.

در کل میزان مداخله پلیس در سکانس هایی که شما حضور دارید چقدر است؟ چقدر دیالوگ ها را کم و زیاد می کند یا به لحن صحبت کردن ایراد می گیرد؟


کم و زیاد آنچنانی که نداریم. یک جاهایی ممکن است کلمه هایی را جا به جا کنند اما در فصل اول روی مسئله صدا خیلی مشکل داشتند. ما پنج قسمت اول را با لحنی که الان می بینید ضبط کردیم. بعد از پنج قسمت فشارها زیاد شد و گفتند لحن باید تغییر کند. پنج قسمت بعد را با لحن معمولی گرفتیم اما بالاخره یک شب مانده به پخش اجازه گرفتند تا صدا را تغییر ندهیم. من شب آخر رفتم دفتر و دوباره از اول پنج قسمت دوم را دوبله کردم.

الان بعد از دو فصل، پلیس این شخصیت را پذیرفته؟ یا هنوز هم مشکل دارند؟


مامورهایی که اطراف می بینم همگی خوش شان آمده و راضی اند. به خاطر این که ما در این سریال فقط با پلیس شوخی نکردیم. با تمام اقشار جامعه و شغل های مختلف شوخی کردیم. همه چیز کاملا فانتزی است. این را هم باید بگویم که پلیس با وجود زحمت های زیادی که می کشد کاملا مظلوم واقع شده. این لباس های ضدگلوله ای که می پوشند در گرما و سرما واقعا اذیت می کند. پوتین ها و موتورهای شان درخور شخصیت پلیس ایران نیست. تصورم این است که الان با این سریال مردم توانسته اند با پلیس یک رابطه مهربانانه تری برقرار کنند.

 پلیس نگذاشت اگزجره باشم

 

الان همه در اداره پلیس شما را به عنوان ستوان نعیمی می شناسند؟


نه خیلی ها فکر می کنند واقعا همکارشان هستم. خود آن ناظری که همراه پروژه بود می گفت تنها دلیلی که باعث شده اجازه پخش بدهند چهره من است چون چهره موجهی دارم و کاملا جدی به نظر می رسم.

پوشیدن لباس و بستن اسلحه و… هم کاملا با نظارت پلیس بود؟


من سه تا لباس داشتم و یک لباس گشت ساعت ۱۰ شب، یک لباس کادر داخل اداره و یکی هم مخصوص زمستان که در حالت های مختلف طبق نظارت ناظر پلیس می پوشیدم. هرکدام از این لباس ها جایگاهی دارد که آنها تشخیص می دهند.

سروش صحت از جمله کارگردان هایی است که حساسیت زیادی روی پلان ها دارد. با حساسیت خیلی زیادی ضبط می کند و از هیچ نکته ای به راحتی نمی گذرد. همکاری با این کارگردان چقدر سخت بود؟


سروش صحت واقعا آدم باسواد و پرانرژی است. کسی بتواند کنار آقای صحت کار کند واقعا شاهکار کرده چون خیلی سختگیر است و وسواس زیادی دارد که ایده خوب دربیاید. خب طبیعی است که یک جاهایی اذیت شدم چون اجازه نمی دهند کی واو کم و زیاد کنی و تا وقتی همه چیز درست نباشد نمی گذارد بروی. اگر پنجاه بار هم تکرار شود باز هم با مهربانی ادامه می دهد.

الان مردم شما را در خیابان می شناسند؟


بله واقعا از ستوان نعیمی خوش شان آمده. من را می بینند می گویند چرا انقدر نقشت کم است. خیلی ها می گویند ما لحظه شماری می کنیم تا نعیمی بیاید.


خبرگزاری آريا – موزيک‌ويدئوي «تو بري بارون» با صداي «محمد عليزاده»


موزيک‌ويدئوي «تو بري بارون» با صداي «محمد عليزاده»

خبرگزاري آريا – موزيک‌ويدئوي آخرين تک‌آهنگ منتشرشده از «محمد عليزاده» به تهيه‌کنندگي «صدرالدين حسينخاني» و از سوي موسسه «ايرانگام» منتشر شد.
اين هنرمند که آذرماه امسال قطعه «تو بري بارون» را در اختيار مخاطبين قرار داده بود، اکنون ويدئوي آن را که به کارگرداني «مجيد فرهبد» توليد شده، از طريق سايت «موسيقي ما» منتشر کرد.
ترانه و ملودي اين قطعه اثر «آرش عدل‌پرور» است.
محمد عليزاده ۱۳ و ۱۴ اسفندماه سال جاري، چهار سانس در سالن ميلاد نمايشگاه بين‌المللي تهران روي صحنه خواهد رفت. او امسال اجراهاي زيادي در تهران و شهرستان‌ها برگزار کرده است.


سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج‌های نابارور


هفته نامه همشهری جوان – علی مسعودی نیا: عشق کتاب ها وقتی خبردار می شوند که فیلم و سریالی براساس داستان یک نویسنده بزرگ ساخته شده، حتما حسابی ذوق زده می شوند، درست مانند اتفاقی که این روزها برای سریال «سرگذشت ندیمه» رخ داده و حالا خیالی از عشق کتاب ها و عشق فیلم ها مشتری پر و پا قرص آن شده اند. این سریال از روی رمانی به همین نام، نوشته «مارگارت اتوود» نویسنده بزرگ و صاحب سبک کانادایی ساخته شده است. داستان این سریال در آینده ای نزدیک اتفاق می افتد و خالق آن «بروس میلر» است که چندان هم سابقه پر و پیمانی در عرصه سریال سازی ندارد

 

اما سریال «۱۰۰» از او در سال ۲۰۱۴ مورد توجه بینندگان قرار گرفته بود. «الیزابت ماس»، «جوزف فاینس»، «ایوان استراهوفسکی» و «مکس مینگلا» بازیگران اصلی این مجموعه هستند. «رید مورانو»، «مایک بریکر»، «فلوریا سیگیسموندی»، «کیت دنیس» و «کری اسکوگلند» کارگردانان اپیزودهای مختلف سریال هستند. فصل نخست این مجموعه در ۱۰ قسمت توسط کمپانی «هولو» تهیه شده و نخستین پخش آن از ماه آوریل ۲۰۱۷ آغاز شده است. ناگفته پیداست که «الیزابت ماس» نقش «آفرد» را بازی می کند و «جوزف فاینس» نقش فرمانده را.

 

سریال آغاز بسیار موفقی داشته و هم بینندگان و هم منتقدان آن را بسیار پسندیده اند. در راتن تومیتوز برایش امتیاز ۹۶ ثبت شده و از نزدیک به ۲۰ جایزه ای که نامزدش بوده، ۱۲ جایزه در رشته های مختلف برده است. این سریال مدتی است که توسط تلویزیونی اینترنتی «آیو» دوبله شده و با کسب مجوز در اختیار کاربران قرار گرفته؛ سریالی که در حال حاضر جزء پربازدیدترین سریال ها و فیلم های این تلویزیون اینترنتی است.

 

سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور 

اطلاعات فوری

  • نام سریال: سرگذشت ندیمه The Handmaid’s Tale
  • کارگردان: بروس میلر
  • گروه نویسندگان: بروس میلر، لیلا گرستین، کایرا اسنایدر و اریک تاچمن، براساس رمانی به همین نام نوشته مارگارت اتوود
  • بازیگران: الیزابت ماس، جوزف فاینس، ایوان استراهوفسکی و مکس مینگلا
  • تعداد قسمت و فصل: یک فصل ده قسمتی
  • تایم هر قسمت: ۵۰ دقیقه
  • شبکه: هولو
  • نمره در IMDB: ا ۸٫۹ از ۱۰
  • امتیاز متاکریتیک: ۹۲
  • میزان رضایتمندی در راتن تومیتوز: ۹۶ درصد

آشنایی با قصه


پس از جنگی داخلی در آمریکا توازن قوا بر هم خورده و دولت تمامیت خواه «گیلیاد» قدرت را به دست گرفته است. این جامعه نوین، طبقات نوینی هم دارد که در آن زنان به همسران، دختران، عمه ها، ندیمه ها، مارتاها و همسران کم ارزش تقسیم شده اند. با توجه به ناباروری گسترده، آن دسته از زنان که قادر به بارور شدن هستند به عنوان ندیمه به بردگی گرفته می شوند و به زوج های نابارور دارای قدرت و نفوذ خدمت می کنند. در این میان آفرد، شخصیت اصلی داستان، ندیمه فرمانده است.

 

این در حالی است که همسر فرمانده به او ظلم بسیاری می کند و دیگر خدمتگزاران حاضر در آن منزل، به ویژه راننده فرمانده به نام نیک، بسیار دلشان برای او می سوزد. پیش از تغییر وضعیت زندگی، آفرد برای خودش، همسر و فرزند داشت. آفرد کم کم به مدد حافظه و تفکرش در می یابد باید به فکر دنیایی باشد که در آن این گونه تحت ستم نباشد اما حتی مطرح کردن این افکار هم می تواند برایش خطرناک باشد. در این بین آفرد با فرمانده رابطه نزدیک تری برقرار می کند و برخی از اسرار زندگی او را در می یابد. از طرفی نیک به آفرد علاقه مند شده و… حالا در ادامه، شش دلیل برای این که ثابت شود این سریال کار خارق العاده ای است و نباید دیدنش را از دست داد.

 

 سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور

۱٫ آینده ای باورپذیر


در روزگاری که دیوانه ای مثل ترامپ بر ایالات متحده حکومت می کند و جهان در یکی از متشنج ترین برهه های تاریخ بشریت به سر می برد، نگرانی بسیاری از ما این است که داریم به کدام سمت و سو می رویم و چگونه می توان آدم های عافیت طلب و ساده لوح را آگاه کرد که پایان مسیری که در آن هستیم تا چه حد ممکن است فاجعه بار باشد. در چنین اوضاعی «سرگذشت ندیمه» یک آینده باورکردنی و محتمل را به تصویر می کشد. شاید دنیا از منظر تکنولوژیک فرق چندانی با روزگار کنونی نداشته باشد اما انتهای مسیر فعلی ما را به سمت و سوی استیلای هولناک ترین جنگ ها و حکومت ها پیش خواهدبرد و انسان بیش از همیشه تبدیل به کالایی  خواهدشد در خدمت صاحبان قدرت.

۲٫ قصه منسجم و جذاب


از دل رمان درخشان مارگارت اتوود که نامش در میان تهیه کنندگان سریال هم آمده، نویسندگان ماهر چون خود بروس میلر، «لیلا گریستین» (که اثر درخشانی چون «دختر شایعه» را در کارنامه دارد)، «کایرا اسنایدر» و «اریک تاچمن»، فیلمنامه ای پر از تعلیق و جذابیت را تالیف کرده اند که هر اپیزودش پر از ماجراهای جذاب است. طی دو قسمت اول، شخصیت ها و فضای داستان به بهترین شکل ممکن برای بیننده ساخته می شوند

 

و محور اصلی داستان هم چنان پرکشش است که بلافاصله هر مخاطبی را درگیر می کند. خود خانم اتوود برگ برنده داستانش را نگاه عبرت آموزش از تاریخ می داند. او معتقد است هر چند این داستان داد روزگاری خیالی را به تصویر می کشد اما با توجه به روندی که دنیا در پیش گرفته، هیچ چیز در آن غیرواقعی نیست. البته از نوشتن رمان حدود ۳۰ سال می گذرد اما با به قدرت رسیدن ترامپ توجه همگان دوباره به آن جلب شد. چرا که آن را اثری پیشگویانه تلقی کردند.

 

 سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور

۳٫ توجه به مطالبات زنان


این داستان انسان دوستانه و زیبا از سوی زنان بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که قهرمان بیشتر سریال ها مردان هستند و کمتر دیده می شود مجموعه ای ساخته شود که در قالب یک ماجرای دنباله دار و تراز اول، حرف های دل زنان را بیان کنید: سرگذشت ندیمه نوعی بیانیه است که علیه دنیای مردسالاری که حقوق زن را به اشکال مختلف پایمال می کند. به این ترتیب است که بشردوستان و مدافعان حقوق زنان آن را اثری عمیق و جربان ساز می دانند.

۴٫ هولو علیه نتفیلیکس


راستش را بخواهید کاری که نتفیلیکس دارد با صنعت سریال سازی می کند دست کمی از حکومت توتالیتر گیلیاد ندارد. خیلی ها هستند که به مرور زمان دیگر سریال های نتفیلیکس را دوست ندارند. چون بیشتر آن ها اول و آخرش قصد سرگرم کردن مخاطب را دارند و بس. ام کمپانی تازه نفس «هولو» در همین مدت کم، کارهای درخشان تر و عمیق تری تولید کرده است. آن ها با سرگذشت ندیمه توجه مخاطبان را از نتفیلیکس گرفتند و به سمت خود جلب کردند. در حالیکه میانگین نمره سریال هالی نتفیلیکس حالا به ارقام متوسطی رسیده. هولو امتیازهای درخشانی از سوی منتقدان گرفته و در جوایز معتبری چون امی هم برای رقیبش شاخ و شانه کشیده است.

 

سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور 

۵٫ بازیگران درخشان


سرگذشت ندیمه، سیتاره جهانی و مطرحی ندارد اما کلی بازیگر خوب دارد که همگی در سطوح اول هنری درخشش داشته اند و این جا هم موفق شده اند نقش های پیچیده شان را به بهترین شکل ممکن ایفا کنند. الیزابت ماس در نقض آفرد واقعا غوغا کرده است. شخصیت رنج کش او که زمانی به همراه همسر و دخترش به کانادا گریخته و حالا ندیمه ای شده تحت سلطه همسر فرمانده اش بسیار بر دل مخاطب می نشیند. ماس هر چند یک ستاره هالیوودی نیست اما بیش از ۲۰ بار نامزد جوایز معتبر سینما و تلویزیون بوده و نه بار هم جایزه را به خانه برده است. جوزف فاینس که حالا در اوج پختگی است، نقش فرمانده را بازی می کند؛

 

مردی که از یک سو عامل قدرت حاکمه است و از سویی  درگیری های شخصی و عاطفی فراوانی دارد و هر لحظه به رنگی در می آید. او را در فیلم های مهمی چون «زیبای ربوده شده» (ساخته برناردو برتولوچی) و «شکسپیر عاشق» به یاد داریم که این دومی برایش جوایز مهمی چون بفتا را به ارمغان آورده است. ایوان استرهوفسکی در خبیث ترین نقش کارنامه هنریش نقش همسر فرمانده را به درخشان ترین شکل ممکن ایفا کرده و به سرعت موفق می شود نفرتی را که لازمه پیشبرد داستان است، به مخاطب تزریق کند. او بازیگر نسبتا پرکاری است که فیلم بازها حضورش در «نخبگان قاتل» را در کنار «رابرت دنیرو» به خوبی در خاطر دارند.

 

 سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور

۶٫ وفاداری به متن اصل


همزمان با رقابت های انتخاباتی در ایالات متحده که دوباره توجه همگان به رمان مارگارت اتوود جلب شده بود، طیف وسیعی از خوانندگان به سراغ رمان «سرگذشت ندیمه» رفتند و آن را خوانده و پسندیدند. فصل نخست سریال کاملا انتظار این مخاطبان را برآورده کرده است. می دانیم وقتی که اقتباس اثری سینمایی یا تلویزیونی از روی کتابی مشهور و موفق انجام می شود، همیشه بیم آن می رود گروهی از بینندگان که با کتاب مرجع آشنایی دارند، از دیدن آن فیلم یا سریال سرخورده شوند، چون در داستان تغییراتی ناشیانه داده می شود یا دنیایی که ساخته می شود با جهان داستان اصلی مطابقت ندارد. سرگذشت ندیمه از این آسیب کاملا مصون مانده است.

منتقدان چه می گویند؟


تقریبا می توانم به جرئت بگویم که در گشت و گذار اینترنتی خودم برای نوشتن این مطلب هیچ منتقدی نیافتم که نقدی منفی روی سریال نوشته باشد. حتی در سایت سخت گیر متاکریتیک هم از ۱۰۰ امتیاز، ۹۲ امتیاز به این سریال تعلق گرفته است. بیشتر نشریات معتبر سینمایی و عمومی زبان به ستایش از سرگذشت ندیمه گشوده اند و آن را نه فقط یک سریال خوب که یکی از مهم ترین سریال های تاریخ برشمرده اند. نقدهای موجود هم از جنبه ساختاری و هم از جنبه معنایی و انطباق مضمون با مفاهیم سیاسی و اجتماعی به این مجموعه نمره بالایی داده اند.

«سم ولستون» از روزنامه گاردین درباره سریال می نویسد: «در باب اینکه چگونه یک اثر اقتباسی می تواند از منبع اقتباسش فراتر برود، اختلاف سلیقه و مشاجره وجود دارد. من فکر می کنم این اقتباس خوب است. نه فقط به این دلیل که این لعنتی را خیلی خوب ساخته اند بلکه به این خاطر که همه چیز در آن خوب پیش می رود.» منتقد روزنامه نیویورک تایمز این قضیه را با مثال به شکلی دقیق تر توضیح می دهد. «امیلی ناسباوم» می نویسد:

 

«برخی از هوشمندانه ترین لحظات این سریال، آن جایی است که تدوینی رادیکال از متن کتاب انجام شده و یک بخش منفعل کتاب به یک بخش اکتیو در سریال تبدیل شده است.» «جسپر» رییس منتقد روزنامه تلگراف نیز نگاه بسیار مثبتی به این مجموعه دارد و می نویسد: «سرگذشت ندیمه روی دمدمی مزاجی و پیچیدگی سرمایه گذاری کرده است و پاسخ هر پرسش را با رساندن ما به تعلیق توأم با اشتیاق به زمانی دیگر موکول کرده است. فکر نمی کنم در سال جاری با درامی قوی تر و گیراتر از این رو به رو شویم.

 

سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور 

•  نسخه دوبله شده و دارای مجوز سریال سرگذشت ندیمه را تلویزیون اینترنتی آیو بارگذاری کرده و الان جزء پرمخاطب ترین برنامه های دانلود شده این تلویزیون است.

•  روزنامه گاردین در نقدی که از سرگذشت ندیمه منتشر کرده از آن در حد یک شاهکار یاد کرده است.

•  مارگارت اتوود از ستاره ها عرصه ادبیات است که البته غیر از نویسندگی کارهای زیاد دیگری هم انجام می دهد. از تهیه کنندگی تا بازیگری. او در همین سرگذشت ندیمه نقش یکی از عمه ها را بازی کرده است.

 
مارگارت اتوود که سرگذشت ندیمه براساس رمانی از او ساخته شده چه کارهای دیگری انجام داده؟

 

سرگذشت ندیمه؛ بردگی برای زوج های نابارور 

همه فن حریف


مارگارت اتوود در دنیای ادبیات برای خودش ستاره ای بی بدیل است. پنج بار نامزد دریافت جایزه معتبر «بوکر» شده و جوایزی چون «آرتور سی. کلارک» و «پرنسس آستوریاس» را نیز در ویترین افتخارات خود دارد. او به عنوان یک نظریه پرداز مهم در حیطه ادبیات و مسائل اجتماعی همیشه چهره جذاب و محبوبی بوده است. همچنین با بنیان نهادن «بنیاد نویسندگان کانادا» و موسسه مرتبط با آن، خدمات فراوانی به نویسندگان جوان کشورش ارائه داده است.

سخنرانی ها و برنامه های رادیویی مارگارت همیشه محبوب علاقه مندان به فرهنگ بوده است و شخصیت درخشان و خاصش الگویی بوده برای زنانی که می خواهند در جاده فرهیختگی گام بردارند و به مدارجی عالی برسند. دنیای ذهنی و پیچیده آثار داستانی اتوود سبب شده که برخی از بهترین داستان هایش، مثل «آدمکش کور» هرگز بختی برای تبدیل شدن به فیلم و سریال نداشته باشند. با این همه او چندان هم از گود سینما و تئاتر و تلویزیون دور نبوده و موفقیت های بسیاری را در این عرصه ها تجربه کرده است. هر چند هیچ کدامشان تاکنون همپای موفقیت «سرگذشت ندیمه»، سریال «الیاس گریس» نیز براساس رمانی از او ساخته شده است.

«وندای سرگردان»، «روکاری» و «برای ثبت و ضبط» از جمله آثار دیگری هستند که براساس کتاب های او ساخته شده اند. او چهار بر هم در مقام بازیگر جلوی دوربین رفته است. در «الیاس گریس» نقش پیرزنی را در کلیسا بازی کرده، در همین سریال «سرگذشت ندیمه» نقش یکی از انتی ها (عمه ها) را ایفا کرده و در فیلم کوتاهی به نام «اتوود چشم به راه» نیز در نقش خودش ظاهر شده است. او سه بار هم در مقام تهیه کننده در عنوان بندی ها حضور داشته که آخرینش بر می گردد به همین سریال «سرگذشت ندیمه».

اما الیاس گریس و وندای سرگردان نیز نام او را به عنوان یکی از تهیه کنندگان یدک می کشند. فارغ از این او در بیش از ۳۰ فیلم مستند و برنامه تلویزیونی حضور داشته است و به این ترتیب چهره اش خصوصا برای مردم کانادا بسیار آشناست. فعالیت مهم دیگر او در عرصه نوشتن مینی سریال و تله تئاتر بوده است و اتفاقا تنها نامزدی خود را نیز در همین رشته تجربه کرده. در سال ۱۹۸۷ او به خاطر نوشتن مینی سریال مشهور «پرده دوم» نامزد دریافت جایزه گمینی شد و البته جایزه را دریافت نکرد.


خبرگزاری آريا – پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته


پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته

خبرگزاري آريا – برترين ها – ايمان عبدلي:
اکران: «اسرافيل» دومين ساخته آِيدا پناهنده، کاري است که به مانند «ناهيد» زبان تصويري خوبي دارد. پناهنده از جمله کارگردان‌هاي جواني است که فيلم هايش به واقع سينمايي است و تفاوت قاب تلويزيون و سينما را مي‌داند. در «اسرافيل» با داستان بهروز مواجهيم که پس از سال‌ها از کانادا به سواد کوه برگشته و در آن جا با ماه عشق قديمي اش روبرو مي‌شود.
پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته
عشق قديمي سرباز مي‌زند و زندگي بهروز که حالا چند ماهي هم هست وارد يک رابطه شده، دچار چالش مي‌شود. نقش بهروز را پژمان بازغي بازي ميکند با لهجه‌اي بين گيلک و مازني و نقش ماهي را هديه تهراني، که اوهم مابين تهراني و مازني گير افتاده. فيلم دو فاز دارد يکي در تهران و درباره زندگي سارا نامزد بهروز که مريلا زارعي در آن نقش يک مادر روان پريش را بازي مي‌کند، فاز ديگر در سواد کوه که گذشته‌ي عشاق داستان موشکافي مي‌شود. فضا و لحن فيلم سرد و سنيگن و البته کند است کند البته نهب ه. معناي منفي! اگر با قاب‌هاي دلنواز و اگر با آثاري که کاراکترهاي کم و حرف مشوش دارند َآتي هستيد اسرافيل انتخاب مناسبي است. شخصا با تماشاي فيلم حال خوبي پيدا کردم.
نمايش خانگي: «خفه گي» تجربه جديد فريدون جيراني در اکران فروش فوق العاده‌اي داشت. ترکيب غريب بازيگران فيلم شايد مخاطبان سينما را کنجکاو کرده بود. جالب اين جاست که در اکران جشنواره‌اي فيلم، نظر‌ها در دو سمت کاملا مقابل هم بود. عده‌اي شيفته‌ي فيلم شده بودند و اصلا خفه‌گي را بازگشت باشکوه مشرقي‌هاي جيراني به اکران مي‌دانستند و عده‌اي ديگر فيلم را ضعيف و کم جان تلقي مي‌کردند.
پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته
آن چه که واضح است اين که «خفه‌گي» براي مخاطبان معمولي سينما خيلي توقعات را برآورده نمي‌کند و بيشتر باب طبع سينما روهاي حرفه‌اي است که ژانر مي‌شناسند و به درام‌هاي روانشناسانه علاقه مندند، چون برتري فيلم در مسائل فني است نه در داستان جذاب و گيرا. معمولي تر‌ها بيشتر فريفته داستان فيلم‌ها مي‌شوند، اما برتري «خفه گي» در طراحي صحنه و فضاي نوآر و تم سياه و سفيد آن است. گريم نور و افکت‌هاي تصويري همه در سطح بالايي قرار دارد همچنين بازي الناز شاکر دوست و نويد محمد زاده چيزي شبيه يک تئاتر روانشناسانه‌ي حساب شده.
خورجين: «شهر خدا» اثر فرناندو ميرلس که مبتني بر رماني از پائولو لينس است، که در شهر خدا بزرگ شده است، و به‌شکلي از آنجا گريخته است و هشت سال صرف نگارش کتابش کرده است. فيلم روايت پاپتي‌هاي ريودو ژانيرو است که در محله‌اي فقير و در فضايي گنگستري زندگي مي‌کنند، جايي که قانون بالکل غايب است و هر که هر چه مي‌خواهد مي‌کند. بهانه ديدن فيلم البته حرف و حديث‌هاي وبد که درباره کپي برداري هومن سيدي در «مغزهاي کوچک زنگ زده» از اين فيلم انجام داده است که البته کپي نيست و بيشتر شبيه وام گرفتن چند ايده است.
پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته
در هر صورت «شهر خدا» فيلمي است با مايه‌هاي بصري قوي که با شناخت درست از فضا و مکاني که روايت مي‌کند يکي از بهترين گنسگتري‌هاي تاريخ سينما است احتمالا. در ضمن خشونت فيلم کمي آزار دهنده است، اين را هم در نظر داشته باشيد!
تماشاخانه: «زنداني خيابان دوم» به کارگرداني مه لقا باقري و بازي رويا ميرعلمي و جواد عزتي و اميرکاظمي در تماشاخانه ايرانشهر بر اساس متني از نيل سايمون که زباني طنز دارد و مسائل اجتماعي را با پوششي فکاهي بيان مي‌کند. سايمون در ميان مخاطبان ايراني تئاتر محبوبيت خاصي دارد، چون اصولا نمايشنامه هايش درام و فکاهي را به خوبي بهم پيوند مي‌دهد. در اين جا، اما با نمايشي مواجه هستيم که بيشتر تمرکزش را روي بخش فکاهي گذاشته و سويه‌هاي انتقادي خيلي خوب از آب درنيامده مساله بازنشستگي و مساله سيطره نظام‌هاي اجتماعي و ساختارهاي تعريف شده دولتي روي جان و مال انسان‌ها و مساله‌ي فرديتي که زير فشار نظام‌ها از دست مي‌رود، مساله‌ي کمي نيست. ابعاد فلسفي سنگيني دارد و انقدر هم مفرح نيست، اما خب براي گذران يکي دو ساعت متفاوت شايد اين نمايش پيشنهاد بدي نباشد، علاوه بر آن که مي‌تواند دريچه‌اي باشد براي آشنايي با دنياي نيل سايمون.
پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته
کتاب: کتاب «قهرمان فروتن» نوشته ماريو بارگاس يوسا
اين رمان چند روايت موازي دارد؛ داستان از مردي متمول آغاز مي‌شود که يک شرکت تجاري کوچک دارد و ناگهان نامه‌هايي دريافت مي‌کند مبني بر اين‌که بايد به گروهي ناشناخته باج بدهد وگرنه… از سويي ديگر داستان دو دوست را مي‌بينيم که يکي در هشتادسالگي دلباخته زني جوان شده و ديگري در زندگي شخصي‌اش هراس‌هايي خاص دارد. رمان مملو از ماجراست و ظرافت‌هاي روايي يوسا در روايت تاريخ نم‌زده يک شهرِ پُر از گناه. نويسنده پرويي در رمان تازه‌اش شخصيت‌ها و خرده شخصيت‌هاي متعددي را کنار هم جمع کرده است؛ آدم‌هايي که هرکدام در درون‌شان چيزي غليان مي‌کند و در رفتارهاي بيروني سعي مي‌کنند به ديگران لبخند بزنند و از کنار هم رد شوند. رئاليسم گزنده يوسا و احضار تاريخ هنر و فکر در رمان چنان ترکيبي ساخته که فقط کار يک نويسنده تاريخ‌شناس است ولاغير…
پيشنهادهاي فرهنگي آخر هفته


پدیده هایی که سروش رو می کند؛ ناشناس اما جذاب


روزنامه هفت صبح: مروری بر شخصیت های فرعی و بامزه سروش صحت از چارخونه تا لیسانسه ها به بهانه موفقیت نقش فرعی ستوان نعیمی با بازی مهدی ربیعی در فصل دوم لیسانسه ها که کلی هوادار پیدا کرده است.

پیش درآمد

سروش صحت استاد انتخاب بازیگران جدید و بامزه برای نقش های اصلی و فرعی است. خیلی از بازیگرانی که الان در سینما و تلویزیون حضور جدی دارند، جزو چهره هایی هستند که صحت برای سریال هایش کشف و پای آنها را از تئاتر به تلویزیون باز کرده. از بهنام تشکر و فرناز رهنما گرفته تا رویا میرعلمی، محمد نادری، هوتن شکیبا و… موضوع این گزارش اما بازیگران شناخته شده تئاتری که با سریال صحت به تلویزیون آمده اند نیست.

 

قرار است راجع به بازیگران فرعی و بامزه سریال های این کارگردان صحبت کنیم؛ افرادی که عملا بازیگر نبوده اند اما صحت از یک جایی کشف شان کرده و یک نقش کوتاه به آنها داده. این نقش ها آنقدر جذاب شده و مورد توجه مخاطبان قرار گرفته که در طول سریال به خاطر استقبال زیاد، مدام پررنگ تر شده. بهانه اصلی مان جذابیت نقش ستوان نعیمی با بازی مهدی ربیعی در سریال «لیسانسه ها» است؛ نقشی که به خاطر لحن و ویژگی های بامزه اش بسیار مورد توجه قرار گرفته است. مروری داریم بر تمام نقش های فرعی و بامزه سریال های صحت.

ستوان نعیمی

سریال: لیسانسه ها

بازیگر: مهدی ربیعی

از کجا آمده؟ مهدی ربیعی تا پیش از این بازیگر نبوده و کلا حرفه اش چیز دیگری است. صحت صرفا برای این نقش انتخابش کرده.

 

 پدیده هایی که سروش رو می کند؛ ناشناس اما جذاب


ویژگی نقش:
مهم ترین ویژگی نقش استفاده از لحن بامزه و تودماغی خاص خودش است. او به سرعت حاضر می شود و برای اینکه در زمان کوتاه بتواند اطلاعات کلی درباره حادثه را در اختیار همکارانش بگذارد و وقت را تلف نکند، هر اتفاق را فقط با به کاربردن چند کلمه بیان می کند و منظورش را به همین شکل می رساند در پایان جمله هایش یک «تمااام» می گذارد و لحن اداکردن این تمام، کلی طرفدار پیدا کرده است.

اهمیت نقش: «لیسانسه ها» به طور کلی شوخی جالبی با پلیس دارد و ستوان نعیمی دقیقا نماینده یک مامور پلیس اغراق شده است. به سرعت خودش را می رساند، اجازه فرار به کسی نمی دهد، حواسش به همه چیز هست و…

 


آقای نعمتیان

سریال: شعمدونی

بازیگر: مسعود حسینی


از کجا آمده؟
بازیگر نقش آقای آسانسوری سریال شمعدونی، قبل از بازی در این نقش، در زمینه موسیقی و در گروه کُر فرهنگسرای ارسباران فعالیت داشته…

 

 پدیده هایی که سروش رو می کند؛ ناشناس اما جذاب

ویژگی نقش: یک کارمند آسانسوری بسیاری ساده که به زیبا علاقه مند می شود. او به شدت کارش را دوست دارد و برای آسانسور احترام ویژه ای قائل است. ابتدا بسیار مظلوم و سر به زیر به نظر می رسد اما کم کم خودش را نشان می دهد. نعمتیان ایتالیایی حرف می زند و اپرا می خواند و خانواده ای بسیار جالب دارد.


اهمیت نقش:
نعمتیان از اول با یک سوءتفاهم پا به سریال گذاشت. در حالی که همه خیال می کردند یکی از دکترهای بیمارستان به زیبا علاقه مند شده یک مرتبه سر و کله اش از آسانسور پیدا می شود و توی ذوق همه می خورد. او چهره ای بسیار ساده دارد و زیاد باب میل زیبا نیست. اتفاقا همین تضاد است که این نقش را بامزه تر نشان می دهد.

 


برادر آقای نعمتیان

سریال: شمعدونی

بازیگر: سعید هاشمی

از کجا آمده؟ دانشجوی رشته تئاتر بوده که فهمیده صحت دارد برای یک نقش تست می گیرد. خودش را رسانده و تست داده. خودش گفته که صحت به خاطر کارهای او سر صحنه از خنده غش می کرده.

 

 پدیده هایی که سروش رو می کند؛ ناشناس اما جذاب

ویژگی نقش: چهره سعید هاشمی و حرکات جالب صورت و لحن صحبت کردنش، مهم ترین ویژگی های او بود. نقش او کاملا شوخ و شنگ به نظر می رسید و یک کمی شیرین می زد و همه اینها کنار هم او را خنده دار می کرد.

اهمیت نقش: مهم ترین علت جذابیت نقش این بود که همراه نعمتیان وارد قصه شد، همه تا حدی با آقای آسانسوری و حال و احوالش آشنا شده بودند و وقتی برادرش را با این قیافه و حرکات دیدند ماجرا برای شان جالب تر شد. درواقع اهمیت این نقش به خاطر قرارگرفتن کنار نعمتیان بود. چون نشان می داد آنها خانوادگی یک مقدار شیرین می زنند.



مرجان


سریال:
ساختمان پزشکان

بازیگر: زهره فوده


از کجا آمده؟
هیچ تجربه ای از بازیگری نداشته. خودش در جایی گفته یک روز صحت با او تماس گرفته و گفته در ساختمان پزشکان نقشی دارد که می خواهد او بازی کند. ابتدا امتناع می کند و در نهایت موفق شده این نقش بسیار جذاب را بازی کند.

 

 پدیده هایی که سروش رو می کند؛ ناشناس اما جذاب

ویژگی نقش: یک دختر چاق که چهره چندان جذابی نداشت اما به شدت پررو بود. او برای ازدواجش با ناصر شرط های عجیبی داشت. لحن صحبت کردن و کشیدن کلمات با لوسی خاص یک دختر جوان، جذابیت بیشتری به این نقش می داد.


اهمیت نقش:
مواجهه دختری با این حجم پررویی و قابلیت فراوان برای حرص درآوردن آن هم درست مقابل ناصر اتفاق جذابی بود که باعث شد تصویرش در ذهن خیلی از مخاطبان باقی بماند.

 


دوم

سریال: چارخونه


بازیگر:
مهدی امیری مهر

از کجا آمده؟ محمد امیری مهر مدیر صدابرداری سریال «چارخونه» بوده. در قسمت های اول سریال نقش یک فروشنده ماشین را بازی کرده. یک بار که پشت صحنه داشته با جواد رضویان با لهجه افغانی صحبت می کرده سروش صحت صدایش را از پشت در شنیده و به او گفته چند تا سکانس برایت کنار گذاشته ام.

 

 پدیده هایی که سروش رو می کند؛ ناشناس اما جذاب

ویژگی نقش: مهم ترین ویژگی دوم، خالی بندی اش بود. او با لهجه افغانی مدام خاطره های عجیب تعریف می کرد. معمولا خاطره هایش را هم اینطور شروع می کرد که «یک روز در خانه نشسته بودم و داشتم تخمه می خوردم که تلفن زنگ زد…» این جمله را با چنان لهجه بامزه ای ادا می کرد که تا مدت ها تکیه کلام مردم در کوچه و خیابان شده بود.


اهمیت نقش:
رویارویی کاراکتر دوم با چهارشنبه که نقش آن را جواد رضویان بازی می کرد جالب از آب درآمده بود و فضای سریال را خنده دارتر کرده بود.


1 183 184 185 186 187 194