خبرگزاری آريا – چه کسي استعفا داد؛ فردوسي‌پور يا فردوري‌پوس؟


چه کسي استعفا داد؛ فردوسي‌پور يا فردوري‌پوس؟

خبرگزاري آريا – استعفاي عادل فردوسي‌پور از همکاري با شبکه سوم سيما! خبري که به همراه متن نامه استعفايي منتسب به عادل فردوسي‌پور، مجري حالا ديگر پيشکسوت ورزشي تلويزيون به سرعت در فضاي مجازي پيچيد و دست به دست شد. هر چند فردوسي‌پور هم يک مجري و تهيه‌کننده ورزشي مثل خيلي‌هاي ديگر است اما رفتن او از شبکه‌اي که تقريبا ۲۰ سال از عمرش را در آنجا سپري کرده و در همانجا هم مشهور شده طبيعتا خيلي عجيب است.
ماجرا از کجا شروع شد؟
نامه‌اي با ادبيات عجيب در کانال‌هاي تلگرام و به دنبال آن در سايت‌هاي گمنام جذب مخاطب (از آنها که اگر روي صفحه‌شان کليک کني ۷-۸ پنجره پاپ‌آپ تبليغاتي باز مي‌شود!) منتشر شد که در آن عادل فردوسي‌پور با سوز و گداز از صدا و سيما خداحافظي کرده است. چيزي که در همان اول جلب توجه مي‌کرد ادبيات عجيب نامه بود. نامه‌اي که جمله‌بندي‌هايش هم ايراد داشت. «اين نامه دردناک‌ترين متني است که در تمام زندگي خود به قلم برده‌ام چرا که در مورد معشوقه خود يعني فوتبال است»! يا اين جمله: «اکنون احساس من بر اين است که نياز به مصالحه با ارزش‌ها و اصول‌هايم مرا در شرايط سختي قرار داده است»!
اين سايت‌ها از قول فردوسي‌پور آورده‌اند که او در نامه‌اش نوشته بنا دارد «زهري در جام بلورين!» بنوشد و ضمن تشکر از مردم و صدا و سيما و همچنين عذرخواهي از مردم به خاطر «فاجعه اسف‌بار!» عدم حضور «کارلوس» (که البته تلفظ نام درست پويول، کارلس است نه کارلوس!) از صدا و سيما برود. نامه‌اي با اين ادبيات و البته نگارش عجيب،‌ براي خيلي‌ها شک‌برانگيز بود اما خب خيلي‌هاي ديگر هم هستند که حتي منتظر نماندند يک رسانه معتبر خبر استعفاي فردوسي‌پور را منتشر کند و روي همين چند خط نوشته مجهول‌الکاتب هم تحليل در ذم صدا و سيما و مدير جديد شبکه سه و … نوشتند.
حمايت «علي» از «عادل»
علي فروغي، مدير جوان شبکه سه که از همان ابتداي انتصابش خيلي مورد حمله قرار گرفت و شايعات زيادي هم پيرامون رابطه‌اش با فردوسي‌پور اينور و آنور شنيده مي‌شد تنها چند ساعت بعد از انتشار اين نامه در صفحه اينستاگرام خود به آن واکنش نشان داد.
فروغي نوشت: «نامه جعلي منتسب به عادل رو ديديد؟! به نظرتون چه کسي اين نامه رو نوشته؟ چه کسي اين نامه رو منتشر کرده؟ اساسا هدف از اين کار چي بوده؟ نکته جالب توجه اين بود که احتمالا انقدري که طراحي کرده بودند موجي بلند نشد و در نهايت اين‌که آيا آنها اندک هوشي براي مردم قائل نبودند که چنين #متن_سخيفي را دستمايه چنين کاري کردند؟»
هر چند متن فروغي در مورد مصداقي خاص و آن همه نامه کذايي منسوب به فردوسي‌پور بود اما پيامي فرامتني هم به مخاطبان پيگير مسائل صدا و سيما مي‌داد. رابطه «علي‌آقا» و «عادل‌خان» به نظر مي‌رسد آن‌طور که برخي مي‌گويند هم نيست. هر چند بر سر ماجراي نيامدن پويول به برنامه ۲۰۱۸ يا برخي حرف‌هاي فردوسي‌پور احتمالا بين مدير و مجري اختلافاتي وجود دارد اما رابطه آن‌قدرها خوب هست که فروغي حاضر شود در دفاع از فردوسي‌پور عليه يک نامه جعلي موضع بگيرد.
نامه؟ من؟ استعفا؟
هرچند فردوسي‌پور در کارنامه‌اش کلي مصاحبه با اصلي‌ترين چهره‌هاي فوتبالي کشور را دارد اما خودش کمتر اهل مصاحبه است و به سختي مي‌توان از او براي رسانه ديگري غير از تلويزيون حرف گرفت. با اين حال خبرگزاري ايسنا در اين مورد خاص توانست فردوسي‌پور را پيدا کند و در مورد نامه از او بپرسد. فردوسي‌پور در اين مصاحبه که بنظر مي‌رسد پيامکي هم صورت گرفته گفته بود: «هيچ نامه‌اي ننوشته‌ام. موضوع نگارش نامه و اتفاقات پس از آن را تکذيب مي‌کنم.» او قضيه را تعجب‌بر‌انگيز دانسته و گفته: اين بحث‌ها و حاشيه‌هايي که مطرح شده است را در فضاي مجازي ديده‌ام و از طرح آنها تعجب مي‌کنم. تهيه‌کننده و مجري برنامه ۹۰ هم در نهايت از اساس شايعه رفتنش از صدا و سيما را تکذيب کرده و گفته ماندني است.
دروغ نگو دوست من!
کار در رسانه شايد يکي از دوست‌داشتني‌ترين کارها باشد؛ هيجان خبر و شيريني ديده شدن مطلب توسط مخاطب براي خيلي از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران طعمي به يادماندني و فراموش‌نشدني است اما خب در اين کار هم هستند کساني که به هزار و يک دليل، از بالا بردن رنکينگ و فروش بيشتر گرفته تا انتقام‌جويي‌هاي شخصي و سياسي و باندي و… يا خبر دروغ پخش مي‌کنند يا با تيترهاي گمراه‌کننده سعي دارند مخاطب را به رسانه يا شبه‌رسانه‌شان بکشانند.
اين جور شگردها هر چند ممکن است براي يک، دو يا حتي ده بار موثر و مفيد باشد اما وقتي دست رسانه براي مخاطب رو شد به قول قديمي‌ها ديگر حنايش رنگ باخته و بعيد است که به اين زودي ها از چوپان دروغگو بودن خلاص شود.
مکث۱
تغيير عدد پي
آلاباما عدد پي را تغيير مي‌دهد. روزنامه New Mexicans for Science and Reason در آوريل ۱۹۹۸ مقاله‌اي را چاپ کرد که توسط فيزيکداني به نام مارک بوسلوگ نوشته شده و در آن آمده بود که قوه مقننه آلاباما راي داد که ثابت پي تغيير کرده است.
مکث ۲
برج ميلاد کجکي!
‌در سال‌هاي اخير يکي از جنجالي‌ترين شوخي‌هاي سيزده در ايران خبر کج شدن و احتمال سقوط برج ميلاد بود که روزنامه شرق در سال ۸۳ منتشر ساخت. اين شوخي توسط رسانه‌هاي مخالف حکومت ايران يا به اصطلاح اپوزيسيون جدي گرفته شد و به تحليل آن پرداختند. قضيه تا حدي بزرگ‌نمايي شد که برخي کج شدن برج ميلاد را به برنامه اتمي نسبت دادند و البته تا مدتي هم قيمت ملک در مناطق اطراف برج کاهش پيدا کرد!
مکث۳
آب در مريخ
سال ۲۰۰۵ يک خبر در وبسايت رسمي ناسا پخش شد که آب را در مريخ نشان مي‌داد. اين تصاوير در حقيقت يک ليوان آب بر روي شکلاتي با نام مارس (Mars Candy Bar) بود که به معني مريخ است.
عليرضا ملوندي


خبرگزاری آريا – پليس‌هايي که سوپرمن نيستند


پليس‌هايي که سوپرمن نيستند

خبرگزاري آريا – يکي از خيابان‌هاي فرعي اردستاني شلوغ است. همهمه مردم خبر از کيف قاپ‌ها مي‌دهد و دختري که طعمه آنها شده است. موتورسواري همراه دوستش که ترک موتور نشسته، کيفش را مي‌زنند؛ اما ناگهان دختر متواري مي‌شود بدون آن‌که شکايتي به پليس کند و همين تعجب همه را بر انگيخته است.
سرگرد رامين آتيه همراه همکار ديگرش سروان سياوش سميعي بموقع وارد عمل مي‌شوند و همزمان با آنها که سوار بر ماشين نيروي انتظامي هستند، ديگر همکار پليس آنها به نام سروان رضا، سوار بر موتور در صحنه حضور پيدا مي‌کند و با عمليات، کيف قاپ‌ها دستگير و راهي مرکز انتظامي غرب استان تهران مي‌شوند تا مورد بازجويي قرار بگيرند، اما همچنان برايشان جاي سوال است چرا دختر متواري شده است. به همين دليل بعد از بررسي کيف دختر، داخل آن گل پيدا مي‌کنند و همين دليلي است براي متواري شدن دختر. آنها کيف قاپ‌ها را به مرکز مي‌برند تا بازجويي شوند. بعد از پارک ماشين و موتور، يکي ديگر از سروان‌هاي مرکز به سراغ شان مي‌آيد تا کيف قاپ‌ها را با خودش ببرد. اين گروه ويژه خسته از عمليات هستند، اما وارد مرکز مي‌شوند تا تحقيقات‌شان را شروع کنند که اين دختر گل را از کجا تهيه کرده است…
کات!
اين صداي مهرداد خوشبخت، کارگردان سريال است که خطاب به عوامل مي‌گويد خوب است، اما دوباره صحنه ورود به مرکز بايد تکرار شود. او با دستيارش صحبت مي‌کند که بايد چيدمان صحنه اين بار چطور باشد. همچنين مدير تصويربرداري سريال هم با کارگردان شروع به گپ زدن مي‌کند و درباره ضبط اين صحنه نکات لازم را با هم رد و بدل مي‌کنند.
البته گرماي هوا باعث نمي‌شود کارگردان خيلي راحت رضايتش را از اين صحنه اعلام کند و دوباره به عوامل مي‌گويد هر فردي سر جاي خودش قرار بگيرد. همچنين قبل از شروع ضبط با پليس‌هاي گروه ويژه اين سريال که نقش‌هاي محوري را بازي مي‌کنند، يعني فرهاد قائميان، برزو ارجمند و اميررضا دلاوري صحبت مي‌کند.
البته مردم، مشتاق هستند هنرمندان را ببينند، به همين دليل گروه سريال گشت ويژه را دور کرده‌اند. دستيار کارگردان هرازگاهي از آنها مي‌خواهد مسير راه را براي عوامل باز بگذارند تا بتوانند براحتي تردد داشته باشند. از سوي ديگر، خوشبخت جزو کارگرداناني است که خيلي به جزئيات توجه مي‌کند و اين مساله فقط شامل کارش نمي‌شود، زيرا خطاب به دستيارش مي‌گويد به هيچ وجه آژير ماشين پليس به صدا در نيايد، چون باعث مزاحمت براي همسايه‌ها مي‌شود.
در سمتي ديگر، بدلکاران منتظر هستند در صحنه حضور داشته باشند. کيوان رضايي، سرپرست گروه بدلکاران هم با آنها صحبت مي‌کند تا واکنش‌هايش در صحنه‌هاي مختلف درست باشد. در فواصل کار فرصتي فراهم مي‌شود تا با مهرداد خوشبخت گپي بزنم.
مهرداد خوشبخت خودش را به ژانر خاصي محدود نکرده و در کارهايش تنوع موضوعات ديده مي‌شود. او هم کارهاي ملودرام مثل تله فيلم «وقت اضافه» ساخته و هم اين‌که در ژانر کمدي سريال «غيرعلني» را در کارنامه دارد. در حوزه گنجينه‌هاي ارزشمند کشوري هم مجموعه «شهر دقيانوس» را کارگرداني کرده است. البته او فقط در حوزه تلويزيون فعاليت نداشته و در سينما هم دستي بر آتش دارد و در ژانرهاي متفاوت فيلم‌هاي «صداي پاي من» و «عقاب صحرا» را ساخته است.
فاصله گرفتن از پليس‌هاي جدي
اين کارگردان درباره داستان سريال گشت ويژه به جام‌جم مي‌گويد: داستان اين سريال درباره سه پليس است که گروهي را تشکيل داده‌اند و ماموريت‌هايي برايشان تعريف شده است. شرح وظايف شان از پليس ۱۱۰ بيشتر و از پليس آگاهي کمتر است. در واقع اين پيشنهادي است که از طرف ناجي هنر به مسئولان نيروي انتظامي داده مي‌شود و ماکت آن در اين سريال اجرا مي‌شود تا بعد در شرايط واقعي براي مردم اعمال شود. به عنوان مثال اگر يک ماشين به سرقت مي‌رود، آنها پرونده را دنبال مي‌کنند تا به سارق برسند. يا در همين صحنه آنها بعد از پيدا کردن گل در کيف دختر، تحقيقات شان را ادامه مي‌دهند تا به سرنخي برسند.
اين کارگردان درباره دکور اين مجموعه مي‌افزايد: ما در سراي محله دانشگاه صنعتي شريف، دکور مرکز انتظامي غرب استان تهران را طراحي کرديم. البته پايگاه داشتند، اما با سليقه ما يکي نبود، به همين دليل دکور در اين فرهنگسرا طراحي شد.
مهرداد خوشبخت درباره اين‌که آيا اين سريال ادامه سريال گشت ويژه است يا نه، توضيح مي‌دهد: قرار بود ادامه آن باشد، اما آنها پليس‌هايي با شرح وظايف محدودتري بودند و مسائل کوچک و خانوادگي را پيگيري مي‌کردند، اما فيلمنامه تغيير کرد. شرح وظايف پليس‌هاي اين سريال بيشتر است و در هر قسمت يک يا دو اکشن بزرگ همچون گروگانگيري، پيدا کردن آشپزخانه شيشه و پرورش گل و … داريم، به همين دليل ادامه آن سريال نيست. البته ما تلاش مي‌کنيم نام سريال را به عنوان «پليس» تغيير بدهيم.
وي درباره اين‌که اکشن هر قسمت کار آنها را هنگام توليد سخت نمي‌کند، ادامه مي‌دهد: به لحاظ امکانات مشکل زيادي نداريم، اما روز اول وقتي با ناجي هنر صحبت کرديم، حجم اکشن کار تا اين ميزان زياد نبود و بعد زياد شد، ولي با همان برآورد. سريال گشت ويژه با مشارکت ناجي هنر و سيما فيلم و در دو فصل هفت قسمتي توليد مي‌شود که فصل اول در هفته نيروي انتظامي از شبکه سه پخش مي‌شود و فصل بعدي کمي ديرتر روي آنتن مي‌رود.
اين کارگردان با اشاره به ويژگي مجموعه گشت ويژه مي‌گويد: اسفند ماه سه سريال به من پيشنهاد شد که يکي از آنها ۴۰ قسمتي بود. از ميان آنها قصه گشت ويژه جذاب‌تر بود و از آنجا که مي‌خواستم زودتر هم تمام شود تا فيلم سينمايي ام را بسازم، کارگرداني اين سريال را قبول کردم.
خوشبخت درباره اين‌که در اين سريال قرار است مخاطب با چه پليس‌هايي روبه‌رو شود، تاکيد مي‌کند: اگر تا زمان پخش سريال سانسور نشود، پليس‌هاي قصه ما با حال هستند و شوخي هم مي‌کنند. گاهي هم اشتباه‌هايي دارند. حميد برزگر براساس فيلمنامه محمدرضا رياحي قصه گشت ويژه را نوشته است.
وي در پاسخ به اين سوال که با توجه به اين‌که شما خودتان دستي بر نگارش داريد، آيا تغييراتي در فيلمنامه اعمال کرده‌ايد يا نه، مي‌گويد: مسلماً قبل از اين‌که فيلمنامه را جلوي دوربين ببريم، روتوش مي‌کنم و در دورخواني‌ها با کمک بازيگران تغييرات لازم را مي‌دهم و با خود نويسنده هم صحبت مي‌کنم.
کارآگاه خصوصي
اين کارگردان درباره انتخاب قائميان، ارجمند و دلاوري براي نقش‌هاي محوري اين سريال توضيح مي‌دهد: هر يک از شخصيت‌هايي که اين دوستان بازي مي‌کنند، متفاوت است و بر آن مبنا هم انتخاب شده‌اند. سرگرد رامين (فرهاد قائميان) باهوش و با تجربه است و نقش پدر را بالاي سر تيم دارد، گاف‌هاي آنها را مي‌گيرد و فرصت اشتباه به آنها مي‌دهد. سروان رضا (اميررضا دلاوري) با تجربه است، اما عموماً به استفاده از اسلحه اعتقادي ندارد و بيشتر به لحاظ فيزيکي درگير مي‌شود. سروان سياوش (برزو ارجمند) هم يک سال قبل از آن‌که پليس شود، کارآگاه خصوصي بود و اهالي محل کارهاي تحقيقاتي‌شان را به او مي‌سپردند. تا اين‌که پليس در اثر ماجرايي او را دستگير مي‌کند، اما بعد سرهنگ بالا دست گروه تصميم مي‌گيرد به او پيشنهاد افسري بدهد، به همين دليل بعد از گذراندن دوره به گروه ملحق مي‌شود.
خوشبخت در پايان مي‌افزايد: هشت سال بود با ناجي هنر همکاري نداشتم، چون دخالت‌هاي نا بجا زياد بود، اما در طول اين سال‌ها حتي سختگيري‌ها کم شده، تعامل بيشتري برقرار است و دست عوامل سازنده در ساخت آثار بازتر است. الان مي‌توانيم پليسي را نشان بدهيم که اشتباه مي‌کند. مسلماً وقتي اين طور پرداخت کنيم، پليس باورپذيرتر براي مخاطب مي‌شود. تلاش مي‌کنيم پليس‌هاي سريال گشت ويژه واقعي و متفاوت باشند.
آنها نه سوپرمن هستند و نه جدي، بلکه مثل بقيه آدم‌ها هستند، حتي گاهي خشونت هم در بازجويي دارند که سرهنگ بالاي دست شان به آنها تذکر مي‌دهد. ضمن اين‌که سعي کرده‌ايم ديالوگ‌هاي متداول‌تر بگذاريم. همزمان با تصويربرداري رضا جودي هم مشغول مونتاژ است. اين سريال با حمايت خوب نيروي انتظامي و همدلي تيم سازنده بويژه بازيگران با وجود دشواري‌هاي توليد ساخته مي‌شود.
شخصيت شيرين سرگرد آتيه
سرگرد رامين آتيه سريال گشت ويژه کسي نيست جز فرهاد قائميان. او چهره شناخته شده‌اي در سينما و تلويزيون است و تا به امروز بارها لباس پليس را به تن کرده و هر بار در قامت يک پليس متفاوت ظاهر شده است. او در اين سريال هم نقش يک سرگرد را بازي مي‌کند که با ديگر کارهايش فرق دارد. قائميان با اين‌که ساعت‌ها در آفتاب ايستاده، اما وقتي از او درباره شخصيت سرگرد مي‌پرسم با لبخند و آرامشي که دارد، مي‌گويد: شخصيت سرگرد رامين آتيه همراه من است و برايم دوست داشتني. او يک پليس مقتدر است که نگاهش نسبت به همکارانش پدرانه است. رفاقتش سر جايش است، اما در کار اقتدار و جديت دارد. در مجموع شخصيت شيريني دارد. وي ادامه مي‌دهد: البته در راس کار مهرداد خوشبخت کارگردان خيلي خوب کار را هدايت مي‌کند و فضاي صميمي در کار حاکم هست. علاوه بر آن فضا را براي خلاقيت کار بازيگر فراهم کرده است. اميدوارم زحمات گروه به نتيجه برسد و هنگام پخش مورد توجه مردم قرار بگيرد.
دوباره پليس شدم
کارنامه برزو ارجمند در تئاتر، سينما و تلويزيون با ايفاي کاراکترهاي متنوع رنگين‌کمان است. او در سريال سر دلبران نقش روحاني را بازي مي‌کرد و حالا لباس روحانيت را در آورده و لباس پليس را در سريال گشت ويژه به تن کرده است. وي با بيان اين‌که انگيزه‌اش براي اين سريال شخص مهرداد خوشبخت بوده، توضيح مي‌دهد: من قبلاً کاري با آقاي خوشبخت انجام دادم که خيلي حال کرده بودم، به همين دليل وقتي آقاي نصيري‌خواه برنامه‌ريز با من تماس گرفت، تصميم گرفتم سريال گشت ويژه را با او کار کنم.
وي که قبل از اين سريال در مجموعه زخم به کارگرداني مسعود آب پرور نقش پليس را بازي کرده بود، عنوان مي‌کند: اين دومين‌بار است نقش پليس را بازي مي‌کنم. البته سروان سياوش سميعي با پليس زخم متفاوت است. فضاي اين سريال معمايي‌تر است و بايد معماي پرونده‌ها را حل کنيم.
متکي بودن به ورزش رزمي
اميررضا دلاوري از آن دست بازيگران است که در تئاتر، سينما و تلويزيون نقش‌هاي متعددي را ايفا کرده است. او در قاب جادويي تجربه بازي در سريال‌هاي تاريخي همچون مختارنامه را دارد و هم اين‌که در مجموعه‌هاي اجتماعي، پليسي، ملودرام و… بازي کرده است. او درباره نقشش در سريال گشت ويژه مي‌گويد: من در اين سريال نقش سروان رضا پروين را بازي مي‌کنم که اين شخصيت هم پليس است و هم ورزشکار و رزمي کار مي‌کند. به همين دليل بيش از آن‌که متوسل به سلاحش در عمليات‌ها شود، متکي به بدنش است و از فنون ورزشي در کارش استفاده مي‌کند.
وي مي‌افزايد: من قبلاً تجربه بازي در نقش‌هاي پليس را داشتم، اما به نظرم سروان رضا پروين، کاراکتر متفاوتي است و چنين شخصيتي را تا به حال کار نکرده بودم، به همين دليل بازي در اين سريال را پذيرفتم. علاوه بر آن کار با مهرداد خوشبخت دوست داشتني است، زيرا کارگردان خوش اخلاق و کاربلدي است و اهل تعامل با بازيگران.
همکاري لذت‌بخش
رضا کريمي همان راننده نفوذي و معروف سريال کمدي گسل است که با بازي متفاوتش در آن سريال توانست نظر مخاطبان را جلب کند و حالا او در سريال گروه ويژه نقش سروان بيگلري را بازي مي‌کند. او درباره نقشش مي‌گويد: نقش سروان نيروي انتظامي را بازي مي‌کنم که بيشتر کارهاي پدافندي انجام مي‌دهد. ارتباط او با بچه‌هاي گروه ويژه گرم است و رابطه شيريني بين آنها حاکم است. وي کار با خوشبخت را عالي توصيف مي‌کند و توضيح مي‌دهد: من تا امروز با آقاي خوشبخت همکاري نکرده بودم، ولي علاقه‌مند بودم اين اتفاق خوب بيفتد. او نه‌تنها کارگردان خوبي است، بلکه تدوينگر حرفه‌اي هم هست و همين باعث شده از همکاري با او لذت ببريم.
فاطمه عودباشي


خبرگزاری آريا – اعلام ويژه برنامه هاي سيما در ايام حج


اعلام ويژه برنامه هاي سيما در ايام حج

خبرگزاري آريا – همزمان با گراميداشت هفته حج، حسن گروسي رئيس ستاد حج و زيارت صدا و سيما از توليد و پخش برنامه هايي متناسب با اين ايام در شبکه هاي تلويزيون خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي صداوسيما؛ رئيس ستاد حج و زيارت صدا و سيما با اشاره به شعار حج امسال مبني بر «حج، تحول روحي و اخلاقي، سبک زندگي ديني، عزت و کرامت اسلامي» اضافه کرد: به منظور تحقق اين شعار، شوراي طرح و برنامه حج و زيارت صداوسيما با حضور نمايندگان حوزه هاي مختلف سازمان تشکيل شده است و معاونت هاي مختلف اعم از سيما، صدا، خبر، برون مرزي و فني، توليد و پخش برنامه هايي ويژه را در دستور کار قرار داده اند.
وي تأکيد کرد: با آموزش تمامي جنبه هاي مرتبط با اين سفر معنوي شامل موضوعات فرهنگي، مسائل سلامت و پزشکي، بحث‌هاي مرتبط با هواپيمايي، آشنايي با فرهنگ ميزبان، آداب ميهماني، فرايض حج و ديگر موارد مورد نياز زائران و خانواده هاي آنها در دستور کار برنامه سازان است.
وي از حضور حجت الاسلام قاضي عسگر نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت و حميد محمدي رئيس سازمان حج و زيارت در برنامه هاي «گفتگوي ويژه خبري» شبکه دو و «گفتگوي قرآني» شبکه قرآن و معارف سيما در ايام حج خبر داد و گفت: پخش دعاي کميل، ندبه، عرفه و ديگر برنامه هاي بعثه نيز همچون سال هاي پيش در دستور کار شبکه هاي سيما قرار گرفته است، برنامه اي که همواره با استقبال هم ميهنان روبه رو بوده است.
رئيس ستاد حج و زيارت صدا و سيما با اشاره به برنامه هاي هفته گراميداشت حج اضافه کرد: از اول تا هفتم ذي القعده و همزمان با هفته گراميداشت حج برنامه‌هايي با موضوع اهميت و جايگاه حج در جهان کنوني اسلام و تحليل مسايل مرتبط با اين رويداد روي آنتن شبکه هاي سيما مي رود.
حسن گروسي دو برنامه «با کاروان» و «روضه رضوان» محصول شبکه هاي يک و دو را از جمله برنامه هايي دانست که در طول اين ايام به طور مشخص به مقوله حج مي پردازند و اضافه کرد: همچنين در طي اين هفته برنامه هاي معارفي شبکه ها همچون «آفتاب شرقي» ( شبکه يک) و «تا نيايش» (شبکه پنج) به صورت موضوعي به حج تمتع ۹۷ مي پردازند.
مدير شبکه تلويزيوني اينترنتي لبيک با اشاره به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در جمع دست اندرکاران و کارگزاران حج امسال، گفت: بحث ايمني، عزت و رفاه حجاج از نکات مهم حج امسال است، بنابراين يکي از رسالت هاي رسانه اطلاع رساني سريع و دقيق اخبار اين امور خواهد بود و تمهيداتي انديشيده شده تا اخبار و اطلاعات به صورت لحظه اي منتشر شود.


خبرگزاری آريا – نقش موثر صداوسيما در تبيين فرهنگ حج


نقش موثر صداوسيما در تبيين فرهنگ حج

خبرگزاري آريا – همزمان با آغاز هفته حج نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني بر همکاري و نقش موثر رسانه ملي در ترويج مفاهيم عالي اين سفر معنوي تاکيد کرد.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي صداوسيما، همزمان با آغاز هفته حج، حجت الاسلام سيد علي قاضي عسگر نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت با حضور در برنامه «روضه رضوان» شبکه دو سيما به تبيين سياست ها و برنامه هاي بعثه مقام معظم رهبري و سازمان حج و زيارت پرداخت. در حاشيه اين برنامه نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت با تاکيد بر نقش موثر صداوسيما در تببين فرهنگ حج، گفت: برنامه سازان صدا و سيما با همکاري بعثه مقام معظم رهبري و سازمان حج و زيارت بايد در تبيين حج به عنوان مظهر معنويت و سياست اهتمام ورزند.
وي با تاکيد بر نقش رسانه ملي در انتقال پيام حج به مردم و فرهنگ سازي در زمينه پيام بزرگ ترين اجتماع مسلمانان اضافه کرد: در امروزه رسانه ها قدرتمندترين نهاد به شمار مي روند به نحوي که تأثير آن ها در نفوس مردم غيرقابل انکار است. بنابراين صداو سيما به عنوان بزرگ ترين رسانه تاثيرگذار در کشور مسلما نقش ارزنده و برجسته اي در تبيين موضوعات ديني ايفا مي کند.
نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت در ادامه از تاثيرگذاري توليد آثار هنرمندانه در اذهان عمومي سخن گفت و افزود: همانطور که امام رضا (ع) در اين زمينه تعبير زيبايي به کار برده اند؛ ايشان مي فرمايند: «وقتي مردم زيبايي هاي کلام ما را بشنوند، قطعا از ما تبعيت مي کنند.» بنابراين مشخص است که هنر همکاران صدا وسيما در بيان منويات حج تاثير به سزايي در اذهان مردم دارد.
وي دقت، تدبير و علم نسبت به موضوع حج را از زمينه هاي ديگر اثرگذاري پيام دانست و گفت: با توجه به تجربه چندين ساله در حوزه فرهنگي نيازمند زمينه سازي و انتقال اطلاعات فرهنگي هستيم و کار صداوسيما در اين حوزه بسيار مهم است و کمک زيادي مي کند. آموزش و اطلاع رساني به حجاج و خانواده ها در ايام حج اهميت ويژه اي دارد. در سال هاي گذشته در زمينه آموزش حجاج برنامه هاي صداوسيما نقشي سازنده داشته اند به طوري که حاجيان پيش از ورود به عربستان تا حد زيادي با قوانين اين کشور آشنايي دارند.
حجت الاسلام قاضي عسگر همچنين با اشاره به برنامه هاي رفاهي بعثه تاکيد کرد: اصولا به منظور رفاه حال حجاج ايراني در زمينه اسکان، تغذيه، بهداشت و حمل و نقل تدابير ويژه اي اتخاذ مي شود. به عنوان مثال امسال براي اولين بار آشپزخانه اي در مکه ساختيم که ظرفيت طبخ ۸۰ هزار پرس غذا در يک وعده را دارد. اطلاع رساني در مورد اين اقدامات مسلما اقدامي شايسته براي حجاج ايراني است.
نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت با اشاره تاکيدات مقام معظم رهبري در زمينه وجه سياسي حج نيز سخن گفت و اضافه کرد: قطعا صداوسيما در زمينه تبيين منويات امام بزرگوار و رهبري نقشي مهم برعهده دارد. ايجاد وحدت بين مسئولان، مردم، اقوام و مذاهب و پرهيز از هر گونه اختلاف افکني نياز امروز ماست که رسانه ملي بايد به آن توجه داشته باشد.
وي در خاتمه افزود: در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيم از هرگونه اسائه ادب به ديگر مذاهب اسلامي و طرح هر گونه مسائل تفرقه انگيز در حج خودداري شود.


خبرگزاری آريا – افتتاحيه فاجعه‌بار «آسورا» در گيشه و لغو اکران پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينماي چين


افتتاحيه فاجعه‌بار «آسورا» در گيشه و لغو اکران پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينماي چين

خبرگزاري آريا- در حالي‌که تهيه‌کنندگان حماسه فانتزي «آسورا» (Asura) در تبليغات‌شان اين پروژه را به عنوان يکي از پرهزينه‌ترين توليدات صنعت سينماي چين معرفي کرده بودند، اما فروش افتتاحيه اين فيلم صد ميليون دلاري در طول تعطيلات آخر هفته فقط به ۷٫۱ ميليون دلار رسيد.
به گزارش آريا به نقل از آي سينما، «آسورا» اولين ساخته بلند پنگ ژانگ بدلکار هاليوود است. به دنبال کسب چنين نتيجه فضاحت‌باري، تهيه‌کنندگان فيلم از جمله کمپاني اسم‌ورسم‌دار «علي‌بابا» تصميم به لغو اکران اين محصول در سينماهاي چين دومين بازار بزرگ سينماي جهان گرفته‌اند.
به نوشته هاليوود ريپورتر، رقم دقيق بودجه اين فيلم حماسي فانتزي برابر با ۱۱۰ ميليون دلار (۷۵۰ ميليون يوآن) اعلام شده است. غروب يک‌شنبه گذشته، صفحات رسمي اين فيلم در شبکه‌هاي اجتماعي بيانيه‌اي ساده منتشر کردند مبني بر اين‌که «آسورا» از ساعت ده شب به وقت محلي از پرده سينماها پايين کشيده خواهد شد. به اين ترتيب، پرهزينه‌ترين فيلمي که در تاريخ سينماي چين ساخته شده، به دليل استقبال محدود سينماروها از روي پرده تمام سالن‌هاي سينماي اين کشور محو خواهد شد.
خبر عجيب‌تر آن‌که نماينده کمپاني «ژنجيان فيلم» که به عنوان تهيه‌کننده اصلي «آسورا» معرفي شده، بعدتر در مصاحبه با سايت خبري چيني «سينا» ادعا کرده است: «اين تصميم تنها به خاطر نتيجه بد باکس آفيس نبوده است. قصد داريم تغييراتي در فيلم اعمال کنيم و دوباره آن را روي پرده ببريم.» روابط عمومي اين فيلم از پاسخ دادن به پرسش خبرنگار هاليوود ريپورتر در اين‌باره خودداري کرده است.
جالب آن‌که آمار و ارقام حاکي از آن است که موفق‌ترين و پرفروش‌ترين فيلم‌هاي پرهزينه صنعت سينماي چين مانند «جنگجوي گرگ ۲» تقريبا با نصف بودجه‌اي که صرف تهيه و توليد «آسورا» شده، مقابل دوربين رفته‌اند.
واضح است که سرمايه‌گذاران اين فيلم مبالغ هنگفتي را صرف به کارگيري عوامل بااستعداد خارجي و جلوه‌هاي ويژه پرزرق و برق کرده‌اند. طراحي لباس «آسورا» بر عهده نگيلا ديکسن طراح لباس برنده اسکار «ارباب حلقه‌ها» بوده است. مارتين هرناندز صداگذار باسابقه هاليوود که دو فيلم برنده اسکار «بردمن» و «از گور برگشته» را در کارنامه دارد، از ديگر عوامل فيلم «آسورا» بوده است. چارلي ايتورياگا مسئول جلوه‌هاي ويژه «ددپول» و «سريع و خشمگين ۷» هم ناظر جلوه‌هاي ويژه اين فانتزي چيني بوده است.


خبرگزاری آريا – پاسخگويي را از خود تلويزيون شروع کرديم


پاسخگويي را از خود تلويزيون شروع کرديم

خبرگزاري آريا – پخش برنامه که به پايان مي‌رسد و تيتراژ روي آنتن مي‌رود، فرصتي برايم فراهم مي‌شود تا سراغ رشيدپور بروم و گفت‌وگويي با او داشته باشم. او به گرمي استقبال مي‌کند، اما به دليل عجله‌اي که دارد مي‌خواهد تنها سوالات مربوط به برنامه را از او بپرسم.
حالا خورشيد گرچه مدت زمان طولاني از شروع پخشش روي آنتن نمي‌گذرد، اما در همين مدت تقريبأ کم کارش گرفته، در خبرها و گفت‌وگوها از آن صحبت مي‌شود و حتي پايش به شوخي‌ها کشيده شده است و اين، موفقيت اين برنامه را مي‌رساند.
از رشيدپور اين‌طور مي‌پرسم، برنامه‌اش چقدر توانسته مسيري را که براي خودش ترسيم کرده بوده موفق طي کند و برنامه‌اي ايده‌آل باشد. او مي‌گويد: تا رسيدن به نقطه ايده‌آل که قطعأ فاصله داريم. با اين حال هر روز سعي مي‌کنيم اشتباه هايمان را نسبت به روزهاي قبل تصحيح کنيم، به حرفه‌اي شدن نزديک‌تر شويم و برنامه‌اي استاندارد بسازيم. حالا خورشيد از ابتداي فعاليتش برنامه‌اي جنجالي بوده و در سري جديد پخش، جنجالي‌تر هم شده است و مي‌کوشد همسو با مشکلات و معضلات روز پيش برود.
مجري اين برنامه مي‌گويد: مردم هميشه از من سوالي مي‌پرسيدند و البته حق هم داشتند. مي‌گفتند چرا از همه انتقاد مي‌کنيد، جز خودتان. من اين قضيه را با مسئولان مطرح کردم و گفتم بياييد از خودمان شروع کنيم و پاسخ دهيم. شايد در اوايلش نواقصي داشته باشيم، طبيعي است. اما به نظرم ذات اين برنامه اتفاق خوبي است که حتي مديران اصلي سيما بيايند و در مورد حواشي پاسخگو باشند. اتفاقي که به کم کردن فضاي حاشيه هم کمک خواهد کرد.
خيلي از حواشي مختلفي که مطرح شده و به ما ضربه زده، دليلش در وهله اول اين بوده که خواسته‌ايم در مقابلشان قايم شويم و جواب ندهيم. اين‌که بخواهيم از موج‌سازي‌ها بترسيم، اتفاق خوبي نيست. طبيعتا من هم تهيه‌کننده‌اي هستم چون تهيه‌کننده‌هاي ديگر تلويزيون؛ اما به نوبه خودم تلاش مي‌کنم قواعد مرسوم را بشکنم و سبک جديدي از برنامه‌سازي را تقديم مخاطبان کنم.
برنامه‌هاي گفت‌وگومحور چالشي، با چاشني دعوت از مسئولين و افراد مختلف و پاسخ گرفتن از آنان، اتفاقي است که در فضاي برنامه‌سازي جهاني عموما با نام «هاردتاک» يا گفت‌وگوهاي سخت شناخته مي‌شود.
رشيدپور با اشاره به اين قالب جدي که در حالا خورشيد اتخاذ کرده، معتقد است: به خدا هيچ‌وقت نفهميده‌ام چه مصلحتي از مردم بالاتر است! اگر از مقامات عالي نظام گرفته تا همين مديران تلويزيون و افراد ديگر بيايند و همه‌چيز را صادقانه به مردم بگويند، بسياري از مشکلات حل خواهند شد. هيچ کسي بالاتر از مردم و هيچ مصلحتي بالاتر از مصلحت آنان نيست. اين حرفم هم سياسي نيست و هم سياسي هست! معتقدم خوب است که هيچ کسي خودش را از افکار عمومي قايم نکند و در مقابلشان پاسخگو باشد. حالا خورشيد در سري جديد پخش عصرها هم روي آنتن مي‌رود؛ اتفاقي که نسبت به سري پيشين پخش آن تازه است.
رشيدپور توضيح مي‌دهد: روزهايي که سوژه‌اي براي بحث جدي يا به قول شما هاردتاک داشته باشيم، برنامه را زنده روي آنتن مي‌فرستيم. در روزهايي هم که خبري نيست و شهر اصطلاحا در امن و امان است(!) گزيده‌اي از برنامه صبح را تکرار مي‌کنيم. هماهنگي براي پخش زنده برنامه، به فرصت و برنامه‌ريزي جدي احتياج دارد و نمي‌شود برنامه‌اي را بي‌مقدمه به صورت زنده روي آنتن برد. به نظر مي‌رسد که حالا خورشيد در سري جديد پخش خود توانسته هماهنگي و همسويي خوبي با پخش شبکه سه داشته باشد و در مواقع لازم، زنده روي آنتن رود.
رشيدپور تصريح مي‌کند: تا همين چند روز پيش جام‌جهاني در حال برگزاري بود و طبيعتا در چنين شرايطي برنامه‌ريزي سخت بود. اما مهندس فارسيجاني مدير پخش شبکه سه حسابي به ما کمک مي‌کند و در اين روزهاي سخت همراهي‌مان کرده است. براي مثال همين امروز که در ابتدا مدت زمان پخشمان ۴۰ دقيقه بود، اما اين زمان را برايمان اضافه کردند و توانستيم وقت بيشتر براي صحبت داشته باشيم. معتقدم که شبکه سه سيما از پربيننده‌ترين شبکه‌هاي سازمان صداوسيماست و دليل آن چيزي نيست جز همدلي‌اي که بين مديران و برنامه‌سازانش وجود دارد. اينجا همه براي کارشان دل مي‌سوزانند، دلشان مي‌خواهد کيفيت‌ها را بالاتر ببرند و نتيجه موفقيت آن در افکار عمومي مردم هم مشهود است.
حالا خورشيد تا چه زماني روي آنتن خواهد بود؟ آيا تيم توليد برنامه به اين زودي‌ها پاياني برايش متصورند؟ اين مجري و تهيه‌کننده توضيح مي‌دهد: حالا خورشيد تا زماني که بتواند حرف مردم را بزند، به کارش ادامه مي‌دهد. هرگاه فکر کنيم به هر دليلي نمي‌توانيم حرف مردم را بگوييم، به کار برنامه پايان مي‌دهيم و اين روز ممکن است حتي همين فردا باشد!
با وجود همه حواشي کوچک و درشتي که حالا خورشيد از زمان شروع پخش با آن مواجه بوده، برايم جالب است بدانم آيا دغدغه‌اي هم بوده که اين برنامه امکان طرحش را نداشته باشد؟ مجري برنامه‌هايي چون مثلث شيشه‌اي خاطرنشان مي‌کند: طبيعتا نوع سلايق افراد کشور باهم تفاوت مي‌کند. در مواردي بوده که برنامه‌اي را پخش کرده‌ايم، مديران تلويزيون راضي بوده‌اند و با اين حال بلافاصله افراد ديگري واکنش نشان داده‌اند. به اين خاطر در بخش عمده‌اي از ماجراها، همه راضي هستند اما جاروجنجال‌هاي خارج از سازمان، آن اتفاق ويژه‌برنامه را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. در خصوص دعوت از مهمانان هم قطعا افرادي بوده‌اند که دلم مي‌خواسته به برنامه دعوتشان کنم و به هر دليلي نتوانسته‌ام.
زهرا غفاري – گروه رسانه جام جم


خبرگزاری آريا – ۶ ميليارد ريال حاصل گلريزان راديو ايران براي آزادسازي زندانيان


6 ميليارد ريال حاصل گلريزان راديو ايران براي آزادسازي زندانيان

خبرگزاري آريا – دامنه پويش هاي مشارکت هاي مردمي آزادسازي زندانيان جرايم غيرعمد به راديو ايران رسيد تا در قالب اين پويش طي ماه مبارک رمضان ماه همدلي و احسان، ۶ ميليارد ريال از سوي مردم اهدا شود.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي راديو ايران، رسم ديرينه گلريزان که چند سالي است در قالب پويش هاي مردمي جلوه گري مي کند، به دريچه صداي جمهوري اسلامي نيز رسيد که آيين شکرگزاري چنين جلوه نوع دوستي روز سه شنبه با حضور مسئولان وزارت دادگستري، سازمان زندان ها، صداي جمهوري اسلامي ايران، خيرين و هنرمندان در برنامه اي تحت عنوان آيين شکر گزاري پويش آزاد سازي زندانيان «لهجه آسماني» در راديو ايران برگزار شد.
بيش از ۶ ميليارد ريال حاصل پويش مشارکت هاي مردمي راديو ايران
معاون صداي جمهوري اسلامي ايران در اين آيين گفت: تکليف رسانه در ماه مبارک و ملکوتي رمضان دو چندان است، توجه مردم به رعايت حق الناس به عنوان اولين گام در تعالي روح، بخش هاي اذان گويي و بخش هاي ويژه افطار در اولويت برنامه هاي راديو قرار گرفت که نتيجه ارزيابي برنامه هاي افطاري و سحري به زودي اعلام خواهد شد.
حميد شاه آبادي افزود: طي ماه مبارک رمضان شبکه هاي مختلف راديو برنامه هاي مختلفي تدارک ديدند و برنامه هايي با رويکرد طنز کارهاي خود را ادامه دادند و شبکه هاي تلاوت و راديو ترتيل فعاليت قابل توجهي داشتند.
وي ايجاد پايگاه جامع قرآن در اپليکيشن ايران صدا را از ديگر اقدامات شايسته راديو در ماه رمضان برشمرد و افزود: بيش از ۸۰۰ عنوان برنامه از ۱۶ شبکه صداي ملي در ماه مبارک رمضان روي آنتن رفت.
معاون صدا به پويش مشارکت هاي مردمي آزادسازي زندانيان جرائم غير عمد در راديو ايران گفت: قدم اجرايي راديو براي حل مشکل در کنار تمامي نکات مثبت اين پويش حائز اهميت است.
به گفته وي، بيش از ۶ هزار نفر در طول ۱۷ روز که سامانه جمع آوري کمک ها براي اين پويش فعال شده بود به ميزان دو ميليارد ريال کمک نقدي و بخش زيادي هم کمک هاي مستقيم و به شکل هاي متفاوت به پويش کمک کردند که بايد ارزشگذاري شود و در مجموع حدود ۶ ميليارد ريال از طريق اين پويش براي آزادسازي زندانيان جرائم غيرعمد جمع آوري شد.
شاه آبادي افزود: در يکسال گذشته ۳۳ دقيقه بر ميانگين شنوندگي مخاطبان راديو افزوده شد و در مجموع در حال حاضر مخاطبان راديو ۳۵٫۹ درصد از جمعيت را تشکيل مي دهند که ميانگين شنوندگي آنان يک ساعت و ۴۶ دقيقه است.
راديو ايران و سوژه هاي پويش هاي مشارکتي آينده
مدير راديو ايران نيز در اين آيين گفت: راديو رسانه زندگي مردم است و در مسير زندگي مردم است که
مي تواند با مردم صادقانه و صميمي برخورد کند بنابراين مي تواند کارهاي بزرگي انجام دهد.
محمدجعفر محمدزاده افزود: در اين راستا پويش مشارکت با هدف مشارکت دادن مردم در امور خير به هر اندازه به عنوات آزموني براي راديو که توانايي راديو برآورد شده و بتوانيم در آينده کارهاي مهمتري انجام دهيم، صورت گرفت.
وي گفت: پويش آزادسازي زندانيان جرائم غيرعمد طي ماه رمضان شکل گرفت و هزاران نفر از مردم عليرغم محدوديت ها به سامانه مراجعه کرده و ارقام خوبي جمع آوري شد.
محمدزاده افزود: همچنين خيريني تماس گرفتند که تعهدات شايسته اي براي خود متقبل شدند از جمله مباحث تحصيلي فرزندان زندانيان و يا پذيرش آزادسازي تعدادي از زندانيان به جاي ارائه مستقيم کمک هاي مالي به پويش، که بسيار ارزشمند بود.
مدير راديو ايران گفت: ساخت کتابخانه هاي روستايي، بهداشت و سلامت و نذرهاي فرهنگي از جمله سوژه هاي اتاق فکر راديو ايران براي آينده است که با مردم در ميان گذاشته خواهد شد.
معاون امور حقوقي مجلس و استان‌هاي وزارت دادگستري در ادامه مراسم با اشاره به جرايم غيرعمد اظهار کرد: در حوزه جرايم غيرعمد، تصادف، مهريه و چک‌هاي بلامحل را داريم، بنابراين توجه ويژه‌اي را به اين موضوع کرده‌ايم که افرادي که زنداني غيرعمد هستند به آن‌ها کمک شود. از ابتداي تأسيس نهاد حمايتي ستاد ديه در سال ۶۹ حدود ۱۰۰ هزار نفر زنداني جرايم غيرعمد را توسط خيرين و با حمايت اين ستاد آزاد کرده‌ايم. در سال ۹۶ نيز در سطح کشور نزديک به ۱۱ هزار نفر زنداني آزاد شده‌اند که حجم بدهي آن‌ها ۹۷۲ ميليارد تومان بود که ۴۰ درصد آن‌ها با گذشت و بخشش شاکيان توسط ستاد ديه انجام شده است. همچنين در سال ۹۶ بالغ بر ۵۳ ميليارد تومان در ۲۴۳ جشن گلريزان ستاد ديه توسط خيرين جمع‌آوري شده است.
او ادامه داد: در حال حاضر ۱۸ هزار نفر زنداني جرايم غيرعمد در زندان‌ها داريم و همچنين مقام معظم رهبري نيز به ستاد ديه ۴۰۰ ميليون تومان کمک کردند. رييس جمهور و رييس قوه قضاييه هم در اين راستا مساعدت خوبي داشته‌اند. ما ارزيابي از کمک‌هايي که توسط اين برنامه راديويي انجام شده نداريم اما بسياري از طريق اين برنامه به زندانيان کمک کرده‌اند که نتيجه مستقيم و غيرمستقيم اين کمک‌ها را در آزادسازي زندانيان مشاهده خواهيم کرد.
در اين مراسم دکتر علي رضا نبي کار آفرين و حامي زندانيان ،بهمن دان،زهرا سعيدي و حسن اسدي از هنرمندان که خود از خيرين بودند حضور داشتند.
گفتني است راديو ايران در ويژه برنامه افطار «قرار آسماني» پويش مشارکت در آزادسازي زندانيان جرايم غير عمد را برگزار کرده بود.«قرار آسماني» ويژه برنامه افطار به تهيه کنندگي حسين معصومي و گويندگي ميثم نيکنام از ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱ از آنتن راديو ايران پخش شد.
در انتهاي اين مراسم از برنامه سازان برنامه هاي سحر و افطار ماه مبارک رمضان مهندس علي رضا فتحي پور کارشناس ،حسين معصومي تهيه کننده ،عبدالله علايي،سعيد مبشري ،وحيد بيات و احسان زارع تقدير شد.
اين برنامه به طور زنده از راديو ايران پخش شد.


خبرگزاری آريا – جزئيات اجراي گروه‌هاي راک و تلفيقي در فستيوال «شب‌هاي موسيقي»


جزئيات اجراي گروه‌هاي راک و تلفيقي در فستيوال «شب‌هاي موسيقي»

خبرگزاري آريا – سومين فستيوال «شب‌هاي موسيقي» از ۲۱ تير فعاليت خود را آغاز کرده و تا ۹ شهريور با سيزده گروه موسيقي در خانه هنرمندان ايران ادامه خواهد داشت.
در بخش موسيقي جز، بلوز و راک اين فستيوال، شش گروه اميراشکان غلامي (پلاستيکا)، اشکان ماهري، سبحان اکرمي، پدرام درخشاني، گروه «ريتون» و پويا نيک‌پور روي صحنه خواهند رفت.
يک اجراي فيوژن و پاپ راک براي برنده جايزه جشنواره موسيقي فجر
اولين اجراهاي اين بخش، به اشکان ماهري تعلق دارد که روز سوم مرداد روي صحنه مي‌رود و قرار است علاوه بر اجراي آلبوم «پرگار»، چندين قطعه جديد را هم اجرا کند. اين آلبوم پاپ-راک و فيوژن سال ۹۵ توانست جايزه باربد بهترين آهنگسازي آلبوم پاپ را در جشنواره موسيقي فجر از آن خود کند.
اشکان ماهري (خواننده و آهنگساز)، ياسر ساکي‌مهر (پيانو و کيبورد)، فواد قمشه‌اي (گيتار الکتريک)، مازيار خواجيان (گيتارباس) و علي باغفر (درامز) اعضاي اين گروه هستند.
فرهاد، فريدون فروغي، فرانک سيناترا، لئونارد کوهن و ديگران
سبحان اکرامي هنرمند ديگري است که پنج مرداد با اعضاي گروهش يعني ياسر ساکي‌مهر (تنظيم‌کننده، پيانو و کيبورد)، مهدي بيک‌وردي (گيتار الکتريک)، علي درخشان (درامز و کاخن) و مازيار خواجيان (گيتار باس) قطعات نوستالژيک دهه ۶۰ و ۷۰ موسيقي لاتين و ايراني مثل فرانک سيناترا، لئونارد کوهن، دين مارتين، فريدون فروغي، فرهاد و آثاري از خودش را اجرا مي‌کند.
اجراي متفاوت پدرام درخشاني بعد از دو سال
پدرام درخشاني بعد از دو سال دوري از اجراي صحنه‌اي، ۱۰ مرداد کنسرتش را با نام «بهترين خلوتگاه» اجرا مي‌کند. برنامه متنوعي که پايه و اساس آن بيشتر بر اساس آلبوم «بزم بي‌جانان» است. اما علاوه بر آن، بخشي بداهه‌نوازي است و بخشي هم تک‌نوازي و همچنين حضور سمپل‌هاي مختلف و بخشي از اجرا هم به شکل تريو با حضور درامز و گيتارباس خواهد بود. قطعات «سه گاه من»، «مکاشفه پيش از طوفان» و «سبوي سنتور» بخشي از اين رپرتوآر هستند.
ميلاد درخشاني (تار)، پاشا هنجني (ني)، کسري سبکتکين (گيتارباس)، امين طاهري (درامز) و سهيل حسنوي (سنتور) از جمله هنرمنداني هستند که در بخش‌هايي از اين اجرا همراه پدرام درخشاني خواهند بود.
اميراشکان غلامي در کنار جمعي از بهترين نوازنده‌هاي ايران
۱۲ مرداد هم متعلق به اجراي امير اشکان غلامي يکي از راکرهاي مشهدي است که رضا تاجبخش (پيانو و کيبورد)، کسري سبکتکين (گيتارباس)، امير راحتي (گيتار الکتريک)، ميلاد مرادي (کمانچه) و علي باغفر (درامز) او را به عنوان خواننده و نوازنده گيتار آکوستيک همراهي مي‌کنند.
اين گروه در اجراي پيش رو، چهار قطعه از آلبوم جديدش که در آينده منتشر خواهد شد و همچنين قطعاتي از آلبوم‌هاي پيشين يعني «مسافران مردد» و «پلاستيکا» را با تنظيمات و سازبندي جديد براي مخاطبان اجرا مي‌کند؛ اين در حالي است که آهنگسازي و تنظيم بيشتر قطعات را اميراشکان غلامي بر عهده داشته است.
اجراي «ريتون» با سنتور و اصوات الکترونيک
عليرضا شمس اسکندري با گروه «ريتون»، ۲۴ مرداد روي صحنه مي‌‌رود که علاوه بر آهنگسازي و تنظيم، نوازندگي سنتور را هم برعهده دارد. کوشا صرافي گوهر (ويلن و کمانچه)، اميرعلي رحماني (سازهاي کوبه‌اي ايراني) و عليرضا خسروي (پرکاشن) اعضاي اين گروه هستند.
پايه و بيس اين کنسرت روي سنتور است و در واقع براي آن چهار سنتور پنتاتونيک طراحي شده که توسط عليرضا شمس اسکندري نواخته مي‌شود و باقي اعضا، با او همنوازي مي‌کنند. علاوه بر آن از اصوات الکترونيک هم در اين برنامه استفاده خواهد شد.
کنسرت مستقل پويا نيک‌پور بعد از اجرهاي پاپ
ماه مرداد با اجراي پويا نيک‌پور خاتمه مي‌يابد تا به اين ترتيب، اين هنرمند روز ۳۱ مرداد، قطعاتي از مجموعه آلبوم‌هايش يعني «پويانو»، «خارج از تصور» و «صداي سکوت» را در قالب يک پرفورمنس به شکل انفرادي با پيانو اجرا کند.
اين پرفورمنس در چهار بخش برنامه‌ريزي شده که به شکل تک‌نوازي پيانو، تک‌نوازي پيانو و آواز با صداي پويا نيک‌پور، پلي‌بک موسيقي و نواختن پيانو روي آن و بخش چهارم هم پلي‌بک موسيقي، اجراي زنده پيانو روي آن و صداي پويا نيک‌پور اجرا خواهد شد. امکان دارد از چند نوازنده مهمان هم در اين پروژه بهره برده شود.
فستيوال «شب‌هاي موسيقي» با همکاري خانه هنرمندان و حمايت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران برگزار مي‌شود و علاقه‌مندان مي‌توانند براي تهيه بليت اين کنسرت‌ها که ساعت ۲۰ برگزار مي‌شود، به سايت ايران کنسرت يا گيشه خانه هنرمندان مراجعه کنند.


خبرگزاری آريا – مجيد کياني: خيالم راحت است و ديگر نگرانِ اين موسيقي نيستم


مجيد کياني: خيالم راحت است و ديگر نگرانِ اين موسيقي نيستم

خبرگزاري آريا – استاد «مجيد کياني»؛ از آن آدم هايي است که با خيالِ راحت مي‌توان استاد صدايش کرد؛ هر چند خودش اين واژه را دوست نداشته باشد و حق هم داشته باشد که اين روزها، اين واژه‌ي دست‌مالي‌شده را دوست نداشته باشد. استادِ پيشکسوت و برجسته‌ي سنتور، رديفِ صبا را نزد علي‌نقي وزيري و روح‌الله خالقي فرا گرفت؛ اما اين برومند و دوامي بودند که در او بيش از هر کسِ ديگري تاثير گذاشتند تا استاد کياني، حالا ايني شود که هست. او را بايد اصيل‌ترين مدافعِ موسيقي رديف- دستگاهي ايران دانست و شايد تنهاترين. خودش اما مي‌گويد اين موسيقي اصيل، والاترين همدم‌ش است و احساسِ تنهايي نمي‌کند؛ همين‌که او برخلافِ بخشِ مهمي از همکارانش، به اصولي که به آن پاي‌بند بوده، پاي‌بند مانده؛ به خودي خود عجيب است؛ اما مي‌دانيد عجيب‌تر چيست؟ اينکه وقتي با او درباره‌ي نوآوري حرف مي‌زنيم؛ درباره‌ي کارهايي که اين روزها نسلِ جوان انجام مي‌دهند؛ درباره‌ي فرياد وااسفاي عده‌اي از اهالي موسيقي که: «کجاييد که موسيقي اصيل از بين رفته و ديگر چيزي از اصالت‌ها نمانده است»؛ با سعه‌ي صدري غريب مي‌گويد که هيچ مخالفتي با هيچ حرکتي در موسيقي ندارد و به نظر هر کسي که در اين حوزه فعاليت مي‌کند، احترام مي‌گذارد. او مي‌گويد اقتصاد موسيقي همان‌اندازه‌اي اهميت دارد و بايد به آن توجه کرد که به اصالت‌ها. همان‌اندازه که نگرانِ موسيقي اصيل است؛ دلش براي مخاطباني مي‌تپد که شايد سوادِ چنداني در موسيقي ندارند و خوراکِ مناسبي مي‌خواهند؛ مي‌گويد آنان هم موسيقي خودشان را مي‌خواهند. او به تازگي کتابي منتشر کرده است که ۲۵ سال از حياتش را به خود اختصاص داده است؛ کتابي با نامِ «شناخت هنر موسيقي»؛ همين کتاب بهانه‌ي گفت وگو با او شد؛ از آن معاشرت‌هاي دل‌نشينِ کيميا در اين روزگار. از آن معاشرت‌هايي که حالِ آدم را خوش مي‌کند و در عينِ حال ناخوش که چرا آدم‌هاي مثلِ او اين روزها اين‌همه کم‌‌اند؟ نيستند؟ چه اتفاقي افتاد که آدم‌ها اين همه تغيير کردند. مي‌دانيد گفت‌وگو با «مجيد کياني» شبيه هيچ‌کسِ ديگر نيست؛ چون او خودش مثلِ هيچ‌کس است. 
از کتاب «شناخت هنر موسيقي» شروع کنيم که شما به تازگي آن را منتشر کرده‌ايد؛ به نظر مي‌رسد اين کتاب، عقايد و نظرياتِ شما در حوزه‌ي موسيقي رديف- دستگاهي را اين بار به شکلي دقيق‌تر و روشن‌تر بيان مي‌کند. هدف از نگارش اين کتاب چه بود؟ هدف اصلي از نگارش اين کتاب، شناختِ‌ بيشترِ موسيقي ايران به خصوص موسيقي دستگاهي و رديف است و علاوه بر آن، ارتباطش با هنرهاي ديگرِ ايران مثل نگارگري، معماري، ادبيات و غيره را نيز مورد بررسي قرار داده است. اگر بخواهم به زبانِ مجمل، هدفِ اصلي از انتشار اين کتاب را بگويم، بايد به شناخت موسيقي رديف و دستگاهي براي مخاطب اشاره کنم تا او بتواند زيبايي‌ها و قدمتِ اين نوع موسيقي را درک کند.
اين کتاب شامل ۱۸ دفتر است که هر کدام موضوعي متفاوت را بيان مي‌کند؛ پژوهش درباره‌ي هر کدام از اين موضوعات چقدر طول کشيده است؟ فکر مي‌کنم يک سال و نيم تا دو سال تحقيق انجام شده‌ تا هر کدام از اين دفترها کامل شود. البته در اين سال‌ها بخش‌هايي از آن را به صورت يک برنامه‌ي پژوهشي در سالن‌هايي چون تالار وحدت، انديشه و بيشتر فرهنگ‌سراي نياوران به صورت سخن‌راني، گفتار و نمونه‌هاي اجرايي، اجرا کرده‌ام (برخي را از طريق نمونه‌هاي صوتي که در اختيار داشتم پخش و برخي را نيز خودم اجرا کردم) بنابراين براي مثال وقتي درباره‌ي «نقش سکوت در موسيقي ايراني» يا «هفت مثنوي» صحبت کرده‌ام؛ شعرهايي را انتخاب و روي رديف معروفي گذاشته و اجرايشان کرده‌ام؛ همچنين از قديم موسيقي‌دانان ايراني تاثير موسيقي را بر جسم و روان مطالعه مي‌کردند و يکي از اين دفترها به همين موضوع اختصاص دارد.
پيش از اين استاداني مثل «ملاح» و «دهلوي» درباره‌ي پيوند شعر و موسيقي آثاري را نگاشته‌‌اند؛ اما مباحثي چون موسيقي و طبيعت که در اين کتاب آمده است؛ براي اولين بار به عنوان نظريه مطرح مي‌شود؛ اگرچه پژوهش‌هايي درباره‌ي موسيقي و معماري نيز داشته‌ايم. من تا کنون تحقيقي درباره‌ي موسيقي دستگاهي و فواصل و ريتم‌هايي که در اين موسيقي وجود دارد با معماري سنتي‌مان نديده‌ام؛ اما درباره‌ي معماري و موسيقي کلاسيک زياد بحث شده است. درباره‌ي پيوند شعر و موسيقي نيز آنچه در اين کتاب آمده با آثار استاد ملاح، استاد دهلوي و ديگران متفاوت است. به عبارتي ما در اين موسيقي انگار يک موسيقي قديم داريم و يک موسيقي جديد که بعد از وزيري پايه‌گذاري مي‌شود. موسيقي وزيري چون تلفيقي از موسيقي ايران و موسيقي کلاسيک غرب است، در نتيجه تلفيق شعر و موسيقي استادان قديم را خيلي نمي‌پذيرد و مي‌خواهد به گونه‌ي ديگري باشد.
اين پژوهش در همين جا تمام مي‌شود؟‌«موسيقي و فردوسي»، «موسيقي و سعدي» و «موسيقي و حافظ» دفترهاي بعدي است که در اين کتاب نيامده است.
با توجه به تحقيقِ گسترده‌اي که روي هر کدام از اين دفترها انجام داده‌ايد؛ نگارش اين کتاب چند سال طول کشيد؟حدود ۲۵٫
و چه انگيزه‌اي سبب مي‌شود که هنرمندي در حد و اندازه‌ي شما ۲۵ سال صرف نگارشِ اثري کند که به قولِ خودتان هدفش شناساندنِ اين موسيقي به مخاطبان است؟ انگيزه؛ همان علاقه به موسيقي ايراني است. من از سال‌هاي نوجواني و جواني که به موسيقي دستگاهي علاقه‌مند بودم، مقالاتي در روزنامه‌ها مي‌خواندم که در آنها موسيقي دستگاهي ما مدام زير سوال مي‌رفت و اين مساله مطرح مي‌شد که اين موضوعات کهنه شده‌اند و ديگر استفاده‌اي ندارند و خوب است که ما موسيقي جديد داشته باشيم و نوآوري کنيم.
اين مسايل امروز هم، هم‌چنان مطرح مي‌شود. بله! اما در آن سال‌ها انگار روشن‌فکري و تجددخواهي خيلي خيلي بيشتر وجود داشت، بنابراين من که مي‌خواستم روي اين موسيقي کار کنم، مدام زير سوال بودم و اين مقالات دل‌سردم مي‌کرد؛ اما در عينِ حال دلم مي‌خواست موسيقي‌اي کار کنم که اصيل باشد و در يک فرهنگ ريشه داشته باشد؛ اين دوگانگي و شک و ترديد باعث شد تا کتاب‌هاي کهن را مطالعه کنم.
چه کتاب‌هايي؟ آثاري از فارابي و مراغه‌اي. البته آن زمان‌ها ترجمه‌اي از اين کتاب‌ها انجام نشده بود تا اينکه زمانِ دانشجويي‌ام استاد بزرگي به نام «تقي بينش» يکي از رسالات مراغه‌اي به نام «مقاصد الالحان»‌ را تصحيح و چاپ کردند که براي من منبع بسيار خوبي شد و باعث شد تا دلسردي‌اي که مقالات برايم به وجود مي‌آورد، به دل‌گرمي بدل شود.
چرا؟ چون بيش از گذشته متوجه شدم، موسيقي‌اي که کار مي‌کنم هم خيلي خيلي زيباست و هم داراي يک فرهنگ کهنِ چند هزار ساله است.
آقاي کياني شما عمرتان را روي موسيقي رديف- دستگاهي گذاشته‌ايد، امروز اگر بخواهيد اين موسيقي را به طور خلاصه بيان کنيد، درباره‌اش چه مي‌گوييد؟ مي‌گويم ما کتابي داريم با نام «شاهنامه»‌ي فردوسي و اين اثر، نه‌تنها زبانِ فارسي ما را حفظ کرده که تمام آيين‌هاي ايرانيت ما را هم زنده نگاه داشته است و در کنارِ آن، يک شاهنامه‌ي صوتي داريم که تمام آيين‌ها و زبان موسيقايي ما را حفظ کرده است؛ يعني همان‌طور که شاهنامه‌ي فردوسي، سينه به سينه توسط نقال‌ها نقل مي‌شود و در شرايط مختلف احيا مي‌شود، اين موسيقي هم سينه به سينه توسط موسيقي‌دانان حفظ شده است تا امروز در اختيار ما قرار گرفته است.
اما به نظر مي‌رسد که شما در اين راه خيلي تنها بوده‌ايد. به هيچ وجه (خنده) چون خود اين موسيقي که داراي اصالت است و يک فرهنگ غني دارد؛ همدم بسيار بالايي است؛ علاوه بر آن در هر دوره‌اي کساني هم هستند که از نظر هوش و زيبايي‌شناسي، اين موسيقي‌ها را تشخيص مي‌دهند.
که تعدادشان بسيار اندک است. ببينيد من به اين کارها جنبه‌ي کيفي مي‌دهم و ديگر عدد و رقم برايم اهميتي ندارد؛ ممکن است تعداد مخاطبانِ من در يک کنسرت، صد نفر باشد يا کتابي منتشر مي‌کنم، تيراژش صد نسخه باشد؛ اما براي من انگار ميليون‌هاست؛ چون وقتي مي‌خواهم به صورت هنري و کيفي به آن نگاه کنم؛ کميت‌ها هيچ نقشي ندارد؛ يعني اگر چند شاگرد داشته باشم که به درستي در اين زمينه فعاليت مي‌کنند يا چند مخاطب که اين موسيقي را درک مي‌کنند برايم کافي است؛ ضمن آنکه در زمانِ حيات نقاشي مثل «گوگن» هيچ‌کس نبود تا او را تشويق کند و تنها يک برادر داشت که حمايت‌ش مي‌کرد و در حالي که در فقر و گمنامي زندگي را بدرود گفت، امروز تابلوهايش در موزه‌هاي بزرگ دنيا به عنوان شاهکار مطرح است. البته اين مقايسه‌ها به خاطر سوال شما بود؛ هرگز اين ادعا را ندارم که کار کيفي و هنري مي‌کنم.
البته که مي‌کنيد و همچنان اين سوال براي من مطرح است که اين علاقه به موسيقي رديف چطور مي‌تواند باعث شود که يک هنرمند؛ از تمام امکاناتي که مي‌تواند در اختيار داشته باشد؛ براي آن بگذرد. باز ناگزيرم يک مثال ديگر بزنم؛ خانم بزرگواري به نام «فوزيه مجد» پيش از انقلاب به شهرستان‌ها مسافرت مي‌کردند و موسيقي نواحي را جمع‌آوري مي‌کردند، ايشان در يکي از سفرهايشان به استاد بزرگي با نام «نظر سليماني» برخورد مي‌کند که مي‌بيند گنجينه‌اي بزرگي از دانستنِ مقام‌هاست و هنرمند بسيار بزرگي است؛ وقتي به او مي‌گويد شما با تمام دانش موسيقايي و با اين اجراي هنرمندانه، چطور فقر و گمنامي را تحمل مي‌کنيد؛ به قولِ خانم مجد ايشان با چشمانِ نافذش به او نگاه مي‌‌‌کند و مي‌گويد: «من براي اين دنيا موسيقي کار نمي‌کنم؛ براي رستگاري مي‌نوازم.» وقتي به اين جمله دقت کنيد، مي‌بينيد که با چه فرهنگ عجيب و غريبي مواجه‌ايم و در اين سرزمين چه هنرمنداني داشته‌ايم. حالا شرايط خيلي بهتر است؛ خوش‌بختانه ما در زماني زندگي مي‌کنيم که خيلي از جوانان به کارهاي تحقيقي و پژوهشي توجه دارند؛ کارهايي که از سليقه‌ي رسمي رسانه‌ها و سليقه‌هاي مردم‌پسند فاصله دارند. امروز شاگردان بسيار زيادي وجود دارند که اين هنر را حمايت و از آن استقبال مي‌کنند.
شما زماني که در مرکز حفظ و اشاعه بوديد، هم‌پيماناني داشتيد؛ بعد از انقلاب در حالي که تصور مي‌شد اين موسيقي بايد بيش از گذشته مورد حمايت قرار گيرد، مورد بي‌مهري‌هاي گسترده قرار گرفت و حتي بيانيه‌هايي موسيقايي عليه رديف اعلام شد و بسياري به ضرورت نوآوري بيش از گذشته اشاره کردند. شما اما استوار به راهي که اعتقاد داشتيد، ادامه داديد. هيچ اشکالي ندارد که دوستانم و موسيقي‌داناني که اصطلاحا به آنان موسيقي‌دانان سنتي گفته مي‌شود؛ کارهاي نوآورانه انجام ‌دهند؛ اتفاقا بسيار هم خوب است و بايد اين اتفاق بيفتد؛ انجام موسيقي تجربي هميشه يک ضرورت است؛ اگر عده اي فکر مي‌کنند رديف را بايد تغيير دهند يا روي فواصل و ضربي‌ها کار کنند، پس بايد اين کار را انجام دهند؛ اما اين مساله يک شرط دارد و آن اينکه دوستان و موسيقي‌دانان، موسيقي گذشته‌ي خود را نفي نکنند. همان‌طور که کسي که در زمينه‌ي شعر نو فعاليت مي‌کنند؛ بايد به شاعرانِ گذشته‌ي خويش احترام بگذارد و اندوخته‌هاي آنان را نگاه دارد و بعد در صورتِ تمايل، شعرِ نو بگويد. ديگر پس از آن، اين مردم هستند که خودشان انتخاب مي‌کنند همچنان به اشعار گذشته توجه نشان دهند يا اينکه اشعارِ نو را بخوانند.
اما اين دعواها در شاعرانِ نو نيز ديده مي‌شد و همچنان هم مي‌شود. بله بسياري از شاعرانِ نوگرا در دوره‌هايي سعدي و فردوسي را نفي کردند و طوري درباره‌ي آنان سخن مي‌گفتند که انگار اينان مربوط به گذشته هستند و در اشعارشان از چيزهايي حرف مي‌زنند که ديگر براي امروز نيست؛ اما همان‌طور که گفتم نظر من اين است که چه خوب است که اين نوآوري‌ها انجام شود و موسيقي‌هايي که مردم به آن اقبال نشان مي‌دهند و مي‌پسندند، جايگاه خودشان را داشته باشند؛ در عين حال بايد کساني باشند که موسيقي اصيل و فرهنگي خودشان را حفظ کنند؛ اين موسيقي مثل يک ميراث فرهنگي زنده است و بايد نگاه داشته شود. چه خوب که برخي جوان‌ها دل به اين کار بسپارند؛ چون اينها نمونه و اسطوره‌اي مي‌شوند براي آينده‌گان تا فرهنگ خودشان را بشناسند.
وقتي از فرهنگ صحبت مي‌کنيد، از چه صحبت مي‌کنيد؛ موسيقي در اين ميان چه جايگاهي دارد؟ فرهنگ؛ حافظ و سعدي و فردوسي و موسيقي دستگاهي‌مان است. حالا اگر روزگاري آثار جديد و نوآوري که خلق مي‌شود، بتواند جايگاه اصيل و واقعي خودش را پيدا کند؛ اينها هم جزو فرهنگ مي‌شوند؛ اما اگر نتوانند که باز هم نگراني‌اي وجود ندارد؛ قدرتِ زمان به اندازه‌اي زياد است که هر کاري که سست و بي‌ارزش باشد و ريشه در فرهنگش نداشته باشد؛ خواه‌ناخواه حذف مي‌کند.
پس اين همه فرياد وااسفا که اين روزها براي موسيقي ايران سر داده مي‌شود؛ براي چيست؟ وقتي مي‌توان گلايه‌مند بود که تمام چيزي که از گذشته است، نفي شود؛ اين حيف است. خوب است که کارشناسي و تحقيق و پژوهش کنيم و آنچه را که خرافات است را دور بريزيم و آنچه زيبا و انساني و ايراني است را حفظ کنيم و نگاه داريم.
آقاي کياني اين نگاهِ شما براي من بسيار عجيب است؛ ما شما را نماينده – و شايد تنها نماينده‌-‌ي موسيقي‌اي مي‌دانيم که در حدِ اعتلا به موسيقي رديف دستگاهي وفادار است و با اين همه اين‌چنين با سعه‌ي صدر از نوآوري دفاع مي‌کنيد؛ اين در حالي است که من مي‌توانم براي شما اظهارنظرهاي بسيار زيادي بياورم توسط کساني که خودشان روزگاري نوآوري کرده بودند و حالا با هر نوع نگاهِ ديگر به اين موسيقي مشکل دارند و هر نوع نوآوري‌ را به عنوانِ يک مشکل در موسيقي ايران مطرح مي‌کنند . من نه‌تنها با نوآوري مخالفتي ندارم، بلکه از آن استقبال هم مي‌کنم. براي مثال يکي از اين نوآوران استاد عليزاده است؛ ايشان هيچ‌وقت موسيقي رديف- دستگاهي را نفي نکرد؛ بلکه همواره از آن حمايت ‌کرد؛ اين‌طور نوآوران باعث پيشرفت موسيقي مي‌شوند. کارهاي ايشان زيبايي و استحکام بسياري دارد و در زمان ماندگار است؛ اما ممکن است برخي نوآوران مثل ايشان به گذشته‌ي ما توجه نکنند و رديف و دستگاه را بي‌اهميت جلوه دهند و اين مانع از حفظ موسيقي مي‌شوند. در اين صورت ممکن است برخي از اين کارها خوششان نيايند؛ اما من شخصا به نظر هر موسيقي‌داني احترام مي‌گذارم و معتقدم هر کاري که او انجام مي‌دهد، نظر اوست؛ حتي اينکه نظرش اين است که موسيقي رديف هيچ جايگاه ويژه‌اي ندارد.
استاد؛ خيلي‌ها مي‌گويند آنچه امروز به اسمِ موسيقي اصيل ارايه مي‌شود؛ ديگر اصلا موسيقي سنتي ما به آن شيوه و شمايلِ گذشته‌اش نيست و کاملا پاپ است.موسيقي دستگاهي چون در فرهنگ شفاهي ما قرار دارد؛ بسيارانعطاف‌پذير است؛ مثل گِل در هنر سفال‌گري است که شخص مي‌تواند هر طور بخواهد آن را شکل دهد. مي‌تواند در موسيقي مردم‌پسند کاربرد داشته باشد ؛ اما کاربرد اصلي‌اش در موسيقي متفکرانه است. در خلوت است براي درکِ معاني عميق.
هيچ‌وقت احساس نگراني کرده‌ايد که مبادا اين موسيقي از بين برود؟ حدود ۴۵ سال پيش که در خدمت استاد دوامي بودم، اين نگراني را خيلي داشتم؛ آن‌قدر که به استادم گفتم: «آقاي دوامي (ما آن‌زمان به استادان‌مان از جمله آقاي دوامي و برومند «استاد» نمي‌گفتيم؛ چون خودشان خوش‌شان نمي‌آمد) اين وضعيتي که الان وجود دارد و راديو و تلويزيون اين موسيقي‌ها را پخش نمي‌کنند و رديف جايگاهي ندارد و جوان‌ها از کلاس‌ شما استقبال نمي‌کنند، نگران‌کننده است. ايشان به من جوابي دادند که فوق‌العاده بود. به من گفتند که: «نه! هيچ جاي نگراني نيست؛ اين موسيقي از طبيعت است و تا طبيعت هست؛ اين نوع موسيقي هم هست» من دو سال و نيم در خدمتِ ايشان بودم و به جد معتقدم که طبيعتِ ايشان، جداي از خداوند نيست و تجلي اوست؛ پس تا هميشه اين موسيقي هست.
اتفاقا يکي از دفترهاي اين کتاب درباره‌ي موسيقي و طبيعت است؛ در اين باره توضيح مي‌دهيد؟ نمادها و استعاره‌هايي در موسيقي ما وجود دارد که در طبيعت نيز هست، براي مثال صداي پرنده‌ها به خصوص صداي بلبل که ما ايراني‌ها آن را هزاردستان يا مرغ عشق مي‌ناميم در اين موسيقي مستتر است؛ بنابراين جزء به جزء اين رديف، وقتي اجرا مي‌شود صداي پرندگان که نماد آزادي هستند را مي‌توان در آن شنيد. از آن طرف فواصل اين دستگاه‌ها، تمامي از فواصلِ بين ستاره‌ها استخراج شده است؛ من در کتاب هفت دستگاه اشاره کرده‌ام که چگونه فواصل سه‌گاه و چهارگاه از فواصل طبيعي استخراج شده است و ريتم‌ها و دورهاي موسيقي از حرکات ستاره‌ها و سياره‌ها گرفته شده است؛ بنابراين وقتي شخصِ حکيمي مثل «مولانا» مي‌گويد: «پس حکيمان گفته‌اند که اينها را از دوار چرخ گرفته‌ايم» اين حکيمان براي ايران باستان هستند که معتقدند فاصله‌ي «دو» تا «ر» است؛ فاصله‌ي اين ستاره تا آن ستاره است و مسايل ستاره‌شناسي و اخترشناسي را به موسيقي ربط مي‌دهند؛ پس وقتي آقاي دوامي مي‌گويند تا طبيعت است، اين موسيقي هم هست؛ خيالم راحت مي‌شود و ديگر نگران نيستم؛ به‌خصوص اينکه اين موسيقي ارتباطِ گسترده‌اي با ديگر هنرها و فرهنگِ ايران دارد.
حالا اين موسيقي را چطور بايد شنيد؟ اين سوال را از اين جهت مي‌پرسم که يکي از دفترهاي اين کتابِ اخير شما هم هست. ما از طريق گوش‌مان اصوات خوشايند را مي‌شنويم و لذت مي‌بريم؛ اما اين لذت ادراکي نيست؛ لذتي است که غريزي است؛ همان‌طور که گياهان و پرنده‌ها اين موسيقي را مي‌شنوند و لذت مي‌برند، ما هم لذت مي‌بريم؛ اما اگر يک موسيقي انديشمندانه و عالمانه باشد، بايد از طريقِ شنيدن‌هاي حسي به شنيدنِ ادراکي برسيم؛ مي‌خواستم اين نکته را يادآور شوم که مي‌توانيم خودمان را از طريقِ اين شناخت‌ها از ظاهرِ موسيقي به باطنِ آن ارتقا دهيم.
اما ما هم‌اکنون در شنيدنِ موسيقي هم دچار مشکل هستيم چه برسد به ادراکِ آن. اين مشکل ناشي از عدم شناخت است و فرهنگ‌سازي. ما بايد از کودکي موسيقي خوب بشنويم، حافظ و سعدي بخوانيم. موسيقي کلاسيک (شوپن و موتسارت) و موسيقي ملل ديگر چون راگاهاي هند و موسيقي چين و ژاپن را از مدرسه، رسانه‌ها و کانال‌هاي تلويزيوني بشنويم تا فرهنگ موسيقي بين مردم شناخته شده و او حسن انتخاب داشته باشد؛ هميشه ما موسيقي‌هايي داريم که براي تفنن است و هيچ ايرادي هم ندارد؛ اما موسيقي‌هايي براي شنيدن و درک کردن هم بايد باشد تا مخاطب بتواند زيبايي‌ها را تشخيص دهد و به حقيقت جهان نزديک‌تر شود. اين نوع موسيقي نمي‌تواند فراگير و براي همه باشد. اکثريت مردم همان موسيقي مردم‌پسندِ خودشان را مي‌خواهند.
اما در گذشته اين‌طور نبود. در گذشته مردم در تفنن‌هايشان همين موسيقي‌هاي دستگاهي را گوش مي‌‌کردند و موسيقي دستگاهي با تار و کمانچه و ضرب در مجالس شادماني‌شان وجود داشت؛ از طرف ديگر در مراسم عزاداري از شور و سه‌گاه و ابوعطا استفاده مي‌کردند با شعرهاي غم‌ناک؛ ولي امروز مي‌بينيم، مردم آن موسيقي قديمي را که به آن موسيقي مطربي مي‌‌گفتند را دوست ندارند و موسيقي‌هاي ديگري چون دي‌جي، رپ، ترنس و … را دوست دارند؛ هر دو براي تفريح و تفنن است؛ اما آن موسيقي چون ريشه در فرهنگ‌‌مان دارد درست تر به نظر مي‌رسد.
به نظر مي‌رسد ارتباط هيچ جامعه‌اي با موسيقي گذشته‌اش به اندازه‌ي ما قطع نشده است. در اين سال‌ها به خاطر مشکلاتي که ما در موسيقي داشتيم، متاسفانه مردم در موسيقي بي سواد ماندند و گمان مي‌کنند آنچه براي تفنن برايشان توليد مي‌شود، همان موسيقي‌شان است. امروز سطحي شدن مردم در موسيقي تقصير خودشان نيست. تقصير ما موسيقي‌دانان، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست که نتوانستيم به آنان شناخت دهيم و سطح آنان را ارتقا دهيم. هميشه اين سوال فلسفي براي من وجود د اشته که چه اتفاقي افتاده که ما که صاحبِ يک فرهنگِ خوش‌ذوق و با هنر بوديم؛ امروز بي‌ذوق و سطحي شديم.
چه اتفاقي افتاده؟ نمي‌دانم براي خودم هم اين سوال است. (خنده)
شايد بخشي از اين ماجرا هم اجتناب‌ناپذير است؛ به هر حال شکل زندگي امروز مقتضياتِ خودش را دارد؛ مثلا سرعتِ زندگي امروز خيلي هم يک ساز و‌ آوازِ ۴۰ دقيقه‌اي را بر نمي‌تابد. بله؛ مي‌توانيم از ضرورت تاريخي هم صحبت کنيم؛ اما جامعه‌شنتاسان و مردم‌شناسان بايد در اين باره بحث کنند و همچنين موزيکولوژيست‌ها و اتنوموزيکولوژيست‌ها. ضمن اينکه بايد به اين نکته توجه کرد که امروز وقتي مي‌خواهيم موسيقي خلق کنيم؛ اگر کارهايمان اصالت گذشته را داشته باشد؛ شنونده نداريم و استقبالي از آن نمي‌شود. هيچ نهاد، رسانه و انجمني نيست که اين موسيقي را حمايت کند؛ پس يک موزيسين يک موزيسين ناچار است موسيقي‌اي توليد کند که مردم آن را بپسندند و چون آنان هم شناخت ندارند؛ براي تفنن موسيقي مي‌خواهند (اين تفنن يا شادي است يا غصه‌خوردن) به همين خاطر امروز آثاري که توليد مي‌شوند؛ چندان آثار برجسته‌اي نيستند؛ چون در شرايطي نيستيم که موزيسين سنتي ما از طرف دولت يا سرمايه‌دارانِ بخشِ خصوصي حمايت شود؛ موسيقي کلاسيک و ارکسترهاي بزرگ سمفونيکِ دنيا هم تا توسط دولت‌ها حمايت نشوند؛ نمي‌توانند دوام بياورند. پس هنرمند براي زندگي کردن ناچار مي‌شود کارهاي عامه پسند توليد کند تا زندگي روزمره‌اش را بگذ اند. يکي از مشکلات ما اقتصاد موسيقي است.
استاد شما خودتان چه نوع موسيقي‌اي گوش مي‌کنيد؟ همچنان به موسيقي کلاسيک علاقه دارم و گاه‌گاهي گوش مي‌کنم اما بيشتر موسيقي دستگاهي که درس مي‌دهم و کار مي‌کنم را دوست دارم.


خبرگزاری آريا – بيش از ۱۲۳ کنسرت و ۹۱ آلبوم در سه ماه


بيش از 123 کنسرت و 91 آلبوم در سه ماه

خبرگزاري آريا – مجوز ۱۲۳ عنوان اجراي صحنه اي موسيقي(کنسرت) در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۷ صادر شد.
به گزارش خبرگزاري آريا در سه ماهه نخست سال جاري ۱۲۳ عنوان اجراي صحنه اي موسيقي(کنسرت) با تعداد ۲۶۰ بار اجرا از دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز گرفته است.
همچنين در اين سه ماهه ۹۱ آلبوم موسيقي، سه آلبوم تصويري موسيقي، ۲۷۷ تک آهنگ، ۶۰ نماهنگ، ۲۶ کتاب گويا و ۳۰ استوديوي صدابرداري و مرکز تهيه و توليد آثار صوتي و تصويري از دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز گرفتند.
در سه ماهه نخست امسال يک هزار و ۶۱۸ شعر و ترانه نيز از شوراي شعر اين دفتر، مجوز گرفته است.


1 2 3 4 5 231