خبرگزاری آريا – آلبوم «اوقات» شامل بداهه‌نوازي‌هاي سه‌تار منتشر شد


آلبوم «اوقات» شامل بداهه‌نوازي‌هاي سه‌تار منتشر شد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- آلبوم «اوقات» شامل بداهه‌نوازي‌هايي همراه با ساز با نوازندگي «مقداد شاه حسيني» يه ياد «محمدرضا لطفي»‌ منتشر شد. اين اثر شامل قطعاتي چون«وقت نخست-دستگاه نوا»، «وقت دوم-دستگاه سه گاه»، «وقت سوم-آواز بيات اصفهان» و «وقت چهارم-دستگاه شور» است.
مقداد شاه حسيني درباره‌ي آلبوم خود نوشته است: «وقفه، منشاء علم است. هميشه اين سخن برايم لحظه شروع بداهه نوازي است. زمان، مکان، هنرمند و فرهنگ، شايد چهار گوشه جهان متصل بداهه نوازي اند که اگر در يک نقطه با هم جمع شوند، تو گويي که حاصل، بداهه پردازي باشد. رهيافتي که در نوع خود، امري است سخت و ديرياب. قطعات اين مجموعه همگي بدون اديت ها و جرح و تعديل هاي مرسوم امروزي اجرا شده اند و در حقيقت و به بياني خودماني تر، حاصيل يک بار نشستن و نواختند و سنت ديرين بداهه نوازي نيز اي بسا که همين بوده است. بداهه نوازي شايد، حال و روزگار اکنون نوازنده است و به دور از بازسازي ها و دستکاري هاي پسيني و رجعت و روي به آتيه است، بي آنکه آمده باشد.»
مقداد شاه حسيني متولد ۱۳۵۸ در تهران و دانش آموخته رشته موسيقي، از سال ۶۹ فعاليت‌هاي هنري خود را با نواختن سازهاي تنبک و سه تار، آموزش آواز نزد استاد افسانه رثايي و فراگيري تار درمحضر استاد هوشنگ ظريف آغاز مي کند.
فرهاد فخرالديني، کامبيز روشن روان، مصطفي کمال پورتراب، فريد عمران، هومان اسعدي، داريوش طلايي، مجيد کياني و مسعود شعاري ديگر اساتيد او بوده اند.
او در موسيقي متن سريال و فيلم هايي چون «هميشه پاي زني در ميان است»، مجموعه ۱ تا ۳ «پايتخت»، «پريدخت»، «دودکش»، «روز حسرت» هنرنمايي کرده است. از اين نوازنده و آهنگساز پيش تر، آلبوم «در سايه سار مهتاب» منتشر شده است.


سریال «مک مافیا»؛ روایتی از مافیای روسیه


همشهری ۲۴ – یحیی نظری: خلاصه داستان الکس پسر خانواده ای روسی است که در لندن زندگی می کند. پدر او تاجری تبعیدی است. الکس زندگی مستقلی برای خودش دست و پا کرده اما گذشته خانواده اش دست از سرش بر نمی دارد و پایش را به ماجراهایی پر تنش و خشونت بار می کشاند.

مک مافیا، MCMAFIA

طراحان: حسین امینی، جیمز واتکینز (بر اساس کتاب مک مافیا: سفری به جنایات سازمان یافته بین المللی، نوشته میشا گلنی)
کارگردان: جیمز واتکینز
بازیگران: جیمز تورتون، دیوید استراتن، جولیت ریلانس، مراب نینیدزه، الکسی سربریاکوف، ماریا شوکشینا
محصول: شبکه بی بی سی وان یک فصل، هشت قسمت

آکواریومی پر از کوسه

اول ژانویه سال ۲۰۱۸ وقتی اولین قسمت از سریال «مکم مافیا» پخش شد شاید هیچ کس فکر نمی کرد دنیای تیره و تار ترسیم شده در آن چند ماه بعد تا این حد به اتفاقات واقعی گره بخورد. ترور مروز سرگئی اسکریپال و دخترش در لندن و راه افتادن جنجالی بین المللی گرچه به یک بحران سیاسی گسترده تبدیل شد، از ماجرایی کلید خورد که یکی از خطوط اصلی داستانی «مک مافیا» را به یادمان می آورد. به خصوص حضور مطرودان نظام سیاسی روسیه در بریتانیا و خط و نشان کشیدن ها و زدوبندهای پشت پرده ای که هر کدام شان دو، سه دهه پیش می توانستند سوژه یکی از فیلم های مجموعه جیمزباند باشند.

بخش جذاب ماجرای ترور اسکریپال برای یک ناظر بی اعتنا به حواشی سیاسی و دل بسته جهان داستانی فیلم ها و متن های ادبی، نحوه برنامه ریزی برای ترور، تصمیم گیری برای شیوه انجام آن و شکل به سرانجام رساندنش و تاثیرش بر آدم ها و اطرافیان عاملان و قربانیان حادثه است و سریال هشت قسمتی شبکه بی بی سی دقیقا درباره این جور ماجراهاست.

درباره این که پسر ارشد یک خانواده تبعیدی روس در حالی که می خواهد به میراث نه چندان خوشنام خانواده اش پشت کند، خواسته یا ناخواسته قدم به مسیری پیچیده و بی بازگشت می گذارد و چیزهایی را به چشم می بیند که اصلا انتظارشان را ندارد. از آدمکشی بگیرید تا قاچاق دختران و مهم تر از همه زد و بندهای مالی عجیب و غریب و پولشویی های گسترده برای سرپوش گذاشتن بر تخلفات اقتصادی و سیاسی. الکس گادمن (جیمز نورتون) در «مک مافیا» یک ماهی بی آزار است که روند قصه، او را در آکواریومی پر از کوسه قرار می دهد. آکواریومی که در آن چاره ای نداری جز این که قربانی باشی یا قاتل.

زیر آسمان همیشه ابری لندن که حسین امینی و جیمز واتکینز قصه «مک مافیا» را در آن شروع می کنند زندگی آرامی برای خانواده گادمن جریان دارد. ثروت بادآورده شان آنها را به مهاجرهایی متمول تبدیل کرده که با خیال راحت خرج می کنند و در مهمانی های پر زرق و برق حاضر می شوند اما امینی و واتکینز قصه را جوری چیده اند که ابرهای خوش بینی ناگهان کنار بروند و سایه شوم اتفاقاتی ناگوار بر سر گادمن ها آوار شود. قصه آنها از این نظر یک فرمول تثبیت شده تبعیت می کند؛ فرمول قراردادی آدم های معمولی در موقعیت های پرتنش و استرس زا برای نجات جان خود یا اطرافیان فرمول امتحان پس داده ای که علاوه بر نمونه های کلاسیکی مثل «پدرخوانده» در سال های اخیر هم در مجموعه سینمایی پرطرفدار «ربوده شده» (Taken) امتحان شده و هم در سریال تماشایی «مدیر شیفت شب».

«مک مافیا» از مقایسه شدن با این آثار به خصوص «مدیر شیفت شب» گریزی ندارد و شاید همین نکته در شروع سریال عده ای از مخاطبان را سرخورده کند. الکس گادمن مثل جاناتان پاین (تام هیدلستون) در «مدیر شیفت شب» به عنوان یک انگلیسی خوش پوش پایش به گروه های تبهکاری باز می شود و از این کشور به آن کشور سفر می کند و با چند کلیک اتفاقاتی بزرگ را رقم می زند. الکس هم مثل جاناتان در ابتدا گیج و گنگ است و بعد از این که خودش را در موقعیت جدید پیدا می کند موتور درام داغ می شود و جذابیت سریال بالا می رود.

آکواریومی پر از کوسه

اما «مک مافیا» اصراری ندارد قواعد ژانری را که به آن متعهد شده زیر پا بگذارد و اتفاقا با وفاداری کامل اجرای آن را کنار هم قرار می دهد. از یک سو سعی می کند قربانی های همدلی برانگیزی به قصه اضافه کند و از سوی دیگر بدمن های ملموسی در گوشه و کنار داستان قرار می دهد و مهمتر این که هشت اپزود فضل اول خود را با ماجراهای پی در پی و بحران های ویرانگر همراه می کند تا ضرباهنگ قصه پرشتاب باقی بماند و حوصله مخاطب سر نرود. این دقیقا همان چیزی است که «مک مافیا» قصد داشته به آن تبدیل شود تا بدون اصرار در خلق شگفتی یک سریال منطبق بر قواعد ژانر و انتظارات مخاطب روی آنتن برود.

میشا گلنی که کتاب افشاگرانه اش منبع اقتباس «مک مافیا» شده، سال ها خبرنگار شبکه بی بی سی در امور اروپای مرکزی بوده و گزارش هایش درباره وقایع یوگسلاوی در دنیای رسانه مخاطب زیادی داشته. روایت های مستند او از دل ساعت ها مصاحبه با اعضای اصلی و فرعی گروه های مافیایی بیرون آمده و با جزئیات جذابی درباره فعالیت های طاهری و زیرزمینی این گروه ها همراه شده است. مثلا درباره سازوکار جدیدی که این گروه ها متفاوت با اسلاف خود طراحی کرده اند تا بتوانند در دنیای جدید همچنان به حیات ادامه دهند و به سود برسند. عنوان کنجکاوی برانگیز کتاب و سریال هم با اشاره به خلافکاران چچنی انتخاب شده که ترس و وحشت مورد نظرشان را مثل یک کالای پرطرفدار در سراسر اروپا تبلیغ می کنند

و بدشان نمی آید مثل مک دونالد یک برند به حساب بیایند؛ یک برند تبهکاری شناخته شده. این منبع اقتباس پر جزئیات به سریال کمک کرده قصه اش را تا حد ممکن به اتفاقات و وقایع روز نزدیک کند و از ماجراهایی پرده بردارد که باورشان گاهی سخت است و به گفته نویسنده کتاب، فقط بخشی از واقعیت ماجرا هستند. این بستر تراماتیک به تیمی حرفه ای نیاز داشته که بتوانند تولیدی حرفه ای برای «مک مافیا» رقم بزنند. علاوه بر جیمز نورتون که این روزها در انگلستان خیلی پرطرفدار است و گفته می شود قرار است جیمز باند آینده باشد، استفاده از بازیگران مشهور روس در نقش های کلیدی کمک زیادی به باورپذیری داستان کرده.

به خصوص الکس سربریاکوف و ماریا شوکشینا که چهره اولی یادآور فیلم های زویا گینتسف است و دومی هم با لقب مریل استریپ سینمای روسیه از ستاره های پرطرفدار کشور خودش است. سازندگان سریال حواس شان بوده با هوشمندی این امکانات را با استانداردهای معمولا قابل قبول سریال های شبکه بی بی سی جوری تلفیق کنند که نتیجه برای فصل اول قانع کننده به نظر برسد و مخاطب را چشم انتظار فصل دوم احتمالی نگه دارد. هر چند تا همین جا هم توانسته اند یکی از جذاب ترین سریال های سال ۲۰۱۸ را روی آنتن بفرستند و مخاطبان قابل توجهی به دست بیاورند. مخاطبانی که شاید با تماشای «مک مافیا» غافلگیر نشوند، اما قطعا سرگرم می شوند.


خبرگزاری آريا – مهر سکوت بر دهان منتقدان ملکه


مهر سکوت بر دهان منتقدان ملکه

خبرگزاري آريا – حذف و ايجاد محدوديت يکي از راه‌هايي است که محافل وابسته به قدرت براي کاهش دادن ضريب نفوذ رسانه‌هايي که اصطلاحا جريان اصلي نيستند به کار بسته مي‌شود تا بتوانند از ضريب نفوذ و اثرگذاري آنها بکاهند.
پايگاه خبري «ديلي بيست» به تازگي در مقاله‌اي به لغو مجوز پخش شبکه «راشا تودي» (آرتي) از سوي «آفکام» (سازمان نظارت بر رسانه‌هاي بريتانيا) اشاره کرده و نوشته: «شبکه آرتي که توسط دولت روسيه راه‌اندازي و مديريت مي‌شود، اکنون با تهديد حذف از يکي از مهم‌ترين کشورهاي هدف خود رو به رو شده است چرا که هم اکنون۱۱ مورد از نقض قوانين رسانه‌اي در اين شبکه در حال بررسي است که اگر اثبات شود، مجوز پخش آن در بريتانيا لغو خواهد شد.»


خبرگزاری آريا – سالار عقيلي و حسين خواجه‌اميري کنسرت مشترک برگزار مي‌‌کنند


سالار عقيلي و حسين خواجه‌اميري کنسرت مشترک برگزار مي‌‌کنند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – بعد از ايام ماه مبارک رمضان، «سالار عقيلي» به همراه «حسين خواجه‌اميري» تور کنسرت‌هاي مشترک خود را در تهران و شهرستان‌ها برگزار مي‌کنند.
«سالار عقيلي» شب گذشته و در برنامه‌ي خصوصي رونمايي آهنگ جام جهاني اعلام کرد:‌ «قرار است کنسرت‌هايي را در خدمت استاد ايرج اجرا و به صورت دو صدايي تور کنسرت‌هايمان را به زودي آغاز کنيم.»
اين ايده‌اي است که اين دو هنرمند سال‌ها در فکرِ آن بودند و حالا قرار است بعد از مدت‌ها اجرا شود. «سالار عقيلي» پيش از اين درباره‌ي «خواجه‌اميري» گفته بود: «من از زماني که آواز را شروع کردم آرزو داشتم تا ۶۵ سالگي بتوانم بخوانم و به رضايت برسم، استاد همچنان در ۸۰ سالگي اين توانايي را دارد. آواز ايشان را نمي توان در طول تاريخ موسيقي و هنر ايران ديگر شنيد. استاد خواجه اميري ازهنرمندان ،چهره‌ها و شخصيت‌هايي هستند که فقط يک بار در تاريخ موسيقي و هنر تکرار مي شوند. استادان آوازي مثل استاد ايرج فقط يک بار متولد مي‌شوند.»
«حسين خواجه‌اميري» در اين سال‌ها همراه با پسرش – احسان خواجه‌اميري- برنامه‌هايي را اجرا کرده و مدتي است که تور کنسرت‌هايش برگزار مي‌شود.


خبرگزاری آريا – «همايون شجريان» و برادران پورناظري در کانادا روي صحنه رفتند


«همايون شجريان» و برادران پورناظري در کانادا روي صحنه رفتند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – اين روزها کنسرتِ «ايران من» که پيش از اين در تهران و در تالار وزارت کشور برگزار شده بود، در کانادا در حالِ اجراست؛ در اين کنسرت‌ها «همايون شجريان» با همراهي «تهمورس پورناظري» و «سهراب پورناظري» در شهرهاي مختلف اين کشور به اجراي برنامه پرداخته و علاوه بر قطعاتي که پيش از اين در تهران اجرا شده بود، براي اولين بار قطعه‌ي «نوروز» با آهنگسازي «سهراب پورناظري» نيز اجرا مي‌شود.
به گزارش سايت موسيقي ما، اين هنرمندان ۱۹ مي برابر -۲۹ ارديبهشت- اولين کنسرت خود در شهر مونترال را آغاز کردند و پس از آن اين گروه در تورنتور به اجراي برنامه پرداختند. شهر کلگري و ديگر شهرهاي کانادا نيز ديگر مقصدِ اين هنرمندان بود. اين گروه دهم خرداد ماه به تهران باز مي‌گردند تا خود را براي اجراي کنسرت- نمايش «سي» بر اساس داستاني از «سياووش» آماده کنند. در اين اثر «همايون شجريان» که سالِ گذشته در نقش «سيمرغ» به اجراي برنامه پرداخت؛ اين بار در نقشي ديگر به صحنه خواهد آمد. سهراب پورناظري نيز از سالِ گذشته مشغولِ نگارشِ قطعاتِ موسيقايي براي اين اثر است و چون تجربه‌اي پيشين از موسيقي نواحي، سنتي و معاصر ايران بهره گرفته ؛ همچنين در بخش‌هايي از اين اثر، موسيقي کلاسيک غربي نيز شنيده مي‌شود.
همچنين انتشار آلبوم «ايران من» نيز در دستور کار اين هنرمندان قرار دارد. در اين آلبوم که پس از آلبوم هاي موفق «خداوندان اسرار»، «نه فرشته ام نه شيطان» و «رگ خواب» تازه ترين همکاري همايون شجريان و برادران پورناظري محسوب مي شود تعدادي از نوازندگان مطرح موسيقي کشورمان و تعدادي نوازنده خارجي نيز حضور دارند. اين در حالي است که بخش هايي از ضبط اين پروژه در کشورهاي ترکيه و آمريکا انجام گرفته است.
عکس‌هاي اختصاصي «موسيقي ما» از اين کنسرت‌ها را مشاهده مي‌کنيد:


نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۱)




نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد.


خبرگزاری آريا – حسام‌الدين سراج: لازم است تا از آهنگسازاني که آثار غني اما کمتر شنيده شده توليد کرده‌اند،‌ تقدير شود


حسام‌الدين سراج: لازم است تا از آهنگسازاني که آثار غني اما کمتر شنيده شده توليد کرده‌اند،‌ تقدير شود

خبرگزاري آريا – در نشست تخصصي اتاق فکر سومين جشنواره سراسري آواها و نواهاي رضوي جزئيات و چگونگي اجراي گروه‌هاي موسيقي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. در ابتداي اين نشست، «محمد حسين اسماعيلي» -معاون هنري سينمايي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران- گزارش مختصري از روند پيشرفت امور اجرايي جشنواره داد: «با توجه به نزديکي زمان برگزاري جشنواره و فرصت باقي‌مانده، اهميت و لزوم برنامه‌ريزي‌هاي اجرايي و هدفمند به منظور هر چه بهتر برگزار شدن اين رويداد هنري و معنوي اجتناب ناپذير است. درحوزه اطلاع رساني و تبليغات، توزيع گسترده‌ي پوستر و فراخوان جشنواره به کليه استان‌هاي کشور و همچنين تعامل با مبادي ذيربط نظير انجمن‌هاي موسيقي سراسر استان‌ها، دفتر موسيقي، خانه موسيقي و ساير حوزه هاي مرتبط، انجام پذيرفته و به اتمام رسيده است و انشالله در آينده نزديک پخش تيزر، آنونس و همچنين مصاحبه‌هاي خبري جشنواره از طريق رسانه ملي- راديو و تلويزيون پخش و اطلاع رساني خواهد شد.»
اسماعيلي ادامه داد: «حجم دريافت آثار نيز با توجه به نزديک شدن زمان اتمام آن با افزايش و استقبال هنرمندان مواجه شده است که اين موضوع لزوم بررسي و برنامه ريزي هاي اجرايي جشنواره را دوچندان مي کند.»
«احمد صدري»، دبير تخصصي و عضو اتاق فکر سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي نيز در اين جلسه، با تاکيد بر لزوم برنامه ريزي مدون و زمانبندي شده جهت اجراي مطلوب اين جشنواره گفت: «يکي از بخش هاي جشنواره موسيقي ملل است که توجه به اين بخش از اهميت خاصي برخوردار است. در اين راستا بايد هماهنگي هاي لازم با گروه هاي موسيقي کشورهاي همسايه که در حوزه رضوي داراي توليدات و آثار موسيقايي هستند صورت پذيرد چرا که اساس برگزاري اين جشنواره مبتني بر آفرينش و خلق آثار جديد با محوريت رضوي خواهد بود و اين موضوع بستر مناسبي براي بروز و ظهور يک جريان فرهنگي در کشور و شناسايي فعالان اين حوزه در سطح بين المللي خواهد بود.»
«شهرام صارمي» به عنوان يکي ديگر از اعضاي اتاق فکر سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي نکات قابل توجهي را در مورد محل اجراي گروه هاي موسيقي متذکر شد و گفت: «فرهنگسراها و فضاي باز پارک هاي شهر تهران مي تواند محل مناسبي براي اجراي گروه هاي موسيقي محلي و سنتي و همچنين موسيقي نواحي ايران باشد. تجربه نشان داده است اجراي موسيقي در فضاي باز و طبيعت مورد توجه مخاطبان و با اقبال عمومي مواجه بوده است. لذا از آنجا که رسالت اين جشنواره هم معرفي و ترويج فرهنگ رضوي است، اين اتفاق و ارتباط موضوعي آن به طور حتم يکي از اثرگذارترين رويدادهاي هنري خواهد بود.»
«حسام الدين سراج» -نوازنده و خواننده بنام موسيقي و عضو ديگر اتاق فکر سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي- نيز در اين جلسه با بيان وجود تنوع موسيقي و سبک هاي مختلف هنري در اين دوره از جشنواره تاکيد کرد با توجه به تعدد حضور هنرمندان و سبک هاي متنوع موسيقي نظير پاپ، رديف دستگاهي ، سنتي، نواحي و … لازم است تا در اجراهاي اين گروه ها نيز توازن نسبي برقرار گردد و توزيع عادلانه اجراها رعايت شود.
وي همچنين در حوزه تجليل از هنرمندان گفت: «بعضي از آثار توليد شده توسط هنرمندان در سطح جامعه کمتر شنيده و ديده شده است ولي از غناي موسيقي بالايي برخوردار است و لازم است تا از آهنگساز ها و تنظيم‌کننده‌هاي اين آثار تجليل شود و معروفيت و پخش بيشتر آثار ملاک صرف نباشد.»
در خاتمه اين نشست معاون هنري و سينمايي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران ابراز اميدواري کرد: سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي مصمم است تا با توجه به گستره وسيع جغرافيايي و وجود ظرفيت ها و استعداد هاي هنري درخشان و استفاده از تجربيات اجرايي دوره هاي اول و دوم و همچنين بازخورد مثبت آن، با برنامه ريزي هاي دقيق و موثر دامنه فعاليت ها را در سطح ملي و بين المللي گسترش و رسالت تبليغ، تبيين و ترويج فرهنگ غني رضوي را بيش از پيش نمايان سازد.


خبرگزاری آريا – مهرداد عالمي: ما نوازندگان ايراني به داشتن رهبر اركستر بين المللي چون علي رهبري افتخار مي‌کنيم


مهرداد عالمي: ما نوازندگان ايراني به داشتن رهبر اركستر بين المللي چون علي رهبري افتخار مي‌کنيم

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- «مهرداد عالمي» -نوازنده‌ي ويولون‌سل- به عنوان نوازنده‌ي ايراني در اجراي قطعه‌ي «مادرم ايران» با آهنگسازي «علي رهبري» و خوانندگي «محمد معتمدي» حضور داشت. اين نوازنده‌ي ويولون‌سل، تجربه‌ي خود را از اين اجرا براي «موسيقي ما» چنين توضيح داده است:
«من هم شاهد اجراي پوئم سمفوني «مادرم ايران» به عنوان نوازنده ويلنسل در يكي از بهترين اركسترهاي دولتي كشور تركيه در شهر انتاليا با آهنگسازي و رهبري «علي رهبري» بودم. اين پوئم سمفوني، مي‌تواند نماينده‌ي واقعي موسيقي ملي ما در مجامع بين المللي باشد؛ اما در اينجا اين سوال مطرح است که چرا موزيسيني چون علي رهبري كه تمام دنيا تا اين اندازه به او افتخار مي‌كنند، نبايد اثرش – مادرم ايران- را در كشور خودش اجرا كند؟
اين قطعه در هفت موومان (قسمت) و براساس اشعاري از سعدي شيرازي و محمدفريد ناصري (شاعر معاصر) تصنيف و تنظيم شده است. استاد رهبري در اين قطعه به ماهرانه‌ترين شكل ممكن از تِم‌ها و جمله‌هاي ايراني استفاده كرده‌اند و اركستراسيون اين قطعه نيز بي‌نظير است. در اين كنسرت در كنار آقاي علي رهبري، «محمد معتمدي» و «رضا فكري به عنوان خواننده، «باربد بيات» به عنوان دستيار و مدير برنامه هاي استاد علي رهبري و ميلاد عمرانلو به عنوان نوازنده سازهاي كوبه اي و اين‌جانب به عنوان نوازنده ويلنسل در اركستر حضور داشتيم و دعوت افتخاري آقاي علي رهبري از حسين عليزاده نوازنده تار و آهنگساز محبوب ايراني حضور به عمل امد .
‎هر بخش از پوئم سمفوني «مادرم ايران» به يکي از چهره‌هاي شاخص ايراني تقديم شد که از ميان آن‌ها مي‌توان به روح‌الله خالقي، محمدرضا شجريان، مصطفي کمال پورتراب، حسين دهلوي، حسين عليزاده و نيز همدم رهبري (مادر اين آهنگساز) اشاره کرد. ‎شايد جالب ترين قسمت اين پوئم سمفوني موومان آخر آن باشد؛ بخشي كه از تم‌هاي خياباني ايراني استفاده شده و به تمام نوازنده هاي خياباني ايراني تقديم شده. در همان تمرينِ اولِ اين پوئم سمفوني به اين نكته پي بردم كه موسيقي ملي ايران براي پيشرفت و شنيده شدن در دنيا به همچين قطعات و سمفوني‌هايي نياز دارد، چرا كه هم از نظر علم موسيقي -آهنگسازي و اركستر راسيون- و هم از نظر اجرايي و كلام، در سطح بالايي بود، اين موسيقيِ كاملا ايراني در كنسرت، توانست دل ايرانيان و غير ايرانيان را به دست بياورد؛ چون از صلح و دوستي و نفرت از جنگ ميان ملل روايت مي‌كرد. 
من همان اول به استاد علي رهبري گفتم اين قطعه بايد در ايران اجرا شود چون كشور به اين نوع قطعات نياز دارد ، نه قطعات سطحي و زود فراموش شده كه فقط يك بار قابل اجرا هستند و از نظر علمي و موسيقيايي حرفي براي گفتن ندارند؛ جالب است كه اين اجراي بي نظير، توسط اركستر دولتي كشور تركيه در شهر كوچك آنتاليا تنها با چهار تمرين به روي صحنه رفت و در آن نوازندگان خوب و سطح بالا حتي از شهرهايي ديگر چون ازمير و استانبول فقط به خاطر استاد علي رهبري آمده بودند كه در اين اجرا از تجربه و سطح كار بين المللي ايشان استفاده كنند. اين روش تمرين و اجرا من را به ياد اركستر سمفونيك تهران در سال ١٣٩٤و ١٣٩٥ به مديريت علي رهبري انداخت؛ آن زمان براي اجراي قطعات مختلف (براي مثال سمفوني نهم بتهوون) نوازندگان و تك‌خوان‌هايي از شهرهاي ديگر ايران و حتي ايرانيانِ ساکن در كشورهايي چون اتريش و آلمان به تهران مي‌آمدند تا در اجراي اين کنسرت سهيم باشند. اركستر سمفونيك تهران در آن زمان قادر بود با سه روز تمرين قطعات مشكل و مختلف ( نه تكراري ) را در سطح بين المللي اجرا كند.
به ياد مي‌آورم كه در زمان مديريت اركستر سمفونيك تهران توسط استاد علي رهبري با تمام خوبي‌ها و سختي‌هاي كار دو موضوع خيلي مهم فراهم بود و به چشم مي آمد:
١: نظم اركستر در سطح بالايي بود
٢: سطح علمي اركستر در سطح بين المللي بود
اين دو موضوع را حتي بهترين و شاخص ترين نوازندگان ايراني آن دوره به ضرس قاطع اذعان مي‌کنند.
حالا اين تجربه بارِ ديگر در اجراي «مادرم ايران» به آهنگسازي علي رهبري براي من تکرار شد، قطعه‌اي كه بدون سفارش و با عشق ساخته شده است، بر خلاف قطعات سفارشيِ اين روزها كه زود به دست فراموشي سپرده مي شوند؛ من سال‌ها با بسياري از آهنگسازان و رهبران فعاليت کرده‌ام و حالا مي‌توانم با اطمينان بگويم كمتر آهنگساز و رهبري را مانند «علي رهبري» تا اين اندازه هنرمند و وطن پرست ديده‌ام؛ من به عنوان يك ويولن‌سليست ايراني كه تمام سطوح موسيقي اين كشور را تجربه و نصف عمرم را در اركستر سمفونيك تهران نوازندگي كرده‌ام از نزديك به اين امر واقفم كه كشور تركيه و شهر كوچكي مثل آنتاليا که چند اركستر سمفونيك با كيفيت عالي دارد، از وجود علي رهبري كه يك هنرمند ايراني بين المللي است براي رهبري اركستر دعوت مي‌‌‌کند و کشور ايران و وزارت ارشاد از سواد آهنگسازي و رهبري ايشان استفاده نمي‌کنند. به عقيده من كشور ايران بايد تعداد زيادي اركستر سمفونيك دولتي داشته باشد، چرا كه شهرهاي كوچك كشورهاي همسايه حداقل چهار اركستر بزرگ در سطح بين المللي دارند .
به عنوان حرف آخر بايد بگويم ما نوازندگان ايراني به داشتن هنرمند و رهبر اركستر بين المللي چون آقاي علي رهبري افتخار مي‌کنيم.


خبرگزاری آريا – آلبوم «گريه‌ي ابر» با صداي «کاوه يوسف‌زاده» منتشر شد


آلبوم «گريه‌ي ابر» با صداي «کاوه يوسف‌زاده» منتشر شد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – آلبوم «گريه‌ي ابر» با صداي «کاوه يوسف‌زاده» و موسيقي «حسين پرنيا» منتشر شد. اين آلبوم موسيقي اصيل ايراني شامل پنج قطعه به نام‌هاي گريه‌ي ابر، مطرب عشق، جام و ساقي، تصنيف دشتي و تصنيف شور است. حسين پرنيا، پژمان پرنيا، صائب کاکاوند و عليرضا دريايي نوازندگان اين مجموعه هستند. کاوه يوسف‌زاده در اين مجموعه در حالي با حسين پرنيا همکاري کرده که يادي از زنده‌ياد ايرج بسطامي را در آلبومش زنده کرده است. يوسف‌زاده متولد شهر بم و شاگرد مرحوم بسطامي بوده و درباره همکاري با حسين پرنيا مي‌گويد:«استاد حسين پرنيا سازنده بسياري از آهنگ‌هاي معلمم ايرج از جمله آهنگ گل‌پونه‌ها بوده است.»
همچنين کاوه يوسف‌زاده يکي از قطعات اين مجموعه به نام گريه‌ابر را براي انتشار رايگان در اختيار سايت «موسيقي ما» قرار داده که از اينجا مي‌توانيد ببينيد و دانلود کنيد.


خبرگزاری آريا – ماجراي عروسي که به عزا تبديل شد


ماجراي عروسي که به عزا تبديل شد

خبرگزاري آريا – هفتمين برنامه ماه عسل، راوي قصه‌اي عجيب در روستاي سيار احمدآباد در دوران جنگ شد.
به گزارش خبرگزاري آريا از باشگاه خبرنگاران، هفتمين برنامه ماه عسل سال ۹۷ ، روايت چند روز عجيب در روستاي سيار احمد آباد و روستا‌هاي اطراف آن بود. شرايطي عجيب که دستمايه فيلم سينمايي ماهورا به کارگرداني حميد زرگرنژاد قرار گرفت. در آستانه سالروز آزادسازي خرمشهر شنيدن اين گوشه از تاريخ دفاع مقدس بکر و جذاب بود.
احسان عليخاني در اين برنامه با مهمانان خوزستاني خود به گفتگو نشست. در ابتدا بوعذار درباره زندگي خود گفت: ما در روستاي سيار احمدآباد هويزه با فاصله ۳۰ کيلومتري مرز عراق زندگي مي‌کنيم. من متولد سال ۴۲ هستم و همچنان مشغول دامداري و کشاورزي.
مرد خوزستاني اظهار کرد: من هميشه مرغابي را با تور و اسلحه شکاري صيد مي‌کردم. حتي در جواني ۱۵ دقيقه زير آب مي‌رفتم و نفس خودم را حبس مي‌کردم تا بتوانم صيد کنم. اين تخصصي است و ما در آن روستا در اين باره سابقه داريم.
عليخاني ادامه داد: به نظر شما جزو اولين کساني هستيد که متوجه شديد، اتفاقاتي در مزر ايران و عراق در شرف وقوع است. از آن روز‌ها برايمان بگوييد. از ماجراي هواپيماي خلباني که در روستاي شما سقوط مي‌کند، صحبت کنيد.
بوعذار در اين باره توضيح داد: سال ۵۹ که جنگ شروع شد، ارتش عراق از دشت بوستان به سوسنگرد و حميديه رسيد و در ۱۴ آبان ۵۹ يک هواپيماي ايراني در منطقه ما سقوط کرد. بعد خلبان با چتر پايين آمد و برادرم به دنبالش رفت. او در روستاي ما مخفي شد و ما به او رسيدگي کرديم، عراقي‌ها از همان ابتدا از سقوط هواپيما خبر داشتند؛ اما نمي‌دانستند خلبان در کدام روستا مخفي شده. تا اينکه به روستاي ما آمدند و گفتند خلبان را به ما تحويل بدهيد. پدرم گفت: من خلباني نديدم. بعد از اين اتفاق ما تصميم گرفتيم خلبان را از طريق کانال آب به شهر ديگري بفرستيم.
همسر بوعذار در ادامه گفت: نزديک عروسي من بود که شنيديم هواپيما در روستا سقوط کرده و بعد از اينکه خلبان را فراري داديم، فرداي آن روز مراسم عروسي را برگزار کرديم، اما کسي که قرار بود با من ازدواج کند، در حمله عراقي‌ها به روستا به همراه ۲۷ نفر ديگر به اسارت در آمد.
بوعذار عنوان کرد: برادرم (داماد)، پدرم، عمو و پسرعموهايم و بقيه اقوام و هم روستايي هايم را در مراسم عروسي به اسارت بردند.
بوعذار ادامه داد: عراقي‌ها به خاطر اينکه ما خلبان را تحويل نداديم، کل روستا را به آتش کشيدند و ۲۷ نفر را به اسارت بردند و در دي ماه ۶۴ پيکر شهدا از طريق جهاد کشاورزي پيدا شد.
در بخش ديگر برنامه آقاي شريفي يکي از افرادي که در آن روز‌ها در سوسنگرد حضور داشت، تجربيات خود را گفت.
او بيان کرد: بعد از پيروزي انقلاب گشايش بسيار مثبت و خوبي در زندگي مردم به وجود آمد و محدوديت‌هايي که در استفاده از آب کشاورزي بود، حل شد و مردم در يک آرامش انقلابي به زندگي خود ادامه دادند و اقتصاد رونق گرفته بود، اما غافل از اينکه دشمنان ايران اسلامي چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب مشغول توطئه و برنامه‌هايي بودند که ايران مقتدر و اين آرامش را بر هم بزنند.
وي افزود: در ۳۱ شهريور مرز‌ها شکسته شد و دشمن از دشت آزادگان و مرز چزابه وارد خاک جمهوري اسلامي شد. بعد از اينکه خطوط شکسته شد، غير از مردم و تانک‌هاي دشمن کسي آنجا نبود. اينجا بود که دشمن به پيشروي خود ادامه داد و در ۶ مهر۵۹ تانک‌هاي دشمن به سوسنگرد رسيدند و شب آن به هويزه. ۸ و ۹ مهر ايام سرنوشت سازي بود. ايراني بودن مردم را نمي‌توان از عشاير گرفت؛ چراکه در آن روز‌ها همه جوانان و مردان و خانم‌ها نقش عمده‌اي در دفاع از خاک کشور داشتند. بدون اينکه دستوري بيايد، هر کسي پمپي داشت بر روي کرخه نصب کرد؛ محيط اطراف جاده سوسنگرد را باتلاق کردند و شب و روز اين کار را انجام دادند و قدرت مانور تانک‌هاي عراقي گرفته شد. به همين خاطر در تاريخ ۹ مهر زماني که هوانيروز قهرمان ما تصميم گرفت پاتک بزند، تانک‌ها در باتلاق گير کردند.
شريفي درباره حادثه تلخ روستاي سيار احمدآباد گفت: من و يکي از دوستانم در مسير رودخانه کرخه که اين سه روستا در آن قرار دارد، ديديم که همه مردم روستا بيرون آمدند. با پيگيري متوجه شديم که دشمن ۲۸ اسير را از آن روستا با خود برده است. صحنه تلخي بود و نهايتا همه اين اسرا شهيد شدند.
عليخاني در ادامه گفت: در اين روستا انگار خيلي‌ها فکر مي‌کردند بين دو کشور يک دعوايي است و زود تمام مي‌شود؛ حتي در آن شرايط عروسي برگزار مي‌کنند و فکر آن را نمي‌کردند که جنگي اتفاق بيفتد.
بوعذار در پاسخ گفت: همين طوره؛ اما با اين اتفاق اسم عروسي فراموش شد و به عزا تبديل شد. ارتش عراق زماني که ديد مردم عرب خوزستان با آن‌ها مخالفت مي‌کنند، وحشي شد. نهايتا بعد از آن اتفاق، عروس برادر شهيدم با من ازدواج کرد. از همان ابتدا قرار شد اگر فرزندمان پسر بود، به ياد آن خلبان نام حسين را برايش انتخاب کنيم. همين طور هم شد.
عليخاني گفت: بايد مزار شهدا را ايين برگزار کنيم ما از شما عذرخواهي مي‌کنيم اگر بعضي اوقات فراموش مي‌کنيم شما چه سختي‌هايي کشيده ايد که بقيه به آسايش برسند. مردم خوزستان هميشه پرچمتان بالاست و دل نگراني شما را همه ايران دارد. هيچ کس نمي‌تواند شما را فراموش کند. شما سختي کشيديد، براي اينکه وجبي از جغرافياي ما تکان نخورد. بايد رفت به سراغ اين روستا و مردم آنجا قهرمانان سرزمين ما هستند.
وي در پايان تاکيد کرد: مگر مي‌شود از قهرماني کساني که پدر و برادران و پسر عمو‌ها و اقوام خود را براي ايران اسلامي از دست دادند، نگفت. اين‌ها افتخار اين سرزمين و هموطن ما هستند و بايد از آنان تشکر کرد. نبايد مزار اين شهدا اين قدر ساده باشد و بايد براي شکوه آن کاري کرد؛ چون کساني که در اين مزار قرار دارند انسان‌هاي بزرگي هستند.


1 2 3 4 5 6 167