Tag Archives: آريا

خبرگزاری آريا – بازيگر ايراني، تصنيف عارف قزويني را خواند


بازيگر ايراني، تصنيف عارف قزويني را خواند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- تصنيف «لي لي حوضک»، به عنوان اولين آهنگ گروه موسيقي «سي کُرُن» به سرپرستي و آهنگسازي «کاوه آهنگراني» و خوانندگي «قربان نجفي» منتشر شد. در اين اثر علاوه بر سازهاي اصيل ايراني، از سازهايي مثل پيانو و گيتار بيس و درامز هم استفاده شده است. گروه موسيقي «سي کُرُن»، با هدف بازسازي و تنظيم نوين تصنيف‌هاي قديمي ايراني و همچنين آهنگ‌ها و ترانه‌هاي محلي و موسيقي نواحي ايران تشکيل شده و فعاليت مي‌کند.
در اين اثر نوازندگاني چون دارا دارايي (گيتار بيس)، آرش پژند مقدم (درامز)، ايمان مشايخي (تمبک و کوزه)، پريسا روستايي (سنتور)، ميلاد شکري (کمانچه)، مازيار محمودوند (پيانو)، حسن جعفر تبار (ني)، آوا پازوکي (همخوان)، ملودي پازوکي (همخوان)، کاوه آهنگراني (تار و تارباس)، در اجراي اين قطعه به هنرنمايي پرداخته اند
.
«کاوه آهنگراني»، فارغ‌التحصيل کارشناسي موسيقي از دانشگاه «سوره»، از محضر استاداني چون زنده ياد «محمد رضا لطفي»، مرحوم «عطا الله جنگوک» و «هوشنگ ظريف» کسب فيض کرده و همچنين سال ها در زمينه موسيقي نواحي ايران از جمله موسيقي قشقائي، شيرازي، کردي، خراساني و بختياري فعاليت و در گروه ها، ارکسترها و آثار مختلف موسيقي به عنوان نوازنده و تنظيم کننده و همچنين در زمينه موسيقي تئاتر و نمايش هاي راديويي فعاليت و همکاري داشته است
.
«قربان نجفي» بازيگر سينما، تئاتر، تلويزيون و راديو هم سال ها در زمينه آواز فعاليت داشته و از محضر «محمد نوري» و استاد صادقي واستاد نيکبخش بهره برده و همچنين مدت‌ها در زمينه موسيقي نواحي مختلف ايران فعاليت‌هاي چشمگيري داشته است
.
علاقه‌مندان مي توانند تصنيف «لي لي حوضک» را به خوانندگي «قربان نجفي» و مجوز دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به‌صورت آنلاين از طريق رسانه هاي رسمي کشور بشنوند و در صورت تمايل دانلود کنند.


خبرگزاری آريا – حميدرضا نوربخش: مشي خانه موسيقي کمک و تعامل با دستگاه هاي فرهنگي است


حميدرضا نوربخش: مشي خانه موسيقي کمک و تعامل  با دستگاه هاي فرهنگي است

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- نشست ماهيانه اعضاي خانه موسيقي روز گذشته در ساختمان فاطمي و با حضور هنرمندان، علاقمندان و اعضاي اين نهاد تشکيل شد. «حميدرضا نوربخش»‌ -مديرعامل خانه موسيقي- در نشست ماهيانه خانه‌ي موسيقي روي اين مساله تاکيد کرد که همواره خانه موسيقي، مشي کمک و تعامل با دستگاه هاي فرهنگي را داشته است، زيرا به اين معتقد است که با تعامل مي‌توانيم امور را پيش ببريم.
در ابتداي اين نشست حميدرضا نوربخش(مدير عامل خانه موسيقي) ايام فاطميه و سانحه سقوط هواپيماي مسافربري را تسليت گفت و براي بازمانگان اين حادثه آرزوي صبر و شکيبايي کرد و در ادامه با اشاره به برخي تحولات سال ۹۶ گفت: «در دولت، شوراي شهر و مديريت شهر تهران تحولاتي را شاهد بوديم که اميدواريم تاثيرات مثبت و مهمي در موسيقي کشور داشته باشد. »‌
وي در ادامه با اشاره به فعاليت هاي شوراي عالي خانه موسيقي گفت: «شوراي عالي خانه موسيقي که راس هرم خانه است فصل نوين فعاليت هاي خود را آغاز کرده است. اعضاي اين شورا از هنرمندان با سابقه کشور و توسط مجمع عمومي خانه موسيي تشکيل مي شوند و بزرگترين مرجع سياستگذاري موسيقي در خانه موسيقي و در کشور هستند که اتفاقات موسيقي را رصد کرده و براي آن ريل گذاري مي کنند. در فصل جديد فعاليت ها استاد شجريان با توجه به اينکه در همه اين سنوات به عنوان رئيس شوراي عالي خانه موسيقي حضور داشتند و اکنون کسالت دارند و شايد تا مدتي نتوانند در جلسات شوراي عالي حضور داشته باشند، شوراي عالي تصميم گرفت ايشان به عنوان رئيس افتخاري شوراي عالي حضور داشته باشند. ولي براي اينکه در پيشبرد امروز اخلالي پيش نيايد، در انتخابات اخير شوراي عالي خانه، آقاي فرهاد فخرالديني به عنوان رئيس شورا انتخاب شدند و قرار است با عزم جزم، انگيزه و اراده قوي اهداف خانه را به پيش ببرند و مسائل موسيقي را با جديت دنبال کنند و رهنمود هاي خود را داشته باشند. »‌
مديرعامل خانه موسيقي گفت: «در هفته گذشته هم آقاي حسيني (معاون محترم امور هنري وزير فرهنگ و ارشاد) به جلسه شوراي عالي دعوت شدند و در اين جلسه شرکت کردند و اعضاي شوراي عالي نقطه نظرات، دغدغه‌ها و نگراني‌هاي خودشان را بيان کردند. به هر حال ما همواره نگاهمان با مسئولان فرهنگي کشور تعاملي بوده مگر آنکه خود مديران نخواهند از اين تعامل بهره مند باشند؛ ولي در تمام اين سال‌ها تمام ارکان خانه موسيقي مشي کمک و تعامل بوده. زيرا به اين معتقد هستيم که با دستگاه هاي فرهنگي کشور بايد تعامل داشته باشيم تا امور را پيش ببريم. دغدغه ما موسيقي است و هر کجايي که ببينيم کاستي اي وجود دارد تذکر مي دهيم و مسائل را دنبال مي کنيم. هر جايي که نياز باشد با جديت بيشتري مسائل را گوشزد مي کنيم.»‌
وي همچنين به اين نکته اشاره کرد که: «فکر مي کنيم هدف دستگاه هاي فرهنگي اين است که امور فرهنگ و هنر و هنرمندان را پيش ببرند. بنابراين در اين بخش هدف مشترکي داريم. هدف ارتقا موسيقي و ارتقا سطح کيفي و تخصصي موسيقي و ارتقا سطح معيشتي هنرمندان موسيقي است. زيرا هنرمندي که دغدغه هاي معيشتي داشته باشد نمي تواند اثري را خلق کند و با خيال راحت به موسيقي اش بپردازد. به همين دليل سعي کرديم به مسئولان فرهنگي دغدغه هاي هنرمندان را گوشزد کنيم و مطالبات هنرمندان را پيگيري کنيم.»‌
نوربخش در ادامه با اشاره به شعار دولت تدبير و اميد مبني بر سپردن امور هنري به صاحبان صنف که با همراهي جامعه فرهنگي و هنري مواجه شد گفت: «همه جامعه فرهنگي هنري به همين دليل در کنار دولت بودند و ما سعي کرديم در همين راستا به استقرار دولت دوازدهم کمک کنيم. در همين راستا هم معاون محترم هنري تشريف آورند و نکته‌ها گفته شد و اعلام آمادگي از سوي خانه موسيقي و شوراي عالي براي مشورت انجام شد. اين انتظار هم وجود دارد که اگر در بخشي مديريتي در جايي قرار بگيرد نظر اهالي موسيقي گرفته شود. اميدواريم اتفاقات خوبي در موسيقي بيافتد و ديگر لغو کنسرت نداشته باشيم، بانوان نوازنده ما مشکلاتي در کشور براي اجراي موسيقي نداشته باشند.»‌
نوربخش در ادامه با اشاره به فعاليت هاي صورت گرفته در صندوق هنرمندان گفت: «به عنوان نماينده اهالي موسيقي در هيئت مديره صندوق اعتباري هنر عضو هستيم. در آنجا فعاليت هايي براي بيمه هنرمندان دارد صورت مي گيرد که روند سريعتري را طي کند. در بخش بيمه تکميلي هم سعي کرديم انتخاب احسني براي بيمه اي که خدماتي را ارائه مي کند داشته باشيم. همه شرکت هاي بيمه اي خدماتي را عرضه مي کنند و روال کار به اين صورت است که با همه بيمه ها مکاتبه مي کنيم و معمولا بيمه اي که خدمات بهتري را عرضه مي کند انتخاب مي کنيم. اشکالي که الان در بيمه تکميلي پيدا شده اين است که در صندوق سامانه اي جديد ايجاد شده که نقش انساني حذف شده و رايانه طرف کاربران قرار گرفته و کندي و اخلالي وجود دارد. بيمه اي که هم اکنون به عنوان بيمه تکميلي انتخاب شده بالاترين سطح خدمات را داراست.»
نوربخش در پايان سخنانش گفت: بيمه اي که الان براي اهالي موسيقي وجود دارد، کف حقوق قانون کار را براي هنرمندان درنظر گرفته اند ما اين مساله را دنبال مي‌کنيم که اين را ارتقا دهيم. لازمه اش اين است که اعتباري در بخش دولتي اختصاص داده شود و قرار است محل آن مشخص شود و در بخش هايي که طرح تکريم وجود دارد اين ها ارتقا پيدا کند. ما به جد دنبال اين مسائل هستيم و اميدوارم در روزهاي آغازين سال آينده گزارشي دقيق از اين مسائل به شما بدهم.
در ادامه توسط هاله وزيري(مجري برنامه) نامه اي که از سوي اهالي موسيقي به رياست جمهوري براي جلوگيري از تعطيلي دانشکده موسيقي علمي کاربردي واحد ۱۱ را قرائت کرد و هنرمندان اين نامه را امضا کردند. جمعي از دانشجويان، مسئولان و استادان اين دانشگاه هم در اين مراسم حضور داشتند.
ادامه نشست با اجراي ساز و آواز همراه بود. مسعود جاهد(نوازنده ني) و محمود جاهد(آواز) در دستگاه شور به اجراي اين بخش از برنامه پرداختند.


خبرگزاری آريا – سيروس الوند مهمان امشب «چشم شب روشن»


سيروس الوند مهمان امشب «چشم شب روشن»

خبرگزاري آريا – گفتگوي اکبر نبوي با سيروس الوند کارگردان سينما را امشب در مجله شبانگاهي شبکه چهار سيما تماشا کنيد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه چهار سيما، «چشم شب روشن» چهارشنبه شب ها با اجرا و کارشناسي اکبر نبوي به حوزه سينما، اختصاص دارد اين برنامه امشب (۲ اسفند)، ميزبان سيروس الوند، کارگردان و فيلم‌نامه‌نويس سينماي ايران مي شود.
اکبر نبوي در اين برنامه با سيروس الوند در خصوص سينماي ايران گفت وگو مي کند.
احمدرضا درويش، منوچهر شاهسواري، رضا کيانيان، فرشته طائرپور، منوچهر محمدي، همايون اسعديان، مهدي فخيم زاده، عماد افروغ، مازيار ميري، رسول صدرعاملي، رضا ميرکريمي، محمد مهدي حيدريان و … از جمله چهره هاي سينمايي هستند که اکبر نبوي در اين برنامه با آنها گپ زده است.
«چشم شب روشن» به تهيه کنندگي امير قميشي، با اجراي محمد صالح علا شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۳ از شبکه چهار سيما روي آنتن مي‌رود.


خبرگزاری آريا – قاب ماندگار مجيد مظفري با مسافر کوچک هواپيماي ياسوج + عکس


قاب ماندگار مجيد مظفري با مسافر کوچک هواپيماي ياسوج + عکس

خبرگزاري آريا – مجيد مظفري بازيگر سينما و تلويزيون با انتشار عکس يادگاري در کنار ايليا دانشي کودکي که در هواپيماي تهران – ياسوج حضور داشت، اينستاگرامش را به روز کرد.
به گزارش خبرگزاري آريا ، اين بازيگر با انتشار اين عکس، از آن به عنوان قاب ماندگار که درس زندگي مي دهد ياد کرد و نوشت:
هميشه با يک بازيگر عکس ميگيرند تا يادگاري باشد براي ايشان اما اين عکس يادگاري است براي من درس بزرگي حتي اين بچه پر کشيد و رفت در هواپيمايي که در افق گم شد.
و من ماندم که خيره مي شوم به عکس کودکي که آنقدر نماند تا جهان را تجربه کند و مايي که نمي دانيم در اين روزگار بد ، آيا فردايي هست!؟!
روحت سبک است و بالا خواهي پريد فرزند رفته ام …
مجيد مظفري


خبرگزاری آريا – گريم عجيب ارژنگ امير فضلي و احمد مهرانفر +تصاوير


گريم عجيب ارژنگ امير فضلي و احمد مهرانفر +تصاوير

خبرگزاري آريا – ارژنگ امير فضلي بازيگر سينما و تلويزيون با انتشار تصاويري از گريم خود در پروژه سينمايي «کاتيوشا» اينستاگرامش را به روز کرد.
به گزارش خبرگزاري آريا ؛ فيلم سينمايي «کاتيوشا» به کارگرداني علي عطشاني اين روزها در حال فيلمبرداري است.
ارژنگ اميرفضلي و احمد مهرانفر، سيما تيرانداز، ليندا کياني، ميترا حجار، ليلا اوتادي، قاسم زارع، مهران رجبي، خشايار راد، بيژن بنفشه‌خواه، اميد منصورفلاح، ماهان ناصربخت و رادمهر روحاني مقدم بازيگران «کاتيوشا» هستند. «کاتيوشا» يک اثر کمدي است که علي عطشاني کارگرداني و تهيه‌کنندگي آن را بر عهده دارد.




خبرگزاری آريا – سريالي اسير تئوري‌ها


سريالي اسير تئوري‌ها

خبرگزاري آريا – بمبگذاري در دفتر حزب رستاخيز، اعدام انقلابي، نظام سرمايه‌داري، جريان ‌هاي سياسي، مردم، آزادي، خلع سلاح و… شنيده شدن همه اين واژه‌ها در مجموعه «رنج پنهان» نويدبخش تماشاي يک مجموعه انقلابي بود که اين شب‌ها روي آنتن شبکه يک است.
در سال‌هاي اخير تلويزيون تلاش کرده به مناسبت‌هاي مختلف و از جمله سالروز پيروزي انقلاب اسلامي مجموعه‌هاي متنوع انقلابي تهيه و روانه آنتن کند و همين باعث شده سطح سليقه مخاطب نسبت به چنين آثاري روز به روز بالاتر برود و توقع بيشتري از کارگردانان داشته باشد. بويژه اين‌که جليل سامان با ساخت سه‌گانه ارمغان تاريکي، پروانه و نفس در اين ماجرا سهم عمده‌اي داشته و بينندگان بويژه نسل جوان که اطلاعاتشان از روزهاي انقلاب و فعاليت گروهک‌هاي چريکي کم است، در قالب درام‌هاي جذاب با مفاهيم انقلابي آشنا شدند.
همه اين موارد باعث شده از کارگردانان انتظار برود اگر قرار باشد به مفاهيم سياسي بپردازند، در گام اول يک درام جذاب را طراحي کنند و بعد در قالب درام و در لايه‌هاي يک داستان جذاب به مفاهيم سياسي آن مقطع از تاريخ ايران بپردازند. مسلما اين بخش از تاريخ معاصر ايران ناگفته‌هاي بسياري دارد که شنيدن آن و ترسيم فضاي آن دوره براي مخاطبان بويژه جوان‌ترها جالب و جذاب است، اما اگر هدف فقط پرداختن به مباحث سياسي در قالب يک سريال باشد، آن وقت است که خيلي نمي‌توانيم به نتيجه کار اميدوار باشيم و مخاطب را پاي جعبه جادويي بنشانيم.
وقتي مفاهيم سياسي را با ظرافت و هنرمندانه در قالب درام قرار بدهيم، مخاطب پيگير مجموعه خواهد شد، اما اگر درام زير سايه سياست قرار بگيرد، آن وقت است که تبديل به يک اثر خسته کننده و کسالت بار مي‌شود، زيرا اگر قرار باشد مخاطب فقط تئوري بشنود، طبيعي است که علاقه‌مند خواهد شد تا وقتش را براي تماشاي يک مجموعه مستند بگذارد و نه يک مجموعه نمايشي.
اين اتفاقي است که در مجموعه رنج پنهان افتاده و مخاطب به جاي اين‌که شاهد يک درام جذاب باشد که در لايه‌هاي آن با مباحث سياسي و اجتماعي يک مقطع تاريخي آشنا شود، برعکس آن را شاهد است. يعني بيشتر از زبان شخصيت‌هاي مختلف قصه شاهد ديالوگ‌هاي آرمانگرايانه است. به عنوان نمونه يوسف در يکي از صحنه‌ها خطاب به دوستش مصطفي درباره بلاتکليفي خودش مي‌گويد علاقه‌مند است با زني ازدواج کند که حرف‌هاي معمولي نزند، اهل کتاب خواندن بوده و تحليل داشته باشد، به همين دليل نمي‌تواند با سارا ازدواج کند و در ادامه به مصطفي تاکيد مي‌کند که از حرف زدن با مرضيه همکلاسي اش لذت مي‌برد و اين‌که وقتي او درباره آرمان هايش حرف مي‌زند، انگار چيز ديگري در زندگي برايش مهم نيست… قرار دادن چنين ديالوگ‌هايي، هم کليشه‌اي شده و هم اين‌که ديگر جذابيتي براي مخاطب ندارد. بنابراين چنين ديالوگ‌هايي چندان چنگي به دل نمي‌زند.
البته منظور اين نيست گروه سازنده زحمتي براي اين سريال نکشيده‌اند. مسلما درآوردن فضاي تاريخ معاصر بويژه در سريال‌هايي از اين دست کار بسيار دشواري است، چراکه طراحي صحنه و لباس‌ها بايد با آن مقطع زماني همخواني داشته باشد، اما بايد فيلمنامه‌نويسان چنين آثاري بدانند که بهتر بود به جاي تئوري‌پردازي و قرار‌دادن ديالوگ‌هاي شعاري بر زبان شخصيت‌هاي قصه، بخش‌هاي عملياتي سريال نقش پررنگ‌تري داشت که مسلما در اين صورت به جاذبه‌هاي اثر اضافه مي‌شد. به عنوان نمونه انفجار دفتر حزب رستاخيز يا اعدام انقلابي يکي از گاردي‌ها جلوي منزلش موارد جالبي است که در اين سريال ديده مي‌شود. مسلما ديدن اتفاقات آن مقطع زماني در قالب عمليات‌هاي مختلف مي‌توانست به جذابيت‌هاي اين مجموعه اضافه کند. از سوي ديگر، نويسنده اين مجموعه بايد طراحي ديگري براي قصه عشقي اين مجموعه مي‌کرد که براي بينندگان تازگي داشته باشد. اين‌که يوسف قصه مجموعه رنج پنهان در حالي که شيريني خورده دختر ديگري است و قصد دارد با او به خارج از ايران برود، اما بعد با يک دختر انقلابي آشنا مي‌شود که فقط به آرمان‌هايش فکر مي‌کند، ديگر سوژه‌اي تکراري است که رونق چنداني براي تماشاگر ندارد و بهتر بود ايده‌اي جديد براي اين سريال طراحي مي‌شود.
فاطمه عودباشي
روزنامه‌نگار


خبرگزاری آريا – چند دزد و يک مادربزرگ مهربان


چند دزد و يک مادربزرگ مهربان

خبرگزاري آريا – روز عيد غدير خم بود و مادربزرگ که آينه و شمعدان و طاقچه‌ها را دستمال کشيده، حياط و باغچه‌ها را آب‌پاشي کرده، لباس سبز سيدي‌اش را پوشيده و عيدي‌هايش را براي فرزندان و نوه‌ها در زرورق پيچيده بود، منتظر نشسته بود چشم به راه آمدن مهمانان. اما زنگ تلفني که جاي در به صدا درآمد، خبر از نيامدن يک‌يک مهمانان داد و مادربزرگ ماند و تنهايي….
در همين تنهايي اما سروکله سه سارق پيدا شد که به طمع گنج عظيم عمارت سالاري مادربزرگ آمده بودند به دزدي و داستانشان گره خورد به تنهايي بانوي سالخورده. حالا دزدي بهانه‌اي شده بود تا مادربزرگ مدتي خود را از چشم فرزندانش، فرزنداني که قدردانش نبودند پنهان کند و آنها را براي پيدا کردنش به تکاپو بيندازد. مادربزرگ شد شريک دزدها و اين ماجراي بانمک، داستان مجموعه‌اي را با همين نام تشکيل داد؛ دزدان مادربزرگ. اين مجموعه تلويزيوني به نويسندگي علي‌اصغر فهيمي‌فر، کارگرداني مهدي صباغ‌زاده و بازي بازيگراني چون زنده‌ياد نيکو خردمند، مرحوم حسين پناهي، بهروز بقايي، حبيب اسماعيلي، فرهاد جم، جمشيد گرگين، شادروان منوچهر حامدي، افسر اسدي و لادن طباطبايي در سال‌هاي ۷۴ و ۷۵ ساخته شد و از شبکه يک روي آنتن رفت؛ مجموعه‌اي که با استقبال مردم هم مواجه شد و آنها را براي مدتي نگران سرنوشت مادربزرگ و دزدانش کرد!
حبيب اسماعيلي، بازيگر نقش جهان :
دزداني دوست‌داشتني بوديم!
حبيب اسماعيلي يا همان جهان «دزدان مادربزرگ» را مخاطبان سينما بيشتر با فعاليت‌هاي حرفه‌اي‌اش در مقام تهيه‌کنندگي سينما و نيز دفتري که در زمينه توزيع فيلم و توليدات سينمايي دارد، مي‌شناسند. اسماعيلي در دوران بازيگري‌اش در چندين اثر ايفاي نقش کرد که از جمله شاخص‌ترين‌هايشان همين جهان دزدان مادربزرگ بود. سارقي که برخلاف تصوير کليشه‌اي و هميشگي شخصيت‌هاي منفي، باورپذير، خانواده‌دوست و انساني بود و مخاطب مي‌توانست با او ارتباط برقرار کرده و حتي همذات‌پنداري کند.
اسماعيلي از خاطرات روزگار بازي در اين مجموعه مي‌گويد:
تجربه بازي در نقش يک سارق انسان برايتان چه حسي داشت؟
هنگامي که فيلمنامه را خواندم، از شخصيت جهان خيلي خوشم آمد. البته همه شخصيت‌ها خوب بودند اما اين‌ يکي بيشتر به دلم نشست. فضاي قصه هم برايم حسي نوستالژيک داشت، چرا که بالاخره هر کدام از ما در زندگي خود‌ مادر، پدر و فرد ميانسالي داريم و اين مجموعه تلنگري مي‌زد که اگر آنها‌ را فراموش کرده‌ايم، به خودمان بياييم.
جالب است بر خلاف تصوير هميشگي‌مان از شخصيت دزدان که تصويري عموما منفي است، اين سه دزد، جذاب و دوست‌داشتني از کار درآمده بودند…
بله، اين سه نفر دزداني دوست‌داشتني بودند و مردم در عوض اين‌که از آنها تنفر داشته باشند، با توجه به مضمون عاطفي و خانوادگي کار و مضاميني که منتقل مي‌کرد، با آنها ارتباط برقرار کرده بودند. ضمن اين‌که در وهله اول متني که آقاي فهيمي‌فر نوشته بود، درست و دقيق بود. آقاي صباغ‌زاده هم دقت نظر ويژه‌اي داشتند و با آزادي عملي که به ما مي‌دادند، مي‌توانستيم بخوبي نقش‌هايمان را تمرين و حتي ميزانسن‌ها را پيدا کنيم.
تعامل ميان شما و دو شخصيت دزد ديگر مجموعه (با بازي بهروز بقايي و فرهاد جم) چطور بود؟ شما سه نفر چقدر براي باورپذيري بيشتر نقش‌هايتان تلاش کرديد؟
همان‌طور که گفتم، خوشبختانه فضاي کار به گونه‌اي بود که امکان تعامل و صحبت ميان بازيگران فراهم بود و همه همديگر را درک مي‌کردند. ما اين‌طور به نتيجه رسيديم که از شبيه هم شدن فاصله بگيريم و براي هر کدام از شخصيت‌ها، ويژگي‌هاي متفاوتي را در نظر بگيريم. به عنوان مثال، يکي عاشق و جوان بود و يکي منفي و جهان هم خانواده و مشکلاتي داشت و نقطه اشتراک همه اين شخصيت‌ها همين مشکلاتشان بود که آنها را به دزدي سوق مي‌داد. اين دزدها منفي نبودند، چون هيچ‌گونه آزار و اذيتي نمي‌رساندند و حتي بيشتر از بچه‌هاي مادربزرگ به او احترام مي‌گذاشتند.
از همبازي شدن با زنده‌ياد خردمند و مرحوم پناهي که ديگر در ميانمان نيستند، بگوييد…
همه لحظاتي را که با اين افراد داشتم، خوب بود. درست است ما دزدان مادربزرگ بوديم، اما شخصيتش چنان محترم بود که به خودمان اجازه نمي‌داديم با او برخورد بدي داشته باشيم يا احترام نگذاريم. ارتباطم با حسين پناهي هم به همين صورت بود و صميميت خوبي ميانمان جريان داشت.
فکر مي‌کنيد اصلي‌ترين دليل موفقيت و ماندگاري اين مجموعه چه بود؟ چه عاملي دزدان مادربزرگ را به سريالي اين‌طور شيرين و به‌يادماندني تبديل کرد؟
دزدان مادربزرگ همان‌طور که از اسمش پيداست، مجموعه‌اي بود که رگه‌هايي شيرين و فانتزي داشت و در عين حال حسي و عاطفي بود. خب در اين روزگار ديگر کمتر امکان چنين دزدي‌اي وجود دارد؛ به همين دليل ديدن مجموعه براي مخاطبان جذاب بود و بعد از چند دهه هنوز استقبالي که از جانب مخاطبان مي‌بينم، گواه همين موفقيت و ماندگاري مجموعه است.
سريال با توجه به مضامينش در جامعه چه تاثيراتي داشت؟
خب اين مجموعه به ارزش‌هايي چون خانواده و احترام به نسل‌هاي بزرگ‌تر و بويژه والدين اشاره مي‌کرد. جالب است بدانيد من هنوز هم بازخوردهايي نسبت به شخصيت جهان مي‌بينم و جوانان
۲۰ ساله‌اي که در زمان پخش مجموعه بسيار کوچک بودند هم با من صحبت مي‌کنند و از اين سريال مي‌گويند. اين نشان مي‌دهد اثر در زمان بازپخشش هم موفق بوده و نگاه‌ها را به خود جلب کرده است.
بازخوردهاي آن زمان چطور بود؟ مخاطباني که مجموعه را ديدند در سطح جامعه و کوچه و خيابان چه مي‌گفتند؟
برخوردها شوخ‌طبعانه بود و بسياري از خانم‌هايي که در سن‌وسال آن زمان خانم خردمند بودند، وقتي مرا مي‌ديدند، برايم درد دل مي‌کردند و از مشکلاتشان مي‌گفتند. حتي مي‌گفتند اگر مي‌شود بياييد ما را هم بدزديد تا تلنگري به بچه‌هايمان بزنيم و همذات‌پنداري عجيبي با مجموعه حس کرده بودند!
مهدي صباغ‌زاده، کارگردان:
سريالم هنوز زنده است
مهدي صباغ‌زاده، کارگردان فعال و به نسبت پرکاري است که هم در سينما و هم تلويزيون آثار گوناگوني را توليد کرده است و اين روزها، هم به عنوان تهيه‌کننده و هم نويسنده و کارگردان فعاليت دارد. از جمله ساخته‌هاي نمايشي صباغ‌زاده در تلويزيون، مجموعه‌اي بود که هنوز ياد شيرينش در خاطر مخاطبان باقي مانده و به قول خودش هنوز زنده است؛ «دزدان مادربزرگ» که سال ۱۳۷۴ ساخته شد و داستان يک آدم ربايي شيرين و نامتعارف را روايت مي‌کرد.
صباغ‌زاده از چگونگي ساخت اين مجموعه بيشتر مي‌گويد:
دزدان مادربزرگ سريالي است که بعد از گذشت اين همه سال و ساخته‌شدن مجموعه‌هاي نمايشي گوناگون، هنوز در ياد مخاطبان مانده و آنها با خوشي از اين مجموعه شيرين صحبت مي‌کنند. دليل موفقيت مجموعه را در چه مي‌دانيد؟
خب اين سريال در زمانه خودش هم مجموعه جذابي بود و بخشي از اين ماندگاري قطعا به دليل داستان آن است. قصه اين مجموعه فراز و نشيب‌هاي مختلفي داشت، اتفاقات گوناگون در طول داستان بدرستي گنجانده شده بود و فضاي خانوادگي و نوستالژيک آن نيز مخاطبان را به خود جلب مي‌کرد و در خاطرشان مي‌ماند.
فيلمنامه کار چطور به دستتان رسيد؟ آيا وقتي به شما پيشنهاد شد، به طور کامل نوشته شده بود يا خودتان هم در نگارش قصه سهمي داشتيد؟
فيلمنامه دزدان مادربزرگ توسط علي‌اصغر فهيمي‌فر که از دوستان خوبمان در سيمافيلم بود نوشته شد و بعد کارگرداني کار را به من پيشنهاد کردند. البته بعدها قصه را خوانديم و با کمک سعيد مطلبي، براي افزودن جذابيت‌هاي بيشتر بازنويسي‌اش کرديم.
محتواي کار و مسير داستان در طول بازنويسي چقدر تغيير پيدا کرد؟
تغيير چنداني نبود. به هر حال ممکن است در هر نوشته‌اي در طول بازنويسي، آينده‌نگري‌هايي صورت بگيرد، بخش‌هاي نسنجيده يا غيرجذاب آن حذف و اتفاقات جذاب‌تري به داستان افزوده شود.
از جمله نکات جالب توجه اين مجموعه براي من طراحي شخصيت سه دزد داستان است که برخلاف کليشه‌هاي رايج از شخصيت دزدان، تک‌بعدي و منفي نيستند و بدرستي شخصيت‌پردازي شده‌اند. اين شخصيت‌ها بر چه اساسي نوشته شدند و انتخاب بازيگرانشان چگونه صورت گرفت؟
زماني که دزدان مادربزرگ ساخته مي‌شد، جوانان زيادي گرفتار چنين مشکلاتي بودند ، لذا معضلاتي که اين سه شخصيت در طول قصه با آن مواجه مي‌شدند، از وقايع روز و واقعي جامعه چندان دور نبود. در طراحي تک‌تک شخصيت‌ها سعي کرديم نوعي نگاه خاکستري به آنها وجود داشته باشد و مخاطب بتواند بدرستي درک‌شان کند. در انتخاب بازيگران هم همين‌طور بود و ما بر مبناي مقتضيات روز جامعه و ملاک‌هايي که در آن روزها وجود داشت و بازيگراني که در آن برهه شاخص بودند پيش رفتيم و صد در صد در طول ساخت کار هم همچنان از انتخاب‌هايم راضي بودم.
به نظرتان اگر دزدان مادربزرگ امروز و با توجه به شرايط جامعه ساخته مي‌شد، باز مي‌توانست همان موفقيت را تکرار کند؟ آيا مي‌توانست در جذب نگاه مخاطبان همين‌گونه موفق باشد؟
خب آن موقع سريال‌ها فضاي ديگري داشتند.در آن زمان يک سريال تلويزيوني با بودجه خيلي کمتري ساخته مي‌شد، اما امروز همه‌چيز عوض شده است و ديگر توليد يک اثر با شرايط آن روزها امکان‌پذير نيست. با اين حال گمان مي‌کنم دزدان مادربزرگ با توجه به ماهيت و محتوايي که دارد، پخش آن در شرايط امروز هم جواب مي‌دهد و من هنوز مي‌شنوم مردم به سريال علاقه‌مند هستند و در بازپخش‌ها تماشايش را از دست نمي‌دهند. داستان اين مجموعه هنوز در جامعه تازگي دارد و از ارزش‌ها و احترام‌هايي صحبت مي‌کند که رعايت کردنشان هنوز لازم است. با اين حال فکر مي‌کنم دزدان مادربزرگ در زمانه ساخت خودش از جانب تلويزيون مورد نوعي بي مهري واقع شد و آن‌طور که بايد، ديده نشد. اين سريال هنوز در ذهن مردم زنده است و از تلويزيون مي‌خواهم با بازپخش مجموعه، اين خاطره شيرين را دوباره در ذهن‌ها تکرار کند.
متاسفانه خانم خردمند و مرحوم پناهي که از جمله بازيگران اصلي اين مجموعه بودند، ديگر در ميانمان نيستند. از اين دو نفر چه خاطره‌اي داريد؟ شخصيت آنها در پشت صحنه مجموعه چطور بود؟
مرحوم حسين پناهي، بازيگر بسيار بااستعدادي بود که نقشش در طول اين مجموعه و رابطه‌اي که با مادربزرگ داشت، بسيار ديده شد و مسير بازيگري‌اش را متفاوت کرد. مرحوم خردمند هم بانويي بسيار ارزشمند و خوش‌بيان بود. ايشان در پشت صحنه هم مادر خوبي بودند و به لحاظ اخلاق، رفتار، احساسات و ديگر موارد عالي به نظر مي‌رسيدند. از جمله عواملي که به بهتر ديده شدن دزدان مادربزرگ و تاثير آن روي مخاطبان کمک کرد، همين حضور خانم خردمند بود. نوع بازي او ، روابط و ديالوگ‌هايش در مواجهه با نسل جوان، تاثيرگذار بود و قصه را هم شيرين‌تر مي‌کرد. جاي دريغ است که آن تقدير براي اين دو نفر پيش آمد و از دست رفتند. با اين حال بازي‌هايشان در مجموعه ماندگار شد.
منوچهر حامدي رفت و نيامد
يادم نيست سر ضبط کدام صحنه بوديم که دوسه نفر به حياط آمدند و گفتند با يکي از بازيگرانم (منوچهر حامدي) که نقش يکي از پسرهاي مادربزرگ را بازي مي‌کرد، کار دارند. قرار شد حامدي براي سفري يکروزه به شمال کشور برود و بعد فرداي آن روز صبح براي ادامه ضبط مجموعه برگردد. اما بعدازظهر تماس گرفتند و گفتند او بر اثر تصادف فوت کرده است. خاطره عجيبي بود. او بازي‌هاي زيادي هم داشت و مدتي طول کشيد تا بازيگري ديگر پيدا کرده و ادامه صحنه‌ها را با او ضبط کنيم.
خانه مادربزرگ کو؟
از جمله نکاتي که حتي هنوز و هنگام تماشاي دوباره مجموعه «دزدان مادربزرگ» خودنمايي مي‌کند، ساختار و طراحي خانه مادربزرگ است. عمارتي بزرگ، باشکوه و همچون صاحبش بااصالت که مادربزرگ در آن به تنهايي با خاطرات همسر از ياد رفته و فرزندان ازدواج کرده‌اش روزگار سر مي‌کرد؛ عصرها در حياطش قدم مي‌زد و گهگاه منظره زيبايش را از دريچه ايوان به تماشا مي‌نشست. به گفته صباغ‌زاده، اين خانه که از جمله عمارت‌هاي قديمي و تاريخي تهران است در مرکز شهر تهران و شايد بهتر بايد گفت، قلب آن قرار دارد.
پل حافظ را به سمت حسن‌آباد که مي‌پيچيد، در يکي از کوچه‌هاي کوچک و فراموش شده خانه‌اي رخ مي‌نمايد که ظاهرش هنوز همان تصوير ۲۰ سال قبل مجموعه را تداعي مي‌کند. از داخل عمارت اما خبري در دست نيست. ساختمان در دهه ۷۰ در دست يکي از نهادهاي رسمي بوده و براي مدتي در اختيار گروه توليد مجموعه قرار گرفته و بازسازي شده است. بعد از آن تاريخ و وقتي کار گروه تمام شد هم دوباره آن نهاد اختيارش را در دست گرفته و حتي صباغ‌زاده مي‌گويد خودش هم ديگر به درون خانه نرفته است.
اگر روزي سر و کارتان به منطقه خيابان جمهوري افتاد، اگر هواي قدم زدن داشتيد و اگر مسيرتان از ميان پس‌کوچه‌هايش گذشت، شايد اين عمارت را ديديد و اگر اين‌طور شد، يادي هم از مادربزرگ قصه کنيد و فاتحه‌اي برايش بخوانيد.
بانوي مهربان تلويزيون
محسن محمدي


خبرگزاری آريا – در جست‌وجوي قهرمان‌هاي وطني


در جست‌وجوي قهرمان‌هاي وطني

خبرگزاري آريا – در کنار اين همه قهرمان کارتوني از سيندرلا تا السا و باب اسفنجي تا بره‌ناقلا، حتي يک قهرمان، يک شخصيت کارتوني جذاب و دوست‌داشتني وطني نداريم که سهمي در خاطرات کودکي نسل‌هاي مختلف داشته باشد.‌ چرا؟!
کارشناسان و اهالي انيميشن در اين‌باره به نکات متعددي اشاره مي‌کنند: نبود بودجه، ضعف کيفي توليدات ايراني، بي‌برنامه بودن در توليد، مهاجرت متخصصان اين حوزه، نبود سرمايه‌گذار، بي‌تجربه بودن در تجاري‌سازي و برندسازي انيميشن و… عده‌اي از فعالان انيميشن، آن را رو به احتضار مي‌دانند و برخي ديگر از جمله رئيس مرکز صبا به آينده اين هنر صنعت در ايران بسيار اميدوارند.
براي ارزيابي درست وضعيت انيميشن چه چيزي بهتر از بررسي عملکرد و طرح چالش‌ها و موانع پيش روي انيميشن‌سازي در مهم‌ترين و اصلي‌ترين متولي توليد انيميشن در ايران که صبا نام دارد و از
۲۲ سال پيش فعاليتش را آغاز کرده است.
قهرمان‌ها از کجا مي‌آيند
قهرمانان کارتوني يا شخصيت‌هاي محبوب دنياي فانتزي، معمولا از دل انيميشن‌هاي صنعتي و توليدات سريالي متولد مي‌شوند؛ محصولاتي که در تعداد قسمت‌هاي بالا ساخته مي‌شوند و براي فروش و عرضه محصولات جانبي اين آثار، از پيش برنامه‌ريزي صورت گرفته است.
به نظر مي‌رسد در حال حاضر، توليد چنين محصولاتي بيشتر از هر جاي ديگري در مرکز صبا ميسر است. شنيده‌ها حاکي است، گام‌هايي براي صنعتي شدن انيميشن در اين مرکز برداشته شده و مي‌توان منتظر اتفاقات تازه‌اي بود!
به سوي صنعت انيميشن
مرکز پويانمايي صبا سال ۱۳۷۴ با هدف توليد انيميشن داخلي و بومي براي تلويزيون شکل گرفت. محمدرحيم ليواني، رئيس مرکز صبا که تجربه‌هاي متنوعي در مديريت بخش‌هاي مختلف توليد تلويزيوني دارد، تاسيس اين مرکز را ايده‌اي بسيار نو و پيشرو مي‌داند، چرا که اعتقاد دارد صبا به منظور برون‌سپاري توليد انيميشن مورد نياز تلويزيون راه‌اندازي شده است.
اهالي انيميشن به خاطر مي‌آورند که توليد انيميشن در صبا با برون‌سپاري آغاز نشد. ليواني در اين باره به جام‌جم توضيح مي‌دهد: مهم‌ترين آثار انيميشني ايران تا پيش از شکل‌گيري صبا به توليدات کوتاه جشنواره‌اي و تجربي محدود مي‌شد و شرکت‌ها و استوديوهاي انيميشن‌سازي قابل اعتنايي در ايران وجود نداشت که برون‌سپاري صورت بگيرد. به دليل نبود زيرساخت‌ها تقريبا تا سال ۱۳۸۰ انيميشن به شکل متمرکز و گلخانه‌اي در مرکز صبا توليد مي‌شد و بعد از آن بود که برون‌سپاري آغاز شد.
تحريم و اختراع دوباره چرخ
مرکز صبا از سال ۱۳۸۰ به بعد جايي بود که توليدکنندگان انيميشن مي‌توانستند به آن مراجعه کنند و سفارش بگيرند. به گفته ليواني، اين مرکز قدم در راهي ناپيموده گذاشته بود که هيچ دانش و تجربه‌اي درباره‌اش وجود نداشت، بنابراين يک دهه ديگر هم به آزمون و خطا گذشت.
رئيس مرکز صبا قبول ندارد که نبود يک سند راهبري، سبب شده دوره آزمون و خطا در صبا طولاني شود و تاکيد مي‌کند: توليد انيميشن براي مصرف شبکه‌هاي سيما، هدف اصلي و محوري مرکز صبا بوده و مسير آزمون و خطا بايد طي مي‌شد. به نظرم اين نگاه به صبا برآمده از قياس اين مرکز با شرکت‌هاي بزرگ انيميشن‌سازي است، در حالي که آنها سال‌ها زودتر از ما شروع کردند و در نتيجه جلوتر از ما هستند، اما همان‌طور که رهبر معظم انقلاب هم اشاره کرده‌اند با تکيه بر توانايي جوانان ايراني و به پشتوانه فرهنگ غني ايراني ـ اسلامي اين فاصله را بسرعت کاهش مي‌دهيم و تا امروز هم روند قابل قبولي داشته‌ايم.
در پيشبرد اهداف مرکز صبا از تجربه کشورهاي موفق استفاده نشده است، درست مانند اين که يک بار ديگر بخواهيم چرخ را اختراع کنيم. ليواني در اين باره به تحريم اشاره مي‌کند و آن را دليل مهم بي‌بهره ماندن از تجربيات جهاني مي‌داند. با اين همه او به جوانان ايراني افتخار مي‌کند که در چنين شرايطي متوقف نشده‌اند و استوديوها و شرکت‌هاي متعدد انيميشن‌سازي را شکل داده اند و البته به مخاطب نيز حق مي‌دهد توقع کارتون‌هايي در حد آثار موفق جهان از صبا و توليدکنندگان ايراني داشته باشد.
فصل برداشت از صبا
تولد استوديوها و شرکت‌هاي انيميشن‌سازي از نگاه رئيس صبا، مرهون وجود اين مرکز است. او همچنين از کسب تجربيات ارزشمند در زمينه توليد انيميشن در صبا خبر مي‌دهد که با سرمايه‌گذاري سازمان صدا و سيما ميسر شده و زيرساخت‌هاي توليد صنعتي انيميشن را در ايران فراهم آورده است.
توليد ۱۰۴ ساعت انيميشن با کيفيت «الف»، ماموريتي است که اين روزها به عهده مرکز صباست و بر اساس اظهارات ليواني، صبا ظرفيت دارد که توليداتش را چهار برابر کند.
حالا بر‌خلاف اواخر دهه ۸۰ که توليدات اين مرکز در مواردي نيمه‌کاره رها مي‌شد، يک سريال ۵۰۰ قسمتي در اين مرکز توليد شده و سريال‌هاي زيادي با قسمت‌هاي بيشتر از صد قسمت در دست توليد قرار دارند. همچنين از سال ۹۲ تمام محصولات اين مرکز به صورت فول اچ‌دي با صداي استريو توليد مي‌شود و گام‌هايي براي توليداتي با کيفيت بالاتر برداشته شده است.
تمام زيرساخت‌ها براي معرفي قهرمانان کارتوني فراهم است، سازندگان انيميشن پخته و با تجربه شده‌اند و راهکارهاي توليد صنعتي نيز تا حدي شناسايي شده‌اند، اما چرا هنوز هيچ قهرماني از صبا معرفي نشده است.
عزم ملي براي صنعت انيميشن
در حالي که رئيس صبا معتقد است فصل برداشت از اين مرکز فرارسيده و تلويزيون توانسته با بودجه محدود، زيرساخت‌هاي صنعتي شدن انيميشن را نه فقط براي خودش، بلکه براي کشور فراهم کند، مشکل بودجه يکي از مهم‌ترين موانع براي توليد انيميشن‌هاي ماندگار است.
رئيس مرکز صبا تاکيد مي‌کند انيميشن يک صنعت استراتژيک محسوب مي‌شود و دانش بنيان است؛ بنابراين وقتش رسيده مجلس و دولت براي حمايت از توليدکنندگان و برداشت از مزرعه‌اي که صدا و سيما مهيا کرده، وارد ميدان شوند.
در کشورهايي ماننده کره‌جنوبي، چين و حتي هند که خيزهاي بلندي براي ورود به بازار انيميشن برداشته‌اند، دولت‌ها از استوديوها و شرکت‌هاي توليد انيميشن حمايت مي‌کنند. صنعت سودآوري چون انيميشن که درآمدش در برخي کشورها از درآمد صادرات نفت کشورمان بالاتر است، ارزش سرمايه‌گذاري و حمايت را دارد به شرط آن که توليدات ايراني قابليت عرضه و سودآوري داشته باشند. به عبارتي، معناي توليد صنعتي زماني تکميل مي‌شود که برندسازي و معرفي قهرمانان کارتوني با نگاه تجاري و معرفي و فروش در عرصه بين‌المللي صورت بگيرد.
محصولي متفاوت براي بازار جهاني
پخش انيميشن‌هاي ايراني از تلويزيون و پاسخ به نياز مخاطبان داخلي، يکي از دلايل و قطعا مهم‌ترين دليل براي توليد انيميشن در کشور است، اما حتما مي‌توان به بازارهاي جهاني هم نگاهي داشت و بخشي از بودجه توليدات تلويزيوني را از اين مسير تامين کرد.
رئيس مرکز صبا درباره بازاريابي براي توليدات صبا و فروش آنها به شبکه‌هاي خارجي مي‌گويد: اموري مانند بازاريابي، توليد لوازم جانبي و تبليغات، از بخش‌هاي تخصصي صنعت و تجارت محسوب مي‌شوند. مرکز صبا بر توليد تمرکز دارد و بازاريابي و فروش توليدات سازمان صدا و سيما در مرکز رسانه بين‌الملل انجام مي‌شود که تخصصش در اين زمينه است و در بازارهاي بين‌المللي حضور دارد. همچنين زيرساخت‌ها براي توليد لوازم جانبي نيز فراهم شده و حتي شرکت‌هاي خصوصي مي‌توانند در اين باره اقدام کنند و اجاره بهره‌برداري از کاراکترهاي انيميشني، عروسکي و ساير توليدات تلويزيوني را براي توليد اسباب‌بازي، نوشت‌افزار، عروسک و‌… دريافت کنند.
ليواني درباره فروش آثار ايراني به دو نکته مهم اشاره مي‌کند: توليدات ايراني به نسبت کشورهاي منطقه و جهان، ارزان تمام مي‌شود و ديگر مزيت نسبي ما، فرهنگ ايراني ـ اسلامي است که مي‌تواند در قالب محتواي پاک و باکيفيت به شبکه‌هاي منطقه و جهان عرضه شود. رئيس مرکز صبا معتقد است توليدات ايراني تا امروز در بازارهاي جهاني حضور پررنگي نداشته‌اند و سبک و سياق اين آثار مي‌تواند براي بسياري از شبکه‌هاي خارجي، تازه و جذاب باشد.
نبض قهرمان‌ها و تپش آنتن
مسير طولاني و دشوار مرکز صبا و انيميشن ايران براي رسيدن به فصل برداشت، حکايت از آن دارد که تا امروز نمي‌شد از متوليان و توليدکنندگان ايراني توقع خلق قهرمان‌هايي را داشت که بتوانند جاي بن‌تن، باب اسفنجي، ديجيمون‌ها و مينيون‌ها را در قلب بچه‌ها بگيرند.
به استناد مواردي که در اين گزارش به آنها اشاره شد، حالا همه چيز مهياست و مرکز صبا نيز درصدد فرصت‌سازي براي توليد قهرمان‌هاي کارتوني است. به اين منظور توليدات اين مرکز در صد قسمت و بيشتر توليد مي‌شود، تبليغ و معرفي اين آثار در دستور کار قرار دارد و زمينه براي افزايش ظرفيت توليد فراهم است، اما نمي‌توان تپش بي‌وقفه نبض آنتن را ناديده گرفت.
تا سال ۱۳۹۱ شبکه‌هاي يک، پنج و جام‌جم براي کودکان کارتون پخش مي‌کردند و در پنج سال گذشته کانال‌هاي نهال، پويا و اميد هم به اين فهرست اضافه شده‌اند. بخشي از اين کارتون‌ها محصولاتي است که از کشورهاي ديگر خريداري مي‌شود و بخش ديگرش را مرکز صبا توليد مي‌کند. با اين وصف مرکز صبا آنچنان که ليواني مي‌گويد بايد با کنترل سه اهرم زمان، بودجه و کيفيت، دست به توليد بزند و به موازات اين مامورت مهم، برندسازي يا ايجاد فرصت براي معرفي قهرمان‌هاي کارتوني را به انجام برساند. به نظر مي‌رسد صبا در مرحله و موقعيت تازه‌اي قرار گرفته که قبلا تجربه نشده و ظرافت‌هاي خاص خودش را دارد.
شکرستان به فرنگ مي‌رود
رسانه بين‌الملل سازمان صدا و سيما در زير مجموعه تامين برنامه، گام‌هاي بلندي براي فروش توليدات تلويزيون از جمله انيميشن‌ها برداشته است. بر اساس اظهارات مدير رسانه بين‌الملل، زيرساخت‌ها و قوانين مورد نياز براي فروش توليدات تلويزيون از جمله انيميشن‌هاي توليد صبا فراهم است و تاکنون يکي دو انيميشن ايراني از جمله شکرستان به شبکه‌هاي خارجي فروخته شده است. دکتر محمد حق‌شناس از شکل‌گيري ساز و کارهاي تسهيل‌کننده در اين مرکز براي بازاريابي و فروش آثار ايراني خبر مي‌دهد. به گفته مدير رسانه بين‌الملل، بجز فروش چند انيميشن از جمله شکرستان، مذاکراتي براي توليد مشترک انيميشن و جذب سرمايه‌گذار خارجي انجام شده است.
البته وي اطلاع‌رساني در اين باره را به زماني موکول مي‌کند که اطمينان حاصل شود مانع يا مسأله‌اي در اجراي اين قراردادها ايجاد نخواهد شد.
آذر مهاجر


خبرگزاری آريا – کامبيز ديرباز در سريالي کمدي + عکس


کامبيز ديرباز در سريالي کمدي + عکس

خبرگزاري آريا – کامبيز ديرباز در سريال «کلاف‌هاي رنگي» که مضموني کمدي-اجتماعي دارد، ايفاي نقش مي‌کند.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از مهر، تصويربرداري سريال «کلاف‌هاي رنگي» به کارگرداني وحيد اميرخاني و تهيه‌کنندگي سيدمرتضي فاطمي، هفته آينده آغاز مي‌شود.
اين سريال ۱۵ قسمتي به نويسندگي حسين تراب‌نژاد، مضموني‌ کمدي و اجتماعي دارد که پيش توليد آن از دي آغاز شده است.
کامبيز ديرباز، پروانه معصومي، بهرام افشاري، نادر سليماني، کاظم سياحي، مريم سعادت و شهره سلطاني از بازيگراني هستند که تاکنون حضورشان در اين سريال قطعي شده است.


خبرگزاری آريا – سريال‌هاي نوروز ۹۷ مشخص شدند


سريال‌هاي نوروز 97 مشخص شدند

خبرگزاري آريا – اسامي سريال‌هاي منتخب براي پخش سراسري از شبکه‌هاي مختلف سيما در ايام نوروز مشخص شدند.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از مهر، حدود يک ماه تا نوروز ۹۷ باقي مانده است و سازندگان سريال هاي نوروزي در تب و تاب رساندن آثارشان براي اين ايام هستند. بعضي از اين توليدات نوروزي آماده تر هستند و بعضي هنوز ضبط و تصويربرداريشان ادامه دارد.
امسال چهار سريال از شبکه هاي سيما با يکديگر به رقابت مي پردازند که شامل «پايتخت ۵» از سيروس مقدم در شبکه يک، «تعطيلات رويايي» از عليرضا اميني در شبکه دو، «ديوار به ديوار ۲» از سامان مقدم و «آرماندو» ساخته احسان عبدي پور در شبکه سه و همچنين «هيات مديره» ساخته مازيار ميري در شبکه پنج که البته در نهايت ازميان ۲ سريال شبکه سه يکي انتخاب مي شود.
انتخاب سريال هاي نوروزي بر عهده معاونت سيماست و هر ساله يکي از مسايل چالشي سازمان مساله انتخاب و اعلام سريال هاي نوروزي شبکه هاست که علي رغم اينکه مي تواند زودتر اعلام شود گاهي تا شب عيد همه معادلات تغيير مي کند و يک سريال حذف و يا شبکه پخشش تغيير مي کند.
امسال با انتخاب «ديوار به ديوار» و «پايتخت»، ۲ سريال که دنباله کارهاي قبل هستند روي آنتن مي روند و بايد ديد فصل هاي جديد اين آثار چقدر مي تواند در جلب نظر مخاطبان موفق باشد.
در کنار اين سريال ها آثار و مجموعه هاي نمايشي ديگري مثل «کلاه قرمزي» کاري از ايرج طهماسب، «شب عيد» به کارگرداني سعيد آقاخاني و… نيز در دستور کار قرار دارد.
از زبان تهيه کننده هاي بعضي از اين سريال ها در جريان آخرين خبرهاي آنها قرار گرفتيم و گزارشي از روند توليد اين آثار نمايشي را در زير مي خوانيد.
شبکه يک

الهام غفوري تهيه کننده «پايتخت» درباره اين مجموعه که قرار است نوروز ۹۷ از شبکه يک روي آنتن برود، گفت: کار راف کات ها به پايان رسيده و ما همزمان مشغول صداگذاري و ساخت موسيقي هستيم.
وي ادامه داد: بخشي از جلوه هاي ويژه اين کار نيز همچنان ادامه دارد.
اين فصل از «پايتخت» از جلوه هاي ويژه وسيع و پر رنگ و لعابي برخوردار است
اين تهيه کننده در پايان اظهار کرد: اين فصل از «پايتخت» از جلوه هاي ويژه وسيع و پر رنگ و لعابي برخوردار است و اين مساله کار ما را سنگين و مراحل فني را طولاني تر از هميشه خواهد کرد.
سري پنجم سريال «پايتخت» به کارگرداني سيروس مقدم ارديبهشت ماه سال جاري در روستايي در شيرگاه کليد خورد و بيشتر تصاوير آن در تهران گرفته شد. همچنين اين گروه براي تصويربرداري بخشي از داستان نيز به خارج از کشور سفر کردند.
سازمان اوج در ساخت اين فصل از «پايتخت» با آن مشارکت کرد و احتمالا تا چند وقت ديگر کار صداگذاري و موسيقي به طول بينجامد.
محسن تنابنده با نقش نقي، ريما رامين فر با نقش هما، احمد مهرانفر با نقش ارسطو، عليرضا خمسه با نقش بابا پنجعلي بازيگران اصلي اين سريال هستند.
شبکه دو

سريال «تعطيلات رويايي» به کارگرداني عليرضا اميني و تهيه کنندگي مجيد اوجي براي شبکه دو ساخته مي شود و هم اکنون عوامل اين سريال در جزيره کيش مشغول تصويربرداري آن هستند. تاکنون حدود ۶۰ درصد از کل سريال ضبط و تصويربرداري شده است و تدوين ان به صورت همزمان انجام مي شود تا به پخش نوروز ۹۷ برسد.
تصويربرداري اين سريال ۱۱ دي ماه در شهر شيراز کليد خورد و پس از گرفتن تصاويري در اين شهر گروه به تهران آمده و سپس براي ادامه کار به کيش رفتند.
در بخش شيراز تصاوير زيادي از مکان هاي باستاني و ديگر لوکيشن هاي تاريخي اين شهر گرفته شده است.
محمدرضا شريفي نيا، افسانه بايگان، محمود عزيزي، افسر اسدي، رضا يزداني، علي صادقي، علي اوجي، مريم معصومي، خاطره حاتمي، لاله اسکندري و مرتضي علي آبادي از ديگر بازيگران اين سريال هستند.
احتمال دارد تصويربرداري اين مجموعه تا اواسط اسفندماه سال جاري به پايان برسد.
شبکه سه

ابتداي امسال سريال «آرماندو» به کارگرداني احسان عبدي پور و تهيه کنندگي ايرج محمدي براي پخش نوروزي از شبکه سه سيما به توليد رسيد.
ايرج محمدي در گفتگوي کوتاهي با خبرنگار مهر درباره روند توليد اين سريال بيان کرد: سريال آماده شده است و ما در حال صداگذاري و ساخت موسيقي هستيم و تا ۱۰ روز ديگر کار موسيقي سريال آماده خواهد شد.
وي درباره انتخاب اين سريال به عنوان اثر نوروزي شبکه سه عنوان کرد: اين که چه سريالي در نوروز پخش مي شود نکته اي است که مديران از آن خبر دارند و ما هنوز اطلاعي در اين زمينه نداريم.
محمدي در پايان گفت: نوروز زمان مناسبي براي پخش اين سريال است ولي در فصول و زمان هاي ديگر هم مي تواند پخش شود.
قصه «آرماندو» درباره شخصيتي است که چند نقش را بازي مي‌کند، به زندگي هنروران مي پردازد و فضايي کمدي دارد
قصه «آرماندو» درباره شخصيتي است که چند نقش را بازي مي‌کند، به زندگي هنروران مي پردازد و فضايي کمدي دارد. حميدرضا آذرنگ در اين سريال نقش شخصيتي با نام آرمان را بازي مي کند.
حميدرضا آذرنگ، مرجانه گلچين، سحر ولدبيگي، اليکاعبدالرزاقي، محمدرضا هدايتي، عليرضا استادي، علي مسعودي، علي اوجي و… در اين سريال بازي مي کنند.
ديوار به ديوار

اين سريال نيز ۱۵ قسمت دارد و به زودي خواننده تيتراژ آن نيز مشخص مي شود.
همچنين سريال «ديوار به ديوار ۲» به کارگرداني سامان مقدم و تهيه کنندگي حميد رحيمي نادي هم اکنون در حال تصويربرداري است. نوروز ۹۶ فصل اول اين سريال به سرپرستي خشايار الوند به نگارش در آمد.
فصل دوم سريال نيز چند ماه پيش کليد خورد و گفته شد که اين فصل نيز براي نوروز ۹۷ تدارک ديده مي شود.
لوکيشن سريال در فصل جديد تغيير و به عمارتي در محله دولت تهران انتقال پيدا کرد. تاکنون بيش از ۵۰ درصد از تصويربرداري اين سريال انجام شده است و عوامل طي روزهاي اخير بخش هاي گذري و خياباني کار را ضبط کرده اند.
گوهر خيرانديش، رويا تيموريان، فرهاد آييش، پژمان جمشيدي، ويشکا آسايش، آزاده صمدي، اميرمهدي ژوله و… در فصل اول اين سريال به ايفاي نقش پرداختند که در فصل دوم فقط ژوله حضور ندارد و بازيگران ديگري هم به کار اضافه شده اند. حدود يک هفته است که علي قربان زاده و ميترا حجار به عنوان بازيگران جديد به اين سريال پيوسته و جلوي دوربين رفته اند.
شبکه پنج

شبکه پنج سال گذشته سريالي براي پخش نوروزي نداشت اما از ابتداي امسال چندين سريال در کنداکتور خود قرار داده است و امسال قرار است دوباره سريال نوروزي پخش کند.
مجيد پرکار جانشين تهيه کننده سريال «هيات مديره» درباره جزيياتي از ساخت اين مجموعه ۱۰۰ قسمتي به کارگرداني مازيار ميري به خبرنگار مهر بيان کرد: اين سريال يک کار آپارتماني است که فضايي شيرين دارد و درباره موضوعات و چالش هايي است که ساکنان يک برج طي اتفاقاتي با آنها مواجه مي شوند.
وي اضافه کرد: با هيات مديره اي که در اين ساختمان توسط عده اي از خانم ها شکل مي گيرد و اصلاحاتي که در مديريت ساختمان اتفاق مي افتد داستان اين سريال نيز پيش مي رود.
پرکار درباره جزييات پخش اين مجموعه نوروزي اظهار کرد: ۱۵ قسمت از اين سريال براي پخش در نوروز در حال آماده شدن است که البته تصويربرداري کار به صورت رج زني است و تدوين، صداگذاري و آهنگسازي به صورت همزمان در حال انجام است.
«هيات مديره» به تهيه کنندگي مهران رسام ساخته مي شود و در آن بازيگراني نظير ثريا قاسمي، مريم اميرجلالي، حديث ميراميني، احسان کرمي، اميررضا دلاوري، رابعه مدني و اليکا عبدالرزاقي، ليلي رشيدي، زهرا داوودنژاد، رحيم نوروزي و کمند اميرسليماني به ايفاي نقش مي پردازند.
لوکيشن اصلي اين سريال در منطقه چيتگر واقع شده است و لوکيشن هاي ديگري در اطراف درياچه چيتگر، دفتر املاک و… تصويربرداري شده است.
خواننده تيتراژ اين سريال نيز به زودي مشخص خواهد شد.
بايد ديد امسال از ميان سريال هاي نوروزي کداميک نظر مخاطبان را بيشتر جلب خواهند کرد و مخاطبان از کدام اثر رضايت بيشتري خواهند داشت.


1 105 106 107 108 109 119