Tag Archives: آنها

خبرگزاری آريا – نادر مشايخي: صداها وجود دارند تا انسان‌ها جنبه‌ي عاطفي به آن‌ها بدهند


نادر مشايخي: صداها وجود دارند تا انسان‌ها جنبه‌ي عاطفي به آن‌ها بدهند

خبرگزاري آريا – ساز شهري زيگورات ساخته‌ي «آستياژ ضيائي» عصر سه شنبه -بيست و پنجم ارديبهشت ماه جاري- طي مراسمي با حضور جمعي از هنرمندان و صاحب نظران عرصه‌ي موسيقي، شهرسازي و معماري در فرهنگسراي نياوران رونمايي شد
.
در آغاز اين مراسم که اجراي آن به عهده‌ي «محمود توسليان» – منتقد و روزنامه نگار حوزه‌ي موسيقي- بود، ابتدا دکتر «آريو ناصريان» -معمار و استاد دانشگاه- به ايراد سخن‌راني پرداخت و با ارائه‌ي تعاريفي از مفهوم شهر و طبقه بندي کمي و کيفي آن گفت: «زندگي يعني توان لذت بردن از زمان سپري شده که با مقوله‌ي بقا فرق دارد؛ پس بايد بياييم ببينيم که ما اين شهر را براي بقا انتخاب مي کنيم يا براي زندگي. بهتر است از خودمان بپرسيم که آيا اين شهر همان شهري است که فريدون مشيري و سهراب سپهري در آن زندگي کرده‌اند يا شهري است آکنده از تلاش‌هاي انسان براي بقا. اين جاست که زايش فرهنگي نقش و اهميت خود را نشان مي دهد. پرداختن به مسائلي مانند هنر و فرهنگ مي تواند ما را به يک توسعه‌ي پايدار نزديک کند که از مولفه‌هاي مهم مفهوم زندگي است.»‌
اين فارغ التحصيل دانشگاه ساپينزا افزود: «کيفيت بخشي به فضاهايي که در آن زندگي مي‌کنيم، يکي از راه‌هايي است که مي‌تواند به ما کمک‌هاي شاياني در اين زمينه کند؛ اما اين مهم چگونه اتفاق مي‌افتد؟ بايد بياييم به فضاهاي عمومي فکر کنيم و به اينکه چگونه مي‌توانيم اين کيفيت بخشي را در آنها گسترش دهيم؛ اگر چه برخي از نشانه‌هاي فرهنگي در فضاهاي عمومي شهر ما وجود دارد؛ اما جاي هنر در اين بين خالي است. شايد بگوييد اين همه مجسمه و نقاشي داريم؛ اما اينها همه هنرهاي يک طرفه است که مردم در روند خلق آن نقشي ندارند. هنر شهري يک هنر تعاملي است. شهر يک گالري نيست که نقش هنرمند از مردم جدا باشد. زيگورات مي تواند ابزار مناسبي براي به وجود آوردن تعامل هنرمندانه ميان مردم و شهر باشد؛ چنين وسيله‌اي مي‌تواند زندگي کردن را از همان کودکي به کودکان ما بياموزد نه بقا را و موسيقي بهترين بهانه براي حرکت کردن به سمت تعامل و زندگي است.»‌
دومين سخنران اين رويداد «نادر مشايخي»- آهنگساز و رهبر ارکستر- بود که ضمن خوانش بيتي ازحافظ گفت: «اين ما هستيم که به عنوان شنونده مي‌توانيم هر صدايي را به موسيقي تبديل کنيم. اگر ما سمفوني پنج بتهوون را نشنويم يعني اين سمفوني وجود ندارد.»‌
مشايخي در ادامه با دعوت حاضران به ده ثانيه سکوت چنين بيان کرد: »ما مي توانيم اين اصوات را به موسيقي تبديل کنيم. موسيقي به شنيدن احتياج دارد و جزلاينفک آن است.حالا دست ماست که بخواهيم جنبه‌ي اخباري صدا را کشف کنيم يا جنبه‌ي عاطفي آن را. همجواري از نيازهاي اوليه‌ي انسان است که با صدا مي‌توان آن را ايجاد کرد، بدون اينکه کلمه‌اي صحبت کنيم؛ فقط صداست که مي‌تواند اين اتفاق را رقم بزند. صداها وجود دارند که انسان‌ها جنبه‌ي عاطفي به آن ها بدهند بدون اين که عاشق هم بشوند يا از هم متنفر شوند. زيگورات و همانندانش مي توانند اين همجواري را ايجاد کنند.»‌
«معصومه مهرعلي»- مدرس و محقق آواز اصيل ايراني – ضمن تقدير از تلاش و همت اين بانوي هنرمند اظهار داشت: «بي‌شک تعامل در جوامع انساني يک ضرورت است و خلاقيت در به وجود آوردن اين تعاملات امري ضروري‌ت؛ کمااينکه نحوه‌ي برگزاري اين گردهمايي هم بيانگر چنين نگاه خلاقي است. اينکه دوستان و حاضران به دور از هر گونه تکلف و ارزش‌گذاري در کنار هم ايستاده‌اند تا شاهد رونمايي از اين دستاورد خلاقانه باشند. نياز جامعه اين بود که بانوان بخوانند که متاسفانه نشد و حيف شد؛ چرا که اين مسير به هردو جنس نياز داشت؛ کما اينکه اگر فقط خانم‌ها مي خواندند نمي شد؛ اما ما باز حضور داريم. من امروز اين جا حاضر شدم تا از اين بانوي هنرمند تشکر کنم که با تلاش و همت و پشتکار اين جريان را در فرهنگ ما آغاز کردند و اميدوارم که زيگورات به نقاط مختلف شهر برده شود و من هم بتوانم با بچه‌هاي اين شهر در تعاملي از جنس هنر و زندگي حضور داشته باشم.»‌
در ادامه ي مراسم «بهروز فتحي»- معاون برنامه ريزي سازمان زيبا سازي شهر تهران-از تلا‌ هاي سيد عباس سجادي مدير بنياد آفرينش هاي هنري نياوران و عملکرد موفق ايشان در ارتقاي امور هنري ياد کرد و گفت: «احتمالا در خيابان‌ها و پارک‌ها و اتوبان‌هاي مختلف آثار حجمي زيادي ديده‌ايد، اما در بسياري از مواقع آنها را ناديده مي‌گيريم. در واقع به نوعي ارتباط يک طرفه است و آن چه که در اين بين اتفاق نمي افتد تعامل است؛ بعد از ديدن ويدئويي درباره ي زيگورات با همکاران بيشتر متوجه جاي خالي اين تعامل شديم و به اين نتيجه رسيديم که چنين سازه‌اي روند اين تعامل‌هاي شهري را سرعت مي‌بخشد؛ از همين روي از جناب دکتر جعفري-معاون فني سازمان زيباسازي شهر تهران – هم دعوت کردم که بتوانيم مقدمات بهره برداري از زيگورات را در شهر تهران فراهم کنيم. ايشان هم بلافاصله چند معبر مهم شهر تهران را در نظر آوردند که براي اين اتفاق مناسب است.»‌
سخنران بعدي اين برنامه دکتر «اردوان طاهري»- آهنگساز و دکتراي علم موسيقي از وين- بود. وي با اشاره به اينکه زنده کردن نام زيگورات، زنده کردن فرم است و اين اتفاق خوبي است؛ گفت: «يکي از عوارض تمدن اين است که ما در يک شلوغي زندگي مي کنيم.در واقع عناصر مدنيت با وجود جذاب بودن، زندگي را مختل و روان انسان را دستخوش تغييراتي مي‌کند که هم مي‌تواند خوب باشد هم بد. در کلان‌شهرها اين تغييرات بيشتر به سمت ناخوشي است؛چرا که ذاتا اين روند به سمت هرج و مرج پيش مي‌رود. اين عوارض،روابط بين انساني را هم دچار مشکلاتي مي‌کند؛ مثلا صداهايي که شما عمدتا در تهران مي‌شنويد؛ ناخوشايند هستند و چندان صداهاي مهرباني نيستند. تغيير اين صدا ها مي توانند به ما کمک کنند.»‌
او با اشاره به تاريخچه‌ي ساخت چنين سازه‌هايي در غرب در ادامه افزود: «سازه‌هاي محيطي‌اي مانند زيگورات مي‌توانند با ايجاد مشارکت و تعامل به ما کمک کنند تا حدودي روح خودمان را دستخوش تعييراتي کنيم که درنهايت سودبخش خواهد بود.تهران به عنوان يک کلانشهر به چنين ابزارهايي بسيار نياز دارد که اميدوارم روزي برسد که هنر از ضروري ترين نيازهاي روزمره ي انسان ها واقع شود و نهادهاي متولي اين ضرورت را درک کنند تا انسان ها بتوانند به اين وسيله زندگي بهتري داشته باشند.»‌
محمد علي بهمني که مهمان ويژه ي اين رويداد بود، به خوانش سروده اي مرتبط با مقوله ي شهر و صدا با مطلع «اين گسل بيشتر از اين که نمي‌تواند ويرانم کند» پرداخت
.
در اين بخش از برنامه نوبت به آستياژ ضيائي-طراح و ايده پرداز زيگورات و کارشناس ارشد برنامه ريزي شهري- رسيد که ضمن خير مقدم به حاضران درباره ي مقوله تعامل گفت: «در رابطه با مبحث صدا و شهر صحبت بسيارشده است اما در مورد «منظر شنيداري» کمتر حرف به ميان آمده است.چيزي که شهرسازها بيشتر به آن توجه مي کنند،بحث آلودگي صوتي است و تلاشي که آن ها انجام مي دهند براي کاهش اين آلودگي. اما در صدا پتانسيلي وجود دارد که همان استفاده از صدا براي بخشيدن نشاط و تنوع و سرزندگي به شهر است. »‌
ضيائي در ادامه با اشاره به اهميت فضاهاي عمومي شهر اظهار داشت: «فضاهاي عمومي در تهران به نسبت ساير کلانشهرهاي دنيا بسيار کم است. در چنين شرايطي ماهيت وجودي يک ساز شهري بيشتر نمايان مي شود که با حضورش در فضاهاي عمومي مي توانيم آن شادابي و سرزندگي را به شهر برگردانيم.سازهاي شهري از جمله زيگورات اهداف مختلفي را دنبال مي کنند از جمله افزايش مشارکت،ايجاد حس تعلق به آن فضايي که مخاطب به آن احساس تعلق دارد و در نهايت ايجاد يک تصوير ذهني ماندگار از آن فضايي که مخاطب توانسته است با آن تعامل داشته باشد. ساخت زيگورات براي من يک گام اوليه است که در آينده بتوانم ايده هاي شنيداري خود را به نتيجه برسانم.»‌
در اين قسمت از برنامه حاضرين در مراسم به درخواست آستياژ ضيائي چشم هاي خود را بستند و شنواي يک پرفرمنس بودند که از بين مردم و با صداي فلوت آغاز شد و به تدريج با يک دمام و ديجيريدو و کاخن ادامه پيدا کرد و به زيگورات رسيد.در ادامه نوازنده ي زيگورات- حامد ملک- خواستار تعامل و همراهي مردم در ريتم شد که اين درخواست مورد اقبال واقع شد. در اين روند مشارکتي مردم هم در نواختن زيگورات حضور پيدا کردند که موجبات خشنودي و استقبال آن ها را فراهم آورد. حامد ملک(فلوت) ميرامير ميري(کاخن) آرش قباديان(دمام)حاج علي(ديجيريدو) نوازندگان اين پرفورمنس بودند
.
ليلي گلستان،دکتر محسن حبيبي،فردين خلعتبري،رامين بهنا، عليرضا رييس دانا ،حمد ابراهيميان،پري ملکي،مسعود فروتن،حميد اسفندياري،رضا موسوي،شهاب الدين سيدي،سيد عباس سجادي،اميد خاکباز،وحيد عسگريان،مرتضي صنايعي، سيد علي هاشمي ،پيام سوري،توکا و بامداد ملکي و همچنين مصطفي صادق زاده از حاضران در اين مراسم بودند.


شهر در دست زنان؛ سریال‌هایی که زنان در آن‌ها نقش محوری دارند


روزنامه سازندگی – نژلا پیکانیان: زنان؛ این بخش از هر جامعه که توجه به آنها در سیاست های کلان می تواند نشانی از توسعه یافتگی باشد. حالا سال هاست زنان در ایران هم حسابی مورد توجه هستند. از آن روزگاری که آهسته آهسته و بی سروصدا بیش از نیمی از صندلی های دانشگاه ها را از آن خود کردند تا پس از آن و سال های جدید که حضور در بالاترین رده های مدیریتی برای شان هدف شده و در این راه می جنگند.

شاید همین تغییر جامعه باعث شده تا در سال های اخیر محصولات تصویری کشور هم تفاوتی محسوس پیدا کند. محصولاتی که پیش از این زنان را موجوداتی منفعل و اکثر ضعیف نشان می دادند حالا قصه های شان را روی محور زنان می بندند و نقش اصلی شان زنانی مقتدر هستند که دیگر نه در پستو که در رأس هر کاری هستند. زنی که حالا دیگر از دست مرد قصه یک چشمش اشک و یک چشمش خون نیست، بلکه برعکس؛ حتی ممکن است آنقدر پیش رفته باشد که قهرمان مشت زنی باشد و از همسرش به عنوان حریف تمرینی و کیسه بوکس استفاده کند. حالا چند سالی است سریال ها نام زنانه دارند و زنانه تر پیش می روند.

شهرزاد؛ پیش رو در دهه سی

حسن فتحی که در دهه های پیش هم در «شب دهم» و «میوه ممنوعه» نقش زنان را چه در نقش یک بانوی قجری عاشق پیشه و چه در نقش دختر جوانی که دل و دین از پیرمردی زاهد می برد، پررنگ نشان داده بود در دهه ۹۰ با رویکردی جدید به آنها نگاه کرد. زنان «شهرزاد» چهره های قدرتمند قصه را تشکیل می دهند و در شکل گیری بیشتر حوادث آن نقش موثری دارند.

شهر در دست زنان

شهرزاد کاراکتر اصلی این سریال دختری است که در دهه ۳۰ پزشکی می خواند، وارد مسائل مربوط به حقوق زنان می شود و سخنرانی هایی در این موضوع دارد. صلابت او در برخورد با بدمن قصه، قباد دیوانسالار آنقدر است که بعضی می گویند زنان قصه فتحی نه تنها از زنان دهه سی بلکه از زنان دهه های بعدتر هم پیش روتر هستند و حتی این را ایراد قصه می دانند. اگرچه در همین قصه هم زنانی مثل حمیرا یا اکرم داریم که ضعیف نشان داده شده اند اما شهرزاد در نقش یک سوپرمن ظاهر شده و به داد آنها هم می رسد.


گلشیفته؛ مرد یا کیسه بوکس؟!

عقب تر بودن خط قرمزهای شبکه نمایش خانگی شاید ویژگی باشد که کارگردان ها را برای کار در این مدیوم و ورود به مسائلی که سال ها در تلویزیون خط قرمز بوده راغب تر کرده باشد. بعد از موفقیت«شهرزاد»، اقبال به ساخت سریال در این مدیوم بیشتر شد و سریال های دیگری هم ساخته شدند. «گلشیفته» یکی از این سریال هاست که تاکنون چهار قسمت از آن پخش شده است. سریالی با نام زنانه و با محوریت زنان. دختری که رتبه اول کنکور را کسب می کند اما پدر سنتی اش راضی نمی شود به تنهایی راهی تهرانش کند تار شته مورد علاقه اش را دنبال کند؛

شهر در دست زنان

رئیس دانشگاهی که دختر قرار است در آن درس بخواند زنی است که معتقد است پس از سال ها به حقش یعنی بودن در سطوح بالای کاری اش رسیده است. سوی دیگر ماجرا هم استاد زنی روایت می شود که قهرمان مشت زنی است و از همسرش در خانه به عنوان حریف تمرینی استفاده می کند. این زنان در برخورد با مردان قصه هرکدام چالش هایی دارند که در «گلشیفته» به خوبی به تصویر کشیده شده است.


آنام؛ وقتی کیمیا مادر می شود!

جواد افشار پس از «کیمیا» به سراغ ساخت سریال زنانه دیگری رفت. «آنام» که نقش اصلی آن را زنی کارخانه دار بازی می کند که پس از سال ها متوجه دروغ بزرگ همسرش می شود و می فهمد فرزندی که زمان تولدش به او گفتند از دست رفته، زنده است و در خانواده دیگری بزرگ شده و قد کشیده.

شهر در دست زنان

زن های سریال «آنام» هر کدام مشغولیت های خاص خود را دارند. مادری که می خواهد بعد از سی سال برای دخترش مادری کند و از سوی دیگر باید حواسش به کارخانه در آستانه ورشکستگی اش هم باشد؛ دختری که در آستانه مادر شدن است و همزمان نویسنده قصه ای است که کارگرش (در حقیقت) مادرش برایش تعریف می کند. دختر جوانی که در آستانه ازدواج است و پزشک زنی که حالا این شک در دلش لانه کرده که نکند همسرش با کارگر خانه دخترش (مارال) رابطه پنهانی دارد. در این میان، البته که نقش مردان قصه هم کمرنگ نیست و در به وجود آوردن چالش برای زنان حسابی قدرتمند عمل می کنند اما این زنان هستند که قصه را پیش می برند.


هیات مدیره؛ آشفته بازار

مازیار میری با ساخت «هیات مدیره» مرزهای نمادسازی در سریال را یک تنه جابجا کرده است. ساختمان آشفته ای که می تواند نمادی از یک کشور با همه مشکلاتش باشد. همسایه هایی که از هیچ کوششی برای سوءاستفاده از یکدیگر فروگذار نمی کنند و می توانند نمادی از مردم یک کشور باشند، مدیرانی که در اولین فرصت مال همسایه ها را بالا کشیدند و فرار را بر قرار ترجیح داده اند، که البته مثال هایی از آنها در جامعه کم نداریم و خانواده هایی که تمام تلاش شان را برای فرار از آن مجتمع انجام می دهند و به جای حل مشکلات ترجیح می دهند به جای دیگری بروند.

شهر در دست زنان

در این میان خانواده ای از راه می رسند که زن خانواده مدیریت ساختمان را بر عهده می گیرد و تمام مشکلات را حل می کند و به مجتمع آپارتمانی سامان می بخشد. برای این مورد البته هنوز در جامعه می توان مصداق روشنی پیدا کرد و این همان حقی است که فعالان حقوق زنان سال هاست به دنبال آن هستند؛ حق حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی و اجرایی کشور که در سال های اخیر تنها با حضور یکی دو زن به عنوان معاون در کابینه دولت ها از سر وا شده است.


کیمیا؛ قهرمانی بی عیب

به نظر می رسد در سال های اخیر یکی از سریال هایی که نقش زنان در آن کمی روشن تر یا بهتر بگوییم روتر از بقیه بود، «کیمیا» به کارگردانی جواد افشار بود. کیمیا به عنوان قهرمان اصلی قصه که بار اصلی قصه نیز در هر سه فاز سریال بر روی دوش اوست حضوری سیاسی در جامعه زنان خودش، یعنی پیش از انقلاب دارد و تصویری از یک دختر انقلابی از او به مخاطب ارائه می شود. علاوه بر کیمیا، مادرش نیز با این که زنی خانه دار است اما نقشش تنها به ماندن در آشپزخانه محدود نشده و سعی می کند در فعالیت های انقلابی فرزندانش سهیم شود و آنها را همراهی کند.

شهر در دست زنان

او حتی از جامعه خودش نیز جلوتر حرکت می کند و رفتاری روشنفکرانه با بچه هایش دارد. اما فارغ از تمام انتقاداتی که به این سریال درزمان پخش شد، اعم از بازی ها و گریم های غیرقابل باور و پیش پا افتاده یا ارتباط هایی که کیمیا به عنوان یک دختر انقلابی با غیر محارم داشت و این حرف و حدیث ها، بی عیب و نقص بودن شخصیت کیمیا، یکی از نکات مهمی بود که باعث می شد مخاطب در باور و همذات پنداری با او دچار مشکل شود.


تا ثریا؛ میان سالگی

داستان زنی میانسال (با بازی آزیتا حاجیان) که مشکلات زیادی در زندگی اش داشته و در میانسالی با مردی به صورت پنهانی و به دور از چشم فرزندانش ازدواج می کند. پرداختن به معضلات زنی که در میانسالی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند و مجبور است برای حل آنها دست به هر کاری بزند، شاید از نگاه بسیاری از نویسنده ها و کارگردان ها غافل مانده بود اما معضل این زنان در جامعه تا حدودی در مجموعه تلویزیونی «تا ثریا» به تصویر کشیده شد.

شهر در دست زنان

مسئله ازدواج دوم زنانی که به هر دلیل جدا شده اند یا همسرشان را از دست داده اند هنوز هم در جامعه ایران آنقدرها قابل هضم نیست اما «تا ثریا» به اقتضای داستانش این موضوع را نیز در پس قصه اش روایت می کند و مشکلاتی که در ادامه این ازدواج برای شخصیت اصلی قصه، ثریا پیش می آید، برای مخاطب این نتیجه گیری را در پی دارد که زن در جامعه ایران هنوز هم فرسنگ ها با شرایط ایده آل و عادلانه فاصله دارد.


با من بمان؛ خبرنگار ماجراجو

سریال «با من بمان» به کارگردانی حمید لبخنده را در اوائل دهه ۸۰ شاید بتوان از اولین مجموعه هایی دانست که نقش و حضور فعال و تاثیرگذار زن در آن به وضوح مشاهده می شد. لبخنده در «در پناه تو» نیز نقش نسبتا پررنگی برای شخصیت زن قصه اش قائل شده بود و در ادامه در «با من بمان» آن را تکمیل کرد. در بحبوحه پخش مجموعه هایی که بیشتر زنان در قصه آنها خانه دار بودند و تنها مسئولیت مهم زندگی شان غذا پختن و بچه بزرگ کردن بود، این سریال تصویری از یک دختر جوان که شغلش خبرنگاری است را به نمایش گذاشت.

شهر در دست زنان

اما نکته مهم در این سریال فارغ از این که به نقش پر اهمیت زن در جامعه و مشاغل مختلف توجهی ویژه داشت، جلوتر بودن شخصیت اصلی زن قصه، نرگس مینایی از جامعه خودش بود. دختری چادری که با ظاهری آراسته در اجتماع ظاهر می شد و تصویری از یک زن ایده آل در آن شرایط جامعه را تصویر می کرد. دغدغه های این خبرنگار هم حمایت از زنان بی سرپرست بود، مسئله ای که شاید در سال های اخیر در جامعه توجه بیشتری به آن شده اما در آن سال ها صحبت از آن قابل توجه بود.


همه بچه های من؛ مجرد موفق

عجیب است که در بین همه سریال هایی که با محوریت زن و نقش تاثیرگذار او در زندگی در جامعه ساخته شده اند، نام تنها یک کارگردان زن به چشم می خورد و او هم کسی نیست جز مرضیه برومند. برومند در سال های میانی دهه ۸۰ سریالی به نام «همه بچه های من» را برای تلویزیون کارگردانی کرد که محور قصه اش پیرامون شخصیت زنی میانسال به نام پوراندخت (با بازی مهرانه مهین ترابی) بود.

شهر در دست زنان

پوراندخت «همه بچه های من» ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشت اما در زندگی شخصی و حرفه ای خودش بسیار موفق و با اراده بود. در واقع نکته تمایز این سریال با برخی دیگر از مجموعه های شبیه اش در همین نکته بود که یک زن مجرد را آن هم در سنین میانسالی موفق نشان می داد و تصویری عجیب و غریب، سرخورده یا افسرده را از او به نمایش نمی گذارد. اینکه کارگردان زندگی شخصی مستقلی فارغ از حضور همسر و فرزندان برای این زن قائل شده بود، همانطور که خود مرضیه برومند هم چنین وضعیتی را در زندگی شخصی اش دارد و اصلا شاید قصه این سریال برگرفته از زندگی واقعی خود او بوده است.


چهره های شاخص

آتنه فقیه نصیری

خاله سارا؛ از اراده و خلاقیت شخصیت خاله سارا در سریالی با همین نام، آتنه فقیه نصیری را تبدیل به بازیگری محبوب در سال های ابتدایی دهه هفتاد کرد که زمان پخش این سریال بود. خاله سارا با وجود همه مشکلاتی که بر سر راهش قرار می گرفت، باز هم امیدوارانه زندگی می کرد و همین امیدواری او را به موفقیت می رساند. بازی دلنشین فقیه نصیری در این سریال و همخوانی ویژگی های مثبت خاله سارا با چهره آرام این بازیگر، او را تبدیل به یکی از زن های دوست داشتنی تلویزیون کرد.

شهر در دست زنان


رویا نونهالی

ناتاشا؛ سال ۸۱ شاید برای اولین بار بود که در یک سریال ایرانی یک زن را در قامت یک خلافکار حرفه ای با ویژگی های عجیب و غریب می دیدیم. رویا نونهالی در این سریال شخصیت خلافکاری به نام ناتاشا را جلوی دوربین مهدی فخیم زاده برد که پر بود از جنب و جوش ها و فعالیت هایی که تا پیش از این در هیچ فیلم و سریالی از سوی یک زن ندیده بودیم. نقشی که می توانست بازی اش آرزوی هر بازیگر زنی باشد. توران که به ناتاشا شهرت داشت در این سریال با وجود این که نقش منفی بود تبدیل به شخصیتی محبوب شد که حتی نوع پوشش او هم مورد توجه قرار گرفت.

شهر در دست زنان


مرجان محتشم

خانوم کوچیک؛ در کنار ستایش، شاید بتوان لقب یکی دیگر از اشک درآورترین سریال های تلویزیون را به مجموعه تلویزیونی «پس از باران» به کارگردانی سعید سلطانی داد؛ کارگردانی که سریال «ستایش» هم ساخته اوست. مخاطبان پروپا قرص «پس از باران» حتما شخصیت خانوم کوچیک با بازی مرجان محتشم را که به زور به عقد خان در می آید به خاطر دارند؛ دختری روستایی که یک چشمش اشک است و یک چشمش خون. خانوم کوچیک در قصه سختی های زیادی را متحمل می شود و شاید به دلیل همین رنج های زیادش بود که تبدیل به یکی از شخصیت های ماندگار در ذهن مخاطبان تلویزیون شد.

شهر در دست زنان


کمند امیرسلیمانی

آذر؛ شاید در طول سال هایی که سریال های مختلفی از شبکه های مختلف تلویزیون پخش شد، هیچ کدام از آنها به پای لجوجی و یک دندگی آذر در سریال «پدرسالار» نرسیده اند. آذر دختری امروزی تر در خانواده ای سنتی بود که مصمم پای همه خواسته هایش ایستاد و خانواده را تا مرز نابودی پیش برداما باز هم از تصمیم خود منصرف نشد. شخصیتی که به مذاق پدر و مادرهای آن زمان خوش نیامد و برعکس یک دندگی اش دل خیلی از جوان ترها را خنک کرد و تبدیل به یکی از شخصیت های زن ماندگار در تلویزیون شد.

شهر در دست زنان


لادن طباطبایی

خانم پلیس؛ اگر مهدی فخیم زاده را کارگردان معرف پلیس زن در تلویزیون بدانیم باید از لادن طباطبایی هم به عنوان اولین بازیگری که نقش پلیس زن را بازی کرد یاد کنیم. پس بیراه نیست اگر او را یکی از بازیگرانی بدانیم که به واسطه ایفای همین نقش در ذهن مخاطب ماندگار شده است. طباطبایی در سریال «خواب و بیدار» در قامت یک پلیس زن که تنها کار اداری انجام نمی دهد و پرونده این طرف و آن طرف نمی برد، ظاهر شد و حضوری اکشن و تاثیرگذار در روند قصه در این سریال داشت.

شهر در دست زنان


ریما رامین فر

هما؛ دلسوز، مهربان، همراه و مدیر خانواده همه ویژگی هایی است که شخصیت هما با بازی ریما رامین فر در ۵ فصل از سریال «پایتخت» برای مخاطب به نمایش گذاشته. هما خودش یک زن موفق است. به مدارج بالایی در زندگی کاری اش رسیده و مقام و منصبی برای خود کسب کرده اما با این حال همواره پشت همسرش نقی است. او را حمایت می کند و در تصمیم گیری های زندگی هم بدون آن که بخواهد خودی نشان دهد، از جان و دل مایه می گذارد. همین ویژگی های مثبت، او را به زنی محبوب در تلویزیون بدل کرده است.

شهر در دست زنان