Tag Archives: اين

خبرگزاری آريا – «يازده ستاره» اين بار در کنسرواتور چايکوفسکي اجرا شد


«يازده ستاره» اين بار در کنسرواتور چايکوفسکي اجرا شد

خبرگزاري آريا – دومين اجراي مجموعه منتخب ارکستر سمفونيک تهران به رهبري شهرداد روحاني و ارکستر ملي به رهبري فريدون شهبازيان يکشنبه شب ۲۷ خرداد ماه در حالي برگزار شد که حضور مخاطبان ايراني در تالار مجلل کنسرواتور چايکوفسکي مسکو از نکات جالب توجه اين اجراي زنده بود.
به گزارش خبرگزاري آريا، در دومين شب از اجراي اين مجموعه که بعد از ديدار گروه با وزيرمحمد سلطاني فر وزير ورزش جوانان و سنايي سفير کشورمان در روسيه صورت گرفت، مجموعه منتخب ارکسترهاي دولتي که به دعوت کنسرواتورچايکوفسکي در کشور روسيه به سر مي برد ضمن اجراي قطعاتي از آثار آهنگسازان روسي ، چند قطعه از آثار آهنگسازان ايراني از جمله حشمت سنجري، حسين دهلوي، احمد پژمان و شهرداد روحاني به اجراي چهار قطعه با کلام و بي کلام ايراني ديگر با مضمون ملي ميهني و تيم ملي فوتبال کشورمان به آهنگسازي شهرداد روحاني، فريدون شهبازيان و بابک زرين پرداختند. اين در حالي است که سالار عقيلي همچون اولين اجراي اين گروه در سن پترزبورگ به عنوان خواننده قطعات با کلام حضور داشت.
شهرداد روحاني در بخش هاي اين کنسرت بود که ضمن ارائه توضيحاتي از روند انعقاد تفاهم نامه بنيادفرهنگي هنري رودکي با کنسرواتور چايکوفسکي براي اجراي چند برنامه موسيقايي در ايران و روسيه از روند توليد چهار قطعه بي کلام و با کلام مجموعه ارکسترها به مناسبت همزماني حضور اين گروه در ايام جام جهاني سخن گفت و پس از آن از حضور تماشاگران ايراني و غير ايراني حاضر در سالن و ميزبان روسي براي مهمان نوازي شان قدرداني کرد.
دومين کنسرت مجموعه منتخب ارکسترها در تالار مجلل کنسرواتور چايکوفسکي در حالي برگزار شد که ظهر روز برگزاري کنسرت علي اکبر صفي پور مديرعامل بنياد رودکي در ضيافت ناهار سفير کشورمان در روسيه به وزير ورزش پيشنهاد داده بود که در صورت امکان شرايطي فراهم شود تا تعدادي از اعضاي تيم ملي فوتبال کشورمان از اين کنسرت ديدن کنند که به دليل برگزاري يک جلسه مهم تاکتيکي اعضاي تيم ملي فوتبال اين امکان ميسر نشد. البته هنوز اين احتمال بسيار کم وجود دارد که در سومين کنسرت پيش روي مجموعه منتخب ارکسترها در شهر کازان روسيه شرايطي فراهم شود تا در صورت اجازه کادر فني تعدادي از بازيکنان از کنسرت ديدن کنند.
کنسرواتوار دولتي چايکوفسکي مسکو يکي از مراکز مهم تحصيلات عالي حوزه موسيقي در کشور روسيه است که در سال ۱۸۶۶ تاسيس شده و گفته مي شود پس از کنسرواتوار سن پترزبورگ قديمي ترين کنسرواتوار روسيه است . البته نام اصلي اين کنسرواتوار در ابتدا «کنسرواتور سلطنتي مسکو» بود که از سال ۱۹۴۰ به نام پيتور ايليچ چايکوفسکي تغيير نام داد.
سرگئي راخمانينف نوازنده پيانو، آهنگساز، رهبرارکستر، والري آفاناسيف نوازنده پيانو، ادوارد آرتميف آهنگساز، ولاديمير اشکنازي ، نوازنده پيانو و رهبر ارکستر ، لازار برمن وازنده پيانو، اديسون دنيسوف آهنگساز، آلکسي گوروخوف نوازنده ويولن، موسيقي‌شناسي، معلم، سوفيا گوبايدولينا آهنگساز، آرام خاچاتوريان آهنگساز، لئونيد کوگان نوازنده ويولن، گيدون کرمر نوازنده ويولن، داويد اويستراخ نوازنده ويولن، سويه‌تسلاف ريختر نوازنده پيانو، مستيسلاف روستروپوويچ رهبر ارکستر، راديون شچدرين آهنگساز و نوازنده پيانو، آلفرد اشنيتکه آهنگساز، ولاديمير اسپيواکف نوازنده ويولن، رهبر ارکستر از جمله هنرمندان برجسته موسيقي کلاسيک دنيا هستند که از اين موسسه فارغ التحصيل شده اند.


خبرگزاری آريا – قباد يا فرهاد؟ مساله اين است


قباد يا فرهاد؟ مساله اين است

خبرگزاري آريا – «يکي بود يکي نبود. شهرزاد در هزارويکمين شب روايت خود گفت: اي ملک جوانبخت اکنون که احوال تو دگرگوني يافت و به درک رنج آدمي نائل شدي، آسوده باش که سبکبار شدي و پيراسته و نوبه قرار و آرامش توست و موعد خواب ابدي. خواب‌هاي طلايي که شايد همان روياهاي از دست رفته بيداري تو باشد.» اين آخرين جملات قصه‌اي است که شهرزاد بر بالين خونين قباد در سريال «شهرزاد» مي‌گويد. مجموعه‌اي که در قالب سه فصل و در مدت زماني سه سال، بخشي از جامعه را به دنبال خود کشيد و سرانجام در همين دوشنبه به نقطه پاياني رسيد.
شهرزاد باوجود ايرادات و نقاط ضعفي در متن و ساختار، در مجموع موفق شد به دلايل متعدد، توجه بخشي از جامعه و علاقه‌مندان فيلم و سريال را به خود جلب کند و باعث شود آنها هر هفته با جديت و کنجکاوي، پيگير داستان و سرنوشت شخصيت‌ها باشند. شهرزاد در سال‌هايي که کيفيت و سطح توليدات مديوم‌هاي نمايشي در مجموع چندان بالا نبود، موفق شد عناصري جذاب براي تماشا به مخاطبان تشنه قصه‌هاي ديدني و شنيدني عرضه کند و تا حدي پاسخگوي نيازهاي آنها در اين زمينه باشد. اگر بخواهيم منصفانه و بدون حب و بغض به اين ماجرا نگاه کنيم، بايد توليد يک اثر استاندارد وطني را حالا در هر مديوم و از طريق هر رسانه قانوني و مجازي به فال نيک بگيريم و به ساخت آثاري از اين دست، اميدوار باشيم. چرا که شهرزاد به سهم و نوبه خود در حد بضاعتش، باعث شد بخشي از جامعه که به بهانه کم‌بودن فيلم‌هاي جذاب داخلي، همواره مترصد تماشاي سريال‌هاي سطح پايين و مبتذل شبکه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان هستند، دست کم موقع عرضه هفتگي آن به آثار وطني دل ببندند و بر امتيازات آن صحه بگذارند. کاري که برخي سريال‌ها و برنامه‌هاي رسانه ملي همچون پايتخت، کلاه قرمزي، دورهمي و خندوانه هم در اين چند وقت اخير به نحو احسن آن را انجام داده‌اند و مانع توجه مخاطبان ايراني به فيلم و سريال‌هاي فريبنده اما در اصل مخرب ترکي و… شده‌اند. مسيري که سازندگان آثار تلويزيون و سينما و شبکه نمايش خانگي بايد بيش از اينها به آن اهتمام داشته باشند و در قالب فيلم و سريال‌ها و برنامه‌هايي جذاب، غني و پرمحتوا باعث جذب حداکثري مخاطبان شوند.
شهرزاد اگرچه بويژه در آن اوايل پخش و فصل اول، کمي بيش از اندازه گول ظواهر فريبنده براي جذب برخي تماشاگران را خورد و تمرکز غيرمتعارفي روي برخي صحنه‌ها و نوع پوشش بازيگران براي جلب نظر مخاطبان گذاشت، اما در ادامه بيشتر به متن و قصه‌گويي فارغ از جذابيت‌هاي کاذب بسنده کرد و توانست به مسير متعارفي قدم بگذارد. در ابتدا فعاليت در شبکه نمايش خانگي اين تصور را براي سازندگان شهرزاد به وجود آورده بود که مي‌توانند از فضاي باز اين مديوم بهره‌برداري کنند و آن صحنه‌هايي که مغاير با نگاه رسمي است و به دليل احترام به باورها و اعتقادات مردم و جامعه جايي در رسانه ملي و سريال‌هاي تلويزيوني ندارد، را به مقدار لازم و حتي بيش از آن در سريال استفاده کنند. ولي مخاطبان در درازمدت ديگر روي خوشي به اين بهره‌برداري‌ها نشان نمي‌دادند و دوست داشتند يک قصه خوب و منسجم را دنبال کنند، نه ميخوارگي شخصيت‌ها و برخي صحنه‌هاي نامتعارف و هنجارشکن را.
موفقيت همين سريال‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني بدون اين‌که ذره‌اي به اين تابوشکني‌هاي فرماليته و بي‌کاربرد قسمت‌هاي ابتدايي شهرزاد نزديک شود، حناي اين ترفند را بي‌رنگ و ثابت کرد براي جذابيت موثر نيازي به صحنه‌هاي اضافه و فريبنده نيست و اين متن و فيلمنامه است که حرف اول را در درام مي‌زند.
دلايل موفقيت
يکي از مهم‌ترين دلايل موفقيت را بايد به حضور حسن فتحي به عنوان کارگردان دانست. فيلمسازي که کارنامه درخشاني در تلويزيون دارد و به پشتوانه ساخت سريال‌هايي موفق و ماندگار در رسانه ملي همچون ميوه ممنوعه، پهلوانان نمي‌ميرند، شب دهم و مدار صفر درجه، اثر خوب ديگري به مجموعه کارهايش اضافه کرد و نشان داد راه ارتباط با مخاطب را خوب بلد است.
يکي از دلايل ديگر موفقيت شهرزاد، ايده و خلاصه قصه جذاب آن است و مخاطبان شاهد يک خانواده ذي‌نفوذ و مافيايي ايراني بودند که بويژه براي تماشاگران اهل سينما شباهت‌هايي با «پدرخوانده» داشت. ضمن اين‌که مثلث عشقي در سريال هم عنصري تضمين شده براي ارتباط مخاطبان با اثر بود.
مورد مهم ديگر کستينگ و انتخاب درست بازيگران نقش‌هاي اصلي و تعيين‌کننده سريال بود. در راس آنها بايد به انتخاب بسيار مناسب علي نصيريان به‌عنوان بازيگر نقش بزرگ آقا ديوانسالار اشاره کرد که با کوله‌باري از تجربه توانست نقشي به يادماندني و تماشايي خلق کند و تصويري ملموس و جذاب از يک پدرخوانده ايراني ارائه دهد. ترانه عليدوستي هم انتخاب مناسبي براي بازي در نقش شهرزاد بود و توانست بازي همدلي برانگيزي در طول قصه ارائه دهد. چون عليدوستي تاکنون سابقه بازي در هيچ سريالي را نداشت، بازي در يک اثر دنباله‌دار و طولاني چالشي اساسي براي او به حساب مي‌آمد که بخوبي از پس آن برآمد. شهاب حسيني که تاکنون در فيلم‌هايي چون درباره الي و فروشنده، تجربه همکاري خوبي با عليدوستي داشت، هم گزينه خوبي براي بازي در نقش قباد بود. حسيني موفق شد با درک درست نقش، فراز و فرودهاي کاراکتر قباد را به بهترين شکل بازي کند. مصطفي زماني هم گزينه مناسبي براي بازي در نقش فرهاد بود و موفق شد بخوبي ميان عشق و وظيفه گام‌بردارد. زماني پيشتر در فيلم «کيفر» حسن فتحي يکي از بهترين بازي‌هاي کارنامه‌اش را ارائه داده بود، براي همين فتحي با شناخت کامل از توانايي‌هاي زماني، نقش فرهاد را به او سپرده بود.
پريناز ايزديار، مهدي سلطاني سروستاني، پرويز فلاحي‌پور، پانته آ پناهي‌ها، امير جعفري و ابوالفضل پورعرب هم از بازيگران موفق اين مجموعه بودند.
فراز و فرود
شهرزاد با اين‌که در مجموع سريال موفقي بود و رضايتمندي‌هايي به همراه داشت، اما شخصيت‌هاي نچسب و غيرجذاب، صحنه‌ها و ديالوگ‌هاي آبکي و غيرضروري و بيهوده و البته گاف‌هاي بامزه و خنده‌دار کم نداشت. سه فصل شهرزاد سطح و کيفيت يکساني نداشت و مرتب شاهد نوساناتي در قصه بوديم. شهرزاد شروع خوبي به لحاظ فضاسازي و قصه و شخصيت پردازي داشت و گره‌هاي خوبي ايجاد کرد، اما اين وضعيت پيوستگي نداشت و وقتي مخاطب به داستان دل مي‌بست و منتظر اتفاقات مهم ديگري در قصه بود، اتفاقا سريال کند و کشدار مي‌شد و هيچ اتفاق مهمي نمي‌افتاد و قصه در عرض پيش مي‌رفت.
فصل دوم شهرزاد، بزرگ‌ترين ضربه را از غيبت نقش بزرگ آقا خورد و به نوعي ستون سريال فرو ريخت و قصه و شخصيت‌ها به نوعي دچار سرگرداني شدند. دليل اصلي اين وضعيت بجز شخصيت‌پردازي و نقش تعيين‌کننده بزرگ آقا، به بازي خوب و قدرتمندانه علي نصيريان مربوط مي‌شد. تفويض قدرت و اختيارات اين کاراکتر به خواهرش بلقيس ديوانسالار، بزرگ‌ترين اشتباه سريال در فصل دوم بود و حتي بازي خوب رويا نونهالي هم نتوانست نقش را نجات دهد و تاثير مثبتي در قصه ايجاد کند. حذف چنين شخصيتي علي‌رغم اين‌که بايد تاثيري در مخاطب ايجاد مي‌کرد، به نحوي بي‌کاربرد و خنثي پيش مي‌رود. برخي شخصيت‌هاي فرعي همچون هوشنگ به‌هيچ‌وجه براي تماشاگر مهم نيستند و زندگي خصوصي آنها چفت و بست محکمي با اثر و شخصيت‌هاي ديگر ندارد. نمک‌هاي شخصيتي فرعي مثل اصغري، سنخيتي با ديگر بخش‌هاي جدي درام ندارد و حتي در حد آنتراکت و استراحت قصه هم موثر نيست. سياهه شهرزاد در اين زمينه را تا سطرها مي‌توان ادامه داد.
قباد يا فرهاد؟
احتمالا ميزان فحش و ناسزاهاي تماشاگران بويژه خانم‌هاي محترم به فرهاد در پايان شهرزاد قابل شمارش نيست، بس که دوست داشتند قباد با همه شيادي و شارلاتاني و نقاط سياه شخصيتي‌اش به شهرزاد برسد. خيلي‌ها در آرزوهاي شهرزادي‌شان، خود را همدم و مونس هميشگي قباد مي‌ديدند و سرنوشت فرهاد کمترين اهميتي براي آنها نداشت، اما واقعا دلايل اين گرايش به نقش قباد چيست؟
احتمالا بيش از هر چيز بايد به محبوبيت خود شهاب حسيني به‌عنوان بازيگر نقش قباد اشاره کرد. بسياري از تماشاگران همين محبوبيت را درباره قباد لحاظ کرده‌اند و باوجود اين‌که قباد به نوعي قطب منفي ماجراست، با او همذات‌پنداري کردند. نکته مهم ديگر شخصيت‌پردازي درست و پرفراز و نشيب نقش بود و قباد مسيري پرچالش را در قصه طي کرد و از يک شخصيت خبيث و سرتق به يک قرباني تنها و عاشق و دلخسته تغيير وضعيت داد. همه اينها به اضافه بازي خوب حسيني باعث شد قباد کاراکتر پرطرفدارتري نسبت به فرهاد باشد. ضمن اين‌که خاطرات خوبي که تماشاگران از همکاري‌هاي مشترک شهاب حسيني و ترانه عليدوستي داشتند، هم به اين گرايش تماشاگران به حسيني دامن مي‌زد و آنها دوست داشتند قباد و شهرزاد را در نهايت کنار هم ببينند و در اين زمينه ترجيح مي‌دادند، نقاط منفي شخصيت قباد را نبينند.
در نقطه مقابل فرهاد با اين‌که قطب مثبت ماجرا بود، به اندازه قباد مسير پرفراز و فرود و پرچالشي را طي نکرد. سختي‌هاي زيادي که او در طول قصه متحمل شد، درست، اما شخصيت او بالا و پايين زيادي نداشت و مدام روي مرز عشق به يار و عشق به ميهن در قالب طرفداري و نجات دکتر مصدق حرکت مي‌کرد.
راستش حسن فتحي و نغمه ثميني به عنوان نويسندگان اين سريال هم در اين زمينه مقصرند، چون وجه سياسي فرهاد را بيش از حد پررنگ و شعاري‌ترين و گل درشت‌ترين حرف‌ها را از زبان او جاري کردند، چيزي که بشدت دافعه ايجاد مي‌کرد و باب طبع تماشاگران عاشق‌پيشه نبود.
ضمن اين‌که مصطفي زماني با همه تلاش خود براي بازي درست و متناسب با کاراکتر، پيش از اين سابقه بازي مشترک با ترانه عليدوستي را هم نداشت و از آن خاطره بازي ميان حسيني و عليدوستي هم محروم بود.
قباد زنده مي‌شود؟
وقتي کميسر مولدوان با بازي سرژيو نيکولايسکو در فيلم «کميسر متهم مي‌کند» بالاي آن تپه گير مي‌افتد و از همه طرف مورد اصابت گلوله‌هاي فراوان قرار مي‌گيرد، يقين داشتيم کارش تمام است، اما او به طور معجزه‌آسايي در قسمت دوم اين فيلم يعني «انتقام» از مرگ حتمي نجات پيدا مي‌کند و برمي‌گردد. علي‌الظاهر که کار قباد در شهرزاد هم تمام شد، اما وقتي حسن فتحي خبر از احتمال ساخت فصل چهارم شهرزاد و بازگشت قباد داد، گفتيم اي دل غافل، قباد همچون جان اسنوي «بازي تاج و تخت» هفت جان دارد و حالاحالاها بمير نيست! بله فتحي در صفحه شخصي اينستاگرامش متني نوشت که بخش آغازين آن اين است: «به پايان آمد اين دفتر حکايت همچنان باقي است… خانم‌ها، آقايان، تماشاگران محترم سه فصل سريال شهرزاد به پايان رسيد و اميد است در آينده نزديک امکان ساخت فصل چهارم آن که در آن شاهد بازگشت مجدد قباد، شهرزاد و فرهاد به متن قصه خواهيم بود، فراهم گردد!»
جورج کلوني در شهرزاد چه مي‌کرد؟!
حالا که «شهرزاد» بالاخره با تعيين تکليف قطعي قباد و سرنوشت فعلا بلاتکليف شهرزاد و فرهاد به پايان رسيد، بد نديدم زهر و تلخي قسمت شانزدهم و پاياني را با گاف بامزه قسمت پانزدهم و ما قبل پاياني تعديل کنم.
اگر از خون چند رنگي بهبودي (رضا کيانيان) در سکانس مرگش بگذريم که انصافا هم نمي‌شود گذشت چون حتي دو باريکه خوني که از دهانش سرازير بود هم رنگ‌هاي متفاوتي داشت! نمي‌توانيم از سوتي مجموعه در صحنه ماقبل ملاقات شهرزاد و فرهاد در سالن تئاتر چشم‌پوشي کنيم.
وقتي شهرزاد ماشين خود را جلوي عکاسخانه آلبرت پارک مي‌کند، روي ديوار عکاسي دو تابلو از بازيگران سينماي کلاسيک ديده مي‌شود؛ عکس بالايي قطعا تصويري از همفري بوگارت است و عکس پاييني هم ظاهرا و در نگاه گذرا کلارک گيبل.
اما اگر عکس را با دقت ببينيد، متوجه مي‌شويد که اين عکسي از جورج کلوني است که تنها ژست گيبل را گرفته و در هيبت او ظاهر شده! طبيعي است که سن و سال کلوني به دوران گيبل و بوگارت و شهرزاد قد نمي‌دهد و سازندگان سريال در اشتباهي فاحش، کلوني را با گيبل اشتباه گرفته‌اند.
هرکسي که در سريال مسئوليت اين کار را به عهده داشته، قاعدتا گروه صحنه يا شايد بزرگواران ديگري، يحتمل اسم کلارک گيبل را به فارسي در گوگل سرچ کرده‌اند و اولين عکسي را که در سمت راست ديده‌اند، انتخاب و آن را پرينت و قاب کرده‌اند و به ديوار عکاسخانه زده‌اند. اين نشان مي‌دهد که دوستان شهرزاد حتي زحمت يک جست‌وجوي ساده عکس گيبل به زبان انگليسي را به خود ندادند.
تعجبم از حسن فتحي است که چطور گيبل را از کلوني تشخيص نداده، چون اگر يادتان باشد آقاي کارگردان در يکي از صحنه‌هاي سريال براي پسرش اميرحسين فتحي نوشابه باز مي‌کند و صابر عبدلي جلوي شيرين، خودش را به لحاظ خوش تيپي، کلارک گيبل مي‌پندارد.
الان که شهرزادي‌ها جورج کلوني را به جاي گيبل رنگ و به ما قالب کردند، فکر مي‌کنم فتحي پدر بايد در آن سکانس، براي فتحي پسر مي‌نوشت که من جورج کلوني‌ام شيرين، گيبل کيلويي چند؟!
اميد رحماني
روزنامه‌نگار


خبرگزاری آريا – آمريکا با اين تحريم ها در پي کند کردن روند افول و فروپاشي خود است


آمريکا با اين تحريم ها در پي کند کردن روند افول و فروپاشي خود است

خبرگزاري آريا – رييس رسانه ملي در واکنش به تحريم وزارت خزانه داري آمريکا آن را نشانه اي ديگر از شواهد افول و فروپاشي آمريکا دانست و تاکيد کرد: آمريکا دچار اين توهم شده است که با تحريم ها و فشارهاي پي درپي عليه ملت ايران مي تواند راهي براي کند کردن مسير افول خود بيابد،غافل از اينکه نتيجه اين روند وحدت و انسجام بيشترملت بزرگ ايران است.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي رسانه ملي، دکتر علي عسکري در بيانيه اي با بيان اينکه تحريم هاي ظالمانه آمريکا عليه ملت ايران به ظهور فرصت هايي تاريخي براي ايران اسلامي خواهد انجاميد افزوده است: نتيجه اين روند ترغيب ايران به استفاده از همه ابزارهاي قدرت ملي براي تاديب آمريکا، مستحکم تر و مصمم ترشدن اجزاي محور مقاومت در منطقه براي خنثي کردن توطئه ها و تسريع در اضمحلال رژيم اسرائيل، تنبيه متحدان آمريکا بعنوان خائنان به دنياي اسلام و درصورت لزوم آغاز مجدد برنامه هسته اي ايران خواهد بود.
وي تحريم عليه رييس سازمان صدا وسيما جمهوري اسلامي ايران را نشانه عصبانيت آمريکا از شکسته شدن انحصار رسانه اي خود دانست و تصريح کرد: تحريم عليه رييس سازمان صدا وسيما علامتي است از اينکه آمريکا به شدت از شکسته شدن انحصار جبهه رسانه هاي استکباري و رسوا شدن پي در پي در پيشگاه افکارعمومي ايران و جهان عصباني است.
رييس رسانه ملي در ادامه اين بيانيه افزوده است: خانواده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به خود مي بالد که برغم همه اين فشارها ذره اي در انجام ماموريت اصلي خويش که همانا نمايندگي صداي ملت ايران و ترويج نداي رهايي بخش انقلاب اسلامي است کوتاهي نکرده و ازاين پس بر عزم و تلاش انقلابي خود مصمم تر از گذشته، خواهد افزود.
دکتر علي عسکري دراين بيانيه با بيان اينکه تحريم هاي مضحک آمريکا عليه اينجانب به عنوان يکي از کوچک ترين آحاد ملت ايران و کمترين خادم آنها، مايه مباهات و نشانه سردرگمي، حماقت و خوي استکباري دولت آمريکاست، تاکيد کرده است: اگرچه آمريکا سعي کرده است در دهه هاي گذشته خود را به عنوان يک قدرت جهاني پيشرو مطرح کند اما با از دست دادن مزيت هاي نسبي و توانايي هاي خود، اکنون همه جهان شاهد افول و فروپاشي آن قدرت هستند.
رييس رسانه ملي بحران هاي پي درپي اجتماعي، ازهم گسيختگي سياسي ، رسوايي هاي سياسي و اخلاقي حتي در سطح رييس جمهور و سردرگمي در سياست خارجي و بن بست کامل در سياست هاي مرتبط با منطقه غرب آسيا را از شواهد فروپاشي امريکا دانست و افزود : خزانه داري امريکا که تصور مي کند با اين تحريم ها مي تواند کمکي به جلوگيري از افول دولت آمريکا نمايد، بايد خود پاسخگو باشد که بدهي فزاينده امريکا به جهان را چگونه خواهد پرداخت؟ آيا توان بازپرداخت اين بدهي هاي عظيم را خواهد داشت؟
دکتر علي عسکري درادامه اين بيانيه تصريح کرده است : خزانه داري آمريکا در حال و آينده محل مراجعه انبوه طلبکاران از سراسر جهان خواهد بود که طلب ۲۱ هزار ميليارد دلاري خود از امريکا به عنوان بدهکارترين دولت جهان را مطالبه مي کنند گرچه ناتواني آمريکا نشان مي دهد طلبکاران و مالباختگان خزانه داري امريکا به زودي بايد بر لاشه اين هيولاي بزرگ حاضر شوند و بابت طلب هاي غيرقابل وصول خود اشک حسرت بريزند.
رييس سازمان صدا وسيما با تاکيد براينکه دور جديد تحريم ها به برکت انسجام ملي درسايه تدابير حکيمانه رهبري معظم انقلاب، برنامه ريزي و اقدام انقلابي مسئولان، استقامت تحسين برانگيز ملت و از همه بالاتر نصرت الهي راه به جايي نخواهد برد، افزود: به زودي اقتصاد ايران وارد دوراني خواهد شد که اساسا ابزار و حربه تحريم از دست دشمن گرفته مي شود و خداوند را شاکرم که اينجانب و سازمان صدا و سيما نيز در پيمودن اين مسير تاريخي سهيم خواهيم بود.
هفته گذشته وزارت خزانه‌داري آمريکا در ادامه تحريم هاي ظالمانه خود عليه کشورمان چند مقام مسئول، سازمان و گروه ايراني ديگر را نيز تحريم کرد که نام رئيس سازمان صداوسيما در اين فهرست وجود دارد.
متن کامل بيانيه رييس رسانه ملي به اين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم
تحريم هاي مضحک امريکا عليه اينجانب به عنوان يکي از کوچکترين آحاد ملت ايران و کمترين خادم آنها، مايه مباهات، و نشانه سردرگمي، حماقت و خوي استکباري دولت امريکاست. اگرچه آمريکا سعي کرده در دهه هاي گذشته خود را به عنوان يک قدرت جهاني پيشرو مطرح کند اما با از دست دادن مزيت هاي نسبي و توانايي هاي خود، اکنون همه جهان شاهد افول و فروپاشي آن قدرت است.
به هم ريختگي داخلي آمريکا و بحران هاي پي در پي اجتماعي، از هم گسيختگي سياسي، رسوايي هاي پي در پي سياسي و اخلاقي حتي در سطح رييس جمهور، سردرگمي در سياست خارجي و بن بست کامل در سياست هاي مرتبط با منطقه غرب آسيا‏، هم پيمان شدن با رسواترين و جنايتکارترين دولت هاي منطقه خاورميانه‏، حمايت همه جانبه از جنايات رژيم غاصب صهيونيستي، تا جايي که نفرت همه ملت هاي مستقل جهان برانگيخته شده است، بدعهدي و خروج از تعهدات بين المللي دولت آمريکا مانند «برجام»، شرکت دزدانه و مزورانه در تقريبا همه انواع تروريسم بين المللي از جمله ايجاد داعش و ديگر گروه هاي تروريستي و نهايتا شکست اقتصاد آمريکا و تبديل آن به بدهکارترين کشور جهان، نمونه هايي از شواهد افول و فروپاشي امريکاست.
اکنون آمريکا دچار اين توهم شده است که با تحريم ها و فشارهاي پي در پي عليه ملت ايران مي تواند راهي براي کند کردن مسير افول خود بيابد غافل از اينکه نتيجه اين روند وحدت و انسجام بيشتر ملت بزرگ ايران، ترغيب ايران به استفاده از همه ابزارهاي قدرت ملي خود براي تاديب امريکا، مستحکم تر و مصمم تر شدن اجزاي محور مقاومت در منطقه براي خنثي کردن توطئه ها و تسريع در اضمحلال رژيم اسرائيل و تنبيه متحدان آمريکا –که درواقع خائنان به دنياي اسلام هستند- و در صورت لزوم آغاز مجدد برنامه هسته‌اي ايران خواهد بود.
به طور خاص تحريم عليه رييس سازمان صدا وسيما علامتي است از اينکه آمريکا به شدت از شکسته شدن انحصار جبهه رسانه هاي استکباري و رسوا شدن پي در پي در پيشگاه افکار عمومي ايران و جهان عصباني است. خانواده صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به خود مي بالد که به رغم همه اين فشارها ذره اي در انجام ماموريت اصلي خويش که همانا نمايندگي صداي ملت ايران و ترويج نداي رهايي بخش انقلاب اسلامي است کوتاهي نکرده و از اين پس بر عزم و تلاش انقلابي خود مصمم تر از گذشته، خواهد افزود.
تحريم هاي ظالمانه آمريکا عليه ملت ايران نه تنها تهديد نيست بلکه به ظهور فرصت هايي تاريخي براي ملت ايران خواهد انجاميد.
اينجانب اين تحريم ها را نه تنها تهديد نمي دانم بلکه اطمينان دارم با اتکا به توانمندي هاي انساني، علمي و فني و طراحي هاي هوشمندانه اي که ملهم از فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي در حال انجام است به زودي اقتصاد ايران وارد دوراني خواهد شد که اساسا ابزار و حربه تحريم از دست دشمن گرفته مي شود و خداوند را شاکرم که اينجانب و سازمان صدا و سيما نيز در پيمودن اين مسير تاريخي سهيم خواهيم بود. ملت بزرگ ايران چنانکه امام عظيم الشان فرمود مصمم است که امريکا را زير پا بگذارد و آن را به خاک مذلت بنشاند.
خزانه داري آمريکا که تصور مي کند با اين تحريم ها مي تواند کمکي به جلوگيري از افول دولت آمريکا نمايد، بايد خود پاسخگو باشد که بدهي فزاينده آمريکا به جهان را چگونه خواهد پرداخت؟ آيا توان بازپرداخت اين بدهي هاي عظيم را خواهد داشت؟ خزانه داري آمريکا در حال و آينده محل مراجعه انبوه طلبکاران از سراسر جهان خواهد بود که طلب ۲۱۰۰۰ ميليارد دلاري خود از آمريکا – به عنوان بدهکارترين دولت جهان- را مطالبه مي کنند گرچه ناتواني امريکا نشان مي دهد طلبکاران و مالباختگان خزانه داري امريکا به زودي بايد بر لاشه اين هيولاي بزرگ حاضر شوند و بابت طلب هاي غير قابل وصول خود اشک حسرت بريزند!
بي ترديد دور جديد تحريم ها نيز که تنها حربه باقي مانده آمريکا در مقابله با ملت توانا و هوشيار ايران است به برکت انسجام ملي در سايه تدابير حکيمانه رهبري معظم انقلاب، برنامه ريزي و اقدام انقلابي مسئولان، استقامت تحسين برانگيز ملت و از همه بالاتر نصرت الهي راه به جايي نخواهد برد و ايران اسلامي مقاوم و سربلند به راه پرافتخار خود ادامه خواهد داد.
به پاس خدمتگزاري ملت در صدا و سيماي جمهوري اسلامي و به شکرانه توفيق در نااميد کردن و استيصال شيطان بزرگ بر آستان پروردگار رئوف قادر متعال سجده شکر مي گزارم.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ
عبدالعلي علي عسکري
رييس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران


خبرگزاری آريا – زكريا يوسفي: اين اثر براي كساني است كه مي‌خواهند بندير را علمي‌تر بنوازند


زكريا يوسفي: اين اثر براي كساني است كه مي‌خواهند بندير را علمي‌تر بنوازند

خبرگزاري آريا – كتاب «شيوه‌ نوازندگي بندير» اثر زكريا يوسفي تا هفته آينده روانه بازار موسيقي خواهد شد؛ اثري كه اين هنرمند كوبه‌اي معتقد است، براي آنهايي كه به ساز بندير علاقمند هستند و مي خواهند قدري متوديک‌تر و علمي‌تر اين ساز را بنوازند، مي‌تواند راهگشا باشد.
اين هنرمند در توضيح جزييات جديدترين اثرش به «موسيقي ما» مي گويد: «قطعا براي درک بهتر هر سبک از موسيقي علاوه بر شيوه نواختن آن ساز و متبحر شدن در آن، مطالعه‌ي همه ابعاد آن بسيار مهم است. در صورت تسلط و تجربه کافي در شيوه نوازندگي و ابعاد مختلف تئوريک آن سبک، هنرجو يا نوازنده مي‌تواند با آگاهي بيشتري ساز را در سبک‌هاي مختلف به کار گيرد و بنوازد. البته روي صحبت من بيشتر با کوبه‌اي‌نوازان است که به جهت کوبه‌اي بودن و ضربي بودن سازشان دستشان بازتر از نوازندگان ملوديک است اما نبايد به هر قيمتي جمله‌بندي‌هاي آن ساز را در هر سبکي به کار ببرند.»
زكريا يوسفي در عين حال مي گويد: «هميشه سعي کرده‌ام در آثاري که در آنها مي‌نوازم و از هر ساز کوبه‌اي که بهره برده‌ام، قابليت‌هاي آن ساز را چه در شرايط صحنه‌اي و چه در شرايط استديويي در نظر بگيرم و از آن استفاده صحيح کنم. پيش از اين هم در کتاب «در حلقه دف» که حدود ۱۰ سال پيش آن را تاليف و منتشر كردم، ريتم‌هاي غير مرسومي در آن ارائه دادم که شامل آشنايي با ابعاد تئوريک ريتم‌ها و شناخت دورهاي مختلف در کنار ارتقاي تکنيک نوازندگي آن ساز بوده و ريتم‌ها صرفا متعلق به فرهنگ خاصي نبوده‌اند؛ مي‌شود گفت شامل وارياسيوني از ريتم‌هاي فرهنگ‌هاي مختلف بود و آثار ديگري از خودم را در کنار آن ريتم‌ها در بر مي‌گرفت.»
اين هنرمند كوبه‌اي نواز ادامه مي دهد: «کتاب «شيوه نوازندگي بندير» که مدت‌ها رويش کار کرده‌ام و قرار است طي چند روز آينده به بازار موسيقي بيايد، براي آن‌هايي است که عاشق بندير هستند و دوست دارند اين ساز را ملوديک‌تر و علمي‌تر بنوازند. در اين اثر هدف من آشنايي نوازندگان با جمله‌بندي و الگوهاي ريتميک مختلف اين ساز است که مي‌شود گفت يک ساز کوبه‌اي چند فرهنگي است و همچنين در نظر داشتن علائم اجرايي جهت سهولت، دشيفر و نواختن اين ريتم‌ها با ساز بندير که ماحصل عشق من و در حد استعدادم است.»
به گزارش موسيقي ما، كتاب «شيوه نوازندگي بندير» اولين اثر تاليفي درباره ساز بندير است كه توسط نشر «ناي و ني» منتشر خواهد شد.


خبرگزاری آريا – سرود رسمي تيم ملي اين بار در تلويزيون رونمايي مي شود


سرود رسمي تيم ملي اين بار در تلويزيون رونمايي مي شود

خبرگزاري آريا – قطعه رسمي ايران براي جام جهاني فوتبال در برنامه دعوت رونمايي و توسط سالار عقيلي اجرا مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري آريا، سالار عقيلي قرار است امشب براي اولين بار در رسانه ملي از قطعه مخصوص جام جهاني فوتبال رونمايي و آن را اجرا کند. علاوه بر آن چند قطعه ديگر نيز به همراه گروه نوازندگان اجرا مي‌شود.
حضور مردم در اين مراسم رونمايي که در باغ کتاب برگزار مي‌شود، آزاد است.
مهمان ديگر برنامه امشب؛ مرجانه گلچين است که در اين برنامه تلويزيوني با مجريان به گفتگو مي‌نشيند. دعوت به تهيه‌کنندگي مجتبي کشاورز در ايام ماه مبارک رمضان هر شب ساعت ۲۳: ۱۵ از شبکه يک سيما پخش مي‌شود.


خبرگزاری آريا – جايگاه صنفي و مدني اين نهاد با پرسش‌هاي جدي و جديدتري مواجه شده است


جايگاه صنفي و مدني اين نهاد با پرسش‌هاي جدي و جديدتري مواجه شده است

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- در پي گفت‌وگوي سايت موسيقي ما با «حميدرضا نوربخش» – مدير عامل خانه‌ي موسيقي- و بيان اين نکته که منتقدان موسيقي از زمانِ آغاز اعتراضاتِ خويش به عملکرد اين خانه، مساله‌اي را به صورت عيني مطرح نکرده‌اند؛ تعدادي از منتقدان از جمله سياوش ايماني، احمد رضاخواه، احسان عابدي، کيوان فرزين، سيدمهدي قادري، علي قادري و آريا محافظ نامه‌اي را خطاب به اين آوازخوان نگاشته‌اند که در اختيار سايت موسيقي ما قرار داده‌اند؛ متن اين نامه به شرح زير است: 
جناب آقاي حميدرضا نوربخش
با سلام، از آنجايي که اخيراً طي گفت‌وگويي با پايگاه اينترنتي موسيقي ما و همچنين در نشست ماهانه خانه موسيقي، برخلاف سياست ايجاد همدلي مورد نظر و اعلام رياست محترم شوراي عالي آن نهاد موارد متعددي را عنوان کرده‌ايد که نه تنها به شکاف بيشتر بين منتقدان و جامعه موسيقي با آن نهاد دامن زده است بلکه جايگاه صنفي و مدني اين نهاد را با پرسش‌هايي جدي و جديدتري مواجه کرده لازم دانستيم در مقام پاسخ به بخش کوچکي از اين سخنان، به عنوان گروهي از منتقدان عملکرد آن نهاد موارد زير را به‌واسطه اهميت ساختارهاي صنفي و مدني و درجهت تنوير افکار عمومي جامعه موسيقي طي نامه‌اي سرگشاده با شما در ميان بگذاريم.
جنابعالي در بخشي از سخنانتان اين‌گونه عنوان کرده‌ايد که گويا منتقدانتان هيچ حرف ملموسي براي گفتن ندارند، کلي‌گويي مي‌کنند و در ادامه از عدم بيان مصاديق توسط ايشان گله کرده‌ايد. جناب نوربخش، اگرچه هيچگاه در موضع‌گيري‌هاي خود به آن اشاره نکرده‌ايد اما حتماً به خاطر داريد خيلي پيش از اينها، اين هيات مديره وقت خانه موسيقي بود که در مردادماه ۱۳۹۴ درخواست کتبي و پيگيري‌هاي منتقدان براي به اشتراک گذاشتن مصاديق انتقادات در پنج جلسه، هرکدام با سرفصل مشخص و در حضور اهالي موسيقي و اصحاب رسانه را پس از ماه‌ها بي‌پاسخ گذاشتن نهايتاً رد کرد! هرچند با اين حال و با در نظر گرفتن بسياري واکنش‌هاي تحقيرآميز و توهين‌آميز ديگر نسبت به منتقدان طي اين چند سال در کنار رفتارهايي همچون شکايت‌هاي قضايي گذشته تا تاختن‌هاي امروز به اعضاي جامعه موسيقي کشور به‌واسطه بيان انتقاداتشان نمي‌توان بنا بر صرف ادعاي شما به راحتي پذيرفت که اراده و علاقه‌اي به شنيدن انتقادات و يا اصلاحي بنيادين در خانه وجود داشته و دارد اما با اين حال يکبار ديگر نيز در ادامه و از بين تمامي ده‌ها و ده‌ها موارد بي‌پاسخ مانده‌اي که حداقل طي اين چند سال از طرق مختلفي اعم از نشست‌ها و ميزگردها، گفت‌وگوها و مطالب درج شده در رسانه‌ها و يا ارسال نامه‌هايي مستند به بازرس آن نهاد و يا دبيرخانه نظارت بر موسسات فرهنگي هنري وزارت فرهنگ و… عنوان شده – و حداقل با ساده‌ترين جست‌وجوي اينترنتي در دسترس است- مستقيماً تنها چند مورد محدود را مجدداً به‌عنوان مشتي نمونه خروار از بين موارد به قول شما کلي مربوط به اساسنامه که در بياناتتان صراحتاً خود را واقف به آن برشمرده‌ايد بيان کرده و اميدواريم جنابعالي و ديگر مديران آن نهاد که در دور قبل نيز مسئوليت داشته‌اند نه به مانند گذشته بر اساس خاطرات، ارجاعات شفاهي مبهم و يا قسم جلاله بلکه با پاسخ‌هاي مستدل، مبتني بر اصول صنفي و قانوني و مستند به ارائه صورتجلسات و اسناد مربوطه پاسخ داده و گامي مهم در شفاف‌سازي، عمل به اصول صنفي و جلب اعتماد اهالي موسيقي و به‌تبع آن بهبود اعتبار اجتماعي خانه موسيقي برداريد.
۱٫ بنا به اظهارات منتشر شده از سوي مديران وقت خانه، در زمستان سال ۱۳۸۶ مجمع عمومي تغيير بيش از ۲۰ ماده از اساسنامه را تصويب کرده‌است، اما اکنون با گذشت بيش از ده سال از آن تاريخ، هيات مديره خانه موسيقي هيچ اقدامي جهت ثبت آنها در مراجع ذيربط و اعلام موارد تصويب‏شده در روزنامه رسمي صورت نداده در حالي‌که در همين زمان تغيير مربوط به افزايش دوره خدمت هيات مديره اعمال شده است. مستدعي است با انتشار صورتجلسات مربوط روشن نماييد که اين تغييرات چه بوده و چرا به‌جز يک مورد باقي موارد تا امروز مسکوت مانده است؟
۲٫ اعضاي هيات مديره پيشين خانه موسيقي در بهمن‏ماه سال ۱۳۸۹ براي مدت دو سال، طبق ماده ۱۹ از اساسنامه قبلي خانه، انتخاب شدند. در اسفند ۱۳۹۰ طول دوره هيات مديره طبق راي مجمع عمومي فوق‌العاده به چهار سال افزايش پيدا مي‌کند و اين تغيير در آذرماه ۱۳۹۱ ثبت و در دي‌ماه همان‌سال در روزنامه رسمي به ‏شکلي غيرمتعارف و فاقد صراحت و تنها با ذکر عبارت «ارجاع به صورتجلسه» اعلام مي‌شود. با توجه به اينکه طول دوره خدمت هيات مديره در اساسنامه صراحتاً چهار سال ذکر شده لطفا مشخص بفرماييد که بر اساس چه شرايطي هيات مديره پيشين بيش از پنج سال (تا تير ماه ۱۳۹۵) بر مسند خود باقي ماند؟ آيا با تغيير اساسنامه و افزايش طول عمر هيات مديره از دو سال به چهار سال، تجميع دو زمان قديم و جديد بدون برگزاري انتخابات مبناي منطقي، حقوقي و قانوني خواهد داشت؟
۳٫ بر اساس تغيير فوق مديران خانه ۲ ماه قبل از ثبت و ۳ ماه قبل از انتشار آن در روزنامه رسمي، با تشکيل مجمع عمومي در تاريخ ۲۳ مهر ۱۳۹۱ هيات مديره وقت را به مدت ۴ سال براي اداره خانه موسيقي انتخاب مي‌کنند و در ارديبهشت ماه ۱۳۹۳ در روزنامه رسمي اعلام مي‌کنند. سئوال اينجاست که اولاً چرا اين مصوبه با يکسال و نيم تاخير در روزنامه رسمي اعلام شده و ثانياً چرا در اخبار سايت خانه موسيقي در بازه زماني تشکيل مجمع عمومي فوق‌الذکر يعني از دوماه قبل تا دوماه بعد از تاريخ مذکور هيچ خبري نه از تشکيل مجمع عمومي هست و نه از فراخوان براي تشکيل آن! لذا خواهشمنديم در اين خصوص علاوه بر شفاف‌سازي نسبت به انتشار تصوير صورتجلسه مذکور نيز جهت تنوير افکار عمومي اقدام فرماييد.
۴٫ طبق ماده ۲۳ اساسنامه خانه موسيقي، اعضاي شوراي عالي اين خانه که بالاترين مرجع تخصصي و فني خانه موسيقي است، به پيشنهاد هيات مديره و تصويب مجمع عمومي، به مدت سه سال انتخاب مي‏شوند. خواهشمنديم مشخص بفرماييد که بر اساس چه روندي شوراي عالي پيشين خانه که اعضاي آن در خرداد ماه ۱۳۹۰ انتخاب شده‌بودند تا زمان شروع به کار هيات مديره جديد (تابستان ۱۳۹۵)، يعني براي مدت پنج سال همچنان پابرجا بود و هيات مديره وقت خانه موسيقي هيچ‏گونه اقدامي براي انتخابات جديد صورت نداد.
۵٫ در سال ۱۳۸۹، و بعد از انتخابات کانون سازسازان خانه موسيقي و به‏رغم رسيدگي به شکايات معترضان و تأييد بازرس وقت خانه موسيقي (به‏عنوان مسئول برگزاري انتخابات، طبق اساسنامه) و قانع‏شدن معترضان، هيات مديره وقت خواستار برکناري رييس آن کانون شد و براي اين منظور، يک کميته داوري تشکيل داد. کميته يادشده، بدون ارائه آيين‏نامه‏اي و به‏صرف برخي ادعاها، ابتدا به تعليق رييس کانون سازسازان و سپس کل اعضاي هيات مديره کانون رأي داد و در ادامه هيات مديره با انتصاب افرادي جايگزين نسبت به اداره اين کانون اقدام نمود، اين در حالي است که:
الف: تغيير هيات مديره کانون‌ها جزو اختيار هيات مديره قرار نمي‌گيرد. چرا که اعضاي هيات مديره کانون‌ها خود جزو مجمع عمومي هستند که هيات مديره اصلي را تعيين مي‌کنند.
ب: در اساسنامه خانه موسيقي هيچ‏جا کلمه «تعليق» وجود ندارد.
ج: رأي صادره، علي‏رغم درخواست‏هاي مکرر از سوي هيات مديره کانون سازندگان ساز هرگز به ايشان ارائه و ابلاغ نشد.
د: علي‌رغم درخواست هيات مديره و منتقدان تا کنون صورتجلسه اين تصميم کميته مذکور نيز ارائه نشده است.
ه: مطابق اساسنامه، هيات مديره و کميته داوري خانه موسيقي رأساً چنين اختياري ندارد.
و. به فرض وجود چنين اختياري، هيات مديره مي‏بايست در اولين فرصت، نسبت به برگزاري مجمع عمومي و انتخابات جديد کانون سازسازان اقدام مي‏کرد و هيات مديره اين کانون، همانند کانون‏هاي ده‏گانه خانه موسيقي، تنها بايد از طريق برگزاري مجمع عمومي و انتخابات برگزيده شوند و به امور کانون رسيدگي کنند و نه با انتصاب از طريق هيات مديره يا مدير عامل.
اميدواريم که مديران خانه نسبت به توضيحات لازم در اين خصوص ضمن ارائه صورتجلسه کميته ياد شده و يا هر سند مرتبط احتمالي اقدام فرمايند.
با سپاس


خبرگزاری آريا – شهرداد روحاني: اين قطعه هديه ما به شماست آقاي «کي‌روش»!


شهرداد روحاني: اين قطعه هديه ما به شماست آقاي «کي‌روش»!

خبرگزاري آريا – موسيقي‌ما – ارکسترهاي ايراني شب گذشته در حالي در مراسم بدرقه تيم ملي فوتبال ايران و رونمايي از سرود رسمي اين تيم براي جام جهاني فرانسه نواختند که در اواسط اين برنامه به يک باره سوپرايز ويژه‌اي را نيز براي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران داشتند.
به گزارش خبرگزاري آريا، شهرداد روحاني در اواسط مراسم بدرقه تيم ملي فوتبال ايران به يک باره به زبان انگليسي رو به «کارلوس کي‌روش» اعلام کرد که قطعه بعدي سوپرايزي از سوي ارکسترهاي ايراني براي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران است که قطعه اي از سرزمني مادري سرمربي تيم ملي ايران را براي اجراي ارکسترال تنظيم کرده اند و اين اجرا به او تقديم مي‌شود.
روحاني در ادامه صحبت‌هايش اضافه کرد که همه اعضاي ارکسترهاي ايراني علاقه ويژه‌اي را به سرمربي تيم ملي فوتبال ايران دارند و اين اجرا براي قدرداني از زحمات سرمربي تيم ملي فوتبال ايران به او تقديم مي‌شود.
ويدئوي اين اجراي جالب و سخنان شهرداد روحاني را در ادامه مي‌بينيد:


خبرگزاری آريا – حسين عليزاده: کمتر کسي را مانند علي رهبري تا اين اندازه وطن‌پرست و هنرمند ديده‌ام


حسين عليزاده: کمتر کسي را مانند علي رهبري تا اين اندازه وطن‌پرست و هنرمند ديده‌ام

خبرگزاري آريا – حسين عليزاده (آهنگساز و نوازنده‌ي برجسته‌ي تار و سه‌تار) که چند سال قبل، نشان‌ شواليه‌ي فرانسه را نپذيرفت تا به نام‌ ديگري جز «حسين عليزاده» شناخته نشود، صبح امروز بعد از مدت‌ها سکوت و دوري از رسانه‌ها، با تعدادي از اهالي رسانه جلسه گذاشت تا نه درباره‌ي خود، که درباره‌ي موسيقي‌داني ديگر صحبت کند.
به گزارش سايت «موسيقي ما»، او که به تازگي کنسرت‌هايش را برگزار کرده، نشست خود با رسانه‌ها را به امروز موکول کرد تا هيچ شائبه‌ي ديگري پيدا نکند، مگر حمايت از موسيقي‌دان بزرگي که چند سال قبل به ايران آمد و ارکستر سمفونيک تهران را رهبري کرد و بعد حاشيه‌ها چنان بالا گرفت که از ايران رفت: «علي رهبري». رهبر ارکستر پرآوازه ايران به تازگي با ارکستر سمفونيک آنتاليا، قطعه‌ي «مادرم ايران» را با خوانندگي «محمد معتمدي» اجرا کرد و مهمان ويژه‌اش «حسين عليزاده» بود. حالا بعد از بازگشت، حسين عليزاده به قول خودش مي‌خواهد سنتي را پايه‌گذاري کند و از موسيقي‌داني حمايت کند که هنوز زنده است، هنوز کار مي‌کند و مي‌تواند براي کشورش خدمات بسياري را ارائه دهد.
«حسين عليزاده» مي‌گويد:‌ «موسيقي‌دانان معمولاً با يکديگر رقيب‌اند و در اين زمان دوستي چنداني با يکديگر ندارند. اما آن وقت که کسي کارايي‌اش را از دست مي‌دهد يا مي‌‌ميرد، بدل به يک دوست مي‌شود و قابل‌ ستايش و تمجيد که به نظرم هيچ‌کدام‌شان واقعي نيستند! من اما دوست دارم اين‌بار از «علي رهبري» بگويم. موسيقي‌داني بزرگ که مي‌تواند در کشور خودش مثمر‌ خدمات بسيار زيادي شود و درست است که فعاليت‌هايش در ايران با حاشيه‌هايي همراه شد، اما به نظر مي‌رسد که انجام کارهاي هنري در ايران هميشه با اين حاشيه‌ها همراه است. ما که سال‌ها در ايران زندگي کرده‌ايم، تا حدودي با آن آشنايي داريم. اما کسي که ۵۰ سال در ايران نبوده، قطعاً تا اين اندازه با اين مسائل آشنا نيست. ضمن آنکه رسانه‌ها نيز در حاشيه‌هاي به وجود آمده در آن زمان، مؤثر بودند و موزيسين‌ها نيز هيچ حمايتي از او نکردند.»
او مي‌گويد در تمامي صنف‌ها، اهالي آن صنف با وجود تمام رقابت‌ها و گاه حتي نامهرباني‌هايي که با يکديگر دارند، از هم حمايت مي‌کنند و اگر کسي به يک کشف‌ علمي براي سلامتي برسد، ديگر پزشکان به اين مسأله توجه نمي‌کنند که اخلاقيات او چيست. اين اتفاق اما در جامعه‌ي موسيقي وجود ندارد:‌ «زماني که علي رهبري من را به عنوان مهمان براي ديدن اجراي قطعه‌ي «مادرم ايران» با همراهي ارکستر سمفونيک آنتاليا -که سالي ۶ بار در آن اجرا دارد- دعوت کرد، بعد از ديدن برنامه چنان تحت تأثير قرار گرفتم که با خودم فکر کردم اين صحبت‌ها را در رسانه‌هاي آن کشور انجام دهم؛ اما باز به اين مسأله رسيدم که اي‌کاش اين اتفاق در ايران رخ دهد. ايشان با غرور و رفاقت من را به جمع معرفي کرد اما با وجود آنکه من، هم در تمرينات و هم در اجرا، احساس بسيار خوبي از اين ميزان نبوغ او داشتم، مثل او احساس غربت کردم.»
عليزاده مي‌گويد در حالي که اين روزها ساخت قطعه‌اي براي ايران به عنوان‌ يک سفارش در آمده، «علي رهبري»‌ در غربت، قطعه‌اي براي «ايران» مي‌سازد که اين مسأله ناشي از عشق و علاقه‌ي او به وطنش است: «تمام اجزاي اين اثر براي «ايران» بود. به نظرم مي‌توان گفت کلام اين اثر سمفونيک بود و در اين ميان خواننده و شعر کمترين نقش را داشتند. زماني که قطعه اجرا مي‌شد، من از هم‌‌وطن بودن با او، احساس غرور مي‌کردم. تعداد کمي ايراني در سالن حضور داشتند؛ اما تمام چند صد نفر سالن به احترام علي رهبري و نام‌ ايران ايستاده بودند و سراپا کف مي‌زدند.»
عليزاده مي‌گويد که رسم نيست پيش از برگزاري کنسرت‌هاي سمفونيک، رهبرا ارکستر حرفي بيان کند؛ اما رهبري در سخناني به اين مسأله اشاره داشت که تا چه اندازه عاشق سرزمين‌اش است: «او زماني که اين حرف‌ها را مي‌زد، من با خودم فکر کردم نمي‌شد اين قطعه در ايران اجرا شود؟ چرا اصلاً موزيسيني که تمام دنيا تا اين اندازه به او افتخار مي‌کنند‌، نبايد اثرش را در کشور خودش اجرا کند؟ او که ممنوع‌الورود و ممنوع‌الخروج نيست. او که انگ سياسي ندارد. حتي ممنوع‌الکار هم نيست. چرا بايد اين حس را داشته باشد که نمي‌تواند در کشور خودش کار کند. من فکر مي‌کنم تمامي ما نياز به پشتيباني از اجتماع خودمان داريم و به همين نيت، من از علي رهبري حمايت مي‌کنم. من او را وقتي ۱۲ ساله بودم، مي‌شناختم و هيچ کسي که حداقل آشنايي‌اي با موسيقي داشته باشد، نمي‌تواند منکر اهميت او در موسيقي شود؛ حتي آنها که با او يا اخلاقيات او چندان قرابتي ندارند.»
آهنگساز بزرگ ايراني البته ماجرا را از زاويه‌اي ديگر نيز بررسي کرد: «از سال ۴۵ که من براي اولين بار او را ديده‌ام تا کنون،‌ هيچ از شوق و اشتياق او کاسته نشده است. او همان کودک پرشوري است که از ابتدا بوده است. براي همين هم در عين مهارتش در رهبري، گاهي جارو به دست مي‌گيرد و حياط تالار را تميز مي‌کند و گاهي نيز به ميدان حسن‌آباد مي‌رود تا زير نظر خودش صندلي‌ها خريداري شوند! اتفاقي که در ايران معمولاً رخ نمي‌دهد. هر اندازه هنر هنرمندي والاتر باشد، افتاده‌تر خواهد شد و ادعايي نخواهد داشت. من در يکي از سفرهايم به بازل سوئيس، در هواپيما کسي را ملاقات کردم که براي استقبال ما آمده بود و زماني که سوار ماشين شديم، فهميدم که رهبر ارکستر سمفونيک سوئيس است. با خودم فکر کردم اگر من رهبر ارکستر سمفونيک کشوري مثل سوئيس بودم، اين کار را انجام مي‌دادم؟‌ ما سال‌ها در اين سرزمين زندگي کرده‌ايم؛ با قواعد و حاشيه‌هايش آشناييم؛ با تمام مشکلاتي که يک هنرمند در ايران دارد؛ اما او اين‌طور نبود. البته من «رهبري» را ستايش نمي‌کنم تا ديگران را کوچک کرده باشم. تنها تأکيدم بر اين است که ما در اين سال‌ها، مثل فولاد آب‌ديده شده‌ايم و بلديم که در ايران چه‌طور زندگي کنيم و موسيقي بسازيم؛ اما کسي که مدت زمان زيادي از عمر خويش را خارج از کشور طي کرده، با اين مناسبات آشنا نيست و به همين خاطر، هنگام ورودش به ايران با مشکلاتي همراه مي‌شود.»
خالق «ني‌نوا» اما بخشي از مشکلات را نيز متوجه ديگراني جز رهبري مي‌داند: «برخي مناسبات در ايران کاملاً اشتباه است و بايد آن را اصلاح کرد. «علي رهبري» مي‌توانست در ايران کار کند و منشأ اقدامات بسيار زيادي باشد؛ به شرط آنکه درک مي‌شد. ما مي‌توانيم با پشتيباني از ايشان، سپري برابر حاشيه‌ها ايجاد کنيم. البته اين حاشيه‌ها فقط در کشوري مثل ايران رخ مي‌دهد و نه هيچ کجاي ديگر. من از سال‌ها قبل، تمرينات‌ او را با ارکستر مي‌ديدم و در اين ديدار اخير هم متوجه شدم که او به عنوان رهبر ارکستر، کاملاً تام‌الاختيار است. وقتي مسأله‌اي را به يک نوازنده يا حتي مايستر ارکستر بيان مي‌کند، آنها بي‌هيچ بحثي تنها اطاعت مي‌کردند. رهبر ارکستر درست مثل يک فرماندار نظامي است و ارکستر مثل يک ارتش که در آن مسأله‌ي «چرا» وجود ندارد. بعد از هر تمرين همين اجرا، رهبري و نوازنده‌ها به اندازه‌اي عرق کرده بودند که مجبور مي‌شدند لباس‌هايشان را عوض کنند. نوازنده‌هاي تمام ارکسترهاي دنيا -با تمام قدرت‌شان- مطيع بي‌چون و چراي رهبر ارکستر هستند و به همين خاطر است که شما وقتي قطعه‌اي را از ارکسترهاي بزرگ دنيا مي‌شنويد، حسي واحد دريافت مي‌کنيد. من سه روز در تمرينات آن ارکستر حضور داشتم و ديدم که ايشان گاهي به اعضاي ارکستر تندي هم مي‌کرد؛ اما به کسي برنمي‌خورد. همه‌چيز در نهايت نظم بود. چرا ما نبايد از اين نظمي که او مي‌خواست وارد ارکستر کند، استقبال کنيم؟ «رهبري» خودش را براي ما به سوغات آورده بود و ما بايد مدتي با او و ايده‌هايش کنار مي‌آمديم تا نيتجه‌اش را ببينيم. مشخص است که کسي که تخصص کافي ندارد، نبايد براي او تعيين تکليف مي‌کرد. نبايد کسي در کار او دخالت مي‌کرد. نبايد رسانه‌ها به اين اندازه به حاشيه‌هاي ايجاد شده دامن مي‌زدند.»
به گزارش سايت «موسيقي ما»، او همچنين از نقش‌ باربد بيات، ميلاد عمرانلو، رضا فکري و ميلاد عالمي براي اين اجرا ياد کرد و گفت: «رفتار باربد به اندازه‌اي مرا تحت تأثير قرار داد که زماني که او را بغل مي‌کردم، انگار پسران‌ خودم را بغل کرده بودم و من به پدر او (زنده‌ياد بابک بيات) و مادرش براي تربيت چنين فرزندي تبريک مي‌گويم. او خودش هم‌ا‌کنون در پراگ به عنوان رهبر ميهمان فعاليت دارد و مطمئنم که به زودي، يکي از بزرگ‌ترين رهبران ارکستر در دنيا خواهد شد. با همه‌ي اينها ارزش موسيقايي رهبري را مي‌داند و عصاي دست او شده است.»
آهنگساز «دلشدگان» با بيان اينکه کمتر آدمي را به اندازه‌ي «علي رهبري» وطن‌پرست و هنرمند ديده، مي‌گويد: «خوشحالم که او در اين سن و سال، هيچ از نااميدي نمي‌داند. او درس بزرگي از عشق و ايمان و اميد به من داد. رهبري عشق و علاقه‌ي بسياري به ايران دارد؛ همان حسي که از همان ابتدا که در هنرستان موسيقي ملي به عنوان مدير فعاليت مي‌کرد، داشت.»
«عليزاده» در ادامه درباره «مادرم ايران» گفت: «با وجود آنکه اين اثري سمفونيک است، اما بوي ايراني دارد؛ حس و حالي که در آثار بسياري از کساني که در هنرستان موسيقي ملي تحصيل کرده‌اند، ديده مي‌شود. رهبري موسيقي مطربي هم کار کرده و اين موسيقي را خيلي خوب مي‌شناسد. او به خاطر تحصيل در هنرستان ملي، با موسيقي ايراني نيز به خوبي آشنا است. نمي‌گويم که رپرتوار موسيقي ملي را مي‌شناسد؛ اما چيزهايي که درناخودآگاهش وجود داشته را به خودآگاه آورده است. او از جنبه‌هاي ملي-ميهني نيز بهره برده و از تِم‌هاي قطعه‌ي «اي ايران» روح‌الله خالقي در موتيف‌هايش استفاده کرده است. رهبري تم‌هاي ايراني و عربي را در اين کار به هم آميخته و از جملاتي از درويش‌خان و صبا به عنوان موتيف‌هاي ريتيمک بهره برده، نه اينکه ملودي آنها را به کار وارد کرده باشد.»
خالق «ترکمن» ادامه مي‌دهد: «علي رهبري وقتي در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌کرد، هر روز ناگزير بود از شهرري به هنرستان بيايد. من همچنان معتقدم که ساختار ذهني انسان در کودکي شکل مي‌گيرد. من بچه‌ي بازار بودم و هنوز طعم رنگ‌ها و بوها را در بازارهاي مختلف که مثل «تونل سحرآميز» بود، حس مي‌کنم. اين مسأله بدون‌شک براي رهبري نيز وجود داشته است. او در اتوبوس‌هاي دوطبقه‌‌اي که از خانه به هنرستان مي‌آمد، آهنگ مي‌نوشت و همان زمان تحصيل، به عنوان معلم هارموني، نوازندگي و آهنگسازي گاهي در کلاس‌ها حضور پيدا مي‌کرد.»
استاد پيشکسوت موسيقي ايران، بار ديگر بر حمايت از «علي رهبري» تأکيد کرد و گفت: «ما بايد ديسيپلين و نظم را فرا بگيريم و بدانيم که يک رهبر در ارکستر فرمانده است و نوازنده‌ها بايد تابع او باشند. در غير اين صورت، مي‌توانند به صورت فردي به فعاليت‌هايشان ادامه دهند. هر چند که با توجه به حقوق ناچيز نوازندگان، نمي‌توان از آنها نيز انتظار چنداني داشت.»


خبرگزاری آريا – مهدي جهاني: اين بهترين کنسرت من بود


مهدي جهاني: اين بهترين کنسرت من بود

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – خواننده «آروم آروم» در جديدترين اجراي زنده خود در حالي بيستم ارديبهشت در تهران روي صحنه رفت که در اين کنسرت از انتشار آقار جديد خود خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا، مهدي جهاني پس از اجراي جديد خود در برج ميلاد گفت: «اين بهترين اجراي زنده من و بهترين کنسرتم بود که تا به حال داشتم و شرايط به گونه‌اي پيش رفت که انرژي زيادي گرفتم و قطعا در ادامه روند کاري من تاثيرگذار خواهد بود.»
او که قطعه جديد خود «بي آسمون» را در روزهاي گذشته منتشر کرده، از برنامه ريزي براي توليد و انتشار آثار جديد خود در آينده اي نه چندان دور خبر داد.
اين کنسرت به همت موسسه «آواي دوران» به تهيه کنندگي رسول ترابي در برج ميلاد روي صحنه رفت.
در ادامه گزارش تصويري اين کنسرت را مي‌بينيد:


خبرگزاری آريا – پيام رسان سروش ميزبان پويانمايي هاي ۳ تا ۵ دقيقه اي / آثار بارگذاري شده در اين پيام رسان بررسي و خريداري مي شوند


پيام رسان سروش ميزبان پويانمايي هاي 3 تا 5 دقيقه اي / آثار بارگذاري شده در اين پيام رسان بررسي و خريداري مي شوند

خبرگزاري آريا – رئيس رسانه ملي در مراسم اختتاميه نخستين جشنواره ملي پويانمايي از راه اندازي دانشکده توليد انيميشن در شهر همدان خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي رسانه ملي، دکترعلي عسکري در اين همايش با اشاره به انتخاب شهر همدان براي برپايي نخستين جشنواره پويانمايي ملي گفت: همانطور که از پيشينه ايرانيان در طراحي پويانمايي بر ظروف سفالي و قدمت اين هنر در ايران ياد شد، نخستين جشنواره پويانمايي ملي نيز در کهن‌ترين شهر کشور برگزار شد.
وي از حضور نيروهاي توانمند و خلاق در پويانمايي در کشور ياد و ابراز اميدواري کرد برگزاري اين جشنواره با اتکا به اين نيروي خلاق و توانمند نقطه عطفي در تاريخ توليد پويانمايي باشد.
رئيس سازمان صداوسيما پويانمايي را وابسته به هنر و خلاقيت دانست که مي‌تواند براي همه گروه هاي سني خصوصا کودک و نوجوان شخصيت‌ها و دنياهاي جديدي خلق کند.
وي هنر صنعت پويانمايي را صنعتي پاک خواند که شاهراه و مسيري براي انتقال فرهنگ اسلامي ايراني به کودکان و نوجوانان است.
دکتر علي عسکري راهکارهاي جديد در توليد پويانمايي، نظير انيميشن سه بعدي، را براي ارائه محتواهاي جذاب مهم برشمرد و گفت: دنيا در اين زمينه تا کنون پيشرفت هاي زيادي داشته و ما نيز رشد خوبي در توليد اين نوع از پويانمايي داشته ايم.
رئيس رسانه ملي بابيان اينکه کانون پرورش فکري کودکان و وزارت ارشاد نيز در زمينه پويانمايي در گذشته اقداماتي کرده اند گفت: با اين وجود صداوسيما به اين هنر به شکل يک صنعت نگريسته و از بنيانگذاران اصلي اين صنعت است.
وي افزود: صداوسيما همکار تمام کساني است که در اين زمينه کار مي‌کنند واز آنان حمايت مي‌کند.
دکتر علي عسکري با بيان اينکه برگزاري جشنواره پويانمايي محملي براي حمايت از اين صنعت است گفت اين جشنواره تداوم دارد و دبيرخانه‌اي دائمي خواهد داشت.
وي با اشاره به اهميت و اثرگذاري بالاي پويانمايي براي نسل امروز تأکيد کرد: ما بايد با تکيه بر گنجينه‌هاي ديني، ادبي، فرهنگي و ملي خود، مهندسي پيام درستي داشته باشيم و با اتکاي به آن فرهنگ ايراني را به نسل هاي آينده منتقل و هويت ملي خود را حفظ کنيم.
رئيس رسانه ملي سپس از حجم زياد پويانمايي هاي خارجي در گذشته ياد کرد و گفت: با بالا رفتن توانمندي کشور در توليد انيميشن رفته رفته از حجم اين آثار کاسته شد و حجم استفاده از توليدت داخلي بالا رفت. اکنون براين توليدات افزوده شده و اميدواريم اين جشنواره شتاب دهنده اي براي اين حرکت باشد.
دکتر علي عسکري ابراز اميدواري کرد با تکيه بر توانمندي سازندگان پويانمايي کشور بازار ارائه آن در بازارهاي جهاني نيز رونق بگيرد.
وي از افزايش سرمايه توليد انيميشن در رسانه ملي در بازه يکساله تا حدود ۲۵ درصد خبر داد و گفت: منابع مالي توليدات نيز به زودي تأمين خواهد شد.
رئيس سازمان صداوسيما تأکيد کرد: ما مي‌توانيم با بهره‌مندي از مزيت هايي چون نيروي انساني خلاق، زيرساخت هايي که در مرکز صبا و ۳۳مرکز استاني صداوسيما ايجادشده، ادبيات نمايشي غني ما و جذابيت اين قالب جريان توليد انيميشن را راه اندازيم و به يکي از کشورهاي قدرتمند توليد پويانمايي در سطح جهاني بدل شويم.
وي در ادامه از پيام رسان سروش و رشد سريع تعداد کاربران اين پيام رسان که به مرز ۱۰ ميليون نفر رسيده است ياد کرد و به علاقمندان به ساخت پويانمايي نويد داد اگر پويانمايي هاي ۳تا ۵ دقيقه توليد و در کانال پويانمايي پيام رسان سروش بارگذاري کنند اين آثار در مرکز پويانمايي صبا به کمک کارشناسان ارزيابي شده و آثار برگزيده از صاحبانشان خريداري مي شود. اين ابتکار براي مخاطبان صوت و تصوير فراگير نيز جذابيت دارد و به تماشاي اين آثار علاقه مند مي کند.
دکتر علي عسکري با اشاره به ظرفيت تلويزيون هاي تعاملي گفت: توليدات پويانمايي در بازار محتواي ايجاد شده در اين شبکه ها امکان ارائه دارند و در اين بازار محتوا مي توانندمشتري هايي جهاني يابند و فرصتي براي ارائه و فروش خارجي داشته باشند.
وي همچنين در پاسخ به درخواست استاندار براي معرفي جاذبه هاي گردشگري استان همدان از آمادگي رسانه ملي براي معرفي بيشتر اين جاذبه ها و برنامه هايي که در اين زمينه توليد شده اند خبر داد.
رئيس سازمان صداوسيما با اعلام موافقت براي تأسيس شعبه اي از دانشگاه صداوسيما در شهر همدان ابراز اميدواري کرد کساني که در اين دانشگاه تحصيل مي کنند بتوانند در آينده به جريان توليد پويانمايي کشور بپيوندند.
رئيس رسانه ملي در پايان توطئه دشمنان براي لطمه‌زدن به اقتدار کشور ايران را بي‌اثر خواند و گفت: همانطور که مردم ايران همواره برهه هاي سخت را پشت سرگذاشته اند با موفقيت از اين برهه نيز مي‌گذرند و رمز موفقيت در فتنه جديد امريکا حفظ وحدت و انسجام ملي و حرکت در مسير رهبري معظم است.


1 2 3