Tag Archives: باز

خبرگزاری آريا – «فرهاد فخرالديني» بعد از سال‌ها به صحنه باز مي‌گردد


«فرهاد فخرالديني» بعد از سال‌ها به صحنه باز مي‌گردد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- ارکستر فرهنگ و هنر به رهبري «فرهاد فخرالديني» ۱۱ و ۱۲ مردادماه کنسرت خود را با عنوان «شبي با فخر موسيقي ايران» در تالار وحدت برگزار مي‌کند.
«علي اکبر قرباني» رهبر ثابت ارکستر فرهنگ و هنر دانشگاه علمي کاربردي واحد ۴۶ در اين خصوص گفت: «چندين سال است که استاد فخرالديني از ارکستر ملي کناره‌گيري کرده‌اند و به خاطر شرايط موجود فعاليت کمتري دارند. ما هم فرصت را مناسب ديديم و تصميم به دعوت از ايشان گرفتيم. در واقع جاي بسي خوشحالي است که در مدت ۴ سال تشکيل ارکستر فرهنگ و هنر توانسته‌ايم اين ارکستر دانشجويي را از لحاظ کيفي به سطحي برسانيم که موزيسين بزرگي مثل استاد فخرالديني چوب رهبري آن را به دست بگيرد. استاد فخرالديني در کارشان بسيار حساس و دقيق هستند و هر کاري را قبول نمي‌کنند ولي از آنجايي ايشان از نزديک با روند کار ارکستر آشنا بودند و به خاطر ارتقا کيفي ارکستر و شور و اشتياق نوازندگان، ما را در جديدترين کنسرتمان که ۱۱ و ۱۲ مردادماه برگزار مي شود به عنوان رهبر ميهمان همراهي مي‌کنند.»‌
رهبر ثابت ارکستر فرهنگ و هنر با اشاره به ضبط تصويري اجراي ارکستر به رهبري فخرالديني بيان داشت: «متاسفانه هيچ‌گاه از اجراهاي ارکستر ملي به رهبري استاد ضبطي صورت نگرفته و تنها آلبوم تصويري ارکسترال با حضور ايشان به ارکستر مهرنوازان بر مي‌گردد که يک ارکستر خصوصي بوده است. بر اين اساس و با توجه به فقر آثار ارکسترال ايراني تصميم داريم با حمايت‌هاي خانم تقي‌پور، رياست دانشگاه واحد ۴۶ اين اجرا را ضبط کنيم.»‌
قرباني در ادامه با اشاره به فعاليت‌هاي آتي ارکستر فرهنگ و هنر گفت: «حدود ۴ سال از تشکيل ارکستر مي‌گذرد و برخلاف ديگر ارکسترها، با وجود مشکلات موجود اقتصادي و عدم حمايت‌هاي دولتي، توانسته با حمايت‌هاي رياست دانشگاه روي پاي خود بايستد و به فعاليتش ادامه دهد و بتواند ميزبان هنرمنداني چون راميز قلي‌اف و فرهاد فخرالديني باشد. اما اي کاش نهادهاي دولتي چنين ارکسترهايي را حمايت کنند تا بتوانند به فعاليت‌شان ادامه دهند. با توجه به شرايط نامناسب و هزينه‌هاي سنگين اجراي کنسرت‌ها، حيات ارکسترها با مشکل مواجه شده است و چنين ارکستري با فروش بليط، به سختي مي‌تواند حتي جوابگوي دستمزد نوازندگان خود باشد.»‌
«سوسن تقي پور» -رئيس دانشگاه علمي کاربردي واحد ۴۶ و موسس اين ارکستر- نيز گفت: «از ابتداي تشکيل ارکستر، آقاي فخرالديني ميهمان اختصاصي اجراهاي ما بودند و ايده‌هاي خوبي در خصوص کيفيت کار ارکستر در اختيارمان مي‌گذاشتند. با توجه به اين حضورها و نظرات دلسوزانه، شاهد پيشرفت و ارتقا ارکستر بودند و اين دعوت بهانه‌اي براي حضور دوبارۀ ايشان روي صحنه شد. ارکستر فرهنگ و هنر تنها نام ارکستر دانشجويي را يدک مي‌کشد، چرا که اعضايش بهترين نوازندگان معتبرترين ارکسترهاي داخلي و خارجي هستند. اين ارکستر اجراهاي فصلي دارد و با حضور در فستيوال‌هاي خارجي و حضور نوازندگان بين‌المللي همچون راميز قلي‌اف، هر روزه بر کيفيت آن افزوده شده و اميدوارم با حضور اساتيدي چون فخرالديني انگيزه بيشتري به اعضاي ارکستر تزريق شود.»
رياست دانشگاه علمي کاردبري فرهنگ و هنر واحد ۴۶ در خاتمه خاطر نشان کرد: «رسالت دانشگاه علمي کاربردي، تربيت کارآفرين است. من نيز به دنبال چنين رسالتي هدفم را بر اشتغال‌زايي دانشجويان گذاشته‌ام و سعي کرده‌ام با تشکيل چنين ارکستري و فعاليت حرفه‌اي و مستمر آن، دانشجويان را به بازار کار معرفي کنم که اميدوارم در آينده نيز بتوانيم با حمايت‌هاي بخش‌هاي مختلف، شاهد پيشرفت بيشتر اين ارکستر باشيم.»


خبرگزاری آريا – پاي «هزارپا» به آي‌فيلم باز مي‌شود


پاي «هزارپا» به آي‌فيلم باز مي‌شود

خبرگزاري آريا- فيلم سينمايي «هزارپا» ساخته ابوالحسن داودي، سوژه اين هفته سينما آي‌فيلم شده است.
به‌گزارش آريا به نقل از روابط‌عمومي شبکه آي‌فيلم، «سينما آي‌فيلم» که هرچهارشنبه به معرفي يکي از فيلم‌هاي سينمايي در حال اکران مي‌رود، اين‌بار «هزارپا» را براي معرفي و گفت‌وگو با عوامل آن انتخاب کرده است.
بر اساس اين گزارش، «هزارپا» يک فيلم کمدي است که در سال ۹۶ ساخته شده و اکران آن از ۱۳ تير در سينماهاي سراسر کشور آغاز شده است.
امير برادران، پيمان جزيني، مصطفي زندي، اين فيلم کمدي را با اين حال‌وهوا نگاشته‌اند: دزدي، اتفاقي متوجه راز يک دختر مي‌شود و سعي مي‌کند از اين موقعيت سوءاستفاده کند.
رضا عطاران، جواد عزتي، سارا بهرامي، مهران احمدي، شهره لرستاني، لاله اسكندرى، اميد روحاني، سپند اميرسليماني، اميرمهدى ژوله، نعيمه نظام دوست، سينا رازانى، محمد نادري، حسين سليماني، شهين تسليمى، حميدرضا فلاحي و بهرام ابراهيمى در «هزارپا» حضور دارند.
سينما آي‌فيلم به تهيه‌کنندگي وحيد رونقي و محمدتنکابني، چهارشنبه شب‌ها ساعت ۲۲:۳۰ روي آنتن کانال فارسي مي‌رود و   پنجشنبه ساعت ۰۶:۳۰ بازپخش مي‌شود.


خبرگزاری آريا – پاي مديري به ورزش باز شد


پاي مديري به ورزش باز شد

خبرگزاري آريا – مهران مديري، بازيگر و کارگردان تلويزيون و سينما که آثاري چون ساعت ۵ عصر، پاورچين، شب‌هاي برره، مرد هزارچهره و دورهمي را در کارنامه دارد، رئيس کميته هنرمندان فدراسيون بولينگ و بيليارد شد.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، مهران مديري در همين ارتباط پنجشنبه هفته گذشته به فدراسيون بولينگ و بيليارد رفت و با اهالي و رئيس فدراسيون ديدار کرد.
پس از اين بازديد و ديدار، طي حکمي از هاشم اسکندري رئيس فدراسيون، مهران مديري به عنوان رئيس کميته هنرمندان فدراسيون بولينگ، بيليارد و بولس منصوب شد.
مهران مديري بتازگي بازي در فيلم سينمايي «ما همه با هم هستيم» به کارگرداني کمال تبريزي و تهيه‌کنندگي رضا ميرکريمي را به پايان رساند؛ فيلمي پربازيگر که چهره‌هاي ديگري چون محمدرضا گلزار، ليلا حاتمي، ماني حقيقي، ويشکا آسايش، جواد عزتي، مهران غفوريان، حسن معجوني، پژمان جمشيدي، هانيه توسلي، سيروس گرجستاني، نادر فلاح، هوتن شکيبا، علي شادمان و سروش صحت هم در آن بازي مي‌کنند.


خبرگزاری آريا – ناگفته هايي از «اعتياد نوجوانان» در «پرانتز باز» اين هفته


ناگفته هايي از «اعتياد نوجوانان» در «پرانتز باز» اين هفته

خبرگزاري آريا_ دکتر ابوالفضل احيايي روانشناس و متخصص حوزه مواد مخدر در برنامه اين هفته «پرانتز باز» از ابعاد مختلف «اعتياد نوجوانان» سخن مي گويد.
به گزارش خبرگزاري آريا، بيست و چهارمين قسمت از برنامه ي «پرانتز باز» با نگاهي به موضوع «اعتياد نوجوانان» به گفتگو با دکتر ابوالفضل احيايي، مدرس دانشگاه تهران مي پردازد. در اين گفتگو محورهايي همچون «آمار اعتياد دانش آموزان» «راهکارهاي پيشگيري از اعتياد در مدارس»، «مواد جديد رايج بين نوجوانان» و «راه هاي ريشه کن سازي» «دلايل رغبت نوجوانان به اعتياد» مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
پرانتز باز برنامه اي است با رويکرد بررسي اخبار نوجوانان که به صورت هفتگي با اجراي محمودرضا قديريان و چهار دبيرخبر نوجوان هر هفته جمعه ها ساعت ۱۷ روي آنتن شبکه اميد مي رود.
در اين برنامه علاوه بر بخش گفتگو با مهمانان و گزارش ميداني که به گفتگو با نوجوانان درباره موضوع اصلي برنامه مي پردازد، بخش ديگري در نظر گرفته شده که نوجوانان سنين ۱۳ تا ۲۰ سال مي توانند به عنوان خبرنگار افتخاري با برنامه همکاري داشته و گزارش هاي تصويري و ويدئويي خود را براي پخش، به برنامه ارسال کنند.
مخاطبان اين برنامه مي توانند با شماره ۰۹۰۳۶۸۸۳۲۰۲ در پيام رسان بله و سروش با روابط عمومي برنامه در تماس باشند و در اينستاگرام صفحه ي پرانتز باز را با نشاني parantezbaz_tv دنبال کنند.


خبرگزاری آريا – «مسخره باز» با بازي صابر ابر جلوي دوربين رفت


«مسخره باز» با بازي صابر ابر جلوي دوربين رفت

خبرگزاري آريا- تصويربرداري فيلم سينمايي «مسخره باز» به کارگرداني همايون غني زاده و با بازي صابر ابر در شهر تهران آغاز شد.
به گزارش آريا به نقل از سينماپرس، همايون غني زاده که چندي پيش پروانه ساخت اولين اثر سينمايي خود را با نام «مسخره باز» به تهيه کنندگي علي مصفا دريافت کرده بود فيلم خود را به تازگي کليد زده است. غني زاده قرار بود اولين فيلم سينمايي خود را با نويد محمدزاده تجربه کند که درنهايت او «مسخره باز» را با بازي صابر ابر به تازگي در تهران جلوي دوربين برده است.
همايون غني زاده پيش از اين در نمايش «کاليگولا» با صابر ابر همکاري داشته است. ابر در حال حاضر هر شب براي نمايش «مالي سوييني» به کارگرداني مرتضي ميرمنتظمي در سالن اصلي تئاتر شهر روي صحنه مي رود.


خبرگزاری آريا – «پرانتز باز» حال و هواي جام جهاني به خودگرفت!


«پرانتز باز» حال و هواي جام جهاني به خودگرفت!

خبرگزاري آريا- نيما نکيسا در برنامه اين هفته «پرانتز باز» از ابعاد مختلف «جام جهاني و تب فوتبال» سخن مي گويد.
به گزارش خبرگزاري آريا، بيست و دومين قسمت از برنامه ي «پرانتز باز» با نگاهي به موضوع «جام جهاني و تب فوتبال» به گفتگو با نيما نکيسا مي پردازد. در اين گفتگو محورهايي همچون «جذابيت هاي واقعي و کاذب فوتبال»، «چقدر بايد براي فوتبال سرمايه گذاري کرد و ارزش قائل شد» «تب فوتبال در بين نوجوانان و حواشي آن» مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
گزارش ميداني اين قسمت در مدارس فوتبال با نوجوانان اهل ورزش در اين خصوص گفتگو مي کند. 
پرانتز باز برنامه اي است با رويکرد بررسي اخبار نوجوانان که به صورت هفتگي با اجراي محمودرضا قديريان و چهار دبيرخبر نوجوان هر هفته جمعه ها ساعت ۱۷ روي آنتن شبکه اميد مي رود.
در اين برنامه علاوه بر بخش گفتگو با مهمانان و گزارش ميداني که به گفتگو با نوجوانان درباره موضوع اصلي برنامه مي پردازد، بخش ديگري در نظر گرفته شده که نوجوانان سنين ۱۳ تا ۲۰ سال مي توانند به عنوان خبرنگار افتخاري با برنامه همکاري داشته و گزارش هاي تصويري و ويدئويي خود را براي پخش، به برنامه ارسال کنند.
عوامل توليد اين برنامه عبارت اند از: تهيه کننده: محمود فلاح پرويزي، مدير توليد و جانشين تهيه کننده : سعيد احمدي، سردبير: حسين شکيب راد، کارگردان: بهرام اماني. اجرا: محمودرضا قديريان، محسن محبي، سيد ابوالفضل سيروس نژاد، ساناز احساني و زهرا محبوب.
مخاطبان اين برنامه مي توانند کانال پرانتز باز را در پيام رسان سروش و بله با آدرس @omidtv_parantezbaz و در اينستاگرام با نشاني parantezbaz_tv دنبال کنند.


خبرگزاری آريا – نوشدارو باز دير به سهراب رسيد


نوشدارو باز دير به سهراب رسيد

خبرگزاري آريا – «اگر همه فرانسه را به من دهيد، سازم را به شما نمي‌دهم.» اين را استادِ پهلوان «رسول‌بخش زنگ‌شاهي» چند سال پيش در يکي از گفت‌وگوهايش گفت. لابد او هنوز هم همين عقيده را دارد؛ حتي همين چند روزي که روي تخت بيمارستانِ بدون امکاناتِ زاهدان بود و همسرش التماس مي‌کرد که او را به تهران بياورند -که نياوردند- يا به مشهد منتقلش کنند -که نکردند- و بلاخره او روز گذشته از بيمارستان مرخص‌ شد؛ با بدني که نيمي از آن خشک شده و اين يعني زندگي برايش، سخت‌تر از گذشته خواهد شد. هرچند که دنيا تا همين‌جايش هم به استادِ پهلوان لبخندي نزد جز هنري که به او داد و همان هم دردي از او و زندگي‌اش دوا نکرد.
«زنگ‌شاهي» در تمامِ اين سال‌ها دو قيچک داشت که با يکي‌اش بيش از ديگري مي نواخت. سازي که از پدرش به ارث برده بود و خودش تزيين‌اش کرده بود و جانش به جانِ آن وصل بود. نواختنِ ساز در خانواده‌شان موروثي بوده است. همين حالا هم دو پسرش «نديم و سهيل» قيچک مي‌نوازند و مي‌گويند که «سهيل» نوازنده‌ي قابلي است و با اين سن و سالِ کمش، چند اجراي خارجي هم داشته است. خودِ زنگشاهي اما مي‌گفت: «هشت نسلِ ما همه ساز مي‌نواختند و من هم از ۱۴ سالگي، ساز دستم گرفتم.» استادِ پهلوان رسول بخش، قديمي‌ترين نوازنده‌ي طايفه زنگشاهي است که در اين سال‌ها در کنارِ نوازندگي، اين ساز را به بسياري نيز آموزش مي‌داد. گاهي نيز در عروسي‌ها مي‌نواخت و از همين راه زندگي‌اش را تامين مي‌کرد. در اين سال‌ها اما شرايط بدتر از قبل شده بود، خواننده‌هايي که با او مي‌خواندند، فوت کرده بودند و تازه‌عروس و دامادهاي بلوچستان، هم مثلِ خيلي‌هاي ديگر ترجيح مي‌دادند از همين موسيقي‌هاي روز استفاده کنند تا پهلوان برايشان بنوازد و اصلا چه کسي براي سازِ تنها پول مي‌دهد؟ در اينجا در همين سالن‌هاي پرطمطراقِ کنسرت هم چندان استقبالي از سازِ تنها نمي‌شود، چه برسد به بلوچستان و عروسي‌هايش؛ پس پهلوان مانده بود و ۱۳۰ هزارتومان عايدي که وزارت ارشاد برايش مي‌‌ريخت و حرفِ مردمي که مي‌گفتند «پهلوان حسن» کم‌نسل است؛ چون موسيقي مي‌نوازد و کارِ جهنمي مي‌کند. هر چند که «استاد زنگشاهي» برخلافِ حرفِ مردم – امان از حرفِ مردم- صاحبِ ۲۲ فرزند شد که دو تا از آنها (از همسرِ سومش شمسي خاتون) به راه موسيقي آمدند؛ هر چند موسيقي آنان با پدر خيلي تفاوت دارد. آنها حالا دارند قيچک را با ارگ مي‌نوازند و کسب‌وکارشان هم از پدر بهتر است. روزگار است ديگر، هر روز کارِ خودش را مي‌کند. شايد اصلا اين پسرها هم حق دارند، مگر «زنگ‌شاهي» چند سالِ قبل تعريف نمي‌کرد که پسرش گفته است: «سهيل به من مي‌‌گويد تو مگر چه جايگاهي داري که راهِ تو را بروم؟» تلخ است؛ اما پسرش راست مي‌گويد. او هر کارِ ديگري جز اين‌که حالا مي‌کند را کرده بود، حالا لابد لااقل بيمه‌اي داشت که وقتِ بيماري و تنگدستي اين طور به مشکل نخورد.
نيمي از بدنِ «رسول‌بخش زنگ‌شاهي» استاد موسيقي بلوچستان خشک شد
نوشدارو باز دير به سهراب رسيد «اگر همه فرانسه را به من دهيد، سازم را به شما نمي‌دهم.» اين را استادِ پهلوان «رسول‌بخش زنگ‌شاهي» چند سال پيش در يکي از گفت‌وگوهايش گفت. لابد او هنوز هم همين عقيده را دارد؛ حتي همين چند روزي که روي تخت بيمارستانِ بدون امکاناتِ زاهدان بود و همسرش التماس مي‌کرد که او را به تهران بياورند -که نياوردند- يا به مشهد منتقلش کنند -که نکردند- و بالاخره او روز گذشته از بيمارستان مرخص‌ شد؛ با بدني که نيمي از آن خشک شده و اين يعني زندگي برايش، سخت‌تر از گذشته خواهد شد. هرچند که دنيا تا همين‌جايش هم به استادِ پهلوان لبخندي نزد جز هنري که به او داد و همان هم دردي از او و زندگي‌اش دوا نکرد.
«زنگ‌شاهي» در تمامِ اين سال‌ها دو قيچک داشت که با يکي‌اش بيش از ديگري مي نواخت. سازي که از پدرش به ارث برده و خودش تزيين‌اش کرده بود و جانش به جانِ آن وصل بود. نواختنِ ساز در خانواده‌شان موروثي بوده است. همين حالا هم دو پسرش «نديم و سهيل» قيچک مي‌نوازند و مي‌گويند که «سهيل» نوازنده‌ي قابلي است و با اين سن و سالِ کمش، چند اجراي خارجي هم داشته است. خودِ زنگشاهي اما مي‌گفت: «هشت نسلِ ما همه ساز مي‌نواختند و من هم از ۱۴ سالگي، ساز دستم گرفتم.» استادِ پهلوان رسول بخش، قديمي‌ترين نوازنده‌ي طايفه زنگشاهي است که در اين سال‌ها در کنارِ نوازندگي، اين ساز را به بسياري نيز آموزش مي‌داد. گاهي نيز در عروسي‌ها مي‌نواخت و از همين راه زندگي‌اش را تامين مي‌کرد. در اين سال‌ها اما شرايط بدتر از قبل شده بود، خواننده‌هايي که با او مي‌خواندند، فوت کرده بودند و تازه‌عروس و دامادهاي بلوچستان، هم مثلِ خيلي‌هاي ديگر ترجيح مي‌دادند از همين موسيقي‌هاي روز استفاده کنند تا پهلوان برايشان بنوازد و اصلا چه کسي براي سازِ تنها پول مي‌دهد؟ در اينجا در همين سالن‌هاي پرطمطراقِ کنسرت هم چندان استقبالي از سازِ تنها نمي‌شود، چه برسد به بلوچستان و عروسي‌هايش؛ پس پهلوان مانده بود و ۱۳۰ هزارتومان عايدي که وزارت ارشاد برايش مي‌‌ريخت (و همان هم پنج ماه است که به او نداده بودند) و حرفِ مردمي که مي‌گفتند «پهلوان حسن» کم‌نسل است؛ چون موسيقي مي‌نوازد و کارِ جهنمي مي‌کند. هر چند که «استاد زنگشاهي» برخلافِ حرفِ مردم – امان از حرفِ مردم- صاحبِ ۲۲ فرزند شد که دو تا از آنها (از همسرِ سومش شمسي خاتون) به راه موسيقي آمدند؛ هر چند موسيقي آنان با پدر خيلي تفاوت دارد. آنها حالا دارند قيچک را با ارگ مي‌نوازند و کسب‌وکارشان هم از پدر بهتر است. روزگار است ديگر، هر روز کارِ خودش را مي‌کند. شايد اصلا اين پسرها هم حق دارند، مگر «زنگ‌شاهي» چند سالِ قبل تعريف نمي‌کرد که: «سهيل به من مي‌‌گويد تو مگر چه جايگاهي داري که راهِ تو را بروم؟» تلخ است؛ اما پسرش راست مي‌گويد. او هر کارِ ديگري جز اين‌که حالا مي‌کند را کرده بود، حالا لابد لااقل بيمه‌اي داشت که وقتِ بيماري و تنگدستي اين طور به مشکل نخورد.
بيماري استادِ قيچک‌نوازهمه‌ي روزها هم براي «زنگ‌شاهي» بد نبود؛ آوازه‌اش در جهان پيچيد و به موسيقي‌داناني از فرانسه هم قيچک آموخت. علاوه بر آن در فرانسه، سوئد، بلژيک، آلمان، سوئيس و ايتاليا اجراهايي داشت و دانشگاه پاريس به او مدرک دکتري افتخاري داد. به او پيشنهاد کردند که به همراه خانواده‌اش به فرانسه مهاجرت کند که نکرد – و چه خوب که نکرد- و چند سالِ قبل هم در جشنواره‌ي موسيقي فجر تجليل شد و سه سکه‌ي تمام بهار آزادي گرفت! سه سکه‌ به ازاي تمامِ سال‌هايي که عمرش را براي موسيقي گذاشته بود.
او چند سالِ قبل ديابت گرفت. مي‌شد مثلِ ميليون‌ها آدمِ ديگري که دچار اين بيماري مي‌‌شوند، درمان شود؛ اما منطقه‌ي او محروم‌تر از آن بود که چنين اتفاقي رخ دهد. پايش را قطع کردند و او پول نداشت که پاي مصنوعي بخرد و يک چوب گذاشت به جاي پايش. به همين آساني. بعد وعده آمد پشتِ وعده.گفتند وام قرض‌الحسنه به او مي‌دهند (که ندادند) بارها گفت برايش سرپناهي فراهم کنند (که نکردند) لااقل اين ۱۳۰ تومان را بيشتر کنند (اين را هم نکردند). دوستانش براي معاون هنريِ وقت نامه نوشتند، براي مقاماتِ بالاتر؛ نتيجه؟ هيچ.
اين بار اما سکته‌ي مغزي کرد؛ قبل از اين تعطيلاتِ طولاني‌ مدت و براي همين هم خبر بيماري‌اش چندان سر و صدايي نکرد تا امروز که از بيمارستان مرخص شد. «شمسي خاتون» همسرش در گفت‌وگو با موسيقي ما مي‌گويد: «قبل‌تر که يک پا نداشت؛ حالا هم يک بخش‌هايي از بدنش خشک شده است. ما خيلي تلاش کرديم او را ببريم بيمارستانِ بهتري؛ اما نشد. پولم را نداشتيم. پنج ماه است که مستمري‌اش را نداده‌اند. حالا هم نمي‌تواند راه برود. حالا يکي از مسوؤلان ارشاد آمد و گفت که از فردا فيزيوتراپي کند؛ اما اينجا نمي‌شود. بايد برود جاي بهتري. خدا را شکر که بهتر است؛ اما تا حالا کسي به داد ما نرسيده، حالا که بدنش خشک شده، اي‌کاش کاري کنند.» 
او البته توضيح مي‌دهد که هزينه‌هاي بيمارستان را «خانه‌ي موسيقي» داده است. «حميدرضا نوربخش» (مديرعامل خانه موسيقي) هم در اين باره توضيح داده است: «با پيگيري‌هاي انجام شده در خصوص وضعيت استاد زنگشاهي، تمامي هزينه‌هاي درماني ايشان پرداخت شد و از بيمارستان مرخص شدند. ما از حدود سه روز پيش به طور مستمر پيگير احوال استاد زنگشاهي بوده‌ايم. از طريق ارشاد استان و صندوق اعتباري هنر و شخص آقاي دکتر سيد زاده(مديرعامل صندوق) نيز پيگيري هاي لازم انجام شد.»
او ادامه داده است: «بنا به گزارش‌هاي رسيده از صندوق اعتباري هنر، تمام هزينه‌هاي درماني استاد زنگشاهي پرداخت شده و ايشان نيز از بيمارستان مرخص شده‌اند. خانه موسيقي نيز بعد از ترخيص اين هنرمند از بيمارستان پيگيري هاي لازم را در خصوص سلامت ايشان خواهد داشت.»
مديرعامل خانه موسيقي با اشاره به جمع آوري کمک در فضاي مجازي براي استاد زنگشاهي گفت: «ضمن تشکر از همه جامعه هنري و دلسوزان که نگران حال اين استاد عزيز بوده اند، جمع آوري اعانه به اين شکل دور از شان هنرمندان است.»
اشاره‌ي نوربخش به کمپيني است که براي استاد پهلوان شکل گرفت و در آن نوشته شد: «رسول‌بخش زنگشاهي از برجسته‌ترين قيچک نوازان ايران و دارنده دکتراي افتخاري هنري از دانشگاه سوربن فرانسه به‌علت سکته مغزي در بيمارستان بستري است و در انتظار حمايت‌هاي لازم. ‌او قبل از سکته مغزي حدود يک سال بود که به‌دليل نداشتن توانايي مالي نمي‌توانست براي پايش که به‌دليل ديابت قطع شده است پروتز تهيه کند. اين موزيسين بي‌مانند اما فاقد بيمه‌ي اهل سيستان و بلوچستان پيشتر يک پاي خود را بر اثر ديابت از دست داده و پاي ديگرش اکنون دچار نارسايي است و اين کمپين براي درمانِ هزينه‌هاي او تشکيل شده است.»‌
«حسين مسگراني»‌- مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سيستان و بلوچستان- هم در آخرين روز بستري بودن زنگشاهي در بيمارستان به همراه تعدادي از معاونان خود به عيادت او رفت و بعد از آن گفت: «با توجه به ملاقاتي که امروز انجام شد، به لطف خدا همه چيز از جمله وضعيت درماني، رسيدگي هاي پزشکي و فعاليت هاي کادر درماني در شرايط بهتري قرار دارد و طي ديدار با رييس بيمارستان، صحبت‌هايي در رابطه با روند درماني استاد مطرح شد و خوشبختانه امروز ايشان از بيمارستان مرخص مي‌شوند تا در ادامه درمان مرحله فيزيوتراپي را شروع کنند. ايشان از سرمايه هاي ملي اين استان و کشور هستند که اميدوارم به زودي شاهد بازيابي سلامت اين هنرمند شريف باشيم.»
اين از سرگذشتِ استادِ پهلوان زنگشاهي؛ اما مي‌دانيد خبر بد چيست؟ اين داستان ادامه دارد. نمونه‌اش استاد براهويي –مم‌خان- که روزگارِ زندگي‌اش حتي از او هم بدتر است.
بيماري استادِ قيچک‌نوازهمه‌ي روزها هم براي «زنگ‌شاهي» بد نبود؛ آوازه‌اش در جهان پيچيد و به موسيقي‌داناني از فرانسه هم قيچک آموخت. علاوه بر آن در فرانسه، سوئد، بلژيک، آلمان، سوئيس و ايتاليا اجراهايي داشت و دانشگاه پاريس به او مدرک دکتري افتخاري داد. به او پيشنهاد کردند که به همراه خانواده‌اش به فرانسه مهاجرت کند که نکرد – و چه خوب که نکرد- و چند سالِ قبل هم در جشنواره‌ي موسيقي فجر تجليل شد و سه سکه‌ي تمام بهار آزادي گرفت! سه سکه‌ به ازاي تمامِ سال‌هايي که عمرش را براي موسيقي گذاشته بود.
او چند سالِ قبل ديابت گرفت. مي‌شد مثلِ ميليون‌ها آدمِ ديگري که دچار اين بيماري مي‌‌شوند، درمان شود؛ اما منطقه‌ي او محروم‌تر از آن بود که چنين اتفاقي رخ دهد. پايش را قطع کردند و او پول نداشت که پاي مصنوعي بخرد و يک چوب گذاشت به جاي پايش. به همين آساني. بعد وعده آمد پشتِ وعده.گفتند وام قرض‌الحسنه به او مي‌دهند (که ندادند) بارها گفت برايش سرپناهي فراهم کنند (که نکردند) لااقل اين ۱۳۰ تومان را بيشتر کنند (اين را هم نکردند). دوستانش براي معاون هنريِ وقت نامه نوشتند، براي مقاماتِ بالاتر؛ نتيجه؟ هيچ.
اين بار اما سکته‌ي مغزي کرد؛ قبل از اين تعطيلاتِ طولاني‌ مدت و براي همين هم خبر بيماري‌اش چندان سر و صدايي نکرد تا امروز که از بيمارستان مرخص شد. «شمسي خاتون» همسرش در گفت‌وگو با موسيقي ما مي‌گويد: «قبل‌تر که يک پا نداشت؛ حالا هم يک بخش‌هايي از بدنش خشک شده است. ما خيلي تلاش کرديم او را ببريم بيمارستانِ بهتري؛ اما نشد. پولم را نداشتيم. پنج ماه است که مستمري‌اش را نداده‌اند. حالا هم نمي‌تواند راه برود. حالا يکي از مسوؤلان ارشاد آمد و گفت که از فردا فيزيوتراپي کند؛ اما اينجا نمي‌شود. بايد برود جاي بهتري. خدا را شکر که بهتر است؛ اما تا حالا کسي به داد ما نرسيده، حالا که بدنش خشک شده، اي‌کاش کاري کنند.»
بالاخره اما روز گذشته «حسين مسگراني»‌- مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان سيستان و بلوچستان- به همراه تعدادي از معاونان خود به عيادت او رفت و بعد از آن گفت: «با توجه به ملاقاتي که امروز انجام شد، به لطف خدا همه چيز از جمله وضعيت درماني، رسيدگي هاي پزشکي و فعاليت هاي کادر درماني در شرايط بهتري قرار دارد و طي ديدار با رييس بيمارستان، صحبت‌هايي در رابطه با روند درماني استاد مطرح شد و خوشبختانه امروز ايشان از بيمارستان مرخص مي‌شوند تا در ادامه درمان مرحله فيزيوتراپي را شروع کنند. ايشان از سرمايه هاي ملي اين استان و کشور هستند که اميدوارم به زودي شاهد بازيابي سلامت اين هنرمند شريف باشيم.»
حال بايد ديد يکي از وعده‌ي خوبان، اثر مي‌کند يا خير؛ در اين ميان اما در فضاي مجازي، کمپين‌هايي براي جمع آوري هزينه‌هاي درماني راه افتاده و در آن نوشته‌اند: «رسول‌بخش زنگشاهي از برجسته‌ترين قيچک نوازان ايران و دارنده دکتراي افتخاري هنري از دانشگاه سوربن فرانسه به‌علت سکته مغزي در بيمارستان بستري است و در انتظار حمايت‌هاي لازم. ‌او قبل از سکته مغزي حدود يک سال بود که به‌دليل نداشتن توانايي مالي نمي‌توانست براي پايش که به‌دليل ديابت قطع شده است پروتز تهيه کند. اين موزيسين بي‌مانند اما فاقد بيمه‌ي اهل سيستان و بلوچستان پيشتر يک پاي خود را بر اثر ديابت از دست داده و پاي ديگرش اکنون دچار نارسايي است و اين کمپين براي درمانِ هزينه‌هاي او تشکيل شده است.»‌
اين از سرگذشتِ استادِ پهلوان زنگشاهي؛ اما مي‌دانيد خبر بد چيست؟ اين داستان ادامه دارد. نمونه‌اش استاد براهويي –مم‌خان- که روزگارِ زندگي‌اش حتي از او هم بدتر است.


خبرگزاری آريا – کتاب هم مثل سينما دچار پايان باز شده است !


کتاب هم مثل سينما دچار پايان باز شده است !

خبرگزاري آريا – اميرحسين صديق را دهه شصتي‌ها با شخصيت «آقاي‌پدر» در مجموعه ( قصه‌هاي تا به تا) يا همان «زي‌زي‌گولو» مي‌شناسند.
اين بازيگر در آثار ديگري مانند ورثه اقاي نيکبخت،‌کارگاه شمسي و مادام، روزگار قريب، همه بچه‌هاي من،‌ماه عسل، مرباي شيرين، شبانه، ميم مثل مادر، بيست و يک روز بعد، خالتور و… نيز بازي کرده است.
صديق اولين مجري برنامه «کتاب باز» بود که از شبکه نسيم پخش مي‌شود.اين بازيگر به هنرهاي تجسمي علاقه‌مند است و يکي از عاشقان کتاب نيز هست.
او سريال‌هاي «زندگي از نو» به کارگرداني علي محمد قاسمي و «گيله‌وا» ساخته ايرج عاشوري را آماده نمايش دارد و بزودي بازي در سريالي به کارگرداني راما قويدل را شروع مي‌کند. با او درباره کتابخواني ، عشق به مطالعه و اين‌که چرا مردم ايران کم کتاب‌ مي‌خوانند، هم‌صحبت شديم
برنامه‌اي مانند «کتاب باز» تاثيري بر کتاب‌خواني و اين که مردم تشويق به مطالعه شوند، دارد؟
برنامه « کتاب باز» را با هدف تشويق عموم مردم به مطالعه شروع کرديم اما در سري دوم که آقاي صحت اجراي آن را به عهده دارد به نظر مي‌رسد هدف‌گذاري برنامه تغيير کرده و فرهيختگان مخاطب اصلي برنامه شده‌اند.به نظرم در جامعه ما طبقه فرهيخته اهل کتاب و مطالعه هستند،دليل اين‌که سرانه مطالعه در کشور ما پايين است، عدم اقبال عموم مردم به کتاب و مطالعه است.ارتباط مردم عادي به دلايل مختلف با کتاب قطع شده است که بايد ترميم شود.يکي از دلايل دايره محدود موضوعات کتابهاست و مردم به همه کتاب‌هايي که علاقه‌مندند، دسترسي ندارند.
اما به نظر مي‌رسد اين دليل قانع کننده‌اي نباشد، چون مردمي که کتاب‌ نمي‌‌خوانند شايد اصلا با خبر نمي‌شوند که چه کتاب‌هايي منتشر يا چه آثاري دچار مميزي مي‌شود؟
اين اتفاق نتيجه يک روز و يک ماه و يک سال نيست ! مردم ما زماني خيلي زياد کتاب مي‌خواندند، پدربزرگ و مادربزرگ‌هاي ما کتاب‌هاي کهن را مي‌خواندند و نسل‌هاي بعدي با ترجمه‌‌هاي آثار خارجي آشنا شدند و تنوع اين کتاب‌ها آنقدر زياد بود که عموم مردم را به سمت مطالعه سوق مي‌داد.اما الان تنوع موضوعات کتاب‌ها خيلي کم است. البته درباره ترويج کتابخواني در چند سال اخير فرهنگسازي نشده و همين باعث شده مردم روز به روز از کتاب‌ دورتر شوند.
شما به خط قرمزها و مميزي اشاره مي‌کنيد اما کتاب‌هاي به اصطلاح عامه پسند با تيراژ‌هاي خيلي زياد منتشر مي‌شود و مردم عادي هم خوب از آنها استقبال مي‌کنند، اين گروه از کتاب‌ها هم مي‌توانند دچار مميزي شوند حتي شايد از کتاب‌هاي ديگر هم بيشتر …
باز هم مثال از سينما مي‌زنم؛ به فيلم‌هاي پرفروش چند سال گذشته نگاه کنيد؛ همه کمدي و به اصطلاح سطحي بودند.يکي از آنها فيلم خالتور است که خودم در آن بازي کردم و فيلم آنقدر خوب فروخت که باعث تعجب خودم شد.روشنفکرها به اين فيلم‌ها صفت سخيف مي‌دهند اما مردم از آنها استقبال مي‌کنند به اين دليل که وقتي به تماشاي فيلم‌هاي جدي مي‌نشينند، سرخورده مي‌شوند چون فيلم پايان ندارد و به اصطلاح پايانش باز است ! در کل فيلم هم هيچ چيزي دستگير بيننده نمي‌شود که حداقل مشکل يا راه‌حلي به او نشان دهد.اما به تماشاي فيلمي مانند خالتور مي‌رود تا به دور از هر دغدغه‌اي و فکري و توقعي ۹۰ دقيقه شاد باشد و بخندد.در حوزه فرهنگ و هنر اتفاقات شبيه به‌هم رخ مي‌دهد و بيشتر آثار هنري و فرهنگي به سمت انتزاعي و سطحي بودن حرکت مي‌کنند.در حوزه نقاشي، موسيقي، تئاتر، کتاب و … يک نوعي سرگرداني‌ ديده مي‌شود که علاوه بر اين که آثار را شبيه به‌هم کرده، همه را به سطح آورده و عمقي در آنها ديده نمي‌شود.نويسنده‌ها هم انگار در دنياي اوهام مي‌نويسند و پاياني براي قصه خود ندارند. فقر اجتماعي، اقتصادي، سياسي باعث مي‌شود فقر فرهنگي عميق‌تر شود و اين اتفاق متاسفانه در کشور ما بشدت در حال پيشروي
است.
مي‌توان از صحبت‌هاي شما اين نتيجه را گرفت که مردم کتاب مي‌خوانند همان‌گونه که زياد به سينما مي‌روند اما بايد سطح آگاهي آنها را افزايش داد که انتخاب‌هاي بهتري داشته باشند؟
مردم آزاد هستند هر چيزي را که دوست دارند، انتخاب کنند.نمي‌توان آنها را سرزنش کرد که چرا کتاب‌ها و فيلم‌هاي عامه‌پسند را در سبد فرهنگ و هنر خود قرار مي‌دهند.فرهنگسازي بايد از ريشه درست شود با امر و نهي نمي‌توان مردم را به سوي کتاب‌ها و فيلم‌هاي ارزشمند برد.استقبال مردم از فرهنگ و هنر سطحي اتفاقا بازتاب حال دروني مردم جامعه است و نشان مي‌دهد انتظار آنها از اهالي فرهنگ و هنر چيست.
اين خيلي نااميد کننده است که به جاي اينکه فرهنگيان و هنرمندان ما به جامعه جهت بدهند، عموم مردم به هنرمندان و نويسندگان راه نشان دهند.
همه ما از هم تاثير مي‌گيريم.مردم از هنرمندان و هنرمندان از مردم !‌ بايد زخم نشان داده شده و اگر مسئولان تصميم دارند اتفاقات خوبي در جامعه رخ دهد، خيلي عميق مسائل را ريشه‌يابي کنند؛ چرا مردم از سريال‌هاي ترکي استقبال مي‌کنند، چرا مردم به تماشاي فيلم‌هاي سطحي مي‌نشينند، چرا مردم شنونده موسيقي و ترانه‌هاي نازل هستند؟ همه چيز تقصير مردم نيست! مثل همين کم‌آبي و بحران آب که مسئولان توپ را به زمين مردم مي‌اندازند که درست مصرف نمي‌کنند چرا اين قضيه مطرح نمي‌شود که مديريت آب مشکل دارد !
طاهره آشياني – روزنامه نگار


خبرگزاری آريا – فراز و فرود توليد ملي در برنامه «پرانتز باز»


فراز و فرود توليد ملي در برنامه «پرانتز باز»

خبرگزاري آريا_ تنها توليد کننده رسمي دوچرخه در ايران با حضور در برنامه «پرانتز باز» از تهديدها و فرصت هاي توليد ملي سخن مي گويد.
به گزارش خبرگزاري آريا، دوازدهمين قسمت از برنامه ي «پرانتز باز» که با محوريت شعار سال جديد تدارک ديده شده است، با نگاهي به وضعيت تنها کارخانه توليد کننده رسمي دوچرخه در ايران، به گفتگو با دکتر علي طالعي فاز، مدير عامل «آساک دوچرخ» مي پردازد.
در بخش گزارش ميداني با نوجوانان در خصوص تلاش هايشان براي تحقق شعار سال گفتگو مي شود و در بخش ديگر به مرور مهم ترين اخبار دو هفته اول سال  پرداخته مي شود.
پرانتز باز برنامه اي است با رويکرد بررسي اخبار نوجوانان که به صورت هفتگي با اجراي محمودرضا قديريان و چهار دبيرخبر نوجوان هر هفته جمعه ها ساعت ۱۶ روي آنتن شبکه اميد مي رود.
در اين برنامه علاوه بر بخش گفتگو با مهمانان و گزارش ميداني که به گفتگو با نوجوانان درباره موضوع اصلي برنامه مي پردازد، بخش ديگري در نظر گرفته شده که نوجوانان سنين ۱۳ تا ۲۰ سال مي توانند به عنوان خبرنگار افتخاري با برنامه همکاري داشته و گزارش هاي تصويري و ويدئويي خود را براي پخش، به برنامه ارسال کنند.
عوامل توليد اين برنامه عبارت اند از: تهيه کننده: محمود فلاح پرويزي، مدير توليد و جانشين تهيه کننده : سعيد احمدي، سردبير: حسين شکيب راد، کارگردان: بهرام اماني. اجرا: محمودرضا قديريان، محسن محبي، سيد ابوالفضل سيروس نژاد، ساناز احساني و زهرا محبوب.
گفتني است ساناز احساني براي اجرا در برنامه پرانتز باز در جشنواره سين سيما نامزد بهترين مجري شده است.


خبرگزاری آريا – باز هم پاي «حميد هيراد» در ميان است


باز هم پاي «حميد هيراد» در ميان است

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – بهمن بابازاده: حواشي يکي دو ماه گذشته در فضاي مجازي در ايام تعطيلي رسانه‌ها خبرساز شد و در حالي که چند تن از ترانه سرايان جوان مدعي استفاده از ترانه‌ها و آثار خود بدون ذکر نامشان در برخي از قطعات «حميد هيراد» شده بودند، گروهي از ترانه‌سراسان و شاعران با انتشار بيانيه‌اي نسبت به اين موضوعات واکنش نشان دادند.
به گزارش خبرگزاري آريا، در حالي که از ماه‌هاي گذشته برخي ترانه سرايان در گفتگوهايي مدعي استفاده از آثارشان در قطعات «حميد هيراد» را داشتند، اين خواننده با حضور در برنامه دورهمي نسبت به اين موضوعات واکنش نشان داد و در برابر سوال «مهران مديري» در اين باره مدعي شد که «وام گرفتن» از آثار هنرمندان و شاعران اتفاقي ست که همواره بوده واتفاق مي‌افتد. اظهارات اين خواننده بار ديگر خبرساز شد تا بازهم سيل انتقادات به سمت اين خواننده روانه شود و او متهم به سرقت ادبي شود. اين موضوع با واکنش تند و گاها تمسخرآميز برخي ترانه سرايان در برنامه‌هاي تلويزيوني همراه شد و فضاي مجازي را به شدت درگير خود کرد.
دوستداران هيراد با حمله به صفحات برخي ترانه سرايان انتقادهاي تندي را مطرح کردند و در اين سوي کارزار نيز حدود ۵۰ شاعر و ترانه سرا که اسامي سرشناسي چون: محمدعلي بهمني، اکبر آزاد، روزبه بماني، سعيد بيابانکي، سيامک عباسي، نيلوفر لاري‌پور، حسين غياثي، حسن عليشيري، عليرضا بديع، مهدي ايوبي، ميثم يوسفي و… با نتشار بيانيه‌اي تند و تيز خواستار احقاق حقوق‌شان شدند.
* متن بيانيه در بخش‌هايي ازان بيانيه آمده:
«در کشور ما، احترام به حق مالکيت اثار هنري امري‌ست فراموش شده و درين ميان، شاعران بسياري نيز قرباني آن شده‌اند. از سويي عدم واکنش صنفي نيز به وخيم تر شدن اين ناهنجاري انجاميده است. يکي از وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد، صيانت از آثار ادبي‌ست. طبيعتا زماني ‌که اين مسئوليت پذيري در قبال آثار کساني چون مولانا و شهريار تبريزي و سيمين بهبهاني وجود نداشته باشد، شعر و ترانه‌ي امروز نيز از گزند دستبرد نوآمدگان در امان نخواهد ماند. ما جمعي از شاعران و ترانه‌سرايان ضمن ناپسند دانستن سرقت ادبي و محکوم کردن آن، موارد زير را که توسط حميد هيراد خواننده صورت گرفته‌است ناشايست دانسته و خواستار رسيدگي مراجع ذيربط در جهت احقاق حقوق از دست رفته صاحبان آثار هستيم:
۱- استفاده اثر بدون کسب مجوز از صاحب اثر
۲٫ ضايع کردن حقوق مادي_معنوي شاعران و ترانه‌سرايان
۳٫ جعل نام و دستبرد در متن بدون اطلاع و رضايت صاحب اثر
۴٫ تلفيق ابياتي از شعراي مختلف بدون کسب اجازه و ثبت تماميت اين کلاژ به نام حميد هيراد در پوستر و صفحه شخصي وي
۵٫ هتاکي و طرح داعيه‌ي شکايت از منتقدان و افرادي که در جهت تنوير افکار عمومي اقدام کرده‌اند
۶٫ اهانت‌هاي زننده‌ مدير برنامه‌هاي حميد هيراد به منتقدان و کاربرد عبارات سگ‌هاي هار و گرسنه در مورد منتقدان!
در پايان ضمن پاي‌فشاري بر مصالح صنفي خويش اعلام‌ مي‌داريم که تا احقاق حق يک‌يک شعرايي که به دليل نداشتن رسانه‌اي رسا، از گفتار وا مانده‌اند، از کار نخواهيم ماند. و اما روي اصلي اين پيکان به سمت تهيه‌کنندگان اين دست آثار است که بدون توجه به حقوق پايمال‌شده، تنها به فکر تهيه‌ي آثاري سودآور بدون منفعت ملي و ارتقاي فرهنگي مي‌باشند. بي شک اين بنگاه‌هاي اقتصادي نيز بايد پاسخگوي مطالبات برحق صنف شاعران و ترانه‌سرايان باشند و در صورت عدم توجه به مطالبات مذکور، با برخوردهاي وسيع‌تر صنفي و ديگر اقدامات قضايي مواجه خواهند شد.» * «يغما گلرويي» و يک واکنش متفاوت ساعاتي پس از انتشار اين بيانيه که به صورت همزمان در صفخات شخصي برخي ترانه سرايان منتشر شد، يغما گلرويي از ترانه سرايان صاحب نام و پرآوازه پاپ در واکنشي متفاوت اين کمپين و بيانيه را «قيام نمايشي» خواند و در اين باره نوشت: «ايستادن سانسورگران و سانسورشوندگان در کنار هم براي تشکيل يک کمپين و کوبيدن مشت محکم بر دهان آواز خواني که بدون اجازه از چند بند ترانه سه چهار ترانه سرا در آهنگ هايش استفاده کرده، بيشتر از حماسي بودن، بامزه است! چون چند تن از امضا کنندگان اين بيانيه مي توانند با چرخاندن قلم جلوي انتشار هر ترانه اي از جمله ترانه هاي اين خواننده را بگيرند و نيازي به کمپين نمايشي راه انداختن و اشک تمساح ريختن براي حق پايمال شده ترانه سرايان ندارند. اين تمام قد ايستادن و «ما همه با هم هستيم» گويي قلابي و فقط راهي براي دلسوز نشان دادن خودشان و دلخوري از سرقتي بودن ترانه هايي است که مجوز انتشارشان را خودشان داده اند. کساني که سالها در شوراهاي سانسور دفتر موسيقي حق ترانه سرايان را در انتشار آزادانه آثارشان پايمال کرده اند، حالا در اين کمپين بي خطر کنار همان ترانه سرايان ايستاده اند تا خود را تطهير کنند وگرنه بازخواست به حق ترانه سرا از خواننده اي که شعري را بي اجازه اجرا کرده باشد نيازي به قشون کشيدن و طومار و امضا جمع کردن ندارد و با يک شکايت از طرف آن چند ترانه سرا قابل پيگيري است. اين سيرک زماني تماشايي تر مي شود که بخاطر بياوريم در بزنگاه هايي که ترانه در محاق قرار گرفت و دچار مشکلات اساسي شد و چندين ترانه سرا بازداشت و بازجويي شدند و تا دادگاه و جريمه رفتند از اين تمام قد ايستادگان خبري نبود نه کسي بيانيه اي نوشت و نه کمپبني به راه افتاد.»
* دو واکنش ديگر علي بحريني و مونا برزوييازديگر ترانه سراهاي کشور نيز در واکنش به اين موضوع نکاتي را ياد آور شدند. علي بحريني در باره نوشت: «ترجيح ميدهم اسمم را روي کاور آهنگ هاي موفق ببينيد نه پاي نامه اي که محتوايش تحقير و تمسخر يک خواننده با استعداد است.» مونا برزويي هم در اين باره نوشت: «وقتي براي بازي يارکشي ميکنند هميشه آروز مي کنم نامرئي شوم و کسي اسم من را نگويد. با آدم هاي حوصله سر بر چکار داريد؟»
* ادامه بازي و سکوت حميد هيراد حميد هيراد ومديران «موسسه آوازي نو» در حالي در سکوت کامل درباره اتفاقات رخ داده قرار دارند که گفته مي شود اولين کنسرت اين خواننده فروردين ماه امسال در تهران برگزار خواهد شد. اين سکوت در شرايطي‌ست که اين خواننده اعلام کرده به زودي قطعه جديدش را منتشر خواهد کرد.


1 2