Tag Archives: بخش

خبرگزاری آريا – محسن هاشمي: تنها از بخش کوچکي از سرمايه‌ي گرانقدرمان در موسيقي استفاده کرده‌ايم


محسن هاشمي: تنها از بخش کوچکي از سرمايه‌ي گرانقدرمان در موسيقي استفاده کرده‌ايم

خبرگزاري آريا –
مراسم نکوداشت زادروز هنرمندان پيشکسوت موسيقي متولد بهار، روز گذشته(۳۱ خردادماه) با حضور جمعي از هنرمندان، مسئولان فرهنگي و اعضاي شوراي شهر تهران با همکاري خانه موسيقي ايران در خانه موزه «دکتر معين و استاد اميرجاهد» با حضور جمعي از مسئولان فرهنگي و شوراي شهرتهران از جمله مهندس محسن هاشمي رفسنجاني (رياست شوراي اسلامي شهر تهران)، حميدرضا نوربخش(مديرعامل خانه موسيقي)، دکتر محمد جوادحق شناس (عضو شوراي شهر و رئيس کميسيون فرهنگي)، دکتر الهام فخاري (عضو شوراي شهر و رئيس شوراي عالي استان تهران)، سيد محمود ميرلوحي، محمد عليخاني، ناهيد خداکرمي (از اعضاي شوراي شهر اسلامي تهران)، دکتر ابوالفضل رفيعي (مديرکل فرهنگي شهرداري تهران)، دکتر فرهودحميدي (شهردار منطقه ۱۴)، ياسر هاشمي رفسنجاني، مهدخت معين، (فرزند معين و نوه اميرجاهد)، پريچهر معين و مهدي سبحاني(مدير موزه دکتر معين و استاد امير جاهد) برگزار شد و رئيس شوراي اسلامي شهر تهران در اين مراسم به اين نکته اشاره داشت که: «اگر مي خواهيم فرهنگ سنتي و ملي ايران را حفظ کنيم، نيازمند برنامه جامع و حمايت جدي از هنرمندان و آثار هنري هستيم.»
در ابتداي اين مراسم دکتر فرهود حميدي شهردار منطقه ۱۴ تهران ضمن خيرمقدم به رياست و جمعي از اعضاي شوراي شهر تهران و هنرمندان پيشکسوت حاضر در مراسم گفت: «منطقه ۱۴ شهر تهران يکي از پر جمعيت ترين مناطق شهر است و مهد شخصيت هاي ملي، مذهبي و هنري است. در اين منطقه اماکن مهمي از جمله ورزشگاه جهان پهلوان تختي، گورستان تاريخي ارامنه از دوران زنديه، گورستان زرتشتيان و کوشک وثوق الدوله نيز در اين منطقه قرار دارد. منطقه ۱۴ تهران داراي خصوصياتي است که آن را از ديگر مناطق متمايز مي کند. لازم مي دانم از حضور استادان محترم موسيقي و بويژه مديرعامل خانه موسيقي که تلاشهاي فراواني داشته اند و اعضاي شوراي شهر تهران تشکر کنم. »
در ادامه برنامه امين الله رشيدي(خواننده پيشکسوت موسيقي ايراني) پشت تريبون قرار گرفت و بعد از بيان خاطراتي به اجراي يک قطعه زنده موسيقي پرداخت.
سپس حميدرضا نوربخش(مديرعامل خانه موسيقي ايران) ضمن خوشامد گويي به رياست و اعضاي شوراي شهر تهران گفت: «به همت اين مسئولان شوراي شهر است که چنين محل هايي در شهر تهران پا برجاست و محل انس و الفت اهالي موسيقي است و اميدوارم اين کمک ها بسيار بيشتر شود چون انتظار مردم و اهالي فرهنگ و هنر از مجموعه شوراي شهر و شهرداري فراتر از گذشته است. اهالي فرهنگ و هنر در انتخابات شوراي شهر و رياست جمهوري مشارکت و انتظاراتي داشته اند که اين انتظارات بايد در همين دوره برآورده بشود. نهاد خانه موسيقي که نوزده ساله شده است، متجاوز از ۱۵ هزار عضو از سراسر کشور دارد و همه اهالي موسيقي اين خانه را خانه خود مي دانند. ما انتظار داريم به همت مهندس هاشمي و دکتر حق شناس و همه اعضاي شوراي شهر، خانه موسيقي بيش از پيش پا بگيرد. »‌
مديرعامل خانه موسيقي در ادامه افزود: «خانه موسيقي تنگناهايي را که در اين دوسه سال تجربه کرده در تمام عمر خودش نديده بود. شايسته نيست نهادي اينچنيني که اين همه تاثيرگذاري در ساحت فرهنگ و هنر کشور دارد دچار اينگونه تنگناها باشد. بودجه اي امروز که خانه موسيقي و ديگر نهادهاي صنفي دارند شايسته آنها نيست. اگر بخواهيم نگاه خدمات شهري هم داشته باشيم تاثيري که هنرمندان ما دارند، کاري که در اين شهر براي شهروندان انجام مي دهند و با توجه به فعاليت هايي که اين نهاد ها دارند، فکر مي کنم بيشتر از اينها بايد به آنها کمک شود. وظيفه مجموعه شهرداري است که به اينگونه مسائل توجه بيشتري داشته باشد، وقتي عزيزان مي خواهند با نگاه فرهنگي شهر را اداره کنند شايسته است که به اين مسائل بيشتر توجه کنند. عددي که امروز در بودجه شوراي شهر براي اختصاص به اين نهادها هست اصلا قابل گفتن نيست. اين اتنظار هست که با عزم جدي دوستان شاهد گشايش خوبي باشيم. »
نوربخش در پايان سخنانش ضمن قدرداني از تلاش هاي مهدي سبحاني (مدير موزه) و مهدي مساح بيدگلي (مدير آموزش موزه) با اشاره به بناي خانه موزه دکتر معين و استاد اميرجاهدگفت: «اين بنا از نگاه ما موسيقي دانها بسيار منحصر بفرد است زيرا زنده ياد استاد اميرجاهد جايگاه ممتازي در موسيقي دارند و دکتر معين هم جايگاه بالايي در فرهنگ ايران دارند. اين انتظار وجود دارد که دوستان بتوانند فعاليت هايشان را در اين محل بيشتر کنند. اين تولدها بهانه اي است براي گردهمايي هنرمندان است و اين محافل انس اگر هر روز هم باشد باز هم جا دارد زيرا امروز بيش از هر زماني به همدلي نياز داريم و همه براي سرفرازي کشورمان تلاش کنيم.»
در ادامه برنامه مهندس محسن هاشمي رفسنجاني(رئيس شوراي اسلامي شهر تهران) پشت تريبون قرار گرفت و گفت: «مفتخر هستم امروز در اين برنامه زادروز هنرمندان موسيقي را گرامي مي داريم و در حضور استادان برجسته موسيقي ايران هستم. استاد محمدعلي اميرجاهد که اين خانه موزه در منزل ايشان تاسيس و به محل گردهمايي اهالي موسيقي تبديل شده، يکي از مفاخر فرهنگ ايران است که حدود يک قرن پيش در سال ۱۲۹۹، و در سن ۲۴ سالگي به عنوان دبير انجمن اشاعه و اعتلاي موسيقي کشور شد و تا پايان عمر خود در سن ۸۱ سالگي خدمات شايان توجهي براي موسيقي ايران به يادگار گذاشت. شايد بتوان تصنيف هاي ايشان را که با ساز و صداي اساتيد برجسته موسيقي ايران ماندگار شده است، از شاهکارهاي موسيقي سنتي و بومي حتي در سطح بين المللي به شمار آورد.»
مهندس هاشمي گفت: «پيوند استاد محمد معين که از چهره هاي ماندگار ادبيات فارسي است با خانواده استاد اميرجاهد، تداعي گر وحدت عرفاني شعر و ملودي در موسيقي عرفاني ايراني است که جا دارد از حضور دختر استاد معين که نوه استاد اميرجاهد نيز مي باشند در اين مراسم تقدير کنيم. از حدود ۵۰ سال پيش که مارشال مک لوهان، ايده دهکده جهاني و فرهنگ فراملي را مطرح کرد، اين نگراني براي صاحبان خرده فرهنگها و فرهنگهاي ملي و بومي ايجاد شد که با گسترش ارتباطات، خرده فرهنگها تحت الشعاع فرهنگ غالب جهاني آمريکا قرار بگيرد و با خطر تضعيف و انقراض مواجه شود که عملا همين اتفاق نيز تا حدودي افتاد و امروز صنعت سينما و موسيقي در ابعاد جهاني و بين المللي عمدتا تحت نفوذ و کنترل شرکتها و برندهاي بين المللي است.»
رئيس شوراي اسلامي شهر تهران گفت: «اين موضوع در حوزه موسيقي ايراني نيز اتفاق افتاد و موسيقي سنتي و اصيل ايراني، امروزه فراگيري و مخاطب گسترده خود در جامعه ايران را از دست داده و بخش قابل توجهي از نسل جوان به موسيقي هاي غربي، زيرزميني و فاقد ارزش هنري روي آورده اند. اگر ما نگران فرهنگ ايراني – اسلامي و ميراث گرانبهاي هنري و ملي خود هستيم در برابر موج انبوه فعاليتهايي که غرب در راستاي اشاعه فرهنگ خود انجام داده است چه کرده ايم؟ انجمن اشاعه و اعتلاي موسيقي ايراني که استاد اميرجاهد صد سال قبل دبير آن بود کجاست؟ چه حمايت جدي از موسيقي ايراني که از ارزشمندترين انواع موسيقي سنتي در جهان است و مي تواند مخاطب بين المللي را به سوي خود جذب کند انجام شده است؟»‌
محسن هاشمي رفسنجاني در سخنانش گفت: «اساتيد بنام موسيقي ايران، که تعدادي از آنها در اين جلسه حضور دارند چه ميزان از سوي ديپلماسي عمومي ما که هنر يکي از موثرترين ابزارهاي آن است حمايت شده اند؟ ما سرمايه گرانقدري در موسيقي داريم که تنها بخش کوچکي از آن را در عرصه هاي بين المللي ارائه شده است و چهره هايي نظير استاد شجريان، استاد ناظري و استاد عليزاده در عرصه بين المللي مطرح شده اند اما براي هنرمندان شاخص بسياري هنوز نتوانسته ايم فضاي مناسبي در حوزه بين المللي فراهم کنيم. اگر مي خواهيم در برابر تهاجم فرهنگي ، فرهنگ سنتي و ملي ايران را حفظ کنيم نيازمند برنامه اي جامع و حمايت جدي از هنرمندان و آثار هنري داخلي هستيم. البته حفظ شان و کرامت اساتيد هنر، مهمترين اولويت است و اگر دستگاههاي مسئول تنها زمينه را براي فعاليت و ارائه آثار هنري تسهيل کنند، ميزان علاقه شهروندان ايراني به هنر فاخر به اندازه اي است که هاشمي در پايان سخنانش گفت: اقتصاد هنر را تامين کند، زيرساختهاي مناسب شهرداري تهران در حوزه فرهنگ و هنر مي تواند در اين موضوع مورد استفاده صحيح قرار گيرد.اميدوارم روزي برسد که شعارهايي نظير “هنر نزد ايرانيان است و بس” از حيطه شعار به اشباع ظرفيت داخلي و حضور جدي در صحنه هاي بين المللي تبديل شود.»
در اين برنامه همچنين مهدي سبحاني(مدير خانه موزه دکتر معين و استاد اميرجاهد) در جايگاه قرار گرفت و ضمن خوش اند گويي به حضار گفت: «فکر برگزاري اين محافل را از خانم مهدخت معين فرزند دکتر معين و نوه استاد اميرجاهد الهام گرفتيم که مي گفتند خانه پدربزرگ من محفل استادان موسيقي بود. جا دارد من در اينجا از اعضاي محترم شوراي شهر، شهردار منطقه و همه کساني که مارا در اين برنامه ياري کردند تشکر کنم. اين مجموعه اي که امروز مي بينيد و به جرات مي توانم بگويم يکي از مراکز تخصصي شهر تهران شده است با حمايت هاي اعضاي شوراي شهر، شهردار منطقه، آقاي نوربخش مديرعامل خانه موسيقي و آقاي عاطفي مدير اجرايي خانه موسيقي صورت گرفته است که بايد از اين عزيران قدرداني کنيم. »
در اين مراسم دو برنامه موسيقي نيز اجرا شد. در ابتدا هادي منتظري(کمانچه) و جمشيد عزيزخاني(آواز) به اجراي يک موسيقي کردي پرداختند . همچنين در بخش ديگر موسيقي حسن همايونفال(خواننده) به همراه جمشيد آقايي(سنتور) و حميدرضا همايونفال(تمبک) به اجرذاي قطعه اي خاطره انگيز پرداختند.
در اين برنامه در سه بخش از هنرمندان متولد بهار توسط مسئولان شوراي شهر تهران، مديرعامل خانه موسيقي و مدير خانه موزه اميرجاهد تقدير شد. هنرمنداني که در اين برنامه از آنان تقدير شد عبارت بودند از شاهين فرهت، هنگامه اخوان، قاسم رفعتي، سيد محمد ميرزماني، هادي منتظري، علي اکبر شکارچي، جاويد مجلسي، بهناز ذاکري، حسن همايونفال، بهرام گودرزي، زيدالله طلوعي، عباس تهراني تاش، امين الله رشيدي، محمدرضا دارابي، بهرام ساعد، علي رستميان، سيمين غانم، رضا ژاله، فرمان مرادي، داود فياضي، خسرو بهرامي، سيامک بنايي، محمدجليل عندليبي، سيما مافيها، رضارضايي پايور، احمدعلي راغب و رضا خدامي.


خبرگزاری آريا – ارکسترها با حمايت بخش خصوصي در روسيه اجرا مي‌کنند


ارکسترها با حمايت بخش خصوصي در روسيه اجرا مي‌کنند

خبرگزاري آريا – ارکستر ويژه بنياد رودکي پنجشنبه ۲۴ خرداد در شهر سنت‌پترزبورگ، ۲۷ خرداد در مسکو و ۲۹ خرداد در شهر کازان سرودهاي ساخته شده براي تيم ملي فوتبال را اجرا مي‌کند. اين برنامه‌ها با حمايت بخش خصوصي انجام مي‌شود. اعزام اين ارکستر در چارچوب سه تفاهم‌نامه جداگانه ميان فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران و بنياد فرهنگي هنري رودکي از يک سو، بنياد رودکي و بخش خصوصي و همچنين بخشي از تفاهم‌نامه بنياد و کنسرواتوار دولتي مسکو است.
بنياد رودکي به عنوان يکي از متوليان اصلي حوزه موسيقي کشور، بر اساس تفاهم‌نامه با فدراسيون فوتبال، مسئوليت تهيه سرود تيم فوتبال در راه جام جهاني را به عهده گرفت؛ با توجه به پتانسيل بالاي ارکسترهاي اين بنياد و رهبران اين ارکسترها، شهرداد روحاني و فريدون شهبازيان، ۲ قطعه با کلام و ۲ قطعه بي کلام در اين راه آماده شد.
ترکيب حضور سالار عقيلي به عنوان خواننده اين سرودها و هنر نوازندگان ايراني، موجب شد اثري در خور براي تيم ملي ايران در اين رويداد جهاني آماده شود.
 اين آثار به همراه قطعات برگزيده اي از آهنگ سازان ايراني و سه قطعه از آهنگ سازان معروف روسي همزمان با بازي تيم ملي فوتبال در ۳ شهر روسيه با ارکستر ويژه براي مخاطباني که از گوشه گوشه جهان براي حمايت از تيم ملي فوتبال در روسيه هستند به روي صحنه مي‌‎رود.
اجراهاي فوق با همکاري کنسرواتوار دولتي مسکو صورت مي‌گيرد. بنياد رودکي و کنسرواتوار دولتي مسکو تفاهم‌نامه گسترده‌اي دارند که برگزاري کنسرت‌‎هاي موسيقي در دو کشور يکي از مفاد آن است؛ در اجراهاي اخير، مجموعه روسي در انجام هماهنگي هاي لازم با بنياد رودکي همکاري کرده است. هزينه اعزام ارکسترها و ستاد خبري اجراها نيز محصول تفاهم‌‎نامه ديگر بنياد رودکي است؛ برند پوشاک هاکوپيان به عنوان حامي اين رويداد هنري هزينه‌هاي اعزام فوق را متقبل شده است.
ارکستر ويژه بنياد رودکي پنجشنبه ۲۴ خرداد در شهر سنت‌پترزبورگ، ۲۷ خرداد در مسکو و ۲۹ خرداد در شهر کازان سرودهاي ساخته شده براي تيم ملي فوتبال را اجرا مي‌کند.
اين اجراها بخشي از حمايت ملي در قاب «۸۰ ميليون نفر، يک ملت، يک نبض» است. بنياد رودکي اعلام کرد: «با توجه به اهميت اين رويداد ورزشي بين‌المللي، در شرايطي که اجزاي مختلف جامعه در تلاشند همراه و همگام با ملي‌پوشان کشورمان باشند، اين بنياد به عنوان نماينده‌اي از موسيقي ايراني با اجراهاي فوق، اداي ديني به نه تنها تيم ملي که به « يک ملت» مي‌کند. از سوي ديگر اجراي ارکسترهاي بنياد رودکي، فرصتي براي موسيقي ايراني است که توانمندي خود را در سطح بين‌المللي و در حاشيه يک رخداد جهاني نشان دهد. اجراي سرود تيم ملي همچنين فرصتي براي ايرانيان خارج از کشور و همبستگي هر چه بيشتر هموطنانمان در نقطه پيوند موسيقي و ورزش است.»


خبرگزاری آريا – ابراهيم حاتمي‌کيا: موسيقي کارن همايونفر تنها بخش فيلم است که در برابرش تسليم مي‌شوم


ابراهيم حاتمي‌کيا: موسيقي کارن همايونفر تنها بخش فيلم است که در برابرش تسليم مي‌شوم

خبرگزاري آريا – مراسم رونمايي از آلبوم موسيقي متن فيلم سينمايي «به وقت شام» ساخته کارن همايونفر، دوشنبه ۱۷ ارديبهشت‌ماه با حضور ابراهيم حاتمي‌کيا، هادي حجازي‌فر، جوزف سلامه و اين آهنگساز در اکران عمومي اين فيلم در پرديس سينمايي کورش برگزار شد.
در ابتداي مراسم بعد از به نمايش درآمدن ويديويي از مراحل ساخت موسيقي متن فيلم سينمايي «به وقت شام»، کارن همايونفر درباره آن گفت: «من آلبوم‌هاي مختلفي کار کرده‌ام و معمولاً براي آن‌ها رونمايي نمي‌گيرم. اما چيزي که براي من جذاب است، رونمايي از اين آلبوم در حضور مخاطبان فيلم است. کنار ابراهيم حاتمي‌کيا ايستادن خودش يک افتخار است. من اين حرف را روي صحنه جشنواره فجر هم گفتم و همه جا اين را خواهم گفت. نفس گرم شما مردم وقتي با اين فيلم همراه شد، براي من جاي افتخار دارد. فکر مي‌کنم اين آلبوم هم از اين به بعد توسط راديو و تلويزيون به نمايش درآيد، مثل موسيقي فيلم «باديگارد.»
همايونفر در آخر هم با اشاره به اين موضوع که اين موسيقي را با روح و قلبش توليد کرده گفت: «من بيش از ۱۰۰ اثر ساخته‌ام که هيچ کدام سخت‌تر از ساخت موسيقي «به وقت شام» نبود.»
ابراهيم حاتمي‌کيا نيز در اين مراسم گفت: «من به تمام بخش‌هاي فيلم مسلطم اما تنها جايي که تسليم مي‌شوم، موسيقي کارن همايون‌فر است. من فيلمساز سختگيري هستم و هر موسيقي را نمي‌پسندم، ولي وقتي آهنگ کارن همايونفر را شنيدم گفتم آن اتفاقي که مي‌خواستيم، افتاد.»
هادي حجازي‌فر هم گفت: «وقتي موسيقي کارن همايون‌فر را مي‌شنوم باورم نمي‌شود که در فيلمي ايفاي نقش کرده‌ام که چنين آهنگي در اختيار دارد.»
در پايان مراسم حضار براي شادي روح ناصر چشم‌آذر يک دقيقه ايستادند و اين استاد موسيقي را تشويق کردند و سپس آلبوم موسيقي فيلم سينمايي «به وقت شام» در کنار مردم رونمايي شد.


خبرگزاری آريا – بخش صدور مجوزهاي وزارت ارشاد در سال ۹۷ متحول مي‌شود


بخش صدور مجوزهاي وزارت ارشاد در سال 97 متحول مي‌شود

خبرگزاري آريا – دستيار ارشد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وعده‌ي ايجاد تحولات گسترده در بخش صدور مجوزهاي اين وزارتخانه در سال ٩٧ را داد. در اين يادداشت آمده است:
در سال ۹۷ در حوزه مجوزهاي وزارت فرهنگ، انشاءالله اتفاقات زير رقم مي‌خورد
:
۱٫ تمامي مواردي که اسناد محکم بالادستي در ضرورت اخذ مجوز ندارند، آزاد مي‌شوند حتي اگر بر اثر يک سوء تفاهم چنددهه‌اي، همه به آن خو گرفته باشند!
۲٫ در مجوزهايي که اقتضائات جديد، الزاماتي نو را فراهم آورده، تجديد نظر مي‌شود؛ از طريق درخواست براي اصلاح مقررات بالادستي.
۳٫ تمامي مجوزهايي که اکنون از طريق سامانه‌هاي متعدد و حتي به صورت دستي دنبال مي‌شوند، يکپارچه و از طريق پنجره واحد صادر مي‌شوند. هر شخص حقوقي يا حقيقي براي تمامي درخواست‌هاي خود فقط به يک سامانه مراجعه مي‌کند و فقط يک بار مدارک خود را ارائه مي‌کند.
۴٫ در سايه استقرار کامل دولت الکترونيک، مراجعات مکرر به واحدهاي مختلف و مواجه شدن با پاسخ‌هاي مرسوم، گاه تحقيرکننده و سليقه‌اي نظام سنتي اداري، عملاً از بين مي‌رود.
۵٫ در مدارک دريافتي، تجديد نظر مي‌شود؛ درحال حاضر، برخي از آنها بي‌مبنا يا زائد يا مانع کسب و کار روان هستند.
۶٫ تمديد مجوزهاي ادواري، جمع خواهد شد و اين دسته، يک بار مجوز دائمي مي‌گيرند مگر موارد تصريح شده در قانون.
۷٫ فهرست تمامي مجوزهاي صادره، مشخصات و مدت اعتبار آنها براي همگان قابل مشاهده خواهد بود.
 ۸٫ نوبت‌ها حسب مورد براي همگان يا ذينفعان قابل مشاهده است تا زمينه تبعيض احتمالي از بين برود و رفتار مسئولانه و پاسخگويي دستگاه را افزايش دهد.


خبرگزاری آريا – برترين هاي سيما در بخش مردمي


برترين هاي سيما در بخش مردمي

خبرگزاري آريا – مجموعه هاي تلويزيوني و برنامه هاي شاخص سيما در ايام نوروز با راي مردم داوري و انتخاب مي شوتد.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي رسانه ملي ، مخاطبان تلويزيون مي توانند آثار مورد علاقه خود را در جشنواره “سين سيما” انتخاب کنند و به آن راي دهند.
دبير جشنواره نوروزي سيما گفته اين جشنواره براي ايجاد رقابت ميان آثار نوروزي راه اندازي شده و مخاطبان مي توانند آثار برجسته سيما را در نوروز ۹۷ انتخاب کنند.
در اين جشنواره فقط آراي مردمي مد نظر قرار مي گيرد و آثار برگزيده در نهايت معرفي خواهند شد.
به گفته ناصر کريمان ويژه برنامه هاي نوروزي همه شبکه هاي سراسري در نوروز در اين رقابت از نگاه مردم شرکت دارند .
جشنواره “سين سيما” هر روز ساعت ۱۶:۳۰ در شبکه سه با اجراي علي زاهدي روي آنتن خواهد رفت و مخاطبان مي توانند آرائ خود را به برنامه هاي نوروزي ، سريال هاي نوروزي ، برنامه هاي ترکيبي ، بازيگران و مجريان مورد نظر ، از طريق شماره پيامکي *۱۶۲#و اپليکيشن پيام رسان سروش از طريق کد دستوري #۹۷*۱۶۲*به “سين سيما” ارسال کنند.
هر مخاطب مي تواند فقط يک بار راي بدهد اما در هر رشته مي توان به چند نامزد راي داد .
تبليغ برنامه ها و سريال هاي نوروزي هر روز در همه شبکه ها پخش مي شود و مخاطبان مي توانند با مشاهده اين آنونس هاي تبليغاتي ، برنامه يا شخص مورد نظر خود را گزينش کنند.
هدف از برگزاري اين جشنواره ايجاد عرصه رقابت براي برنامه هاي نوروزي عنوان شده است که بي شک در توليد آثار آتي در سيما اثرگذار خواهد بود چرا که مهمترين هدف تهيه کنندگان تلويزيوني ، جلب نظر مردم است.


خبرگزاری آريا – بخش ويژۀ موسيقي دستگاهي با موضوع آهنگسازي ـ نوازندگي به جشنواره‌ي جوان اضافه شد


بخش ويژۀ موسيقي دستگاهي با موضوع آهنگسازي ـ نوازندگي به جشنواره‌ي جوان اضافه شد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- «دوازدهمين جشنوارۀ ملي موسيقي جوان» با مشارکت گستردۀ استادان برجستۀ موسيقي کشور توسط انجمن موسيقي ايران و با حمايت و همکاري معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دفتر موسيقي و بنياد رودکي، در سه بخش اصلي (موسيقي دستگاهي ايران، موسيقي نواحي ايران و موسيقي کلاسيک) برگزار خواهد شد.
در بخش «موسيقي دستگاهي ايران» خوانندگان و نوازندگان سازهاي تار، تنبک، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، ني؛ در بخش «موسيقي کلاسيک» نوازندگان سازهاي ابوا، پيانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارينت، گيتار کلاسيک، ويلن، ويلنسل، ويولا، هورن؛ و در بخش «موسيقي نواحي ايران» خوانندگان و نوازندگان سازهاي زهي، بادي و کوبه‌اي به رقابت خواهند پرداخت.
اين جشنواره در قالب سه گروه سني «الف» (۱۵ تا ۱۸ سال: متولدين سال‌هاي ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲)، «ب» (۱۹ تا ۲۳ سال: متولدين سال‌هاي ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸) و «ج» (۲۴ تا ۲۹ سال: متولدين سال‌هاي ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳) برگزار خواهد شد؛ متقاضياني که سن آنها از ۱۵ سال کمتر است نيز، در صورت آمادگي و تمايل، مي‌توانند آثار خود را براي بررسي در گروه «الف» ارسال کنند؛‌ همچنين، در حوزۀ موسيقي دستگاهي، علاوه بر بخش «حفظ کل رديف موسيقي ايراني»، بخش جديدي با عنوان «بخش ويژۀ موسيقي دستگاهي» با موضوع «آهنگسازي‌ ـ نوازندگي» در نظر گرفته شده است. در اين بخش نوازندگان سازهاي موسيقي کلاسيک ايراني (تار، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، ني)، با سقف سني ۲۹ سال، مجاز به شرکت هستند.
اين جشنواره در دو مرحله برگزار خواهد شد. در مرحلۀ اول بايد رپرتوارِ مشخص‌شده براي هر بخش به صورت تصويري ضبط و در موعد مقرر (حداکثر تا ۳۱/۳/۱۳۹۷)، همراه با مدارکِ مندرج در فراخوان، به دبيرخانۀ جشنواره ارسال شود. پس از بررسي و ارزيابي آثار ارسالي، توسط هيئت‌هاي داوري، از منتخبين براي شرکت در مرحلۀ نهايي و اجراي صحنه‌اي در جشنواره (از اواخر مرداد تا اواسط شهريور ۱۳۹۷، در تهران) دعوت به عمل خواهد آمد.
علاقه‌مندان مي‌توانند براي اطلاع از جزئيات اين دوره از جشنواره به متن کامل فراخوان (فايل پي‌دي‌اف) در سايت انجمن موسيقي ايران به نشاني www.nay.ir رجوع کنند.


خبرگزاری آريا – محمدحسين فرح بخش: وزارت ارشادِ روحاني ترسو و بي جرأت است


محمدحسين فرح بخش: وزارت ارشادِ روحاني ترسو و بي جرأت است

خبرگزاري آريا – ماهنامه نزديک – اميرعباس صباغ: مصاحبه اخير ما با «قاسم جعفري» به دليل بيان صريح او بازخوردهاي فراواني يافت و واکنش هايي را برانگيخت. جعفري در آن مصاحبه انتقاداتي را هم به عملکرد حسين فرح بخش در همکاري مشترک شان در فيلم «عطش» و همچنين عملکرد کلي او در سينماي ايران داشت و همين باعث شد حسين فرح بخش بخواهد جوابي به مسائل مصاحبه پيشين ما بدهد. به اين بهانه اما با فرح بخش، به عنوان يکي از جنجالي ترين تهيه کنندگان سينماي ايران درباره تمامي حواشي و شبهات پيرامونش هم گفتگو کرديم. از نسبت سياسي اش با دولت هاي مختلف تا ماجراي خانه سينما و همچنين بازسازي فيلمفارسي هاي پيش از انقلاب و او با صراحت هميشگي به آنها پاسخ داده است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
اگر موافق باشيد از اينجا شروع کنيم که برخلاف ادعاي هميشگي شما مبني بر اين که تنها تهيه کننده در سينماي ايران هستيد که آثارتان با سرمايه شخصي ساخته مي شوند، حالا کسي مدعي است که اتفاقا شما راه هاي وام گرفتن را خوب بلديد.
– بسم الله الرحمن الرحيم. من هيچ وقت نگفتم که وام نمي گيرم. به من اصلا وام نمي دهند. شايد در طول اين سال ها و حدود ۵۰ فيلمي که ساختم تنها براي ۵ يا ۶ فيلم وام گرفته باشم. وام هايي هم که ما گرفتيم مربوط به زمان سيف الله داد بود که به همه وام مي دادند.
به همين خاطر هم گفتيد که دوران سيف الله داد بهترين دوران مديريت سينمايي است؟
– نه، ربطي به اين موضوع ندارد. دوران سيف الله داد از اين جهت که همه فيلمسازان آزادي عمل داشتند و مي توانستند هر چه مي خواهند بسازند بهترين دوران سينمايي بعد از انقلاب است.
پس شما هم وام گرفتيد؟
بله گرفتم، اما در مقابل رقمي که بقيه گرفتند، بسيار ناچيز بوده است. مثلا اگر به بقيه ۵۰۰ ميليون تومان دادند به من ۱۰۰ ميليون دادند. البته من اين وام را نه به خاطر اين که گشايشي در کارم شود، بلکه تنها به خاطر اين که حقم بود گرفتم. الان هم که هفت هشت سالي مي شود که به ما وام نداده اند و مهم تر از همه اين حرف ها اينکه ما تمام وام هايي را که گرفتيم پس داديم و حتي يک ريال بدهي به فارابي نداريم. براي «آواز قو» و «شب هاي تهران» کلا ۴۵ ميليون به ما وام دادند و ۵۴ ميليون از ما پس گرفتند و ۹ ميليون بهره گرفتند. اسناد همه شان هم موجود است. در حالي که درست در همان زمان ۵۰۰ ميليون از کل سينماها طلب داشتيم.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
وقتي کارنامه کاري شما را مرور مي کنيم مي بينيم با بسياري از بازيگران و عوامل سينما، از عامه پسند تا روشنفکر کار کرده ايد و همگي حداقل يک بار با عنوان هاي مختلف با شما کار کرده اند. فکر مي کنيد چرا همين ها هر زمان حرف ابتذال در سينماي ايران مي شود از فيلم هاي شما نام مي برند؟
– اين که شما مي گوييد سند حقانيت ماست. ما رنگ و لعاب عوض نمي کنيم و در اصول و مرام عين روز اول مان خيلي شفاف هستيم. بسياري از کساني که الان اداي انتلکتوئل ها را در مي آورند، از پادويي کنار دست من شروع کردند و ما به همه جا رسانديم شان. همين الان هم وقتي ما را مي بينند تا زانو خم مي شوند و مي گويند غير از تو کسي را به عنوان تهيه کننده قبول نداريم.
پس علت اصلي اين انتقادات چيست؟ چرا بسياري حسين فرح بخش را نماد جريان فيلمفارسي در ايران مي دانند، در صورتي که مشابه فيلم هاي شما را تهيه کننده هاي ديگري هم مي سازند؟
– حسادت! اين فعاليت مستمر ما، آقايان را آتش مي زند. از ۲۳ سالگي که وارد سينما شدم تا امروز نگاه مسئولين و منتقدان ذره اي برايم اهميت نداشته است. چه تعريف کنند و چه فحش بدهند، هميشه کار خودم را کرده ام و همين مسئله خيلي ها را آزار داده است. در تمام اين سال ها هر دولتي با هر نگاه سياسي آمده ما حاضر بوديم و فيلم مان را ساختيم، ولي بقيه اين طور نيستند. يا خودشان را به جريانات سياسي وصل کردند و ادامه دادند، يا هر پنج شش سال يک فيلم مي سازند و يا کاملا به حاشيه رفته اند.
خب شايد علت استمرار شما هم اين باشد که سعي کرديد با هر دولتي که سر کار آمده کنار بياييد و همراهش بشويد. در دوره اصلاحات «آواز قو» را ساختيد و در دوران احمدي نژاد با شمقدري و سازمان سينمايي وقت در يک جبهه قرار گرفتيد و در دوره روحاني هم که صراحتا از ايشان حمايت کرديد.
– بنده مطلقا سياسي نيستم و بر اساس تغييراتي که جامعه مي کند خودم را تغيير مي دهم، ولي اصول و نگاهم هرگز تغيير نمي کند. در سال ۷۶ با افتخار به آقاي ناطق نوري رأي دادم و همين آقايان به اصطلاح اصلاح طلب بعد از انتخاب خاتمي يک سال تلاش کردند دفتر ما را تعطيل کنند و نتوانستند. در سال ۸۰ به خاطر شرايط جامعه به خاتمي رأي دادم. در سال ۸۴ در هر دو مرحله به آقاي هاشمي رأي دادم و در سال ۸۸ هم اتفاقا به موسوي رأي دادم. وقتي هم شمقدري رئيس سازمان سينمايي شد، من قبلا ايشان را نديده بودم و در همان ديدار اول به او و سجادپور گفتم که من به موسوي رأي داده ام، اما الان احمدي نژاد را به عنوان رئيس جمهور قبول دارم.
بارها به شمقدري گفتم اگر مي خواهيد بمانيد بايد مثل سيف الله داد باشيد. دو سال اول مديريت شمقدري از سيف الله داد هم بهتر است. اگر سر تعطيلي خانه سينما با شمقدري همراهي مي کردند، سينماي ما جهت گيري هاي جديدي پيدا مي کرد و ما الان گرفتار اين شرايط نبوديم. ريل گذاري هاي جديدي مي شد که به نفع سينما بود.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
چه جهت گيري هايي؟ بيشتر توضيح مي دهيد؟
– يک مثال مي زنم. در سال ۹۰ فيلم هاي توقيفي را چه کسي اکران کرد؟ مگر حوزه تحريم نکرد و نمايندگان مجلس هم نگفتند که بايد فيلم ها توقيف شوند؟ اما شمقدري همه را پخش کرد، اتفاقي که در تاريخ بي نظير است. حتي فيلم هايي را هم که از قبل توقيف بودند اکران کرد.
اين موضوع را که گفتيد جريان آقاي مشايي در ساخت فيلم «زندگي خصوصي» از شما حمايت کرد رد مي کنيد؟
– مگر «زندگي خصوصي» فيلمي در جهت تاييد دولت احمدي نژاد است؟ همان زمان روزنامه ايران عليه فيلم ما مطلب نوشت که اين فيلم عليه دولت است. من با اين سابقه کسي نيستم که فارابي يا فلان نهاد و جريان به من بگويد چه چيزي بسازم يا نسازم. اين حرف ها فقط براي خراب کردن است. تمام اسناد مالي فيلم موجود است.
شما در فيلم هم اصولگراها را مي زنيد و هم اصلاح طلب ها را. کاراکتر سعيد نيک پور را هم در قالب يک الگو و قهرمان معرفي مي کنيد که نطقي که در يکي از مهم ترين سکانس ها مي کند، کاملا در حال و هواي صحبت هاي جريان مشايي و احمدي نژاد است. اين ادعا که ما نه اصولگرا هستيم و نه اصلاح طلب! ما جريان سوم هستيم!
– اين را مطلقا قبول ندارم. قسمت اول حرفت را قبول دارم. «زندگي خصوصي» هم عليه اصولگراهاست و هم عليه اصلاح طلبان. حرف هايي که سعيد نيک پور مي زند نماد بارز همان اعتدالي است که همواره مدافعش بودم و نمونه مشخص آن صحبت هاي مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي است.
و آقاي روحاني؟
– بله دقيقا. من اولين بار در سال ۵۶ آقاي روحاني را در مسجد ارگ ديدم و پاي منبر سخنراني ايشان بودم. عيد سال ۹۲ با يکي از مقامات بالاي دولت حرف مي زدم و به ايشان گفتم اگر روحاني بيايد قطعا رأي مي آورد و حتي در همين انتخابات هم مطمئن بودم که او برنده خواهد شد. من اصولگرا و اصلاح طلب را ذاتا حقه باز مي دانم.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
خب يکي از اين دو جريان الان حامي اصلي آقاي روحاني اند!
– جريان اصلي حامي آقاي روحاني از حلقه اعتداليوني است که نه اصولگرا هستند و نه اصلاح طلب!
حمايت تمام قد آقاي خاتمي از ايشان را چطور مي بينيد؟
– اين حمايت ها بخشي از بازي هاي گروه هاي سياسي است و ربطي به آقاي روحاني ندارد.
برگرديم سر صحبت اصلي و ارتباط شما با دولت هاي مختلف. در حاشيه هاي خانه سينما و صف کشي دو طرف دعوا، طرف مقابل شما به لحاظ فکري و خط مشي تقريبا يکدست بودند اما بين شما و مثلا آقاي سهيلي و شمقدري و سجادپور به جز مخالفت با طرف مقابل چه اشتراکي وجود داشت؟
– اشتراک من و آقاي شمقدري در اين بود که هر دو از باز شدن فضاي سينما دفاع مي کرديم. اتفاقا خانه سينمايي ها بودند که به خاطر مصلحت شخصي و مسائل جناحي سراغ حوزه رفتند و کل سينما را زير سوال بردند. ما با خانه سينمايي که مسجد ضرار باشد مخالفيم و بايد آن خانه را ويران کرد. سي تا آدم از سال ۷۲ تا الان دارند آنجا را مي چرخانند.
گفتند فرح بخش مخالف کار صنفي است. مني که اولين تشکيلات صنفي بعد از انقلاب را تاسيس کردم و همواره منافع جمع را بر منافع خودم ترجيح دادم. من با شمقدري هيچ ارتباط خطي و فکري ندارم و از بعد دوران مديريت تنها دو بار ايشان را در مراسم ختم ديده ام، اما آن زمان که کار درست را انجام مي داد از او حمايت کردم.
اين تعاريف شما شامل حال آقاي سجادپور هم مي شود؟
– در تاريخ بعد از انقلاب مديرکلي بهتر از سجادپور نديدم. در اتاقش هميشه به روي مردم باز بود و ساعت ۱۲ شب اگر يک کارگر فني هم تماس مي گرفت، تلفنش را جواب مي داد. چرا بايد جناحي فکر کنيم؟ چون سجادپور براي زمان احمدي نژاد است بگوييم آدم بدي بود؟ از طرف ديگر برعکس آن گروه مديراني که الان هستند اصلا جواب مردم را نمي دهند.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
پس چرا اين قدر از دولت آقاي روحاني حمايت مي کنيد؟
– حمايت من از آقاي روحاني ربطي به وزارت ارشاد ندارد. اتفاقا وزارت ارشاد روحاني ترسو و بي جرأت است. دولت روحاني در چهار سال اول هيچ کاري براي سينما نکرد، اما حمايت من از دولت روحاني، حمايت از کليت دولت است.
شما به عنوان يکي از منتقدين اصلي خانه سينما با سابقه اي که داشتيد، چرا هيچ وقت نامزد مديرعاملي نشديد؟
– نمي خواستم.
چرا؟ هم نفوذ داشتيد و هم با آقاي شمقدري هم سليقه بوديد.
– تمايلي به کار در اين شرايط نداشتم. در سال ۸۲ نايب رئيس خانه سينما و هميشه مشغول کار صنفي بودم. از طرف ديگر شرايط خانه سينما به قدري آشفته و به هم ريخته بود که فکر مي کردم نياز به يک خانه تکاني اساسي دارد. کسي که در مجمع عمومي خانه سينما ۱۴ رأي مي آورد نبايد رئيس هيات مديره خانه سينما بشود.
خب حضور شما مي توانست همان خانه تکاني باشد.
– مي دانستم که با حضور در آن جمع رانت خوار نمي شود تغييري به وجود آورد. شمقدري تنها کسي بود که جلوي آنها ايستاد و در ابتدا موفق هم شد.
يعني قدرت و نفوذ اين افراد از شما که ارتباطات زيادي هم در داخل و هم خارج سينما داريد بيشتر است؟
– اگر ما نبوديم که اصلا الان شرايط ديگري برقرار بود. به خاطر حضور امثال ماست که اينها جرأت انجام برخي کارها را ندارند. اما همين جمع سي نفره جوري طراحي کردند که قدرت بين آنها دست به دست شود. با رانت مي توانند بودجه چند ميلياردي بگيرند و جشنواره برگزار کنند، از شهرداري و ديگر جاها بودجه هاي آنچناني بگيرند و …
منشأ اين همه قدرت و رانت کجاست؟
– منشاء اين قدرت از بازمانده هاي مديريت دهه ۶۰ است. مديران آن زمان عوامل و آدم هاي خود را گذاشتند و رفتند و امروز مي بينيم مدام به افراد مختلف هجمه وارد مي کنند. يک بار از ابتذال مي گويند و بار ديگر برچسب سياسي مي زنند. رفتارهاي آنها مرا به ياد سياست معاويه مي اندازد که بره هاي کوچک را به بچه ها مي داد و همه جا پخش مي کرد که اينها از طرف معاويه است و بعد عوامل خودش بره ها را مي کشتند و اين بار مي گفت اين کار علي است و به اين شکل زمينه را براي حذف رقيب و ادامه حيات سياسي خود مهيا مي کرد. حالا کار اين افراد انحصارطلب هم با ديگران همين است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
آقاي فرح بخش! من هيچ ارتباط بين اين حرف هاي مذهبي شما و فيلم هايي که توليد کرده ايد نفهميدم. از همين فيلم آخري که کارگردانش هم بوديد و خيلي حرف و حديث داشت شروع کنيم. چه ارتباطي است ميان کسي که مي گويد دنباله روي اهل بيت (ع) است و در تمام مصاحبه هاي خود حداقل دو سه حديث روايت مي کند، با فيلمي مثل «پا تو کفش من نکن»؟
– اول اين را بگويم که قرار نبود اين فيلم را من بسازم؛ اما يک هفته قبل از شروع فيلمبرداري پاي آرش معيريان شکست و ما هم چون از قبل برنامه ريزي کرده بوديم نمي توانستيم فيلمبرداري را به تاخير بيندازيم. و اين شد که تصميم گرفتم خودم کارگرداني کنم. از طرف دوم چه منافاتي بين فيلم و اهل بيت (ع) هست؟ اين دوتا را نبايد با هم قاتي کرد.
اين حجم بالاي شوخي هاي جنسي منافاتي با اعتقادات شما ندارد؟
– معيار شما چيست؟ هيچ کدام از شوخي هاي فيلم «پا تو کفش من نکن» هيچ منافاتي با شرع و قانون و هنجارهاي ما ندارد. بعد هم ما که نگفتيم اين فيلم را اهل بيت (ع) تقديم مي کنند که… ما مي گوئيم اين فيلم براي سرگرمي مردم ساخته شده است. من اعتقادي به اين که فيلم حتما بايد پيام خاصي داشته باشد ندارم. البته اگر فيلمسازي هم فيلم سرگرمي ساخت و هم حرف مهمي زد بايد دستش را بوسيد.
يعني اگر زمان به عقب برگردد باز هم اين فيلم را مي سازيد؟
– قطعا نه. ساخت اين فيلم اصلا کار من نيست. اگر فيلم را ساختم فقط به خاطر اين بود که نمي توانستيم فيلمبرداري را به تاخير بيندازيم. روي فيلم هيچ ادعايي ندارم. فقط مي گويم فيلمي که ساخته ايم منافاتي با شرع ندارد.
ولي من در مورد شوخي هاي فيلم هنوز قانع نشده ام.
– کدام شوخي خلاف شرع است؟ بگوييد تا توضيح بدهم.
ديالوگ هايي مشابه اينکه؛ «اسپري بزنيم بختمون به تاخير مي افته…» يعني چه؟
– اين مورد وقتي درست است که تو کلام را مقطع کني. وقتي جمله ادامه دارد اين معنا را ندارد.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
اصلا علت مطرح شدن اين شوخي چيست؟ چيزي جز تداعي همان مفاهيم مبتذل جنسي؟
– اين طوري که بايد کل سينما را تعطيل کنيم! اين شوخي ها فقط براي خنديدن مردمي است که آمده اند سرگرم شوند و تفريح کنند. يک جمله اي بود در فيلم که آدم مريضي مثل ايل بيگي که خيلي با او مشکل داشتيم به آن ايراد گرفت و در نهايت هم حذفش کرديم. بعضي جملات با نحوه اداهاي مختلف و با پس و پيش کردن فعل و فاعل معاني مختلفي مي دهند. اگر نگاه مريض باشد، اين جملات يک معنا دارند و اگر نگاه مان اعتدالي باشد اصلا اين حرف ها پيش نمي آيد.
براي کسي که تقريبا بيست سال پيش (سال ۷۹) «آواز قو» را ساخته است که نامزد دريافت بهترين فيلم از جشن خانه سينما شده و فيلمي مثل «کما» يا «عطش» را هم در کارنامه دارد که بالاخره حداقلي از کيفيت را دارند، ساختن فيلمي مثل «پا تو کفش من نکن» خيلي جالب نيست، چرا به ساخت اين فيلم ها رسيديد؟
– اين فرمايش تو را مي فهمم. اينکه وقتي تو ۲۰ را داري چرا مي روي سراغ ۱۰؟ خيلي صادقانه بگويم اين حرف را رد نمي کنم و قبول دارم. حالا شايد از همين جمله من هم سوء استفاده کنند ولي من مي گويم آدم ها را بايد در مجموع ديد. حتي بهترين فيلمسازان دنيا هم در کارنامه کاري شان فيلم هاي خوب و بد و متوسط دارند. يک چيز ديگر هم اين که يک وقت هايي شرايط جامعه طوري است که فيلمي مي سازي که خيلي باب ميلت نيست و نمي تواني از آن دفاع کني.
يعني مي شود اين طور گفت که ساخت فيلمي مثل «پا تو کفش من نکن» از وفق دادن با جامعه حاصل مي شود؟
– يک مقداريش وفق دادن است و بخش ديگر هم شرايط فيلمسازي است. چرا از دوران سيف الله داد حمايت مي کنم؟ به خاطر اين که همه افراد آزادي عمل داشتند که هر چه مي خواهند بسازند ولي الان فيلمساز امنيت ندارد. يعني تمام تمرکزش روي فيلم نيست و نگران حواشي و مسائل مختلف است. در زمان داد و شمقدري چون احساس امنيت کاملي وجود داشت، من «آواز قو» و «زندگي خصوصي» را ساختم. البته باز هم بگويم که دو سال اول شمقدري حتي از زمان داد هم بهتر بود. در اين زمان ها به هيچ چيزي جز فيلمم فکر نمي کردم. به اعتقاد من مسئولين و منتقدين هيچ کدام قابل اعتماد نيستند.
اين جمله خيلي کلي و مبهم است!
– بگذار خاطره اي را بگويم. «کما» را اکران کرده بوديم و «شارلاتان» را کليد زده بوديم. رفتيم براي گرفتن وام از فارابي که آقاي رضا داد گفت اين چه فيلمي است؟ حداقل فيلمي مثل «کما» بساز! يادشان رفته بود که درباره «کما» چه حرف هايي زدند و ما را تحت فشار قرار دادند. جالب اينجاست که سال بعد سر «عروس فراري» هم گفتند بابا حداقل يک چيزي مثل «شارلاتان» بساز!
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
جدي مي گوييد؟ در مقابل «عروس فراري» به شما گفتند فيلمي مثل «شارلاتان» بساز؟
– بله! دقيقا به خاطر همين است که مي گويم اصلا کاري با حرف هاي اينها ندارم. من در سال ۶۴ فيلمي ساختم به نام «گردباد» که اولين فيلم درباره تفاله هاي اتمي بود. همين الان هم هر بار تلويزيون اين فيلم را پخش مي کند، از مقامات امنيتي و سياسي و فرهنگي زنگ مي زنند و از من تشکر مي کنند ولي در زمان ساخت فيلم پدر من و قدکچيان را در مي آورند. به خاطر همين چيزها هميشه به اجتهاد خود عمل کرده ام.
شما که در سال ۸۲ فيلم کمدي مثل «کما» را ساخته ايد، اگر در همان مسير ادامه مي داديد امروز بعد از سيزده چهارده سال به جاي «آس و پاس» و «خالتور» و «پا تو کفش من نکن» بايد فيلم هاي بهتري را از شما مي ديديم.
– «کما» فقط يک فيلم کمدي نبود و من در آن خيلي حرف هاي اجتماعي مهمي مي زنم.
من بحث ساختاري دارم. درباره فرم و سر و شکل فيلم ها. فيلمي مثل «کما» يک حداقل هايي را رعايت مي کند اما در يکسري از فيلم هاي شما هيچ حداقلي رعايت نمي شود.
– علتش همان حرف هايي است که مي خواهم بزنم. به خاطر آن حرف ها بايد فيلمت سر و شکل ديگري داشته باشد. حساب فيلم هايي مثل «کما» و «زندگي خصوصي» و «آواز قو» با «شارلاتان» و «عروس فراري» و «پا تو کفش من نکن» کاملا از هم جداست. آنها فيلم هاي ماندگاري خواهند بود و اينها نه! اين فيلم ها فقط براي سرگرمي ساخته شده اند.
اين ماندگاري را از چه جهتي مي گوييد؟
– من ده سال پيش رفته بودم آمريکا و برايم خيلي جالب بود که مردم از بين اين همه فيلم ايراني که در آنجا به نمايش در آمده بود، تنها از سه فيلم ياد مي کردند؛ «کما»، «آواز قو» و «مارمولک». هيچ فيلم ديگري را نمي شناختند. مثلا فيلمي مثل «مارمولک» با اين که ساختار خيلي معمولي دارد و کمال تبريزي هم فيلم بهتر از «مارمولک» خيلي ساخته ولي اين فيلم ماندگار شده است.
انتقاد ديگري که به کارهاي حسين فرح بخش وارد است اين است که مي گويند او فيلم هاي قبل از انقلاب را با حذف چند صحنه و چند ديالوگ عينا بازسازي مي کند. اصلا ارتباط شما با سينماي قبل از انقلاب چيست؟
– من همه فيلم هاي قبل از انقلاب را ديده ام و افتخار هم مي کنم. همان طور که فيلم هاي بعد از انقلاب را ديده ام و دنبال مي کنم، سينماي قبل از انقلاب هم جزئي از فرهنگ اين مملکت هست و قابل حذف نيست. مثلا شما مي توانيد دوره قاجار را از تاريخ ايران حذف کنيد؟ اين را هم بگويم که اگر قديمي ها و قبل از انقلابي ها نبودند ما امروز نبوديم که فيلم بسازيم و همان طوري که بارها گفته ام واژه اي به نام «فيلمفارسي» را اصلا قبول ندارم. ما قبل از انقلاب فيلم هاي مبتذل و مزخرف داشتيم و فيلم هاي متوسط و خوب هم داشتيم.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
فيلم هاي مورد علاقه شما از سينماي قبل از انقلاب چه فيلم هايي هستند؟
– انتخاب اولم بدون شک «خشت و آينه» ابراهيم گلستان است. بهترين فيلمي است که قبل از انقلاب ديده ام و خيلي هم دوستش دارم. قبل از انقلاب ما سه دسته فيلم داريم؛ فيلم مبتذل، فيلم مزخرف و فيلم خوب و بعد از انقلاب هم فيلم خوب داشتيم و فيلم بد و فيلم سطحي. ما چيزي به نام فيلم مبتذل بعد از انقلاب نداريم. فرهنگ ابتذال چيز ديگري است. آن ديوانه اي که مي گويد نماد ابتذال نمي فهمد چه مي گويد.
شما فيلم هاي تان را از روي فيلم هاي قبل از انقلاب مي سازيد؟
– من از شما سوال مي کنم اولا اين کار چه اشکالي دارد؟ بعد هم اين که اگر شما بتوانيد يک فيلم آن زمان را که بسياري از مسائل ممنوعه در آن وجود دارند با شرايط روز آداپته کنيد يعني يک داستان جديد. اصلا شما همين موبايل را ببين که امروز به يکي از ابزارهاي ضروري زندگي تبديل شده و آن زمان اصلا نبوده است. همين مسئله کوچک، خط اصلي قصه را تغيير مي دهد. پس اصلا چنين حرف هايي درست نيستند. در حال حاضر بازسازي فيلم هاي قبل از انقلاب اصلا غيرممکن است.
حدفاصل اواخر دهه ۸۰ تا ۹۴ فيلم هاي شما با يک افت مخاطب و فروش روبرو شد اما از سال گذشته باز هم کمدي هاي شما در جدول اکران به فروش بالايي رسيدند و در همين روزها هم با «خالتور» با فروش بيش از ۷ ميليارد رتبه هفتم فروش سال را در اختيار خود داريد. علت اين استقبال مجدد را در چه مي دانيد؟
– سعي کرديم به سليقه مردم و تماشاگر نزديک تر بشويم و فيلم هايي بسازيم که مردم بيشتر دوست دارند. اين را هم بگويم که فکر مي کنم همين که ما سرپا هستيم و فيلم مي سازيم يعني موفق بوده ايم، چون بدون اين که از جايي حمايت يا توسط نهاد يا ارگاني شارژ شويم داريم فيلم مي سازيم. در سال ۸۶ فيلم «زن ها فرشته اند» را در مجموع با ۲۰۰ ميليون تومان ساختم و فيلم در تهران و شهرستان حدود يک ميليارد و هفتصد ميليون فروخت اما اگر همين امروز بخواهم اين فيلم را بسازم با هزينه هاي تبليغاتي که آن زمان داشتم، بالاي چهار ميليارد هزينه خواهد داشت و فيلم هم حدود ۴۰۰ ميليون خواهد فروخت.
البته من مهم ترين علت را خواست و اراده خدا مي دانم که در طول همه اين سال ها هيچ کدام از فيلم هاي ما ضرر نداده و هر کسي خواست با سند و مدرک ثابت مي کنم.
پس فيلم هايي مثل «دردسر بزرگ»، «پس کوچه هاي شمرون»، «نازنين» و «شانس عشق تصادف» هم براي شما سوددهي داشتند؟
– همه فيلم هايي که در طول اين سال ها ساختيم يا فروش بالايي داشتند يا فروش متوسطي داشتند و در بدترين شرايط به سود حداقلي رسيده اند. مهم تر اين که در تمام اين سال ها هيچ کسي از ما نه شکايت مالي کرده، نه اخلاقي. تنها دفتري که حسابش با فارابي صفر است پويافيلم است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
برسيم به حکايت ساخت فيلم «عطش» و پاسخ شما به ادعاي ساخته شدن اين فيلم را که توسط آقاي جعفري مطرح شد بشنويم.
– من از وقتي گفتگوي آقاي جعفري را خواندم از طرف نزديکان و عوامل خود فيلم با اين درخواست مواجه شدم که جواب اين فرد را براي ثبت در تاريخ بدهم وگرنه اصلا اين فرد در حدي نيست که بخواهم به او جواب بدهم. کسي که آمده دفتر من و به من التماس کرده که با او کار کنم حالا گفته است که شنيدم فرح بخش آدم خوبي است! تو اصلا کي هستي که بخواهي درباره من صحبت کني؟ واي به حال من که روزي آدمي مثل جعفري بخواهد از من تعريف کند.
ما قاسم جعفري را اصلا نمي شناختيم تا اين که يک روز به دفتر ما آمد و يک فيلمنامه به نام «لحظه گرگ و ميش» را به ما فروخت که ما اصلا هيچ وقت آن را نخوانديم! ما امتياز فيلم «گروگان» (اصغر هاشمي) را که آقاي مطلبي فيلمنامه اش را نوشته بود ساختيم و اسم قاسم جعفري و يک نفر ديگر – يوسف رضا رئيسي – را هم به عنوان نويسنده زديم. اين که اين فرد ادعا کرده فيلمنامه «گروگان» را به شريک ما خانم منيژه حکمت فروخته اصلا صحت ندارد.
در تمام اين سال ها فقط من و آقاي عليخاني در پويافيلم بوديم. از همين جا مشخص است که اين آدم دروغ مي گويد و طوري اين دروغ را راحت و عادي بيان مين کند که خودش هم باورش مي شود. او ذاتا آدم دروغگويي است. بعد از اين اتفاق اين آقا هر چند وقت يک بار به دفتر ما مي آمد و مي گفت من عاشق دفتر شما هستم و … يک فيلمي هم ساخت در اين حد فاصل به نام «ماه مهربان» که به زور من و آقاي عليخاني را برد فارابي تا فيلم را ببينيم و من هم گفتم اين چه افتضاحي است که ساخته اي!
رفت و آمدهاي اين آقا به دفتر ما ادامه داشت تا اين که در ارديبهشت سال ۸۱ ما در تنکابن مشغول ساخت فيلم «رز زرد» (داريوش فرهنگ) بوديم که به من تلفن کرد و گفت در تلويزيون ممنوع الکار شده ام و مي خواهم با شما يک فيلم کار کنم. گفتم من که الان شمال هستم، وقتي برگشتم با هم صحبت مي کنيم. ولي آمد شمال و يک فيلمنامه به ما داد به نام «خواب برفي» و برگشت تهران.
فيلمبرداري «رز زرد» تمام شد و من درگير اسباب کشي منزل بودم که يک روز آمد و دوباره اصرار کرد که اين فيلم را بسازيم و در ادامه گفت من در ساخت فيلم هم شراکت مي کنم. جعفري مي دانست که ارشاد به او مجوز فيلم نمي دهد و مين خواست به اعتبار من مجوز ساخت بگيرد و به من گفت حيات و ممات من در ساخت اين فيلم است.
او در تمام فيلم هايش، هم شکايت اخلاقي داشته و هم شکايت مالي. سر فيلم «قاصدک» با ابوالفضل پورعرب درگير شد و با وساطت من قضيه حل شد. از خانم کيان افشار هم که در فيلم آخرش «عين شين قاف» بازي کرده است مي توانيد درباره اين فرد و شخصيتش سوال کنيد. پنجه بسياري از بازيگران سينما در صورت ايشان جا انداخته است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
در نهايت به ارشاد رفتيم و مجوز ساخت «خواب برفي» را گرفتيم. من از همان روز پيمان معادي را هم آوردم و هر کاري مي کرديم مي ديديم فيلمنامه اين کار جواب نمي دهد. از طرفي جعفري گفته بود ۳۰ ميليون هم سرمايه مي آورم تا در ۲۰ درصد فيلم شراکت داشته باشد و ما هم به رغم اين که تا به حال با کسي شراکت نداشته ايم، اما قبول کرديم ولي هيچ وقت چنين اتفاقي نيفتاد و ايشان پولي پرداخت نکرد. سرانجام تصميم گرفتيم قصه ديگري را به نام «عطش» با طرحي از خودم که آقاي پيمان معادي نوشته بود بسازيم.
در زمان نوشتن فيلمنامه جديد جعفري چون تعادل عصبي نداشت هر روز با يکي از عوامل ف۶يلم دچار تنش مي شد. يک روز به فرهاد آئيش (بازيگردان فيلم) توهين و روز ديگر به پيمان معادي فحاشي مي کرد. او را کنار کشيدم و گفتم اين فيلم صاحب دارد و حق ندارد اين برخوردها را سر صحنه داشته باشد. شروع کرد به خودش رکيک ترين فحش ها را دادن! او را آرام کردم و گفتنم فعلا در مرحله پيش توليد هستيم و خواستم قضيه همانجا تمام شود. فيلمبرداري شروع شد و در همان سه چهار روز اول به اصغر نعيمي دستيار فيلم گفت از فردا سر صحنه نيا!
ديدم به هيچ شکلي نمي شود با اين آدم کنار آمد و او مدام سر هر مسئله اي به عوامل مختلف فحاشي مي کند و برخلاف رويه اي که در تمام اين سال ها داشتم و در حين فيلمبرداري از آبدارچي گرفته تا عوامل بالاتر کسي را حتي اگر ضعيف بود تغيير ندادم، مجبور شدم او را کنار بگذارم و چون هيچ کارگردان ديگري حاضر به قبول کار نبود، تصميم گرفتم خودم فيلم را کارگرداني کنم.
اين آدم بعد از اين که او را کنار گذاشتيم خواهش کرد که آبرويش را نبريم. اما رفت و همه جا دروغ گفت. ادعا کرده است که ۸۵ درصد فيلم را او ساخته است، در حالي که اگر همه فيلم هاي جعفري را جمع کنيد يک سکانس مثل «عطش» نمي توانيد پيدا کنيد. از طرف ديگر پشت صحنه هاي فيلم موجود است که من آنها را منتشر خواهم کرد. چطور يک آدم در چهار روز مي تواند ۸۵ درصد يک فيلم را بسازد؟
البته از همان چهار روز هم دو روز آن تکرار کردم! زماني که ايشان را کنار گذاشتم فيلم پشت صحنه موجود است. همه خوشحال شدند، چون جعفري موجود غيرقابل تحملي است.
يک چيز ديگر هم بگويم. فکر مي کنيد چرا گفتگوي شماره قبل شما با قاسم جعفري را کيهان منعکس مي کند؟ چون قاسم جعفري و حسين شريعتمداري دو روي يک سکه اند. آقاي شريعتمداري و جعفري هر دو از يک قماش و سمبل ابتذال اند. معني واقعي ابتذال فرهنگي که مي گويند اين دو نفر هستند. اصلا جداي از بحث فيلم «عطش»، شما ببينيد اين آدم چه ادعاهاي عجيبي کرده است؟ اصلا کيارستمي تو را حساب مي کرد که حالا بخواهد با تو بنشيند و حرف بزند؟
من ضرغامي و لاريجاني را از نزديک مي شناسم. اصلا تو را به دفترشان راه نمي دهند. اين جمله من خيلي مهم است که تمام افرادي که با او کار کردند، از او ناراضي بودند و به همين خاطر است که امروز به عنوان يک عنصر نامطلوب از سينما حذف شده است. کسي در سينما و تلويزيون نيست که با او کار کرده باشد و در آخر کارشان به زد و خورد نکشيده باشد.
شما البته هميشه به مخالفان خود جواب هاي تند و تيزي مي دهيد.
– مثلا کدام مورد؟ نام ببر.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
مثلا همين جوابي که به قاسم جعفري داديد يا نامه هاي تندي که براي آقايان احمد خاتمي امام جمعه تهران و حسين شريعتمداري نوشتيد. در ميان سياسيون هم کمتر مي شود نمونه چنين نامه هايي را ديد و …
– آن شخصيت هاي سياسي آبروي مرا بردند و من هم جواب آنها را دادم. به من تهمت زدند و من از خودم دفاع کردم. در جمهوري اسلامي اگر برانداز نباشيد و صداقت خود را ثابت کرده باشيد، در بيان هر انديشه و ديدگاه انتقادي آزاديد.
«ادعاهاي مطرح شده در مصاحبه در مورد اشخاص مختلف موضع شخص حسين فرحبخش است و ماهنامه «نزديک» آماده انعکاس پاسخ هاي هر کدام از چهره ها هست.»


خبرگزاری آريا – محمدحسين فرح بخش: وزارت ارشاد روحاني ترسو و بي جرأت است


محمدحسين فرح بخش: وزارت ارشاد روحاني ترسو و بي جرأت است

خبرگزاري آريا – ماهنامه نزديک – اميرعباس صباغ: مصاحبه اخير ما با «قاسم جعفري» به دليل بيان صريح او بازخوردهاي فراواني يافت و واکنش هايي را برانگيخت. جعفري در آن مصاحبه انتقاداتي را هم به عملکرد حسين فرح بخش در همکاري مشترک شان در فيلم «عطش» و همچنين عملکرد کلي او در سينماي ايران داشت و همين باعث شد حسين فرح بخش بخواهد جوابي به مسائل مصاحبه پيشين ما بدهد. به اين بهانه اما با فرح بخش، به عنوان يکي از جنجالي ترين تهيه کنندگان سينماي ايران درباره تمامي حواشي و شبهات پيرامونش هم گفتگو کرديم. از نسبت سياسي اش با دولت هاي مختلف تا ماجراي خانه سينما و همچنين بازسازي فيلمفارسي هاي پيش از انقلاب و او با صراحت هميشگي به آنها پاسخ داده است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
اگر موافق باشيد از اينجا شروع کنيم که برخلاف ادعاي هميشگي شما مبني بر اين که تنها تهيه کننده در سينماي ايران هستيد که آثارتان با سرمايه شخصي ساخته مي شوند، حالا کسي مدعي است که اتفاقا شما راه هاي وام گرفتن را خوب بلديد.
– بسم الله الرحمن الرحيم. من هيچ وقت نگفتم که وام نمي گيرم. به من اصلا وام نمي دهند. شايد در طول اين سال ها و حدود ۵۰ فيلمي که ساختم تنها براي ۵ يا ۶ فيلم وام گرفته باشم. وام هايي هم که ما گرفتيم مربوط به زمان سيف الله داد بود که به همه وام مي دادند.
به همين خاطر هم گفتيد که دوران سيف الله داد بهترين دوران مديريت سينمايي است؟
– نه، ربطي به اين موضوع ندارد. دوران سيف الله داد از اين جهت که همه فيلمسازان آزادي عمل داشتند و مي توانستند هر چه مي خواهند بسازند بهترين دوران سينمايي بعد از انقلاب است.
پس شما هم وام گرفتيد؟
بله گرفتم، اما در مقابل رقمي که بقيه گرفتند، بسيار ناچيز بوده است. مثلا اگر به بقيه ۵۰۰ ميليون تومان دادند به من ۱۰۰ ميليون دادند. البته من اين وام را نه به خاطر اين که گشايشي در کارم شود، بلکه تنها به خاطر اين که حقم بود گرفتم. الان هم که هفت هشت سالي مي شود که به ما وام نداده اند و مهم تر از همه اين حرف ها اينکه ما تمام وام هايي را که گرفتيم پس داديم و حتي يک ريال بدهي به فارابي نداريم. براي «آواز قو» و «شب هاي تهران» کلا ۴۵ ميليون به ما وام دادند و ۵۴ ميليون از ما پس گرفتند و ۹ ميليون بهره گرفتند. اسناد همه شان هم موجود است. در حالي که درست در همان زمان ۵۰۰ ميليون از کل سينماها طلب داشتيم.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
وقتي کارنامه کاري شما را مرور مي کنيم مي بينيم با بسياري از بازيگران و عوامل سينما، از عامه پسند تا روشنفکر کار کرده ايد و همگي حداقل يک بار با عنوان هاي مختلف با شما کار کرده اند. فکر مي کنيد چرا همين ها هر زمان حرف ابتذال در سينماي ايران مي شود از فيلم هاي شما نام مي برند؟
– اين که شما مي گوييد سند حقانيت ماست. ما رنگ و لعاب عوض نمي کنيم و در اصول و مرام عين روز اول مان خيلي شفاف هستيم. بسياري از کساني که الان اداي انتلکتوئل ها را در مي آورند، از پادويي کنار دست من شروع کردند و ما به همه جا رسانديم شان. همين الان هم وقتي ما را مي بينند تا زانو خم مي شوند و مي گويند غير از تو کسي را به عنوان تهيه کننده قبول نداريم.
پس علت اصلي اين انتقادات چيست؟ چرا بسياري حسين فرح بخش را نماد جريان فيلمفارسي در ايران مي دانند، در صورتي که مشابه فيلم هاي شما را تهيه کننده هاي ديگري هم مي سازند؟
– حسادت! اين فعاليت مستمر ما، آقايان را آتش مي زند. از ۲۳ سالگي که وارد سينما شدم تا امروز نگاه مسئولين و منتقدان ذره اي برايم اهميت نداشته است. چه تعريف کنند و چه فحش بدهند، هميشه کار خودم را کرده ام و همين مسئله خيلي ها را آزار داده است. در تمام اين سال ها هر دولتي با هر نگاه سياسي آمده ما حاضر بوديم و فيلم مان را ساختيم، ولي بقيه اين طور نيستند. يا خودشان را به جريانات سياسي وصل کردند و ادامه دادند، يا هر پنج شش سال يک فيلم مي سازند و يا کاملا به حاشيه رفته اند.
خب شايد علت استمرار شما هم اين باشد که سعي کرديد با هر دولتي که سر کار آمده کنار بياييد و همراهش بشويد. در دوره اصلاحات «آواز قو» را ساختيد و در دوران احمدي نژاد با شمقدري و سازمان سينمايي وقت در يک جبهه قرار گرفتيد و در دوره روحاني هم که صراحتا از ايشان حمايت کرديد.
– بنده مطلقا سياسي نيستم و بر اساس تغييراتي که جامعه مي کند خودم را تغيير مي دهم، ولي اصول و نگاهم هرگز تغيير نمي کند. در سال ۷۶ با افتخار به آقاي ناطق نوري رأي دادم و همين آقايان به اصطلاح اصلاح طلب بعد از انتخاب خاتمي يک سال تلاش کردند دفتر ما را تعطيل کنند و نتوانستند. در سال ۸۰ به خاطر شرايط جامعه به خاتمي رأي دادم. در سال ۸۴ در هر دو مرحله به آقاي هاشمي رأي دادم و در سال ۸۸ هم اتفاقا به موسوي رأي دادم. وقتي هم شمقدري رئيس سازمان سينمايي شد، من قبلا ايشان را نديده بودم و در همان ديدار اول به او و سجادپور گفتم که من به موسوي رأي داده ام، اما الان احمدي نژاد را به عنوان رئيس جمهور قبول دارم.
بارها به شمقدري گفتم اگر مي خواهيد بمانيد بايد مثل سيف الله داد باشيد. دو سال اول مديريت شمقدري از سيف الله داد هم بهتر است. اگر سر تعطيلي خانه سينما با شمقدري همراهي مي کردند، سينماي ما جهت گيري هاي جديدي پيدا مي کرد و ما الان گرفتار اين شرايط نبوديم. ريل گذاري هاي جديدي مي شد که به نفع سينما بود.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
چه جهت گيري هايي؟ بيشتر توضيح مي دهيد؟
– يک مثال مي زنم. در سال ۹۰ فيلم هاي توقيفي را چه کسي اکران کرد؟ مگر حوزه تحريم نکرد و نمايندگان مجلس هم نگفتند که بايد فيلم ها توقيف شوند؟ اما شمقدري همه را پخش کرد، اتفاقي که در تاريخ بي نظير است. حتي فيلم هايي را هم که از قبل توقيف بودند اکران کرد.
اين موضوع را که گفتيد جريان آقاي مشايي در ساخت فيلم «زندگي خصوصي» از شما حمايت کرد رد مي کنيد؟
– مگر «زندگي خصوصي» فيلمي در جهت تاييد دولت احمدي نژاد است؟ همان زمان روزنامه ايران عليه فيلم ما مطلب نوشت که اين فيلم عليه دولت است. من با اين سابقه کسي نيستم که فارابي يا فلان نهاد و جريان به من بگويد چه چيزي بسازم يا نسازم. اين حرف ها فقط براي خراب کردن است. تمام اسناد مالي فيلم موجود است.
شما در فيلم هم اصولگراها را مي زنيد و هم اصلاح طلب ها را. کاراکتر سعيد نيک پور را هم در قالب يک الگو و قهرمان معرفي مي کنيد که نطقي که در يکي از مهم ترين سکانس ها مي کند، کاملا در حال و هواي صحبت هاي جريان مشايي و احمدي نژاد است. اين ادعا که ما نه اصولگرا هستيم و نه اصلاح طلب! ما جريان سوم هستيم!
– اين را مطلقا قبول ندارم. قسمت اول حرفت را قبول دارم. «زندگي خصوصي» هم عليه اصولگراهاست و هم عليه اصلاح طلبان. حرف هايي که سعيد نيک پور مي زند نماد بارز همان اعتدالي است که همواره مدافعش بودم و نمونه مشخص آن صحبت هاي مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي است.
و آقاي روحاني؟
– بله دقيقا. من اولين بار در سال ۵۶ آقاي روحاني را در مسجد ارگ ديدم و پاي منبر سخنراني ايشان بودم. عيد سال ۹۲ با يکي از مقامات بالاي دولت حرف مي زدم و به ايشان گفتم اگر روحاني بيايد قطعا رأي مي آورد و حتي در همين انتخابات هم مطمئن بودم که او برنده خواهد شد. من اصولگرا و اصلاح طلب را ذاتا حقه باز مي دانم.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
خب يکي از اين دو جريان الان حامي اصلي آقاي روحاني اند!
– جريان اصلي حامي آقاي روحاني از حلقه اعتداليوني است که نه اصولگرا هستند و نه اصلاح طلب!
حمايت تمام قد آقاي خاتمي از ايشان را چطور مي بينيد؟
– اين حمايت ها بخشي از بازي هاي گروه هاي سياسي است و ربطي به آقاي روحاني ندارد.
برگرديم سر صحبت اصلي و ارتباط شما با دولت هاي مختلف. در حاشيه هاي خانه سينما و صف کشي دو طرف دعوا، طرف مقابل شما به لحاظ فکري و خط مشي تقريبا يکدست بودند اما بين شما و مثلا آقاي سهيلي و شمقدري و سجادپور به جز مخالفت با طرف مقابل چه اشتراکي وجود داشت؟
– اشتراک من و آقاي شمقدري در اين بود که هر دو از باز شدن فضاي سينما دفاع مي کرديم. اتفاقا خانه سينمايي ها بودند که به خاطر مصلحت شخصي و مسائل جناحي سراغ حوزه رفتند و کل سينما را زير سوال بردند. ما با خانه سينمايي که مسجد ضرار باشد مخالفيم و بايد آن خانه را ويران کرد. سي تا آدم از سال ۷۲ تا الان دارند آنجا را مي چرخانند.
گفتند فرح بخش مخالف کار صنفي است. مني که اولين تشکيلات صنفي بعد از انقلاب را تاسيس کردم و همواره منافع جمع را بر منافع خودم ترجيح دادم. من با شمقدري هيچ ارتباط خطي و فکري ندارم و از بعد دوران مديريت تنها دو بار ايشان را در مراسم ختم ديده ام، اما آن زمان که کار درست را انجام مي داد از او حمايت کردم.
اين تعاريف شما شامل حال آقاي سجادپور هم مي شود؟
– در تاريخ بعد از انقلاب مديرکلي بهتر از سجادپور نديدم. در اتاقش هميشه به روي مردم باز بود و ساعت ۱۲ شب اگر يک کارگر فني هم تماس مي گرفت، تلفنش را جواب مي داد. چرا بايد جناحي فکر کنيم؟ چون سجادپور براي زمان احمدي نژاد است بگوييم آدم بدي بود؟ از طرف ديگر برعکس آن گروه مديراني که الان هستند اصلا جواب مردم را نمي دهند.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
پس چرا اين قدر از دولت آقاي روحاني حمايت مي کنيد؟
– حمايت من از آقاي روحاني ربطي به وزارت ارشاد ندارد. اتفاقا وزارت ارشاد روحاني ترسو و بي جرأت است. دولت روحاني در چهار سال اول هيچ کاري براي سينما نکرد، اما حمايت من از دولت روحاني، حمايت از کليت دولت است.
شما به عنوان يکي از منتقدين اصلي خانه سينما با سابقه اي که داشتيد، چرا هيچ وقت نامزد مديرعاملي نشديد؟
– نمي خواستم.
چرا؟ هم نفوذ داشتيد و هم با آقاي شمقدري هم سليقه بوديد.
– تمايلي به کار در اين شرايط نداشتم. در سال ۸۲ نايب رئيس خانه سينما و هميشه مشغول کار صنفي بودم. از طرف ديگر شرايط خانه سينما به قدري آشفته و به هم ريخته بود که فکر مي کردم نياز به يک خانه تکاني اساسي دارد. کسي که در مجمع عمومي خانه سينما ۱۴ رأي مي آورد نبايد رئيس هيات مديره خانه سينما بشود.
خب حضور شما مي توانست همان خانه تکاني باشد.
– مي دانستم که با حضور در آن جمع رانت خوار نمي شود تغييري به وجود آورد. شمقدري تنها کسي بود که جلوي آنها ايستاد و در ابتدا موفق هم شد.
يعني قدرت و نفوذ اين افراد از شما که ارتباطات زيادي هم در داخل و هم خارج سينما داريد بيشتر است؟
– اگر ما نبوديم که اصلا الان شرايط ديگري برقرار بود. به خاطر حضور امثال ماست که اينها جرأت انجام برخي کارها را ندارند. اما همين جمع سي نفره جوري طراحي کردند که قدرت بين آنها دست به دست شود. با رانت مي توانند بودجه چند ميلياردي بگيرند و جشنواره برگزار کنند، از شهرداري و ديگر جاها بودجه هاي آنچناني بگيرند و …
منشأ اين همه قدرت و رانت کجاست؟
– منشاء اين قدرت از بازمانده هاي مديريت دهه ۶۰ است. مديران آن زمان عوامل و آدم هاي خود را گذاشتند و رفتند و امروز مي بينيم مدام به افراد مختلف هجمه وارد مي کنند. يک بار از ابتذال مي گويند و بار ديگر برچسب سياسي مي زنند. رفتارهاي آنها مرا به ياد سياست معاويه مي اندازد که بره هاي کوچک را به بچه ها مي داد و همه جا پخش مي کرد که اينها از طرف معاويه است و بعد عوامل خودش بره ها را مي کشتند و اين بار مي گفت اين کار علي است و به اين شکل زمينه را براي حذف رقيب و ادامه حيات سياسي خود مهيا مي کرد. حالا کار اين افراد انحصارطلب هم با ديگران همين است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
آقاي فرح بخش! من هيچ ارتباط بين اين حرف هاي مذهبي شما و فيلم هايي که توليد کرده ايد نفهميدم. از همين فيلم آخري که کارگردانش هم بوديد و خيلي حرف و حديث داشت شروع کنيم. چه ارتباطي است ميان کسي که مي گويد دنباله روي اهل بيت (ع) است و در تمام مصاحبه هاي خود حداقل دو سه حديث روايت مي کند، با فيلمي مثل «پا تو کفش من نکن»؟
– اول اين را بگويم که قرار نبود اين فيلم را من بسازم؛ اما يک هفته قبل از شروع فيلمبرداري پاي آرش معيريان شکست و ما هم چون از قبل برنامه ريزي کرده بوديم نمي توانستيم فيلمبرداري را به تاخير بيندازيم. و اين شد که تصميم گرفتم خودم کارگرداني کنم. از طرف دوم چه منافاتي بين فيلم و اهل بيت (ع) هست؟ اين دوتا را نبايد با هم قاتي کرد.
اين حجم بالاي شوخي هاي جنسي منافاتي با اعتقادات شما ندارد؟
– معيار شما چيست؟ هيچ کدام از شوخي هاي فيلم «پا تو کفش من نکن» هيچ منافاتي با شرع و قانون و هنجارهاي ما ندارد. بعد هم ما که نگفتيم اين فيلم را اهل بيت (ع) تقديم مي کنند که… ما مي گوئيم اين فيلم براي سرگرمي مردم ساخته شده است. من اعتقادي به اين که فيلم حتما بايد پيام خاصي داشته باشد ندارم. البته اگر فيلمسازي هم فيلم سرگرمي ساخت و هم حرف مهمي زد بايد دستش را بوسيد.
يعني اگر زمان به عقب برگردد باز هم اين فيلم را مي سازيد؟
– قطعا نه. ساخت اين فيلم اصلا کار من نيست. اگر فيلم را ساختم فقط به خاطر اين بود که نمي توانستيم فيلمبرداري را به تاخير بيندازيم. روي فيلم هيچ ادعايي ندارم. فقط مي گويم فيلمي که ساخته ايم منافاتي با شرع ندارد.
ولي من در مورد شوخي هاي فيلم هنوز قانع نشده ام.
– کدام شوخي خلاف شرع است؟ بگوييد تا توضيح بدهم.
ديالوگ هايي مشابه اينکه؛ «اسپري بزنيم بختمون به تاخير مي افته…» يعني چه؟
– اين مورد وقتي درست است که تو کلام را مقطع کني. وقتي جمله ادامه دارد اين معنا را ندارد.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
اصلا علت مطرح شدن اين شوخي چيست؟ چيزي جز تداعي همان مفاهيم مبتذل جنسي؟
– اين طوري که بايد کل سينما را تعطيل کنيم! اين شوخي ها فقط براي خنديدن مردمي است که آمده اند سرگرم شوند و تفريح کنند. يک جمله اي بود در فيلم که آدم مريضي مثل ايل بيگي که خيلي با او مشکل داشتيم به آن ايراد گرفت و در نهايت هم حذفش کرديم. بعضي جملات با نحوه اداهاي مختلف و با پس و پيش کردن فعل و فاعل معاني مختلفي مي دهند. اگر نگاه مريض باشد، اين جملات يک معنا دارند و اگر نگاه مان اعتدالي باشد اصلا اين حرف ها پيش نمي آيد.
براي کسي که تقريبا بيست سال پيش (سال ۷۹) «آواز قو» را ساخته است که نامزد دريافت بهترين فيلم از جشن خانه سينما شده و فيلمي مثل «کما» يا «عطش» را هم در کارنامه دارد که بالاخره حداقلي از کيفيت را دارند، ساختن فيلمي مثل «پا تو کفش من نکن» خيلي جالب نيست، چرا به ساخت اين فيلم ها رسيديد؟
– اين فرمايش تو را مي فهمم. اينکه وقتي تو ۲۰ را داري چرا مي روي سراغ ۱۰؟ خيلي صادقانه بگويم اين حرف را رد نمي کنم و قبول دارم. حالا شايد از همين جمله من هم سوء استفاده کنند ولي من مي گويم آدم ها را بايد در مجموع ديد. حتي بهترين فيلمسازان دنيا هم در کارنامه کاري شان فيلم هاي خوب و بد و متوسط دارند. يک چيز ديگر هم اين که يک وقت هايي شرايط جامعه طوري است که فيلمي مي سازي که خيلي باب ميلت نيست و نمي تواني از آن دفاع کني.
يعني مي شود اين طور گفت که ساخت فيلمي مثل «پا تو کفش من نکن» از وفق دادن با جامعه حاصل مي شود؟
– يک مقداريش وفق دادن است و بخش ديگر هم شرايط فيلمسازي است. چرا از دوران سيف الله داد حمايت مي کنم؟ به خاطر اين که همه افراد آزادي عمل داشتند که هر چه مي خواهند بسازند ولي الان فيلمساز امنيت ندارد. يعني تمام تمرکزش روي فيلم نيست و نگران حواشي و مسائل مختلف است. در زمان داد و شمقدري چون احساس امنيت کاملي وجود داشت، من «آواز قو» و «زندگي خصوصي» را ساختم. البته باز هم بگويم که دو سال اول شمقدري حتي از زمان داد هم بهتر بود. در اين زمان ها به هيچ چيزي جز فيلمم فکر نمي کردم. به اعتقاد من مسئولين و منتقدين هيچ کدام قابل اعتماد نيستند.
اين جمله خيلي کلي و مبهم است!
– بگذار خاطره اي را بگويم. «کما» را اکران کرده بوديم و «شارلاتان» را کليد زده بوديم. رفتيم براي گرفتن وام از فارابي که آقاي رضا داد گفت اين چه فيلمي است؟ حداقل فيلمي مثل «کما» بساز! يادشان رفته بود که درباره «کما» چه حرف هايي زدند و ما را تحت فشار قرار دادند. جالب اينجاست که سال بعد سر «عروس فراري» هم گفتند بابا حداقل يک چيزي مثل «شارلاتان» بساز!
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
جدي مي گوييد؟ در مقابل «عروس فراري» به شما گفتند فيلمي مثل «شارلاتان» بساز؟
– بله! دقيقا به خاطر همين است که مي گويم اصلا کاري با حرف هاي اينها ندارم. من در سال ۶۴ فيلمي ساختم به نام «گردباد» که اولين فيلم درباره تفاله هاي اتمي بود. همين الان هم هر بار تلويزيون اين فيلم را پخش مي کند، از مقامات امنيتي و سياسي و فرهنگي زنگ مي زنند و از من تشکر مي کنند ولي در زمان ساخت فيلم پدر من و قدکچيان را در مي آورند. به خاطر همين چيزها هميشه به اجتهاد خود عمل کرده ام.
شما که در سال ۸۲ فيلم کمدي مثل «کما» را ساخته ايد، اگر در همان مسير ادامه مي داديد امروز بعد از سيزده چهارده سال به جاي «آس و پاس» و «خالتور» و «پا تو کفش من نکن» بايد فيلم هاي بهتري را از شما مي ديديم.
– «کما» فقط يک فيلم کمدي نبود و من در آن خيلي حرف هاي اجتماعي مهمي مي زنم.
من بحث ساختاري دارم. درباره فرم و سر و شکل فيلم ها. فيلمي مثل «کما» يک حداقل هايي را رعايت مي کند اما در يکسري از فيلم هاي شما هيچ حداقلي رعايت نمي شود.
– علتش همان حرف هايي است که مي خواهم بزنم. به خاطر آن حرف ها بايد فيلمت سر و شکل ديگري داشته باشد. حساب فيلم هايي مثل «کما» و «زندگي خصوصي» و «آواز قو» با «شارلاتان» و «عروس فراري» و «پا تو کفش من نکن» کاملا از هم جداست. آنها فيلم هاي ماندگاري خواهند بود و اينها نه! اين فيلم ها فقط براي سرگرمي ساخته شده اند.
اين ماندگاري را از چه جهتي مي گوييد؟
– من ده سال پيش رفته بودم آمريکا و برايم خيلي جالب بود که مردم از بين اين همه فيلم ايراني که در آنجا به نمايش در آمده بود، تنها از سه فيلم ياد مي کردند؛ «کما»، «آواز قو» و «مارمولک». هيچ فيلم ديگري را نمي شناختند. مثلا فيلمي مثل «مارمولک» با اين که ساختار خيلي معمولي دارد و کمال تبريزي هم فيلم بهتر از «مارمولک» خيلي ساخته ولي اين فيلم ماندگار شده است.
انتقاد ديگري که به کارهاي حسين فرح بخش وارد است اين است که مي گويند او فيلم هاي قبل از انقلاب را با حذف چند صحنه و چند ديالوگ عينا بازسازي مي کند. اصلا ارتباط شما با سينماي قبل از انقلاب چيست؟
– من همه فيلم هاي قبل از انقلاب را ديده ام و افتخار هم مي کنم. همان طور که فيلم هاي بعد از انقلاب را ديده ام و دنبال مي کنم، سينماي قبل از انقلاب هم جزئي از فرهنگ اين مملکت هست و قابل حذف نيست. مثلا شما مي توانيد دوره قاجار را از تاريخ ايران حذف کنيد؟ اين را هم بگويم که اگر قديمي ها و قبل از انقلابي ها نبودند ما امروز نبوديم که فيلم بسازيم و همان طوري که بارها گفته ام واژه اي به نام «فيلمفارسي» را اصلا قبول ندارم. ما قبل از انقلاب فيلم هاي مبتذل و مزخرف داشتيم و فيلم هاي متوسط و خوب هم داشتيم.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
فيلم هاي مورد علاقه شما از سينماي قبل از انقلاب چه فيلم هايي هستند؟
– انتخاب اولم بدون شک «خشت و آينه» ابراهيم گلستان است. بهترين فيلمي است که قبل از انقلاب ديده ام و خيلي هم دوستش دارم. قبل از انقلاب ما سه دسته فيلم داريم؛ فيلم مبتذل، فيلم مزخرف و فيلم خوب و بعد از انقلاب هم فيلم خوب داشتيم و فيلم بد و فيلم سطحي. ما چيزي به نام فيلم مبتذل بعد از انقلاب نداريم. فرهنگ ابتذال چيز ديگري است. آن ديوانه اي که مي گويد نماد ابتذال نمي فهمد چه مي گويد.
شما فيلم هاي تان را از روي فيلم هاي قبل از انقلاب مي سازيد؟
– من از شما سوال مي کنم اولا اين کار چه اشکالي دارد؟ بعد هم اين که اگر شما بتوانيد يک فيلم آن زمان را که بسياري از مسائل ممنوعه در آن وجود دارند با شرايط روز آداپته کنيد يعني يک داستان جديد. اصلا شما همين موبايل را ببين که امروز به يکي از ابزارهاي ضروري زندگي تبديل شده و آن زمان اصلا نبوده است. همين مسئله کوچک، خط اصلي قصه را تغيير مي دهد. پس اصلا چنين حرف هايي درست نيستند. در حال حاضر بازسازي فيلم هاي قبل از انقلاب اصلا غيرممکن است.
حدفاصل اواخر دهه ۸۰ تا ۹۴ فيلم هاي شما با يک افت مخاطب و فروش روبرو شد اما از سال گذشته باز هم کمدي هاي شما در جدول اکران به فروش بالايي رسيدند و در همين روزها هم با «خالتور» با فروش بيش از ۷ ميليارد رتبه هفتم فروش سال را در اختيار خود داريد. علت اين استقبال مجدد را در چه مي دانيد؟
– سعي کرديم به سليقه مردم و تماشاگر نزديک تر بشويم و فيلم هايي بسازيم که مردم بيشتر دوست دارند. اين را هم بگويم که فکر مي کنم همين که ما سرپا هستيم و فيلم مي سازيم يعني موفق بوده ايم، چون بدون اين که از جايي حمايت يا توسط نهاد يا ارگاني شارژ شويم داريم فيلم مي سازيم. در سال ۸۶ فيلم «زن ها فرشته اند» را در مجموع با ۲۰۰ ميليون تومان ساختم و فيلم در تهران و شهرستان حدود يک ميليارد و هفتصد ميليون فروخت اما اگر همين امروز بخواهم اين فيلم را بسازم با هزينه هاي تبليغاتي که آن زمان داشتم، بالاي چهار ميليارد هزينه خواهد داشت و فيلم هم حدود ۴۰۰ ميليون خواهد فروخت.
البته من مهم ترين علت را خواست و اراده خدا مي دانم که در طول همه اين سال ها هيچ کدام از فيلم هاي ما ضرر نداده و هر کسي خواست با سند و مدرک ثابت مي کنم.
پس فيلم هايي مثل «دردسر بزرگ»، «پس کوچه هاي شمرون»، «نازنين» و «شانس عشق تصادف» هم براي شما سوددهي داشتند؟
– همه فيلم هايي که در طول اين سال ها ساختيم يا فروش بالايي داشتند يا فروش متوسطي داشتند و در بدترين شرايط به سود حداقلي رسيده اند. مهم تر اين که در تمام اين سال ها هيچ کسي از ما نه شکايت مالي کرده، نه اخلاقي. تنها دفتري که حسابش با فارابي صفر است پويافيلم است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
برسيم به حکايت ساخت فيلم «عطش» و پاسخ شما به ادعاي ساخته شدن اين فيلم را که توسط آقاي جعفري مطرح شد بشنويم.
– من از وقتي گفتگوي آقاي جعفري را خواندم از طرف نزديکان و عوامل خود فيلم با اين درخواست مواجه شدم که جواب اين فرد را براي ثبت در تاريخ بدهم وگرنه اصلا اين فرد در حدي نيست که بخواهم به او جواب بدهم. کسي که آمده دفتر من و به من التماس کرده که با او کار کنم حالا گفته است که شنيدم فرح بخش آدم خوبي است! تو اصلا کي هستي که بخواهي درباره من صحبت کني؟ واي به حال من که روزي آدمي مثل جعفري بخواهد از من تعريف کند.
ما قاسم جعفري را اصلا نمي شناختيم تا اين که يک روز به دفتر ما آمد و يک فيلمنامه به نام «لحظه گرگ و ميش» را به ما فروخت که ما اصلا هيچ وقت آن را نخوانديم! ما امتياز فيلم «گروگان» (اصغر هاشمي) را که آقاي مطلبي فيلمنامه اش را نوشته بود ساختيم و اسم قاسم جعفري و يک نفر ديگر – يوسف رضا رئيسي – را هم به عنوان نويسنده زديم. اين که اين فرد ادعا کرده فيلمنامه «گروگان» را به شريک ما خانم منيژه حکمت فروخته اصلا صحت ندارد.
در تمام اين سال ها فقط من و آقاي عليخاني در پويافيلم بوديم. از همين جا مشخص است که اين آدم دروغ مي گويد و طوري اين دروغ را راحت و عادي بيان مين کند که خودش هم باورش مي شود. او ذاتا آدم دروغگويي است. بعد از اين اتفاق اين آقا هر چند وقت يک بار به دفتر ما مي آمد و مي گفت من عاشق دفتر شما هستم و … يک فيلمي هم ساخت در اين حد فاصل به نام «ماه مهربان» که به زور من و آقاي عليخاني را برد فارابي تا فيلم را ببينيم و من هم گفتم اين چه افتضاحي است که ساخته اي!
رفت و آمدهاي اين آقا به دفتر ما ادامه داشت تا اين که در ارديبهشت سال ۸۱ ما در تنکابن مشغول ساخت فيلم «رز زرد» (داريوش فرهنگ) بوديم که به من تلفن کرد و گفت در تلويزيون ممنوع الکار شده ام و مي خواهم با شما يک فيلم کار کنم. گفتم من که الان شمال هستم، وقتي برگشتم با هم صحبت مي کنيم. ولي آمد شمال و يک فيلمنامه به ما داد به نام «خواب برفي» و برگشت تهران.
فيلمبرداري «رز زرد» تمام شد و من درگير اسباب کشي منزل بودم که يک روز آمد و دوباره اصرار کرد که اين فيلم را بسازيم و در ادامه گفت من در ساخت فيلم هم شراکت مي کنم. جعفري مي دانست که ارشاد به او مجوز فيلم نمي دهد و مين خواست به اعتبار من مجوز ساخت بگيرد و به من گفت حيات و ممات من در ساخت اين فيلم است.
او در تمام فيلم هايش، هم شکايت اخلاقي داشته و هم شکايت مالي. سر فيلم «قاصدک» با ابوالفضل پورعرب درگير شد و با وساطت من قضيه حل شد. از خانم کيان افشار هم که در فيلم آخرش «عين شين قاف» بازي کرده است مي توانيد درباره اين فرد و شخصيتش سوال کنيد. پنجه بسياري از بازيگران سينما در صورت ايشان جا انداخته است.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
در نهايت به ارشاد رفتيم و مجوز ساخت «خواب برفي» را گرفتيم. من از همان روز پيمان معادي را هم آوردم و هر کاري مي کرديم مي ديديم فيلمنامه اين کار جواب نمي دهد. از طرفي جعفري گفته بود ۳۰ ميليون هم سرمايه مي آورم تا در ۲۰ درصد فيلم شراکت داشته باشد و ما هم به رغم اين که تا به حال با کسي شراکت نداشته ايم، اما قبول کرديم ولي هيچ وقت چنين اتفاقي نيفتاد و ايشان پولي پرداخت نکرد. سرانجام تصميم گرفتيم قصه ديگري را به نام «عطش» با طرحي از خودم که آقاي پيمان معادي نوشته بود بسازيم.
در زمان نوشتن فيلمنامه جديد جعفري چون تعادل عصبي نداشت هر روز با يکي از عوامل ف۶يلم دچار تنش مي شد. يک روز به فرهاد آئيش (بازيگردان فيلم) توهين و روز ديگر به پيمان معادي فحاشي مي کرد. او را کنار کشيدم و گفتم اين فيلم صاحب دارد و حق ندارد اين برخوردها را سر صحنه داشته باشد. شروع کرد به خودش رکيک ترين فحش ها را دادن! او را آرام کردم و گفتنم فعلا در مرحله پيش توليد هستيم و خواستم قضيه همانجا تمام شود. فيلمبرداري شروع شد و در همان سه چهار روز اول به اصغر نعيمي دستيار فيلم گفت از فردا سر صحنه نيا!
ديدم به هيچ شکلي نمي شود با اين آدم کنار آمد و او مدام سر هر مسئله اي به عوامل مختلف فحاشي مي کند و برخلاف رويه اي که در تمام اين سال ها داشتم و در حين فيلمبرداري از آبدارچي گرفته تا عوامل بالاتر کسي را حتي اگر ضعيف بود تغيير ندادم، مجبور شدم او را کنار بگذارم و چون هيچ کارگردان ديگري حاضر به قبول کار نبود، تصميم گرفتم خودم فيلم را کارگرداني کنم.
اين آدم بعد از اين که او را کنار گذاشتيم خواهش کرد که آبرويش را نبريم. اما رفت و همه جا دروغ گفت. ادعا کرده است که ۸۵ درصد فيلم را او ساخته است، در حالي که اگر همه فيلم هاي جعفري را جمع کنيد يک سکانس مثل «عطش» نمي توانيد پيدا کنيد. از طرف ديگر پشت صحنه هاي فيلم موجود است که من آنها را منتشر خواهم کرد. چطور يک آدم در چهار روز مي تواند ۸۵ درصد يک فيلم را بسازد؟
البته از همان چهار روز هم دو روز آن تکرار کردم! زماني که ايشان را کنار گذاشتم فيلم پشت صحنه موجود است. همه خوشحال شدند، چون جعفري موجود غيرقابل تحملي است.
يک چيز ديگر هم بگويم. فکر مي کنيد چرا گفتگوي شماره قبل شما با قاسم جعفري را کيهان منعکس مي کند؟ چون قاسم جعفري و حسين شريعتمداري دو روي يک سکه اند. آقاي شريعتمداري و جعفري هر دو از يک قماش و سمبل ابتذال اند. معني واقعي ابتذال فرهنگي که مي گويند اين دو نفر هستند. اصلا جداي از بحث فيلم «عطش»، شما ببينيد اين آدم چه ادعاهاي عجيبي کرده است؟ اصلا کيارستمي تو را حساب مي کرد که حالا بخواهد با تو بنشيند و حرف بزند؟
من ضرغامي و لاريجاني را از نزديک مي شناسم. اصلا تو را به دفترشان راه نمي دهند. اين جمله من خيلي مهم است که تمام افرادي که با او کار کردند، از او ناراضي بودند و به همين خاطر است که امروز به عنوان يک عنصر نامطلوب از سينما حذف شده است. کسي در سينما و تلويزيون نيست که با او کار کرده باشد و در آخر کارشان به زد و خورد نکشيده باشد.
شما البته هميشه به مخالفان خود جواب هاي تند و تيزي مي دهيد.
– مثلا کدام مورد؟ نام ببر.
پاسخ صريح محمدحسين فرح بخش به انتقادات
مثلا همين جوابي که به قاسم جعفري داديد يا نامه هاي تندي که براي آقايان احمد خاتمي امام جمعه تهران و حسين شريعتمداري نوشتيد. در ميان سياسيون هم کمتر مي شود نمونه چنين نامه هايي را ديد و …
– آن شخصيت هاي سياسي آبروي مرا بردند و من هم جواب آنها را دادم. به من تهمت زدند و من از خودم دفاع کردم. در جمهوري اسلامي اگر برانداز نباشيد و صداقت خود را ثابت کرده باشيد، در بيان هر انديشه و ديدگاه انتقادي آزاديد.
«ادعاهاي مطرح شده در مصاحبه در مورد اشخاص مختلف موضع شخص حسين فرحبخش است و ماهنامه «نزديک» آماده انعکاس پاسخ هاي هر کدام از چهره ها هست.»


خبرگزاری آريا – برگزاري مراسم اختتاميه بخش تجلي اراده ملي جشنواره فجر


برگزاري مراسم اختتاميه بخش تجلي اراده ملي جشنواره فجر

خبرگزاري آريا-مراسم اختتاميه بخش تجلي اراده ملي سي و ششمين جشنواره فيلم فجر با حضور هنرمندان صاحبان آثار و اهالي فرهنگ و رسانه در کنار رود اروند در شهر آبادان برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري آريا، در اين مراسم که شب گذشته با حضور محمد حيدريان رييس سازمان سينمايي ، ابراهيم داروغه زاده دبير جشنواره و جمعي از مسئولان شهر آبادان و منطقه آزاد اروند برگزار شد ، سازمان ها و نهادهاي مختلف به فيلم هاي مورد نظرشان در جشنواره فيلم فجر هدايايي اهدا کردند.
جوايز اهدايي در اين بخش به اين شرح است :
مرکز ملي فرش ايران جايزه خود را به طراحان صحنه چند فيلم تقديم کرد.دارکوب به طراحي صحنه آيدين ظريف . مصادره به طراحي صحنه اصغر نژاد ايماني.
جاده قديم به طراحي صحنه کيوان مقدم و شعله ور به طراحي محمدرضا شجاعي.
همچنين شرکت مديريت منابع آب ايران با سپاس از فيلم تنگه ابوقريب و به پاس رشادت هاي گردان عمار تنديس خود را به جواد عزتي براي بازي در تنگه ابوقريب تقديم کرد. جايزه دوم اين شرکت به حميدرضا آذرنگ براي بازي در تنگه ابوقريب رسيد.سومين جايزه هم به ساعد سهيلي براي بازي در ماهورا تعلق گرفت و چهارمين جايزه به بهرام توکلي براي کارگرداني تنگه ابوقريب تقديم شد.
شرکت سهامي بيمه ايران بخاطر پرداخت هنرمندانه به واقعه پلاسکو و … هديه خود را به مصطفي کيايي بخاطر کارگرداني فيلم چهارراه استانبول تقديم کرد.
جايزه دوم به تهيه کننده تنگه ابوقريب سعيد ملکان رسيد و جايزه سوم نيز به محمد علي باشه آهنگر کارگردان سرو زير آب تعلق گرفت.
در اين مراسم شوراي عالي اخلاق پزشکي کشور نيز دو جايزه را در نظرگرفت که اين جوايز به جواد عزتي براي تنگه ابوقريب و جايزه دوم هم به مدير توليد اين فيلم رسيد.
انجمن مديران توليد نيز جايزه بهترين مدير توليد را به محمدرضا منصوري به خاطر فيلم تنگه ابوقريب اهدا کرد .
همچنين بنياد شهيد و امور ايثارگران سه جايزه خود را به ترتيب به فيلم هاي «زناني با گوشواره هاي باروتي »به کارگرداني رضا فرهمند،« به وقت شام » به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا، و «ماهورا» به کارگرداني حميد زرگرنژاد تقديم کرد .
سازمان مناطق آزاد اروند نيز جايزه خود را به حميد نعمت اله بخاطر کارگرداني فيلم شعله ور تقديم کرد.
همچنين احمدرضا معتمدي کارگردان و نويسنده فيلم سينمايي سوء تفاهم ، روح اله حجازي کارگردان اتاق تاريک ، داريوش ارجمند براي بازي در ماهورا و علي قائم مقامي تهيه کننده جشن دلتنگي از اين سازمان جوائزي دريافت کردند.
در پايان اين مراسم نيز جوايز ويژه سازمان سينمايي به مصطفي رزاق کريمي براي ساخت مستند« بانو قدس ايران» و حامد جعفري تهيه کننده و هادي محمديان کارگردان براي انيميشن «فيلشاه» تعلق گرفت . همچنين اين سازمان به مستند زناني با گوشواره هاي باروتي به کارگرداني رضا فرهمند جايزه اي اهدا کرد .