Tag Archives: به

نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۲)


هفته نامه چلچراغ – سهیلا عابدینی: نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد. به مرور نوستالژی با احساسات رمانتیک گره خورد و در کارهای مختلف هنری و در خاطرات مردم عادی جاری شد. حالا دیگ راین جاری شدن به قدری گسترش پیدا کرده که با توجه به سرعت تغییرات در دنیای امروز و مسائل روزمزد زندگی امروزه باید با خود این واژه عکس یادگاری گرفت که هر لحظه، لحظه قبل ما طوری گذشته است که باور کردنش سخت است.

مصاحبه با امیرحسین صدیق، آقای پدر زی زی گولو

نوستالژی تا به تا

آقای صدیق، به عنوان یک بازیگر، با توجه به نقش محبوب آقای پدر، و کارگردان «در به درها» برنامه های کودک و نوجوان برای شما چقدر دغدغه است؟

– مطمئنا از دغدغه های اصلی است. اولین کاری که با آن شناخته شده، کار کودک و نوجوان بوده. من تئاتر را از کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان با تئاتر کودک و نوجوان شروع کردم. بعد در سن بزرگسالی تئاتر حرفه ای کار کردم و فیلم کودک «در به درها» را کارگردانی کردم که با استقبال خوبی هم روبرو شد، متاسفانه همه می دانیم که سینمای کودک ما هم دوران بدی را مثل سینمای بزرگسال مان می گذراند. برنامه های تلویزیونی که برای کودک و نوجوان ساخته می شود. گاهی تلاش هایی در آن دیده می شود ولی غالبا از طرف تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان، خیلی سرسری و سطحی و کودکانه به آنها نگاه می شود. اینها نشان می دهد آن طور که باید و شاید، به کار کودک و نوجوان رسیدگی نمی شود.

از پیچیدگی ها با ریزه کاری های نقش آقای پدر در «قصه های تا به تا» چیزی یادتان مانده؟

– آن موقع این قدر هیجان زده بودم، این قدر خوشحال بودم از فرصتی که برایم به وجود آمده که هر آنچه بلد بودم و در توان داشتم، برای آن نقش گذاشتم. الان که گاهی پخش مجددش را نگاه می کنم، می بینم دریغ از یک ذره ریزه کاری. (می خندد) آنچه هست، ماحصل زحمت خانم برومند است، چون من آن موقع خیلی جوان بودم، ۲۱ ساله. از تئاتر هم آمده بودم، باید کنترل می شدم که بازی ام شبیه بازی تلویزیونی باشند، همه توانم را گذاشته بودم، منتها خب معلوم است که آدم ذوق زده نمی تواند به ریزه کاری فکر کند.

نوستالژی تا به تا

شما معمولا با چهره ای خندان و مهربان، بازی راحتی را از خودتان ارائه می دهید. در «قصه های تا به تا» هم، همین طور بود. چقدر از این بازی ساده و راحت مال خودتان بود، چقدر خانم برومند، نقش داشتند.

– من بازیگری بودم که یک تجربه کوتاه سینمایی و یک اپیزود کوتاه کار آقای هدایت را داشتم. به هر حال برای نقش اصلی سریالی پرمخاطب که حس های مختلف و فضای فانتزی دارد، مطمئنا من خیلی پختگی بازیگری در آن نقش را نداشتم. آموخته هایم را از دوران نوجوانی که تئاتر کار می کردم، آورده بودم. آن کسی که توانستند مرا کنترل کنند، خانم برومند بودند. البته خیلی هم از انتخاب من راضی نبودند، چون نگاه شان به آقای پدر جور دیگری بود؛ یک آدم سن و سال دارتر، یک ذره پدرتر با یک شکمی و یک سبیلی و کمی کچل و اینها خوشبختانه بازیگرانی که انتخاب کرده بودند، به هر علتی، نتوانستند بیایند، از سر ناچاری مرا انتخاب کردند، آخرین گزینه شان بودم.

خیلی ها را تست گرفتند، حتی پای صحبت و قرارداد هم رفتند. من مرهون زحمات خانم برومند و گروه هستم. گروه حرفه ای بود، عروسک گردان ها و ارتباط بازیگر با عروسک که خیلی کار مهم و سختی است، مخصوصا برای یک جوان خام. همه و در رأس این هرم خانم برومند به من کمک کردند با دقت و نکته بینی و سختگیری فراوان سعی می کردند آن چیزی را که می خواستند، بهش برسند. یادم است سکانسی را مربوط به قسمت خنده، ظهر تا شب گرفتیم و آخر شب آن نتیجه ای که می خواستند، درآمد. کوتاه نمین آمدند. روی من هم فشار بود، چون خیلی علاقه مند بودم به کارم، همه سختی ها را تحمل کردم و راضی ام.

شما از بین برنامه های عرسکی و عروسک ها کدام را بیشتر دوست دارید ؟

– (می خندد) خب ترجیحا کارهایی که خودم کردم، مثل زی زی گولو، که اصلا نمی شود با شخصیت دیگری از لحاظ محبوبیت و اینها مقایسه کرد. شخصیت های کار خودم را بیشتر دوست دارم که طراحی عروسک و طراحی لباس را خودم انجام دادم و تا مراحل آخر بغل دست دوستان سازنده بودم. در «شهر موش های ۲» کورالموش را از همه بیشتر دوست دارم که طراحی عروسک و صداپیشه اش خودم بودم.

حرف آخر، نکته جالب یا درددلی اگر دارید، بفرمایید.

– برایم جالب است که هنوز وقتی کاری از من پخش می شود، بعد از ۲۰ و چند سال به عنوان بابای زی زی گولو مرا می شناسند. با این که کارهای دیگری داشتم که با اقبال عمومی هم مواجه بوده، گاهی اوقات فکر می کنم چطور یک کار خوب در روحیه چندین نسل تاثیر می گذارد! در این ۱۵-۱۰ ساله اخیر برای نسل های بعدی که بزرگسالانمان هستند چه کردیم؟ چه می کنیم؟ آیا هنرمندان ما نمی سازند؟ آیا فکر خلاق نداریم؟

و همیشه می گویم نه، هم هنرمندش را داریم، هم ایده های خوب و خلاق. پس چرا برای شان کار نمی سازیم و بعد گله می کنیم. هجوم فرهنگ فرهنگ بیگانه و ماهواره و فیلم های خارجی. اگر خودمان کار نکنیم، مطمئن باشید وقتی خوراک درستی در اختیار بچه ها و نوجوان ها و حتی بزرگسالان قرار نگیرد، پناه می برند به آنچه در بازار خارج از ایران موجود است. این واضح است، منتها که باید گوش کنند که بشود؟ امیدوارم آن کسی که باید بشنوند. دیگ راین که نوستالژی بودن، مسئولیت سنگینی است.

به عنوان یک آدم عادی که زندگی شخصی دارم، نمی توانم خیلی از کارهای زندگی روزمره ام را انجام دهم. غالبا به من معترض می شوند که شما نوستالژی ما هستید . چرا در فلان فیلم بازی می کنید؟ درست است که لطف دارند به چشم نوستالژی به ما نگاه می کنند ولی به هر حال ما هم بازیگریم و باید در عرصه ها و کارهای مختلف بازی کنیم. خوب است. علاوه بر این که به چشم نوستالژیک به ما نگاه می کنند، یک ذره هم به ما حق بدهند که در نهایت آدمی هستیم که کار مشخصی داریم و معایبی که همه آدم ها دارند.


خبرگزاری آريا – «پاهاي بي قرار» به اوشان فشم رسيد


«پاهاي بي قرار» به اوشان فشم رسيد

خبرگزاري آريا – تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «پاهاي بي قرار» از مرز ۸۵ درصد گذشت و فيلمبرداري اين مجموعه در اطراف تهران اوشان فشم ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه پنج سيما، ايرج محمدي تهيه کننده سريال پاهاي بي قرار گفت: عوامل توليد و فيلمبرداري اکنون در ويلايي در اوشان فشم مشغول ضبط سريال هستند و پيش بيني ما اين است که تصوير برداري اين مجموعه تا اوايل مردادماه تمام شود.
وي ادامه داد: تمام بازيگران سريال «پاهاي بي قرار» تا کنون جلوي دوربين رفته اند و تدوين و مراحل فني سريال نيز همزمان در حال انجام است.
گفتني است، «پاهاي بي قرار» در سه زمان حال و گذشته توليد خواهد شد. اين سريال، ملودرامي خانوادگي است که به قلم مهدي محمدنژاديان و بابک کايدان براي شبکه پنج سيما توليد خواهد شد.
اين سريال داستان رويارويي دو خانواده را نشان مي‌دهد و قربانيانش فرزندان آن خانواده‌ها هستند. آدمهاي اين قصه زندگي محلي و همسايگي کنار هم داشتند و دارند و بحث مبارزه با اعتياد و فساد اقتصادي هم از رگه‌هاي داستان اين سريال است.
مسعود رايگان، پانته آ بهرام، حميد گودرزي، مهرانه مهين ترابي، شاهرخ استخري، ليندا کياني،افسانه ناصري، سميرا حسن پور بازيگران اصلي سريال «پاهاي بي قرار» هستند.
مجموعه تلويزيوني «پاهاي بي‌قرار» به کارگرداني منوچهر هادي و تهيه کنندگي ايرج محمدي براي پخش از شبکه پنج سيما ساخته مي‌شود.


خبرگزاری آريا – ساره بيات به «ايده اصلي» پيوست


ساره بيات به «ايده اصلي» پيوست

خبرگزاري آريا- ساره بيات بازيگر فيلم سينمايي «ايده اصلي» به کارگرداني آزيتا موگويي شد.
به گزارش آريا به نقل از سينماسينما، ساره بيات به فيلم سينمايي «ايده اصلي» به کارگرداني و تهيه کنندگي آزيتا موگويي پيوست. شهرهاي مالاگا و بارسلون در اسپانيا، جزيره کيش در ايران و شهر کلن در آلمان تاکنون به عنوان لوکيشن هاي اصلي «ايده اصلي» انتخاب شده اند.
در فروردين ماه سال جاري نيز بخش هايي از اين فيلم با بازيگران خارجي در شهر ونکوور کانادا فيلمبرداري شده است.


نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۱)




نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد.


خبرگزاری آريا – مهرداد عالمي: ما نوازندگان ايراني به داشتن رهبر اركستر بين المللي چون علي رهبري افتخار مي‌کنيم


مهرداد عالمي: ما نوازندگان ايراني به داشتن رهبر اركستر بين المللي چون علي رهبري افتخار مي‌کنيم

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- «مهرداد عالمي» -نوازنده‌ي ويولون‌سل- به عنوان نوازنده‌ي ايراني در اجراي قطعه‌ي «مادرم ايران» با آهنگسازي «علي رهبري» و خوانندگي «محمد معتمدي» حضور داشت. اين نوازنده‌ي ويولون‌سل، تجربه‌ي خود را از اين اجرا براي «موسيقي ما» چنين توضيح داده است:
«من هم شاهد اجراي پوئم سمفوني «مادرم ايران» به عنوان نوازنده ويلنسل در يكي از بهترين اركسترهاي دولتي كشور تركيه در شهر انتاليا با آهنگسازي و رهبري «علي رهبري» بودم. اين پوئم سمفوني، مي‌تواند نماينده‌ي واقعي موسيقي ملي ما در مجامع بين المللي باشد؛ اما در اينجا اين سوال مطرح است که چرا موزيسيني چون علي رهبري كه تمام دنيا تا اين اندازه به او افتخار مي‌كنند، نبايد اثرش – مادرم ايران- را در كشور خودش اجرا كند؟
اين قطعه در هفت موومان (قسمت) و براساس اشعاري از سعدي شيرازي و محمدفريد ناصري (شاعر معاصر) تصنيف و تنظيم شده است. استاد رهبري در اين قطعه به ماهرانه‌ترين شكل ممكن از تِم‌ها و جمله‌هاي ايراني استفاده كرده‌اند و اركستراسيون اين قطعه نيز بي‌نظير است. در اين كنسرت در كنار آقاي علي رهبري، «محمد معتمدي» و «رضا فكري به عنوان خواننده، «باربد بيات» به عنوان دستيار و مدير برنامه هاي استاد علي رهبري و ميلاد عمرانلو به عنوان نوازنده سازهاي كوبه اي و اين‌جانب به عنوان نوازنده ويلنسل در اركستر حضور داشتيم و دعوت افتخاري آقاي علي رهبري از حسين عليزاده نوازنده تار و آهنگساز محبوب ايراني حضور به عمل امد .
‎هر بخش از پوئم سمفوني «مادرم ايران» به يکي از چهره‌هاي شاخص ايراني تقديم شد که از ميان آن‌ها مي‌توان به روح‌الله خالقي، محمدرضا شجريان، مصطفي کمال پورتراب، حسين دهلوي، حسين عليزاده و نيز همدم رهبري (مادر اين آهنگساز) اشاره کرد. ‎شايد جالب ترين قسمت اين پوئم سمفوني موومان آخر آن باشد؛ بخشي كه از تم‌هاي خياباني ايراني استفاده شده و به تمام نوازنده هاي خياباني ايراني تقديم شده. در همان تمرينِ اولِ اين پوئم سمفوني به اين نكته پي بردم كه موسيقي ملي ايران براي پيشرفت و شنيده شدن در دنيا به همچين قطعات و سمفوني‌هايي نياز دارد، چرا كه هم از نظر علم موسيقي -آهنگسازي و اركستر راسيون- و هم از نظر اجرايي و كلام، در سطح بالايي بود، اين موسيقيِ كاملا ايراني در كنسرت، توانست دل ايرانيان و غير ايرانيان را به دست بياورد؛ چون از صلح و دوستي و نفرت از جنگ ميان ملل روايت مي‌كرد. 
من همان اول به استاد علي رهبري گفتم اين قطعه بايد در ايران اجرا شود چون كشور به اين نوع قطعات نياز دارد ، نه قطعات سطحي و زود فراموش شده كه فقط يك بار قابل اجرا هستند و از نظر علمي و موسيقيايي حرفي براي گفتن ندارند؛ جالب است كه اين اجراي بي نظير، توسط اركستر دولتي كشور تركيه در شهر كوچك آنتاليا تنها با چهار تمرين به روي صحنه رفت و در آن نوازندگان خوب و سطح بالا حتي از شهرهايي ديگر چون ازمير و استانبول فقط به خاطر استاد علي رهبري آمده بودند كه در اين اجرا از تجربه و سطح كار بين المللي ايشان استفاده كنند. اين روش تمرين و اجرا من را به ياد اركستر سمفونيك تهران در سال ١٣٩٤و ١٣٩٥ به مديريت علي رهبري انداخت؛ آن زمان براي اجراي قطعات مختلف (براي مثال سمفوني نهم بتهوون) نوازندگان و تك‌خوان‌هايي از شهرهاي ديگر ايران و حتي ايرانيانِ ساکن در كشورهايي چون اتريش و آلمان به تهران مي‌آمدند تا در اجراي اين کنسرت سهيم باشند. اركستر سمفونيك تهران در آن زمان قادر بود با سه روز تمرين قطعات مشكل و مختلف ( نه تكراري ) را در سطح بين المللي اجرا كند.
به ياد مي‌آورم كه در زمان مديريت اركستر سمفونيك تهران توسط استاد علي رهبري با تمام خوبي‌ها و سختي‌هاي كار دو موضوع خيلي مهم فراهم بود و به چشم مي آمد:
١: نظم اركستر در سطح بالايي بود
٢: سطح علمي اركستر در سطح بين المللي بود
اين دو موضوع را حتي بهترين و شاخص ترين نوازندگان ايراني آن دوره به ضرس قاطع اذعان مي‌کنند.
حالا اين تجربه بارِ ديگر در اجراي «مادرم ايران» به آهنگسازي علي رهبري براي من تکرار شد، قطعه‌اي كه بدون سفارش و با عشق ساخته شده است، بر خلاف قطعات سفارشيِ اين روزها كه زود به دست فراموشي سپرده مي شوند؛ من سال‌ها با بسياري از آهنگسازان و رهبران فعاليت کرده‌ام و حالا مي‌توانم با اطمينان بگويم كمتر آهنگساز و رهبري را مانند «علي رهبري» تا اين اندازه هنرمند و وطن پرست ديده‌ام؛ من به عنوان يك ويولن‌سليست ايراني كه تمام سطوح موسيقي اين كشور را تجربه و نصف عمرم را در اركستر سمفونيك تهران نوازندگي كرده‌ام از نزديك به اين امر واقفم كه كشور تركيه و شهر كوچكي مثل آنتاليا که چند اركستر سمفونيك با كيفيت عالي دارد، از وجود علي رهبري كه يك هنرمند ايراني بين المللي است براي رهبري اركستر دعوت مي‌‌‌کند و کشور ايران و وزارت ارشاد از سواد آهنگسازي و رهبري ايشان استفاده نمي‌کنند. به عقيده من كشور ايران بايد تعداد زيادي اركستر سمفونيك دولتي داشته باشد، چرا كه شهرهاي كوچك كشورهاي همسايه حداقل چهار اركستر بزرگ در سطح بين المللي دارند .
به عنوان حرف آخر بايد بگويم ما نوازندگان ايراني به داشتن هنرمند و رهبر اركستر بين المللي چون آقاي علي رهبري افتخار مي‌کنيم.


خبرگزاری آريا – ماجراي عروسي که به عزا تبديل شد


ماجراي عروسي که به عزا تبديل شد

خبرگزاري آريا – هفتمين برنامه ماه عسل، راوي قصه‌اي عجيب در روستاي سيار احمدآباد در دوران جنگ شد.
به گزارش خبرگزاري آريا از باشگاه خبرنگاران، هفتمين برنامه ماه عسل سال ۹۷ ، روايت چند روز عجيب در روستاي سيار احمد آباد و روستا‌هاي اطراف آن بود. شرايطي عجيب که دستمايه فيلم سينمايي ماهورا به کارگرداني حميد زرگرنژاد قرار گرفت. در آستانه سالروز آزادسازي خرمشهر شنيدن اين گوشه از تاريخ دفاع مقدس بکر و جذاب بود.
احسان عليخاني در اين برنامه با مهمانان خوزستاني خود به گفتگو نشست. در ابتدا بوعذار درباره زندگي خود گفت: ما در روستاي سيار احمدآباد هويزه با فاصله ۳۰ کيلومتري مرز عراق زندگي مي‌کنيم. من متولد سال ۴۲ هستم و همچنان مشغول دامداري و کشاورزي.
مرد خوزستاني اظهار کرد: من هميشه مرغابي را با تور و اسلحه شکاري صيد مي‌کردم. حتي در جواني ۱۵ دقيقه زير آب مي‌رفتم و نفس خودم را حبس مي‌کردم تا بتوانم صيد کنم. اين تخصصي است و ما در آن روستا در اين باره سابقه داريم.
عليخاني ادامه داد: به نظر شما جزو اولين کساني هستيد که متوجه شديد، اتفاقاتي در مزر ايران و عراق در شرف وقوع است. از آن روز‌ها برايمان بگوييد. از ماجراي هواپيماي خلباني که در روستاي شما سقوط مي‌کند، صحبت کنيد.
بوعذار در اين باره توضيح داد: سال ۵۹ که جنگ شروع شد، ارتش عراق از دشت بوستان به سوسنگرد و حميديه رسيد و در ۱۴ آبان ۵۹ يک هواپيماي ايراني در منطقه ما سقوط کرد. بعد خلبان با چتر پايين آمد و برادرم به دنبالش رفت. او در روستاي ما مخفي شد و ما به او رسيدگي کرديم، عراقي‌ها از همان ابتدا از سقوط هواپيما خبر داشتند؛ اما نمي‌دانستند خلبان در کدام روستا مخفي شده. تا اينکه به روستاي ما آمدند و گفتند خلبان را به ما تحويل بدهيد. پدرم گفت: من خلباني نديدم. بعد از اين اتفاق ما تصميم گرفتيم خلبان را از طريق کانال آب به شهر ديگري بفرستيم.
همسر بوعذار در ادامه گفت: نزديک عروسي من بود که شنيديم هواپيما در روستا سقوط کرده و بعد از اينکه خلبان را فراري داديم، فرداي آن روز مراسم عروسي را برگزار کرديم، اما کسي که قرار بود با من ازدواج کند، در حمله عراقي‌ها به روستا به همراه ۲۷ نفر ديگر به اسارت در آمد.
بوعذار عنوان کرد: برادرم (داماد)، پدرم، عمو و پسرعموهايم و بقيه اقوام و هم روستايي هايم را در مراسم عروسي به اسارت بردند.
بوعذار ادامه داد: عراقي‌ها به خاطر اينکه ما خلبان را تحويل نداديم، کل روستا را به آتش کشيدند و ۲۷ نفر را به اسارت بردند و در دي ماه ۶۴ پيکر شهدا از طريق جهاد کشاورزي پيدا شد.
در بخش ديگر برنامه آقاي شريفي يکي از افرادي که در آن روز‌ها در سوسنگرد حضور داشت، تجربيات خود را گفت.
او بيان کرد: بعد از پيروزي انقلاب گشايش بسيار مثبت و خوبي در زندگي مردم به وجود آمد و محدوديت‌هايي که در استفاده از آب کشاورزي بود، حل شد و مردم در يک آرامش انقلابي به زندگي خود ادامه دادند و اقتصاد رونق گرفته بود، اما غافل از اينکه دشمنان ايران اسلامي چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب مشغول توطئه و برنامه‌هايي بودند که ايران مقتدر و اين آرامش را بر هم بزنند.
وي افزود: در ۳۱ شهريور مرز‌ها شکسته شد و دشمن از دشت آزادگان و مرز چزابه وارد خاک جمهوري اسلامي شد. بعد از اينکه خطوط شکسته شد، غير از مردم و تانک‌هاي دشمن کسي آنجا نبود. اينجا بود که دشمن به پيشروي خود ادامه داد و در ۶ مهر۵۹ تانک‌هاي دشمن به سوسنگرد رسيدند و شب آن به هويزه. ۸ و ۹ مهر ايام سرنوشت سازي بود. ايراني بودن مردم را نمي‌توان از عشاير گرفت؛ چراکه در آن روز‌ها همه جوانان و مردان و خانم‌ها نقش عمده‌اي در دفاع از خاک کشور داشتند. بدون اينکه دستوري بيايد، هر کسي پمپي داشت بر روي کرخه نصب کرد؛ محيط اطراف جاده سوسنگرد را باتلاق کردند و شب و روز اين کار را انجام دادند و قدرت مانور تانک‌هاي عراقي گرفته شد. به همين خاطر در تاريخ ۹ مهر زماني که هوانيروز قهرمان ما تصميم گرفت پاتک بزند، تانک‌ها در باتلاق گير کردند.
شريفي درباره حادثه تلخ روستاي سيار احمدآباد گفت: من و يکي از دوستانم در مسير رودخانه کرخه که اين سه روستا در آن قرار دارد، ديديم که همه مردم روستا بيرون آمدند. با پيگيري متوجه شديم که دشمن ۲۸ اسير را از آن روستا با خود برده است. صحنه تلخي بود و نهايتا همه اين اسرا شهيد شدند.
عليخاني در ادامه گفت: در اين روستا انگار خيلي‌ها فکر مي‌کردند بين دو کشور يک دعوايي است و زود تمام مي‌شود؛ حتي در آن شرايط عروسي برگزار مي‌کنند و فکر آن را نمي‌کردند که جنگي اتفاق بيفتد.
بوعذار در پاسخ گفت: همين طوره؛ اما با اين اتفاق اسم عروسي فراموش شد و به عزا تبديل شد. ارتش عراق زماني که ديد مردم عرب خوزستان با آن‌ها مخالفت مي‌کنند، وحشي شد. نهايتا بعد از آن اتفاق، عروس برادر شهيدم با من ازدواج کرد. از همان ابتدا قرار شد اگر فرزندمان پسر بود، به ياد آن خلبان نام حسين را برايش انتخاب کنيم. همين طور هم شد.
عليخاني گفت: بايد مزار شهدا را ايين برگزار کنيم ما از شما عذرخواهي مي‌کنيم اگر بعضي اوقات فراموش مي‌کنيم شما چه سختي‌هايي کشيده ايد که بقيه به آسايش برسند. مردم خوزستان هميشه پرچمتان بالاست و دل نگراني شما را همه ايران دارد. هيچ کس نمي‌تواند شما را فراموش کند. شما سختي کشيديد، براي اينکه وجبي از جغرافياي ما تکان نخورد. بايد رفت به سراغ اين روستا و مردم آنجا قهرمانان سرزمين ما هستند.
وي در پايان تاکيد کرد: مگر مي‌شود از قهرماني کساني که پدر و برادران و پسر عمو‌ها و اقوام خود را براي ايران اسلامي از دست دادند، نگفت. اين‌ها افتخار اين سرزمين و هموطن ما هستند و بايد از آنان تشکر کرد. نبايد مزار اين شهدا اين قدر ساده باشد و بايد براي شکوه آن کاري کرد؛ چون کساني که در اين مزار قرار دارند انسان‌هاي بزرگي هستند.


خبرگزاری آريا – پاييزي که بعد از گذر از زمستان به بهار نمي‌رسد


پاييزي که بعد از گذر از زمستان به بهار نمي‌رسد

خبرگزاري آريا – آلبوم «پاييز تا پاييز» با آهنگسازي، تنظيم و نوازندگي «رضا انسان» شامل قطعاتي چون «پاييز»، «پياده رو»، «رقص رنگ‌ها»، «موج سرما»، «سوگ مشکاتيان»، «جاده»، «شادماني عصرگاهي»، «زمستان» و «تکرار از آغاز» در دستگاه چهارگاه منتشر شد. اين آلبوم شامل قطعاتي براي گروه سازهاي ايراني و بداهه نوازي تار است.
رضا انسان در حاشيه آلبوم خود نوشته است: «پاييز تا پاييز، شرح پاييزي است که پس از گذر از زمستان به بهار نمي‌رسد و دوباره به پاييز بازمي‌گردد. روايتي است موسيقايي با نغمات سنتي و کلاسيک ايران، با گذر از دريچه ذهن يک نوازنده و آهنگساز که در جامعه ايران کنوني زندگي مي کند. حضور در عصر فن آوري و شتاب، نتوانسته تاثيري بر علاقه و پايبندي او به سنت موسيقي ايران بگذارد. او گوشه هايي از زندگي، نگاه و علاقه اش را در قطعات اين آلبوم روايت کره است. . .»
صمد برقي (کمانچه و کمانچه آلتو)، علي فربودنيا (ني و سه تار)، امير آرش قاسمي (سنتور و عود)، سيامک برقي (تنبک و دايره)، مرجان خوش اندام (دف و دايره)، رضا انسان (بم تار، تار و سه تار)، مرتضي جليلي و مهدي علوي (سه تار) هنرمنداني هستند که در اين آلبوم که در استوديو آواي پرديس توسط حميد شاه ميرزايي ضبط و ميکس شده است، ساز نواخته اند. همچنين ۳ قطعه اين آلبوم در استوديو پاپ توسط اميد اصغري ميکس و مسترينگ شده است.
رضا انسان متولد سال ۱۳۶۰ در نيشابور، فارغ التحصيل رشته مهندسي برق، از سال ۷۶ آموزش موسيقي را نزد اساتيدي همچون محمد شمس آبادي، احمد بيان، محمود اسکندري، مازيار شاهي، حسن کياني نژاد، استاد هوشنگ ظريف، مجيد درخشاني، مهدي ترکمن، فرهاد رجبي، بهمن بهمرام و قاسم رحيم زاده آغاز مي کند.


خبرگزاری آريا – آلبوم «بازگشت به روياپردازى» اثر مشترک محمد شعباني و آرمين مرشد منتشر مي‌‌شود


آلبوم «بازگشت به روياپردازى» اثر مشترک محمد شعباني و آرمين مرشد منتشر مي‌‌شود

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- آلبوم «بازگشت به روياپردازى» Back to Dreaming اثر مشترک «محمد شعبانى» نوازنده پركاشن و تنظيم‌كننده پركاشن و «آرمين مرشد» آهنگساز و تنظيم‌كننده و نوارنده گيتار، در راستاى فرهنگ‌سازى شنيدارى و جريان‌سازى درستِ موسيقى سبك «جز/ فيوژن»، بعد از ٢ سال در ايران و به صورت ديجيتال توسط شرکت «شيد ريکوردز» در آمريكا در بيش از ۸۰ پلاتفورم‌ معتبر موسيقي همچون؛ «آي‌تيونز» Itunes، «اپل ميوزيک» Apple Music، «اس‌پاتيفاي» Spotify، «شازم» Shazam!، «آي.هرتز راديو» iHeartRadio، «ساندکلود» SoundCloud، «ديزر» Deezer، «يوتيوب» YouTube و … منتشر مي‌شود.
اين آلبوم كه در ژانر «جز/ فيوژن» و تلفيقي از موسيقي شرقي و غربي توليد شده و زيرمجموعه شرکت «شيد ريکوردز» در آمريكا است؛ هر ۹ تراک آن، تماما بصورت اينسترومنتال مى‌باشد؛ بجز ٢ ترك، که با «تياگو موراعس» Tiago Moraes خواننده مهمان از برزيل و «باربد بکان» Barbad Bakaan وکال از ايران، با شعر «آرمين مرشد» همراه است.
جنس و رنگ صوتى آلبوم «بازگشت به روياپردازى» با استفاده از دو ساز گيتار و پركاشن به آهنگسازى و تنظيم «آرمين مرشد» و تنظيم پركاشن «محمد شعبانى» و به تهيه كنندگى هر دوي اين هنرمندان، توليد شده است و ديگر سازهاى اين آلبوم، به‌عنوان نوازنده مهمان در بخش «اكومپانيمان» يا «سولو» همكارى داشته‌اند، كه جمعى از بهترين نوازندگان ايران و يک نوازنده مهمان از برزيل در آن همكارى داشته‌اند، كه در آينده نزديک اطلاعات دقيق‌ترى ارائه خواهد شد.
نكته قابل توجه در اين اثر موسيقيايي، سطح كيفى آن است كه در چند دهه اخير در ايران، آلبومى به شكل بين‌المللى در ژانر «فيوژن / جز» با نگرشى به موسيقى اسپانيش و ايرانى و موسيقى جز استاندارد و جز لاتين، منتشر نشده است و اين آلبوم در اين راه، پيشرو است.
تك ترك نخست آلبوم «بازگشت به روياپردازى» تحت عنوان «پروانه» Butterfly روز سه‌شنبه ۲۲ مي ۲۰۱۸ (اول خرداد ۱۳۹۷) در بيش از ۸۰ پلاتفورم‌ معتبر موسيقي در آمريكا پخش خواهد شد. اطلاعات دقيق‌تري از قطعه در حال انتشار و كل اين اثر موسيقايي، در آينده نزديک به اطلاع علاقمندان به موسيقي خواهد رسيد.


خبرگزاری آريا – داود گنجه‌اي: نوازندگان مشکلات خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود


داود گنجه‌اي: نوازندگان مشکلات خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود

خبرگزاري آريا – جلسه مشترک هيئت مديره خانه موسيقي و کانون نوازندگان کلاسيک با هدف همفکري و بررسي مسائل و مشکلات کانون برگزار شد. در اين جلسه که در ساختمان فاطمي برگزار شد، سيد محمد ميرزماني (رئيس هيئت مديره) تقي ضرابي، داود گنجه‌اي، بهداد بابايي، هنگامه اخوان (از اعضاي هيئت مديره)، حميدرضا نوربخش (مدير عامل)، حميدرضا عاطفي (مدير اجرايي)، آذر هاشمي (بازرس) و علي‌اکبر کردبچه، خسرو بهرامي، امير پدرام طاهريان، فرزاد دانشمند (از اعضاي هيئت مديره کانون) و ماريه جليليان (بازرس کانون) حضور داشتند.
در ابتداي جلسه سيدمحمد ميرزماني (رئيس هيئت مديره) در خصوص لزوم مشارکت بيشتر اعضاي هيئت مديره در برگزاري برنامه هاي مختلف صحبت کرد و ابراز اميدواري کرد برنامه هاي اين کانون اجرايي شود. سپس هر يک از اعضاي هيئت مديره کانون نوازندگان کلاسيک با اشاره به مشکلات از جمله گران شدن سازهاي کلاسيک درباره مسائل کانون مواردي را مطرح کردند.
«اميرپدرام طاهريان» نيز در گزارش کوتاهي گفت: «اين کانون در ده جلسه ۳۳۰ پرونده بررسي شده و ۵۴ امتحان برگزار کرده ايم. فرزاد دانشمند گفت ما طرح هاي مختلفي در زمينه برگزاري جشنواره سازهاي کلاسيک آماده و ارائه کرده ايم و اميدوارم به مرحله اجرايي برسيم. کليه درخواست‌هاي مجوز از طريق خانه انجام پذيرد تا روند دريافت مجوز تسهيل شود.»
در اين جلسه با اشاره به وظيفه هيئت مديره کانون ها براي تقدير از پيشکسوتان هنرمندان شاخه هاي مختلف موسيقي گفته شد که يکي از وظايف مهم و اسامي کانون هاي تخصصي خانه موسيقي شناسايي و اولويت بندي براي تقدير و تجليل از فعالان جدي بخش هاي مختلف موسيقي است؛ همچنين داود گنجه اي از اعضاي هيئت مديره کانون خواست تا مسائل و مشکلات را مطرح و درخواست‌هاي خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود و اگر همه دست به دست هم بدهند مسائل بهتر حل و فصل خواهد شد.
در پايان علي‌اکبر کردبچه ضمن سپاسگزاري از هيئت مديره و فعاليت‌هاي انجام شده پيشنهاد کرد تا خانه موسيقي از بانک اطلاعاتي خودش استفاده کند و اطلاع رساني گسترده تري را انجام بدهد.
جلسه مشترک هيئت مديره خانه موسيقي با هيئت مديره کانون هاي تخصصي قرار است بطور منظم برگزار شود و رهکارهاي تعامل کانون ها با بنده اصلي خانه و مشکلات و مسائل روز موسيقيدانان کشور مورد برسي قرار گيرد.


خبرگزاری آريا – شهرداد روحاني: اين قطعه هديه ما به شماست آقاي «کي‌روش»!


شهرداد روحاني: اين قطعه هديه ما به شماست آقاي «کي‌روش»!

خبرگزاري آريا – موسيقي‌ما – ارکسترهاي ايراني شب گذشته در حالي در مراسم بدرقه تيم ملي فوتبال ايران و رونمايي از سرود رسمي اين تيم براي جام جهاني فرانسه نواختند که در اواسط اين برنامه به يک باره سوپرايز ويژه‌اي را نيز براي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران داشتند.
به گزارش خبرگزاري آريا، شهرداد روحاني در اواسط مراسم بدرقه تيم ملي فوتبال ايران به يک باره به زبان انگليسي رو به «کارلوس کي‌روش» اعلام کرد که قطعه بعدي سوپرايزي از سوي ارکسترهاي ايراني براي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران است که قطعه اي از سرزمني مادري سرمربي تيم ملي ايران را براي اجراي ارکسترال تنظيم کرده اند و اين اجرا به او تقديم مي‌شود.
روحاني در ادامه صحبت‌هايش اضافه کرد که همه اعضاي ارکسترهاي ايراني علاقه ويژه‌اي را به سرمربي تيم ملي فوتبال ايران دارند و اين اجرا براي قدرداني از زحمات سرمربي تيم ملي فوتبال ايران به او تقديم مي‌شود.
ويدئوي اين اجراي جالب و سخنان شهرداد روحاني را در ادامه مي‌بينيد:


1 2 3 22