Tag Archives: را

خبرگزاری آريا – شهرام معصوميان آلبوم «فيروزه‌اي» را منتشر کرد


شهرام معصوميان آلبوم «فيروزه‌اي» را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – آلبوم موسيقي «فيروزه‌اي» با صداي شهرام معصوميان و همکاري تعدادي از هنرمندان فعال موسيقي، از سوي نشر «وارش» و «آواي سوته دلان» راهي بازار موسيقي شد.
آلبوم «فيروزه‌اي» در قالب ۹ قطعه به نام‌هاي «هنوزم عاشقم»، «عشق و زندگي» (فيروزه اي)، «نزار اين دل بميره»، «لعنت به تقويم دلتنگ»، «مجازات عاشقي»، «عاشقم شو عشقم»، «چشماتو کم دارم»، «بگو که يادته و من تنها»، «تو هم تنها» منتشر شده است.
معين راهبر، احسان خلقي، آربي کالوسيان، پيام هوشمند و شهرام معصوميان آهنگسازان اين اثر هستند که ترانه قطعات توسط مهرزاد اميرخاني، علي برزه‌کار، حسين غياثي، سيما – ز، سيد محمد کاظمي، ناکتايگاني و داود بصيري سروده شده است. همچنين معين راهبر، احسان خلقي و پيام هوشمند به عنوان تنظيم کننده و عرفا پاشا و سيد ابراهيم حسيني (ويولن)، فرشيد ادهمي (گيتار اسپانيش، گيتار الکترويک و آکوستيک، نايلون)، بابک يوسفي (کلارينت)، سيد محمدرضا حجازي و ميلاد بهمئي (گيتار الکتريک و آکوستيک) به عنوان نوازنده در توليد اين آلبوم با شهرام معصوميان همکاري کرده‌اند.
اشکان معصومي پيش از اين دو آلبوم با نام‌هاي «پروانه‌وار» و «تو قسم خوردي به اشکام» را منتشر کره بود در مقطع کوتاهي به گروه «پارت» پيوسته بود.
علاقه‌مندان مي‌توانند جهت تهيه نسخه فيزيکي و اصلي اين اثر به مراکز معتبر فروش مراجعه يا نسبت به خريد آنلاين و قانوني آن از طريق سايت «ريتمو» اقدام کنند.


خبرگزاری آريا – انجمن بازيگران سينما درگذشت ناصر ملک مطيعي را تسليت گفت


انجمن بازيگران سينما درگذشت ناصر ملک مطيعي را تسليت گفت

خبرگزاري آريا- انجمن بازيگران سينماي ايران در پيامي درگذشت ناصر ملک مطيعي را تسليت گفت.
به گزارش آريا به نقل از سينماخبر، در پي درگذشت ناصر ملک مطيعي بازيگر سينما، شوراي مرکزي انجمن بازيگران سينماي ايران در پيامي درگذشت اين هنرمند را تسليت گفت. در متن اين پيام آمده است:
«بازگشت همه به سوي اوست
با نهايت تاسف و اندوه فراوان، بازيگر پيشکسوت و ستاره ماندگار تاريخ سينماي ايران ناصر ملک مطيعي، بعد از تحمل دوران طولاني بيماري و رنج نامهرباني ها از ميان ما رفت و به آرامش بيکران و جاودان پيوست.
درگذشت اين چهره هميشه متين و همواره محبوب سينماي کشورمان را به حضور هموطنان عزيز، خانواده محترم ايشان و تمامي همکاران و سينماگران گرامي تسليت عرض مي نماييم.
شوراي مرکزي انجمن بازيگران سينماي ايران»
ناصر ملک مطيعي بازيگر سينماي ايران بامداد امروز ۵ خردادماه در سن  ۸۸ سالگي درگذشت. اين بازيگر طي هفته گذشته به دليل نارسايي کليه و تنگي نفس در بيمارستان بستري شده بود.


خبرگزاری آريا – محمدرضا گلزار و سينا سرلک تيتراژ «ساخت ايران ۲» را مي‌خوانند


محمدرضا گلزار و سينا سرلک تيتراژ «ساخت ايران 2» را مي‌خوانند

خبرگزاري آريا – «محمدرضا گلزار» و «سينا سرلک» براي اولين‌بار همصدا مي‌شوند. اين دو هنرمند سرشناس قرار است قطعه مشترکي را براي تيتراژ قسمت پنجم سريال «ساخت ايران ۲» بخوانند. به گزارش خبرگزاري آريا موسيقي اين کار اثري از حامد برادران است و اين تنظيم‌کننده در اتفاقي جالب به همراه سعيد ميرزايي ترانه اثر جديد گلزار و سرلک را سروده است. کيان دارات هم در اين قطعه سه‌تار نواخته است. قطعه مشترک محمدرضا گلزار و سينا سرلک در حالي به زودي منتشر مي‌شود که تا پيش از اين «اشکان کياني» و «سعيد شريعت» خوانندگان ساخت ايران ۲ با موسيقي بابک زرين بودند.
اجراي مشترک سينا سرلک به همراه محمدرضا گلزار در حالي رخ مي‌دهد که اين خواننده موسيقي اصيل ايراني طي سال‌هاي گذشته در سه فصل سريال «شهرزاد» همکاري موفقي با محسن چاوشي داشت که آثارشان مورد توجه قرار گرفت. از سوي ديگر محمدرضا گلزار هم با وجود اينکه علاوه بر بازيگري در زمينه خوانندگي هم فعاليت مستمر دارد تا کنون صدايش روي تيتراژ سريالي نبوده است.


خبرگزاری آريا – تيتر بزنيد؛ همه سوالات را با خنده جواب داد


تيتر بزنيد؛ همه سوالات را با خنده جواب داد

خبرگزاري آريا – در دهه ۶۰ يکي از پرکارهاي تلويزيون و سينما بود اما اين روزها که در دنياي تصوير کمتر حضور دارد، فعاليت خود را در تئاتر متمرکز کرده و بدون هيچ گلايه و شکايتي به کارش ادامه مي‌دهد و مي‌گويد، تئاتر خانه اولم بود و از بازگشت به خانه‌ام بسيار راضي هستم.
سعيد اميرسليماني ۷۶ ساله بسيار پرانرژي و خوشحال از زندگي و حرفه‌‌اش راضي است.فرزندان او؛ کمند و سپند هر دو بازيگرند و سال‌هاست آنها را در آثار مختلف مي‌بينيم.
کمند از نوجواني وارد دنياي بازيگري شد و خيلي زود با آثاري مانند فيلم دخترک کنار مرداب و سريال پدر سالار و نقش آذر بين مردم به شهرت رسيد و سپند که بيشتر در آثار کمدي بازي مي‌کند با استندآپ کمدي‌هاي خندوانه بين عموم مردم معروف شد.
با سعيد اميرسليماني هم‌صحبت شديم تا از ميزان رضايتمندي‌اش از زندگي و کارش بگويد.
چه خبر؟ مدتي است کم‌پيدا هستيد.
زياد هم کم پيدا نيستم، نقش‌هاي کوتاهي در چند فيلم بازي کرده‌ام که از ميان آنها مي‌توان به فيلم سوفي و ديوانه اشاره کرد.به‌رحال هر چه سن بالاتر مي‌رود آدميزاد دست به عصاتر مي‌شود.مدتي است بيشتر فعاليتم را در تئاتر متمرکز کرده‌ام چون به اين هنر علاقه زيادي دارم و اول هم کارم را از تئاتر شروع کردم و عاشق اين هنر هستم.ديروز دو کار به من پيشنهاد شد که قبول نکردم چون خسته‌ام و مي‌‌خواهم به سفر بروم.
البته بازي در تئاتر به انرژي بيشتري نياز است تا بازي مقابل دوربين سينما يا تلويزيون.
بله ! اما وقتي عاشق کارت باشي، احساس خستگي نمي‌کني ! من عاشق تئاترم و زماني که روبه روي تماشاچي بازي مي‌کنم و حس او به من منتقل مي‌شود، خستگي معنايي ندارد.
مخاطبان تئاتر اما کمتر از تماشاچيان سينما و بينندگان تلويزيون هستند.
نزديک به ۶۰ سال است که بازيگري حرفه من است و در اين سال‌ها مخاطبان خودم را پيدا کرده‌ام و مردم بسيار به من محبت دارند.همين‌ که از روزنامه‌ها و رسانه‌هاي ديگر با من تماس مي‌گيرند، يعني اين‌که هنوز در ياد‌ها هستم و فراموش نشده‌ام.اين که تئاتر مخاطب کمتري دارد برايم اولويت انتخاب‌هايم نيست و بيشتر به محبوبيتي که بين مردم دارم ، فکر مي‌کنم و از آن انرژي مي‌گيرم. مردم دوستم دارند و گاهي از ابراز لطف آنها در کوچه و خيابان لذت مي‌برم.هشت سال در خارج از کشور زندگي مي‌کردم و بعد از برگشتنم زياد فعال نبودم اما مردم کارهاي قديمي مرا به ياد دارند و زماني‌که از خاطراتشان از آن آثار برايم مي‌گويند، قوت قلب مي‌گيرم.
شما دو فرزند داريد که هر دو بازيگر هستند و اين هم مي‌تواند دليلي باشد که مردم به سادگي شما را فراموش نمي‌کنند.
بله ! و اين نشان مي‌دهد که فرزندانم را درست تربيت کرده‌ام که نامم را زنده نگه‌دارند.خيلي خوشحالم که بچه‌هايم کارم را ادامه دادند.اگر از انتخاب آنها را ناراضي باشم يعني خودم و حرفه بازيگري‌ام را نفي کرده‌ام. برخي از بازيگران دوست ندارند فرزندانشان راه آنها را ادامه بدهند اما من اين رويه را نمي‌پسندم.
من به حرفه‌ام افتخار مي‌کنم و خوشحالم فرزندانم بازيگر هستند.البته من به سمت اين حرفه هل‌شان ندادم، انتخاب خودشان بود که بازيگر شوند و در هر مقامي که هستند، زحمت و پشتکار خودشان بوده و هست.
از گفته‌هايتان پيداست که از زندگي کاملا راضي هستيد و همه چيز بر وفق مراد است؟
کاملا بر وفق مراد است ! مگر از زندگي چه مي‌خواهم؛ همسري دارم عالي ؛ دو تا بچه هم دارم که يکي از ديگري بهتر.خدا را شکر؛ خطا و خلاف نکردم که الان پشيمان باشم.براي زندگي طوري برنامه‌ريزي کرده‌ام که الحمدلله محتاج کسي نبودم! پولدار نيستم اما محتاج هم نيستم.
برخي از بازيگران گلايه‌مندند که کار و پول نيست و اگر اين روزها را پيش‌بيني کرده بودند، بازيگر نمي‌شدند اما شما دچار چنين بحران‌هايي نشده‌ايد؟
معتقدم آدم بايد دورانديش باشد! در زمان حال زندگي مي‌کنم اما فردا را ناديده نمي‌گيرم.نه تنها به فرداي خودم که به آينده همسرم نيز فکر مي‌کنم که اگر روزي نبودم همسرم با افتخار و در آسايش و آرامش زندگي کند. البته بچه‌هايم به سني رسيده‌اند که خودشان بايد به فکر آينده‌شان باشند.
در گفت‌وگويي که با پسرتان سپند انجام دادم از مادرش خيلي تعريف کرد و اين‌که حامي خوبي براي خانواده بوده و هست.
کاملا درست گفته است.همسرم بهترين يار و دوست من بوده و هست.زمان‌هايي بود که ما پول نداشتيم اما در کنار هم دلمان خوش بود.اين را هم بگويم که آن اوايل من زياد پول نگهدار نبودم ! مثلا يک تومان درآمد داشتيم ‌، همان را خرج مي‌کرديم و بعد بي‌پول مي‌شديم و در اين شرايط همسرم به دادمان مي‌رسيد !‌ الان هم همينجوري هستم ؛ دو، سه تا کار کرده‌ و پول گرفته‌ام و دارم کارهايم را انجام مي‌دهم که بروم سفر ! البته اين‌بار مي‌روم آلمان که برادرم را ببينم، چون دچار آلزايمر شده و ديگر نمي‌تواند به ايران سفر کند.همسرم به دليل گراني دلار و يورو تصميم دارد به اين سفر نيايد اما من برايش ويزا گرفته‌ام… !
پس چطور مي‌گوييد که به فکر آينده هستيد؟
پس‌انداز جاي خود را دارد.از پس‌انداز خرج نمي‌کنم !
در ويکي‌پديا نوشته شما نوه «مهدي‌قلي‌خان مجدالدوله» هستيد، درباره اين شخصيت هم توضيح بدهيد.
از يک طرف پسردايي ناصرالدين شاه و همسر دو تا از دختران و يکي از مشاوران ناصرالدين شاه هم بوده.از طرفي پدربزرگ همسر رضاخان نيز بوده.يک جورايي به سلسله قاجار وصل هستم ! خدا رحمت کند زنده ياد مرتضي احمدي به من مي‌گفت، شازده! در جوابش مي‌گفتم اگر شازده بودم که الان اينجا نبودم! به من مي‌گفتند شازده و ما الکي خوش بوديم و مي‌خنديديم.الان هم بنويسيد همه سوالات را با خنده جواب داد و مثل هميشه شاد بود.


مجری‌هایی که «ماه عسل» را تجربه کردند


روزنامه سازندگی:

۱۳۸۴

وقتی علیخانی جایگزین حسنی شد

کلید برنامه های ماه رمضان با شکل و شمایلی متفاوت که ادامه اش را هم در سال های اخیر دیده ایم و همچنین جدا از برنامه های متداولی که به خواندن دعا و نیایش محدود می شد از سال ۸۴ در تلویزیون زده شد. رمضان همین سال بود که برنامه ای به نام «جزر و مد» متولد شد و روی آنتن رفت. اجرای این برنامه را فرزاد حسنی بر عهده داشت، مجری که در همان سال ها «کوله پشتی» را که به یک برنامه جنجالی و پر سر و صدا تبدیل شده بود را هم اجرا می کرد. طرح و ایده اولیه «جزر و مد» متعلق به خود حسنی بود و او در این برنامه میزبان زن و شوهرهای جوانی بود که اولین ماه رمضان زندگی شان را تجربه می کنند.

مجری هایی که ماه عسل را تجربه کردند

حدود یک هفته از آغاز پخش این برنامه بیشتر نگذشته بود که فرزاد حسنی از اجرای «جزر و مد» کناره گیری کرد. بعدها اختلاف او با علی زاهدی، تهیه کننده برنامه که سابقه دوستی هم با حسنی داشتند علت کوچ او از این برنامه عنوان شد. آن موقع بود که مخاطبان شبکه سه برای اولین بار احسان علیخانی را در لباس مجری برنامه رمضان شبکه سه دیدند. پسری جوان که همان موقع بسیاری عنوان کردند آمده تا مثل حسنی اجرا کند و حتی مثل او حرف بزند و روی صندلی بنشیند. علیخانی اما آن روزها که هنوز به اندازه حالا شناخته شده و محبوب نشده بود بدون توجه به حرف و حديث ها و خوب و بد گفتن ها راه خودش را در پیش گرفت

و «جرز و مد» را به پایان رساند. یک سال بعد از رفتن حسنی و جایگزین شدن علیخانی به جای او، مجری جدید برای اینکه تغییر و تحولی در برنامه ایجاد کند نام برنامه را به «ماه عسل» تغییر داد. او خودش از ابتدا مجری برنامه شد و یک ماه میهمان خانه های روزه داران ماند. در همین سال البته انتقادها به محتوای برنامه و روند تکراری که در پیش گرفته بود آغاز شد. چون در «ماه عسل» هم همچنان تازه عروس و دامادها میهمان برنامه می شدند و از اولین ماه رمضان زندگی مشترک شان می گفتند. البته در آخرین قسمت از برنامه ازدواج نمادین دو زوج دو قلو و اجرای مراسم عقد آنها در برنامه لحظات جالبی را برای مخاطبان رقم زد.

مجری هایی که ماه عسل را تجربه کردند

تهیه کنندگی در کنار اجرا

یک سال بعد در ماه رمضان سال ۸۶ پس از این که علیخانی توانسته بود تا حدودی جای پایش را به عنوان مجری در «ماه عسل» محکم کند برای این که خیالش از بابت ماندن در این برنامه راحت تر شود پا به عرصه تهیه کنندگی هم گذاشت. البته علی زاهدی هم همچنان به عنوان تهیه کننده در برنامه حضور داشت و علیخانی در کنار او این منصب را آزمود.

۱۳۸۷

وقتی علیخانی هم کنار گذاشته شد

دو سال از حضور ثابت علیخانی به عنوان مجری «ماه عسل» گذشته بود که مخاطبان تلویزیون با آغاز ماه رمضان سال ۸۷ متوجه شدند دیگر خبری از «ماه عسل» نیست. سال ۸۷ بر سر علیخانی هم همان بلایی آمد که سه سال قبلش اش بر سر حسنی آمده بود. اختلاف سلیقه مدیر شبکه با علیخانی باعث شد تا او اجازه حضور در «ماه عسل» ۸۷ را پیدا نکند و همین باعث شد تا در اقدامی عجیب و غریب محسن افشانی، پسری جوان که هیچ ربطی به اجرا در برنامه هنگام افطار نداشت به این برنامه بیاید. البته همان سال نام برنامه «ماه عسل» به «ماه محبوب» تغییر پیدا کرد. پیش از حضور افشانی البته بحث هایی درباره حضور یک مجری زن در کنار میهمانان زن مطرح شده بود

مجری هایی که ماه عسل را تجربه کردند

اما با روی آنتن رفتن برنامه روی تمام گمانه زنی ها یک خط پررنگ کشیده شد و مخاطبانی که عادت کرده بودند «ماه عسل» را با علیخانی ببییند با اجرای محسن افشانی غافلگیر شدند. حضور افشانی در برنامه به عنوان مجری در برنامه پیشنهاد علی اصغر پورمحمدی مدیر وقت شبکه سه بود. اما همین پیشنهاد باعث شد تا «ماه عسل» که رفته رفته داشت جایش را میان مخاطبان باز می کرد با سر زمین بخورد. اجرای ضعیف و غیر قابل قبول افشانی اما باعث شد تا او بیشتر از ده روز در برنامه دوام نیاورد و در اقدامی عجیب تر علیخانی بار دیگر به برنامه برگشت. البته جابجایی افشانی و علیخانی اقدامی بود که ظاهرا با نظر مدیر شبکه گرفته شد و علی زاهدی، تهیه کننده برنامه که آن زمان در سفر به سر می برد از این تغییرات بی خبر بود.

۱۳۸۸

تهیه کننده جدید، مجری قدیمی

هنوز هم نمی دانیم تغییر تهیه کننده «ماه عسل» در ماه رمضان سال ۸۸ به خاطر دلخوری زاهدی از تغییرات برنامه و مجری در سال گذشته بود یا جایگزینی پیام ابراهیم پور به عنوان تهیه کننده «ماه عسل» در سال ۸۸ دلیل دیگری دارد. البته در این سال هم علیخانی در کنار ابراهیم پور به عنوان تهیه کننده حضور داشت و خودش هم برنامه را اجرا کرد. انتقادها به دکور برنامه و همچنین صحبت های برخی از میهمانان و حتی صراحت علیخانی در اجرا در این سال باعث شد تا حاشیه هایی برای ماه عسل به وجود بیاید.

مجری هایی که ماه عسل را تجربه کردند (فوری)

پیام ابراهیم پور

۱۳۸۹

همیشه پای یک حسنی میان است

سال ۸۹ را شاید بتوان یکی از عجیب ترین سال ها برای «ماه عسل» یا بهتر بگوییم برنامه افطار شبکه دانست. برخلاف این که بسیاری از مخاطبان شبکه سه منتظر «ماه عسل» جدید و البته با اجرای علیخانی بودند، از چند وقت پیش از آغاز ماه رمضان زمزمه های نسبتا جدی مبنی بر بازگشت فرزاد حسنی به اجرا در ویژه برنامه ماه رمضان شنیده شد. ظاهرا این بار پورمحمدی خودش واسطه بازگشت حسنی شده بود و برای حضور او حتی با عزت الله ضرغامی، مدیر وقت سازمان صدا و سیما نیز مذاکراتی انجام داده بود تا بار دیگر ماجرای اختلاف پورمحمدی و علیخانی نمایان شود.

مجری هایی که ماه عسل را تجربه کردند

مخاطبان شبکه سه اما وقتی شگفت زده شدند که در اولین روز از ماه رمضان حسن جوهرچی را به جای حسنی و علیخانی دیدند! جوهرچی نیز در اجرای برنامه موفق نبود، اما همانطور که در یکی دو مصاحبه اعلام کرده بود، خودش را محق به اجرا در این برنامه می دانست. برنامه ای که به خاطر سابقه اجرای علیخانی در آن به برند او تبدیل شده بود.

۱۳۹۰

بازگشت با تغيير

ماه رمضان سال ۹۰ هم از راه رسید و دوباره بحث هایی بر سر اجرای آن مطرح شد. اما این بار دیگر علیخانی خودش به عنوان تهیه کننده و مجری برنامه را در دست گرفت و تا آخر هم ادامه داد. او در ماه رمضان سال ۹۰ سعی کرده بود با گوش سپردن به همه انتقادها تغییراتی در شیوه اجرایش ایجاد کند، تم برنامه هم دعوت از میهمان هایی بود که داستان زندگیشان برای مخاطبان جالب بود.

۱۳۹۱

علی ضیاء هم به میدان آمد

به نظر می رسید بعد از همه کش و قوس هایی که برنامه «ماه عسل» در طول تمامی این سال ها به خود دیده بود و از طرف دیگر توانسته بود اقبال مخاطبان عام را هم به دست بیاورد بتواند با همان روند قبلی و مجری پیشین به راهش ادامه دهد. اما بار دیگر تغییر مجری این برنامه آن را به صدر اخبار برد. ماه رمضان سال ۹۱ علی ضیا به عنوان مجری پا به «ماه عسل» گذاشت تا همچنان این برنامه از گزند حواشی دور نباشد.

مجری هایی که ماه عسل را تجربه کردند

علیخانی بالاخره تثبیت شد

از سال ۹۲ و پس از کش و قوس های فراوان علیخانی بالاخره توانست خودش به عنوان تهیه کننده و مجری در «ماه عسل» به تثبیت برساند. محتوای برنامه همانی بود که پیش از این نیز شاهدش بودیم. گرچه در طول چند سال اخیر هم به علیخانی، اجرایش، نوع پوشش (آن سالی که با شلوار قرمز در برنامه ظاهر شد) و حتی محتوای برنامه و میهمان هایی که داستان زندگی شان اشک مخاطب را در می آورد انتقادهای زیادی شد اما او تاکنون توانسته این برنامه را در دست نگه دارد و امسال نیز پنجمین سال پی در پی است که او اجرا و تهیه کنندگی «ماه عسل» را برعهده دارد. البته باید منتظر ماند و دید او تیمش چه تغییر ویژه ای در «ماه عسل» ۹۷ داده اند تا برنامه را تکرار مکررات نجات دهند.


خبرگزاری آريا – داود گنجه‌اي: نوازندگان مشکلات خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود


داود گنجه‌اي: نوازندگان مشکلات خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود

خبرگزاري آريا – جلسه مشترک هيئت مديره خانه موسيقي و کانون نوازندگان کلاسيک با هدف همفکري و بررسي مسائل و مشکلات کانون برگزار شد. در اين جلسه که در ساختمان فاطمي برگزار شد، سيد محمد ميرزماني (رئيس هيئت مديره) تقي ضرابي، داود گنجه‌اي، بهداد بابايي، هنگامه اخوان (از اعضاي هيئت مديره)، حميدرضا نوربخش (مدير عامل)، حميدرضا عاطفي (مدير اجرايي)، آذر هاشمي (بازرس) و علي‌اکبر کردبچه، خسرو بهرامي، امير پدرام طاهريان، فرزاد دانشمند (از اعضاي هيئت مديره کانون) و ماريه جليليان (بازرس کانون) حضور داشتند.
در ابتداي جلسه سيدمحمد ميرزماني (رئيس هيئت مديره) در خصوص لزوم مشارکت بيشتر اعضاي هيئت مديره در برگزاري برنامه هاي مختلف صحبت کرد و ابراز اميدواري کرد برنامه هاي اين کانون اجرايي شود. سپس هر يک از اعضاي هيئت مديره کانون نوازندگان کلاسيک با اشاره به مشکلات از جمله گران شدن سازهاي کلاسيک درباره مسائل کانون مواردي را مطرح کردند.
«اميرپدرام طاهريان» نيز در گزارش کوتاهي گفت: «اين کانون در ده جلسه ۳۳۰ پرونده بررسي شده و ۵۴ امتحان برگزار کرده ايم. فرزاد دانشمند گفت ما طرح هاي مختلفي در زمينه برگزاري جشنواره سازهاي کلاسيک آماده و ارائه کرده ايم و اميدوارم به مرحله اجرايي برسيم. کليه درخواست‌هاي مجوز از طريق خانه انجام پذيرد تا روند دريافت مجوز تسهيل شود.»
در اين جلسه با اشاره به وظيفه هيئت مديره کانون ها براي تقدير از پيشکسوتان هنرمندان شاخه هاي مختلف موسيقي گفته شد که يکي از وظايف مهم و اسامي کانون هاي تخصصي خانه موسيقي شناسايي و اولويت بندي براي تقدير و تجليل از فعالان جدي بخش هاي مختلف موسيقي است؛ همچنين داود گنجه اي از اعضاي هيئت مديره کانون خواست تا مسائل و مشکلات را مطرح و درخواست‌هاي خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود و اگر همه دست به دست هم بدهند مسائل بهتر حل و فصل خواهد شد.
در پايان علي‌اکبر کردبچه ضمن سپاسگزاري از هيئت مديره و فعاليت‌هاي انجام شده پيشنهاد کرد تا خانه موسيقي از بانک اطلاعاتي خودش استفاده کند و اطلاع رساني گسترده تري را انجام بدهد.
جلسه مشترک هيئت مديره خانه موسيقي با هيئت مديره کانون هاي تخصصي قرار است بطور منظم برگزار شود و رهکارهاي تعامل کانون ها با بنده اصلي خانه و مشکلات و مسائل روز موسيقيدانان کشور مورد برسي قرار گيرد.


خبرگزاری آريا – شهرام ناظري آلبوم «خنياگر» را منتشر مي‌کند


شهرام ناظري آلبوم «خنياگر» را منتشر مي‌کند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- «شهرام ناظري» – خواننده‌ي پيشکسوت موسيقي ايران- به زودي آلبوم «خنياگر» را برگرفته از موسيقي شمال خراسان و با همراهي «مسعود خضري» – استاد دوتار- منتشر خواهد کرد. ناظري در اين اثر از اشعار شاعرانِ کلاسيک قرن سوم و چهارم بهره برده و همچنين در چند قطعه نيز از اشعار «ملک‌الشعراي بهار» بهره برده است.
شواليه‌ي آواز ايران در اين سال‌ها نقش مهمي در احياي دوباره‌ي موسيقي نواحي ايران داشته است و درباره‌ي موسيقي شمالِ خراسان بر اين اعتقاد است که: «خراسان از نظر فرهنگ موسيقايي به‌خصوص دوتار وضعيتي دارد که در جهان کم‌نظير است. شايد اگر روزي موسيقي‌ها را بررسي کنند؛ يکي از مهم ترين بخش‌هاي موسيقي، دوتار خراسان باشد. همين‌طور موسيقي اقوام ايراني که موسيقي هر قوم براي خودش دريايي است. موسيقي خراسان استخوان دار است.»
از‌آخرين اجراهاي اين خواننده‌ي پيشکسوت موسيقي ايراني مي‌توان به اجرايش در اختتاميه‌ي جشنواره‌ي جهاني فيلم اشاره کرد.


خبرگزاری آريا – «حميد بهروزي‌نيا» کتاب سيزده قطعه بي ‌کلام براي گروه نوازي را منتشر کرد


«حميد بهروزي‌نيا» کتاب سيزده قطعه بي ‌کلام براي گروه نوازي را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- «حميد بهروزي‌نيا» کتاب سيزده قطعه بي ‌کلام براي گروه نوازي را توسط انتشارات عارف منتشر کرد. اين کتاب شامل سيزده قطعه از ساخته‌هاي بي کلام اين آهنگساز و نوازنده‌ي تار و سه‌تار است که براي گروه نوازي نوشته است. اين کتاب با هدف اجراي صحنه اي قطعات، اجراي دقيق و درست قطعات و نوع تمرين شخصي بوده است.
نه قطعه از قطعات اين کتاب قبلا به صورت گروهي ضبط و اجرا شده و در قالب لوح فشرده به همراه کتاب عرضه شده. اين کتاب شامل قطعاتي با عناوين طلوع، غروب، وصال، احسان، ره آغاز، شوق ره، سراب، صبح اميد، روشنايي، طوفان، پرواز، چهارمضراب بيات ترک و ضربي نوا است
.
اجراي كنسرت در فستيوال fetedela در بروكسل(بلژيك)همراه با گروه آونگ به سرپرستي وآهنگسازي حميد بهروزي نيا و با همراهي مسلم عليپور:كمانچه، بابك پيماني:تمبك، مهران لشگري:گيتار و شهرام مهاجر:خواننده از جمله فعاليت‌هاي اخير اين آهنگساز است. اين آهنگساز همچنين موفق به همراهي و عضويت گروه هاي بين المللي نظير Melody For Dialogue است. گروه New Silk Road به رهبري و آهنگسازي «تن دون» که يکي از بزرگ‌ترين و معروف‌ترين آهنگسازان دنيا هست، هرساله در يکي از کشورهايي که در جاده ابريشم قرار دارد کنسرتي برگزار مي‌کند. گروه Melody For Dialogue زير نظر يونسکو است و هر ساله نوازندگاني از ۲۰ کشور دنيا در قالب يک گروه جمع ميشوند و کنسرتي با شعار صلح از طريق موسيقي برگزار مي‌کند.


خبرگزاری آريا – حسين عليزاده: کمتر کسي را مانند علي رهبري تا اين اندازه وطن‌پرست و هنرمند ديده‌ام


حسين عليزاده: کمتر کسي را مانند علي رهبري تا اين اندازه وطن‌پرست و هنرمند ديده‌ام

خبرگزاري آريا – حسين عليزاده (آهنگساز و نوازنده‌ي برجسته‌ي تار و سه‌تار) که چند سال قبل، نشان‌ شواليه‌ي فرانسه را نپذيرفت تا به نام‌ ديگري جز «حسين عليزاده» شناخته نشود، صبح امروز بعد از مدت‌ها سکوت و دوري از رسانه‌ها، با تعدادي از اهالي رسانه جلسه گذاشت تا نه درباره‌ي خود، که درباره‌ي موسيقي‌داني ديگر صحبت کند.
به گزارش سايت «موسيقي ما»، او که به تازگي کنسرت‌هايش را برگزار کرده، نشست خود با رسانه‌ها را به امروز موکول کرد تا هيچ شائبه‌ي ديگري پيدا نکند، مگر حمايت از موسيقي‌دان بزرگي که چند سال قبل به ايران آمد و ارکستر سمفونيک تهران را رهبري کرد و بعد حاشيه‌ها چنان بالا گرفت که از ايران رفت: «علي رهبري». رهبر ارکستر پرآوازه ايران به تازگي با ارکستر سمفونيک آنتاليا، قطعه‌ي «مادرم ايران» را با خوانندگي «محمد معتمدي» اجرا کرد و مهمان ويژه‌اش «حسين عليزاده» بود. حالا بعد از بازگشت، حسين عليزاده به قول خودش مي‌خواهد سنتي را پايه‌گذاري کند و از موسيقي‌داني حمايت کند که هنوز زنده است، هنوز کار مي‌کند و مي‌تواند براي کشورش خدمات بسياري را ارائه دهد.
«حسين عليزاده» مي‌گويد:‌ «موسيقي‌دانان معمولاً با يکديگر رقيب‌اند و در اين زمان دوستي چنداني با يکديگر ندارند. اما آن وقت که کسي کارايي‌اش را از دست مي‌دهد يا مي‌‌ميرد، بدل به يک دوست مي‌شود و قابل‌ ستايش و تمجيد که به نظرم هيچ‌کدام‌شان واقعي نيستند! من اما دوست دارم اين‌بار از «علي رهبري» بگويم. موسيقي‌داني بزرگ که مي‌تواند در کشور خودش مثمر‌ خدمات بسيار زيادي شود و درست است که فعاليت‌هايش در ايران با حاشيه‌هايي همراه شد، اما به نظر مي‌رسد که انجام کارهاي هنري در ايران هميشه با اين حاشيه‌ها همراه است. ما که سال‌ها در ايران زندگي کرده‌ايم، تا حدودي با آن آشنايي داريم. اما کسي که ۵۰ سال در ايران نبوده، قطعاً تا اين اندازه با اين مسائل آشنا نيست. ضمن آنکه رسانه‌ها نيز در حاشيه‌هاي به وجود آمده در آن زمان، مؤثر بودند و موزيسين‌ها نيز هيچ حمايتي از او نکردند.»
او مي‌گويد در تمامي صنف‌ها، اهالي آن صنف با وجود تمام رقابت‌ها و گاه حتي نامهرباني‌هايي که با يکديگر دارند، از هم حمايت مي‌کنند و اگر کسي به يک کشف‌ علمي براي سلامتي برسد، ديگر پزشکان به اين مسأله توجه نمي‌کنند که اخلاقيات او چيست. اين اتفاق اما در جامعه‌ي موسيقي وجود ندارد:‌ «زماني که علي رهبري من را به عنوان مهمان براي ديدن اجراي قطعه‌ي «مادرم ايران» با همراهي ارکستر سمفونيک آنتاليا -که سالي ۶ بار در آن اجرا دارد- دعوت کرد، بعد از ديدن برنامه چنان تحت تأثير قرار گرفتم که با خودم فکر کردم اين صحبت‌ها را در رسانه‌هاي آن کشور انجام دهم؛ اما باز به اين مسأله رسيدم که اي‌کاش اين اتفاق در ايران رخ دهد. ايشان با غرور و رفاقت من را به جمع معرفي کرد اما با وجود آنکه من، هم در تمرينات و هم در اجرا، احساس بسيار خوبي از اين ميزان نبوغ او داشتم، مثل او احساس غربت کردم.»
عليزاده مي‌گويد در حالي که اين روزها ساخت قطعه‌اي براي ايران به عنوان‌ يک سفارش در آمده، «علي رهبري»‌ در غربت، قطعه‌اي براي «ايران» مي‌سازد که اين مسأله ناشي از عشق و علاقه‌ي او به وطنش است: «تمام اجزاي اين اثر براي «ايران» بود. به نظرم مي‌توان گفت کلام اين اثر سمفونيک بود و در اين ميان خواننده و شعر کمترين نقش را داشتند. زماني که قطعه اجرا مي‌شد، من از هم‌‌وطن بودن با او، احساس غرور مي‌کردم. تعداد کمي ايراني در سالن حضور داشتند؛ اما تمام چند صد نفر سالن به احترام علي رهبري و نام‌ ايران ايستاده بودند و سراپا کف مي‌زدند.»
عليزاده مي‌گويد که رسم نيست پيش از برگزاري کنسرت‌هاي سمفونيک، رهبرا ارکستر حرفي بيان کند؛ اما رهبري در سخناني به اين مسأله اشاره داشت که تا چه اندازه عاشق سرزمين‌اش است: «او زماني که اين حرف‌ها را مي‌زد، من با خودم فکر کردم نمي‌شد اين قطعه در ايران اجرا شود؟ چرا اصلاً موزيسيني که تمام دنيا تا اين اندازه به او افتخار مي‌کنند‌، نبايد اثرش را در کشور خودش اجرا کند؟ او که ممنوع‌الورود و ممنوع‌الخروج نيست. او که انگ سياسي ندارد. حتي ممنوع‌الکار هم نيست. چرا بايد اين حس را داشته باشد که نمي‌تواند در کشور خودش کار کند. من فکر مي‌کنم تمامي ما نياز به پشتيباني از اجتماع خودمان داريم و به همين نيت، من از علي رهبري حمايت مي‌کنم. من او را وقتي ۱۲ ساله بودم، مي‌شناختم و هيچ کسي که حداقل آشنايي‌اي با موسيقي داشته باشد، نمي‌تواند منکر اهميت او در موسيقي شود؛ حتي آنها که با او يا اخلاقيات او چندان قرابتي ندارند.»
آهنگساز بزرگ ايراني البته ماجرا را از زاويه‌اي ديگر نيز بررسي کرد: «از سال ۴۵ که من براي اولين بار او را ديده‌ام تا کنون،‌ هيچ از شوق و اشتياق او کاسته نشده است. او همان کودک پرشوري است که از ابتدا بوده است. براي همين هم در عين مهارتش در رهبري، گاهي جارو به دست مي‌گيرد و حياط تالار را تميز مي‌کند و گاهي نيز به ميدان حسن‌آباد مي‌رود تا زير نظر خودش صندلي‌ها خريداري شوند! اتفاقي که در ايران معمولاً رخ نمي‌دهد. هر اندازه هنر هنرمندي والاتر باشد، افتاده‌تر خواهد شد و ادعايي نخواهد داشت. من در يکي از سفرهايم به بازل سوئيس، در هواپيما کسي را ملاقات کردم که براي استقبال ما آمده بود و زماني که سوار ماشين شديم، فهميدم که رهبر ارکستر سمفونيک سوئيس است. با خودم فکر کردم اگر من رهبر ارکستر سمفونيک کشوري مثل سوئيس بودم، اين کار را انجام مي‌دادم؟‌ ما سال‌ها در اين سرزمين زندگي کرده‌ايم؛ با قواعد و حاشيه‌هايش آشناييم؛ با تمام مشکلاتي که يک هنرمند در ايران دارد؛ اما او اين‌طور نبود. البته من «رهبري» را ستايش نمي‌کنم تا ديگران را کوچک کرده باشم. تنها تأکيدم بر اين است که ما در اين سال‌ها، مثل فولاد آب‌ديده شده‌ايم و بلديم که در ايران چه‌طور زندگي کنيم و موسيقي بسازيم؛ اما کسي که مدت زمان زيادي از عمر خويش را خارج از کشور طي کرده، با اين مناسبات آشنا نيست و به همين خاطر، هنگام ورودش به ايران با مشکلاتي همراه مي‌شود.»
خالق «ني‌نوا» اما بخشي از مشکلات را نيز متوجه ديگراني جز رهبري مي‌داند: «برخي مناسبات در ايران کاملاً اشتباه است و بايد آن را اصلاح کرد. «علي رهبري» مي‌توانست در ايران کار کند و منشأ اقدامات بسيار زيادي باشد؛ به شرط آنکه درک مي‌شد. ما مي‌توانيم با پشتيباني از ايشان، سپري برابر حاشيه‌ها ايجاد کنيم. البته اين حاشيه‌ها فقط در کشوري مثل ايران رخ مي‌دهد و نه هيچ کجاي ديگر. من از سال‌ها قبل، تمرينات‌ او را با ارکستر مي‌ديدم و در اين ديدار اخير هم متوجه شدم که او به عنوان رهبر ارکستر، کاملاً تام‌الاختيار است. وقتي مسأله‌اي را به يک نوازنده يا حتي مايستر ارکستر بيان مي‌کند، آنها بي‌هيچ بحثي تنها اطاعت مي‌کردند. رهبر ارکستر درست مثل يک فرماندار نظامي است و ارکستر مثل يک ارتش که در آن مسأله‌ي «چرا» وجود ندارد. بعد از هر تمرين همين اجرا، رهبري و نوازنده‌ها به اندازه‌اي عرق کرده بودند که مجبور مي‌شدند لباس‌هايشان را عوض کنند. نوازنده‌هاي تمام ارکسترهاي دنيا -با تمام قدرت‌شان- مطيع بي‌چون و چراي رهبر ارکستر هستند و به همين خاطر است که شما وقتي قطعه‌اي را از ارکسترهاي بزرگ دنيا مي‌شنويد، حسي واحد دريافت مي‌کنيد. من سه روز در تمرينات آن ارکستر حضور داشتم و ديدم که ايشان گاهي به اعضاي ارکستر تندي هم مي‌کرد؛ اما به کسي برنمي‌خورد. همه‌چيز در نهايت نظم بود. چرا ما نبايد از اين نظمي که او مي‌خواست وارد ارکستر کند، استقبال کنيم؟ «رهبري» خودش را براي ما به سوغات آورده بود و ما بايد مدتي با او و ايده‌هايش کنار مي‌آمديم تا نيتجه‌اش را ببينيم. مشخص است که کسي که تخصص کافي ندارد، نبايد براي او تعيين تکليف مي‌کرد. نبايد کسي در کار او دخالت مي‌کرد. نبايد رسانه‌ها به اين اندازه به حاشيه‌هاي ايجاد شده دامن مي‌زدند.»
به گزارش سايت «موسيقي ما»، او همچنين از نقش‌ باربد بيات، ميلاد عمرانلو، رضا فکري و ميلاد عالمي براي اين اجرا ياد کرد و گفت: «رفتار باربد به اندازه‌اي مرا تحت تأثير قرار داد که زماني که او را بغل مي‌کردم، انگار پسران‌ خودم را بغل کرده بودم و من به پدر او (زنده‌ياد بابک بيات) و مادرش براي تربيت چنين فرزندي تبريک مي‌گويم. او خودش هم‌ا‌کنون در پراگ به عنوان رهبر ميهمان فعاليت دارد و مطمئنم که به زودي، يکي از بزرگ‌ترين رهبران ارکستر در دنيا خواهد شد. با همه‌ي اينها ارزش موسيقايي رهبري را مي‌داند و عصاي دست او شده است.»
آهنگساز «دلشدگان» با بيان اينکه کمتر آدمي را به اندازه‌ي «علي رهبري» وطن‌پرست و هنرمند ديده، مي‌گويد: «خوشحالم که او در اين سن و سال، هيچ از نااميدي نمي‌داند. او درس بزرگي از عشق و ايمان و اميد به من داد. رهبري عشق و علاقه‌ي بسياري به ايران دارد؛ همان حسي که از همان ابتدا که در هنرستان موسيقي ملي به عنوان مدير فعاليت مي‌کرد، داشت.»
«عليزاده» در ادامه درباره «مادرم ايران» گفت: «با وجود آنکه اين اثري سمفونيک است، اما بوي ايراني دارد؛ حس و حالي که در آثار بسياري از کساني که در هنرستان موسيقي ملي تحصيل کرده‌اند، ديده مي‌شود. رهبري موسيقي مطربي هم کار کرده و اين موسيقي را خيلي خوب مي‌شناسد. او به خاطر تحصيل در هنرستان ملي، با موسيقي ايراني نيز به خوبي آشنا است. نمي‌گويم که رپرتوار موسيقي ملي را مي‌شناسد؛ اما چيزهايي که درناخودآگاهش وجود داشته را به خودآگاه آورده است. او از جنبه‌هاي ملي-ميهني نيز بهره برده و از تِم‌هاي قطعه‌ي «اي ايران» روح‌الله خالقي در موتيف‌هايش استفاده کرده است. رهبري تم‌هاي ايراني و عربي را در اين کار به هم آميخته و از جملاتي از درويش‌خان و صبا به عنوان موتيف‌هاي ريتيمک بهره برده، نه اينکه ملودي آنها را به کار وارد کرده باشد.»
خالق «ترکمن» ادامه مي‌دهد: «علي رهبري وقتي در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌کرد، هر روز ناگزير بود از شهرري به هنرستان بيايد. من همچنان معتقدم که ساختار ذهني انسان در کودکي شکل مي‌گيرد. من بچه‌ي بازار بودم و هنوز طعم رنگ‌ها و بوها را در بازارهاي مختلف که مثل «تونل سحرآميز» بود، حس مي‌کنم. اين مسأله بدون‌شک براي رهبري نيز وجود داشته است. او در اتوبوس‌هاي دوطبقه‌‌اي که از خانه به هنرستان مي‌آمد، آهنگ مي‌نوشت و همان زمان تحصيل، به عنوان معلم هارموني، نوازندگي و آهنگسازي گاهي در کلاس‌ها حضور پيدا مي‌کرد.»
استاد پيشکسوت موسيقي ايران، بار ديگر بر حمايت از «علي رهبري» تأکيد کرد و گفت: «ما بايد ديسيپلين و نظم را فرا بگيريم و بدانيم که يک رهبر در ارکستر فرمانده است و نوازنده‌ها بايد تابع او باشند. در غير اين صورت، مي‌توانند به صورت فردي به فعاليت‌هايشان ادامه دهند. هر چند که با توجه به حقوق ناچيز نوازندگان، نمي‌توان از آنها نيز انتظار چنداني داشت.»


خبرگزاری آريا – «رانت خوار کوچک» را در «سي سريال» ببينيد


«رانت خوار کوچک» را در «سي سريال» ببينيد

خبرگزاري آريا – مجموعه تلويزيوني «رانت خوار کوچک» حسين سهيلي زاده در ويژه برنامه رمضاني شبکه چهار سيما پخش و تحليل مي شود.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه چهار سيما، شبکه چهار سيما در ماه رمضان امسال با برنامه «سي سريال» سريال‌هاي منتخب رمضاني تلويزيون از دهه ۸۰ تا امروز را مرور و به صورت منتخب ۳۰سريال را در قالب فيلم سينمايي پخش و تحليل مي‌کند.
بنابراين گزارش، چهارمين قسمت از اين برنامه تلويزيوني به تهيه کنندگي حسين مروي در روز يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ماه به روي آنتن مي رود و در اين قسمت مخاطبان شاهد پخش سينمايي «رانت خوار کوچک» و تحليل اين مجموعه تلويزيوني خواهند بود.
«رانت‌خوار کوچک» يک مجموعه تلويزيوني محصول سال ۱۳۸۲ به کارگرداني حسين سهيلي‌زاده، نويسندگي محمدرضا فاضلي و تهيه‌کنندگي سعيد شاهسواري مي‌باشد که در رمضان ۱۳۸۲ از شبکه پنج سيما پخش شد.
در داستان فيلم آمده است: روز اول ماه رمضان است. علمشير صاحب خانه‌ ي اشترخاني به او مهلت مي‌ دهد تا عيد فطر خانه را خالي کند. اشترخاني براي گرفتن زمين تعاوني به اداره مي‌ رود، اما با تعداد زيادي درخواست کننده مواجه مي‌ شود. اين درحالي‌ است که تعداد زمين‌ ها بيشتر از ۱۰ قطعه نيست. اين امر باعث مي‌ شود اشترخاني براي تصاحب يکي از اين زمين‎ ها به کارهاي مختلف دست بزند و …
در اين سريال سيروس گرجستاني، داريوش اسدزاده، سيما تيرانداز، آتيلا پسياني، سحر ولدبيگي، محمدرضا هدايتي، رضا بنفشه‌ خواه، فرهاد بشارتي و رضا توکلي به ايفاي نقش پرداخته اند.
«سي سريال» در مدت زمان ۹۰ دقيقه به تهيه کنندگي حسين مروي، عصرهاي ماه مبارک رمضان هر روز ساعت ۱۷ از شبکه چهار سيما پخش مي شود.


1 2 3 13