Tag Archives: رفت

خبرگزاری آريا – مجري مشهور زير تيغ جراحي رفت + عکس


مجري مشهور زير تيغ جراحي رفت + عکس

خبرگزاري آريا – مجيد قناد مجري پيشکسوت تلويزيون که بسياري از مخاطبان خاطرات خوشي با او دارند، هم اکنون در يکي از بيمارستان‌هاي تهران بستري است.
به گزارش خبرگزاري آريا ، مجيد قناد مجري برنامه‌هاي کودک و نوجوان درباره علت بستري شدنش در يکي از بيمارستان‌هاي تهران گفت: ديروز براي انجام چکاپ به يکي از مراکز درماني مراجعه کردم که پس از بررسي، پزشکان گرفتگي عروق قلب را تشخيص دادند و بلافاصله در يکي از بيمارستان‌هاي تهران تحت عمل جراحي قرار گرفتم.
وي افزود: خدا را شکر اکنون شرايط و حال جسماني‌ام رو به بهبود است، اما پزشکان صلاح ديدند که همچنان در بيمارستان تحت مراقبت باشم.
مجيد قناد مجري و کارگردان برنامه هاي کودک و نوجوان صدا و سيما، از با سابقه ترين مجرياني است که مخاطبان برنامه‌هاي کودک خاطرات ماندگاري با او دارند.

دوستان عزيز خوشبختانه حال آقاي قناد خوبه و خيلي زود مرخص ميشن خيلي ممنون از تمام کساني که جوياي احوال بودن، التماس دعا.
با آرزوي سلامتي براي همه شما عزيزان.
شعر زير‌ هم سروده خانم رودابه حمزه اي عزيز هست:
تقديم به عموقناد عزيز که در بستر بيماري هم به فکر بچه ها هستند:
بچه ها در انتظار…
مرد
نا اميد از روند کار
استرس ، فشار… قيمتي تر از تمام خاطرات بي شمار
نرخ گنج کودکي
نرخ رنج هاي خنده دار
قدر زحمت تو را حساب مي کنند…بچه ها و خاطرات بي شمار
ده و ده
يک کف قشنگ و جيغ ويک هورااا
اي عزيز بچه ها
زودتر صداي خنده را
سوي خانه ها بيار


خبرگزاری آريا – گروه «رستاک» به سراغ قطعات فولکوريک فارسي رفت


گروه «رستاک» به سراغ قطعات فولکوريک فارسي رفت

خبرگزاري آريا – گروه رستاک طبق روال گذشته که در فصل بهار آلبوم منتشر مي‌کند، روز گذشته (دوشنبه ۲۸ خرداد) از پنجمين آلبومش در خانه فرهنگ و هنر مانا رونمايي کرد. اين آلبوم که نام آن هم «بهار» است، شامل هفت قطعه بختياري، بندري، آذري، گيلکي، کردي و دو قطعه فارسي است که براي اولين‌بار است گروه قطعات فولکوريک فارسي را اجرا مي‌کند.
گروه رستاک که در پنجمين آلبوم به سراغ قطعات فولوکور به زبان فارسي رفته، دو قطعه «شکوفه مي رقصد از باد بهاري» که تصنيفي از عطالله خرم با ترانه‌اي از پرويز وکيلي است و همچنين «گل پونه نعنا پونه» از ساخته‌هاي سيد جواد بديع‌زده را خوانده‌اند که قطعه اول با صداي ياور احمدي‌فر و قطعه دوم با صداي اکبر اسماعيلي‌پور اجرا شده است. باقي قطعات را طبق روال، خواننده‌هاي گروه يعني برادران مرداي خوانده‌اند.
نام سيامک سپهري همچنان به عنوان سرپرست گروه ذکر شده است اما عکسش در ميان اعضاي گروه روي کاور آلبوم مشاهده نمي‌شود. موضوع ديگر اين‌که مجيد پوستي که قبلاً هم با رستاک همکاري مي‌کرده و در اين سال‌ها خارج از گروه فعاليتش را در حوزه موسيقي فيلم ادامه مي‌داد، حالا دوباره به گروه برگشته و به عنوان خواننده، آهنگساز و نوازنده همکاري داشته است.
اساتيدي که در اين آلبوم صوتي-تصويري همکاري کرده‌اند عبارتند از عاشيق ايمران حيدري از آذربايجان، ناصر وحدتي از گيلان، کوروش اسدپور از قوم بختياري و آروين زنده دل از کردستان بوده‌اند.
آنها در مراسم رونمايي قطعات «گل پونه نعنا پونه» با صداي اکبر اسماعيلي‌پور و قطعه کردي «بهار» با صداي فرزاد مرادي را اجرا کردند. محمود دولت آبادي، رويا تيموريان، امير شهاب رضويان، بيژن بيژني، حسن فتحي، اميرحسين مدرس و ستاره اسکندري از جمله مهمانان حاضر در اين مراسم بودند.
آلبوم «بهار» که به همت شرکت «هنر اول» به مديريت مجيد محسني منتشر شده را مي‌توانيد از فروشگاه‌هاي فرهنگي تهيه کنيد.


خبرگزاری آريا – «مسخره باز» با بازي صابر ابر جلوي دوربين رفت


«مسخره باز» با بازي صابر ابر جلوي دوربين رفت

خبرگزاري آريا- تصويربرداري فيلم سينمايي «مسخره باز» به کارگرداني همايون غني زاده و با بازي صابر ابر در شهر تهران آغاز شد.
به گزارش آريا به نقل از سينماپرس، همايون غني زاده که چندي پيش پروانه ساخت اولين اثر سينمايي خود را با نام «مسخره باز» به تهيه کنندگي علي مصفا دريافت کرده بود فيلم خود را به تازگي کليد زده است. غني زاده قرار بود اولين فيلم سينمايي خود را با نويد محمدزاده تجربه کند که درنهايت او «مسخره باز» را با بازي صابر ابر به تازگي در تهران جلوي دوربين برده است.
همايون غني زاده پيش از اين در نمايش «کاليگولا» با صابر ابر همکاري داشته است. ابر در حال حاضر هر شب براي نمايش «مالي سوييني» به کارگرداني مرتضي ميرمنتظمي در سالن اصلي تئاتر شهر روي صحنه مي رود.


خبرگزاری آريا – رفت و برگشت « آقاي حميد »


رفت و برگشت « آقاي حميد »

خبرگزاري آريا – اگر در ميان گزينه‌هاي انتخابي‌تان شبکه مستند هم جايي داشته باشد احتمالا مستند «آقاي حميد» را ديده‌ايد.
مستندي که مرحوم حميد سبزواري را سوژه خود قرار داده است و در سالروز درگذشت اين شاعر انقلاب هم روي آنتن شبکه مستند سيما رفت. کارگردان و تهيه‌کننده اين مستند سجاد بلوکات است که از همکاران رسانه‌اي و مطبوعاتي هم محسوب مي‌شود. او به کمک ميکائيل دياني و رضا کردلو که در پژوهش و نويسندگي اثر به کمکش آمدند توانست، روايتي ۵۰ دقيقه‌اي و تصويري از پير شعر انقلاب ارائه دهد. شاعر معروف قطعات ماندگاري مانند «خميني اي امام» و «بانگ آزادي» که خيلي از ماها آن را شنيده‌ايم. به‌دليل پخش اين مستند از تلويزيون و همزماني با سالروز درگذشت سبزواري، در جام‌جم ميزبان بلوکات بوديم. حالا بعد از گفت‌وگوي روز گذشته با محمد گلريز که در صفحات ۷ و ۸ چاپ شد، امروز هم شنواي حرف‌هاي بلوکاتِ جوان باشيد.
چه شد که اين سوژه برايتان مهم شد و سراغ حميد سبزواري رفتيد؟
وقتي اسم آقاي سبزواري مي‌آمدنوع روايت‌ها ايشان را تبديل به يک شاعر حکومتي کرده بود. کسي که منتظر است اتفاقي بيفتد تا شعري بگويد و احتمالا برايش منفعت مادي و شهرت هم داشته باشد. ويدئويي از ايشان منتشرشده بود که در بستر و در حالت بيماري، مشغول خواندن شعر «خجسته‌باد اين پيروزي» بود. يقينا خواندن همچين شعري در آن وضعيت هيچ منفعت مالي برايش نداشت. مقداري در زندگي ايشان دقيق شدم. ديدم چيزهايي که از سبزواري وجود دارد در عين حال که رسانه‌هاي رسمي روايت خيلي مثبت و پاستوريزه‌اي از ايشان داشتند اما در زندگي آن مرحوم نقاطي وجود داشت که اين روايت‌ها سعي داشتند خيلي نرم از کنار آنها عبور کنند.
کدام رسانه‌ها؟
مثلا کتاب‌هايي که توسط بعضي مراجع و سازمان‌هاي رسمي در مورد ايشان منتشر شده بود.
چند مورد از اين گره‌ها را مي‌توانيد نام ببريد!
مثلا در مورد ايشان گفته شده که کمونيست بوده. مثال ديگر در مورد واکنش ايشان بعد از وقايع ۸۸ است که گفته مي‌شد دو سه سال شعر نگفته و جايي نبوده است. من سعي کردم روايتي از سبزواري ارائه دهم که در درجه اول براي خودم اين گره‌ها باز شود.
يعني ‌خواستي روايتي مبتني بر اين گره‌ها بکني!
مي‌خواستم اين گره‌ها را شرح بدهم. در کنار اين مسائل هم زندگي هنري ايشان به‌گونه‌اي بود که مي‌شد روي اتفاقاتي که پيش آمده زوم کرد. مثلا ايشان در مورد ملي شدن صنعت نفت يا انقلاب شعر گفته است. بعضا حتي از کار هم بيکار شده است. اين براي من جالب بود و دوست داشتم توي پرده دوم روايت، اين اتفاقات را مرور کنم. تمام تلاشم اين بود که قدري از قرائت رسمي فاصله بگيرم. مستند من با اين سوال‌ها شروع مي‌شود که «سبزواري انقلابي بود؛ منتقد بود يا حکومتي؟!»
موافقي از يکي از همين گره‌ها شروع کنيم؟! از گره ۸۸ و حرف‌هايي که در مورد ايشان راجع به اين موضوع وجود دارد!
در وقايع ۸۸ حميد سبزواري قهر مي‌کند. در ادامه اما اتفاقاتي که به مرور مي‌افتند، حالش را بهتر مي‌کند. شما مي‌بينيد که بعد از آن وقايع در سال ۹۰ يا ۹۱ که در بيت رهبري به ديدار آقا مي‌رود، يک شعر بسيار حماسي مي‌خواند. شعر و لحن خواندن آن به‌گونه‌اي بوده که آقا درباره ايشان مي‌فرمايند حتي در ۹۰ سالگي هم مي‌شود شعر جوانانه خواند. اين رفت و برگشت متعلق به کسي است که آزادانه شعر مي‌گويد. کسي که براساس بخشنامه شعر مي‌گويد برايش اهميتي ندارد. اتفاقا قهر کردن متعلق به کسي است که غليان مي‌کند. اين غليان بخشنامه‌اي نيست.
اين قهر کردن روايت چه کساني است؟ خودت به اين برداشت رسيده‌اي؟
ايشان دوستان دور و نزديک فراواني از جريان‌هاي مختلف سياسي داشت. يکي مي‌گفت از دو طرف ناراحت بود،‌ ديگري مي‌گفت سوءتفاهم پيش آمده بود و نفر سوم مي‌گفت کامل قهر کرده بود. خب به تبع اين وابستگي، روايت دوستان از ايشان هم متفاوت مي‌شد اما فصل مشترک اين روايت‌ها اين بود که يکي دو سال قهر کرده ومنزوي شده بود. اگر مستند را ببينيد بخشي از اين حرف‌ها هنوز هست.
گفتي به مرور اتفاقاتي افتاد که حالش را بهتر کرد. اين اتفاقات چه بود؟
حالش را بهتر نکرد. سوالاتي که داشت را تا حدي جواب داد.
چه بود؟
هر قدر وقايع جلوتر رفت، کساني که به هر دليلي سوءتفاهمي در مورد انتخابات داشتند به مرور خود را از اغتشاشات جدا کردند. جلوتر که آمديم ۱۳ آبان و روز قدس و هر قدر که زمان گذشت وقايع تا حدي روشن‌تر شد.
اينها برداشت خودت است؟
نه. صحبت‌ها و روايت افراد نزديک به خود استاد است که آرام آرام وقايع براي ايشان روشن شد. البته براي بعضي‌ها هم روشن نشد. اين موضوع باعث شد من ترغيب شوم سراغ گره‌هاي ديگر هم بروم. من منکر اين نبودم که ايشان براي وقايع انقلاب شعر مي‌گفت ولي وقتي پژوهش جدي‌تر شد ديدم اتفاقات در مورد حوادث مختلف، انتقادهاي جدي هم داشته است. اينها نشان مي‌دهد که شاعر بخشنامه‌اي نبوده است. آدم بخشنامه‌اي اگر بداند نانش در حمايت است، فتيله انتقاد را پايين مي‌کشد. سبزواري اما اين‌گونه نبود.
مي‌تواني مثال بزني؟!
مثلا من رفتم ديدم او در همان سال۸۸ نسبت به حقوق‌هاي نجومي اعتراض و انتقاد داشته است. کجا؟! در يکي از مراسم‌هاي رسمي که به مناسبت ارتحال امام خميني(ره) برگزار شده است. محيطي جدي که اگر آدم به جاي حرف‌هاي گل و بلبل زبان به انتقاد بگشايد برايش هزينه دارد. در مستند اين بخش هست. به نظرم ويژگي اصلي سبزواري اين است که مي‌گويد مي‌شود شاعر بود و هم حمايت داشت و هم نقد! مدل مناسب و قابل پذيرشي براي مخاطب و حاکميت است.
برويم سراغ گره بعدي؛ حرف‌هايي که راجع به ايشان در مورد نزديکي با کمونيست‌ها مطرح است.
روايت‌ها در اين مورد بسيار متفاوت بود. خود ايشان مي‌گفت من جاهاي مختلف نوک زده‌ام و در نهايت به اين رسيده‌ام جدي‌ترين حرفي که در مورد عدالت زده مي‌شود در اسلام است. خودش دليل جدايي و قطع ارتباط با کمونيست‌ها را همين مي‌داند. اين قضيه براي سال‌هاي اطراف ۱۳۳۰ است.
يعني با آنها بوده است؟
بوده به اين معنا که برود ببيند چه مي‌گويند. اين را خود آن مرحوم گفته است که در صحبت‌ها و دست‌نوشته‌هايش هم وجود دارد. چيزي که برايم مهم بود اين بود که براي گفتن حرف‌هايش هزينه‌هاي وحشتناک هم داده است. از مدرسه اخراج شده است، يک مدت حمام اجاره کرده و حمامي شده بود. مثلا در اين مقطع از زندگي‌اش سروده‌هايي دارد که مردم را ضمن دعوت به حمام کردن، انتقاداتي را هم به حاکميت وقت وارد مي‌کند. وقتي اين گره‌ها برايم باز شد تصميم گرفتم از قرائت گل و بلبل‌وارانه تصميم بگيرم و تا حد امکان واقعيت را آنگونه که بوده، روايت کنم.
قبل از پخش احتمالا کساني مستند را ديده باشند. بازخوردها چطور بود؟
بازخوردها خوب بود. عمدتا دوستان خودم ديدند. به افراد صاحب سبک و برند خيلي نشان ندادم. نکاتي داشتند و مهم‌ترين‌شان هم اين بود که نبايد توي مستند به بحث ۸۸ پرداخت. مي‌گفتند اين موضوع شايد وهن جايگاه و شان کسي باشد که به شاعر انقلاب معروف است.
نظر خودت چه بود؟
کاملا عکس بود. اولا که نام مستند، اسمش رويش است. در مرحله بعد هم به نظرم کسي که سوال برايش پيش بيايد و حتي قهر کند ولي به جاي رفتن به خانه ديگري، به زيرزمين خانه خودش برود اتفاق خيلي بدي نيست. اين اتفاقا نشان مي‌دهد که آن انسان در موضوعات ديگر هم اين غيروابسته بودن را با خود داشته است. در نوشته‌ها و نامه‌هاي خصوصي‌اش به پسرش، هميشه اين هست که من دنبال سهم‌خواهي از انقلاب نبوده‌ام. همين منزلي که در خيابان شريعتي ساکن هستند مربوط به دهه ۴۰ است که خريده است.
لابه‌لاي حرف‌هايت به اين موضوع اشاره کردي که سبزواري شخصيت منتقدي بوده است. راجع به بعضي از اين وجه شخصيت ايشان حرف بزنيم و مصاديق اين انتقاد در دهه‌هاي ۶۰ و ۷۰٫
دهه ۶۰ با دهه ۷۰ خيلي فرق دارد. در دهه ۶۰ به‌دليل تجاوز دشمن خارجي حس ايشان اين بوده که بايد نوک انتقاداتش به سمت ديگري بود. شما اين را مي‌بينيد که اشعار و سروده‌هاي تهييجي و پررنگي هم دارد. از دهه ۷۰ به بعد در موضوعات مختلف موضع‌گيري دارد. . .
مثلا؟!
انتخابات مجلس و انتخاب افراد ناصالح، انتقاد به فساد اداري، انتقاد به بخشي از افراد حاضر در مديران مياني، انتقاد به روزنامه‌ها و نشريات زنجيره‌اي که بعضا تند هم هست. البته در دهه ۷۰ خيلي وارد اين مباحث نشده است که بخشي از آن هم نزديکي و نگاه مثبت ايشان به مرحوم هاشمي‌رفسنجاني است.
بشدت اعتقاد داشت که بايد حتما حرف‌هاي سياسي‌اش را هم بزند. ترسي از اين نداشت که بخشي از بدنه و پايگاه اجتماعي‌اش ريزش داشته باشد. در دوره پررنگي، اشعاري در رابطه با افغانستان و عراق داشته است. شاعر عاشقانه‌اي نبوده است. شاعري بوده که متاثر از فضاي اطرافش بوده است.
بخشي از انتقادات مرحوم سبزواري به کساني است که در هنر انقلاب، متملقانه و چاپلوسانه مشغول فعاليتند و به تعبير خودش «کساني که يک شبه انقلابي شده‌اند». بخشي از اين انتقادات در مقدمه کتاب «سرود درد» ذکر شده. مجموعه‌اي که رهبر انقلاب هم براي آن مقدمه نوشته‌اند.
يکي از بخش‌هاي اصلي انتقاداتش همين است. درست خودش را کسي مي‌داند که هزينه براي انقلاب داده است. براي منافع اقتصادي شعر نگفته است و بر همين مبنا با يکسري افراد هم مشکل داشته است. اين‌که اين افراد چه کساني بودند را من خودم عامدانه ورود نکردم. نگاهش به موضوعات همين بود. مي‌گفت من اگر شعر مي‌گويم براي خوشايند کسي نيست و قرار است در تاريخ ثبت شود. در مسئولان هم همين نگاه را دارد که بدون هزينه دادن مسئوليت گرفته‌اند و عقيده دارند تملقي که اينها مي‌کنند دردي از انقلاب دوا نمي‌کند.
سبزوار هم رفتيد؟
بله. اين را بگويم که براي خودم هم جالب بود. خانه قديمي پدري مرحوم سبزواري يک خانه قديمي کاملا دکوپاژ شده با حوضي در وسط حياط که متاسفانه پاتوق معتادان شده بود. فقط يک خانم قديمي و پير مانده بود و بقيه سکنه آن محله تغيير کرده بود. اين پيرزن خانواده سبزواري را مي‌شناخت. پدربزرگ مرحوم سبزواري هم قريحه شاعري داشته. در معدن کار مي‌کرده. شعر براي سنگ‌هاي معدني دارد. (خنده)
براي ادامه مستند ديگري هم در دست کار داريد؟
سوژه مرحوم ابرآويز را قصد کار کردن دارم. کسي که شعر «ديو چو بيرون رود فرشته در آيد» را سروده است. جالب است بدانيد اين فرد کسي بوده که قبل از انقلاب براي گوشش شعر مي‌سروده. بعد از انقلاب شعرهاي جدي دارد. اين فرد در دهه ۸۰ کارش به کارتن‌خوابي کشيده بود که با حمايت آقاي قاليباف منزلي براي ايشان تهيه شد و بعد هم که مرحوم شدند. من اگر فرصتش را داشته باشم در مورد اين چنين افراد قديمي، روايت‌هاي جديدي داشته باشيم. حرف‌هايي که از قرائت‌هاي گل و بلبل‌وارانه فاصله بگيرد و بازنمايي واقعيت باشد. ما نبايد از بيان واقعيت ترس داشته باشيم.
محمدصادق عليزاده
روزنامه‌نگار


خبرگزاری آريا – اميد جهان با قطعات جديد در تهران روي صحنه رفت


اميد جهان با قطعات جديد در تهران روي صحنه رفت

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – اولين کنسرت سال ۹۷ اميد جهان در تهران برگزار شد. اين خواننده شامگاه ۲۲ ارديبهشت به همت شرکت «سل‌فا» به مديريت «مجيد طوسي» و با مديريت اجرايي ياسين طوسي و احسان طوسي در سالن ميلاد نمايشگاه‌ بين‌المللي روي صحنه رفت. اميد جهان براي اين کنسرت هم مانند اجراهاي گذشته خود قطعاتي شاد و پرانرژي را براي دوستدارانش در نظر گرفته بود. آثاري که همگي غالباً در فضاي موسيقي جنوب ايران هستند و با سازبندي پاپ اجرا مي‌شوند. اما اين اولين اجراي اميد جهان در تهران پس از درگذشت پدرش زنده‌ياد «محمود جهان» بود. هنرمند باسابقه و خوش‌نام موسيقي جنوب ايران که تابستان سال گذشته دار فاني را وداع گفت. از سوي ديگر اين خواننده در اجراي خود ميزبان چهره‌هايي نظير يوسف تيموري و ابراهيم ميرزاپور هم بود.
در ادامه مي‌توانيد عکس‌هاي «مرتضي قرباني» از اين کنسرت را ببينيد:


خبرگزاری آريا – ارکستر ملي با خواندگي «وحيد تاج» روي صحنه رفت


ارکستر ملي با خواندگي «وحيد تاج» روي صحنه رفت

خبرگزاري آريا – شامگاه چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت ارکستر ملي ايران با اجراي قطعاتي از آلبوم «عطار» به خوانندگي وحيد تاج روي صحنه رفت.
اُورتور آوار آغاز کننده اجراي ارکستر ملي ايران بود و وحيد تاج براي خواندن قطعه «بهار عاشق» اثري از روح‌الله خالقي و شعري از فريدون مشيري به روي صحنه آمد تا اجرا با حضور او ادامه پيدا کند. پس از اجراي پرشور قطعه «خوشه چين» از آثار روح‌الله خالقي و سروده‌اي از کريم فکور، وحيد تاج صحنه را با تشويق مخاطبان ترک کرد تا قطعه «سرود گل» اثري از حسين دهلوي شنيدني شود.
«بهار دلنشين» از آثار معروف روح‌الله خالقي و شعري از بيژن ترقي انتخاب بعدي ارکستر ملي ايران بود که با همراهي و صداي وحيد تاج به اجرا درآمد. «دو نغمه بختياري» از ديگر آثار روح‌الله خالقي و با شعري از علي بختياري با صداي وحيد تاج اجرا و بخش نخست اجرا به پايان رسيد.
پس از دقايقي آنتراکت قطعات «به ياد صبا» و «نغمه ترک» از ساخته‌هاي حسين دهلوي توسط ارکستر ملي به رهبري فريدون شهبازيان اجرا شدند و در ادامه با حضور وحيد تاج بر روي صحنه، قطعات «مست مست»، «دريغ» و «مست» از ساخته‌هاي آرش کامور و اشعار عطار نيشابوري به اجرا درآمدند که مي‌توان اين قطعات را مهم‌ترين بخش اجرا دانست.
از ديگر نکات قابل‌توجه اجراي شامگاه چهارشنبه‌ ۱۹ ارديبهشت ارکستر ملي ايران حضور آرش کامور خالق سه آثار پاياني کنسرت از آلبوم «عطار» بود که او با نواختن ساز کمانچه، ارکستر را در اجراي هرچه بهتر اين قطعات همراهي کرد. اجراي سرود ملي ايران نيز حسن ختام کنسرت ارکستر ملي ايران به خوانندگي وحيد تاج بود.
مهدي جوانبخت، افشين ذاکر، بهراد سوخکيان، صبا ندايي، آذين نصرتي، هليا محمدولي، رميصا نفيسي، فرشاد شيرواني و سبا عليمحمدي ويلن يک، سانوا عندليبي، مرضيه مزيناني، مونا لواساني، عسل حسيني، محمدحسين ابراهيم زاده، آنديا شهبازيان و کوروش کرديان ويلن دو، هومن اتابکي فر، پيمان ابوالحسني، اميرحسين طائي، اشکان نظر، پرنيان آقاياني، سرور رضا زاده، مونا جهان مراد نوري و سينا کلوت آلتو، محمدحسين غريبي، پروشات زندآيين، سينا آذرآباد، مسعود فيروزي نژاد، غزاله حاج کاظم شيرازي، مونا ربيعي و زهرا کتابي ويلنسل، سروش کاکاوند و انوشا مصطفايي کنترباس، حسام صدفي نژاد ابوا، شايان حاصلي و روشنک نوشي فلوت، اميرحسين محمديان و امير ملکي زاده فاگوت، سايوري شفيعي و محمد ملک لي کلارينت، آرش کامور کمانچه، پوريا شيوافرد ني، مسيح تحويلداري، صبا طبخي، مهسا لواساني و مسعود آزين تار، علي عابدين سنتور، مژگان محمد حسيني قانون، سامان قاضيان، زهرا صبري و سهيل سعادت کوبه‌اي، فروغ فضلي پيانو، مسيح تحويلداري دستيار رهبر ارکستر، معصومه سعيدي مدير داخلي ارکستر، واحد خداپرست و محسن ايلکا چيدمان ارکستر و نرگس ميرداديان مسئول نت اعضاي ارکستر ملي ايران به رهبري فريدون شهبازيان و خوانندگي وحيد تاج تشکيل مي‌دادند.


خبرگزاری آريا – شطّ‌رنج روي صحنه رفت


شطّ‌رنج روي صحنه رفت

خبرگزاري آريا – شب گذشته، نخستين اجراي «شطّ‌رنج» با آهنگسازي «علي قمصري»، نويسندگي «احسان افشاري» و کارگرداني علي ساساني‌نژاد و حامد شفيع‌خواه در تالار حافظ روي صحنه رفت. در اين اثر سارا رسول‌زاده و حامد شفيع خواه به عنوان بازيگر حضور دارند و هاله سيفى‌زاده، بهادر صحت، حسين پيرحياتي و مارال قمي خوانندگان آن هستند. علاوه بر آن نوازندگاني چون ‎علي قمصري (تار و ديوان)، ‎کامران منتظري (تمبک)، اميرفرهنگ اسکندري (عود)، ‎ عسل ملک‌زاده (کوبه‌اي)،‌ ‎اشکان مرادي (کمانچه)، پريسا پيرزاده (آلتو) فرشاد شيخي و نرگس تقي‌پور (هورن) حضور دارند.
‎ اين مجموعه نمايشي با نگاهي فلسفي، به زوال روابط عاطفي ميان انسان‌ها مي‌پردازد. از سوي ديگر، تضاد ميان سياهي و سپيدي بر فاصله تأکيد مي‌کند. شطرنج (شطِّ رنج) نوشته احسان افشاري ترکيبي از شعر و نثر، و در تکاپوي جبر و اختيار تلاش دارد ذهن مخاطب را به چالشي ملوديک فراخواند.


خبرگزاری آريا – آخرين کنسرت اشوان در تهران روي صحنه رفت


آخرين کنسرت اشوان در تهران روي صحنه رفت

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – آخرين اجراي «اشوان» در تهران شامگاه ۲۷ اسفند به همت شرکت «آواي دوران» و تهيه‌کنندگي «رسول ترابي» برگزار شد. اين خواننده طي دو سانس برنامه خود را روي صحنه برد و پرطرفدارترين تک‌آهنگ‌هاي خود را اجرا کرد. اشوان در اين برنامه ميزبان جمعي از هنرمندان مطرح نظير مهدي جهاني، شهاب مظفري، محمد فلاحي و محسن افشاني هم بود. آخرين اجراي اشوان در پايتخت به رهبري نيما رمضان در حالي برگزار شد که او نوروز شلوغي پيش‌رو دارد و قرار است در چند شهر شمالي و جنوبي ايران جديدترين کنسرت‌هايش در سال ۹۷ را روي صحنه ببرد.
در ادامه عکس‌هاي «سعيد عبداللهي» و «مونا فاضلي» از اين کنسرت را مي‌بينيد:


خبرگزاری آريا – حسين ضروري با ارکستر هشتاد نفره روي صحنه رفت


حسين ضروري با ارکستر هشتاد نفره روي صحنه رفت

خبرگزاري آريا – «حسين ضروري» با همراهي گروه کر و ارکستر ۸۰ نفره آواي شفق در حوزه هنري تهران روي صحنه رفت و با استقبال مخاطبان و اهالي موسيقي روبرو شد. قطعات اين کنسرت تلفيقي از سبک‌هاي کلاسيک، فولک و پاپ بود و سلايق مختلف موسيقايي را شامل مي‌شد.
حسين ضروري موسس و خواننده ارکستر آواي شفق، در اين اجرا نوازندگان و گروه کر را رهبري مي‌کرد و همزمان در بخش‌هايي که بايد مي‌خواند به اجرا مي‌پرداخت. با اين وجود ارکستر و گروه کر از هماهنگي نسبي خوبي برخوردار بودند. همچنين در بخش اجراي آثار، توانست با توجه به کثرت قطعات رپرتوار، کيفيت اجرا در بخش خوانندگي و نوازندگان را تا پايان حفظ کند.
از هنرمندان حاضر در جمع مهمانان ويژه اين کنسرت مي‌توان به چنگيز حبيبيان، چنگيز جليلوند، مهدي صبري، اميرعباس رجبيان و فاطيما درستکار اشاره کرد.
در ادامه مي‌توانيد نظاره‌گر گزارش تصويري اين کنسرت باشيد.


خبرگزاری آريا – اولين اجراي رسمي «درنادئون» در تهران روي صحنه رفت


اولين اجراي رسمي «درنادئون» در تهران روي صحنه رفت

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- در دومين اجراي پروژه‌ «موسيقي تجربه» مهرداد مهدي نوازنده آکاردئون به همراه آسو کهزادي نوازنده ويلن در تالار رودکي روي صحنه رفتند و براي اولين بار آلبوم «درنادئون» را اجرا کردند. آلبوم «درنادئون» حاصل دونوازي آکاردئون و ويولون با آهنگسازي و اجراي اين زوج هنري است که پاييز امسال منتشر و روانه بازار موسيقي شد؛ آلبومي که با اقبال مخاطبان جدي‌تر موسيقي مواجه شد و به عنوان يک اثر در حوزه موسيقي سازي توانست توجهات را به خود جلب کند.
کنسرت مهرداد مهدي و آسو کهزادي که تمامي بليت‌هاي آن به فروش رفته بود، با تکنوازي قطعه «والس تهران» توسط مهرداد مهدي آغاز شد. در ادامه آسو کهزادي نيز روي صحنه آمد و کنسرت رسمي «درنادئون» با اجراي قطعه محبوب «عروس» ادامه يافت. پس از اجراي اين قطعه مجموعه «مرثيه‌اي براي رفتن» شامل قطعات «نوآن»، «مرغ آتش»، «آشيان سوخته» «بي آشيانه» و «والس تنهايي» براي مخاطبان حاضر در تالار رودکي تهران آغاز شد.
عناصر تشكليل دهنده موسيقي، فرم‌ها و ملودي‌هاي ساده و ريتم‌هاي روان در اجراي اين زوج هنري به گونه‌اي بكار گرفته شده بود كه پيوستگي در منحني‌هاي حسي در طول تجربه شنيداري قطعات حفظ شود. مهرداد مهدي آهنگساز و تنظيم کننده که سطح پيشرفته نوازندگي آکاردئون را در ارمنستان نزد گئورک گاسپاريان فراگرفته، به نوعي تکنيک‌هاي نوازندگي آکاردئون را با ملودي‌ پردازي‌هاي ويولن همراه کرده است.
در ادامه کنسرت سوئيت بادبادک شامل قطعات «پرزاد»، «نوجان»، «ياديادك» و «رقص بادبادك» به اجرا در آمد. آسو کهزادي، آهنگساز و نوازنده ويولن که فوق ليسانس آهنگسازي از دانشگاه هنر و فوق ليسانس موسيقي الکترونيک از کنسرواتوار سلطنتي لاهه هلند است، کاملا به هماهنگي با مهرداد مهدي رسيده و فضاهاي ذهني اين نوازنده پس از ساعت‌هاي طولاني تمرين و اجرا با يکديگر، به هم نزديک شده است؛ همين نکته باعث شده تا اجراهاي اين دوئت مورد توجه قرار بگيرد.
در ادامه با اجراي قطعات «خاتون»، «بازار»،‌ «درناي گنبدِ نار»، «دُرناز»،‌ »حنا» و «والس تهران» کار دوئت درنادئون به پايان رسيد و به اين ترتيب اولين اجراي رسمي اين زوج هنري در تهران روي صحنه رفت.
«موسيقي تجربه» حرکتي تازه در عرصه موسيقي ايران است که تلاش مي‌کند براي اجراي زنده آثار ارزشمند و غيرتجاري زمينه لازم را فراهم کند. اين گروه در تمام ژانرهاي موسيقي در پيِ تحقق اين امر است تا به سهم خود براي ارتقاي دانش موسيقايي در ميان تماشاگران و ارتقاي کيفيت هنريِ موسيقي گامي بردارد. بنياد فرهنگي هنري رودکي و دفتر موسيقي در اين راه، «موسيقي – تجربه» را حمايت مي‌کنند.
اجراهاي «موسيقي تجربه» در اسفند ماه با اجراي روز ۲۴ اسفند «هوشيار خيام» و «بابک کوهستاني» در تالار رودکي تهران به پايان مي‌رسد.


1 2