Tag Archives: روايت

خبرگزاری آريا – روايت تحريم هاي آمريکا ضد ايران در «وضعيت اضطراري»


روايت تحريم هاي آمريکا ضد ايران در «وضعيت اضطراري»

خبرگزاري آريا – در سالروز اعمال تجريم آمريکا ضد ايران امشب مستند «وضعيت اضطراري» را از شبکه يک ببينيد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه يک، مستند وضعيت اضطراري به مناسبت اول خرداد و اعمال نخستين تحريم هاي آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران در دوران رياست جمهوري کارتر توليد شده و پخش مي شود.
در اين مستند، علت تداوم تحريم ها در دوره هاي بعد تا به امروز نقد و بررسي شده است. بهانه هايي که موجب شده حتي با وجود توافق هسته اي در قالب برنامه جامع اقدام مشترک يا برجام، تحريم ها ضد کشورمان همچنان ادامه يابد که اين مساله نشان دهنده اختلافات اصولي ايالات متحده با جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي است.
عوامل توليد اين مستند عبارتند از: نويسنده هومن نيري، تدوين و کارگرداني سعيد چهرگاني، مدير توليد مهران عليزاده، گوينده متن امير حسين طاهري.
مستند وضعيت اضطراري به تهيه کنندگي هومن نيري کاري از گروه سياسي شبکه يک سيما است که امروز سه شنبه حوالي ساعت ۱۶:۳۰ روي آنتن مي رود.


خبرگزاری آريا – «بچه مهندس» و روايت قصه‌هايي از جنس کودکان


«بچه مهندس» و روايت قصه‌هايي از جنس کودکان

خبرگزاري آريا – سرانجام بعد از مدت‌ها حدس و گمانه‌زني و اعلام نام‌هاي گوناگون، سه سريال مناسبتي رمضان امسال رسانه ملي اعلام شدند. سريال‌هايي که قرار است۳۰شب مهمان نگاه مخاطبان باشند و آنها را در روزهاي روزه‌داري‌شان همراهي کنند و شايد پندي هم بدهند. در ميان سريال‌هاي جدي و با مضمون خانوادگي و اجتماعي رمضان امسال، نام يک سريال با حال‌وهوايي متفاوت‌تر از ديگران ديده مي‌شود: بچه مهندس که مضموني درام دارد و شخصيت‌هاي اصلي‌اش کودکان هستند.
اين سريال به کارگرداني علي غفاري و تهيه‌کنندگي سعيد سعدي، قرار است هر شب ساعت ۲۱ و ۳۰ دقيقه از شبکه دوي سيما روي آنتن برود.
باز هم اين دهه شصتي‌ها!
بچه مهندس مقاطع مختلفي از تاريخ معاصر کشور را به عنوان بستري براي پيشبرد داستان خود انتخاب کرده است. اين مجموعه که شروع آن از دهه ۶۰ آغاز مي‌شود، داستان بچه‌هاي ساکن در يک پرورشگاه و ارتباطاتشان را با محيط اطراف، پرستاران و معلمانشان به تصوير مي‌کشد. شخصيت اصلي بچه مهندس هم يکي از کودکان همين پرورشگاه است؛ پسربچه‌اي به نام جواد که در قالب چند فاز اين مجموعه، دوران رشد او را به مشاهده خواهيم نشست. نقش جواد را يونا تدين ايفا مي‌کند و برزو ارجمند در نقش قدر، يکي از کارکنان پرورشگاه، ساناز سعيدي در نقش صديقه همسر قدرت و بهناز جعفري در نقش خانم جاهد مدير پرورشگاه در اين مجموعه نقش‌آفريني مي‌کنند. همچنين بازيگران نام‌آشناي ديگري چون انديشه فولادوند، بهاره رهنما، نفيسه روشن، سياوش چراغي‌پور، مهرناز بيات، سوگل طهماسبي، عباس جمشيدي، سلمان فرخنده، فرخنده مافي‌زاده، هاله گرجي، مريم خدارحمي و افشين نخعي از ديگر بازيگران اين مجموعه شيرين به شمار مي‌آيند. لوکيشن اصلي پرورشگاه، در بوستان ولايت ساخته شده و اين روزها هنوز ضبط آن ادامه دارد.
داستاني دنباله‌دار از روابط آدم‌ها
علي غفاري، کارگردان آثار سينمايي و تلويزيوني مختلفي چون «استرداد»، «ابوزينب» و «سفر به سرزمين ملائک»، کارگرداني بچه مهندس را به عهده دارد. او که اين روزها هنوز مشغول ضبط اين مجموعه است، در رابطه با ماهيت اين سريال توضيح مي‌دهد: بچه مهندس در چند فصل توليد مي‌شود و احتمالا بين ۶۰تا ۹۰ قسمت خواهد داشت. وقتي تصميم گرفته شد سريال در ايام ماه رمضان روي آنتن برود، بنا را بر اين گذاشتيم که به اين ۳۰ قسمت، به چشم مجموعه‌اي مستقل بنگريم و فعلا تمرکزمان روي بخش‌هاي کودکي شخصيت جواد در دهه۶۰ باشد.
غفاري توضيح مي‌دهد: بچه مهندس داستان آدم‌هاست و روابط ميان افراد مختلف جامعه و کارکنان پرورشگاه و به طور کلي تعامل‌هاي ميان آدم‌هاي مختلف را به تصوير مي‌کشد. معتقدم پخش در فضاي رمضان، زمان خوبي است؛ چرا که سريال‌ها در اين برهه بيش از هر زمان ديگري ديده مي‌شوند و مردم به مجموعه‌ها اقبال نشان مي‌دهند. ضمن اين‌که احتمالا فصل دوم سريال هم در پاييز همين سال روي آنتن خواهد رفت.
پر کردن جاي خالي کودکان
سوگل طهماسبي در سال‌هاي اخير به يکي از بازيگران پرکار مجموعه‌هاي تلويزيوني تبديل شده است. او که در اين مجموعه نقش زينب، يکي از مربيان پرورشگاه را ايفا مي‌کند، در خصوص اين شخصيت به جام‌جم مي‌گويد: زينب دختري آرام، درونگرا و با روحياتي عاشقانه است. او مهربان است و رابطه‌اي خوب و صميمانه با بچه‌ها دارد. به نوعي محرم درددل‌هاي آنهاست و بچه‌ها مشکلاتشان را با او مطرح مي‌کنند.
اين بازيگر ادامه مي‌دهد: رابطه‌اي که زينب با بچه‌ها دارد، براي خودم خيلي جذاب است و شايد اين اصلي‌ترين دليلي بود که بازي در اين مجموعه را پذيرفتم. به نظرم اين بعد شخصيت او قابل ستايش است و به همين خاطر خيلي دوستش دارم.
طهماسبي با اشاره به فضاي کلي سريال بچه مهندس خاطرنشان مي‌کند: نمي‌شود اين مجموعه را طنز دانست، اما با اين حال موقعيت‌هاي طنز شيريني در دلش دارد. هر کاري که کودکان در آن حضور داشته باشند، شيريني خاص پيدا مي‌کند و بچه مهندس، قصه بچه‌هاست؛ بچه‌هايي که بزرگ فکر مي‌کنند. خوشحالم که تصميم گرفتند اين مجموعه را در ماه‌رمضان روي آنتن بفرستند. جاي مجموعه‌اي با چنين رويکرد و فضايي ميان مجموعه‌هاي مناسبتي ماه‌رمضان خالي بود.
صبا داريان


خبرگزاری آريا – روايت ستاره‌ها از ايراندخت


روايت ستاره‌ها از ايراندخت

خبرگزاري آريا – اين شب‌ها «ايراندخت» هرشب ساعت ۲۲ و ۱۰ دقيقه از شبکه يک سيما در حال پخش است. سريالي که در بستر تاريخ و با تلفيق شخصيت‌هاي نمايشي و تاريخي، قصه‌اي از دوران مشروطيت دوم را تعريف مي‌کند و نگاهي به اواخر زندگي ستارخان دارد. وقتي يک اثر دالان تاريخ را براي جولانگاه قصه‌اش برمي‌گزيند عموما با هجمه‌ها و توقعاتي روبه‌رو مي‌شود که محمدرضا ورزي، کارگردان ايراندخت خود نيز به آنها اشاره مي‌کند و مي‌گويد همواره نسبت به تاريخ معاصر ايران به سبب نزديکي به زمان حال مدعياني وجود دارند که سازنده اثر ناگزير از مواجهه با آنان است. اين موضوع و همچنين برخي جذابيت‌ها و تمايزات گروه بازيگران ايراندخت اين اثر را فارغ از بررسي کيفيتش، جالب توجه مي‌کند.
نخ تسبيح آثار آقاي کارگردان
کافي است يکي از سکانس‌هاي تبريز در مه، عمارت فرنگي،‌ سال‌هاي مشروطه و ايراندخت را ببينيد تا حال و هواي مشترک آثار ورزي را بوضوح حس کنيد. يکي از ويژگي‌هاي بارز آثار او، تعدد شخصيت‌ها و حضور بازيگران متعدد است. ايراندخت، آخرين ساخته او نيز از اين قاعده مستثنا نيست و مجمعي از هنرپيشگان شناخته شده چون سعيد نيکپور، بيتا فرهي، انديشه فولادوند، شايسته ايراني، زهير ياري،‌ رحيم نوروزي يا بازيگراني مثل سام قريبيان، ژرژ پطروسي، داريوش کاردان و حسين پاکدل است که کمتر به عنوان بازيگر در تلويزيون حضور داشته‌اند يا پس از سال‌ها دوري گزيدن از قاب سيما، در قامت شخصيت‌هاي نمايشي اين اثر به اين رسانه بازگشته‌اند. بازيگر ديگري نظير مسعود آب‌پرور نيز در اين مجموعه هست که تا کنون بازيگري در تلويزيون را تجربه نکرده و به عنوان کارگردان شناخته مي‌شود.
ستارخان يا ايراندخت؟
اگر پيگير اخبار ايراندخت باشيد تا امروز متوجه شده‌ايد ميني سريال ستارخان که در بهمن ماه سال گذشته از شبکه يک سيما پخش شد،‌ تنها قسمتي از اين مجموعه تلويزيوني بود و بخش‌هاي تاريخي اين روايت را شامل مي‌شد. ايراندخت داستان ديگري دارد؛‌ عنصر عشق در آن بارزتر از جنگ و تاريخ است. قصه مي‌گويد و نگارش آن شش ماه زمان برده است. به گفته مصطفي شريفي تهيه‌کننده ايراندخت،‌ قسمت اعظمي از اين سريال در شهرک سينمايي غزالي (ايران) تصويربرداري شده و از اين رو بخش‌هايي از شهر تبريز و تهران قديم در اين شهرک بازسازي و سکانس‌هاي ديگر نيز در کاخ‌هاي نياوران، سعدآباد، گلستان، باغ نگارستان و خانه مشيرالدوله تصويربرداري شده است. از اين جهت مي‌توان گفت ايراندخت هر چه نداشته باشد از حيث تصاوير زيبا، پر بار و چشم‌نواز است.
رنج‌نامه ستارخان
منتقدان سريال ايراندخت و ستارخان دست‌کم گوشه‌هايي از آن را مغاير با واقعيت مي‌دانند و محمدرضا ورزي در پاسخ مي‌گويد که هيچ‌گاه قصد به تصوير کشيدن زندگي‌نامه ستارخان را نداشته و به گوشه‌هايي از اين شخصيت در دل يک رومانس پرداخته است. او در گفت‌وگو با جام‌جم بيان مي‌کند: من زندگي ستارخان را نساخته‌ام. من رنج‌نامه‌اي از ستارخان را در قالب يک درام تاريخي و در يک دوره پرمشغله و پر تردد در تاريخ معاصر ايران يعني مشروطه دوم روايت کرده‌ام. در زمان مشروطه دوم انحرافات بسياري وجود داشته که ما بر اساس آن يک قصه درست کرديم که صددرصد آن متعلق به نويسندگان است. مي‌توان گفت ۸۰ درصد شخصيت‌هاي اين سريال خيالي هستند و ۲۰ درصد آن به وقايع و شخصيت‌هاي تاريخي اشاره دارد و به رنج‌هاي پنج سال آخر عمر ستارخان مي‌پردازد.
ورزي انتقادات مطرح شده را طبيعي و از سختي‌هاي کار کردن روي تاريخ معاصر مي‌داند و مي‌گويد: هر برهه از تاريخ را که بخواهيد بسازيد بخصوص از دوران پهلوي به بعد، با مدعيان بسيار روبه‌رو مي‌شويد. دست و پنجه نرم کردن با مدعيان بسيار سخت است. فيلمسازي که روي تاريخ معاصر کار مي‌کند بايد صبور باشد تا بتواند پيشروي کند. مدعيان گذشته‌هاي دور تنها مورخان هستند اما در مورد تاريخ و شخصيت‌هاي معاصر خانواده‌هاي افراد نيز ممکن است مدعي بشوند و سروقت کارگردان و نويسنده بيايند. بسياري هنوز نمي‌دانند کار پژوهشي با نمايش فرق مي‌کند. من وقتي فيلم مي‌سازم نمايشگر هستم، نه مورخ. متاسفانه اين اختلاف نظر ما فيلمسازان با پژوهشگران است. همان‌طور که گفتم سختي‌هاي کار تاريخي هميشه وجود دارد، اما بستگي دارد به چه سوژه، برهه و شخصي بپردازي.
ورزي با وجود تمام انتقاداتي که از اين حيث تا امروز به آثار او وارد شده است همچنان براي ساخت آثار تاريخي پافشاري مي‌کند و دليل حضورش در اين مسير را علاقه و انس‌اش به تاريخ از دوران نوجواني مي‌داند. اين کارگردان در اين حوزه کارهاي پژوهشي نيز انجام مي‌دهد و اظهار مي‌‌کند اين تحقيقات ارتباطي با کارهاي نمايشي‌اش ندارد و صرفا يک علاقه شخصي است. او مي‌گويد: نزديک به يک سال است روي تاريخ روسيه در حال پژوهش هستم با آن‌که مي‌دانم قرار نيست هيچ فيلم و سريالي در اين‌باره ساخته شود. درباره تاريخ بريتانيا هم در حال مطالعه هستم و حوزه مطالعاتم تنها به ايران محدود نمي‌شود. ورزي ادامه مي‌دهد: با آن‌که از قاجاريه به بعد را تاريخ معاصر مي‌دانند، اما در واقع از دوره صفويه تا امروز جزو تاريخ معاصر ايران است و فکر مي‌کنم ناگفته‌هاي بسياري دارد؛ البته کار من نيست که بخواهم درباره همه آن دوران، فيلم و سريال بسازم. بسياري از پژوهش‌هاي من فيلم نشده و ممکن است هرگز نشود. خوب است کارگردانان بيشتر در اين حوزه هيجان‌انگيز ورود پيدا کنند و بخش‌هاي مختلف تاريخ معاصرمان را به تصوير بکشند. البته کارهاي خوبي در اين زمينه صورت گرفته است و اميدوارم بيشتر هم بشود.
بازگشت حضرت والا
يکي از جالب‌ترين اسامي بازيگران ايراندخت حسين پاکدل است که پس از سال‌ها دوري از قاب جادو در اين سريال با گريم سنگين نقش ميرزاي حکيم،‌ استاد طبابت سهراب را ايفا مي‌کند. نمايش تصوير پاکدل پس از سال‌ها در تلويزيون و پذيرش او براي حضور در اين اثر با توجه به انتقادهايي که گاه به تلويزيون مطرح مي‌کند، قابل توجه است. اين مجري، نويسنده، بازيگر و از مديران سابق سيما که سريال‌هايي چون سفر سبز و همسايه‌ها را براي تلويزيون نوشته، اين سال‌ها بيشتر در عرصه تئاتر فعاليت دارد و چند تئاتر از جمله حضرت والا و کابوس حضرت اشرف را روي صحنه برده و در چند اثر سينمايي مثل برف روي کاج‌ها،‌ آستيگمات، لانتوري و آزادي مشروط بازي کرده است.
نوشداروي سهراب بعد از مرگ ماه‌گل
اهل سينما باشيد مي‌دانيد که سام قريبيان فرزند فرامرز قريبيان بازيگر باسابقه سينما و تلويزيون است. قريبيان کوچک در ابتداي کارش در چند فيلم سينمايي مثل گردباد، جدال در تاسوکي، شکار خاموش، ترانزيت و قانون به کارگرداني پدرش يا ديگران حضور داشت و پس از آن براي ادامه تحصيل به فرنگ رفت و با يک بازگشت موفق، در مقام کارگردان پشت دوربين ايستاد و فيلم گناهکاران را ساخت و نويد ظهور يک کارگردان حرفه‌اي و سينماشناس را به جامعه سينماي ايران داد. او کم‌کم در کنار ساخت آثار سينمايي و سريالي براي شبکه نمايش خانگي به گام‌هاي نخستش در اين حرفه بازگشت و بازيگري در چند فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني را تجربه کرد و غالبا در نقش‌هاي منفي ديده شد. سهراب در ايراندخت اما بر خلاف شخصيت‌هاي ضدقهرمانش در سينمايي خط ويژه يا سريال تنهايي ليلا، نقش مثبتي است. قريبيان اين بار نقش يک پزشک در دوران مشروطه دوم را بازي مي‌کند که حمايت‌هاي او از ستارخان و مبارزه عليه استبداد زندگي شخصي‌اش را دستخوش تغيير مي‌کند و با چالش مواجه مي‌سازد. مرگ دختر سهراب بر اثر بيماري در روزهايي که پدر طبيبش دور از خانواده در رکاب ستارخان در حال مبارزه است،‌ باعث مي‌شود همسر اين پزشک جوان با بازي انديشه فولادوند مرگ فرزندشان را ناشي از کوتاهي پدر بداند و او را نبخشد. انتخاب سام قريبيان براي اين نقش، يکي از گزينش‌هاي جالب ورزي است. به رغم تناسب اين نقش با سن و ظاهر قريبيان تا امروز آنچنان که بايد نتوانسته است توانايي خود را مانند کارگرداني‌اش نشان دهد و از فرصت ايفاي نقش نخست يک سريال شبانه و هم‌بازي شدن با بازيگران حرفه‌اي بهره کافي را ببرد. اين شايد نشات گرفته از باور اين بازيگر باشد که در گفت‌وگويي با جام‌جم خود را نه بازيگر حرفه‌اي بلکه بازيگري غريزي و متکي به حس معرفي مي‌کند.
سايه سنگين اميرکبير
سعيد نيکپور آنقدر در نقش‌هاي تاريخي ديده و شناخته شده که ديدنش در هر اثر نمايشي ناخودآگاه بيننده را به ياد شخصيت‌هاي تاريخي مي‌اندازد که روزي در هيبت آنان در قاب تلويزيون،‌ ظاهر شده است. کافي است نگاهي به کارنامه‌اش بيندازيم تا ببينيم او يکي از معدود کساني است که بيش از ۹۰ درصد آثاري که به عنوان بازيگر يا کارگردان در آنها حضور داشته،‌ برهه‌اي از تاريخ ايران را تصوير کرده است. علاقه او به اين حوزه از ابتداي حضورش در عرصه نمايش بوضوح ديده مي‌شود. نيکپور اين علاقه را اين‌گونه شرح مي‌دهد: تاريخ دلفريب است و هيچ نمايشي زيباتر از نمايش تاريخ نيست. او نيز مانند ورزي ادعاي تاريخ‌نگاري ندارد و فقط نمايش‌هاي تاريخي را جذاب مي‌داند. اين بازيگر ـ کارگردان سال‌ها پيش سه‌گانه اميرکبير، شاه شکار و وزير مختار را تحت عنوان قرن سرنوشت کارگرداني کرد و در شاه کش نقش ميرزا رضا کرماني را بازي کرد و همچنين در نقش اميرکبير حضور داشت،‌ شخصيتي که نيکپور بيشتر با آن به خاطر مخاطبان مي‌آيد و سايه آن نقش هنوز بر سرش سنگيني مي‌کند. حضور در سلطان صاحبقران به کارگرداني علي حاتمي،‌ ايفاي نقش عمار ياسر در مجموعه ماندگار امام علي(ع)، ملک الشعراي بهار در مجموعه شهريار،‌ آقاي ايراني در سريال در چشم باد، محمدعلي فروغي در سريال عمارت فرنگي و همچنين بازي در سريال‌هاي سرزمين کهن و تله‌فيلم دهخدا نمونه‌هايي از آثار اين بازيگر است که در بستر تاريخ روايت شده‌اند. البته همان‌گونه که گفته شد، نه به آن معنا که روايت جزء به جزئي از تاريخ باشند بلکه به اذعان نيکپور اين آثار اغلب خوانشي از واقعيت‌هاي تاريخ ايران است.
محمدرضا ورزي، کارگردان ايراندخت هم پيش از اين در گفت‌وگو با جام‌جم با اشاره به سابقه موفق نيکپور در نقش‌هاي تاريخي بخصوص شخصيت اميرکبير، مي‌گويد اتفاقا مايل است او در نقش ستارخان چنان بدرخشد که خاطره نقش صدراعظم مقتول ايران را براي مخاطبان زنده کند. نيکپور پيش از اين نيز در يک فيلم تلويزيوني، مقابل دوربين جهانگير الماسي نقش ستارخان را بازي کرده و اين دومين تجربه او در ايفاي نقش سردار ملي ايران است و با توجه به فيزيک و سن اين بازيگر انتخاب مناسبي به نظر مي‌رسد.
ايراندخت، تاريخي يا عاشقانه؟
محمدرضا ورزي، کارگردان و يکي از نويسندگان ايراندخت و همچنين سعيد نيکپور به عنوان يکي از بازيگراني نقش اصلي اين مجموعه و همچنين کسي که در ساخت آثار برگرفته از تاريخ و نقش‌آفريني در آنها يد طولايي دارد در دفاع از اثر خود در مقابل منتقداني که آن را تحريف تاريخ مي‌دانند، مي‌گويند که نمايش با رونوشت تاريخي متفاوت است و آنها هرگز ادعاي بازآفريني مو به موي تاريخي نداشته‌اند و اساسا اين مهم در زمره وظايف آنان نيست. آنها بخصوص ايراندخت را يک روايت عاشقانه مي‌دانند که در گذشته تصوير شده و تاريخ تنها پس‌زمينه اين قصه و قوت‌بخش درام است نه تمام آن. با پذيرش اين نکته مي‌توان با آسودگي بيشتر به تماشاي ايراندخت نشست و در مقام تماشاگر کمتر به دانسته‌هاي تاريخي رجوع کرد و مدام زير لب گفت: نه! اين گونه نبوده است… . اما قاعده آن است که اثر خود از خود دفاع کند و حاشيه‌ها و نقل‌هاي خارج از اثر هيچ‌گاه نمي‌تواند به مخاطب دستور شود. طرف حساب بيننده قصه‌اي است که هر شب تماشا مي‌کند و وقتي نام ستارخان و مشروطه را در آن مي‌شنود، توقعش در حد يک اثر تاريخي بالا مي‌رود و نسبت به نمايش تمامي مناسبات فرهنگي،‌ سياسي و اجتماعي کشورش در آن سال‌ها حساس مي‌شود.
نوشين مجلسي


خبرگزاری آريا – «دوستان سل» از دوره طلايي موسيقي جّز روايت کردند


«دوستان سل» از دوره طلايي موسيقي جّز روايت کردند

خبرگزاري آريا – گروه موسيقي دوستان سل (Soul Friends) با جمعي از نوازندگان ارمني- ايراني شب گذشته با اجراي قطعاتي از موسيقي جز کلاسيک در قالب سلسله ‌اجراهاي «موسيقي تجربه» در تالار رودکي تهران روي صحنه رفتند. قطعاتي که اين گروه در اين برنامه اجرا کرد، تنظيم و بازآفريني قطعاتي بود که در گذر زمان بارها و بارها توسط موسيقيدان‌ها و خوانندگان مطرح جَز اجرا و بازآفريني شده‌اند و اکنون در جايگاه «کلاسيک» اين گونه به شمار مي‌روند
.
در ابتداي اين کنسرت گروه دوستان سل به سرپرستي آلوين آوانسيان قطعه caravan از دوک الينگتون را اجرا کرد و در ادامه قطعه‌اي ارمني از ساخته‌هاي وسکانيان -خواننده گروه- براي حاضرين در سالن به اجرا درآمد.
دوستان سل گروهي است که مي‌كوشد قطعاتي اجرا كند كه يادآور دوره طلايي موسيقي جهان هستند. قطعاتي كه براي همه تا حدودي آشنا هستند و رنگ و بوي نستالژي دارند، اغلب در فيلم‌ها، تبليغات و … بصورت جسته و گريخته شنيده مي‌شوند، ولي كمتر به شكلي كه شايسته اين نوع موسيقي است بدان پرداخه مي‌شود
.
در ادامه اين گروه که نوازندگانش را هنرمندان ايراني-ارمني تشکيل مي‌دهند، به سراغ يکي از ساخته‌هاي فريرا آهنگساز و يانيست جز آمريکايي رفتند و قطعه آشناي RECADOرا اجرا کردند. قطعه MY WAY که علاقه‌مندان به موسيقي جز با صداي فرانک سيناترا آن را در خاطر دارند، در ادامه اجرا شد؛ گروه اين قطعه را به زنده‌ياد ناصر چشم‌آذر تقديم کرد.
گروه دوستان سل با تغييراتي در رنگ آميزي هارمونيك و جريان قطعه‌ها، ملودي هاي ناب و آشنا را بصورت امروزي تر ولي با حفظ اصالت، به شنونده ها ارايه مي‌كند.
در ادامه قطعه نام‌آشناي پلنگ صورتي از ساخته‌هاي هنري مانچيني آهنگساز و رهبر ارکستر جز ايتاليايي‌تبار، به صورت بي‌کلام اجرا شد. قطعهBOSSA ARISTAK ساخته واهه آوانسيان گيتاريست گروه ديگر قطعه بي‌کلام اين کنسرت بود. پس از پايان اين قطعه گروه آوازي نيز به جمع نوزاندگان پيوستند و قطعه I’M A FOOL TO WANT YOU يکي ديگر از قطعات معروف فرانک سيناترا را اجرا کردند.
دوستان سل اجراي خود در سلسله رويدادهاي موسيقي تجربه را با اجراي چهار قطعه ديگر از آهنگسازان بزرگ موسيقي جز از جمله ارول گارنر، ويکتور يانگ،‌ نينو روتا و دوک الينگتون به پايان رساند.
واروژ وسکانيان (خواننده)، آلوين آوانسيان (تنظيم و پيانو)، واهه آوانسيان (گيتار)، پترو کشيشي (ساکسفون)، واهيک قره بيگي (درامز) و آرامه بندري (گيتار بيس) اعضاي اصلي دوستان سل در اين اجرا بودند و بيتا رادمهر، افسانه جابري، روشنک کي منش، مژگان فقاني، ماهور نصيريان نيز به عنوان همخوان در اين اجرا حضور داشتند.
«موسيقي تجربه» حرکتي تازه در موسيقي ايران است که تلاش مي‌کند براي اجراي زنده آثار ارزشمند و غيرتجاري زمينه لازم را فراهم کند. اين رويداد در تمام ژانرهاي موسيقي در پي تحقق اين امر است تا به سهم خود براي ارتقاي دانش موسيقايي در ميان تماشاگران و ارتقاي کيفيت هنري موسيقي گامي بردارد.


خبرگزاری آريا – رديف ميرزاعبدالله به روايت مهدي صلحي اجرا شد


رديف ميرزاعبدالله به روايت مهدي صلحي اجرا شد

خبرگزاري آريا – جلد اول کتاب و سي دي رديف ميرزاعبدالله به روايت بهترين شاگردِ او «مهدي صلحي» – منتظم الحکما- و آوانگاري «مهدي‌قلي‌ هدايت» – مخبرالسلطنه- در دستگاه شور با تصحيح و اجراي سه تارِ «آرشام قادري» منتشر شد. اين اثر در زمان حيات ميرزاعبدالله نگارش يافته است.
ويرايش و بازنويسي نتِ اين اثر از آرشام قادري و شهاب مِناست.
ميرزا مهدي خان صلحي (ملقب به منتظم‌الحکماء) موسيقي‌دان و پزشک ايراني بود. او از شاگردان ميرزا عبدالله فراهاني بود و در نواختن سه‌تار چيره‌دست بود. شاگردان ميرزا عبدلله پس از درگذشت استاد او را جانشين‌اش دانستند. «صلحي» همنشيني ديرپايي با مهدي‌قلي هدايت (مخبرالسلطنه) داشت و مخبرالسلطنه تمام دستگاه‌هاي موسيقي ايراني را به روايت او به نت درآورد.
او پزشکي حاذق بود و در مطب خود بيماران را معالجه مي‌نمود و عصرها را به تدريس موسيقي اختصاص داده‌بود. از شاگردان سه‌تار منتظم الحکما مي‌توان به محمد ايراني مجرد، اسماعيل قهرماني، عبدالله دادور (قوام السلطان) و مهديقلي هدايت اشاره کرد.


خبرگزاری آريا – ايران به روايت «ايرانگــرد»


ايران به روايت «ايرانگــرد»

خبرگزاري آريا – مجموعه مستند ايرانگرد حالا به نامي شناخته شده در تلويزيون تبديل شده و حتي براي مخاطبان کمتر علاقه‌مند به حوزه‌هاي مستند و آثار غيرنمايشي هم آشناست. رمز موفقيت اين مستند در وهله اول به تصاوير بديع، چشم‌نواز و شايسته تحسين آن برمي‌گردد و در وهله دوم به زباني که جواد قارايي، مستندساز و راوي ايرانگرد به اين مجموعه بخشيده است. زباني که ملموس، صميمي و آشناست و مخاطب را براستي با خود همراه مي‌کند؛ گويي که خودش در دل اين مناطق حضور دارد.
امسال و بعد از يک سال وقفه، ايرانگرد دوباره روي آنتن برگشته و نوروز امسال سري سوم آن پخش خواهد شد. جواد قارايي از ساخت سري جديد اين مستند مي‌گويد. اين برنامه جذاب قرار است در ايام نوروز هرشب ساعت ۲۳ از شبکه يک سيما روي آنتن ‌برود.
افزودن تصاوير هوايي
نام ايرانگرد به نوعي با سال جديد گره خورده است و اولين فصل آن که در عيد نوروز روي آنتن رفت، با جذابيتي خاص و نگاهي تازه همراه بود. کيفيت تصوير و حضور صحنه‌هاي بديع و خوش رنگ و لعاب در کنار نمايش جاذبه‌هاي بکر و ناديده از طبيعت و محيط زيست ايران، نگاه مخاطبان را به‌‌رغم پخشش در ساعات پاياني شب به خود جلب و اين مستند را به پربيننده‌ترين مستند تلويزيون تبديل کرد. قارايي، فصل دوم اين مستند را با همان نگاه و توجه دوباره به نقاط کمتر مورد توجه قرار گرفته کشور روانه آنتن کرد و بعد از مدتي وقفه، حالا سري سوم را آماده پخش کرده است.
جواد قارايي کارگردان، تهيه‌کننده و راوي اين مستند در خصوص ساخت سري سوم آن به جام‌جم مي‌گويد: بعد از اين‌که ديديم سري اول و دوم با موفقيت و استقبال روبه‌رو شد، تصميم گرفتيم در ساختار سري سوم هم تغييري ايجاد نکنيم و در عين حال از هر حيث کيفيتش را بالاتر ببريم. همان‌طور که سري دوم از اولي بهتر بود، سري سوم هم از سري‌هاي پيش بهتر ساخته شده است.
با اين حال ايرانگرد در سري سومش خالي از تغيير هم نيست و تفاوت‌هايي دارد. قارايي در اين خصوص توضيح مي‌دهد: چيزي که به سري سوم مجموعه افزوده شده، تصاوير هوايي است. همچنين تعدادي تصاوير تايم‌لپس (تصويربرداري زمان‌گريز) هم از مناظري چون روز و شب تهيه کرده‌ايم که استفاده از چنين تصاويري به اين شکل در تلويزيون بي‌سابقه بوده است. همچنين به تعدد لوکيشن‌ها هم افزوده شده و همچون سري‌هاي پيش سراغ نقاط بکر و کمتر ديده شده رفته‌ايم.
پربيننده‌ترين مستند
به گفته قارايي، مجموعه مستند ايرانگرد در سري تازه‌اش هم چون سري‌هاي پيش به موضوعاتي چون محيط زيست، موضوعات فرهنگي، زيست‌محيطي و قوم‌شناسي توجه دارد. ساخت مستندي با موضوع طبيعت و ايرانگردي کار آساني نيست و علاوه بر صبر و حوصله عوامل و قدرت تحمل شرايط سخت به لحاظ مالي هم حمايت‌هايي را مي‌طلبد.
اين مستندساز توضيح مي‌دهد: سري‌هاي اول و دوم ايرانگرد به عنوان پربيننده‌ترين مستندهاي سيما شناخته شدند. طبيعتا با توجه به چنين استقبال و توجهي در ساخت سري سوم حمايت‌ها از ما بيشتر شد. ما گروه توليد ايرانگرد هم تلاش کرديم سري جديد بهتر از سري‌هاي پيش ساخته شود و همين اتفاق هم افتاد. بنابراين از تمام کساني که به من کمک کردند متشکرم، اما مشکلات مالي همچنان زياد است.
همه براي يک نفر
نوع روايت صميمي و اول شخص قارايي و حضور تنهاي او در مقابل دوربين، شايد برخي مخاطبان را به اين نتيجه برساند که او به تنهايي يا فقط با يک تصويربردار سفر مي‌کند و همه چيز حاصل تلاش فردي است؛ اما قارايي تنها نيست و تيمي حرفه‌اي همراهي‌اش مي‌کند. قارايي تاکيد مي‌کنند: ما در سفرهايمان عموما هشت تا ده نفر هستيم؛ البته به غير از اين تعداد، حدود ۳۵ نفر هم از تهران پشتيباني‌مان مي‌کنند و در بخش‌هايي چون نگارش، پژوهش، تدوين، اصلاح رنگ، صداگذاري و … فعاليت دارند.
قارايي مي‌افزايد: در انتخاب لوکيشن مناطق هم اين گروه همراهي و کمکم مي‌کنند. با هم جست‌وجو کرده، لوکيشن‌ها را پيدا مي‌کنيم و براي بررسي کردنشان مي‌رويم تا بر اساسشان متني نوشته شود. جالب است بدانيد بخش عمده‌اي از مردم مناطقي که به آنها سر مي‌زنيم، به دليل نبود برق تلويزيون هم ندارند؛ با اين حال رفتارشان با ما عالي است و فرهنگي غني و با اصالت دارند. اينها جزو دارايي‌هاي باارزش کشور ماست و بايد ديده شود.
ساخت سري چهارم ؟
قارايي مي‌گويد هنوز ناديده‌هاي زيادي در ايران براي روايت و به تصوير کشيدن باقي مانده است و به دليل محدوديت‌هاي زماني و هم مالي، نشد که همه اين جاذبه‌هاي بکر کشور در سري‌هاي اول تا سوم مجموعه به تصوير کشيده شود. اين مستندساز با اشاره به احتمال ساخت سري چهارم خاطرنشان مي‌کند: دوست دارم در سري چهارم، يک مجموعه با ساختاري عظيم و حرفه‌اي توليد کنم. البته سري سوم هم چيزي کم از مجموعه‌هاي عظيم و حرفه‌اي جهاني (که به‌اصطلاح بيگ پروداکشن خوانده مي‌شود) ندارد؛ فقط در بخش مالي غيرحرفه‌اي است. دوست دارم در پروژه‌هاي بعدي زمان و بودجه‌اي بيشتر در اختيارمان باشد تا به کيفيت بيفزاييم و بين‌المللي عمل کنيم، اما پيش از اين‌که ايرانگرد ۴ را بسازم، دلم مي‌خواهد سراغ ساخت مستند ديگري با نام «مردمان طبيعت ايران» بروم که حدودا هفت قسمتي است و ساختش پنج سال به طول خواهد انجاميد. اين کاري بين‌المللي و سخت است و اميدوارم اقبال مردم به سري سوم در ساخت اين مجموعه تازه هم به کمکم بيايد.
سري سوم ايرانگرد جاذبه‌هاي بکر استان‌هاي سيستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبي، گيلان، مازندران، هرمزگان، خوزستان، لرستان، چهارمحال و بختياري و اصفهان را به تصوير کشيده و در اين سري تقريبا به تمام نقاط شمال تا جنوب و شرق تا غرب کشور سرک کشيده است.
اين مجموعه مستند از ۲۹ اسفند در ۲۰ قسمت مهمان نگاه مخاطبان خواهد شد.
زهرا غفاري


خبرگزاری آريا – «کنتُ کنزا» به روايت مصباح قمصري


«کنتُ کنزا» به روايت مصباح قمصري

خبرگزاري آريا – مصباح قمصري که در آلبوم‌هاي زيادي در نقش نوازنده، آهنگساز، خواننده، تنظيم‌کننده و صدابردار حضور داشته، اين‌بار ساخته‌هايش را اوايل سال ۹۷ در قالب آلبوم موسيقي «کنتُ کنزا» در هم‌خواني با هانيه کيان منتشر مي‌کند.
آلبوم موسيقي «کنتُ کنزا» به آهنگسازي مصباح قمصري و هم‌خواني هانيه کيان داراي ۷ قطعه به نام‌هاي «مقدمه»، «نبرد خدايان»، «تا مرگ»، «هوش دار»، «چشم آتش»، «شبي بود» و «جام جان» است که در قطعات «نبرد خدايان» و «تا مرگ» از سروده‌هاي خود قمصري استفاده شده و ساير اشعار آلبوم متعلق به بزرگاني چون مولانا و شيخ بهايي است.
نوازندگي گيتار الکتريک، گيتار دوازده سيم، گيتار باس، پيانو، کلارينت، سازهاي کوبه اي، صداسازي و سينتي سايزر اين آلبوم را مصباح قمصري انجام داده و ميکس و مسترينگ آلبوم هم توسط خود او انجام شده است.
قمصري که پيش از اين فضاي موسيقي خود را در آلبوم‌هايي نظير «لمس» و «بازگشت به آتش» معرفي و در آلبوم «نيستي در هست» نيز براي اولين‌بار به صورت مستقل خوانندگي کرده بود، اين‌بار «کنت کنزا» را در سبک متفاوتي ارائه داده است.


خبرگزاری آريا – تصنيف‌هاي عارف قزويني با روايت و نوازندگي تمبکِ فريد خردمند منتشر شد


تصنيف‌هاي عارف قزويني با روايت و نوازندگي تمبکِ فريد خردمند منتشر شد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- تصنيف‌هاي عارف قزويني با روايت و نوازندگي تمبکِ فريد خردمند و سرپرستي اجرا ، نوازندگي تار وسه تار امير شريفي و خوانندگي مهدي امامي توسط انتشارات ماهور به بازار موسيقي عرضه شد. ديگر نوازندگان اين اثر ني: احسان عابدي، کمانچه: سهيل صادقي و الميرا مردانه، کمانچه آلتو: الميرا مردانه و سنتور: آريا محافظ و حميد برزويي هستند.
«فريد خردمند» درباره‌ي اين اثر مي‌گويد :«اين اثر اجراي مجموعه‌ي تصانيف عارف قزويني (۱۲۵۸-۱۳۱۲ خورشيدي) شاعر و ترانه‌سراي شهير ايران اواخر عصر قاجار است. هرچند بيشتر اين تصانيف بارها و بارها در دوره‌هاي مختلف به صورت پراکنده اجرا شده‌اند اما ويژگي ‌اين مجموعه آن است که تقريباً تمامي آهنگ‌هاي عارف را در خود دارد. از طرفي هدف اجراکنندگان آن، بازسازي يا روايت نمونه‌اي آموزشي يا آرشيوي از اين تصانيف نبوده بلکه با تکيه بر سنّت تصنيف‌خواني در موسيقي ايران که بعدتر بيشتر توضيح داده خواهد شد، کوشيده‌اند تا با درآميختن ذوق و سليقه‌ي موسيقايي خود، اجرايي از اين آثار ارائه دهند؛ اجرايي براي شنيدن و درگير شدن هر چه بيشتر با موسيقي و انديشه‌هاي عارف.»


خبرگزاری آريا – روايت رشادت‌هاي مجاهدان رسانه‌اي فاطميون در شبکه پنج


روايت رشادت‌هاي مجاهدان رسانه‌اي فاطميون در شبکه پنج

خبرگزاري آريا – مستند «جنگ، دوربين، من» روايت رشادت‌هاي مجاهدان رسانه‌اي فاطميون در نبرد عليه نيروهاي تکفيري در سوريه سه‌شنبه ساعت ۱۱ از شبکه پنج سيما پخش مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه پنج سيما، اين مستند تصويري از مدافعان حرم افغان در سوريه است و ساسان فلاح فر تهيه‌کنندگي و کارگرداني آن را بر عهده دارد.
در اين مستند، راوي که يک مستندساز افغان است با دوربين به خط مقدم نبرد با تروريست‌هاي داعش مي‌رود و يکي از عمليات‌هاي مهم لشگر فاطميون و سلحشوري مدافعان حرم افغان را به تصوير مي‌کشد.
مستند جنگ، دوربين، من در بسيج سازمان صداوسيما تهيه‌ شده و مرکز رسانه‌اي فاطميون مجري طرح آن است، اين مستند سه شنبه اول اسفند ماه ساعت ۱۱ صبح از به مدت ۳۰دقيقه روي آنتن مي رود.