Tag Archives: سال

خبرگزاری آريا – ريچارد کلايدرمن: بيش از بيست سال است که آرزوي اجرا در ايران را دارم


ريچارد کلايدرمن: بيش از بيست سال است که آرزوي اجرا در ايران را دارم

خبرگزاري آريا – پيانيست و موزيسين مطرح جهان در نخستين اظهارات رسمي خود ازعشق و علاقه‌اش براي اجراي زنده در ايران سخن گفت.
به گزارش خبرگزاري آريا، ريچارد کلايدرمن که قرار است در روزهاي ۳۱ خرداد و ۱،۲،۳،۵،۶ تيرماه و طي شش سانس در سالن وزارت کشور روي صحنه برود، در نخستين اظهار نظر رسمي که به صورت فايل ويدئويي در اختيار رسانه‌هاي ايران قرار داده است، متذکر شده که هميشه هدفش از موسيقي ارائه صلح و عشق در جهان است.
کلايدرمن در اين باره گفته: «سلام به دوستان عزيزم از ايران.من ريچارد کلايدرمن هستم که با شما صحبت مي‌کنم. مي‌خواستم به شما بگويم که چقدر خوشحال هستم که در پايان ماه ژوئن براي اولين بار به کشور بزرگ و زيباي شما براي اجراي کنسرت مي‌آيم. بيش از بيست سال، آرزوي من بود که براي شما اجرا کنم و در نهايت روياي من به واقعيت تبديل خواهد شد. »
کلايدرمن در ادامه اوضيح داده: «به مدت چهل سال، من با موسيقي‌ام به همه جاي دنيا سفر کرده‌ام و تنها هدف من ارائه شادي، زيبايي، احساسات زيبا، اخلاق مداري و به ويژه صلح و عشق است. اين همه چيزي است که من مي خواهم به شما در کنسرت‌هايم در کشورتان ارائه دهم. به زودي ميبينم‌تان.»
اغلب مخاطبان ايراني کلايدرمن را با آثاري چون «کاج نقره‌اي»، «ماه آتش»، «قلب طلايي»، «نامه‌اي به مادرم»، «خاطرات» و «کريسمس» مي شناسند. «کلايدرمن» تاکنون بيش از يک هزار و ۲۰۰ ملودي ضبط کرده‌ و با فروش بيش از ۸۰ ميليون نسخه داراي ۲۷۰ صفحهٔ طلايي و ۷۰ صفحهٔ پلاتينيوم است. وي سبک رمانتيک نويني را با تلفيق موسيقي کلاسيک و پاپ ساخته و استاندارد جديد از اجراي پيانو را که براي اغلب علاقه‌مندان پيانو و حتي مبتديان قابل اجراست پديدآورده است.
کتاب رکوردهاي جهاني گينس، از وي به عنوان «موفق‌ترين نوازنده پيانو در سراسر دنيا» نام برده شده‌است.
کلايدرمن در اولين اجراي رسمي خود در ايران غافلگيري ويژه‌اي را نيز براي مخاطبان ايراني خود دارد و قرار است قطعه «اي ايران» را با پيانو براي دوستداران ايراني‌اش بنوازد.
گفتني ست ارکستر بزرگ «ايستگاه» به سرپرستي «مهدي نوروزي» نيز در اين کنسرت در کنار ريچارد کلايدرمن ساز خواهند زد. کنسرت ريچاردکلايدرمن به همت موسسه «رويال هنر» و تهيه کنندگي مجيد عبدي برگزار خواهد شد و بليت فروشي اين کنسرت نيز در سايت «ايران کنسرت» آغاز شده است.


خبرگزاری آريا – اعضاء هيات مديره و بازرس جديد خانه‌ي تئاتر براي دو سال آينده مشخص شدند


اعضاء هيات مديره و بازرس جديد خانه‌ي تئاتر براي دو سال آينده مشخص شدند

خبرگزاري آريا- انتخابات هيات مديره و بازرس خانه تئاتر عصر روز گذشته ۱۲ خرداد ۹۷ با شرکت بيش از هزار نفر از اعضاء خانه تئاتر برگزار شد.
به گزارش آريا، اعلام نتايج نهايي انتخابات از مجموع ۱۰۵۵ راي پس از ساعت‌ها شمارش آراء بدين شرح اعلام شد:
اعضاء اصلي و علي البدل هيات مديره:
نادر برهاني مرند با تعداد ۵۵۶ راي نفر اول 
ايرج راد با تعداد ۵۳۹ راي نفر دوم
حميد رضا نعيمي با تعداد ۴۷۰ راي نفر سوم
کورش نريماني با تعداد ۴۴۲ راي نفر چهارم
اصغر همت با تعداد ۴۴۱ راي نفر پنجم
محمود رضا رحيمي با تعداد ۴۲۳ راي نفر ششم
بهزاد فراهاني با تعداد ۴۰۲ راي نفر هفتم
مريم کاظمي و مسعود دلخواه با تعداد ۳۹۸ راي، علي البدل
محمد امير ياراحمدي با تعداد ۳۵۲ راي، علي البدل 
بازرس اصلي و علي بدل:
مهدي قلعه با تعداد ۴۴۴ راي بازرس اصلي
آرش دادگر با تعداد ۳۹۰ راي بازرس علي البدل
گفتني است اين افراد طي انتخابات در مجمع عمومي خانه تئاتر به تاريخ ۱۲ خرداد ماه توسط اعضاء خانه تئاتر انتخاب شده اند.


خبرگزاری آريا – ماجراي ۲ سال خواستگاري جناب خان!


ماجراي 2 سال خواستگاري جناب خان!

خبرگزاري آريا – شب گذشته اولين قسمت از سري پنجم برنامه تلويزيوني خندوانه همزمان با فرارسيدن ماه مبارک رمضان به روي آنتن شبکه نسيم رفت.
به گزارش خبرگزاري آريا از باشگاه خبرنگاران، شب گذشته اولين قسمت از سري پنجم برنامه تلويزيوني خندوانه همزمان با فرارسيدن ماه مبارک رمضان به روي آنتن شبکه نسيم رفت.
رامبد جوان مجري و کارگردان برنامه خندوانه در ابتداي اين برنامه گفت: خيلي خوشحالم که در خدمت شما هستيم و فصل پنجم را شروع کرديم چرا که در اين مدت دل تنگ شما بوديم.
وي در ادامه با اشاره به طراحي دکور فصل پنجم خندوانه، بيان کرد: از جايي که موضوع آب خيلي جدي است، ما کمپين قطره قطره را دوباره راه اندازي مي کنيم و لوله هايي که در دکور طراحي شده است يادآور کم آبي کشور است. در اين فصل اتفاقات فراوان و هيجان انگيزي مثل خواننده شو و بخش هاي جذاب تدارک ديده شده است و از اين به بعد فقط در اين فصل سه شب در هفته، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه برنامه داريم و بقيه روزها پژمان بازغي در برنامه کودک شو خدمت شما خواهد بود.
جوان در ادامه شادي برنامه را به پنج نسل از دهه ۴۰ نا ۸۰ تقديم کرد و سرود ملي ايران را با حضار داخل در استوديوي خندوانه اجرا کردند.
هومن شاهي خواننده و آهنگساز اين برنامه از قطعه جديد سري جديد رونمايي کرد و پس از آن به مناسبت شروع خندوانه مهران مديري و سيد مصطفي احمدي تهيه کننده و عوامل دورهمي کيک و يک تاج گل به اين برنامه اهدا کردند.
مهران غفوريان کمدين خندوانه در برنامه شب گذشته حاضر شد و به اجراي استندآپ کمدي پرداخت.
در ادامه برنامه جوان به اجراي برنامه خنداننده شو اشاره کرد و از فيناليست مسابقه خنداننده شو ميثم درويشيان پور به روي صحنه دعوت کرد.
همچنين عماد طالب زاده با اجراي قطعه هاي «دستاتو مي گيرم» و «تو يک حس قشنگ»به استوديو خندوانه آمد.
جوان در ادامه گفت: ما خندوانه را مي سازيم تا در اين شرايط، شبي حدود ۸۰ دقيقه به موضوعات آزاردهنده فکر نکنيم و دربرابر مشکلات بايستيم و آسيب نبينيم.
همچنين در ادامه جناب خان پس از دو سال در استوديو خندوانه حاضر شد و گفت: در اين سال ها درگير خواستگاري بودم.
جناب خان در ادامه اين بخش با همان لهجه جنوبي ماندگار، اولين قطعه آباداني خود را اجرا کرد و خطاب به جوان گفت: تا آخرش باهات هستم.


خبرگزاری آريا – کنسرت گروه «پيکلاويه» پس از يک سال و نيم برگزار شد


کنسرت گروه «پيکلاويه» پس از يک سال و نيم برگزار شد

خبرگزاري آريا – کنسرت گروه راک «پيکلاويه» که اواخر سال گذشته نخستين آلبوم تمام انگليسي ايران را روانه بازار موسيقي کرده بود، در برج آزادي تهران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري آريا، کنسرت هاي اين گروه که همواره با اتفاقات و غافلگيري هاي فراواني روي صحنه مي رود، اين بار نيز پس از استقبال دوستداران موسيقي و اتمام بليت هاي برنامه، به سانس تمديدي نيز کشيده شد.
اجراي گلچيني از قطعات آلبوم «جايي که پياده رو تمام ميشود» به همراه بخش پرطرفدار کنسرت اين گروه که اجراي بي کلام آثار بزرگان موسيقي راک جهان است، با انرژي حاضرين در سالن برگزار شد تا نخستين اجراي زنده اين گروه در سال جديد اجرايي پرهيجان در برج آزادي باشد.
مهران مختارپور (خواننده)، شايان کريمي (کيبورد)، مهيار صالحي‌نيا (گيتار الکتريک)، رضا غلامي (گيتار باس) و مصطفي بهرمان (درامز) اعضاي پيکلاويه را در اين کسرت تشکيل ميداند.
در ادامه عکس هاي معراج صالحي نيا از اين کنسرت را ميبينيد:


خبرگزاری آريا – بررسي شعار سال در «ميزبان»


بررسي شعار سال در «ميزبان»

خبرگزاري آريا – راديو ايران در برنامه گفتگو محور «ميزبان» با حضور کارشناسان مسائل اقتصادي به واکاوي شعار سال مي پردازد.
به گزارش خبرگزاري آريا از شبکه راديويي ايران، دکتر عليرضا شاملي اقتصاد دان ،دکتر پور ابراهيمي ،رئيس کمسيون اقتصادي مجلس از کارشناسان اين برنامه هستند.
برنامه ميزبان امروز به تهيه کنندگي فاطمه اقتداري، گويندگي احمد طبعي ساعت ۱۲ از آنتن راديو ايران پخش مي شود.


خبرگزاری آريا – فرش قرمز مخاطبان سال ۹۶ براي ستاره‌هاي نسل جديد


فرش قرمز مخاطبان سال 96 براي ستاره‌هاي نسل جديد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – سال ۹۶ هم با همه فراز و نشيب‌هايي که براي موسيقي پاپ داشت به پايان رسيد. سالي که در آن سليقه موسيقايي مردم دستخوش تغييرات گسترده‌ و تنوع جالبي شد. دليل اصلي اين اتفاق هم تداوم روند صدور مجوز و ورود چهره‌هاي جديد به عرصه رسمي موسيقي بود.
هنرمنداني که در اغلب موارد گوي رقابت را از چهره‌هاي قديمي ربودند. بياييد نگاهي تيتروار به مهمترين اتفاقات موسيقي پاپ در سال ۹۶ داشته باشيم.
*ورود چهره‌هاي جديد به عرصه موسيقي پاپ۲۲ فروردين اولين قطعه رسمي سينا شعبانخاني به نام «من بي‌قرارم منتشر شد. او که در سال‌هاي گذشته با قطعه جادوي خاص به شهرت رسيده بود ۱۷ مرداد هم توانست اولين ديدار را با مخاطبان تهراني خود داشته باشد. اين خواننده اواخر سال ۹۶ هم اولين آلبومش به نام
جادوي خاص را به صورت اينترنتي منتشر کرد.
شهاب مظفري در تابستان ۹۶ موفق به اخذ مجوز فعاليت شد و اولين کنسرت رسمي او طي روزهاي ۱۴ و ۱۵ تير در سالن ميلاد برگزار شد و او تا پايان سال تور کنسرت‌هايش را در شهرهاي مختلف ايران روي صحنه برد.
اميرعباس گلاب هم يکي ديگر از خوانندگان پرطرفداري بود که خبر ورودش به عرصه رسمي ۱۷ تير منتشر شد. او بالاخره پس از ده سال فعاليت توانست در روزهاي نه و ده مرداد براي اولين‌بار روي صحنه برود و آرزويش محقق شد. آرزويي که به گفته خودش از ده سالگي با او بوده است.
تابستان خوش ستاره‌هاي نسل جديد موسيقي پاپ با خبر اولين کنسرت بهنام باني ادامه پيدا کرد. خواننده‌اي که در شروع اجراهايش ۸ سانس در تهران کنسرت داشته باشد. اجراهاي بهنام باني طي روزهاي ۲۰، ۲۱، ۲۵ و ۲۶ مرداد در تهران آغاز شد.
۳۱ مرداد خبر برگزاري اولين کنسرت رسمي «هوروش‌بند» در تهران منتشر شد. گروهي به خوانندگي مهدي دارابي و تنظيم و مديريت هنري مسعود جهاني که از روز ۲۶ شهريور رسماً روي صحنه رفتند و کنسرتشان در تهران به دليل استقبال مخاطبانشان در همان شهريورماه
دو مرتبه ديگر تمديد شد.
پنجم شهريورماه از جزئيات اخذ مجوز رسمي فعاليت مهدي جهاني پرده برداشته شد. اين خواننده پس از مدت‌ها توانست روز ۱۸ شهريور در تهران قطعات عاشقانه‌اش را اجرا کند و کنسرت او براي يک شب ديگر هم در همان ماه پاياني تابستان تمديد شد.
محسن ابراهيم‌زاده يکي ديگر از چهره‌هاي جواني بود که کنسرت‌هايش را از دي‌ماه آغاز کرد و از روز سوم بهمن و طي دو ماه پاياني سال ۴ اجرا در تهران داشت. اين خواننده در ادامه توانست بيش از ۴۰ شب کنسرت در شهرهاي مختلف ايران هم داشته باشد.
در آخرين ماه از سال ۹۶ بالاخره پاي برادران عدل‌پرور هم به صحنه باز شد. آرش و مسيح چند ماه پس از ورودشان به عرصه رسمي و انتشار مجاز آثارشان هشت سانس کنسرت در ماه اسفند به ميزباني تالار وزارت کشور برگزار کردند. آنها بلافاصله تور کنسرت‌هايشان را آغاز کردند.
*کنسرت‌هاارديبهشت ۹۶ براي محسن يگانه و طرفدارانش با فروش سريع بليت‌هاي هشت سانس اجراي او، متفاوت آغاز شد. اين خواننده پس از موفقيت و شنيده‌شدن قطعه «بهت قول ميدم» در سطح وسيع توانست دوباره به جايگاه‌هاي بالاي جدول پرفروش‌ها برگردد.
روز ۱۴ ارديبهشت و در جريان کنسرت محمدرضا گلزار، پيام صالحي به عنوان خواننده مهمان روي صحنه حاضر شد و قطعه پرواز که معروف‌ترين آهنگ گروه آريان است را خواندند. اين اجرا با واکنش انتقادي تندي از سوي برخي اعضاي سابق گروه آريان همراه شد ولي
مورد توجه مخاطبان گلزار و صالحي قرار گرفت.
محمد عليزاده پس از برگزاري تور بهاري کنسرت‌هايش در تهران و شهرهاي مختلف ايران که استقبال خوب دوستدارانش را به دنبال داشت اواخر خرداد عازم استراليا شد. تور کنسرت‌هاي او در اين کشور از روز دوم تير آغاز شد و در چهار شهر استراليا روي صحنه رفت.
پس از موفقيت تيتراژ سريال «عاشقانه» با صداي فرزاد فرزين او تور ايرانگردي کنسرت‌هايش را با سه شب اجرا در تهران آغاز کرد. او همچنين در ماه بهمن تور کنسرت‌هايش در آمريکا را روي صحنه برد و بليت‌هاي اجراي او در دالبي تيه‌تر لس‌آنجلس سولداوت شد.
طي روزهاي ۲۳، ۲۴ و ۲۵ مرداد احسان خواجه‌اميري و پدرش استاد ايرج براي اولين‌بار اجراي مشترکي را در تهران روي صحنه بردند. کنسرتي که بازتاب زيادي در رسانه‌ها و ميان مخاطبان داشت.
فرمان فتحعليان خواننده باسابقه‌ موسيقي پاپ بيستم آذرماه پس از سه سال در برج ميلاد تهران روي صحنه رفت. اين برنامه اولين کنسرت او پس از درگذشت زنده‌ياد «شاهرخ پورميامين» بود.
*آلبوم‌هاگروه سون پس از چهار سال در چهارم ارديبهشت جديدترين آلبوم خود به نام «دنياي بعد تو» را منتشر کرد. اثري که شامل يازده قطعه بود و در همان زمان دو موزيک‌ويدئو به کارگرداني برادران بوشهري هم برايش ساخته شد.
هجدهم ارديبهشت ماه و پس از وقفه‌اي ده ساله آلبوم «محمدرضا عيوضي» به نام «حس خوب» منتشر شد. محمدرضا عيوضي هم روز دهم شهريور اولين اجراي اين آلبوم را در برج آزادي تهران روي صحنه برد.
۳۱ ارديبهشت هم رضا صادقي در گفتگو با سايت «موسيقي ما» و در اظهار نظري خبرساز اعلام کرد که در اين آلبوم با دکتر حسن روحاني صحبت کرده است. آلبومي که آثاري با مضمون اجتماعي در آن وجود داشت و دوم خرداد به بازار عرضه شد.
«ماکان‌بند» که در بهار و تابستان ۹۶ با انتشار قطعه «هر بار اين درو» توانست اسمش را سر زبان‌ شنوندگان موسيقي پاپ بيندازد روز اول شهريور اولين آلبوم رسمي‌اش را به بازار عرضه کرد. اولين تجربه حضور ماکان‌بند روي صحنه هم ۱۰ آذر ۹۶ رقم خورد.
مازيار فلاحي پس از مدت‌ها سکوت و فعاليت در عرصه بازيگري سينما آلبوم «يادم تو را فراموش» را هشتم شهريور به بازار عرضه کرد. آلبوم او شامل قطعات توليدي براي فيلم‌سينمايي يادم تو را فراموش و چند اثر ديگر بود.
آلبوم «جز عشق نمي‌خواهم» با صداي عليرضا عصار ۲۸ آذر منتشر شد که اين اثر حاصل شش سال دوري و سکوت او بود و چهره‌ نسبتاً متفاوتي از اين خواننده خصوصاً به مخاطبان نسل جديد ارائه کرد. او پس از اين آلبوم ۴ شب کنسرت هم در سالن ميلاد برگزار کرد.
*اتفاقات ديگر
نوروز ۹۶ تحت تأثير خبر درگذشت دکتر «افشين يداللهي» بود. همسر اين شاعر فقيد هم بيش از دو هفته با مرگ دست و پنجه نرم کرد تا اينکه سرانجام در صبح روز دهم فروردين ۹۶ تاب دوري نياورد و در مسير ابدي همسفر دکتر افشين يداللهي شد.
در ارديبهشت ۹۶ طي يک مراسم رسمي حنجره حامد همايون از سوي بيمه ايران به ارزش ۲۵۰ ميليون تومان بيمه شد. همچنين محسن رجب‌پور روز ۲۹ مهر در خبري اعلام کرد که قصد دارند طي ماه‌هاي آينده رکورد برگزاري کنسرت‌هاي حامد همايون را در گينس به ثبت برسانند.
۱۴ مرداد و در اتفاقي ناباورانه استاد ناصر فرهودي به دليل ايست قلبي درگذشت. صدابردار باسابقه استوديو پاپ که تقريباً هنرمندان تمامي سبک‌هاي موسيقي سابقه همکاري با او را در کارنامه داشتند. اولين و تنها بزرگداشت اين صدابردار برجسته در جريان سومين جشن سالانه «موسيقي ما» در تالار وحدت تهران برگزار شد.
روز ۲۱ مرداد قطعه دوصدايي «تو که حساسي» با صداي بابک جهانبخش و رضا صادقي منتشر شد. اين قطعه تلاشي براي تکرار موفقيت بالاي قطعه «من و بارون» بود اما تو که حساسي نتوانست به اندازه من و بارون موفق شود.
اواخر مرداد ۹۶ مهدي يراحي هم تيتراژ فيلم‌سينمايي «بيست و يک روز بعد» را خواند. يراحي کنسرت «بيست و يک روز بعد» را هم اواخر شهريور با هنرنمايي برخي بازيگران اين فيلم در تهران روي صحنه برد. در اين کنسرت بهروز صفاريان پس از سال‌ها روي صحنه رفت و پيانو نواخت.
دوازدهم شهريورماه هم خبر بستري شدن سينا شعبانخاني در بيمارستان به دليل عفونت گوارشي منتشر شد. او به دستور پزشک به مدت يک هفته استراحت مطلق داشت و چند روزي هم در بيمارستان بستري بود.
خبر تلخ ديگر سال ۹۶ درگذشت حامد هاکان بود. خواننده‌اي که مدت‌ها در نوبت اخذ مجوز فعاليت رسمي قرار داشت و روز ۱۲ مهر به دليل عارضه قلبي درگذشت. او سابقه همکاري با خوانندگان مطرحي نظير محسن چاوشي، فرزاد فرزين و محسن يگانه را داشت.
مهمترين اتفاق موسيقي ايران روز ۲۵ آذر و با حضور جمع کثيري از اهالي سبک‌هاي مختلف اين هنر رقم خورد. چهارمين جشن سالانه «موسيقي ما» در حالي با معرفي برگزيدگان موسيقي ايران در سال ۹۵ و پاسداشت فعاليت‌هاي هنري اساتيد موسيقي به پايان رسيد که چهره‌هاي پاپ حضور پررنگي در اين رويداد داشتند. محمد عليزاده، فرزاد فرزين، محسن چاوشي، احسان خواجه‌اميري، هومن نامداري و عليرضا افکاري هنرمندان موسيقي پاپ بودند که در بخش تک قطعه داخل و خارج آلبوم، آلبوم، تنظيم و آهنگسازي تنديس‌هاي موسيقي ما را تصاحب کردند. از سوي ديگر خواننده‌ها و گروه‌هاي جوان موسيقي پاپ هم حضور پررنگ و جالبي در اين مراسم داشتند و برنده‌ها را تشويق کردند. چهره‌هايي که هيچکدام در بخش رقابت حضور نداشتند اما رقباي سرسختي براي تنديس‌هاي پنجمين جشن سالانه «موسيقي ما» خواهند بود.
جشنواره موسيقي فجر از هفته پاياني دي ماه آغاز شد. جشنواره‌اي که باز هم مانند سال‌هاي گذشته بخش پاپ در حاشيه و صرفاً يک قلک براي تأمين هزينه‌هاي خودش و بخش‌هاي ديگر بود. در بخش پاپ جشنواره سي و سوم موسيقي فجر خواننده‌اي نبود که اولين کنسرتش را روي صحنه ببرد اما چهره‌ها و گروه‌هاي نسل جديد اين سبک حضور پررنگي در جدول اجراها داشتند. همچنين در آيين اختتاميه هم مهدي يراحي جايزه باربد بهترين خواننده پاپ و کاوه يغمايي جايزه باربد بهترين آهنگسازي پاپ را کسب کردند.
محسن چاوشي خواننده فصل سوم سريال پرمخاطب شهرزاد هم بود. چند ماه پس از توزيع فصل دوم شهرزاد با صداي چاوشي گمانه‌زني‌هاي زيادي درباره حضور او در سومين فصل اين سريال وجود داشت اما او با قطعه «جمعه»، شهرزاد و عاشقانه‌هايش را همراهي کرد.
روزبه بماني در زمستان ۹۶ حضور پررنگي بر قاب پرده نقره‌اي داشت. او ابتدا قطعه‌اي را براي فيلم‌سينمايي «اسرافيل» خواند. سپس قطعه «کجا بايد برم» با صداي او به عنوان تيتراژ فيلم‌سينمايي لاتاري در جشنواره فيلم فجر استفاده شد. در ادامه هم روزبه بماني قطعه‌اي را براي فيلم‌سينمايي «بدون تاريخ بدون امضا» خواند.
محمد عليزاده روز ۱۱ اسفند با حضور در يک برنامه تلويزيوني پاسخ تندي به صحبت‌هاي جنجالي رضا صادقي داد. به اين ترتيب دعواي قديمي اين دو خواننده علني شد. در جريان حضور محمد عليزاده در تلويزيون او اعلام کرد که خداوند و پسرم که در آينده دنيا خواهد آمد رضا صادقي را نمي‌بخشند!
۱۵ اسفند و در فاصله ده روز مانده به سالگرد درگذشت دکتر افشين يداللهي آيين اختتاميه نخستين جايزه اين ترانه‌سراي فقيد برگزار شد که روزبه بماني دبير آن بود. جايزه ترانه افشين يداللهي در حالي به کار خود پايان داد که نسل اول خانه ترانه و جمعي از ترانه‌سراهاي با سابقه به شکل معناداري در اين برنامه غايب بودند.
نسخه با کيفيت ويدئوي مرور اتفاقات موسيقي پاپ در سال ۹۶ را از اينجا مي توانيد ببينيد:


خبرگزاری آريا – آلبوم سياوش امامي بعد از چهارده سال منتشر مي‌شود


آلبوم سياوش امامي بعد از چهارده سال منتشر مي‌شود

خبرگزاري آريا – آلبوم «آژانس خاموش» (Mute Agency) ساخته سياوش امامي بعد از ۱۴ سال با صداي هومن اژدري به زبان انگليسي منتشر مي‌شود. اين آلبوم که در سال ۸۳ به تهيه‌کنندگي سامان مقدم تهيه شده، قرار است روز جمعه ۱۴ ارديبهشت در «خانه فرهنگ و هنر مانا» رونمايي شود.
سياوش امامي سرپرست گروه Mute Agency که سابقه همکاري با کالين بيس (نوازنده گروه کمل) را در کارنامه کاري‌اش دارد مي‌گويد: «اين آلبوم با کمک‌هاي فراوان امير توسلي و نشر و پخش جوان به انتشار مي‌رسد. علاوه بر آن، قطعه شخصي من که به همراه «کالين بيس» نوازنده گروه «کمل» ضبط و اجرا شده نيز در اين آلبوم قرار دارد. اين آلبوم با همان کيفيت ۱۴ سال پيش در استوديوي امير توسلي ضبط شده و ما تغييري در آن نداده‌ايم فقط مستر آن دوباره انجام شده که به صورت کاملاً آنالوگ و توسط پيمان توسلي صورت گرفته است.»
سياوش امامي از اواخر دهه ۷۰ شمسي وارد عرصه موسيقي مي‌شود و چندي بعد گروه ميوت ايجنسيMute Agency را تشکيل مي‌دهد. گروهي که سعي در ارائه آثار در سبکTrip-Hop دارد؛ آن هم در آن زمان که هنوز يک دهه هم از شکل‌گيري آن در انگليس نگذشته بود.
رونمايي آلبوم «آژانس خاموش» با اجراي سه قطعه از آلبوم توسط سياوش امامي (آهنگساز و نوازنده گيتار)، هومن اژدري (خواننده)، فرشاد رضايي (گيتارباس) و محمدرضا اصغري (سينتي‌سايزر) همراه است که قرار است قطعات با نگاه و تفکر جديد و امروزي اين آهنگساز اجرا شود و در واقع يک دموي کوچک از آنچه در کنسرت اجرا خواهند کرد در روز رونمايي به سمع و نظر مخاطبانش مي‌رساند.
رونمايي از نخستين آلبوم مستقل سياوش امامي روز جمعه ۱۴ ارديبهشت ساعت ۱۸ در «خانه فرهنگ و هنر مانا» به آدرس بلوار کشاورز، خيابان وصال، کوچه شاهد، پلاک ۶ انجام مي‌شود که حضور براي علاقه‌مندان آزاد است.


خدا مادر زیبایت را بیامرزد؛ بهترین مجموعه داستان سال ۹۶


ماهنامه تجربه: مجموعه «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» داستان های فوق العاده ای دارد؛ داستان هایی ساده. آدم های حافظ خیاوی به قدری ساده اند که سادگی شان خواننده پیچیده دوست امروزی را غافلگیر می کند و بعد درگیرش می کند. خودش می گوید: «ساده نوشتن و به نثر تمیز و بی شیله پیله رسیدن دغدغه ام بوده و الان هم هست. شاید این علاقه یا حتی شیفتگی ام به سادگی ریشه اش در خیاو و آدم های آنجا باشد. این آدم ها و ماجراهای شان به جز این که محتوای داستان هایم را می سازند، باعث می شوند در سادگی به زیبایی برسم، برسم به زیبایی های بی بزرک.»

ساده نوشتن دغدغه ام است

آقای خیاوی، مجموعه «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» کجای تجربه های داستان نویسی شما به لحاظ زمانی ایستاده؟

– بعد از «مردی که گورش گم شد» نوشتم. آخرین قصه «مردی که …» را خرداد ۸۵ و اولین قصه این کتاب را مرداد ۸۸؛ یعنی بعد از سه سال. مهم ترین علت این دست روی دست گذاشتن سه ساله، به خصوص آن یک سال و نیم بعد از انتشار کتاب اول این بود؛ «مردی که گورش…» که فروردین ۸۷ چاپ شد، اردیبهشت جایزه گرفت و پرفروش شد، مرا دچار وسواس و شاید هم ترس کرد؛ ترس از این که نکند کتاب بعدی ام خوب از آب در نیاید و اعتبارم مخدوش شود (آدمی با چه چیزهایی دل خوش شده یا ناراحت می شود!)

و علت دیگرش که آن هم مهم است این بود که من هنوز نویسنده تمام وقت نشده بودم، تنبل بودم و پشتم را به بادِ خوش «مردی که گورش گم شد» داده بودم! بالاخره در مرداد ۸۸ قصه «پیراهن داود» همین مجموعه را نوشتم و یک هفته ده روز بعد از نوشتنم معده ام سوراخ شد، بلاهایی به سرم آمد، دو ماه در آی سی یو بستری شدم و بعد تا یک سال دیگر هم چیزی ننوشتم. مهر ۸۷ که از خیاو رفتم تبریز و یک سالی آنجا ساکن شدم، بقیه داستان های این کتاب را در آن خانه تبریز نوشتم.

اولین چیزی که در مواجهه با مجموعه «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» به ذهن خواننده می رسد، تکرار تاکتیک تک گویی هاست. چرا تا این اندازه روی تک گویی ها تمرکز کرده اید؟

– شاید به تک گویی عادت کرده ام! وقتی که فصل پنجم رمان «همه خیاو می داند» را می نوشتم؛ آنجا که حدود یازده نفر در آن باغ هستند و همه هم حرف می زنند و عملی انجام می دهند، دستم آمد که تک گویی چه راحت است! در تک گویی نویسنده ایده پیدا کرده، چند نکته جالب و حرف های جذاب به آن اضافه می کند و یک قصه می نویسد. این شیوه زحمت زیادی ندارد ولی در فصل پنجم رمان وقتی می نوشتم مثلا من فلان کار را می کنم، به ده نفر دیگر هم فکر می کردم که آنها در این لحظه کجا قرار دارند، چه کاری انجام می دهند، چه حرفی می زنند، چند نفرشان حرف می زنند، اگر حرکت می کنند نور لامپی که از درخت آویزان است چقدر از هیکل آنها را روشن می کند، سایه شان کجا می افتد…

ولی در تک گویی، نویسنده خیلی در بند این مسائل نیست، مسئله اصلی او فقط یک آدم است و روی رینگ می آید و فقط با یک نفر مبارزه می کند ولی در فصل پنجم رمان انگار من روی رینگی بودم که باید مشتِ ده نفر را رد می کردم و به همه آنها هم مشتی می زدم. در یکی از نقدهایی که در فرانسه درباره «مردی که گورش گم شد» چاپ شده بود، نوشته بودند روایت کامووار که من آن وقت نفهمیدم یعنی چه و داستان های من چه شباهتی به داستان های کامو دارد ولی وقتی که فصل پنجم رمان را می نوشتم، فهمیدم که کامو هم آدم تنبلی بوده و حوصله یا توان این که برود روی رینگ و با انبوه آدم ها مشت بازی کند نداشته! حداقل در «بیگانه» که از کتاب های محبوب جوانی ام بود.

اما فکر می کنم یک حُسن عمده تک گویی ها این باشد که با ذهن های عریانی روبرو می شویم که هم سیال اند، هم رُک و صادق، هم خشن اند، هم معصوم.

– حالا باز بر می گردم به فصل پنجم رمان که وقتی این شلوغی ها و حرافی و شوخی آدم ها نمی گذاشت من از آن حرف ها بزنم، صداقت به خرج بدهم، رک و خشن باشم و به قول شما عریان کنم خودم را و معصومیت راوی را نشان دهم و خودم را رها کنم، یواشکی و به بهانه ای راوی را از جمع دور می کردم و دور و برش را خلوت می کردم تا قدری از این حرف ها بزنم!

البته در مجموعه اخیرتان به رغم آن که با داستان ها و راویان متعدد روبرو هستیم، زبانِ راوی ها خیلی به هم نزدیک نیست؟

– درست است. این مسئله هست که ممکن است زبانِ آدم های مختلف شبیه هم بشود. شاید هم بشود گفت که راوی ها یک نفر است که در موقعیت های متعددی قرار می گیرد. به این مسئله فکر کرده ام و شاید در یک مجموعه دیگر به پاسخ این برسم.

ساده نوشتن دغدغه ام است

معلوم است روی زبان خیلی وسواس دارید. انگار همه چیز را باید بتراشید.

– هر یک از این داستان ها را تقریبا سه ساعته نوشته ام، آن هم در دو روز ولی برای این که جمله اول هر داستان را پیدا کنم، دو سه روزی فکر می کردم. حالا نه در تمام مدت آن دو سه روز، ولی خب! شاید در هر ساعت پنج دقیقه ای به این مسئله فکر می کردم و بعد از تمام شدن متن اولیه قصه ها و گذشتن زمانی، کارِ شاق و شیرینی بازنویسی شروع می شود. هی قلم می زنم، چکش می زنم و آن قدر روی زبانِ داستان ها کار می کنم تا راضی بشوم ولی همین که چند وقت دیگر دوباره سراغ داستان ها می روم و با خیال آسوده هم می روم که داستان ها دیگر کار پر زحمتی ندارند، در همان ابتدا گاوم می زاید و دوباره تغییرات شروع می شود.

البته ریتم داستان های این مجموعه خیلی تند است. انگار یک لحظه و یک تصویر برق آسا از ذهن و زندگی است که به کلمه تبدیل شده باشد و این با زبان کاملا هماهنگ است.

– تندی ریتم داستان ها با جملات کوتاه جور در می آید ولی الان که دارم رمانی به زبان ترکی می نویسم، ریتمش تند است ولی جمله ها خیلی خیلی بلند! بعد از این که این رمان تمام شد، می توانم در این مورد بهتر نظر بدهم. از طرفی جملات کوتاه به راوی کودک و نوجوان قصه ها بر می گردد. بچه ها که راوی داستان ها هستند، هنوز پیچیده حرف نمی زنند و منظورشان را با جمله های کوتاه ادا می کنند. چند وقت پیش که داستانِ «آنها چه جوری می گریند» مجموعه «مردی که…» را می خواندم، هی اذیت می شدم وقتی می دیدم حرف های راوی کودک و جملاتی که بعضی جاها به کار می برد، به سنش نمی خورد!

البته الان که فکرش را می کنم می بینم که راوی های بزرگسال داستان هایم هم با جملات کوتاه حرف می زنند و خیال می بافند و به احتمال زیاد این مسئله به این خاطر پیش می آید که در داستان ها کلمه های پیچیده، سنگین و سخت و کلمه هایی که مردم کم به کار می برند، استفاده نمی کنم و اگر هم یکی دو کلمه این جوری از دستم در برود، در بازنویسی ها حذفش می کنم. شاید اصلا به خاطر زبان است که راوی داستان هایم کودک می شوند. برای این که دلم می خواهد آدم ها ساده حرف بزنند و لفاظی نکنند، سراغ کودک و نوجوان می روم.

«فقدان»، «خلأ» و «از دست دادن» به نظر می رسد کلماتی باشند که با آنها بتوان تجربه های قهرمان های شما را توصیف کرد. اینها کابوس و اضطراب و ناامنی درونی می سازند.

– بچه که بودم یکی از نگرانی هایم این بود که نکند مادربزرگم که بیشتر وقت ها با او بودم بمیرد. شاید این دغدغه خیلی ها بوده باشد. هر چند وقتی مادربزرگم در بیست و سه سالگی ام مُرد، من که با دوستم جلوی مسجد ایستاده بودم، حرف می زدیم، می خندیدیم و دخترها را که از آنجا می گذشتند، نگاه می کردیم. الان هم نگرانی ام مرگ پدر و مادرم است. وقتی پدرم اشتهایش کم می شود، وقتی از دردی می نالد ناراحت و مضطرب می شوم. این ترس از دست دادن که گفتید، شاید در خیلی ها هم باشد و از ناخودآگاهم به داستان هایم نشت می کند. مثلا ایده داستانِ «خواهر آیدین» را که از قبل یادداشت کرده بودم، فقط این بود که «مردی را پیش پسرش کتک می زنند.»

وقتی که می نوشتم این اتفاق ها افتاد و گمانم مَرد مُرد. مرد جلوی چشمان پسرش کتک خورد و شاید هم مُرد؛ جلوی پسربچه ای که نمی داند آدم وقتی می میرد چه شکلی می شود و این که گفتید رو در رویی مرگ با کودکان معصوم اینجا کاملا خودش را نشان می دهد. تلخ ترین مسئله بشر (از این تلخ تر هست؟) پیش کودکی اتفاق می افتد که نمی داند مرده چه شکلی می شود. راستش به مرگِ خودم زیاد فکر نمی کنم ولی همیشه نگران هستم که مرگ بیاید و یکی از اعضای خانواده ام را ببرد.

در مجموعه «مردی که گورش گم شد» هم مرگ حضور داشت. اینها تجربه های یک دوره خاص باید باشد.

– خب از دغدغه بچگی ام نوشتم که همیشه نگران این بودم که اگر مادربزرگ بمیرد، دنیایم چه جوری می شود.

ساده نوشتن دغدغه ام است

وقتی مجموعه «خدا مادر زیبایت را بیامرزد» را خواندم از خودم پرسیدم چرا از خواندنش لذت برده ام، فکر کردم شاید باید دلیلش را در سادگی اش دید که همه چیز در آن به شکل عامدانه ای ساده است و تمام زیبایی آن هم در همین سادگی و معصومیتش است.

– خوشحالم که لذت برده اید. راستش از وقتی که «مردی که…» را می نوشتم، ساده نوشتن و به نثر تمیز و بی شیله پیله رسیدن دغدغه ام بود و الان هم هست. شاید در آینده بخواهم جور دیگری بنویسم و کلمات و ترکیب هایی به کار ببرم که عشوه و فیس و افاده داشته باشد! ولی بعید است! شاید این علاقه یا حتی شفتگی ام به سادگی ریشه اش در خیاو و آدم های آنجا باشد (هر چند که رسانه ها و دانشگاه ها دارند همه جا را شبیه هم می کنند و مدام از تعداد آن آدم های عجیب اورجینال می کاهند.) این آدم ها و ماجراهای شان به جز اینکه محتوای داستان هایم را می سازند،

باعث می شوند همانطوری که می گویی در سادگی به زیبایی برسم. برسم به زیبایی های بی بزک. چطور؟ مثلا در خیاو کسانی هستند که جمله هایی می گویند که اگر بگوییم این حرف ها را مثلا منیچه یا شوپنهاور گفتند، مردم این سخن ها را قاب کرده و به دیوار می زنند ولی این حرف ها را کی زده؟ یک آدم بیسوادی که در خیاو مثلا باقالی می فروشد یا آهنگری می کند و همین آدم ممکن است بعد از این جمله، فحش رکیکی هم بدهد و بعد در جوی خیابان فین کند!

خیاو جای کوچکی است. آنها به شما که داستان نویس شان هستید چطور نگاه می کنند؟

– اهل خیاو و ساکن آنجا بودن، چیز غریبی است. در خیابان ها و کوچه های خیاو که راه می روی انگار علم نویسنده بودنت را بر دوش گرفته ای و اهالی هم محبت و لطف می کنند. حالتم را می پرسند و بعضی ها «استاد» خطابم می کنند. بعضی ها داستان می دهند که بخوانم، بعضی ها می آیند و از سرِ لطف ماجرایی را تعریف می کنند که به درد نوشتنم بخورد. بعضی ها درباره هر چیزی نظرم را می پرسند . مثل این که وقتی نویسنده باشی درباره همه مسائل دنیا می توانی نظر درست بدهی و همیشه هم می گویم همانطوری که یکی نجار است، یکی آهنگر است، من هم فن نوشتن را بلدم و نویسنده ام.

اینهایی که گفتم، از نوش گفتم و حالا از نیشش می گویم. من مایه داستان هایم را بیشتر از خیام می گیرم. از آدم ها، از ماجراها و از حرف هایی که اهالی می زنند و در داستان ها این ماجراها، حرف ها و بعضی وقت ها نام آدم ها را می آورم. آدم هایی که نام شان آمده و ماجرا و حرف ناشایستی به آنها نسبت داده شده، ناراحت می شوند. غضب آلود نگاهم می کنند و البته حق دارند ولی من هم باید بنویسم و چون شیفته خیاو و آدم هایش هستم، نمی توانم از نکته های جالب بگذرم. حتی اگر من ماجرایی را تخیلی بنویسم که کتاب هایم پر از این ماجراهاست، خواننده های خیاو گمان می کنند که حتما آنها هم واقعی هست.

بعضی ها ذره بین بر می دارند و دنبال چیزهایی می گردند که پیدا کنند و کشف شان را به گوش همه برسانند و من که سنم بالا می رود، حساسیتم بیشتر می شود و تحملم کمتر می شود. کم کم منزوی و مردم گریز می شوم. هفت، هفت و نیم صبح از خانه می آیم دفتر و بعضی وقت ها ناهار هم به خانه نمی روم و تا نه و نیم ده شب آنجا تنها می مانم. احساس می کنم مثل باکتری هستم که در بدن خیاو زندگی می کنم، هم سود می رسانم، هم تغذیه می کنم و هم آسیب می رسانم و البته بدن خیام هم به من صدمه می زند و این نگاه های عتاب آلود از جان و تن من می کاهد و از این زندگی هم گریزی نیست.


خبرگزاری آريا – نخستين نشست «آيين آواز» در سال ٩٧ برگزار شد


نخستين نشست «آيين آواز» در سال ٩٧ برگزار شد

خبرگزاري آريا – نخستين نشست «آيين آواز» در سال جديد با حضور تعدادي از هنرمندان و علاقه‌مندان موسيقي ايراني با حضور «محمد ملاآقايي»‌ و «علي عظيمي نژادان» در حالي برگزار شد که اين دو آوازخوان به اين نکته اشاره داشتند که هم‌اکنون زيبايي‌شناسي آواز با تغييراتي نسبت به گذشته روبه‌رو شده است. همچنين تاريخچه و اوضاع نقد آواز ملي و دستگاهي نيز بررسي شد. در اين نشست همچنين گروه موسيقي محلي لري به اجراي برنامه پرداختند و آوازهايي را با گويشِ محلي‌شان اجرا کردند. آواز خواني مسعود ميرزاحيدر خواننده و مدرس پيشکسوت آواز نيز ديگر بخشِ اين برنامه بود.
در ابتداي اين نشست «محمد ملاآقايي» -خواننده و مدرس پيشکسوت موسيقي- به اين مساله اشاره کرد که در گذشته زيبايي‌شناسي آواز ايراني و امتياز بزرگ يک خواننده بر داشتن صداي قدرتمند و رسا بنا شده بود؛ اما امروز مي‌بينيم به اين مقوله ديگر به عنوان يک امتياز نگاه نمي‌کنند و صداهاي ظريف هم در مقوله زيبايي‌شناسي خوانندگان قرار مي‌گيرند. البته براي آسيب‌شناسي هنر آواز در چهار دهه اخير وجود منِ خواننده، مدرس و شماي آهنگساز و نوازنده کافي نيست. به اين منظور و در چنين محافل و جمع‌هايي نياز به حضور طيف متنوعي از گروه‌هاي اجتماعي و علمي شامل استادان دانشگاه، جامعه‌شناسان، روزنامه‌نگاران و بقيه هم هست. در واقع لازمه آسيب‌شناسي آواز، دارا بودن ديد وسيع اجتماعي و هنري و غير از آن است.»
ملاآقايي سپس از گروه موسيقي محلي لري که براي همراهي صدايش از استان لرستان به «آيين آواز» آمده بودند، دعوت کرد که روي صحنه بيايند و بهاريه‌اي را به گويش زادگاهش براي حاضران خواند. اين در حالي است که «حماد ملاآقايي» نوازنده کمانچه، «رضا بيرانوند» نوازنده تار، «مهدي بيرانوند» نوازنده کمانچه، «داود بيرانوند» نوازنده سرنا و «حسن سپهوند» نوازنده تمبک گروه اجرايي اين بخش از برنامه را تشکيل مي دادند.
علي عظيمي نژادان جامعه شناس و علي شيرازي کارشناس مجري مجموعه برنامه هاي «آيين آواز» نيز در اين نشست با موضوع «نقد در آواز ايراني» به تاريخچه و اوضاع نقد آواز ملي و دستگاهي پرداختند. اجراي محمدفرزين ذوالقدر به همراه سه‌تار بهرام آذرشب، اجراي اميرعلي هاشمي با همراهي عمران قرباني نوازنده تار، علي اصغر عاطفي نوازنده تمبک و خشايار اشکوري نوازنده کمانچه، آواز خواني مسعود ميرزاحيدر خواننده و مدرس پيشکسوت آواز به همراه سه تار حسن علي نژاد، اجراي گروه خانوادگي مظلوم به خوانندگي مسعود مظلوم، سه تار نوازي و همخواني مهرداد مظلوم و دف مژگان مظلوم از بخش هاي مختلف اولين نشست «آيين آواز» بودند.


مجید انتظامی و ۴۰ سال فعالیت هنری‌اش


هفته نامه همشهری جوان – سعیده نیک اختر: خیلی ها انتظامی را با آهنگ هایی که ساخته می شناسند. ساز اصلی این آهنگساز برجسته، «اوبا» است و سال هاست تدریس موسیقی می کند. مجید، فرزند بزرگ عزت الله انتظامی، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر است. او از کودکی به موسیقی علاقه مند بود و در هنرستان موسیقی زیر نظر کمال پورتراب و ثمین باغچه بان دوره دید. اولین نت موسیقی اش را زیر نظر استاد پورتراب نوشت. پس از گرفتن دیپلم وارد ارکستر سمفونیک شد و زیر نظر «آنتوان کاتلوس» ابوا را حرفه ای تر نواخت. مدتی بعد برای معالج کلیه اش راهی آلمان شد و بنا به توصیه پدر، همان جا تحصیلات دانشگاهی موسیقی را زیر نظر آهنگساز معروف «کارل اشتاین» ادامه داد.

نشان از پدر

مجید انتظامی و پدرش عزت الله انتظامی

بعد از چهار سال از «کنسرواتوار» برلین فارغ التحصیل شد. همان جا با ارکستر سمفونیک های برلین و «فیلارمونیک» آلمان همکاری می کند اما سال ۱۳۵۳ به ایران برگشته و در ارکستر سمفونیک تهران استخدام می شود. همزمان در دانشگاه تهران و مدرسه عالی موسیقی تدریس هم می کند. همان سال قطعاتی را برای کانون پرورش فکری می سازد. سال ۱۳۵۶ اولین موسیقی تصویری را برای کار کوتاه «زال و سیمرغ» نوشت. اولین موسیقی فیلمش هم برای فیلم سینمایی «سفر سنگ» بود. انتظامی از پرکارترین آهنگسازهای کشورمان است که ضمن تدریس، از سال ۵۰ تا به حال بیش از ۸۰ موسیقی متن فیلم و سریال ساخته.

از آثار دیگرش ساخت ۱۰ موسیقی صحنه ای است که در اجرایش به عنوان نوازنده حضور داشته. انتظامی برای چهار فیلم برنده سیمرغ بلورین فجر شده است و سال ۸۹ به عنوان چهره ماندگار معرفی شد. سال ۹۳ به عنوان جهادگر عرصه فرهنگ و هنر نشان افتخار دریافت کرده است. همسر انتظامی، آذرنوش صدر سالک، نوازنده چنگ، پیانو و مدرس موسیقی است که در هنرستان موسیقی با او آشنا شد و ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج دو فرزند به نام های گلنوش و سروش است که هر دو در حوزه هنر فعالیت دارند. گلنوش انتظامی نوازنده و فیلمساز است و سروش بعد از اخذ مدرک دکترای موسیقی از وین، موسیقی فیلم می سازد.

نشان از پدر

۱۳۵۶؛ ۳۰ سالگی

سفر سنگ

انتظامی سی ساله بود که اولین موسیقی فیلم را برای سفر سنگ ساخت. سفر سنگ یازدهمین فیلم کیمیایی است. بیشتر موسیقی فیلم های کیمیایی را تا قبل از این اسفندیار منفردزاده ساخته بود اما این آشنایی سبب ساخته شدن موسیقی سفر سنگ شد.

۱۳۵۷؛ ۳۱ سالگی

ازدواج با صدر سالک

مجید انتظامی سی و یک ساله بود که با آذرنوش صدر سالک از مدرسان مدرسه موسیقی ازدواج کرد. صدر سالک از دوازده سالگی وارد گروه کر تلویزیون شد. او از سنین پایین تر زیر نظر معلمان خارجی ساز هارپ را آموزش دید و به طور رسمی از هجده سالگی با ارکستر سمفونیک تهران کارش را آغاز کرد. از آن زمان تا به امروز چیزی نزدیک به ۴۰ سال می گذرد. صدر سالک آن طور که خودش می گوید طی این سال ها در کنار مجید انتظامی در موسیقی کار کرده و فعالیت خود را در زمینه های مختلف جدا و مجزا از همسرش نمی داند، با این که صدر سالک تنها نوازنده ساز هارپ در ایران است همچنان خود را دستیار مجید انتظامی می داند.

نشان از پدر

مجید انتظامی و همسرش آذرنوش صدر سالک

۱۳۶۲؛ ۳۶ سالگی

بچه های کوه آلپ

در جمعی یکی از دوستان انتظامی با حسرت به او گوشزد می کند که ببین خارجی ها چه هوش و استعدادی دارند. از ساز ایرانی سنتور به خوبی در کارهایشان استفاده می کنند و خود ما چنین کاری نمی کنیم. بعد اشاره به ساخت موسیقی انیمیشن بچه های کوه آلپ می کند. انتظامی آهی می کشد و به دوستش می گوید: «خیلی غصه نخور. این موسیقی را خود ما ایرانی ها ساخته ایم.» بعد درباره ساخت این موسیقی برای دوستش توضیح می دهد که کار خود انتظامی بوده!

۱۳۶۲؛ ۳۸ سالگی

بای سیکل ران

انتظامی برای دوازدهمین موسیقی فیلمی که ساخته بود توانست برنده سیمرغ بلورین جشنواره فجر هفتم شود. موسیقی «بای سیکل ران» با توجه به موضوعش که تلاش یک مرد افغان برای تامین هزینه درمان همسرش است، ساخته شد. موسیقی بومی که با حس و حال بازیگر کاملا جور بود.

۱۳۶۶؛ ۴۰ سالگی

ترن

می گویند چهل سالگی سن پختگی است و بیشتر آدم ها بهترین آثارشان را در این سن خلق می کنند. انتظامی هم از این امر مستثنی نبود. وقتی موسیقی «ترن» ساخته شد، خیلی ها از جمله منتقدان و داوران فجر، متوجه آن نشدند و انگار آن را نشنیدند اما مدتی بعد خیلی ها موسیقی ترن را زمزمه کردند و با آن آواز خواندند.

نشان از پدر

۱۳۷۱؛ ۴۵ سالگی

از کرخه تا راین

خیلی ها وقتی این فیلم را دیدند با موسیقی اش گریستند. این قدر این موسیقی ملودرام، احساسی و سوزناک بود که غم سوژه را برای مخاطب دوچندان کرد. این دومین همکاری حاتمی کیا و انتظامی بود. انتظامی برای فیلم «وصل نیکان» هم موسیقی ساخته بود که چندان مورد توجه قرار نگرفت اما از کرخه تا راین این ویژگی را داشت که فاصله بین موسیقی و سوژه به حداقل رسیده بود و کاملا بر هم منطبق شده بودند. ضمن این که از معدود دفعاتی بود که انتظامی از گیتار برقی در کارش استفاده کرد اما چون استفاده بجایی بود، خیلی ها متوجه اش نشدند. انتظامی برای ساخت این موسیقی برنده دیپلم افتخار فجر یازدهم شد. این موسیقی بارها در تلویزیون به بهانه های مختلف پخش شد. سال ۷۱ سال پرباری برای انتظامی بود و برای هفت فیلم دیگر غیر از «از کرخه تا راین» موسیقی ساخت.

۱۳۷۲؛ ۴۶ سالگی

روز واقعه

سال ۷۲ اتفاق خوبی برای انتظامی افتاد؛ موسیقی فیلمی به او پیشنهاد شد که مدت ها ذهنش را درگیر کرده بود. خصوصا این که پدرش هم در این فیلم بازی می کرد. برای پیدا کردن ملودی و نزدیک شدن به حال و هوای آن روزهای کربلا در سال ۶۱ هجری، انتظامی مدت ها فکر کرد و نت های بسیار نوشت اما هنوز موسیقی اش چیزی کم داشت. انتظامی در خاطراتش گفته: «سراغ مادرم رفتم و از او خواستم هرچه قابلمه روحی و کهنه دارد به من بدهد. مادرم با تعجب قابلمه ها را به من داد. قابلمه ها را کنار هم چیدم و با سنگ پشت آن ها کوبیدم. بعدا وقتی موسیقی ساخته شد و مادرم آن را شنید، تازه متوجه شد قابلمه هایش به چه کار آمده است!» انتظامی برای ساخت موسیقی متن روز واقعه شهرام اسدی، برنده سیمرغ بلورین فجر سیزدهم شد.

۱۳۷۴؛ ۴۸ سالگی

بازمانده و بوی پیراهن یوسف

سال ۷۴ مرحوم سیف الله داد فیلم «بازمانده» را درباره رژیم اشغالگر قدس و مبارزه فلسطینی ها، براساس رمانی به نام «بازگشت به حیفا» ساخت؛ فیلمی که تمام بازیگران آن عرب زبان بودند و بسیار به واقعیت نزدیک بود. انتظامی برای این فیلم موسیقی متنی با تم موسیقی عربی نوشت که ماندگار شد. همان سال موسیقی دیگری برای حاتمی کیا نوشت که هنوز خیلی ها آن را زمزمه می کنند. به نظر می رسد انتظامی موسیقی بوی پیراهن یوسف را با تمام احساسش از عمق دلش نوشت که این قدر خوب حال دایی غفور، راننده تاکسی در انتظار فرزند آزاده اش را نشان داد. صدای غالب موسیقی این فیلم، صدای سوت کشیدن با دهان بود که در زمان خودش موسیقی بی نظیر و نویی شد. انتظامی اعتقاد داشت سوت نزدیک ترین آوا به آوای ذهنی انسان است.

۱۳۷۵؛ ۴۹ سالگی

تنهاترین سردار

انتظامی برای سریال فخیم زاده موسیقی ساخت. این از معدود دفعات در کارهای انتظامی بود که کلام همراه موسیقی می شد. محمد اصفهانی تیتراژ تنهاترین سردار را خواند که روی موسیقی انتظامی خیلی خوب سوار شد. این سریال که از شبکه یک هم پخش شد درباره صلح امام حسن (ع) و بررسی وضعیت دوران خلافت معاویه است. انتظامی بعد از روز واقعه نشان داد که جنس کارهای تاریخی را خوب می شناسد و می تواند برایشان موسیقی همراه کننده ای بسازد که به روایت کمک کند. موسیقی این فیلم به شکل آلبوم به بازار عرضه و پخش شد.

۱۳۸۰؛ ۵۴ سالگی

من ترانه ۱۵ سال دارم

انتظامی شش سال موسیقی فیلم نساخت و بیشتر درگیر ساخت موسیقی سمفونی بود. سال ۸۹ برای فیلمی از صدرعاملی موسیقی ساخت که خیلی سر و صدا کرد. صدرعاملی برای این فیلم اجتماعی، سیمرغ بلورین گرفت. فیلمنامه او نقش اول زن فیلم هم برنده جایزه شدند. «من ترانه ۱۵ سال دارم» در بسیاری از جشنواره های بین المللی جایزه گرفت. با این که موسیقی این فیلم جایزه نگرفت اما ساختاری روایی و موازی با متن و قصه داشت.

نشان از پدر

۱۳۸۱؛ ۵۵ سالگی

دیوانه ای از قفس پرید

سال ۸۱ انتظامی درگیر سومین فیلم احمدرضا معتمدی شد که ساختاری فلسفی داشت. پدرش عزت الله به همراه نیکی کریمی و پرویز پرستویی در این فیلم بازی می کرد. «دیوانه ای از قفس پرید» برنده سه سیمرغ بلورین شد که یکی از سیمرغ ها متعلق به مجید انتظامی برای موسیقی فیلم بود. سیمرغ های دیگر به بهترین بازیگر زن و بهترین فیلم تعلق گرفت.

۱۳۸۲؛ ۵۶ سالگی

دوئل

انتظامی موسیقی این فیلم را خیلی دوست دارد و آن را یکی از بهترین کارهایش می داند. آلبوم موسیقی فیلم «دوئل» دارای ۲۰ قطعه موسیقی است. در این آلبوم از کمانچه، نی انبان، هورن، ترومپت، ترومبون، ویولن و پیانو استفاده شده است. دوئل احمدرضا درویش، یکی از پرهزینه ترین موسیقی های فیلم را دارد و برای صداگذاری اش به روش دالبی ساراند، زحمت زیادی کشیده شد. در کارنامه کاری انتظامی این موسیقی به لحاظ اکشن بودن، کاری متفاوت است و هیاهوی زیادی دارد. دوئل در جشنواره فجر بیست و دوم برنده نه سیمرغ شد.

۱۳۹۰؛ ۶۶ سالگی

کلاه پهلوی

انتظامی برای اولین بار برای تاریخ دوران پهلوی سفارش ساخت موسیقی گرفت. ضیاءالدین دری، بیشتر این سریال را در شهرک سینمایی غزالی و یکی از روستاهای اطراف ساوه فیلمبرداری کرد. این سریال که بیشتر درباره نفوذ فرانسوی ها به مدارس ایران و تغییر پوشش ایرانی هاست، رگه هایی از شیفتگی به سبک زندگی اروپایی ها را نشان می دهد که همه این ها در شکل گیری موسیقی سریال بی تاثیر نبوده. انتظامی بعد از «کلاه پهلوی» برای مجموعه دیگری موسیقی متن نساخت.

• سال ۶۶ انتظامی برای سریال گرگ های میرباقری موسیقی ای با تم حماسه، عشق و ظلم ساخت.


1 2 3 6