Tag Archives: موسيقي

خبرگزاری آريا – شعر و صداي پدر با موسيقي پسر


شعر و صداي پدر با موسيقي پسر

خبرگزاري آريا – صدرالدين و سينا حجازي اولين آلبوم مشترک خود را با نام «قلک عنکبوتي»، روز جمعه چهارم خرداد با حضور تعدادي از هنرمندان در «خانه فرهنگ و هنر مانا» رونمايي کردند.
آلبوم «قلک عنکبوتي» اثر مشترک صدرالدين حجازي بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون و پسرش سينا حجازي است که با شعر و صداي پدر و همراهي موسيقي متن و آهنگسازي پسر، به همت موسسه نشر و پخش جوان و موسسه «آواي حنانه» منتشر و روانه بازار شده است.
نيما جوان مدير نشر و پخش «جوان» در ابتداي اين مراسم ضمن ابراز خرسندي از انتشار آلبوم «قلک‌هاي عنکبوتي» بار ديگر به موضوع کپي رايت و رعايت حقوق مادي آثار تأکيد کرد و گفت: «اميدوارم همه ما در شرايطي باشيم که همواره نسبت به خريد قانوني آثار موسيقايي و رعايت کپي‌رايت وضعيت بحراني بازار موسيقي ايران را بهبود بخشيده تا فرآيند توليد، بازاريابي و فروش محصولات موسيقايي در چرخه روان‌تري حرکت کند.»
صدرالدين حجازي شاعر و گوينده اشعار آلبوم «قلک عنکبوتي» که با ايفاي نقش درسريال «کوچک جنگلي» در سالهاي دور به شدت مورد توجه قرار گرفت نيز در اين مراسم ضمن قدرداني از حضور مخاطبان در مراسم رونمايي از اين آلبوم به بيان جزئياتي از اين اثر پرداخت.
سينا حجازي خواننده موسيقي پاپ و فرزند صدرالدين حجازي که آهنگسازي آلبوم «قلک عنکبوتي» را برعهده داشت در اين مراسم ضمن ابراز خوشحالي از انتشار اين آلبوم از مردم خواست تا نسخه اصلي اين اثر را تهيه کنند.
جمشيد مشايخي بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون نيز که به عنوان مهمان ويژه در اين مراسم حضور پيدا کرده بود، ضمن بيان خاطره‌اي از همکاري خود با صدرالدين حجازي در طول سال‌ها فعاليت مشترک‌شان، از انتشار اين آلبوم قدرداني کرد.
آلبوم «قلک عنکبوتي» متشکل از شعر و صداي صدرالدين حجازي به همراه موسيقي متن سينا حجازي است که به همت موسسه نشر و پخش جوان و موسسه «آواي حنانه» در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.


خبرگزاری آريا – سمينار «نسل ما و موسيقي» با سخنراني پويا نيک‌پور


سمينار «نسل ما و موسيقي» با سخنراني پويا نيک‌پور

خبرگزاري آريا – پويا نيکپور (آهنگساز و رهبرارکستر) روز جمعه چهارم خرداد‌ماه به ميزباني مجموعه «شهر صداي پارسيان» سمينار تخصصي «نسل ما و موسيقي» را برگزار مي‌کند.
آيدين الفت، مدير مجموعه «شهر صداي پارسيان» با اعلام خبر برگزاري سمينار «نسل ما و موسيقي» مي‌گويد: «پويا نيکپور از جمله هنرمنداني است که در سوابق کاري او رهبري ارکستر کنسرت و آهنگسازي آثار بسياري از خوانندگان شناخته شده پاپ کشورمان وجود دارد. از اين‌رو تصميم گرفتيم با در نظر گرفتن اين فعاليت‌هاي درخشان، کارگاه‌هاي آموزشي را به ميزباني مجموعه برگزار کنيم که برپايي «کارگاه موسيقي جَز» و کارگاه «رهبري ارکستر کنسرت موسيقي پاپ» از جمله برنامه‌هاي آينده ما است. اما پيش از برگزاري اين کارگاه‌ها قرار است سمينار تخصصي به نام «نسل ما و موسيقي» برگزار شود که تصور مي‌کنم ‌تواند به دليل سرفصل‌هاي مطرح شده مورد توجه مخاطبان قرار گيرد.»
اين صدابردار درباره جزئيات سمينار توضيح مي‌دهد: «تنوع ذائقه موسيقى در ادوار مختلف»، «تأثير نبود يك رسانه معتبر در موسيقى»، «نبود كپى‌رايت در موسيقى ايران»، «وجود موانع مختلف در بحث موسيقى»، «تأثير تكنولوژى بر موسيقى»، «كمرنگ شدن چهره‌هاى معتبر موسيقى» و «معرفى دوره‌هاى آموزشى جديد مهندسي صدا» به سرپرستي من از جمله موضوعاتي است که در اين سمينار مورد توجه قرار خواهد گرفت.»
الفت در پايان صحبت‌هايش بيان مي‌کند: مجموعه «شهرصداي پارسيان» به هيچ عنوان دنباله‌روي روش متداول و سنتي آموزشگاه‌ها و مراکز توليد آثار موسيقايي نيست. ما به دنبال تغيير فرهنگِ ديد به موسيقي و حوزه مهندسي صدا هستيم که بتواند نگرش مخاطبان به موضوع مهم «صدا در موسيقي» که هنوز با استاندارهاي جهاني فاصله دارد، تغيير دهد. در اين راه برنامه و فعاليت‌هاي جديدي را در حوزه آموزش و پژوهش آغاز کرده‌ايم که به زودي جزئيات آن اعلام خواهد شد.»
سمينار«نسل ما و موسيقي» به سخنراني پويا نيکپور ساعت ۱۷ روز جمعه چهارم خرداد ماه در مجموعه «شهرصداي پارسيان» به آدرس خيابان مطهرى، خيابان ميرعماد، خيابان دوم، پلاك ٢٢، ساختمان سَدا برگزار مي‌شود.
ورود براى عموم آزاد و رايگان است اما علاقه‌مندان به علت محدوديت فضا بايد قبل از حضور، نسبت به ثبت نام خود از طريق شماره تلفن ٨٨٧٦٠٠٠١ اقدام کنند.


خبرگزاری آريا – علي ترابي: زمان پوست‌اندازي دفتر موسيقي فرا رسيده است


علي ترابي: زمان پوست‌اندازي دفتر موسيقي فرا رسيده است

خبرگزاري آريا – «علي ترابي» چند ماهي است که به عنوان مدير کلِ‌ دفتر موسيقي جايگزين «فرزاد طالبي» شده است. او سال‌ها قبل نيز مدتي متصدي اين پست بود و به عنوان مدير انجمن موسيقي نيز فعاليت مي‌کرد و فعاليت‌هايي نيز در جشنواره‌هاي مختلف داشت. «ترابي» اما روزهاي سختي در پيش دارد؛ همان‌طور که لابد مديرانِ پيشين‌اش داشتند؛ مديريت بر فضاي پرچالش و همواره پرحاشيه‌ي موسيقي با بودجه‌ي اندکي که در اختيارِ اين نهاد است، قطعا کار ساده‌اي نيست. در اين گفت‌وگو با او درباره‌ي تمام مسايلِ مربوط به موسيقي سخن گفته‌ايم. درباره‌‌ي جشنواره‌ي موسيقي فجر که گويا حالا چند سالي است اهالي موسيقي به آن حساس‌تر شده‌اند، درباره‌ي مجوزها و سياست‌هايي که براي حمايت از موسيقي نواحي و سنتي دارد. او اما تاکيد دارد که دفتر موسيقي وزارت ارشاد اندک اندک تلاش خواهد کرد تا از تصدي‌اش بر موسيقي بکاهد و آن را به خود هنرمندان واگذار کند. ترابي وعده‌ي حمايت از بخش خصوصي را نيز مي‌دهد و سهولتِ جريانِ دريافتِ مجوزها. اين اولين گفت‌وگوي ما با اوست و در حالي که آرزو داريم بعد از پايانِ دورانِ‌ مديريتش از چگونگي تحقق تمامي وعده‌هايش با او بگوييم:
* معمولاً مديران وقتي در منصبي قرار مي‌گيرند،‌ نيازمند فرصتي هستند تا خودشان را با شرايط‌ منطبق کنند. شما البته پيش از اين مدتي به عنوان سرپرست دفتر موسيقي و همچنين مدير انجمن موسيقي فعاليت داشته‌ايد. برآيندتان از شرايط فعلي اين دفتر چيست؟همان‌طور که اشاره کرديد، دفتر موسيقي براي من محيط غيرآشنايي نبوده و طبيعتاً در اين سال‌ها هم چندان از فضاي موسيقي دور نبوده‌ام؛ اما روزي که من از دفتر موسيقي رفتم، شرايط فرهنگي کشور نسبت به شرايط کنوني بسيار متفاوت بود و اين مسأله تأثيرات خودش را در تمامي حوزه‌ها گذاشته است. ابتدا بايد از زحمات‌ مديران پيشين تشکر کنم که همه‌شان زحمات بسياري کشيدند و هر کدام نکات برجسته‌ي خودشان را دارند.
* منظورتان آقايان ميرزماني، ارجمند و طالبي است؟‌ از نظر شما ويژگي‌هاي هر کدام از اين افراد چه بود؟آقاي «ميرزماني» با نجابت اخلاقي‌شان مؤثر بودند. آقاي «ارجمند» با جسارت و ايده‌هايشان تأثيرگذار بودند و آقاي طالبي با طمأنينه توانستند آرامش را به اين دفتر بازگرداندند. اين دوستان همه به نوبه‌ي خودشان زحمت کشيدند و حالا چند صباحي نوبت من است.
* اشاره کرديد که از آن زمان تاکنون، تفاوت‌هاي بسياري در حوزه‌ي فرهنگي رخ داده است. در اين باره توضيح مي‌دهيد؟روزي که من از دفتر موسيقي رفتم، اقبال به موسيقي سنتي و اصيل ما بسيار بيشتر بود. حتي از لحاظ کمي، تعداد کنسرت‌هاي موسيقي اصيل -با فاصله‌اي اندک- از تعداد کنسرت‌هاي پاپ بيشتر بود. در طول سال‌هاي گذشته اما ذائقه‌ها خيلي سهل‌پسندتر شد. اين مسأله که به نظر مي‌رسد تنها هم مختص ما نيست و روندي جهاني پيدا کرده و تنها معلول‌ سياستي خاص هم نيست، باعث شده تا نسبت توليد آلبوم‌هاي موسيقي و تک‌قطعه‌ها در حوزه‌ي موسيقي سنتي، کلاسيک و نواحي بسيار کمتر از موسيقي‌هاي ديگر باشد. همان‌طور که در تمام دنيا غلبه بر موسيقي‌هاي سبک‌تر است، اين اتفاق در کشور ما هم رخ داده. در واقع مي‌توان گفت موسيقي عامه‌پسند خودش را تثبيت کرده و با افزايش سرمايه‌گذاري، بحث تجاري در آن بسيار پررنگ‌تر شده است. هم‌اکنون تعداد سالن‌‌ها تغييري نکرده؛ اما تعداد رخدادهاي موسيقي در حوزه‌ي پاپ بسيار بيشتر شده است. علاوه بر آن، بحث «ستاره» يا به اصطلاح «سلبريتي» در حوزه‌ي موسيقي پاپ بيش از قبل نمود پيدا کرده است.
* خب اين ماجرا معلول‌ چه شرايطي است؟‌ بخشي از آن طبيعي است و اجتناب‌ناپذير و بخشي ديگر به علت عدم حمايت و توجه کافي به بخش‌هاي ديگر. همين مسأله باعث شده تا بخشي از موسيقي‌هاي غيرپاپ براي اينکه بتوانند روي پاي خود بايستند، به کنسرت اتکا کنند و از آنجا که کنسرت در سالن‌هاي کوچک جواب نمي‌دهد، بايد به سالن‌هاي بزرگ بروند. مسأله اينجا شکل مي‌گيرد. موسيقي سنتي و نواحي مخاطبي به اندازه‌ي سالن‌هاي بزرگ ندارد و بنابراين فعالان آن عرصه ناگزيرند تا کار خود را به سليقه‌ي مخاطب پاپ نزديک کنند. به همين خاطر است که اجرا در سالن‌هاي بزرگ، پيشبردي براي موسيقي سنتي به وجود نياورده و لزوماً مخاطبان زياد در اين کنسرت‌ها به تغيير ذائقه و سليقه‌ي شنيداري‌ مخاطبان منجر نشده است.
* اين‌همه چهره و ستاره در حوزه‌ي موسيقي پاپ در اين مدت‌زمان کوتاه چگونه شکل گرفته است؟ اين سؤال را از اين جهت مي‌پرسم که به نظر مي‌رسد اين روند به خود فعالان موسيقي پاپ هم ضربه وارد و همه‌چيز را در آن غيرقابل پيش‌بيني کرده است. ببينيد امروز فعاليت در حوزه‌ي موسيقي پاپ راحت‌تر شده؛ چون دنيا عوض شده و تجهيزات تغيير کرده است. طيف زيادي از هنرمندان جوان کار توليد مي‌کنند و آثارشان به راحتي شنيده مي‌شود. جالب اينکه اين افراد خيلي هم منتظر نمي‌مانند که کارهايشان از مجاري رسمي منتشر شود.
* اين خوب است يا بد؟ معايب و محاسن خودش را دارد.
* اما به گواه اهل فن، موسيقي پاپ ما هم در اين سال‌ها با يک سقوط کيفي همراه بوده است. در اين مورد با شما موافقم. اگر بخواهم در مورد سطح کارها -به خصوص در حوزه‌ي شعر که قابل استنادتر است- صحبت کنم، مي‌بينيم که روند رو به جلويي نداشته‌ايم. تعداد زيادي از ترانه‌هايي که براي شوراي شعر فرستاده مي‌شود، به اندازه‌اي سطحي است که اصلاً بحث کيفي در آن معنايي ندارد و بحث بر سر اين است که چه تعداد غلط املايي و نگارشي در آن هست!
* البته که ترانه يک معضل بزرگ در موسيقي امروز ايران است. اما آيا مي‌توان از آن انتظار قدرتمندي يک شعر کلاسيک را داشت؟نمي‌توان انتظارات فني شعر را از ترانه داشت. چون گاهي بر اساس ملودي نوشته مي‌شود. اما اين نمي‌تواند باعث شود که هيچ ترتيب و آدابي در آن لحاظ نشود. مشکل اين است که مجوز اين آثار را از ارشاد مي‌خواهند و ما روي لبه‌ي يک تيغ هستيم. يعني اگر مجوز صادر نشود، محکوم مي‌شويم که جلوي آزادي هنري را گرفته‌ايم و اگر صادر کنيم، اين معنا تلقي مي‌شود که اين مجوز، معناي زيبايي‌شناختي هم دارد؛ که مطلقاً اين‌طور نيست. ما سال‌ها است که در وزارت ارشاد از شاخص‌هاي زيبايي‌شناسي فاصله گرفته‌ايم.
* چرا؟ آيا‌ دستگاهي که مجوز مي‌دهد نمي‌تواند روي کيفيت‌ آثار تأثيرگذار باشد؟ماهيت وظيفه‌ي ما اين اجازه را نمي‌دهد. ضمن اينکه تمام پيشرفت‌هاي هنري در شکستن معيارهاي گذشته رخ داده است. هيچ فکر کرده‌ايد که اگر ما بخواهيم روي معيارهاي سخت‌گيرانه بايستيم، خروجي چه خواهد شد؟ اين روزها شرايط کاملاً عوض شده و ما با توجه به شرايط بايد تصميماتي متفاوت بگيريم.
* من ناگزيرم بار ديگر سؤالم را تکرار کنم. به‌هرحال مميزي زماني معنا پيدا مي‌کند که روي کيفيت کار تأثير بگذارد؛ وگرنه مميزي شعر حافظ و سعدي چه معنايي دارد؟ببينيد در دوره‌اي آلبوم‌ها بعد از انتشار، از لحاظ کيفي درجه‌بندي مي‌شدند. اين در تاريخ هنر بي‌سابقه است. تاريخ هنر مملو از کارهايي است که بعد از صد سال فهميده‌اند که چه شاهکاري بوده يا برعکس. شما با هيچ توان کارشناسي نمي‌توانيد سرنوشت زيبايي‌شناسي يک اثر را تعيين کنيد. کاملاً بديهي است که اين مسأله کار نادرستي است. ضمن آنکه حتي تعيين کيفيت صداي يک خواننده، نسبتي با آنچه در صحنه انجام مي‌شود، نداشته و با تمام سخت‌گيري‌ها اين مسائل وجود دارد. بايد امکان برگزاري کنسرت‌هاي بيشتري فراهم شود تا حق انتخاب بين رويدادهاي مختلف وجود داشته باشد. هيچ کس نمي‌تواند ثابت کند که کاري قوي‌تر است يا نه. اينها فرمول‌بندي مشخصي ندارد.
* موسيقي سنتي اين روزها وضعيت غم‌انگيزتري -لااقل به لحاظ مخاطب- دارد. آيا دفتر موسيقي تمهيدي براي جان گرفتن دوباره اين موسيقي دارد؟به نظر من اين مسأله تنها محدود به ايران نيست. شما اگر به مهد موسيقي کلاسيک هم برويد، مشاهده مي‌کنيد که مخاطبان‌ کنسرت‌هاي کلاسيک، افراد ميان‌سال يا مسن هستند و مخاطبان جوان در آن کمتر حضور دارند. به همين خاطر است که اين روزها ارکستر سمفونيک‌هاي دنيا کارهاي سبک‌تري را هم اجرا مي‌کنند. مي‌خواهم بگويم اين اتفاق در فرهنگ جهاني نيز رخ داده و خوب يا بد، جريان‌هاي دولتي نمي‌توانند درباره‌ي آن تصميم بگيرند. با اين وجود، دفتر موسيقي -که از توان‌ اندکي به لحاظ سرمايه‌گذاري و اجرايي برخوردار است- بايد توان خود را براي توسعه‌ي اين موسيقي صرف کرده و توجه به معيارهاي اقتصادي، مارکتينگ يا رقابت با بخش خصوصي را کنار بگذارد؛ چون نه مي‌تواند در آن بخش موفق شود و نه به صلاح موسيقي است. به بيان ديگر، وظيفه‌ي دستگاه‌هاي فرهنگي اين است که هر کجا که بخش خصوصي به دلايل محتلف از ورود به آن اجتناب مي‌کند، ورود کرده و در جايي که بخش خصوصي فعال است و امتحان خود را پس داده‌، در حد نظارتي و تعريف‌شده‌ي قانوني وارد شود و سنگ جلوي پايشان نگذارد. براي ما حمايت از موسيقي نواحي و کلاسيک در اولويت است.
* اين حمايت‌ها شامل چه چيزي است؟ مثلاً اگر قرار باشد فلان استاد در تالار وحدت به اجراي برنامه بپردازد، در هزينه‌ي سالن يا اعطاي مجوز تسهيلاتي قائل مي‌شويد؟خوشبختانه اساتيد موسيقي ما در طول زندگي‌شان وارسته‌تر از اين هستند که به دستگاه‌هاي دولتي نياز داشته باشند و علاوه بر آن، مخاطبان خودشان را به اندازه‌اي دارند که مشکلي از اين جهت نداشته باشند؛ اگرچه به اندازه‌اي که شايسته است، از مواهب هنرشان برخوردار نبوده‌اند. بودجه‌ي بسيار اندکي در اختيار دفتر موسيقي است و ما در نظر داريم اگر قرار است حمايتي انجام شود، در اين راستا باشد. گاهي در اعزام هنرمندان به خارج از کشور يا حضور هنرمندان خارجي در ايران ديده شده که از گروه‌ها و سبک‌هايي حمايت شده که چندان نيازي به اين مسأله نداشته‌اند. ما بايد به اين گروه‌ها کمک کنيم تا مسيرشان را بروند و مشکلي برايشان ايجاد نکنيم و از سوي ديگر، تمرکزمان را روي حمايت از موسيقي نواحي و اصيل بگذاريم.
* مسأله‌ي من بيشتر مسأله‌ي مجوز است.سال‌ها است که موسيقي بي‌کلام ديگر براي بررسي به شورا نمي‌رود. با اين حال، به گمان من موعد يک پوست‌اندازي براي دفتر موسيقي فرا رسيده و ما بايد براي موسيقي جدي، خودمان کار را سهل‌‌تر کرده و اعتماد بيشتري به هنرمندان داشته باشيم. از ديگر سو، در حوزه‌ي موسيقي جدي سعي خواهيم کرد تا نه‌تنها اساتيد بلکه موسيقي‌داناني که در حوزه‌ي بدنه و مياني هستند، کارهايشان به تدريج به شورا نرود و با سهولت انجام شود و جز در حوزه‌ي شعر، به تدريج نقش دفتر موسيقي را کم‌رنگ کنيم؛ به‌خصوص اينکه بحث زيبايي‌شناسي و معيارهاي هنري چندان در جريان مجوز دخيل نيست.
* موسيقي نواحي همواره يکي از چالش‌هاي مهم دفتر موسيقي بوده است. ما از يک طرف با گستردگي بسيار در اين حوزه مواجهيم و از سوي ديگر، با هنرمنداني که جزء آخرين راويان موسيقي مناطق خويش هستند و نيازمند حمايت. همين هم کار را دشوار مي‌کند.بخشي از اين روند طبيعي است. وقتي عرضه‌اي هست که تقاضايي براي آن وجود ندارد، حفظ کردن آن دشوار مي‌شود؛ به‌خصوص اينکه متأسفانه رسانه‌هاي فراگير ما و شبکه‌هاي مجازي همه در خدمت ترويح موسيقي‌اي هستند که نسبتي با موسيقي نواحي ندارد. سياست ما حمايتي است اما تداوم حمايت براي هميشه هم غيرممکن است. البته ماجرا به اين بدي مطلق هم نيست. من در جشنواره‌ي نواحي و جوان، جوانان و نوجواناني را مي‌بينم که در سنين پايين مشغول آموزش اين موسيقي هستند و همين مسأله، مايه‌ي اميدواري است. به جرات مي‌توانم بگويم که در آينده، در بسياري از سازها اگر وضع‌مان بهتر نباشد، بدتر نخواهد بود. البته اين نوازندگان به‌طور قطع، جريان‌ساز و تأثيرگذار نيستند و نمي‌توانند ذائقه‌ي عمومي جامعه و حتي منطقه‌ي خودشان را عوض کنند. شايد عشق و علاقه‌ي خاص در يک خانواده يا منطقه است که باعث مي‌شود نوجواناني به آموزش اين سازها روي بياورند.
مسأله اما کمي پيچيده‌تر است؛ در موسيقي نواحي، جهان‌بيني از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. تکنيک را مي‌شود آموزش داد. اين تفکرِ نهفته در اين موسيقي است که اين روزها دارد از دست مي‌رود؛ کما اينکه برخي از اين نوازندگان جوان با وجود آنکه تکنيک خوبي دارند،‌ اما از هويت خودشان فاصله گرفته‌اند و بدون آهنگساز خوب و داشتن پيشينه‌ي فرهنگي، خواه ناخواه وارد گروه‌هايي مي‌شوند که نه شهري هستند و نه روستايي. در بهترين حالت، موسيقي نواحيِ شهري شده را اجرا مي‌‌کنند.
* دفتر موسيقي مدتي است که براي تک‌آهنگ‌ها مجوز صادر مي‌کند و به سايت‌هاي مجاز دستور داده که بدون مجوز امکان انتشار هيچ قطعه‌اي را ندارند.‌ با توجه به آنکه روند مجوز معمولاً روندي دشوار است، اين سياست ترغيب‌کننده و حمايت‌کننده‌ي رسانه‌هاي خارج از کشور نيست؟اگر سهولت دسترسي به آن سايت‌ها را با ضوابطي که بايد رعايت کنيم مقايسه کنيم، مي‌توان اين‌طور تعبير کرد؛ اما به‌هرحال ما در چارچوب يک‌سري قوانين فعاليت مي‌کنيم. کساني که تک‌قطعه منتشر مي‌کنند، چشم‌اندازشان اجراي صحنه‌اي است و براي اين کار بايد مجوز بگيرند. البته من موافق نيستم که در اين مسير معطل شوند. خوشبختانه هم‌اکنون در حوزه‌ي شعر به‌روز هستيم و در حوزه‌ي موسيقي با حداقل سخت‌گيري ممکن اين کار انجام مي‌شود.
* واقعاً سخت‌گيري اندک است؟بله! به خصوص اينکه اين امکان وجود دارد تا خود هنرمندان به‌تنهايي و بدون عبور از مسير شرکت‌ها هم مجوز بگيرند و اين کار را ساده‌‌تر کرده است. هر فرد حقيقي مي‌تواند براي چند قطعه تقاضاي مجوز کند. من خودم با بسياري از آثاري که مجوز داده مي‌شود، نمي‌توانم ارتباط برقرار کنم؛ اما من تعيين‌کننده نيستم و معتقدم که بسياري از کارها به‌تدريج اصلاح مي‌شوند و کساني که موفق‌ترند، باقي مي‌مانند. با همه‌ي اينها، يک‌سري خط‌قرمز وجود دارد که روي آنها بسيار جدي هستيم. چون عدم توجه به آن در حوزه‌ي کلان، مي‌تواند آسيبي به موسيقي جدي بزند که اصلاً قابل مقايسه با مزايايش نيست. ممکن است بي‌توجهي حتي به فعاليت‌هاي موزيسين تک‌نواز ما و سوليستي که در خانه‌اش کار مي‌کند هم ضربه وارد کند و از سخت‌گيري‌هاي افراطي که ممکن است به وجود بيايد، لطمه مي‌بيند.
* مجوز براي تک‌قطعه‌ها باقي مي‌ماند؟حتماً.
* و کساني که مجوز نمي‌گيرند؟خودتان مي‌گوييد مجوز نمي‌گيرند. اين افراد ممکن است کار خودشان دچار مشکل شود. طبق مقررات ما، تمام اهالي موسيقي چه آنها که مجوز دريافت مي‌کنند و چه آنها که نمي‌کنند، فعاليت‌هايشان بايد در داخل کشور باشد. اگر اين اتفاق رخ ندهد، مسائل بعدي به خودشان ارتباط دارد. به‌خصوص اينکه درباره‌ي برخي مسائل، خارج از دفتر موسيقي تصميم‌گيري مي‌شود. به هر صورت، دستگاه‌هاي نظارتي روي شبکه‌هاي فارسي‌زبان ماهواره‌اي حساسيت دارند و خارج از دفتر موسيقي براي آن تصميم‌گيري مي‌شود.
* خب شما توضيحاتي براي سهولت روند مجوز داديد؛ اما هنوز مسائلي وجود دارد مثل زمان که برخي با وجود مشکلات‌ احتمالي، ترجيح مي‌دهند به سمت گرفتن مجوز نروند.يکي از اهداف‌مان اين است که دخالت نيروي انساني را کمتر کنيم. سامانه‌ي جديدي راه افتاد که ديگر نياز به مراجعه‌ي هنرمند به کتابخانه‌ي ملي نيست. حتماً در ادامه‌ي کار اين سامانه‌ها را افزايش مي‌دهيم تا کساني که در شهرستان هستند، از همان امکاناتي استفاده کنند که کسي که در نزديکي دفتر موسيقي سکونت دارد. هدف ما اين است که به تدريج به سمتي برويم که روي يک‌سري شوراها -که در زمان خودشان حتماً کارايي داشته‌اند- بازنگري کنيم. شايد بايد ترکيب شورا را عوض کنيم. خيلي کارها اصلاً نياز به شورا رفتن ندارد. حتي در نظر داريم بخشي از بررسي‌ها را به خارج از حوزه دولتي بسپاريم تا اعتماد بيشتري در صنف به وجود بيايد. قطعاً اين قول را مي‌توانم بدهم که سرعت کار به شکل بسيار محسوس، بالا خواهد رفت.
* دفتر موسيقي تصميم ندارد در حوزه‌ي کنسرت‌ها وارد عمل شود؟ چرا مخاطب بايد بليت ۲۰۰ هزار توماني بخرد و خواننده حتي قدرت ژوست خواندن هم نداشته باشد و سراسر فالش بخواند؟خب من اين سؤال شما را با سؤال جواب مي‌دهم. کجاي دنيا مجوز کيفي داده مي‌شود‌؟ همه‌جا مکانيزم عرضه و تقاضاي فرهنگي وجود دارد که درست است و اگر کسي بد مي‌خواند و بليت گران مي‌فروشد، بازخوردش را مي‌بيند و خودش را تصحيح مي‌کند. ما عرضه‌ي زيادي نداشته‌ايم و اين باعث به هم‌خوردن تعادل شده است. از نظر قانوني، دفتر موسيقي حق ورود به مسأله‌اي چون قيمت بليت را ندارد و در نهايت، بايد سازمان تعزيرات و سازمان حمايت از مصرف‌کننده مکانيزمي در اين خصوص تعريف کنند که آن هم کار بسيار سختي است. از سوي ديگر بايد به تهيه‌کننده‌ها هم حق داد. شرکتي با يوروي ۴ هزار توماني براي ده اجرا هنرمندي خارجي را به ايران دعوت کرده و حالا قيمت يورو دوبرابر شده است و چند استان هم اجازه‌ي برگزاري کنسرت را نمي‌دهند. همه اينها مشکلاتي غيرقابل پيش‌بيني ايجاد مي‌کند. کنسرت‌گزاران هم بايد از ثباتي برخوردار باشند. جامعه‌ي مخاطب هم بايد اگر در کاري کيفيت نمي‌بيند، از آن استقبال نکند. اما در اينجا همه‌چيز در هاله‌اي از تعارف است!
* اين روزها شايعاتي شنيده مي‌شود که برخي شوراي شعر را دور مي‌زنند! اين صحبت‌ها تا چه حد صحت دارد؟غيرممکن است! همه‌ي کارها روي سامانه مي‌رود و قابل کم و زياد کردن نيست. برخي مدعي‌اند که بعضي آثار با اغماض بيشتري بررسي شده، من مي‌گويم ممکن است. برخي مي‌گويند عده‌اي کساني را واسطه کرده‌اند تا راحت‌تر مجوز بگيرند، من مي‌گويم ممکن است. اين اتفاقات در حوزه‌ي امور انساني ممکن است؛ ‌ولي اينکه کاري در شوراي شعر نرود و مجوز بگيرد، هرگز امکان‌پذير نيست.
* آقاي ترابي اساس‌نامه‌ي جشنواره چه شد؟من قبل از اينکه به دفتر موسيقي بيايم، در حوزه‌ي مطالعات و برنامه‌ريزي معاونت هنري فعال بودم و ما کارمان روي اساس‌نامه را بر اساس مأموريتي که به ما داده شده بود، از همان‌جا شروع کرده ‌بوديم. اما من انتظار هيچ معجزه‌اي از هيچ آيين‌نامه‌اي ندارم. اگر بهترين آيين‌نامه را هم داشته باشيم اما مجريان متناسب با آن آيين‌نامه نباشند، اتفاقي نخواهد افتاد و در وضعيت بدون‌ آيين‌نامه هم اگر خوب کار شود، به اين معنا نيست که خروجي کار بد خواهد بود. اما اين بدون شک يک نقص بزرگ است که جشنواره بعد از اين همه مدت، يک آيين‌نامه ندارد.
* اما گويا جريان منتقدان به اين آيين‌نامه بسيار اميدوارند.بله. من هم ديده‌ام خيلي‌ها با اميدواري مي‌گويند که اگر آيين‌نامه اجرايي شود،‌ فلان اتفاقات ديگر تکرار نخواهد شد. البته در اين مسأله هم با يکديگر اختلاف دارند. به‌هرحال فقط مي‌خواهم بگويم با حسن نيت روي اين آيين‌نامه کار شده است.
* براي نگارش اين آيين‌نامه با خود اهالي موسيقي هم مشورت شده است؟ما از قبل دو آيين‌نامه داشتيم؛ يکي منتسب به منتقدان و يکي دفتر موسيقي. منتقدان دل‌مشغوليت شفاف‌سازي داشتند و آيين‌نامه دفلتر موسيقي مستند کردن آن چيزي بود که در اين سال‌ها انجام شده است. علاوه بر آن، يکي از اساتيد موسيقي هم آيين‌نامه‌ي پيشنهادي خودشان را به ما دادند. حالا ما آيين‌نامه‌اي داريم که کاملاً متفاوت از اين سه است و در عين حال تلاش شده تا روند دموکراتيک خِرد جمعي در آن لحاظ شود. اين آيين‌نامه از نظر دفتر موسيقي نهايي است و از آنجا که وزارت ارشاد به دنبال يک وحدت رويه در حوزه‌ي کلي آيين‌نامه‌‌اي است، منتظر تأييد وزارت‌خانه‌ايم تا آن را اعلام کنيم.
* بخش‌هايي از اين آيين‌نامه را توضيح مي‌دهيد؟مثلاً اينکه انتخاب دبير از حوزه‌ي يک فرد خارج است و جمعي درباره‌ي آن تصميم‌گيري مي‌شود. گروه ديگري به ارزيابي جشنواره خواهند پرداخت و هيچ فرد مشترکي ميان اعضاي انتخاب دبير و شوراي ارزيابي نيست. پيش‌بيني شده که امور بايد گزارش شود و شفافيت درباره‌ي امور اجرايي اعمال شود. علاوه بر آن، نحوه‌ي انتخاب گروه‌هاي موسيقي بر اساس مکانيزمي که در نظر گرفته شده، تابع سليقه‌ي هيچ فرد خاصي نيست.
* نقش دبير در اين ميان چيست؟رويکرد و تِم اصلي جشنواره را دبير تعيين مي‌کند. دبير يک وزنه‌‌ي سنگين در جشنواره است و اين آيين‌نامه نبايد اين‌طور انگاشته شود که دبير کسي نيست جز کارگزاري که بايد تصميم ديگران را اجرايي کند. همچنين اينکه دبير با چه مناسباتي انتخاب مي‌شود و دوره‌ي دبير چه‌قدر بايد تمديد شود، در اين آيين‌نامه ذکر شده است.
* دبير انتخاب شده است؟با اطمينان مي‌گويم نه! من هم پيشنهاداتي دارم اما نهايي نيست.
* اما تا زمان جشنواره فرصت زيادي باقي نمانده است.با شما موافقم. در دفتر موسيقي کار ما تمام شده؛ اما وزارت ارشاد مي‌خواهد جشنواره‌ها با يک وحدت رويه برگزار شود و بايد به جمع‌بندي برسد.
* مي‌دانيد اين روزها انتقادات بسياري به تالار وحدت وارد است؟بله؛ من هم در جريان انتقادات هستم و نظر خودمان را هم رسماً به مديريت محترم بنياد اعلام کرده‌ايم. حساسيت‌هايي در مجوز دادن به اجراهاي تالار وحدت خواهيم داشت و به هر کاري در تالار مجوز نخواهيم داد. مدير بنياد هم اعلام کرده که ديگر تقاضاي تمام گونه‌هاي موسيقي را نمي‌پذيرند و يک همراهي از اين نظر به وجود آمده است.
* آقاي ترابي شما تا به حال در جشن‌هاي موسيقي ما شرکت داشته‌ايد؟نه متأسفانه تنها گزارش‌ها را ديده‌ام.
* چه برنامه‌اي براي حمايت از برنامه‌هايي از اين دست در بخش خصوصي داريد؟من در صحبت‌هايم گفتم هر جا بخش خصوصي کار خود را به درستي انجام دهد، بايد از شبيه‌سازي آن در بخش دولتي جلوگيري و به برگزاري هرچه بهتر آن کمک کنيم. فکر مي‌کنم برگزاري اين جشن پاسخ به نيازي بوده که شکل گرفته و مثل هر اتفاق ديگري موافقان و مخالفان خود را خواهد داشت؛ اما چه خوب که بخش خصوصي اين کار را انجام داده است. اين اتفاق باعث مي‌شود اين حرکت، اعتبار بيشتري در صنف داشته باشد. نکته‌ي مثبت‌ ديگر اين جشن اين است که امکان تصحيح خودش را خواهد داشت و مثل سياست‌هاي دولتي خشک نيست که از بالا به پايين باشد و تعصب يا جبهه‌گيري خاصي در آن وجود داشته باشد. فکر مي‌کنم «جشن موسيقي ما» به عنوان موفق‌ترين رخداد رقابتي بخش خصوصي غيرقابل انکار است. البته بخشي از انتخاب‌هاي اين بخش به سمت مخاطب گرايش دارد؛ ولي اينها در سياست جشن موسيقي ما است و قابل احترام. هرچه اين رويدادها را به بخش خصوصي بسپاريم، بهتر است.
* جايزه‌ي باربد همچنان ادامه خواهد داشت؟بستگي به رويکرد دبير جشنواره دارد و اتفاقي که براي جشنواره بعد بيفتد. جشنواره‌ي موسيقي معطوف به يک سياست واحد نيست و حتماً دبير روي آن تصميم مي‌گيرد.


خبرگزاری آريا – داود گنجه‌اي: نوازندگان مشکلات خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود


داود گنجه‌اي: نوازندگان مشکلات خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود

خبرگزاري آريا – جلسه مشترک هيئت مديره خانه موسيقي و کانون نوازندگان کلاسيک با هدف همفکري و بررسي مسائل و مشکلات کانون برگزار شد. در اين جلسه که در ساختمان فاطمي برگزار شد، سيد محمد ميرزماني (رئيس هيئت مديره) تقي ضرابي، داود گنجه‌اي، بهداد بابايي، هنگامه اخوان (از اعضاي هيئت مديره)، حميدرضا نوربخش (مدير عامل)، حميدرضا عاطفي (مدير اجرايي)، آذر هاشمي (بازرس) و علي‌اکبر کردبچه، خسرو بهرامي، امير پدرام طاهريان، فرزاد دانشمند (از اعضاي هيئت مديره کانون) و ماريه جليليان (بازرس کانون) حضور داشتند.
در ابتداي جلسه سيدمحمد ميرزماني (رئيس هيئت مديره) در خصوص لزوم مشارکت بيشتر اعضاي هيئت مديره در برگزاري برنامه هاي مختلف صحبت کرد و ابراز اميدواري کرد برنامه هاي اين کانون اجرايي شود. سپس هر يک از اعضاي هيئت مديره کانون نوازندگان کلاسيک با اشاره به مشکلات از جمله گران شدن سازهاي کلاسيک درباره مسائل کانون مواردي را مطرح کردند.
«اميرپدرام طاهريان» نيز در گزارش کوتاهي گفت: «اين کانون در ده جلسه ۳۳۰ پرونده بررسي شده و ۵۴ امتحان برگزار کرده ايم. فرزاد دانشمند گفت ما طرح هاي مختلفي در زمينه برگزاري جشنواره سازهاي کلاسيک آماده و ارائه کرده ايم و اميدوارم به مرحله اجرايي برسيم. کليه درخواست‌هاي مجوز از طريق خانه انجام پذيرد تا روند دريافت مجوز تسهيل شود.»
در اين جلسه با اشاره به وظيفه هيئت مديره کانون ها براي تقدير از پيشکسوتان هنرمندان شاخه هاي مختلف موسيقي گفته شد که يکي از وظايف مهم و اسامي کانون هاي تخصصي خانه موسيقي شناسايي و اولويت بندي براي تقدير و تجليل از فعالان جدي بخش هاي مختلف موسيقي است؛ همچنين داود گنجه اي از اعضاي هيئت مديره کانون خواست تا مسائل و مشکلات را مطرح و درخواست‌هاي خود را به مديرعامل خانه موسيقي ارائه کنند تا پيگيري شود و اگر همه دست به دست هم بدهند مسائل بهتر حل و فصل خواهد شد.
در پايان علي‌اکبر کردبچه ضمن سپاسگزاري از هيئت مديره و فعاليت‌هاي انجام شده پيشنهاد کرد تا خانه موسيقي از بانک اطلاعاتي خودش استفاده کند و اطلاع رساني گسترده تري را انجام بدهد.
جلسه مشترک هيئت مديره خانه موسيقي با هيئت مديره کانون هاي تخصصي قرار است بطور منظم برگزار شود و رهکارهاي تعامل کانون ها با بنده اصلي خانه و مشکلات و مسائل روز موسيقيدانان کشور مورد برسي قرار گيرد.


خبرگزاری آريا – «خوان آسماني» با آهنگسازي ارسلان کامکار و همراهي گروه موسيقي کامکارها منتشر مي‌شود


«خوان آسماني» با آهنگسازي ارسلان کامکار و همراهي گروه موسيقي کامکارها منتشر مي‌شود

خبرگزاري آريا – کليپ آهنگ «خوان آسماني» با صداي «پيام عزيزي» با آهنگسازي و تنظيم «ارسلان کامکار» بر اساس شعري از مولانا منتشر مي‌شود. اين اثر با همراهي گروه موسيقي کامکارها امروز و فردا در شمال کشور و در شهر ايزد شهر در محمودآباد استان مازندران فيلمبرداري مي‌شود و در روزهاي آينده به مناسبت ماه مبارک رمضان در اختيار علاقمندان به موسيقي قرار مي‌گيرد.
آهنگ «خوان آسماني» از مجموعه آلبوم موسيقي «بارگاه» از اين خواننده به آهنگسازي و تنظيم‌کنندگي ارسلان کامکار و با همراهي تعدادي از اعضاي گروه موسيقي کامکارها آذر ماه سال ۱۳۹۱ توسط «نشر نوفه» منتشر شده بود.
آهنگ «خوان آسماني» را پيش از اين «محمدرضا شجريان» در مثنوي افشاري بر اساس شعر مولانا اجرا کرده‌اند: «اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد/کـو خـورنده‌ي لــقمـه هاي راز شـــد، لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب/ ســـوي خوان آسـمــاني کن شـــتاب، گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي کـــني/ پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي کـــني، طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز کن/ بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلک انـــباز کــن، چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام/ امـــتحـــان کــن چـــند روزي با صــيام، چــند شــب ها خواب را گشتي اسير/ يــک شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير.»
پيام عزيزي با همراهي اعضاي گروه موسيقي کامکارها سه اثر موسيقايي به نام‌هاي آلبوم‌ موسيقي «بارگاه»، آلبوم‌ «سه‌روکي دل» (رئيس دل) و همچنين آلبوم‌ «خورشيد مستان» را منتشر کرده است.


خبرگزاری آريا – «خوان آسماني» با آهنگسازي ارسلان کامکار و همراهي گروه موسيقي کامکارها منتشر مي‌شود


«خوان آسماني» با آهنگسازي ارسلان کامکار و همراهي گروه موسيقي کامکارها منتشر مي‌شود

خبرگزاري آريا – کليپ آهنگ «خوان آسماني» با صداي «پيام عزيزي» با آهنگسازي و تنظيم «ارسلان کامکار» بر اساس شعري از مولانا منتشر مي‌شود. اين اثر با همراهي گروه موسيقي کامکارها امروز و فردا در شمال کشور و در شهر ايزد شهر در محمودآباد استان مازندران فيلمبرداري مي‌شود و در روزهاي آينده به مناسبت ماه مبارک رمضان در اختيار علاقمندان به موسيقي قرار مي‌گيرد.
آهنگ «خوان آسماني» از مجموعه آلبوم موسيقي «بارگاه» از اين خواننده به آهنگسازي و تنظيم‌کنندگي ارسلان کامکار و با همراهي تعدادي از اعضاي گروه موسيقي کامکارها آذر ماه سال ۱۳۹۱ توسط «نشر نوفه» منتشر شده بود.
آهنگ «خوان آسماني» را پيش از اين «محمدرضا شجريان» در مثنوي افشاري بر اساس شعر مولانا اجرا کرده‌اند: «اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد/کـو خـورنده‌ي لــقمـه هاي راز شـــد، لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب/ ســـوي خوان آسـمــاني کن شـــتاب، گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي کـــني/ پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي کـــني، طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز کن/ بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلک انـــباز کــن، چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام/ امـــتحـــان کــن چـــند روزي با صــيام، چــند شــب ها خواب را گشتي اسير/ يــک شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير.»
پيام عزيزي با همراهي اعضاي گروه موسيقي کامکارها سه اثر موسيقايي به نام‌هاي آلبوم‌ موسيقي «بارگاه»، آلبوم‌ «سه‌روکي دل» (رئيس دل) و همچنين آلبوم‌ «خورشيد مستان» را منتشر کرده است.


خبرگزاری آريا – آثار موسيقي معاصر آهنگسازان جوان در دانشگاه تهران نقد و بررسي مي‌شود


آثار موسيقي معاصر آهنگسازان جوان در دانشگاه تهران نقد و بررسي مي‌شود

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- اجراي قطعاتي از آهنگسازان جوان فعال در حوزه موسيقي معاصر به همراه نشست تحليل و نقدِ تکنيک و زيبايي‌شناسي آثار اجرا شده، روز يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ماه، ساعت ۱۲ در دانشگاه تهران برگزار مي‌شود. در اين نشست، آروين صداقت‌کيش و سينا صدقي به نقد و تحليل قطعات پيانويي اجرا شده خواهند پرداخت.
در اين برنامه سه قطعه از سه آهنگساز معاصر اجرا و نقد خواهد شد. کارن سلاجقه، مطهر حسيني و افشين مطلق‌فرد به ترتيب آثار پيانويي شروين عباسي، فرنود حقاني‌پور و نيما عطرکار‌روشن را خواهند نواخت. اين برنامه با محوريت موسيقي معاصر از نگاه «تکنيک آهنگسازي» و «ساختارهاي زيبايي‌شناسانه معاصر» است که آروين صداقت‌کيش و سينا صدقي به تحليل آثار فوق خواهند پرداخت.
فرنود حقاني‌پور (م. ۱۳۶۹) آهنگساز ايراني مقيم سان‌فرانسيسکو است. از جمله فعاليت‌هاي او مي‌توان از چيدمان کنسرت و تور براي Living Earth Show, شرکت در Bang on a Can Summer Festival و BoaC Marathon و اجرا در موزه هنرهاي معاصر ماساچوست نام برد. او افتخار همکاري با موزيسين‌هايي چونBrad Lubman، Jiyeon Kim، Andy Meyersonو Sarah Goldfeather را داشته است.
شروين عباسي(م.۱۳۶۴) فارغ‌التحصيل کارشناسي ارشد آهنگسازي از دانشگاه سوره تهران است. و از اساتيدي همچون دکتر سعيد شريفيان، کياوش صاحب‌‎نسق، محمدرضا تفضلي و مارتن اسرائيليان در حوزه آهنگسازي آموزش ديده است. عباسي عضو هئيت مديره انجمن موسيقي خانه تئاتر و بازرس انجمن موسيقي است. آثار او در فستيوالهاي مختلفي در ايران وکشورهاي ارمنستان، آلمان و اکراين به اجرا درآمده است. همچنين جوايز آهنگسازي از جشنوارهاي موسيقي فجر و مسابقه‌هاي آهنگسازي خانه موسيقي و فستيوال اورينت اوسيدنت( orient/ocident)والفرد اشنيتکه کشور اکراين را در کارنامه دارد. او به عنوان آهنگساز در تئاتر و سينما نيز فعال است. دو آلبوم «روز ازپي روز» و «در جستجو» از آثار انتشار يافته او است.
نيما عطرکار روشن (م.۱۳۶۴) آموختن موسيقي را با نوازندگي پيانو در کودکي آغاز کرد. با ورود به دانشگاه هنر تهران مباني نظري موسيقي را نزد اساتيدي چون حامد مهاجر فرا گرفت. و علوم آهنگسازي را به صورت خودآموخته و تجربي و با مطالعه آثار آهنگسازان دنبال نمود. سپس با شرکت در مسترکلاسهاي عليرضا مشايخي به دانسته‌هاي خود افزود. در سال ۱۳۸۷ با تأسيس آنسامبل «م» به اجرا و معرفي آثار موسيقي کلاسيک معاصر پرداخت. او در سال ۱۳۸۹ عازم فرانسه شد و تحت نظر ميشل مرله در اکول نورمال موسيقي پاريس به تحصيل مشغول گشت. ساخته‌هاي او در فستيوالها و کنسرتهاي متعددي اجرا و تعدادي از آثار او به همراهي اردوان وثوقي در آلبوم «سکوت-سياه» توسط نشر هرمس منتشر شده است.
اجرا و تحليل موسيقي معاصر آهنگسازان جوان ايران، امري است که بايد در فضاهاي اکادميک مورد تحليل و برسي واقع شود. در همين راستا دانشکده موسيقي پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران پذيراي اين جلسه پژوهشي خواهد بود. لازم به ذکر است ورود براي عموم در اين برنامه آزاد است.


خبرگزاری آريا – حميدرضا نوربخش: درِ خانه‌ موسيقي را هيچ‌کس نمي‌تواند ببندد


حميدرضا نوربخش: درِ خانه‌ موسيقي را هيچ‌کس نمي‌تواند ببندد

خبرگزاري آريا – نشست ماهانه اعضاي خانه موسيقي روز چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ماه با حضور جمع زيادي از هنرمندان و علاقمندان در ساختمان فاطمي برگزار شد. در ابتداي اين نشست عليرضا احمدي(نوازنده پيانو) به اجراي دو قطعه از ساخته هاي انوشيروان روحاني و پرويز ياحقي پرداخت. در ادامه «حميدرضا نوربخش» – مدير عاملِ اين خانه بارِ‌ ديگر تاکيد کرد ما طرفدار بازشدن همه درها هستيم و درِ خانه موسيقي را هم هيچکس نمي‌تواند ببندد. بايد بگويم آن کساني که مي‌خواستند درِ اين خانه را ببندند رفته‌اند.
حميدرضا نوربخش در ابتداي سخنانش به هنرمندان و علاقمنداني که در اين نشست حضور پيدا کردند خوشامد گفت و از حضور پيشکسوتان در اين برنامه ها استقبال کرد و آن را مايه دلگرمي براي اهالي خانه دانست: «خانه موسيقي سال ۹۷ را با انگيزه و انرژي فراوان آغاز کرده و فعاليت هاي بسياري را پيش بيني کرد‌ه‌ايم که در اين سال با کمک همه اعضا اين برنامه ها را پيش مي‌بريم. اميدوارم همه اعضاي خانه موسيقي امسال در کنار ما باشند، زيرا امسال نياز به همدلي و همراهي بيشتر داريم تا بتوانيم کارها را به سرانجام برسانيم.»
نوربخش گفت: «براي همه مديراني که در عرصه موسيقي هستند آرزوي توفيق داريم. اخيرا با آقاي ترابي مديرکل محترم دفتر موسيقي هم در خانه موسيقي و با حضور اعضاي هيئت مديره جلسه اي داشتيم و اميدواريم مديرکل دفتر موسيقي هم در راستاي اهداف با ما همراه باشند. اصل ۴۴ قانون اساسي و واگذاري امور به بخش خصوصي بسيار جدي و از شعارهاي جدي دولت هم هست. اين از مطالبات جدي ما است که در امور موسيقي مشارکت وسيع‌تري داشته باشيم که با کمک دولت روند آن را تسهيل کنيم و امور را بهبود ببخشيم.»‌
مديرعامل خانه موسيقي در خصوص فعاليت هاي انجام شده براي ثبت سازهاي ملي در يونسکو گفت: «کارهاي خيلي خوبي در اين زمينه صورت گرفته که سازهاي ملي ما به ثبت ميراث مي‌رسد که مقدمه ثبت ساز در يونسکو و متعاقب آن ثبت جهاني سازهاست. ساز کمانچه با مشارکت کشور آذربايجان به ثبت رسيد و مقدمات ثبت ساز عود هم فراهم شده است و در اينجا لازم است از زحمات استاد داريوش پيرنياکان تشکر و قدرداني کنم. يکي از طومارهايي که براي ثبت ساز عود در يونسکو نياز است امروز در اينجا قرار داده شده که لازم است به امضاي شما عزيزان برسد تا اين کار زودتر انجام شود.»
نوربخش در ادامه سخنانش به ديدار نوروزي با حضور منتقدين خانه موسيقي در خانه هنرمندان اشاره کرد و گفت: «جناب استاد فرهاد فخرالديني، رئيس محترم شوراي عالي خانه موسيقي و همه اعضايي شوراي عالي و هيئت مديره خانه موسيقي با هم هم‌فکري داشتند و قرار شد اگر کسي نقد مشفقانه‌اي دارد در اين جلسه مطرح کند. در خانه هنرمندان جمع خوب و صميمي تشکيل شد و در اين جلسه بنا بر همدلي بود و هست. اگر کسي نقد دلسوزانه اي دارد هميشه پذيراي آن هستيم و درِ اين خانه هميشه براي آرا و نظرات اهالي موسيقي باز است. در آن جلسه تعدادي از عزيزان صحبت‌هاي خودشان را مطرح کردند که در آن سخنان مطالب خاصي بيان نشد، فقط مطالب کلي بود که همه بر آن واقف هستيم و همه ما به آن اعتقاد داريم و خود را موظف مي‌دانيم به آن عمل کنيم. به طور مثال اينکه بايد در خانه موسيقي قاعده و ضابطه حاکم باشد، به اساسنامه عمل شود و مرزها را با دولت حفظ کنيم و سخناني از اين قسم که همه به آن اعتقاد داريم.»
نوربخش گفت: «در آن جلسه توسط يکي از دوستان نوازنده تار هم مطالبي عنوان شد که باز هم همين کليات بود؛ ولي در سخنان ايشان يک سري واژه هاي نامناسب و سخيف که تهمت تلقي مي شود – از جمله اينکه کساني که در خانه موسيقي هستند رانتخوار هستند- بيان شد. من هم در آن جلسه از ايشان خواستم يکي دو نمونه از اين مصاديق را بيان کنند متاسفانه فقط من را نگاه کردند و کلامي نگفتند. من با اصرار خواستم مصداق همين سخنان را در مورد هر کسي که در خانه موسيقي سمت دارد را بيان کنند و بارها گفته‌ام و باز هم مي گويم هر کسي راجع به اين مصاديق هر چيزي دارد از هر تريبوني مي خواهد بيان کند.»
وي در مورد سخنان اخير اين نوازنده تار که در رسانه ها مطرح شده گفت: «به‌نظر مي رسد ايشان نوعي عطش ديده شدن دارند. کارنامه زندگي ايشان اينگونه مي گويد که دوست دارد به هر قيمتي ديده شود. رفتار و کردار و موسيقي شان نشان دهنده همين موضوع است. من معمولا بنا بر پاسخگويي ندارم ولي برخي از مطالب که در مورد خانه موسيقي گفته مي شود ديگر جزو حقوق من نيست و من مورد عتاب اهالي موسيقي قرار مي گيرم که بالاخره حيثيت همه اعضا هم هست و نبايد گذشت کنيم و من بايد از حيثيت اين خانه دفاع کنم. اينکه کسي بيايد و بگويد بايد در اين خانه را بست؛ من بايد بگويم آن کساني که مي خواستند در اين خانه را ببندند، رفته‌اند. آن دولتي که از همفکران شما بودند و مي‌خواستند در خانه ها را ببندند – از جمله ديديم که مدتي هم در خانه سينما را بستند – رفته‌اند. ما الان طرفدار بازشدن همه درها براي حل مشکلات هستيم و درِ خانه موسيقي را هم هيچکس نمي تواند ببندد.»
وي افزود: «ايشان بايد در خودش کنکاش کند و فکري به حال موسيقي خودش بکند تا بلکه با حسن نظر ديده شود؛ ايشان ظاهرا از ابتدا که آمده خلاف جريان شنا کردن را براي ديده شدن انتخاب کرده است. ايشان رديف موسيقي را درست کرده اند و خواسته اند تا اين رديف ايشان تاييد بشود، چنين اتفاقي نخواهد افتاد. اين هم تقصير ما نيست زيرا کسي که تفکر موسيقايي اش از کافه لاله زار گرفته تا اجراي قطعات موسيقي کلاسيک باخ و بتهوون و حتي اجراي موسيقي love story است چگونه مي تواند رديف موسيقي موجه ارائه دهد؟ اين ذهن اساسا ذهنيت رديف نوازي و رديف سازي نيست. مجموعه اين عوامل در کنار هم درست ننشسته است. علاوه بر اين ما بزرگاني داريم، مگر چنين کاري انجام داده اند؟ مثلا استاد هوشنگ ظريف-که خداوند سلامتش بدارد- مگر آمده اند رديف نوشته اند؟ حالا اگر شما نوشته ايد گناه ما چيست؟ مگر ما بايد هر چيزي که شما نوشته ايد را تاييد کنيم؟»
نوربخش در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به انتقادات اين نوازنده تار به جشنواره موسيقي فجر گفت: «در جشنواره موسيقي که شما مي فرماييد مشکل دارد، شما در دوره سي و يکم هم داور بوديد و هم اجرا داشته ايد؛ حالا اگر پنج ميليون تومان از رقم شما بابت بيمه کسر شده تقصير بنده بوده؟ اين انتقام گيري ها شخصي است. من فقط اشاره کردم که ايشان ديگر ادامه ندهند چون من ناچارا وارد جزئياتي مي شوم که به نفع ايشان نخواهد بود. ايشان بهتر است فکري به حال موسيقي شان بکنند که با هنرشان بهتر ديده شوند. ايشان جزو کساني بودند که در آزمون مدرسين کاري کرده بودند که بچه هاي استان هرمزگان و فارس هرکسي داخل مي آمد از آنها مي پرسيد آيا کتاب مرا درس مي دهي يا نه؟! اگر کسي کتاب مرحوم ذوالفنون يا کتاب هنرستان را درس مي داد در آن آزمون رد مي شد و به ناگزير همه مي رفتند کتاب ايشان را مي خريدند تا در آزمون قبول شوند. شاهد اين سخنان آقاي اردشير کامکار است و من آنجا برخورد کردم و گفتم که اين کار ديکتاتوري و خلاف قانون است. فکر کنيد اينچنين تفکري چقدر خطرناک است. سازکار ورود به نهاد مدني مشخص است و اولين شرط آن مقبوليت و آوردن راي بيشتر از سوي اعضا است پس ايشان ابتدا بايد بروند براي مقبوليت خودشان فکري بکنند. ايشان دوبار در اينجا کانديدا شده اند و راي نياوردند. حالا با هر تعدادي که مجمع به رسميت رسيده است ؛ بالاخره تعدادي آمده اند اينجا و ايشان را قبول نداشته اند و راي نداده اند …و اين تقصير کسي نيست. اينکه بياييم يک نهاد مستحکم هجده ساله را تضعيف کنيم آن هم در اين شرايط مملکت درست نيست. ما به اندازه کافي در گوشه و کنار اين مملکت دشمن داريم و هنوز کنسرت هايي لغو مي شود، هنوز جلوي آموزش موسيقي را مي گيرند و در اين ميان بياييم يک نهادي به نام خانه موسيق را تضعيف کنيم. همه پيشکسوتان و بزرگان ايجاد يک نهاد صنفي را ارج مي نهند به طور مثال استاد فخرالديني مي گفتند آرزوي ما در دوران جواني بوده که جايي مانند خانه موسيقي وجود داشته باشد که هيچ وقت محقق نشد. حالا ما بياييم چنين نهادي را به خاطر ناکامي هاي خودمان و مسائل شخصي تضعيف کنيم. واقعا آب را به آسياب چه کسي مي ريزيم. من واقعا متاسفم و اميدوارم ايشان ديگر ادامه ندهند.
نوربخش در پايان سخنانش براي همه اهالي موسيقي، اعضاي خانه موسيقي و همچنين بزرگان و پيشکسوتان موسيقي آرزوي سلامتي و سعادت کرد.»
در ادامه اين برنامه، هنرمندان نوجوان سروش حاجي طالب نوازنده (سنتور و از برگزيدگان جشنواره موسيقي جوان سال ۹۶) قطعاتي را براي حضار اجرا کرد. همچنين در ادامه برنامه هاله وزيري(مجري برنامه) از سوي خانه موسيقي از رحيم بقايي(صدابردار پيشکسوت) که در ارتقاي سيستم صوتي سالن اجتماعات همت کرده بود تقدير کرد. بقايي در سخناني کوتاهي گفت:‌ من جزو وظايفم مي دانم که قدم کوچکي براي خانه خودم بردارم.
سپس علي اميني(مسئول واحد بيمه و عضويت) پشت تريبون حاضر شد و با اعلام توضيحاتي از سامانه جامع هنرمندان خانه موسيقي رونمايي کرد. اميني در سخنانش گفت: اين سامانه حاصل زحمات چندين ساله و پيگيري هاي مستمر مديرعامل و معاون محترم اجرايي خانه بوده اميدواريم به اهداف پيش بيني شده در آن برسيم. در ادامه برنامه علي اماني از خراسان شمالي و راميار اتميشي موسيقي خراسان شمالي را اجرا کرد. در پايان نيز محمدرضا دارابي(خواننده) به همراه حشمت الله حجتي فريد نوازنده تمبک به اجراي موسيقي در بيان اصفهان و تصنيف هاي کردي کرمانشاهي پرداخت که مورد استقبال حضار قرار گرفت.


خبرگزاری آريا – آلبوم موسيقي «انگاره فراق» منتشر شد


آلبوم موسيقي «انگاره فراق» منتشر شد

خبرگزاري آريا – آلبوم موسيقي «انگاره فراق» اثري از کيارش داودي و کريم ابراهيمي، شامل هفت قطعه دو نوازي سنتور و تنبک منتشر شد. اين آلبوم بي کلام اولين آلبوم رسمي کيارش داودي نوازنده جوان و با استعداد ساز سنتور است که فضاي موسيقي کلاسيک و اصيل ايراني دارد، اما در برخي لحظات سنتور هارموني کلاسيک را رها کرده و سعي در اجراي صدايي جديد مي‌نمايد. با اين حال کليت صدا دهي اين آلبوم مخاطب را به حال و هواي موسيقي سنتي مي‌برد و لذت شنيدن يک موسيقي اصيل را به او مي‌دهد.
اين آلبوم که شامل هفت قطعه است توسط شرکت فرهنگي هنري خانه ي خنياي دلشدگان منتشر و روانه بازار موسيقي کشور شده است


خبرگزاری آريا – آلبوم موسيقي «هماگون» با صداي «وحيد تاج» منتشر شد


آلبوم موسيقي «هماگون» با صداي «وحيد تاج» منتشر شد

خبرگزاري آريا – آلبوم «هماگون» به آهنگسازي محمدرضا دستگاهدار و خوانندگي وحيد تاج در دستگاه همايون و با اشعاري از سعدي، شهريار، ملک الشعراي بهار و رهي معيري در هفته اخير منتشر و طي مراسمي در شهر يزد با حضور جمعي از هنرمندان و علاقمندان رونمايي شد.
«محمدرضا دستگاهدار» درباره‌ي اين اثر مي‌گويد: «ضبط اين آلبوم از سال ١٣٩٤ در مشهد شروع شد؛ در آهنگسازي آلبوم چون سبک و سياق استاد مشکاتيان هميشه مدنظر من بوده، توانستم با اين ديد و طرز فکرم نسبت به قطعات اين هنرمند قطعاتي را بسازم. اين آلبوم شامل ١٢ بخش شامل ٤ تصنيف، يک پيش درآمد،٣ چهارمضراب ،٢ بخش ساز و آواز و ٢بخش تکنوازي تار و کمانچه است. در تصنيف‌ها از کلام سعدي، شهريار، ملک الشعراي بهار و رهي معيري کمک گرفتم که هر کدام با توجه به نوع کلام شاعر ملودي‌هاي متفاوتي دارد.»‌
آلبوم «هماگون» توسط گروه موسيقي ققنوس اجرا شده و سينا جهان‌آبادي (کمانچه)، پاشا هنجني(ني)، حسين رضايي نيا (دف و دايره) از نوازندگان ميهمان و جمال سادات (تار)، قاسم عباسي وزين (تار)، پدرام زيرن قلم (عود)، نيما نعيمي (تارباس)، امير رضا کاردار (کوبه اي)، مژگان خوش اندام (همخوان) و محمدرضا دستگاهدار (سنتور) اعضاي اين گروه را تشکيل مي‌دهند.
محمدرضا دستگاهدار متولد ١٣٥٧ شهر يزد، دوران مقدماتي سنتور را از سال ١٣٧٢آغاز کرد و نزد حسين سالارزاده به فراگيري مکتب پرويز مشکاتيان پرداخت. در سال ١٣٨٦ رديف ميرزاعبدالله را نزد امين ريحاني فرا گرفت و در سال ١٣٨٨ گروه موسيقي ققنوس را تشکيل داد.
آلبوم «هماگون» توسط موسسه هزار دستان و پخش رها منتشر و به بازار موسيقي عرضه شده است.


1 2 3 10