Tag Archives: وجود

سریال‌های محبوب ایرانی چگونه به وجود آمدند؟


روزنامه خراسان – مصطفی میرجانیان: ایده‌ها همیشه مهم هستند. ایده اولیه تولید یک محصول، ایده اولیه انجام یک کار خلاقانه و… در تولید فیلم و سریال هم همین‌طور است. این‌که مخاطب پای تلویزیون میخکوب شود و از دیدن تصویری که می‌بیند لذت ببرد، به یک ایده اولیه جذاب نیاز دارد که بخش زیادیش به خلاقیت و تجربه نویسنده آن اثر برمی‌گردد. ایده اولیه یک سریال ممکن است یک واقعه تاریخی یا یک اتفاق واقعی باشد. گاهی هم ممکن است ایده اولیه یک اثر تصویری، با یک جرقه ساده شروع شود.

جرقه‌ای از یک اتفاق که ممکن است در خیابان، از تیتر یک روزنامه، میان صحبت‌های مردم در تاکسی و اتوبوس و یا هرجای دیگری به وجود بیاید. جرقه‌ای که می تواند با تحقیق نویسنده بسط پیدا کند و بهترین و موفق‌ترین فیلم و سریال یک کشور را رقم بزند. روی همین حساب، این‌که ایده اولیه یک فیلم یا سریال چطور و تحت تاثیر چه اتفاقی به ذهن نویسنده‌اش رسیده، معمولا جالب و شنیدنی است. به همین دلیل به سراغ چند سریال محبوب و پرطرفدار رفتیم و در کنار خلاصه‌ای از فیلم‌نامه‌هایشان، طی گفت‌وگویی کوتاه با نویسنده‌های این سریال‌های پربیننده، از آن‌ها پرسیدیم: «ایده اولیه فیلم‌نامه این سریال‌ها چگونه شکل گرفته است؟» تا بدانیم زندگی واقعی چه قدر روی ایده سریال ها تاثیر گذاشته است؟

شب‌های برره

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۸۴ | مهران مدیری

نویسنده‌ اثر کی بود؟

پیمان قاسم‌خانی، امیرمهدی ژوله و…

موضوعش چی بود؟

کیانوش، سردبیر یک روزنامه دهه بیست شمسی است. او با نوشتن یک مقاله انتقادی، به نقاط دوردست ایران تبعید می‌شود. اما در بین راه توسط یک مار گزیده می‌شود و شیر فرهاد، پسرِ خان او را نجات می‌دهد، به برره می‌آورد تا درمانش کند. زندگی موقت کیانوش در روستای برره و آشنایی با سبک‌زندگی برره‌ای‌ها، با اتفاقات بامزه و البته کنایه‌داری همراه است.

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

مهران مدیری، سیامک انصاری، شقایق دهقان، بهنوش بختیاری

زندگی به روایت سریال

پیمان قاسم‌خانی

«جنگ ستارگان» به شب‌های برره تبدیل شد

«پیمان قاسم‌خانی» در گفت‌وگویی که چندین سال پیش با روزنامه شرق داشته درباره ایده اولیه «شب‌های برره» این‌طور توضیح داده است: «فیلم‌نامه نود قسمتی برره از تصمیم مهران مدیری برای ساخت یک برنامه نود دقیقه‌ای شروع شد! قرار بر این شد در جلسه بعدی طرحی از یک فیلم نود دقیقه‌ای در دست‌مان داشته باشیم. اما جلسه بعدی رسید و هیچ کدام‌مان طرحی نداشتیم که بخواهیم درباره‌اش صحبت کنیم. آن روز همان‌طور که بچه‌ها با یکدیگر گپ می‌زدند ناگهان چشمم به روزنامه‌ای افتاد که از ساخت سری دوم «جنگ ستارگان» خبر داده بود.

در آن مطلب نوشته بود قرار است سری دوم «جنگ ستارگان»، زمان گذشته هر یک از شخصیت ها را به تصویر بکشد. همان‌جا ایده‌ای به ذهنم رسید و ناخودآگاه گفتم: «چه خوب است در فیلم پیش رو به زمان گذشته برگردیم!» ایده‌ای که مهران مدیری همان‌جا آن را قاپید و با این‌که از حرفم پشیمان شدم اما از ایده مطرح شده دست برنداشت. سرانجام با تیمی از نویسندگان توانستیم یک فیلم‌نامه نود دقیقه‌ای را به فیلم‌نامه نود قسمتی «شب‌های برره» تبدیل کنیم.»


نرگس

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۸۵ | سیروس مقدم

نویسنده‌ اثر کی بود؟

مسعود بهبهانی‌نیا

موضوعش چی بود؟

سریال «نرگس» داستان ازدواج شاه و گداست. نسرین دختر ناسازگاری است و قصد ازدواج با پسری پولدار به نام بهروز را دارد. اما شوکت، با ازدواج پسرش و نسرین مخالف است. نرگس، خواهر نسرین هم که به دنبال خوشبختی خواهرش است، با ازدواج آن‌ها مخالف است. سرانجام بهروز با نسرین ازدواج می‌کند. اما طبق پیش‌بینی نرگس و بنا به اعمال نفوذ شوکت، بهروز مدتی بعد به خارج از کشور می‌رود و با دختر عمویش ازدواج می‌کند. او چند سال بعد به دلیل انحرافات اخلاقی دختر عمویش از او جدا می‌شود و به ایران بر می‌گردد. اما به تشخیص پزشکان، به بیماری ایدز مبتلا شده…

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

مرحوم پوپک گلدره، ستاره اسکندری، مهدی سلوکی، حسن پورشیرازی

زندگی به روایت سریال

مسعود بهبهانی‌نیا

فیلم‌نامه‌ای که در اتوبوس نوشته شد

«مسعود بهبهانی‌نیا»، نویسنده سریال «نرگس» توضیح می‌دهد: «سال‌ها قبل در اتوبوس، مادر و دختری پشت سر من نشسته بودند. آن‌ها با صدایی بلند با یکدیگر صحبت می‌کردند. من هم از روی حس کنجکاوی به حرف‌های آن‌ها گوش ‌کردم و متوجه شدم دختر جوان با پسری ارتباط دارد. اما مادر از این موضوع ناراحت است و سعی می‌کند دخترش را از ادامه رابطه با پسر منصرف کند. بعد از چند دقیقه صحبت‌های آن‌ها بالا گرفت و من هم که مشتاق شده بودم ببینم آخر ماجرا به کجا می‌رسد تا ایستگاه آخر، دقیقا همان جایی که آن مادر و دختر در اتوبوس با یکدیگر بحث می‌کردند، سرِ جایم نشستم و تمام صحبت‌ها و اتفاقات را در ذهنم ضبط کردم. همین چالش میان دختر و فرزند تبدیل شد به سریال «نرگس»؛ سریالی درباره اختلاف دیدگاه دو نسل قدیم و جدید درباره زندگی و ازدواج!»


زیر تیـغ

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۸۵ | محمدرضا هنرمند

نویسنده‌ اثر کی بود؟

علی اکبر محلوجیان

موضوعش چی بود؟

محمود و جعفر، کارگران یک کارخانه و دوست یکدیگر هستند. اما در آستانه ازدواج فرزندان‌شان اتفاقی پیچیده دو خانواده را رودرروی یکدیگر قرار می‌دهد. کار به جایی می‌رسد که به طور اتفاقی محمود، جعفر را می‌کشد و دو خانواده که قبل از آن بسیار به هم نزدیک بودند، به دشمنان خونی هم تبدیل می‌شوند…

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا، کوروش تهامی، الهام حمیدی

زندگی به روایت سریال

علی اکبر محلوجیان

فیلم‌نامه‌ای که با یک دعوا شروع شد!

«زیر تیغ» از آن سریال ‌هایی بود که در زمان خودش موج‌های زیادی میان مردم به راه انداخت. «علی اکبر محلوجیان» درباره ایده این اثر می‌گوید: «روزی سوار تاکسی بودم. مسافری کنار من نشسته بود و موقع پیاده شدن اعتراض می‌کرد که راننده پنج تومان از او بیشتر برداشته و پس نمی‌دهد. همین حرفش بهانه‌ای شد برای شروع یک درگیری. راننده تاکسی که از حرف مسافر خشمگین بود، در میان درگیری، مسافر را به عقب هول داد و سر مسافر ناگهان به جدول گوشه خیابان خورد و در دم فوت کرد.

همین اتفاق دلخراش باعث شد به نوشتن فیلم‌نامه‌ای فکر کنم که درباره یک لحظه خشم و عصبانیت و تبعاتش باشد. از همان روز به مدت یک سال و نیم به نوشتن فیلم‌نامه ادامه دادم و سرانجام «زیر تیغ» شکل گرفت. در تمام مدت نوشتن فیلم‌نامه این سریال تلاش کردم تصویری که مخاطب از کشته شدن شخصیت جعفر در سریال می‌بیند، دقیقا همان چیزی باشد که خودم آن را تجربه کردم.»


هوش سیاه

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۸۹ | مسعود آب‌پرور

نویسنده‌ اثر کی بود؟

آرش قادری

موضوعش چی بود؟

سرگرد احمدی، عضوی از پلیس فتاست که درگیر پرونده پیچیده یک خرابکار و نابغه کامپیوتری می‌شود. و در ادامه، همان نابغه که حالا به زندان افتاده با دست‌کاری سیستم‌های کامپیوتری زندان، از زندان فرار می‌کند و سرگرد احمدی برای دستگیری دوباره‌اش وارد عمل می‌شود…

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

حسین یاری، کیکاووس یاکیده

زندگی به روایت سریال

آرش قادری

پرونده‌های سیاه اینترنتی به «هوش سیاه» تبدیل شد

«هوش سیاه» اولین سریال تلوزیونی بود که درآن به پلیس سایبری توجه ویژه‌ای شده بود. به همین دلیل در میان سریال‌های پلیسی برای مخاطبانش تازگی خاصی داشت. «آرش قادری»، نویسنده سریال «هوش سیاه» می‌گوید: «در گذشته‌، جرایم سایبری و اینترنتی محدود بود ولی با همه‌گیر شدن فضای مجازی، دغدغه‌های جامعه هم برای مدیریت بهتر این فضا افزایش یافت. به تعبیر من هوش سیاه اولین سریالی بود که وقتی خانواده‌ها کنار یکدیگر می‌نشستند تا سریال را تماشا کنند، بچه‌ها بیشتر از پدر و مادرشان در این حوزه تخصص داشتند.

بنابراین با پیشنهاد ناجا و به کمک چند دانشجو و نویسنده تازه‌نفس، تعدادی از همین پرونده‌های جرایم اینترنتی را بررسی کردیم. آن اوایل نویسنده‌های جوان با بررسی یک پرونده‌ جرایم اینترنتی، طرح سریالی به نام «برف و تگرگ» را آماده کردند. در حالی که این پرونده اصلا در حد و اندازه یک فیلم‌نامه جذاب نبود. بنابراین نتیجه بر این شد که همگی روی فیلم‌نامه کار کنیم و بالاخره توانستیم فیلم‌نامه پر و پیمانی به نام «هوش سیاه» بنویسیم و در آن از اتفاقات واقعی پرونده‌های قضایی و انتظامی الهام گرفتیم.»


ماتادور

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۹۱ | فرهاد نجفی

نویسنده اثر کی بود؟

آرش قادری

موضوعش چی بود؟

یک مقام اروپایی برای شرکت در کنفرانس انرژی اتمی به ایران می‌آید. یک گروه تروریستی که در زمینه ایجاد ناامنی و فضای رعب و وحشت در کشورهای در حال توسعه فعال است، برای به هم زدن این برنامه و ترور مهمان خارجی حاضر در کنفرانس، دست به فعالیت تروریستی در ایران می‌زند و نیروهای پلیس برای جلوگیری از خرابکاری‌های این تروریست‌ها وارد عمل می‌شوند…

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

پوریا پورسرخ، سام درخشانی، مجید واشقانی و…

زندگی به روایت سریال

آرش قادری

درباره حفاظت از شخصیت‌های مطرح سیاسی

فیلم‌های پلیسی همیشه مخاطبان زیادی داشته اند. ماتادور هم از این قاعده مستثنا نبوده است. «آرش قادری»، نویسنده این سریال می‌گوید: «قبل از این‌که سریال «ماتادور» نوشته شود همیشه به این فکر می‌کردم که یک فیلم‌نامه درباره پلیس حفاظت از شخصیت‌ها بنویسم. بنابراین طرحی آماده کردم که در آن عده‌ای قصد داشتند یکی از شخصیت های برجسته منطقه را در تهران ترور کنند.

اما با تلاش پلیس حفاظت از شخصیت، نقشه‌شان به هم می‌خورد. این طرح را ارائه کردم اما مسئولان مربوطه با این طرح مخالفت کردند و پیشنهادهای مشابهی ارائه کردند که من این پیشنهاد را قبول نکردم و به جای آن یک نماینده اتحادیه اروپا را در قصه آوردم که قرار است برای حضور در کنفرانس هسته‌ای به ایران بیاید و چند نفر نقشه ترور او را در ذهن‌شان دارند. به این شکل، ایده اولیه فیلم‌نامه ماتادور شکل گرفت.»


آوای باران

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۹۳ | حسین سهیلی‌زاده

نویسنده‌ اثر کی بود؟

سعید جلالی و علیرضا کاظمی‌پور

موضوعش چی بود؟

«آوای باران»، زندگی پدر و دختری در دو مقطع زمانی را روایت می‌کند. طاها تاجر داروست و در دهه هفتاد برای واردات دارو به ترکیه می‌رود اما به دلیل اشتباهی سال‌ها به زندان می‌افتد. دخترش «باران» زیر دست نادر و زیور، خواهرزاده و همسر خواهرزاده طاها می‌افتد. اما از خانه فرار و نزدیک به ۲۰ سال با تکدی‌گران زندگی می‌کند. طاها از زندان آزاد می‌شود و به ایران برمی‌گردد. نادر و زیور دختر خودشان را به جای «باران» جا می‌زنند تا ارث و میراث او را بالا بکشند. اما… .

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

حمیدرضا پگاه، الهام چرخنده، سام درخشانی

زندگی به روایت سریال

سعید جلالی

«آوای باران»؛ داستان یک سیندرلای واقعی در تهران

سعید جلالی، نویسنده این سریال می‌گوید: «مدت‌ها قبل از آوای باران به همراه تعدادی از همکاران‌مان و مسئولان شهرداری به گشت شبانه شهر تهران رفتیم تا معضلات شهری را بررسی کنیم. یک شب گشت و گذارمان تا صبح طول کشید و صحنه‌هایی که در مناطق پایین شهر دیدم برایم تکان دهنده بود. چیزهایی مثل کودکان کار، اعتیاد کودکان و خانواده‌های زیر خط فقر که هرکدامش می‌تواند سوژه مهمی برای یک فیلم‌نامه باشد. آن شب ها با دیدن بچه‌هایی که سر چهارراه تکدی‌گری می‌کردند، به فکر نوشتن فیلم‌نامه «آوای باران» افتادم.

این موضوع را با «علیرضا کاظمی‌پور»، نویسنده دیگر سریال در جریان گذاشتم و هردو به این توافق رسیدیم که چه خوب است برای بسط و پرداخت فیلم‌نامه از پیرنگ های کلاسیکی استفاده کنیم که برای مردم جالب است. و در ادامه با ایده گرفتن از داستان‌هایی مثل سیندرلا و اولیور توئیست و سارا کوری، نسخه نهایی فیلم‌نامه «آوای باران» را نوشتیم.»


کیمیا

زندگی به روایت سریال

محصول ۱۳۹۴| جواد افشار

نویسنده‌ اثر کی بود؟

مسعود بهبهانی‌نیا

موضوعش چی بود؟

«کیمیا» داستان زندگی دختر جوانی در سه مقطع زمانی قبل و حین انقلاب اسلامی، آغاز و دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و زمان حال روایت می‌کند. ماجراهایی که زندگی شخصی او مثل تحصیل و ازدواج را تحت‌تاثیر حوادثی مانند انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قرار می‌دهد و سرنوشت متفاوتی برایش رقم می‌زند.

بازیگران کار چه کسانی بودند؟

مهراوه شریفی‌نیا، پوریا پورسرخ، حسن پورشیرازی، آزیتا حاجیان

زندگی به روایت سریال

زندگی خودم را نوشتم!

کیمیا که بلندترین سریال ایرانی هم لقب گرفته، بعد از مدت‌ها توانست مخاطب زیادی را به تلویزیون برگرداند. «مسعود بهبهانی‌نیا»، نویسنده این سریال به زندگی سلام می‌گوید: «سریال کیمیا دقیقا خاطرات شخصی خود من است که در قالب زندگی یک دختر نوشته شده است. این سریال به نوعی تاریخ نگاری کشور در بستر زندگی یک دختر جوان است که به بلوغ فکری می‌رسد و همراه با حوادثی مانند انقلاب اسلامی و دفاع مقدس رشد می‌کند.

من متولد خرمشهر هستم و حوادثی که در داستان آمده، مانند انقلاب اسلامی، درگیری با ساواک و دفاع مقدس تا حدود زیادی همان چیزهایی است که برای خود من اتفاق افتاده است. اما من همه این وقایع را در قالب شخصیت یک دختر آورده‌ام. چون یک دختر جوان توجه بیشتری را به خود جلب می‌کند، مخصوصا وقتی به انتخاب خودش در فعالیت های ضد رژیم شاهنشاهی و جنگ مقابل رژیم بعثی عراق شرکت می‌کند.»


خبرگزاری آريا – نادر مشايخي: صداها وجود دارند تا انسان‌ها جنبه‌ي عاطفي به آن‌ها بدهند


نادر مشايخي: صداها وجود دارند تا انسان‌ها جنبه‌ي عاطفي به آن‌ها بدهند

خبرگزاري آريا – ساز شهري زيگورات ساخته‌ي «آستياژ ضيائي» عصر سه شنبه -بيست و پنجم ارديبهشت ماه جاري- طي مراسمي با حضور جمعي از هنرمندان و صاحب نظران عرصه‌ي موسيقي، شهرسازي و معماري در فرهنگسراي نياوران رونمايي شد
.
در آغاز اين مراسم که اجراي آن به عهده‌ي «محمود توسليان» – منتقد و روزنامه نگار حوزه‌ي موسيقي- بود، ابتدا دکتر «آريو ناصريان» -معمار و استاد دانشگاه- به ايراد سخن‌راني پرداخت و با ارائه‌ي تعاريفي از مفهوم شهر و طبقه بندي کمي و کيفي آن گفت: «زندگي يعني توان لذت بردن از زمان سپري شده که با مقوله‌ي بقا فرق دارد؛ پس بايد بياييم ببينيم که ما اين شهر را براي بقا انتخاب مي کنيم يا براي زندگي. بهتر است از خودمان بپرسيم که آيا اين شهر همان شهري است که فريدون مشيري و سهراب سپهري در آن زندگي کرده‌اند يا شهري است آکنده از تلاش‌هاي انسان براي بقا. اين جاست که زايش فرهنگي نقش و اهميت خود را نشان مي دهد. پرداختن به مسائلي مانند هنر و فرهنگ مي تواند ما را به يک توسعه‌ي پايدار نزديک کند که از مولفه‌هاي مهم مفهوم زندگي است.»‌
اين فارغ التحصيل دانشگاه ساپينزا افزود: «کيفيت بخشي به فضاهايي که در آن زندگي مي‌کنيم، يکي از راه‌هايي است که مي‌تواند به ما کمک‌هاي شاياني در اين زمينه کند؛ اما اين مهم چگونه اتفاق مي‌افتد؟ بايد بياييم به فضاهاي عمومي فکر کنيم و به اينکه چگونه مي‌توانيم اين کيفيت بخشي را در آنها گسترش دهيم؛ اگر چه برخي از نشانه‌هاي فرهنگي در فضاهاي عمومي شهر ما وجود دارد؛ اما جاي هنر در اين بين خالي است. شايد بگوييد اين همه مجسمه و نقاشي داريم؛ اما اينها همه هنرهاي يک طرفه است که مردم در روند خلق آن نقشي ندارند. هنر شهري يک هنر تعاملي است. شهر يک گالري نيست که نقش هنرمند از مردم جدا باشد. زيگورات مي تواند ابزار مناسبي براي به وجود آوردن تعامل هنرمندانه ميان مردم و شهر باشد؛ چنين وسيله‌اي مي‌تواند زندگي کردن را از همان کودکي به کودکان ما بياموزد نه بقا را و موسيقي بهترين بهانه براي حرکت کردن به سمت تعامل و زندگي است.»‌
دومين سخنران اين رويداد «نادر مشايخي»- آهنگساز و رهبر ارکستر- بود که ضمن خوانش بيتي ازحافظ گفت: «اين ما هستيم که به عنوان شنونده مي‌توانيم هر صدايي را به موسيقي تبديل کنيم. اگر ما سمفوني پنج بتهوون را نشنويم يعني اين سمفوني وجود ندارد.»‌
مشايخي در ادامه با دعوت حاضران به ده ثانيه سکوت چنين بيان کرد: »ما مي توانيم اين اصوات را به موسيقي تبديل کنيم. موسيقي به شنيدن احتياج دارد و جزلاينفک آن است.حالا دست ماست که بخواهيم جنبه‌ي اخباري صدا را کشف کنيم يا جنبه‌ي عاطفي آن را. همجواري از نيازهاي اوليه‌ي انسان است که با صدا مي‌توان آن را ايجاد کرد، بدون اينکه کلمه‌اي صحبت کنيم؛ فقط صداست که مي‌تواند اين اتفاق را رقم بزند. صداها وجود دارند که انسان‌ها جنبه‌ي عاطفي به آن ها بدهند بدون اين که عاشق هم بشوند يا از هم متنفر شوند. زيگورات و همانندانش مي توانند اين همجواري را ايجاد کنند.»‌
«معصومه مهرعلي»- مدرس و محقق آواز اصيل ايراني – ضمن تقدير از تلاش و همت اين بانوي هنرمند اظهار داشت: «بي‌شک تعامل در جوامع انساني يک ضرورت است و خلاقيت در به وجود آوردن اين تعاملات امري ضروري‌ت؛ کمااينکه نحوه‌ي برگزاري اين گردهمايي هم بيانگر چنين نگاه خلاقي است. اينکه دوستان و حاضران به دور از هر گونه تکلف و ارزش‌گذاري در کنار هم ايستاده‌اند تا شاهد رونمايي از اين دستاورد خلاقانه باشند. نياز جامعه اين بود که بانوان بخوانند که متاسفانه نشد و حيف شد؛ چرا که اين مسير به هردو جنس نياز داشت؛ کما اينکه اگر فقط خانم‌ها مي خواندند نمي شد؛ اما ما باز حضور داريم. من امروز اين جا حاضر شدم تا از اين بانوي هنرمند تشکر کنم که با تلاش و همت و پشتکار اين جريان را در فرهنگ ما آغاز کردند و اميدوارم که زيگورات به نقاط مختلف شهر برده شود و من هم بتوانم با بچه‌هاي اين شهر در تعاملي از جنس هنر و زندگي حضور داشته باشم.»‌
در ادامه ي مراسم «بهروز فتحي»- معاون برنامه ريزي سازمان زيبا سازي شهر تهران-از تلا‌ هاي سيد عباس سجادي مدير بنياد آفرينش هاي هنري نياوران و عملکرد موفق ايشان در ارتقاي امور هنري ياد کرد و گفت: «احتمالا در خيابان‌ها و پارک‌ها و اتوبان‌هاي مختلف آثار حجمي زيادي ديده‌ايد، اما در بسياري از مواقع آنها را ناديده مي‌گيريم. در واقع به نوعي ارتباط يک طرفه است و آن چه که در اين بين اتفاق نمي افتد تعامل است؛ بعد از ديدن ويدئويي درباره ي زيگورات با همکاران بيشتر متوجه جاي خالي اين تعامل شديم و به اين نتيجه رسيديم که چنين سازه‌اي روند اين تعامل‌هاي شهري را سرعت مي‌بخشد؛ از همين روي از جناب دکتر جعفري-معاون فني سازمان زيباسازي شهر تهران – هم دعوت کردم که بتوانيم مقدمات بهره برداري از زيگورات را در شهر تهران فراهم کنيم. ايشان هم بلافاصله چند معبر مهم شهر تهران را در نظر آوردند که براي اين اتفاق مناسب است.»‌
سخنران بعدي اين برنامه دکتر «اردوان طاهري»- آهنگساز و دکتراي علم موسيقي از وين- بود. وي با اشاره به اينکه زنده کردن نام زيگورات، زنده کردن فرم است و اين اتفاق خوبي است؛ گفت: «يکي از عوارض تمدن اين است که ما در يک شلوغي زندگي مي کنيم.در واقع عناصر مدنيت با وجود جذاب بودن، زندگي را مختل و روان انسان را دستخوش تغييراتي مي‌کند که هم مي‌تواند خوب باشد هم بد. در کلان‌شهرها اين تغييرات بيشتر به سمت ناخوشي است؛چرا که ذاتا اين روند به سمت هرج و مرج پيش مي‌رود. اين عوارض،روابط بين انساني را هم دچار مشکلاتي مي‌کند؛ مثلا صداهايي که شما عمدتا در تهران مي‌شنويد؛ ناخوشايند هستند و چندان صداهاي مهرباني نيستند. تغيير اين صدا ها مي توانند به ما کمک کنند.»‌
او با اشاره به تاريخچه‌ي ساخت چنين سازه‌هايي در غرب در ادامه افزود: «سازه‌هاي محيطي‌اي مانند زيگورات مي‌توانند با ايجاد مشارکت و تعامل به ما کمک کنند تا حدودي روح خودمان را دستخوش تعييراتي کنيم که درنهايت سودبخش خواهد بود.تهران به عنوان يک کلانشهر به چنين ابزارهايي بسيار نياز دارد که اميدوارم روزي برسد که هنر از ضروري ترين نيازهاي روزمره ي انسان ها واقع شود و نهادهاي متولي اين ضرورت را درک کنند تا انسان ها بتوانند به اين وسيله زندگي بهتري داشته باشند.»‌
محمد علي بهمني که مهمان ويژه ي اين رويداد بود، به خوانش سروده اي مرتبط با مقوله ي شهر و صدا با مطلع «اين گسل بيشتر از اين که نمي‌تواند ويرانم کند» پرداخت
.
در اين بخش از برنامه نوبت به آستياژ ضيائي-طراح و ايده پرداز زيگورات و کارشناس ارشد برنامه ريزي شهري- رسيد که ضمن خير مقدم به حاضران درباره ي مقوله تعامل گفت: «در رابطه با مبحث صدا و شهر صحبت بسيارشده است اما در مورد «منظر شنيداري» کمتر حرف به ميان آمده است.چيزي که شهرسازها بيشتر به آن توجه مي کنند،بحث آلودگي صوتي است و تلاشي که آن ها انجام مي دهند براي کاهش اين آلودگي. اما در صدا پتانسيلي وجود دارد که همان استفاده از صدا براي بخشيدن نشاط و تنوع و سرزندگي به شهر است. »‌
ضيائي در ادامه با اشاره به اهميت فضاهاي عمومي شهر اظهار داشت: «فضاهاي عمومي در تهران به نسبت ساير کلانشهرهاي دنيا بسيار کم است. در چنين شرايطي ماهيت وجودي يک ساز شهري بيشتر نمايان مي شود که با حضورش در فضاهاي عمومي مي توانيم آن شادابي و سرزندگي را به شهر برگردانيم.سازهاي شهري از جمله زيگورات اهداف مختلفي را دنبال مي کنند از جمله افزايش مشارکت،ايجاد حس تعلق به آن فضايي که مخاطب به آن احساس تعلق دارد و در نهايت ايجاد يک تصوير ذهني ماندگار از آن فضايي که مخاطب توانسته است با آن تعامل داشته باشد. ساخت زيگورات براي من يک گام اوليه است که در آينده بتوانم ايده هاي شنيداري خود را به نتيجه برسانم.»‌
در اين قسمت از برنامه حاضرين در مراسم به درخواست آستياژ ضيائي چشم هاي خود را بستند و شنواي يک پرفرمنس بودند که از بين مردم و با صداي فلوت آغاز شد و به تدريج با يک دمام و ديجيريدو و کاخن ادامه پيدا کرد و به زيگورات رسيد.در ادامه نوازنده ي زيگورات- حامد ملک- خواستار تعامل و همراهي مردم در ريتم شد که اين درخواست مورد اقبال واقع شد. در اين روند مشارکتي مردم هم در نواختن زيگورات حضور پيدا کردند که موجبات خشنودي و استقبال آن ها را فراهم آورد. حامد ملک(فلوت) ميرامير ميري(کاخن) آرش قباديان(دمام)حاج علي(ديجيريدو) نوازندگان اين پرفورمنس بودند
.
ليلي گلستان،دکتر محسن حبيبي،فردين خلعتبري،رامين بهنا، عليرضا رييس دانا ،حمد ابراهيميان،پري ملکي،مسعود فروتن،حميد اسفندياري،رضا موسوي،شهاب الدين سيدي،سيد عباس سجادي،اميد خاکباز،وحيد عسگريان،مرتضي صنايعي، سيد علي هاشمي ،پيام سوري،توکا و بامداد ملکي و همچنين مصطفي صادق زاده از حاضران در اين مراسم بودند.


خبرگزاری آريا – وقتي داعشي بالاي سرم آمد با تمام وجود گريه مي‌کردم


وقتي داعشي بالاي سرم آمد با تمام وجود گريه مي‌کردم

خبرگزاري آريا – بسياري از بازيگران کودک مي‌آيند،‌ در چند اثر مي‌درخشند و مي‌روند. دوقلوهاي شيرين پايتخت از سري اول با اين مجموعه همراه شده‌اند و همزمان با خو گرفتن مخاطب با قصه و شخصيت‌هاي اين مجموعه دنباله‌دار، قد کشيده‌اند و اقبال اين را داشته‌ا‌ند که دست کم تا امروز بمانند. سارا و نيکا فرقاني اصل، بازيگران نقش دختران خانواده معمولي،‌ اين روزها نگاه جدي‌تري به بازيگري دارند و مي‌گويند علاقه‌مندند به معناي واقعي بازيگر شوند. با اين خواهران دوقلو که در عالم واقع نيز، همان‌قدر معصوم و کم حرف به نظر مي‌آيند، گفت‌وگو کرديم و از انتقادهايي که به بازي آ‌نها در پايتخت ۵ مطرح شده است،‌ پرسيديم.
سخت‌ترين سکانسي که در اين مجموعه داشتيد، ‌چه بود؟
نيکا:‌ همه سکانس‌هاي اين سري از پايتخت که به داعش مربوط مي‌شد، سخت بود؛ اما آن قسمتي که نفربر زير آب رفت برايم سخت‌تر بود. فکر کن آب يخ را روي سرت مي‌ريزند و تو در عين حال بايد بازي کني. از سرما گريه مي‌کردم.
سارا: رفتن زير آب واقعا سخت بود. مردم که مي‌بينند فکر مي‌کنند ما در يک درياچه رفتيم و اتفاق خاصي نيفتاده است، اما واقعا مشکل بود. جاي ديگري هم گفته‌ام، با وجود اين‌ مشکلات، پشت صحنه خوش مي‌گذشت. با هم مي‌خنديديم و اين به ما انرژي مي‌داد.
روز خاصي از کار هست که بيشتر يادتان مانده باشد؟
سارا: همه روزها خوب بود. هيچ روزي نداشتيم که خوش نگذرد. پشت صحنه شادي داشتيم، اما جلوي دوربين که مي‌رفتيم کار سخت مي‌شد.
آن صحنه‌ که يکي از نيروهاي داعش بالاي سرتان آمد، يکي از سکانس‌هاي تاثيرگذار اين مجموعه است. براي خودتان چه حسي داشت؟
نيکا: براي خودمان هم خيلي واقعي و دشوار بود. در آن سکانس واقعا و از ته قلبم گريه مي‌کردم.
سارا: خيلي سخت بود. اصلا باورم نمي‌شد اين سري از پايتخت آن‌قدر برايمان سخت بشود، اما در نهايت خوب از آب درآمد. مثلا اولين روزهايي که براي ضبط سکانس‌هاي مربوط به داعش به شهرک دفاع مقدس رفته بوديم صورتمان را گريم مي‌کردند تا آفتاب‌سوخته به نظر بياييم، اما بعد از مدتي پوست صورت‌‌مان واقعا سوخت.
کدام سکانس از اين سري از پايتخت را بيشتر دوست داريد؟
نيکا: همه سکانس‎ها را دوست دارم، چون ديده‌ام برايشان زحمت کشيده است.
سارا: من هم همين طور اما سکانس تقلب را بيشتر دوست دارم.
از ميان پنچ سري پايتخت، کدام فصل را بيشتر دوست داريد؟
سارا: کلا همه قسمت‌هاي پايتخت را خيلي دوست دارم، اما چون سري پنجم سخت‌تر بود فکر مي‌کنم بهتر شده باشد.
بازيگري چقدر برايتان جدي است؟
نيکا: اوايل خيلي جدي نمي‌گرفتيم. مثلا سر پايتخت يک و ۲ خيلي برايمان جدي نبود، اما الان به اين کار علاقه‌مند شده‌ايم و واقعا از بازيگري خوشمان مي‌آيد. مي‌خواهيم ادامه بدهيم.
برنامه‌تان براي ادامه اين حرفه چيست؟
نيکا: سعي مي‌کنيم خيلي جدي‌تر ادامه‌اش بدهيم. ما هر کاري که لازم باشد براي بهتر شدن و ماندن در اين کار انجام مي‌دهيم. اميدوارم در بازيگري پيشرفت کنيم.
سارا: شرکت در کلاس‌هاي بازيگري و هر کاري که باعث شود بهتر شويم.
يعني اگر پيشنهاد بازي در کار ديگري مطرح شود،‌ مي‌پذيريد؟
نيکا: اگر ايران باشيم، ‌مي‌پذيريم. الان در رفت و آمد هستيم.
سارا: اگر پايتخت ادامه داشته باشد در همين نقش‌ها بازي مي‌کنيم. البته غير از آن دوست دارم در کارهاي ديگر هم بازي کنيم و در آينده بازيگر حرفه‌اي شويم.
تا به حال پيشنهاد ديگري داشته‌ايد؟
پيشنهادهايي داشتيم، اما سر فيلمبرداري پايتخت بوديم.
تا کجا قرار است با پايتخت همکاري کنيد؟
سارا: فکر مي‌کنم پايتخت تا هر جايي که ادامه داشته باشد ما هم هستيم.
انتقادهايي که به بازيتان در اين سري از پايتخت مطرح شد، شنيده‌ايد؟
نيکا: بله. در اينستاگرام ديديم که بعضي‌ها مي‌گفتند چرا آن‌قدر کم ديالوگ مي‌گوييد. آخر مقدار ديالوگ‌ها که دست ما نيست! نمي‌توانيم در اين مورد کاري کنيم. تصميم با نويسندگان است. براي ما همين قدر ديالوگ مي‌نويسند. اميدوارم در پايتخت ۶ ديالوگ بيشتري داشته باشيم.
سارا: بعضي از مردم مي‌گويند چرا بد بازي مي‌کنيد يا ديالوگ‌هايتان کم است. دست ما نيست که براي خودمان ديالوگ بنويسيم و بگوييم. آقاي تنابنده تصميم مي‌گيرد. ان‌شاءا… در پايتخت ۶ نقش‌مان پررنگ‌تر شود. در بين اين انتقادها، از يک نظر در اينستاگرام خوشم آمد. آقايي نوشته بود اين دو بچه به خاطر اين که در يک شهر کوچک بزرگ شده‌اند، پدر و مادر ساده‌اي دارند و دخترهاي کسي مثل نقي معمولي هستند، پس بايد هم همين‌قدر کم حرف و ساده باشند.
تا به حال از نويسندگان نخواسته‌ايد نقش‌تان را بيشتر کنند؟
نيکا: گفته‌ايم، اما به هر حال آقاي تنابنده نويسنده است و هر چه بخواهد همان مي‌شود. بعضي‌ها فکر مي‌کنند ما چون ديالوگ کمتري داشتيم زحمت نکشيديم، اما واقعا هر سکانسي که در آن حضور داشتيم سخت بود،‌ بخصوص سکانس‌هاي آخر و قسمت‌هاي مربوط به داعش.
يادتان هست چه شد به اين مجموعه معرفي شديد؟
نيکا: اين که چطور بازيگر شديم را يادم نمي‌آيد، چون خيلي کوچک بوديم. هشت ماهمان بود که براي اولين‌بار در سريال «دوباره زندگي» بازي کرديم. بعد از آن آقاي سيروس مقدم ما را ديد و براي نقش بچه‌هاي نقي انتخاب شديم. براي اين نقش‌ها دنبال دوقلو مي‌گشتند. شماره مادرم را پيدا کردند، زنگ زدند و گفتند ما از بچه‌هاي شما براي بازي در يک سريال خوشمان آمده است. البته اول قرار بود ما در يک سکانس بازي کنيم و فقط عکس‌هايمان در سريال باشد، اما آقاي تنابنده گفتند بهتر است کلا در سريال بمانيد و بازي کنيد.
رابطه‌تان با بازيگران در پشت صحنه چگونه است؟
خيلي خوب است.
تقريبا همگي خيلي از شما بزرگ‌تر هستند.
درست است، اما رابطه خوبي داريم و واقعا مثل يک خانواده شده‌ايم.
سر کار با يکديگر احساس رقابت نمي‌کنيد؟
نه. سرکار هم با يکديگر دوست و خواهر هستيم.
نوشين مجلسي


خبرگزاری آريا – وقتي داعشي بالاي سرم آمد با تمام وجود گريه مي‌کردم


وقتي داعشي بالاي سرم آمد با تمام وجود گريه مي‌کردم

خبرگزاري آريا – بسياري از بازيگران کودک مي‌آيند،‌ در چند اثر مي‌درخشند و مي‌روند. دوقلوهاي شيرين پايتخت از سري اول با اين مجموعه همراه شده‌اند و همزمان با خو گرفتن مخاطب با قصه و شخصيت‌هاي اين مجموعه دنباله‌دار، قد کشيده‌اند و اقبال اين را داشته‌ا‌ند که دست کم تا امروز بمانند.
سارا و نيکا فرقاني اصل، بازيگران نقش دختران خانواده معمولي،‌ اين روزها نگاه جدي‌تري به بازيگري دارند و مي‌گويند علاقه‌مندند به معناي واقعي بازيگر شوند.
با اين خواهران دوقلو که در عالم واقع نيز، همان‌قدر معصوم و کم حرف به نظر مي‌آيند، گفت‌وگو کرديم و از انتقادهايي که به بازي آ‌نها در پايتخت ۵ مطرح شده است،‌ پرسيديم.
سخت‌ترين سکانسي که در اين مجموعه داشتيد، ‌چه بود؟
نيکا:‌ همه سکانس‌هاي اين سري از پايتخت که به داعش مربوط مي‌شد، سخت بود؛ اما آن قسمتي که نفربر زير آب رفت برايم سخت‌تر بود. فکر کن آب يخ را روي سرت مي‌ريزند و تو در عين حال بايد بازي کني. از سرما گريه مي‌کردم.
سارا: رفتن زير آب واقعا سخت بود. مردم که مي‌بينند فکر مي‌کنند ما در يک درياچه رفتيم و اتفاق خاصي نيفتاده است، اما واقعا مشکل بود. جاي ديگري هم گفته‌ام، با وجود اين‌ مشکلات، پشت صحنه خوش مي‌گذشت. با هم مي‌خنديديم و اين به ما انرژي مي‌داد.
روز خاصي از کار هست که بيشتر يادتان مانده باشد؟
سارا: همه روزها خوب بود. هيچ روزي نداشتيم که خوش نگذرد. پشت صحنه شادي داشتيم، اما جلوي دوربين که مي‌رفتيم کار سخت مي‌شد.
آن صحنه‌ که يکي از نيروهاي داعش بالاي سرتان آمد، يکي از سکانس‌هاي تاثيرگذار اين مجموعه است. براي خودتان چه حسي داشت؟
نيکا: براي خودمان هم خيلي واقعي و دشوار بود. در آن سکانس واقعا و از ته قلبم گريه مي‌کردم.
سارا: خيلي سخت بود. اصلا باورم نمي‌شد اين سري از پايتخت آن‌قدر برايمان سخت بشود، اما در نهايت خوب از آب درآمد. مثلا اولين روزهايي که براي ضبط سکانس‌هاي مربوط به داعش به شهرک دفاع مقدس رفته بوديم صورتمان را گريم مي‌کردند تا آفتاب‌سوخته به نظر بياييم، اما بعد از مدتي پوست صورت‌‌مان واقعا سوخت.
کدام سکانس از اين سري از پايتخت را بيشتر دوست داريد؟
نيکا: همه سکانس‎ها را دوست دارم، چون ديده‌ام برايشان زحمت کشيده است.
سارا: من هم همين طور اما سکانس تقلب را بيشتر دوست دارم.
از ميان پنچ سري پايتخت، کدام فصل را بيشتر دوست داريد؟
سارا: کلا همه قسمت‌هاي پايتخت را خيلي دوست دارم، اما چون سري پنجم سخت‌تر بود فکر مي‌کنم بهتر شده باشد.
بازيگري چقدر برايتان جدي است؟
نيکا: اوايل خيلي جدي نمي‌گرفتيم. مثلا سر پايتخت يک و ۲ خيلي برايمان جدي نبود، اما الان به اين کار علاقه‌مند شده‌ايم و واقعا از بازيگري خوشمان مي‌آيد. مي‌خواهيم ادامه بدهيم.
برنامه‌تان براي ادامه اين حرفه چيست؟
نيکا: سعي مي‌کنيم خيلي جدي‌تر ادامه‌اش بدهيم. ما هر کاري که لازم باشد براي بهتر شدن و ماندن در اين کار انجام مي‌دهيم. اميدوارم در بازيگري پيشرفت کنيم.
سارا: شرکت در کلاس‌هاي بازيگري و هر کاري که باعث شود بهتر شويم.
يعني اگر پيشنهاد بازي در کار ديگري مطرح شود،‌ مي‌پذيريد؟
نيکا: اگر ايران باشيم، ‌مي‌پذيريم. الان در رفت و آمد هستيم.
سارا: اگر پايتخت ادامه داشته باشد در همين نقش‌ها بازي مي‌کنيم. البته غير از آن دوست دارم در کارهاي ديگر هم بازي کنيم و در آينده بازيگر حرفه‌اي شويم.
تا به حال پيشنهاد ديگري داشته‌ايد؟
پيشنهادهايي داشتيم، اما سر فيلمبرداري پايتخت بوديم.
تا کجا قرار است با پايتخت همکاري کنيد؟
سارا: فکر مي‌کنم پايتخت تا هر جايي که ادامه داشته باشد ما هم هستيم.
انتقادهايي که به بازيتان در اين سري از پايتخت مطرح شد، شنيده‌ايد؟
نيکا: بله. در اينستاگرام ديديم که بعضي‌ها مي‌گفتند چرا آن‌قدر کم ديالوگ مي‌گوييد. آخر مقدار ديالوگ‌ها که دست ما نيست! نمي‌توانيم در اين مورد کاري کنيم. تصميم با نويسندگان است. براي ما همين قدر ديالوگ مي‌نويسند. اميدوارم در پايتخت ۶ ديالوگ بيشتري داشته باشيم.
سارا: بعضي از مردم مي‌گويند چرا بد بازي مي‌کنيد يا ديالوگ‌هايتان کم است. دست ما نيست که براي خودمان ديالوگ بنويسيم و بگوييم. آقاي تنابنده تصميم مي‌گيرد. ان‌شاءا… در پايتخت ۶ نقش‌مان پررنگ‌تر شود. در بين اين انتقادها، از يک نظر در اينستاگرام خوشم آمد. آقايي نوشته بود اين دو بچه به خاطر اين که در يک شهر کوچک بزرگ شده‌اند، پدر و مادر ساده‌اي دارند و دخترهاي کسي مثل نقي معمولي هستند، پس بايد هم همين‌قدر کم حرف و ساده باشند.
تا به حال از نويسندگان نخواسته‌ايد نقش‌تان را بيشتر کنند؟
نيکا: گفته‌ايم، اما به هر حال آقاي تنابنده نويسنده است و هر چه بخواهد همان مي‌شود. بعضي‌ها فکر مي‌کنند ما چون ديالوگ کمتري داشتيم زحمت نکشيديم، اما واقعا هر سکانسي که در آن حضور داشتيم سخت بود،‌ بخصوص سکانس‌هاي آخر و قسمت‌هاي مربوط به داعش.
يادتان هست چه شد به اين مجموعه معرفي شديد؟
نيکا: اين که چطور بازيگر شديم را يادم نمي‌آيد، چون خيلي کوچک بوديم. هشت ماهمان بود که براي اولين‌بار در سريال «دوباره زندگي» بازي کرديم. بعد از آن آقاي سيروس مقدم ما را ديد و براي نقش بچه‌هاي نقي انتخاب شديم. براي اين نقش‌ها دنبال دوقلو مي‌گشتند. شماره مادرم را پيدا کردند، زنگ زدند و گفتند ما از بچه‌هاي شما براي بازي در يک سريال خوشمان آمده است. البته اول قرار بود ما در يک سکانس بازي کنيم و فقط عکس‌هايمان در سريال باشد، اما آقاي تنابنده گفتند بهتر است کلا در سريال بمانيد و بازي کنيد.
رابطه‌تان با بازيگران در پشت صحنه چگونه است؟
خيلي خوب است.
تقريبا همگي خيلي از شما بزرگ‌تر هستند.
درست است، اما رابطه خوبي داريم و واقعا مثل يک خانواده شده‌ايم.
سر کار با يکديگر احساس رقابت نمي‌کنيد؟
نه. سرکار هم با يکديگر دوست و خواهر هستيم.
نوشين مجلسي – راديو و تلويزيون


مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد


وب سایت روزیاتو – حسین علی پناهی: مراسم اسکار برای کسانی که به دنیای فیلم علاقه دارند، یا بازیگران و یا سلبریتی هایی که شاید هیچگاه جایزه اسکار در دسترس آن ها نباشد، مراسمی است که می توان آن را با کریسمس تقویم فرهنگ عمومی مقایسه کرد. آیا چیزی جالب تر از این وجود دارد که مردان و زنانی را تماشا کنید که لباس های فاخر آن ها حتی از ماشینی که سوار می شوید نیز گران تر است؟ آیا تماشای شادی کسانی که در مراسم اسکار برنده جایزه می شوند و بی تفاوتی دروغین کسانی که دست خالی از مراسم اسکار به خانه می روند جذاب نیست؟

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 

این روزها بحث مراسم اسکار ۲۰۱۸ داغ است و چیزی نمانده تا شاهد شبی شگفت انگیز و پر حاشیه باشیم، شبی که بسیاری ماحصل تلاش های یک سال خود را در آن جستجو می کنند. اما در مورد مراسم اسکار چه می دانید؟ آیا باورهایی که در مورد این مراسم دارید واقعیت دارند؟ در طی سالیان دراز برگزاری مراسم اسکار شایعات زیادی در مورد این مراسم شکل گرفته است که در ادامه این مطلب می خواهیم صحت وسقم آن ها را با هم مورد بررسی قرار دهیم.

۱- نفرین اسکار: بعد از دریافت اسکار سقوط در انتظار برنده خواهد بود

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
در هالیوود بسیاری به نفرین مراسم اسکار باور دارند. بر اساس این نفرین با بدیمنی، هر کسی که برنده جایزه اسکار شود حرفه او خیلی زود در سراشیبی سقوط قرار گرفته و دیگر به موفقیتی در این حوزه دست نخواهد یافت. این افسانه به دهه ۱۹۳۰ باز می گردد، زمانی که یک بازیگر زن بعد از بدست آوردن جایزه اسکار در دو سال متوالی، شاهد افول خود و دور شدن از موفقیت بود. لوییز رینر جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ برای فیلم های «زیکفلد بزرگ» (The Great Ziegfeld) و «زمین خوب» (The Good Earth) دریافت کرد.

اما کمتر کسی اسم این بازیگر زن را به یاد می آورد زیرا او بعد از بدست آوردن این دو جایزه اسکار کاملاً محو شد. او بعدها جوایز اسکارش را به خاطر این افول سرزنش کرد و همین موضوع باعث شکل گیری افسانه نفرین اسکار شد. در سال های اخیر نیز چندین نمونه از این دست اتفاقات رخ داده که اعتقاد به نفرین اسکار را افزایش داده است. در مراسم اسکار سال ۱۹۹۷، کیوبا گودینگ جونیور جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برای فیلم «جری مگوایر» (Jerry Maguire) بدست آورد اما خیلی زود به یک بازیگر معمولی و فراموش شده تبدیل شد.

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد

همین اتفاق برای هالی بری که در مراسم اسکار ۲۰۰۲ برای فیلم «توپ هیولا» (Monster’s Ball) جایزه بهترین بازیگر بازیگر نقش مکمل زن بدست آورده بود، آدرین برودی که در سال ۲۰۰۳ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم «پیانیست» (The Pianist) را از آنِ خود کرده بود و همچنین مونیکه که در سال ۲۰۱۰ برای بازی در فیلم «گرانبها» (Precious) برنده جایزه اسکار شده بود نیز رخ داد.

این بازیگران از زمانی که برنده جایزه اسکار شده اند دیگر هیچگاه نتوانستند به اوج بازگردند و معمولاً در فیلم های درجه دوم یا نقش های مکمل و کمتر دیده شده بازی می کنند. اما ریاضی چیز دیگری می گوید. بر اساس آمار بیشتر کسانی که برنده جایزه اسکار شده اند پس از ترک مراسم اسکار حرفه ی آن ها شتاب بیشتری گرفته و موفقیت های بیشتری را برای آن ها رقم زده است.

بر اساس مطالعات مبسوطی که در این زمینه توسط یک استاد دانشگاه انجام شده و با بررسی بیش از ۱٫۰۲۳ بازیگر زن و مرد که جزو نامزدها و برندگان جایزه اسکار بوده اند مشخص گردیده که اکثر آن ها بعد از مراسم اسکار شرایط بسیار بهتری نسبت به قبل از آن داشته اند. علاوه بر این بازیگرانی که جایزه اسکار دریافت کرده و یا نامزد دریافت این جایزه شده اند در ۵ سال بعد از آن همواره نسبت به بازیگران دیگر نقش های بیشتری دریافت کرده اند.


۲- نفرین عشقی اسکار: زنانی که اسکار می برند طلاق می گیرند

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
چیزی به بزرگی مراسم اسکار مطمئناً برای بیش از یک افسانه و شایعه جا دارد که به آن ربط داده می شود. شایعه پردازان که از باور داشتن به نفرین اسکار برای کسانی که برنده جایزه می شوند قانع نشده اند تئوری دیگری نیز ارائه کرده اند که بر اساس آن هر بازیگر زنی که برنده جایزه اسکار شود بلافاصله در روابط عاشقانه و زندگی خصوصی اش با مشکل مواجه شده و جدایی را تجربه خواهد کرد. بر اساس این افسانه، وقتی یک بازیگر زن با مجسمه اسکار به خانه می رود این مجسمه مرد به تنها مرد مورد علاقه او در زندگی تبدیل می شود و در نهایت باعث می شود در سال های اخیر نمونه های مشهور و پر سر و صدایی وجود داشته که ظاهراً این افسانه را تایید می کند.

در کمال ناباوری، ریس ویثرسپون، ساندرا بولاک، هالی بری و هیلاری سوانک بعد از دریافت جایزه اسکار با جدایی از همسرشان روبرو شدند. اما آمارها نشان می دهد که این قاعده تنها در مواردی کوچک صحت داشته و نمی توان آن را به تمام کسانی که در مراسم اسکار موفق به دریافت جایزه شده اند تعمیم داد. بر اساس مطالعات همان استاد دانشگاهی که در مورد قبل به آن اشاره کردیم در مورد ۸۰۸ بازیگر زن شناخته شده، مشخص گردید که احتمال جدا شدن از همسر در زنانی که برنده جایزه اسکار شده اند ۸۵ درصد کمتر از دیگران بوده است و این عدد در میان نامزدهای دریافت جایزه اسکار نیز ۶۸ درصد کمتر از دیگر بازیگران زن تخمین زده شد.

البته یک استثنا نیز وجود دارد و آن هم این که اگر یک زن و شوهر در فیلمی همبازی باشند و در نهایت زن برنده جایزه اسکار شود احتمال جدایی آن دو بسیار زیاد است. شاید دلیل اصلی این موضوع این باشد که بازیگر مرد نمی تواند ندیده شدن در فیلمی مشترک با همسرش را تحمل کند و بدین ترتیب نمی تواند با برتری همسرش بر خود در یک حرفه مشترک کنار بیاید.


۳- کمدی ها و کمدین ها شانس کمی برای برنده شدن دارند

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
خب بسیاری بر این باورند برای این که در مراسم اسکار دیده شوید بهتر است سراغ کمدی نروید. بر اساس شایعات داوران اسکار بیش از همه به فیلم های درام یا بازی کردن در فیلم های درام و عاشقانه توجه بیشتری نشان می دهند. به عبارت دیگر هر چه فیلم و نقش اشک تماشاگران را بیشتر و بهتر در بیاورد شانس آن برای دیده شدن در مراسم اسکار بیشتر است. بدین ترتیب حتی اگر فیلمی به خاطر بیش از حد خنده دار بودن باعث جاری شدن اشک از چشمان شما شود نیز شانسی برای بردن آن مجسمه مرد کوچک نخواهد داشت.

اما واقعیت این است که اگر چه در بسیاری از مراسم اسکار این اتفاق رخ داده اما همیشه نیز اینچنین نبوده است. در تاریخ مراسم اسکار کمتر پیش آمده که فیلمی کمدی برنده اسکار شود اما بی سابقه نیز نیست. شاهد این مدعا نیز این است که تاکنون ۷ فیلم کمدی برنده جایزه اسکار شده اند که از آن ها می توان به «نمی تونی با خودت ببریش» (You Can’t Take It with You) در سال ۱۹۳۸، «آنی هال» (Annie Hall) در سال ۱۹۷۷ و اخیراً نیز «بازیگر» (The Artist) در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. البته برخی دیگر از این فیلم ها نیز فیلم هایی درام بوده اند که رگه هایی از کمدی را در خود داشته اند، برای مثال فیلم های «فارست گامپ» (Forrest Gump) در سال ۱۹۹۴ و «مرد پرنده» (Birdman) در سال ۲۰۱۴٫ همچنین بازیگران زیادی به خاطر بازی در فیلم های کمدی نامزد دریافت جایزه اسکار می شوند.

برای مثال وودی آلن در سال ۱۹۷۷ برای فیلم «آنی هال» نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. رابین ویلیامز به خاطر فیلم «صبح بخیر، ویتنام» به شهرت رسید و آلن آرکین نیز برای بازی در فیلم کمدی «خانم سان شاین کوچولو» (Little Miss Sunshine) برنده جایزه اسکار شد. البته در بخش های دیگری نیز جوایز اسکار به فیلم های کمدی رسیده است: کریستین ویگ برای فیلم «ندیمه های عروس» (Bridesmaids) برنده بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد و اسکارهای افتخاری نیز بارها به بازیگران فیلم های کمدی تعلق گرفته است.


۴- ماریسا تومی تنها به اشتباه جایزه اسکار دریافت کرد

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
شاید این مشهورترین شایعه در مورد مراسم اسکار باشد. بر اساس این شایعه در سال ۱۹۹۳، ماریسا تومی برای فیلم «پسرعمویم وینی» (My Cousin Vinny) نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. اگر چه تنها نامزد شدن در این بخش برای تومی موفقیتی بزرگ محسوب می شود و در مقابل نیز بازیگران سرشناس دیگری مانند ونسا ردگریو و جوان پلورایت نیز برای فیلم هایی بزرگ تر در این بخش نامزد شده بودند اما در نهایت این تومی بود که جایزه اسکار را با خود به خانه برد.

بلافاصله پس از اتمام مراسم اسکار شایعات شروع شد و بسیاری ادعا کردند که برنده شدن او تنها حاصل یک اشتباه بوده و درواقع ونسا ردگریو برنده واقعی جایزه اسکار بوده است. بر اساس این ادعاها، جک پالانس، از اهدا کنندگان جوایز اسکار سال ۱۹۹۳ ، به دلیل گیجی یا مستی نتوانسته اسمی که روی کاغذ به عنوان برنده این جایزه وجود داشت را به درستی بخواند. از این رو آخرین اسمی که در فهرست نامزدهای جایزه اسکار این بخش قرار داشت را خواند و آن هم کسی جز تومی نبود. بدین ترتیب مدیران مراسم اسکار برای جلوگیری از آشفتگی در مراسم و ناراحت نشدن تومی چاره ای جز دادن جایزه اسکار به او نداشتند.

اما این شایعات درست به نظر نمی رسد زیرا اگر مراسم اسکار سال ۲۰۱۷ را تماشا کرده باشید متوجه می شوید که هر گونه اشتباهی در اعلام اسامی نامزدها یا برندگان بلافاصله تصحیح خواهد شد. در مراسم اسکار ۲۰۱۷، اسم فیلم «لا لا لند» (La La Land) به عنوان برنده اسکار بهترین فیلم سال انتخاب شد در حالی که قرار بود اسم فیلم «مهتاب» (Moonlight) به عنوان برنده اعلام شود و در عرض چند دقیقه این اشتباه تصحیح شده و «مهتاب» به عنوان برنده جایزه اسکار بهترین فیلم اعلام شد. اگر تومی نیز برنده واقعی جایزه اسکار سال ۱۹۹۳ نبود این جبران اشتباه بلافاصله انجام می گرفت. علاوه بر این دو نفر در پشت صحنه که اسامی تمام برندگان را می دانند مراقب هستند که اشتباهی در دادن جوایز رخ نداده و کوچکترین اشتباهی را تصحیح خواهند کرد.


۵- جایزه اسکار تنها یک دلار می ارزد

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
فرض کنید یک بازیگر، فیلم بردار یا صداپیشه در دنیای هالیوود هستید و به خاطر هنر و تلاشتان برنده جایزه اسکار می شوید. بعد از مدتی ورق بر می گردد و به هر دلیلی شرایطی برایتان پیش می آید که چاره ای جز فروش جایزه اسکار خود ندارید. اما یک قاعده کلی وجود دارد که در صورت تصمیم داشتن برای فروش جایزه اسکار باید آن را به آکادمی اسکار بازگردانید و یک دلار بابت آن دریافت کنید. در کمال ناباوری این موضوع صحت دارد اما این بدان معنا نیست که جایزه اسکار تنها یک دلار ارزش دارد. بر اساس محاسبات ساخت هر کدام از مجسمه های اسکار بیش از ۴۰۰ دلار هزینه دارد.

اگر چه این مجسمه ظاهری طلایی دارد اما تنها روکشی از طلا روی آن کشیده شده و بیشتر آن از قلع ساخته شده است. اما چیزی که جایزه اسکار را باارزش می کند صاحب و دلیل دریافت آن است که می تواند ارزش این جایزه را صدها برابر افزایش دهد.قانون بازگرداندن مجسمه اسکار و دریافت یک دلار برای آن صحت دارد اما این قانون تنها برای جوایز اسکاری که پس از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند اعمال می شود. برای جوایز اسکاری که قبل از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند نیز بازار بسیار خوبی وجود دارد.

بیشترین مبلغی که تاکنون برای یک جایزه اسکار پرداخت شده در سال ۱۹۹۹ بوده است که طی آن مایکل جکسون با مبلغ خیره کننده ۱٫۵۴۲٫۵۰۰ دلار توانست جایزه اسکار بهترین فیلم که متعلق به فیلم «بر باد رفته» (Gone with the Wind) بود را در یک حراجی از آنِ خود کند. جایزه اسکار ویوین لی برای بازی در همین فیلم نیز با قیمت بیش از ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به فروش رسید. برخی اوقات نیز جوایز اسکار دزدیده می شوند زیرا سارقان می دانند که این مجسمه ها ارزش بسیار بالایی دارند.


۶- تنها یک نفر می تواند برنده جایزه اسکار باشد

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
بعد از افتضاح خنده دار مراسم اسکار ۲۰۱۷ شاید دیگر هیچ چیزی تا این اندازه شما را هنگام شنیدن اسم برندگان شگفت زده کند اما باید بدانید که ممکن است اتفاقات عجیب تری نیز در مراسم اسکار رخ دهد. برای مثال ممکن است در هر بخشی بیش از یک برنده وجود داشته باشد و این اتفاق نیز تاکنون ۵ بار در مراسم اسکار رخ داده است. چنین اتفاقی با توجه به این که هزاران نفر در رأی گیری ها شرکت می کنند دور از ذهن نخواهد بود. در سال ۱۹۳۲، که هنوز مراسم اسکار به بلوغ چندانی نرسیده بود، یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد تنها با اختلاف یک رأی توانست رقیبش را شکست دهد و برنده اسکار شود.

اما داوران اسکار تشخیص دادند که این یک رأی برای برتری یکی بر دیگری کافی نبوده و به هر دو شخص به طور مشترک جایزه اسکار اعطا شد. البته امروزه این قانون تغییر کرده و تنها در صورتی که نتایج کاملاً مساوی باشند به بیش از یک نامزد، جایزه اسکار آن بخش اهدا می شود. اولین رأی مساوی در سال ۱۹۴۹ و برای بهترین فیلم مستند کوتاه رخ داد. در سال ۱۹۸۶ این اتفاق در مورد جایزه بهترین مستند رخ داد. همچنین در سال ۱۹۹۵ رأی دو نامزد برای دریافت جایزه بهترین لایو اکشن کوتاه مساوی شد که در نهایت جایزه اسکار به هر دو نامزد اهدا گردید.

آخرین باری نیز که این اتفاق رخ داده در سال ۲۰۱۳ و در بخش بهترین صداگذاری بود که جایزه اسکار به طور مشترک به دو فیلم «سی دقیقه پس از نیمه شب» (Zero Dark Thirty) و «اسکای فال» (Skyfall) رسید. اما مشهورترین و جالب ترین مورد در سال ۱۹۶۹ رخ داد که در آن باربارا استریسند و کاترین هپبورن در بخش بهترین بازیگر زن هر کدام دقیقاً ۳٫۰۳۰ رأی را بدست آوردند.


۷- رأی دهندگان نیز توسط هالیوود انتخاب می شوند

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
دعوت شدن برای عضویت در آکادمی اسکار افتخار بزرگی برای کسانی است که در حوزه سینما فعالیت دارند. شاید فکر کنید که داوران آکادمی اسکار از قشرهای مختلف جامعه با دیدگاه های متنوع هستند. بر اساس گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز در سال ۲۰۱۳، بیش از ۹۳ درصد داوران اسکار سفید پوست و ۷۶ درصد از آن ها مرد بودند. میانگین سن داوران نیز ۶۳ سال بود. این ناهماهنگی قابل قبول به نظر نمی رسد و همین موضوع در سال ۲۰۱۶ جنجال ساز شد. بر اساس گزارش یو اس ای تودی، برای دومین سال متوالی تمامی ۲۰ بازیگر زن و مردی که برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده بودند همگی سفید پوست بودند. این اتفاق از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵ هیچگاه رخ نداده بود.

خیلی زود در رسانه های مجازی نژادپرستی در مراسم اسکار بزرگنمایی شد و درخواست های زیادی به آکادمی اسکار فرستاده شد تا از تنوع بیشتر در نامزدهای جوایز اسکار اطمینان حاصل شود. اکادمی اسکار نیز صداهای مختلف را شنیده و سعی کرد اقدامی برای حل این مشکل انجام دهد. اکنون داوران اسکار کسانی هستند که باید در ده سال اخیر در دنیای سینما فعالیت داشته باشند در غیر این صورت حق رأی دادن ندارند. بدین ترتیب کسانی که سنین بالایی دارند و سال هاست در سینما فعالیتی نداشته اند از جرگه داوران کنار رفته اند. همچنین داوران جوان تر معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض جنسیتی و نژادی داشته و در رأی های خود جنسیت و نژاد را دستکم کمتر از گذشتگان مورد توجه قرار می دهند.


۸- نقش های خاصی شانس برنده شدن بیشتری دارند

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
برخی از انواع نقش ها وجود دارند که خیلی زود به طعمه اسکار تبدیل می شوند. به عبارت دیگر گفته می شود که برخی نقش های خاص وجود دارند که بیشتر از دیگر نقش ها در مراسم اسکار مورد توجه قرار می گیرند و دیده می شوند.اما آمار و شواهد با این ادعا همخوانی زیادی ندارد. مجله انترتینمنت ویکلی برای اثبات یا رد این ادعاها تحقیقات وسیعی انجام داد. برای مثال ابتدا این مجله به بررسی این ادعا پرداخت که بازی در نقش مردان یا زنان دارای مشکلات هویت جنسی، شانس بازیگر را برای دریافت جایزه اسکار یا دستکم نامزد شدن افزایش خواهد داد.

اولین بازیگری مردی که برای بازی در نقش یک مرد همجنسباز نامزد دریافت جایزه اسکار شد پیتر فینچ در سال ۱۹۷۱ بود. سپس ویلیام هرت در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش یک مرد همجنسباز در فیلم «بوسه زن عنکبوتی» (Kiss of the Spider Woman) برنده جایزه اسکار شد. این اتفاق در سال ۱۹۹۸ نیز برای گرگ کینیر در فیلم «بهتر از این نمیشه» (As Good as It Gets) افتاد. از آن سال به بعد اما با توجه به این که بازیگران متعددی نقش همجنسبازان را بازی کرده اند اما به ندرت پیش آمده که بتوانند در مراسم اسکار نامزد شوند یا جایزه را دریافت نمایند.

برخی دیگر نیز بر این باورند که در صورتی که بازیگران به صورت عریان در فیلمی حاضر شوند شانس برنده شدن آن ها در مراسم اسکار بیشتر است. آمار نیز این ادعا را رد می کند و در طول سال های اخیر نیز به ندرت پیش آمده بازیگرانی با این شرایط توانسته باشند جایزه اسکار را با خود به خانه ببرند.


۹- اهدا کننده جایزه همیشه ارتباطی با برنده دارد

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
برخی در هالیوود بر این باورند که با توجه به فردی که برای اهدای جایزه فرا خوانده می شود می توان شخص برنده را حدس زد. در طول سال ها برگزاری مراسم اسکار نیز اتفاقات جالبی رخ داده که نشان می دهد ممکن است بین شخص اهدا کننده و برنده جایزه ارتباطی وجود داشته باشد. برای مثال یک بار ویلیام هرت برای دادن جایزه به مارلی ماتلین فرا خوانده شد در حالی که تنها چند ماه قبل از مراسم اسکار این دو از هم جدا شده بودند.

در موردی دیگر هریسون فورد برای اهدای جایزه بهترین فیلم اسکار به روی صحنه دعوت شد و همه به این باور رسیدند که بدون شک استیون اسپیلبرگ، دوست قدیمی فورد، برای فیلم «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) جایزه بهترین فیلم را دریافت خواهد کرد اما در نهایت هریسون فورد جایزه اسکار بهترین فیلم سال را به «شکسپیر عاشق» (Shakespeare in Love) اهدا کرد. واقعیت این است که هالیوود یک شهر بسیار کوچک است و همه با دیگران به نحوی ارتباط پیدا می کنند. بر اساس مطالعاتی که مجله انترتینمنت ویکلی انجام داده است در ۲۵ سال اخیر تنها در ۱۸ مورد از ۱۵۱ مورد بین اهدا کننده جایزه و برنده آن ارتباطی وجود داشته است.

نکته اینجاست که افراد بسیار کمی از اسم برندگان هر بخش اطلاع دارند و همه ثانیه هایی پیش از اعلام اسامی با برندگان آشنا می شوند. از این رو دعوت کردن عمدی افرادی که با برندگان جوایز اسکار ارتباطی دارند تقریباً محال است. علاوه بر این معمولاً در بخش های بهترین بازیگر زن و مرد نیز اهدا کنندگان جوایز در واقع خود برنده سال قبل جایزه اسکار این بخش بوده اند. از این رو اگر هم ارتباطی بین اهدا کننده و برنده جایزه اسکار وجود داشته باشد کاملاً تصادفی خواهد بود.


۱۰- مراسم اسکار همیشه مراسم اسکار نامیده می شده است

 

مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد 
به طور رسمی مجسمه ای که به عنوان جایزه مراسم اسکار اهدا می شود «جایزه لیاقت آکادمی» (Academy Award of Merit) نام دارد اما شاید کمتر کسی این عنوان را شنیده باشد زیرا همه با عنوان جوایز اسکار یا مراسم اسکار از این شب فراموش نشدنی یاد می کنند. اما این موضوع از ابتدای شروع مراسم اسکار اینچنین نبوده است. بر اساس اطلاعات قرار داده شده در سایت آکادمی اسکار،مجسمه ی باارزش اسکار اسم خود را تصادفی بدست آورده است. آکادمی علوم و هنرهای سینما در سال ۱۹۲۷ تاسیس شده و اولین مهمانی بزرگ خود را دو سال بعد برگزار کرد که با استقبال و مقبولیت غیرقابل انکاری مواجه گردید.

جایزه مراسم اسکار طوری طراحی شده بود که شبیه یک شوالیه که شمشیری در دست دارد و روی حلقه فیلمی با پنج چرخ ایستاده است به نظر برسد. این پنج چرخ نشان دهنده پنج رکن آکادمی (بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و غیره) بودند. این مجسمه تنها ۳۴ سانتیمتر ارتفاع اما وزن سنگینی نزدیک به ۴ کیلوگرم داشت. زمانی که مارگرت هریک، مسئول کتابخانه آکادمی اسکار، نسخه نهایی این مجسمه را دید اعلام کرد که این مجسمه شبیه عمویش اسکار است. به نظر می رسد که این سخنان او تاثیر زیادی بر روی اعضای موسس آکادمی داشته و از اسم عمو اسکار برای نامیدن مجسمه باارزش مراسم اسکار استفاده کردند.

البته تا سال ۱۹۳۹ این اسم به طور رسمی برای جوایز مراسم آکادمی مورد استفاده قرار نگرفت. اما این اسم چنان مشهور شده بود که در سال ۱۹۳۴ نیز تمامی روزنامه ها و رسانه ها از عنوان اسکار برای جوایز آکادمی استفاده می کردند. بدین ترتیب اسکار به عنوان اسم جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینما انتخاب شد و تاکنون نیز همین اسم باقی مانده است.


خبرگزاری آريا – مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد


مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد

خبرگزاري آريا – وب سايت روزياتو – حسين علي پناهي: مراسم اسکار براي کساني که به دنياي فيلم علاقه دارند، يا بازيگران و يا سلبريتي هايي که شايد هيچگاه جايزه اسکار در دسترس آن ها نباشد، مراسمي است که مي توان آن را با کريسمس تقويم فرهنگ عمومي مقايسه کرد. آيا چيزي جالب تر از اين وجود دارد که مردان و زناني را تماشا کنيد که لباس هاي فاخر آن ها حتي از ماشيني که سوار مي شويد نيز گران تر است؟ آيا تماشاي شادي کساني که در مراسم اسکار برنده جايزه مي شوند و بي تفاوتي دروغين کساني که دست خالي از مراسم اسکار به خانه مي روند جذاب نيست؟
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
اين روزها بحث مراسم اسکار ۲۰۱۸ داغ است و چيزي نمانده تا شاهد شبي شگفت انگيز و پر حاشيه باشيم، شبي که بسياري ماحصل تلاش هاي يک سال خود را در آن جستجو مي کنند. اما در مورد مراسم اسکار چه مي دانيد؟ آيا باورهايي که در مورد اين مراسم داريد واقعيت دارند؟ در طي ساليان دراز برگزاري مراسم اسکار شايعات زيادي در مورد اين مراسم شکل گرفته است که در ادامه اين مطلب مي خواهيم صحت وسقم آن ها را با هم مورد بررسي قرار دهيم.
۱- نفرين اسکار: بعد از دريافت اسکار سقوط در انتظار برنده خواهد بود
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
در هاليوود بسياري به نفرين مراسم اسکار باور دارند. بر اساس اين نفرين با بديمني، هر کسي که برنده جايزه اسکار شود حرفه او خيلي زود در سراشيبي سقوط قرار گرفته و ديگر به موفقيتي در اين حوزه دست نخواهد يافت. اين افسانه به دهه ۱۹۳۰ باز مي گردد، زماني که يک بازيگر زن بعد از بدست آوردن جايزه اسکار در دو سال متوالي، شاهد افول خود و دور شدن از موفقيت بود. لوييز رينر جايزه اسکار بهترين بازيگر زن را در سال هاي ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ براي فيلم هاي «زيکفلد بزرگ» (The Great Ziegfeld) و «زمين خوب» (The Good Earth) دريافت کرد.
اما کمتر کسي اسم اين بازيگر زن را به ياد مي آورد زيرا او بعد از بدست آوردن اين دو جايزه اسکار کاملاً محو شد. او بعدها جوايز اسکارش را به خاطر اين افول سرزنش کرد و همين موضوع باعث شکل گيري افسانه نفرين اسکار شد. در سال هاي اخير نيز چندين نمونه از اين دست اتفاقات رخ داده که اعتقاد به نفرين اسکار را افزايش داده است. در مراسم اسکار سال ۱۹۹۷، کيوبا گودينگ جونيور جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد نقش مکمل را براي فيلم «جري مگواير» (Jerry Maguire) بدست آورد اما خيلي زود به يک بازيگر معمولي و فراموش شده تبديل شد.
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
همين اتفاق براي هالي بري که در مراسم اسکار ۲۰۰۲ براي فيلم «توپ هيولا» (Monster’s Ball) جايزه بهترين بازيگر بازيگر نقش مکمل زن بدست آورده بود، آدرين برودي که در سال ۲۰۰۳ جايزه اسکار بهترين بازيگر نقش اول مرد براي فيلم «پيانيست» (The Pianist) را از آنِ خود کرده بود و همچنين مونيکه که در سال ۲۰۱۰ براي بازي در فيلم «گرانبها» (Precious) برنده جايزه اسکار شده بود نيز رخ داد.
اين بازيگران از زماني که برنده جايزه اسکار شده اند ديگر هيچگاه نتوانستند به اوج بازگردند و معمولاً در فيلم هاي درجه دوم يا نقش هاي مکمل و کمتر ديده شده بازي مي کنند. اما رياضي چيز ديگري مي گويد. بر اساس آمار بيشتر کساني که برنده جايزه اسکار شده اند پس از ترک مراسم اسکار حرفه ي آن ها شتاب بيشتري گرفته و موفقيت هاي بيشتري را براي آن ها رقم زده است.
بر اساس مطالعات مبسوطي که در اين زمينه توسط يک استاد دانشگاه انجام شده و با بررسي بيش از ۱٫۰۲۳ بازيگر زن و مرد که جزو نامزدها و برندگان جايزه اسکار بوده اند مشخص گرديده که اکثر آن ها بعد از مراسم اسکار شرايط بسيار بهتري نسبت به قبل از آن داشته اند. علاوه بر اين بازيگراني که جايزه اسکار دريافت کرده و يا نامزد دريافت اين جايزه شده اند در ۵ سال بعد از آن همواره نسبت به بازيگران ديگر نقش هاي بيشتري دريافت کرده اند.
۲- نفرين عشقي اسکار: زناني که اسکار مي برند طلاق مي گيرند
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
چيزي به بزرگي مراسم اسکار مطمئناً براي بيش از يک افسانه و شايعه جا دارد که به آن ربط داده مي شود. شايعه پردازان که از باور داشتن به نفرين اسکار براي کساني که برنده جايزه مي شوند قانع نشده اند تئوري ديگري نيز ارائه کرده اند که بر اساس آن هر بازيگر زني که برنده جايزه اسکار شود بلافاصله در روابط عاشقانه و زندگي خصوصي اش با مشکل مواجه شده و جدايي را تجربه خواهد کرد. بر اساس اين افسانه، وقتي يک بازيگر زن با مجسمه اسکار به خانه مي رود اين مجسمه مرد به تنها مرد مورد علاقه او در زندگي تبديل مي شود و در نهايت باعث مي شود در سال هاي اخير نمونه هاي مشهور و پر سر و صدايي وجود داشته که ظاهراً اين افسانه را تاييد مي کند.
در کمال ناباوري، ريس ويثرسپون، ساندرا بولاک، هالي بري و هيلاري سوانک بعد از دريافت جايزه اسکار با جدايي از همسرشان روبرو شدند. اما آمارها نشان مي دهد که اين قاعده تنها در مواردي کوچک صحت داشته و نمي توان آن را به تمام کساني که در مراسم اسکار موفق به دريافت جايزه شده اند تعميم داد. بر اساس مطالعات همان استاد دانشگاهي که در مورد قبل به آن اشاره کرديم در مورد ۸۰۸ بازيگر زن شناخته شده، مشخص گرديد که احتمال جدا شدن از همسر در زناني که برنده جايزه اسکار شده اند ۸۵ درصد کمتر از ديگران بوده است و اين عدد در ميان نامزدهاي دريافت جايزه اسکار نيز ۶۸ درصد کمتر از ديگر بازيگران زن تخمين زده شد.
البته يک استثنا نيز وجود دارد و آن هم اين که اگر يک زن و شوهر در فيلمي همبازي باشند و در نهايت زن برنده جايزه اسکار شود احتمال جدايي آن دو بسيار زياد است. شايد دليل اصلي اين موضوع اين باشد که بازيگر مرد نمي تواند نديده شدن در فيلمي مشترک با همسرش را تحمل کند و بدين ترتيب نمي تواند با برتري همسرش بر خود در يک حرفه مشترک کنار بيايد.
۳- کمدي ها و کمدين ها شانس کمي براي برنده شدن دارند
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
خب بسياري بر اين باورند براي اين که در مراسم اسکار ديده شويد بهتر است سراغ کمدي نرويد. بر اساس شايعات داوران اسکار بيش از همه به فيلم هاي درام يا بازي کردن در فيلم هاي درام و عاشقانه توجه بيشتري نشان مي دهند. به عبارت ديگر هر چه فيلم و نقش اشک تماشاگران را بيشتر و بهتر در بياورد شانس آن براي ديده شدن در مراسم اسکار بيشتر است. بدين ترتيب حتي اگر فيلمي به خاطر بيش از حد خنده دار بودن باعث جاري شدن اشک از چشمان شما شود نيز شانسي براي بردن آن مجسمه مرد کوچک نخواهد داشت.
اما واقعيت اين است که اگر چه در بسياري از مراسم اسکار اين اتفاق رخ داده اما هميشه نيز اينچنين نبوده است. در تاريخ مراسم اسکار کمتر پيش آمده که فيلمي کمدي برنده اسکار شود اما بي سابقه نيز نيست. شاهد اين مدعا نيز اين است که تاکنون ۷ فيلم کمدي برنده جايزه اسکار شده اند که از آن ها مي توان به «نمي توني با خودت ببريش» (You Can’t Take It with You) در سال ۱۹۳۸، «آني هال» (Annie Hall) در سال ۱۹۷۷ و اخيراً نيز «بازيگر» (The Artist) در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. البته برخي ديگر از اين فيلم ها نيز فيلم هايي درام بوده اند که رگه هايي از کمدي را در خود داشته اند، براي مثال فيلم هاي «فارست گامپ» (Forrest Gump) در سال ۱۹۹۴ و «مرد پرنده» (Birdman) در سال ۲۰۱۴٫ همچنين بازيگران زيادي به خاطر بازي در فيلم هاي کمدي نامزد دريافت جايزه اسکار مي شوند.
براي مثال وودي آلن در سال ۱۹۷۷ براي فيلم «آني هال» نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد شد. رابين ويليامز به خاطر فيلم «صبح بخير، ويتنام» به شهرت رسيد و آلن آرکين نيز براي بازي در فيلم کمدي «خانم سان شاين کوچولو» (Little Miss Sunshine) برنده جايزه اسکار شد. البته در بخش هاي ديگري نيز جوايز اسکار به فيلم هاي کمدي رسيده است: کريستين ويگ براي فيلم «نديمه هاي عروس» (Bridesmaids) برنده بهترين فيلمنامه غيراقتباسي شد و اسکارهاي افتخاري نيز بارها به بازيگران فيلم هاي کمدي تعلق گرفته است.
۴- ماريسا تومي تنها به اشتباه جايزه اسکار دريافت کرد
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
شايد اين مشهورترين شايعه در مورد مراسم اسکار باشد. بر اساس اين شايعه در سال ۱۹۹۳، ماريسا تومي براي فيلم «پسرعمويم ويني» (My Cousin Vinny) نامزد دريافت جايزه اسکار بهترين بازيگر زن نقش مکمل شد. اگر چه تنها نامزد شدن در اين بخش براي تومي موفقيتي بزرگ محسوب مي شود و در مقابل نيز بازيگران سرشناس ديگري مانند ونسا ردگريو و جوان پلورايت نيز براي فيلم هايي بزرگ تر در اين بخش نامزد شده بودند اما در نهايت اين تومي بود که جايزه اسکار را با خود به خانه برد.
بلافاصله پس از اتمام مراسم اسکار شايعات شروع شد و بسياري ادعا کردند که برنده شدن او تنها حاصل يک اشتباه بوده و درواقع ونسا ردگريو برنده واقعي جايزه اسکار بوده است. بر اساس اين ادعاها، جک پالانس، از اهدا کنندگان جوايز اسکار سال ۱۹۹۳ ، به دليل گيجي يا مستي نتوانسته اسمي که روي کاغذ به عنوان برنده اين جايزه وجود داشت را به درستي بخواند. از اين رو آخرين اسمي که در فهرست نامزدهاي جايزه اسکار اين بخش قرار داشت را خواند و آن هم کسي جز تومي نبود. بدين ترتيب مديران مراسم اسکار براي جلوگيري از آشفتگي در مراسم و ناراحت نشدن تومي چاره اي جز دادن جايزه اسکار به او نداشتند.
اما اين شايعات درست به نظر نمي رسد زيرا اگر مراسم اسکار سال ۲۰۱۷ را تماشا کرده باشيد متوجه مي شويد که هر گونه اشتباهي در اعلام اسامي نامزدها يا برندگان بلافاصله تصحيح خواهد شد. در مراسم اسکار ۲۰۱۷، اسم فيلم «لا لا لند» (La La Land) به عنوان برنده اسکار بهترين فيلم سال انتخاب شد در حالي که قرار بود اسم فيلم «مهتاب» (Moonlight) به عنوان برنده اعلام شود و در عرض چند دقيقه اين اشتباه تصحيح شده و «مهتاب» به عنوان برنده جايزه اسکار بهترين فيلم اعلام شد. اگر تومي نيز برنده واقعي جايزه اسکار سال ۱۹۹۳ نبود اين جبران اشتباه بلافاصله انجام مي گرفت. علاوه بر اين دو نفر در پشت صحنه که اسامي تمام برندگان را مي دانند مراقب هستند که اشتباهي در دادن جوايز رخ نداده و کوچکترين اشتباهي را تصحيح خواهند کرد.
۵- جايزه اسکار تنها يک دلار مي ارزد
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
فرض کنيد يک بازيگر، فيلم بردار يا صداپيشه در دنياي هاليوود هستيد و به خاطر هنر و تلاشتان برنده جايزه اسکار مي شويد. بعد از مدتي ورق بر مي گردد و به هر دليلي شرايطي برايتان پيش مي آيد که چاره اي جز فروش جايزه اسکار خود نداريد. اما يک قاعده کلي وجود دارد که در صورت تصميم داشتن براي فروش جايزه اسکار بايد آن را به آکادمي اسکار بازگردانيد و يک دلار بابت آن دريافت کنيد. در کمال ناباوري اين موضوع صحت دارد اما اين بدان معنا نيست که جايزه اسکار تنها يک دلار ارزش دارد. بر اساس محاسبات ساخت هر کدام از مجسمه هاي اسکار بيش از ۴۰۰ دلار هزينه دارد.
اگر چه اين مجسمه ظاهري طلايي دارد اما تنها روکشي از طلا روي آن کشيده شده و بيشتر آن از قلع ساخته شده است. اما چيزي که جايزه اسکار را باارزش مي کند صاحب و دليل دريافت آن است که مي تواند ارزش اين جايزه را صدها برابر افزايش دهد.قانون بازگرداندن مجسمه اسکار و دريافت يک دلار براي آن صحت دارد اما اين قانون تنها براي جوايز اسکاري که پس از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند اعمال مي شود. براي جوايز اسکاري که قبل از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند نيز بازار بسيار خوبي وجود دارد.
بيشترين مبلغي که تاکنون براي يک جايزه اسکار پرداخت شده در سال ۱۹۹۹ بوده است که طي آن مايکل جکسون با مبلغ خيره کننده ۱٫۵۴۲٫۵۰۰ دلار توانست جايزه اسکار بهترين فيلم که متعلق به فيلم «بر باد رفته» (Gone with the Wind) بود را در يک حراجي از آنِ خود کند. جايزه اسکار ويوين لي براي بازي در همين فيلم نيز با قيمت بيش از ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به فروش رسيد. برخي اوقات نيز جوايز اسکار دزديده مي شوند زيرا سارقان مي دانند که اين مجسمه ها ارزش بسيار بالايي دارند.
۶- تنها يک نفر مي تواند برنده جايزه اسکار باشد
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
بعد از افتضاح خنده دار مراسم اسکار ۲۰۱۷ شايد ديگر هيچ چيزي تا اين اندازه شما را هنگام شنيدن اسم برندگان شگفت زده کند اما بايد بدانيد که ممکن است اتفاقات عجيب تري نيز در مراسم اسکار رخ دهد. براي مثال ممکن است در هر بخشي بيش از يک برنده وجود داشته باشد و اين اتفاق نيز تاکنون ۵ بار در مراسم اسکار رخ داده است. چنين اتفاقي با توجه به اين که هزاران نفر در رأي گيري ها شرکت مي کنند دور از ذهن نخواهد بود. در سال ۱۹۳۲، که هنوز مراسم اسکار به بلوغ چنداني نرسيده بود، يکي از نامزدهاي دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد تنها با اختلاف يک رأي توانست رقيبش را شکست دهد و برنده اسکار شود.
اما داوران اسکار تشخيص دادند که اين يک رأي براي برتري يکي بر ديگري کافي نبوده و به هر دو شخص به طور مشترک جايزه اسکار اعطا شد. البته امروزه اين قانون تغيير کرده و تنها در صورتي که نتايج کاملاً مساوي باشند به بيش از يک نامزد، جايزه اسکار آن بخش اهدا مي شود. اولين رأي مساوي در سال ۱۹۴۹ و براي بهترين فيلم مستند کوتاه رخ داد. در سال ۱۹۸۶ اين اتفاق در مورد جايزه بهترين مستند رخ داد. همچنين در سال ۱۹۹۵ رأي دو نامزد براي دريافت جايزه بهترين لايو اکشن کوتاه مساوي شد که در نهايت جايزه اسکار به هر دو نامزد اهدا گرديد.
آخرين باري نيز که اين اتفاق رخ داده در سال ۲۰۱۳ و در بخش بهترين صداگذاري بود که جايزه اسکار به طور مشترک به دو فيلم «سي دقيقه پس از نيمه شب» (Zero Dark Thirty) و «اسکاي فال» (Skyfall) رسيد. اما مشهورترين و جالب ترين مورد در سال ۱۹۶۹ رخ داد که در آن باربارا استريسند و کاترين هپبورن در بخش بهترين بازيگر زن هر کدام دقيقاً ۳٫۰۳۰ رأي را بدست آوردند.
۷- رأي دهندگان نيز توسط هاليوود انتخاب مي شوند
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
دعوت شدن براي عضويت در آکادمي اسکار افتخار بزرگي براي کساني است که در حوزه سينما فعاليت دارند. شايد فکر کنيد که داوران آکادمي اسکار از قشرهاي مختلف جامعه با ديدگاه هاي متنوع هستند. بر اساس گزارش روزنامه لس آنجلس تايمز در سال ۲۰۱۳، بيش از ۹۳ درصد داوران اسکار سفيد پوست و ۷۶ درصد از آن ها مرد بودند. ميانگين سن داوران نيز ۶۳ سال بود. اين ناهماهنگي قابل قبول به نظر نمي رسد و همين موضوع در سال ۲۰۱۶ جنجال ساز شد. بر اساس گزارش يو اس اي تودي، براي دومين سال متوالي تمامي ۲۰ بازيگر زن و مردي که براي دريافت جايزه اسکار نامزد شده بودند همگي سفيد پوست بودند. اين اتفاق از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵ هيچگاه رخ نداده بود.
خيلي زود در رسانه هاي مجازي نژادپرستي در مراسم اسکار بزرگنمايي شد و درخواست هاي زيادي به آکادمي اسکار فرستاده شد تا از تنوع بيشتر در نامزدهاي جوايز اسکار اطمينان حاصل شود. اکادمي اسکار نيز صداهاي مختلف را شنيده و سعي کرد اقدامي براي حل اين مشکل انجام دهد. اکنون داوران اسکار کساني هستند که بايد در ده سال اخير در دنياي سينما فعاليت داشته باشند در غير اين صورت حق رأي دادن ندارند. بدين ترتيب کساني که سنين بالايي دارند و سال هاست در سينما فعاليتي نداشته اند از جرگه داوران کنار رفته اند. همچنين داوران جوان تر معمولاً حساسيت بيشتري نسبت به تبعيض جنسيتي و نژادي داشته و در رأي هاي خود جنسيت و نژاد را دستکم کمتر از گذشتگان مورد توجه قرار مي دهند.
۸- نقش هاي خاصي شانس برنده شدن بيشتري دارند
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
برخي از انواع نقش ها وجود دارند که خيلي زود به طعمه اسکار تبديل مي شوند. به عبارت ديگر گفته مي شود که برخي نقش هاي خاص وجود دارند که بيشتر از ديگر نقش ها در مراسم اسکار مورد توجه قرار مي گيرند و ديده مي شوند.اما آمار و شواهد با اين ادعا همخواني زيادي ندارد. مجله انترتينمنت ويکلي براي اثبات يا رد اين ادعاها تحقيقات وسيعي انجام داد. براي مثال ابتدا اين مجله به بررسي اين ادعا پرداخت که بازي در نقش مردان يا زنان داراي مشکلات هويت جنسي، شانس بازيگر را براي دريافت جايزه اسکار يا دستکم نامزد شدن افزايش خواهد داد.
اولين بازيگري مردي که براي بازي در نقش يک مرد همجنسباز نامزد دريافت جايزه اسکار شد پيتر فينچ در سال ۱۹۷۱ بود. سپس ويليام هرت در سال ۱۹۸۶ براي بازي در نقش يک مرد همجنسباز در فيلم «بوسه زن عنکبوتي» (Kiss of the Spider Woman) برنده جايزه اسکار شد. اين اتفاق در سال ۱۹۹۸ نيز براي گرگ کينير در فيلم «بهتر از اين نميشه» (As Good as It Gets) افتاد. از آن سال به بعد اما با توجه به اين که بازيگران متعددي نقش همجنسبازان را بازي کرده اند اما به ندرت پيش آمده که بتوانند در مراسم اسکار نامزد شوند يا جايزه را دريافت نمايند.
برخي ديگر نيز بر اين باورند که در صورتي که بازيگران به صورت عريان در فيلمي حاضر شوند شانس برنده شدن آن ها در مراسم اسکار بيشتر است. آمار نيز اين ادعا را رد مي کند و در طول سال هاي اخير نيز به ندرت پيش آمده بازيگراني با اين شرايط توانسته باشند جايزه اسکار را با خود به خانه ببرند.
۹- اهدا کننده جايزه هميشه ارتباطي با برنده دارد
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
برخي در هاليوود بر اين باورند که با توجه به فردي که براي اهداي جايزه فرا خوانده مي شود مي توان شخص برنده را حدس زد. در طول سال ها برگزاري مراسم اسکار نيز اتفاقات جالبي رخ داده که نشان مي دهد ممکن است بين شخص اهدا کننده و برنده جايزه ارتباطي وجود داشته باشد. براي مثال يک بار ويليام هرت براي دادن جايزه به مارلي ماتلين فرا خوانده شد در حالي که تنها چند ماه قبل از مراسم اسکار اين دو از هم جدا شده بودند.
در موردي ديگر هريسون فورد براي اهداي جايزه بهترين فيلم اسکار به روي صحنه دعوت شد و همه به اين باور رسيدند که بدون شک استيون اسپيلبرگ، دوست قديمي فورد، براي فيلم «نجات سرباز رايان» (Saving Private Ryan) جايزه بهترين فيلم را دريافت خواهد کرد اما در نهايت هريسون فورد جايزه اسکار بهترين فيلم سال را به «شکسپير عاشق» (Shakespeare in Love) اهدا کرد. واقعيت اين است که هاليوود يک شهر بسيار کوچک است و همه با ديگران به نحوي ارتباط پيدا مي کنند. بر اساس مطالعاتي که مجله انترتينمنت ويکلي انجام داده است در ۲۵ سال اخير تنها در ۱۸ مورد از ۱۵۱ مورد بين اهدا کننده جايزه و برنده آن ارتباطي وجود داشته است.
نکته اينجاست که افراد بسيار کمي از اسم برندگان هر بخش اطلاع دارند و همه ثانيه هايي پيش از اعلام اسامي با برندگان آشنا مي شوند. از اين رو دعوت کردن عمدي افرادي که با برندگان جوايز اسکار ارتباطي دارند تقريباً محال است. علاوه بر اين معمولاً در بخش هاي بهترين بازيگر زن و مرد نيز اهدا کنندگان جوايز در واقع خود برنده سال قبل جايزه اسکار اين بخش بوده اند. از اين رو اگر هم ارتباطي بين اهدا کننده و برنده جايزه اسکار وجود داشته باشد کاملاً تصادفي خواهد بود.
۱۰- مراسم اسکار هميشه مراسم اسکار ناميده مي شده است
مراسم اسکار و 10 باور نادرستي که در مورد آن وجود دارد
به طور رسمي مجسمه اي که به عنوان جايزه مراسم اسکار اهدا مي شود «جايزه لياقت آکادمي» (Academy Award of Merit) نام دارد اما شايد کمتر کسي اين عنوان را شنيده باشد زيرا همه با عنوان جوايز اسکار يا مراسم اسکار از اين شب فراموش نشدني ياد مي کنند. اما اين موضوع از ابتداي شروع مراسم اسکار اينچنين نبوده است. بر اساس اطلاعات قرار داده شده در سايت آکادمي اسکار،مجسمه ي باارزش اسکار اسم خود را تصادفي بدست آورده است. آکادمي علوم و هنرهاي سينما در سال ۱۹۲۷ تاسيس شده و اولين مهماني بزرگ خود را دو سال بعد برگزار کرد که با استقبال و مقبوليت غيرقابل انکاري مواجه گرديد.
جايزه مراسم اسکار طوري طراحي شده بود که شبيه يک شواليه که شمشيري در دست دارد و روي حلقه فيلمي با پنج چرخ ايستاده است به نظر برسد. اين پنج چرخ نشان دهنده پنج رکن آکادمي (بازيگران، کارگردانان، نويسندگان و غيره) بودند. اين مجسمه تنها ۳۴ سانتيمتر ارتفاع اما وزن سنگيني نزديک به ۴ کيلوگرم داشت. زماني که مارگرت هريک، مسئول کتابخانه آکادمي اسکار، نسخه نهايي اين مجسمه را ديد اعلام کرد که اين مجسمه شبيه عمويش اسکار است. به نظر مي رسد که اين سخنان او تاثير زيادي بر روي اعضاي موسس آکادمي داشته و از اسم عمو اسکار براي ناميدن مجسمه باارزش مراسم اسکار استفاده کردند.
البته تا سال ۱۹۳۹ اين اسم به طور رسمي براي جوايز مراسم آکادمي مورد استفاده قرار نگرفت. اما اين اسم چنان مشهور شده بود که در سال ۱۹۳۴ نيز تمامي روزنامه ها و رسانه ها از عنوان اسکار براي جوايز آکادمي استفاده مي کردند. بدين ترتيب اسکار به عنوان اسم جوايز آکادمي علوم و هنرهاي سينما انتخاب شد و تاکنون نيز همين اسم باقي مانده است.