Tag Archives: و

خبرگزاری آريا – ارکستر کودک و نوجوان لنا فراخوان داد


ارکستر کودک و نوجوان لنا فراخوان داد

خبرگزاري آريا – بخش موسيقي هنرکده لنا (آموزشگاه موسيقي لنا) در نظر دارد تا ارکستري متشکل از نوازندگان و هنرجويان کودک و نوجوان جهت شرکت در جشنواره‌ها و فستيوال‌ها و برگزاري کنسرت، تشکيل دهد. اين ارکستر علاوه بر اجراهاي جشنواره‌اي و شرکت در فستيوال‌هاي مختلف، در پروژه‌هاي نمايشي و کنسرت-نمايش‌هاي هنرکده لنا نيز شرکت خواهد کرد.
شرايط شرکت در ارکستر:
علاقه‌مندان از بين گروه سني ۱۰ تا ۱۶ سال انتخاب مي‌شوند. هيئت انتخاب ارکستر اين شرط را براي افراد زير ۱۰ سال که مهارت ويژه‌اي در نوازندگي داشته باشند مصاحبه خواهد کرد.
هنرجويان و نوازندگان داوطلب بايد توانايي نوازندگي يک ساز ايراني يا جهاني را سطح متوسط و بالاتر داشته باشند. (طبيعتا بخش عمده‌اي از اين سنجش در مصاحبه حضوري مشخص خواهد شد.)
علاقه‌مندان مي‌توانند رزومه فعاليت موسيقايي خود را همراه با يک فايل ويديويي به فرمت MP4 تا پايان روز پنجشنبه مورخ ۱۱ / ۰۵ / ۹۷ از طريق ايميل به آدرس music@lenacomplex.com و يا از طريق واتس‌آپ به شماره ۰۹۰۱۶۸۴۶۲۳۲ ارسال کنند.
مواردي که لازم است در رزومه‌ درج شود شاملِ نام و نام‌خانوادگي، سن، ساز تخصصي، نام مدرس، مدت زمان فعاليت موسيقي، نام کتاب‌ها و جزواتي که هنرجو در طول آموزش آنها را کار کرده است.
موادي که بايد در ويديو رعايت شود شامل : معرفي دقيق قطعه ( نام قطعه، نام آهنگساز)، معرفي نوازنده توسط خود ايشان، رعايت حجاب براي خانم‌ها(هر هنرجو در نهايت مجاز به اجراي يک قطعه کوتاه است و در زمان مصاحبه حضوري مي‌تواند قطعات طولاني را انتخاب براي اجرا در حضور داوران انتخاب کند.)
پس از بررسي روزمه افراد، از واجدين شرايط براي مصاحبه و اجراي کوتاه، دعوت مي‌شود و نوازندگان ارکستر از بين اين افراد انتخاب خواهد شد.


خبرگزاری آريا – افتتاحيه فاجعه‌بار «آسورا» در گيشه و لغو اکران پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينماي چين


افتتاحيه فاجعه‌بار «آسورا» در گيشه و لغو اکران پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينماي چين

خبرگزاري آريا- در حالي‌که تهيه‌کنندگان حماسه فانتزي «آسورا» (Asura) در تبليغات‌شان اين پروژه را به عنوان يکي از پرهزينه‌ترين توليدات صنعت سينماي چين معرفي کرده بودند، اما فروش افتتاحيه اين فيلم صد ميليون دلاري در طول تعطيلات آخر هفته فقط به ۷٫۱ ميليون دلار رسيد.
به گزارش آريا به نقل از آي سينما، «آسورا» اولين ساخته بلند پنگ ژانگ بدلکار هاليوود است. به دنبال کسب چنين نتيجه فضاحت‌باري، تهيه‌کنندگان فيلم از جمله کمپاني اسم‌ورسم‌دار «علي‌بابا» تصميم به لغو اکران اين محصول در سينماهاي چين دومين بازار بزرگ سينماي جهان گرفته‌اند.
به نوشته هاليوود ريپورتر، رقم دقيق بودجه اين فيلم حماسي فانتزي برابر با ۱۱۰ ميليون دلار (۷۵۰ ميليون يوآن) اعلام شده است. غروب يک‌شنبه گذشته، صفحات رسمي اين فيلم در شبکه‌هاي اجتماعي بيانيه‌اي ساده منتشر کردند مبني بر اين‌که «آسورا» از ساعت ده شب به وقت محلي از پرده سينماها پايين کشيده خواهد شد. به اين ترتيب، پرهزينه‌ترين فيلمي که در تاريخ سينماي چين ساخته شده، به دليل استقبال محدود سينماروها از روي پرده تمام سالن‌هاي سينماي اين کشور محو خواهد شد.
خبر عجيب‌تر آن‌که نماينده کمپاني «ژنجيان فيلم» که به عنوان تهيه‌کننده اصلي «آسورا» معرفي شده، بعدتر در مصاحبه با سايت خبري چيني «سينا» ادعا کرده است: «اين تصميم تنها به خاطر نتيجه بد باکس آفيس نبوده است. قصد داريم تغييراتي در فيلم اعمال کنيم و دوباره آن را روي پرده ببريم.» روابط عمومي اين فيلم از پاسخ دادن به پرسش خبرنگار هاليوود ريپورتر در اين‌باره خودداري کرده است.
جالب آن‌که آمار و ارقام حاکي از آن است که موفق‌ترين و پرفروش‌ترين فيلم‌هاي پرهزينه صنعت سينماي چين مانند «جنگجوي گرگ ۲» تقريبا با نصف بودجه‌اي که صرف تهيه و توليد «آسورا» شده، مقابل دوربين رفته‌اند.
واضح است که سرمايه‌گذاران اين فيلم مبالغ هنگفتي را صرف به کارگيري عوامل بااستعداد خارجي و جلوه‌هاي ويژه پرزرق و برق کرده‌اند. طراحي لباس «آسورا» بر عهده نگيلا ديکسن طراح لباس برنده اسکار «ارباب حلقه‌ها» بوده است. مارتين هرناندز صداگذار باسابقه هاليوود که دو فيلم برنده اسکار «بردمن» و «از گور برگشته» را در کارنامه دارد، از ديگر عوامل فيلم «آسورا» بوده است. چارلي ايتورياگا مسئول جلوه‌هاي ويژه «ددپول» و «سريع و خشمگين ۷» هم ناظر جلوه‌هاي ويژه اين فانتزي چيني بوده است.


خبرگزاری آريا – جزئيات اجراي گروه‌هاي راک و تلفيقي در فستيوال «شب‌هاي موسيقي»


جزئيات اجراي گروه‌هاي راک و تلفيقي در فستيوال «شب‌هاي موسيقي»

خبرگزاري آريا – سومين فستيوال «شب‌هاي موسيقي» از ۲۱ تير فعاليت خود را آغاز کرده و تا ۹ شهريور با سيزده گروه موسيقي در خانه هنرمندان ايران ادامه خواهد داشت.
در بخش موسيقي جز، بلوز و راک اين فستيوال، شش گروه اميراشکان غلامي (پلاستيکا)، اشکان ماهري، سبحان اکرمي، پدرام درخشاني، گروه «ريتون» و پويا نيک‌پور روي صحنه خواهند رفت.
يک اجراي فيوژن و پاپ راک براي برنده جايزه جشنواره موسيقي فجر
اولين اجراهاي اين بخش، به اشکان ماهري تعلق دارد که روز سوم مرداد روي صحنه مي‌رود و قرار است علاوه بر اجراي آلبوم «پرگار»، چندين قطعه جديد را هم اجرا کند. اين آلبوم پاپ-راک و فيوژن سال ۹۵ توانست جايزه باربد بهترين آهنگسازي آلبوم پاپ را در جشنواره موسيقي فجر از آن خود کند.
اشکان ماهري (خواننده و آهنگساز)، ياسر ساکي‌مهر (پيانو و کيبورد)، فواد قمشه‌اي (گيتار الکتريک)، مازيار خواجيان (گيتارباس) و علي باغفر (درامز) اعضاي اين گروه هستند.
فرهاد، فريدون فروغي، فرانک سيناترا، لئونارد کوهن و ديگران
سبحان اکرامي هنرمند ديگري است که پنج مرداد با اعضاي گروهش يعني ياسر ساکي‌مهر (تنظيم‌کننده، پيانو و کيبورد)، مهدي بيک‌وردي (گيتار الکتريک)، علي درخشان (درامز و کاخن) و مازيار خواجيان (گيتار باس) قطعات نوستالژيک دهه ۶۰ و ۷۰ موسيقي لاتين و ايراني مثل فرانک سيناترا، لئونارد کوهن، دين مارتين، فريدون فروغي، فرهاد و آثاري از خودش را اجرا مي‌کند.
اجراي متفاوت پدرام درخشاني بعد از دو سال
پدرام درخشاني بعد از دو سال دوري از اجراي صحنه‌اي، ۱۰ مرداد کنسرتش را با نام «بهترين خلوتگاه» اجرا مي‌کند. برنامه متنوعي که پايه و اساس آن بيشتر بر اساس آلبوم «بزم بي‌جانان» است. اما علاوه بر آن، بخشي بداهه‌نوازي است و بخشي هم تک‌نوازي و همچنين حضور سمپل‌هاي مختلف و بخشي از اجرا هم به شکل تريو با حضور درامز و گيتارباس خواهد بود. قطعات «سه گاه من»، «مکاشفه پيش از طوفان» و «سبوي سنتور» بخشي از اين رپرتوآر هستند.
ميلاد درخشاني (تار)، پاشا هنجني (ني)، کسري سبکتکين (گيتارباس)، امين طاهري (درامز) و سهيل حسنوي (سنتور) از جمله هنرمنداني هستند که در بخش‌هايي از اين اجرا همراه پدرام درخشاني خواهند بود.
اميراشکان غلامي در کنار جمعي از بهترين نوازنده‌هاي ايران
۱۲ مرداد هم متعلق به اجراي امير اشکان غلامي يکي از راکرهاي مشهدي است که رضا تاجبخش (پيانو و کيبورد)، کسري سبکتکين (گيتارباس)، امير راحتي (گيتار الکتريک)، ميلاد مرادي (کمانچه) و علي باغفر (درامز) او را به عنوان خواننده و نوازنده گيتار آکوستيک همراهي مي‌کنند.
اين گروه در اجراي پيش رو، چهار قطعه از آلبوم جديدش که در آينده منتشر خواهد شد و همچنين قطعاتي از آلبوم‌هاي پيشين يعني «مسافران مردد» و «پلاستيکا» را با تنظيمات و سازبندي جديد براي مخاطبان اجرا مي‌کند؛ اين در حالي است که آهنگسازي و تنظيم بيشتر قطعات را اميراشکان غلامي بر عهده داشته است.
اجراي «ريتون» با سنتور و اصوات الکترونيک
عليرضا شمس اسکندري با گروه «ريتون»، ۲۴ مرداد روي صحنه مي‌‌رود که علاوه بر آهنگسازي و تنظيم، نوازندگي سنتور را هم برعهده دارد. کوشا صرافي گوهر (ويلن و کمانچه)، اميرعلي رحماني (سازهاي کوبه‌اي ايراني) و عليرضا خسروي (پرکاشن) اعضاي اين گروه هستند.
پايه و بيس اين کنسرت روي سنتور است و در واقع براي آن چهار سنتور پنتاتونيک طراحي شده که توسط عليرضا شمس اسکندري نواخته مي‌شود و باقي اعضا، با او همنوازي مي‌کنند. علاوه بر آن از اصوات الکترونيک هم در اين برنامه استفاده خواهد شد.
کنسرت مستقل پويا نيک‌پور بعد از اجرهاي پاپ
ماه مرداد با اجراي پويا نيک‌پور خاتمه مي‌يابد تا به اين ترتيب، اين هنرمند روز ۳۱ مرداد، قطعاتي از مجموعه آلبوم‌هايش يعني «پويانو»، «خارج از تصور» و «صداي سکوت» را در قالب يک پرفورمنس به شکل انفرادي با پيانو اجرا کند.
اين پرفورمنس در چهار بخش برنامه‌ريزي شده که به شکل تک‌نوازي پيانو، تک‌نوازي پيانو و آواز با صداي پويا نيک‌پور، پلي‌بک موسيقي و نواختن پيانو روي آن و بخش چهارم هم پلي‌بک موسيقي، اجراي زنده پيانو روي آن و صداي پويا نيک‌پور اجرا خواهد شد. امکان دارد از چند نوازنده مهمان هم در اين پروژه بهره برده شود.
فستيوال «شب‌هاي موسيقي» با همکاري خانه هنرمندان و حمايت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران برگزار مي‌شود و علاقه‌مندان مي‌توانند براي تهيه بليت اين کنسرت‌ها که ساعت ۲۰ برگزار مي‌شود، به سايت ايران کنسرت يا گيشه خانه هنرمندان مراجعه کنند.


خبرگزاری آريا – مجيد کياني: خيالم راحت است و ديگر نگرانِ اين موسيقي نيستم


مجيد کياني: خيالم راحت است و ديگر نگرانِ اين موسيقي نيستم

خبرگزاري آريا – استاد «مجيد کياني»؛ از آن آدم هايي است که با خيالِ راحت مي‌توان استاد صدايش کرد؛ هر چند خودش اين واژه را دوست نداشته باشد و حق هم داشته باشد که اين روزها، اين واژه‌ي دست‌مالي‌شده را دوست نداشته باشد. استادِ پيشکسوت و برجسته‌ي سنتور، رديفِ صبا را نزد علي‌نقي وزيري و روح‌الله خالقي فرا گرفت؛ اما اين برومند و دوامي بودند که در او بيش از هر کسِ ديگري تاثير گذاشتند تا استاد کياني، حالا ايني شود که هست. او را بايد اصيل‌ترين مدافعِ موسيقي رديف- دستگاهي ايران دانست و شايد تنهاترين. خودش اما مي‌گويد اين موسيقي اصيل، والاترين همدم‌ش است و احساسِ تنهايي نمي‌کند؛ همين‌که او برخلافِ بخشِ مهمي از همکارانش، به اصولي که به آن پاي‌بند بوده، پاي‌بند مانده؛ به خودي خود عجيب است؛ اما مي‌دانيد عجيب‌تر چيست؟ اينکه وقتي با او درباره‌ي نوآوري حرف مي‌زنيم؛ درباره‌ي کارهايي که اين روزها نسلِ جوان انجام مي‌دهند؛ درباره‌ي فرياد وااسفاي عده‌اي از اهالي موسيقي که: «کجاييد که موسيقي اصيل از بين رفته و ديگر چيزي از اصالت‌ها نمانده است»؛ با سعه‌ي صدري غريب مي‌گويد که هيچ مخالفتي با هيچ حرکتي در موسيقي ندارد و به نظر هر کسي که در اين حوزه فعاليت مي‌کند، احترام مي‌گذارد. او مي‌گويد اقتصاد موسيقي همان‌اندازه‌اي اهميت دارد و بايد به آن توجه کرد که به اصالت‌ها. همان‌اندازه که نگرانِ موسيقي اصيل است؛ دلش براي مخاطباني مي‌تپد که شايد سوادِ چنداني در موسيقي ندارند و خوراکِ مناسبي مي‌خواهند؛ مي‌گويد آنان هم موسيقي خودشان را مي‌خواهند. او به تازگي کتابي منتشر کرده است که ۲۵ سال از حياتش را به خود اختصاص داده است؛ کتابي با نامِ «شناخت هنر موسيقي»؛ همين کتاب بهانه‌ي گفت وگو با او شد؛ از آن معاشرت‌هاي دل‌نشينِ کيميا در اين روزگار. از آن معاشرت‌هايي که حالِ آدم را خوش مي‌کند و در عينِ حال ناخوش که چرا آدم‌هاي مثلِ او اين روزها اين‌همه کم‌‌اند؟ نيستند؟ چه اتفاقي افتاد که آدم‌ها اين همه تغيير کردند. مي‌دانيد گفت‌وگو با «مجيد کياني» شبيه هيچ‌کسِ ديگر نيست؛ چون او خودش مثلِ هيچ‌کس است. 
از کتاب «شناخت هنر موسيقي» شروع کنيم که شما به تازگي آن را منتشر کرده‌ايد؛ به نظر مي‌رسد اين کتاب، عقايد و نظرياتِ شما در حوزه‌ي موسيقي رديف- دستگاهي را اين بار به شکلي دقيق‌تر و روشن‌تر بيان مي‌کند. هدف از نگارش اين کتاب چه بود؟ هدف اصلي از نگارش اين کتاب، شناختِ‌ بيشترِ موسيقي ايران به خصوص موسيقي دستگاهي و رديف است و علاوه بر آن، ارتباطش با هنرهاي ديگرِ ايران مثل نگارگري، معماري، ادبيات و غيره را نيز مورد بررسي قرار داده است. اگر بخواهم به زبانِ مجمل، هدفِ اصلي از انتشار اين کتاب را بگويم، بايد به شناخت موسيقي رديف و دستگاهي براي مخاطب اشاره کنم تا او بتواند زيبايي‌ها و قدمتِ اين نوع موسيقي را درک کند.
اين کتاب شامل ۱۸ دفتر است که هر کدام موضوعي متفاوت را بيان مي‌کند؛ پژوهش درباره‌ي هر کدام از اين موضوعات چقدر طول کشيده است؟ فکر مي‌کنم يک سال و نيم تا دو سال تحقيق انجام شده‌ تا هر کدام از اين دفترها کامل شود. البته در اين سال‌ها بخش‌هايي از آن را به صورت يک برنامه‌ي پژوهشي در سالن‌هايي چون تالار وحدت، انديشه و بيشتر فرهنگ‌سراي نياوران به صورت سخن‌راني، گفتار و نمونه‌هاي اجرايي، اجرا کرده‌ام (برخي را از طريق نمونه‌هاي صوتي که در اختيار داشتم پخش و برخي را نيز خودم اجرا کردم) بنابراين براي مثال وقتي درباره‌ي «نقش سکوت در موسيقي ايراني» يا «هفت مثنوي» صحبت کرده‌ام؛ شعرهايي را انتخاب و روي رديف معروفي گذاشته و اجرايشان کرده‌ام؛ همچنين از قديم موسيقي‌دانان ايراني تاثير موسيقي را بر جسم و روان مطالعه مي‌کردند و يکي از اين دفترها به همين موضوع اختصاص دارد.
پيش از اين استاداني مثل «ملاح» و «دهلوي» درباره‌ي پيوند شعر و موسيقي آثاري را نگاشته‌‌اند؛ اما مباحثي چون موسيقي و طبيعت که در اين کتاب آمده است؛ براي اولين بار به عنوان نظريه مطرح مي‌شود؛ اگرچه پژوهش‌هايي درباره‌ي موسيقي و معماري نيز داشته‌ايم. من تا کنون تحقيقي درباره‌ي موسيقي دستگاهي و فواصل و ريتم‌هايي که در اين موسيقي وجود دارد با معماري سنتي‌مان نديده‌ام؛ اما درباره‌ي معماري و موسيقي کلاسيک زياد بحث شده است. درباره‌ي پيوند شعر و موسيقي نيز آنچه در اين کتاب آمده با آثار استاد ملاح، استاد دهلوي و ديگران متفاوت است. به عبارتي ما در اين موسيقي انگار يک موسيقي قديم داريم و يک موسيقي جديد که بعد از وزيري پايه‌گذاري مي‌شود. موسيقي وزيري چون تلفيقي از موسيقي ايران و موسيقي کلاسيک غرب است، در نتيجه تلفيق شعر و موسيقي استادان قديم را خيلي نمي‌پذيرد و مي‌خواهد به گونه‌ي ديگري باشد.
اين پژوهش در همين جا تمام مي‌شود؟‌«موسيقي و فردوسي»، «موسيقي و سعدي» و «موسيقي و حافظ» دفترهاي بعدي است که در اين کتاب نيامده است.
با توجه به تحقيقِ گسترده‌اي که روي هر کدام از اين دفترها انجام داده‌ايد؛ نگارش اين کتاب چند سال طول کشيد؟حدود ۲۵٫
و چه انگيزه‌اي سبب مي‌شود که هنرمندي در حد و اندازه‌ي شما ۲۵ سال صرف نگارشِ اثري کند که به قولِ خودتان هدفش شناساندنِ اين موسيقي به مخاطبان است؟ انگيزه؛ همان علاقه به موسيقي ايراني است. من از سال‌هاي نوجواني و جواني که به موسيقي دستگاهي علاقه‌مند بودم، مقالاتي در روزنامه‌ها مي‌خواندم که در آنها موسيقي دستگاهي ما مدام زير سوال مي‌رفت و اين مساله مطرح مي‌شد که اين موضوعات کهنه شده‌اند و ديگر استفاده‌اي ندارند و خوب است که ما موسيقي جديد داشته باشيم و نوآوري کنيم.
اين مسايل امروز هم، هم‌چنان مطرح مي‌شود. بله! اما در آن سال‌ها انگار روشن‌فکري و تجددخواهي خيلي خيلي بيشتر وجود داشت، بنابراين من که مي‌خواستم روي اين موسيقي کار کنم، مدام زير سوال بودم و اين مقالات دل‌سردم مي‌کرد؛ اما در عينِ حال دلم مي‌خواست موسيقي‌اي کار کنم که اصيل باشد و در يک فرهنگ ريشه داشته باشد؛ اين دوگانگي و شک و ترديد باعث شد تا کتاب‌هاي کهن را مطالعه کنم.
چه کتاب‌هايي؟ آثاري از فارابي و مراغه‌اي. البته آن زمان‌ها ترجمه‌اي از اين کتاب‌ها انجام نشده بود تا اينکه زمانِ دانشجويي‌ام استاد بزرگي به نام «تقي بينش» يکي از رسالات مراغه‌اي به نام «مقاصد الالحان»‌ را تصحيح و چاپ کردند که براي من منبع بسيار خوبي شد و باعث شد تا دلسردي‌اي که مقالات برايم به وجود مي‌آورد، به دل‌گرمي بدل شود.
چرا؟ چون بيش از گذشته متوجه شدم، موسيقي‌اي که کار مي‌کنم هم خيلي خيلي زيباست و هم داراي يک فرهنگ کهنِ چند هزار ساله است.
آقاي کياني شما عمرتان را روي موسيقي رديف- دستگاهي گذاشته‌ايد، امروز اگر بخواهيد اين موسيقي را به طور خلاصه بيان کنيد، درباره‌اش چه مي‌گوييد؟ مي‌گويم ما کتابي داريم با نام «شاهنامه»‌ي فردوسي و اين اثر، نه‌تنها زبانِ فارسي ما را حفظ کرده که تمام آيين‌هاي ايرانيت ما را هم زنده نگاه داشته است و در کنارِ آن، يک شاهنامه‌ي صوتي داريم که تمام آيين‌ها و زبان موسيقايي ما را حفظ کرده است؛ يعني همان‌طور که شاهنامه‌ي فردوسي، سينه به سينه توسط نقال‌ها نقل مي‌شود و در شرايط مختلف احيا مي‌شود، اين موسيقي هم سينه به سينه توسط موسيقي‌دانان حفظ شده است تا امروز در اختيار ما قرار گرفته است.
اما به نظر مي‌رسد که شما در اين راه خيلي تنها بوده‌ايد. به هيچ وجه (خنده) چون خود اين موسيقي که داراي اصالت است و يک فرهنگ غني دارد؛ همدم بسيار بالايي است؛ علاوه بر آن در هر دوره‌اي کساني هم هستند که از نظر هوش و زيبايي‌شناسي، اين موسيقي‌ها را تشخيص مي‌دهند.
که تعدادشان بسيار اندک است. ببينيد من به اين کارها جنبه‌ي کيفي مي‌دهم و ديگر عدد و رقم برايم اهميتي ندارد؛ ممکن است تعداد مخاطبانِ من در يک کنسرت، صد نفر باشد يا کتابي منتشر مي‌کنم، تيراژش صد نسخه باشد؛ اما براي من انگار ميليون‌هاست؛ چون وقتي مي‌خواهم به صورت هنري و کيفي به آن نگاه کنم؛ کميت‌ها هيچ نقشي ندارد؛ يعني اگر چند شاگرد داشته باشم که به درستي در اين زمينه فعاليت مي‌کنند يا چند مخاطب که اين موسيقي را درک مي‌کنند برايم کافي است؛ ضمن آنکه در زمانِ حيات نقاشي مثل «گوگن» هيچ‌کس نبود تا او را تشويق کند و تنها يک برادر داشت که حمايت‌ش مي‌کرد و در حالي که در فقر و گمنامي زندگي را بدرود گفت، امروز تابلوهايش در موزه‌هاي بزرگ دنيا به عنوان شاهکار مطرح است. البته اين مقايسه‌ها به خاطر سوال شما بود؛ هرگز اين ادعا را ندارم که کار کيفي و هنري مي‌کنم.
البته که مي‌کنيد و همچنان اين سوال براي من مطرح است که اين علاقه به موسيقي رديف چطور مي‌تواند باعث شود که يک هنرمند؛ از تمام امکاناتي که مي‌تواند در اختيار داشته باشد؛ براي آن بگذرد. باز ناگزيرم يک مثال ديگر بزنم؛ خانم بزرگواري به نام «فوزيه مجد» پيش از انقلاب به شهرستان‌ها مسافرت مي‌کردند و موسيقي نواحي را جمع‌آوري مي‌کردند، ايشان در يکي از سفرهايشان به استاد بزرگي با نام «نظر سليماني» برخورد مي‌کند که مي‌بيند گنجينه‌اي بزرگي از دانستنِ مقام‌هاست و هنرمند بسيار بزرگي است؛ وقتي به او مي‌گويد شما با تمام دانش موسيقايي و با اين اجراي هنرمندانه، چطور فقر و گمنامي را تحمل مي‌کنيد؛ به قولِ خانم مجد ايشان با چشمانِ نافذش به او نگاه مي‌‌‌کند و مي‌گويد: «من براي اين دنيا موسيقي کار نمي‌کنم؛ براي رستگاري مي‌نوازم.» وقتي به اين جمله دقت کنيد، مي‌بينيد که با چه فرهنگ عجيب و غريبي مواجه‌ايم و در اين سرزمين چه هنرمنداني داشته‌ايم. حالا شرايط خيلي بهتر است؛ خوش‌بختانه ما در زماني زندگي مي‌کنيم که خيلي از جوانان به کارهاي تحقيقي و پژوهشي توجه دارند؛ کارهايي که از سليقه‌ي رسمي رسانه‌ها و سليقه‌هاي مردم‌پسند فاصله دارند. امروز شاگردان بسيار زيادي وجود دارند که اين هنر را حمايت و از آن استقبال مي‌کنند.
شما زماني که در مرکز حفظ و اشاعه بوديد، هم‌پيماناني داشتيد؛ بعد از انقلاب در حالي که تصور مي‌شد اين موسيقي بايد بيش از گذشته مورد حمايت قرار گيرد، مورد بي‌مهري‌هاي گسترده قرار گرفت و حتي بيانيه‌هايي موسيقايي عليه رديف اعلام شد و بسياري به ضرورت نوآوري بيش از گذشته اشاره کردند. شما اما استوار به راهي که اعتقاد داشتيد، ادامه داديد. هيچ اشکالي ندارد که دوستانم و موسيقي‌داناني که اصطلاحا به آنان موسيقي‌دانان سنتي گفته مي‌شود؛ کارهاي نوآورانه انجام ‌دهند؛ اتفاقا بسيار هم خوب است و بايد اين اتفاق بيفتد؛ انجام موسيقي تجربي هميشه يک ضرورت است؛ اگر عده اي فکر مي‌کنند رديف را بايد تغيير دهند يا روي فواصل و ضربي‌ها کار کنند، پس بايد اين کار را انجام دهند؛ اما اين مساله يک شرط دارد و آن اينکه دوستان و موسيقي‌دانان، موسيقي گذشته‌ي خود را نفي نکنند. همان‌طور که کسي که در زمينه‌ي شعر نو فعاليت مي‌کنند؛ بايد به شاعرانِ گذشته‌ي خويش احترام بگذارد و اندوخته‌هاي آنان را نگاه دارد و بعد در صورتِ تمايل، شعرِ نو بگويد. ديگر پس از آن، اين مردم هستند که خودشان انتخاب مي‌کنند همچنان به اشعار گذشته توجه نشان دهند يا اينکه اشعارِ نو را بخوانند.
اما اين دعواها در شاعرانِ نو نيز ديده مي‌شد و همچنان هم مي‌شود. بله بسياري از شاعرانِ نوگرا در دوره‌هايي سعدي و فردوسي را نفي کردند و طوري درباره‌ي آنان سخن مي‌گفتند که انگار اينان مربوط به گذشته هستند و در اشعارشان از چيزهايي حرف مي‌زنند که ديگر براي امروز نيست؛ اما همان‌طور که گفتم نظر من اين است که چه خوب است که اين نوآوري‌ها انجام شود و موسيقي‌هايي که مردم به آن اقبال نشان مي‌دهند و مي‌پسندند، جايگاه خودشان را داشته باشند؛ در عين حال بايد کساني باشند که موسيقي اصيل و فرهنگي خودشان را حفظ کنند؛ اين موسيقي مثل يک ميراث فرهنگي زنده است و بايد نگاه داشته شود. چه خوب که برخي جوان‌ها دل به اين کار بسپارند؛ چون اينها نمونه و اسطوره‌اي مي‌شوند براي آينده‌گان تا فرهنگ خودشان را بشناسند.
وقتي از فرهنگ صحبت مي‌کنيد، از چه صحبت مي‌کنيد؛ موسيقي در اين ميان چه جايگاهي دارد؟ فرهنگ؛ حافظ و سعدي و فردوسي و موسيقي دستگاهي‌مان است. حالا اگر روزگاري آثار جديد و نوآوري که خلق مي‌شود، بتواند جايگاه اصيل و واقعي خودش را پيدا کند؛ اينها هم جزو فرهنگ مي‌شوند؛ اما اگر نتوانند که باز هم نگراني‌اي وجود ندارد؛ قدرتِ زمان به اندازه‌اي زياد است که هر کاري که سست و بي‌ارزش باشد و ريشه در فرهنگش نداشته باشد؛ خواه‌ناخواه حذف مي‌کند.
پس اين همه فرياد وااسفا که اين روزها براي موسيقي ايران سر داده مي‌شود؛ براي چيست؟ وقتي مي‌توان گلايه‌مند بود که تمام چيزي که از گذشته است، نفي شود؛ اين حيف است. خوب است که کارشناسي و تحقيق و پژوهش کنيم و آنچه را که خرافات است را دور بريزيم و آنچه زيبا و انساني و ايراني است را حفظ کنيم و نگاه داريم.
آقاي کياني اين نگاهِ شما براي من بسيار عجيب است؛ ما شما را نماينده – و شايد تنها نماينده‌-‌ي موسيقي‌اي مي‌دانيم که در حدِ اعتلا به موسيقي رديف دستگاهي وفادار است و با اين همه اين‌چنين با سعه‌ي صدر از نوآوري دفاع مي‌کنيد؛ اين در حالي است که من مي‌توانم براي شما اظهارنظرهاي بسيار زيادي بياورم توسط کساني که خودشان روزگاري نوآوري کرده بودند و حالا با هر نوع نگاهِ ديگر به اين موسيقي مشکل دارند و هر نوع نوآوري‌ را به عنوانِ يک مشکل در موسيقي ايران مطرح مي‌کنند . من نه‌تنها با نوآوري مخالفتي ندارم، بلکه از آن استقبال هم مي‌کنم. براي مثال يکي از اين نوآوران استاد عليزاده است؛ ايشان هيچ‌وقت موسيقي رديف- دستگاهي را نفي نکرد؛ بلکه همواره از آن حمايت ‌کرد؛ اين‌طور نوآوران باعث پيشرفت موسيقي مي‌شوند. کارهاي ايشان زيبايي و استحکام بسياري دارد و در زمان ماندگار است؛ اما ممکن است برخي نوآوران مثل ايشان به گذشته‌ي ما توجه نکنند و رديف و دستگاه را بي‌اهميت جلوه دهند و اين مانع از حفظ موسيقي مي‌شوند. در اين صورت ممکن است برخي از اين کارها خوششان نيايند؛ اما من شخصا به نظر هر موسيقي‌داني احترام مي‌گذارم و معتقدم هر کاري که او انجام مي‌دهد، نظر اوست؛ حتي اينکه نظرش اين است که موسيقي رديف هيچ جايگاه ويژه‌اي ندارد.
استاد؛ خيلي‌ها مي‌گويند آنچه امروز به اسمِ موسيقي اصيل ارايه مي‌شود؛ ديگر اصلا موسيقي سنتي ما به آن شيوه و شمايلِ گذشته‌اش نيست و کاملا پاپ است.موسيقي دستگاهي چون در فرهنگ شفاهي ما قرار دارد؛ بسيارانعطاف‌پذير است؛ مثل گِل در هنر سفال‌گري است که شخص مي‌تواند هر طور بخواهد آن را شکل دهد. مي‌تواند در موسيقي مردم‌پسند کاربرد داشته باشد ؛ اما کاربرد اصلي‌اش در موسيقي متفکرانه است. در خلوت است براي درکِ معاني عميق.
هيچ‌وقت احساس نگراني کرده‌ايد که مبادا اين موسيقي از بين برود؟ حدود ۴۵ سال پيش که در خدمت استاد دوامي بودم، اين نگراني را خيلي داشتم؛ آن‌قدر که به استادم گفتم: «آقاي دوامي (ما آن‌زمان به استادان‌مان از جمله آقاي دوامي و برومند «استاد» نمي‌گفتيم؛ چون خودشان خوش‌شان نمي‌آمد) اين وضعيتي که الان وجود دارد و راديو و تلويزيون اين موسيقي‌ها را پخش نمي‌کنند و رديف جايگاهي ندارد و جوان‌ها از کلاس‌ شما استقبال نمي‌کنند، نگران‌کننده است. ايشان به من جوابي دادند که فوق‌العاده بود. به من گفتند که: «نه! هيچ جاي نگراني نيست؛ اين موسيقي از طبيعت است و تا طبيعت هست؛ اين نوع موسيقي هم هست» من دو سال و نيم در خدمتِ ايشان بودم و به جد معتقدم که طبيعتِ ايشان، جداي از خداوند نيست و تجلي اوست؛ پس تا هميشه اين موسيقي هست.
اتفاقا يکي از دفترهاي اين کتاب درباره‌ي موسيقي و طبيعت است؛ در اين باره توضيح مي‌دهيد؟ نمادها و استعاره‌هايي در موسيقي ما وجود دارد که در طبيعت نيز هست، براي مثال صداي پرنده‌ها به خصوص صداي بلبل که ما ايراني‌ها آن را هزاردستان يا مرغ عشق مي‌ناميم در اين موسيقي مستتر است؛ بنابراين جزء به جزء اين رديف، وقتي اجرا مي‌شود صداي پرندگان که نماد آزادي هستند را مي‌توان در آن شنيد. از آن طرف فواصل اين دستگاه‌ها، تمامي از فواصلِ بين ستاره‌ها استخراج شده است؛ من در کتاب هفت دستگاه اشاره کرده‌ام که چگونه فواصل سه‌گاه و چهارگاه از فواصل طبيعي استخراج شده است و ريتم‌ها و دورهاي موسيقي از حرکات ستاره‌ها و سياره‌ها گرفته شده است؛ بنابراين وقتي شخصِ حکيمي مثل «مولانا» مي‌گويد: «پس حکيمان گفته‌اند که اينها را از دوار چرخ گرفته‌ايم» اين حکيمان براي ايران باستان هستند که معتقدند فاصله‌ي «دو» تا «ر» است؛ فاصله‌ي اين ستاره تا آن ستاره است و مسايل ستاره‌شناسي و اخترشناسي را به موسيقي ربط مي‌دهند؛ پس وقتي آقاي دوامي مي‌گويند تا طبيعت است، اين موسيقي هم هست؛ خيالم راحت مي‌شود و ديگر نگران نيستم؛ به‌خصوص اينکه اين موسيقي ارتباطِ گسترده‌اي با ديگر هنرها و فرهنگِ ايران دارد.
حالا اين موسيقي را چطور بايد شنيد؟ اين سوال را از اين جهت مي‌پرسم که يکي از دفترهاي اين کتابِ اخير شما هم هست. ما از طريق گوش‌مان اصوات خوشايند را مي‌شنويم و لذت مي‌بريم؛ اما اين لذت ادراکي نيست؛ لذتي است که غريزي است؛ همان‌طور که گياهان و پرنده‌ها اين موسيقي را مي‌شنوند و لذت مي‌برند، ما هم لذت مي‌بريم؛ اما اگر يک موسيقي انديشمندانه و عالمانه باشد، بايد از طريقِ شنيدن‌هاي حسي به شنيدنِ ادراکي برسيم؛ مي‌خواستم اين نکته را يادآور شوم که مي‌توانيم خودمان را از طريقِ اين شناخت‌ها از ظاهرِ موسيقي به باطنِ آن ارتقا دهيم.
اما ما هم‌اکنون در شنيدنِ موسيقي هم دچار مشکل هستيم چه برسد به ادراکِ آن. اين مشکل ناشي از عدم شناخت است و فرهنگ‌سازي. ما بايد از کودکي موسيقي خوب بشنويم، حافظ و سعدي بخوانيم. موسيقي کلاسيک (شوپن و موتسارت) و موسيقي ملل ديگر چون راگاهاي هند و موسيقي چين و ژاپن را از مدرسه، رسانه‌ها و کانال‌هاي تلويزيوني بشنويم تا فرهنگ موسيقي بين مردم شناخته شده و او حسن انتخاب داشته باشد؛ هميشه ما موسيقي‌هايي داريم که براي تفنن است و هيچ ايرادي هم ندارد؛ اما موسيقي‌هايي براي شنيدن و درک کردن هم بايد باشد تا مخاطب بتواند زيبايي‌ها را تشخيص دهد و به حقيقت جهان نزديک‌تر شود. اين نوع موسيقي نمي‌تواند فراگير و براي همه باشد. اکثريت مردم همان موسيقي مردم‌پسندِ خودشان را مي‌خواهند.
اما در گذشته اين‌طور نبود. در گذشته مردم در تفنن‌هايشان همين موسيقي‌هاي دستگاهي را گوش مي‌‌کردند و موسيقي دستگاهي با تار و کمانچه و ضرب در مجالس شادماني‌شان وجود داشت؛ از طرف ديگر در مراسم عزاداري از شور و سه‌گاه و ابوعطا استفاده مي‌کردند با شعرهاي غم‌ناک؛ ولي امروز مي‌بينيم، مردم آن موسيقي قديمي را که به آن موسيقي مطربي مي‌‌گفتند را دوست ندارند و موسيقي‌هاي ديگري چون دي‌جي، رپ، ترنس و … را دوست دارند؛ هر دو براي تفريح و تفنن است؛ اما آن موسيقي چون ريشه در فرهنگ‌‌مان دارد درست تر به نظر مي‌رسد.
به نظر مي‌رسد ارتباط هيچ جامعه‌اي با موسيقي گذشته‌اش به اندازه‌ي ما قطع نشده است. در اين سال‌ها به خاطر مشکلاتي که ما در موسيقي داشتيم، متاسفانه مردم در موسيقي بي سواد ماندند و گمان مي‌کنند آنچه براي تفنن برايشان توليد مي‌شود، همان موسيقي‌شان است. امروز سطحي شدن مردم در موسيقي تقصير خودشان نيست. تقصير ما موسيقي‌دانان، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست که نتوانستيم به آنان شناخت دهيم و سطح آنان را ارتقا دهيم. هميشه اين سوال فلسفي براي من وجود د اشته که چه اتفاقي افتاده که ما که صاحبِ يک فرهنگِ خوش‌ذوق و با هنر بوديم؛ امروز بي‌ذوق و سطحي شديم.
چه اتفاقي افتاده؟ نمي‌دانم براي خودم هم اين سوال است. (خنده)
شايد بخشي از اين ماجرا هم اجتناب‌ناپذير است؛ به هر حال شکل زندگي امروز مقتضياتِ خودش را دارد؛ مثلا سرعتِ زندگي امروز خيلي هم يک ساز و‌ آوازِ ۴۰ دقيقه‌اي را بر نمي‌تابد. بله؛ مي‌توانيم از ضرورت تاريخي هم صحبت کنيم؛ اما جامعه‌شنتاسان و مردم‌شناسان بايد در اين باره بحث کنند و همچنين موزيکولوژيست‌ها و اتنوموزيکولوژيست‌ها. ضمن اينکه بايد به اين نکته توجه کرد که امروز وقتي مي‌خواهيم موسيقي خلق کنيم؛ اگر کارهايمان اصالت گذشته را داشته باشد؛ شنونده نداريم و استقبالي از آن نمي‌شود. هيچ نهاد، رسانه و انجمني نيست که اين موسيقي را حمايت کند؛ پس يک موزيسين يک موزيسين ناچار است موسيقي‌اي توليد کند که مردم آن را بپسندند و چون آنان هم شناخت ندارند؛ براي تفنن موسيقي مي‌خواهند (اين تفنن يا شادي است يا غصه‌خوردن) به همين خاطر امروز آثاري که توليد مي‌شوند؛ چندان آثار برجسته‌اي نيستند؛ چون در شرايطي نيستيم که موزيسين سنتي ما از طرف دولت يا سرمايه‌دارانِ بخشِ خصوصي حمايت شود؛ موسيقي کلاسيک و ارکسترهاي بزرگ سمفونيکِ دنيا هم تا توسط دولت‌ها حمايت نشوند؛ نمي‌توانند دوام بياورند. پس هنرمند براي زندگي کردن ناچار مي‌شود کارهاي عامه پسند توليد کند تا زندگي روزمره‌اش را بگذ اند. يکي از مشکلات ما اقتصاد موسيقي است.
استاد شما خودتان چه نوع موسيقي‌اي گوش مي‌کنيد؟ همچنان به موسيقي کلاسيک علاقه دارم و گاه‌گاهي گوش مي‌کنم اما بيشتر موسيقي دستگاهي که درس مي‌دهم و کار مي‌کنم را دوست دارم.


خبرگزاری آريا – بيش از ۱۲۳ کنسرت و ۹۱ آلبوم در سه ماه


بيش از 123 کنسرت و 91 آلبوم در سه ماه

خبرگزاري آريا – مجوز ۱۲۳ عنوان اجراي صحنه اي موسيقي(کنسرت) در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۷ صادر شد.
به گزارش خبرگزاري آريا در سه ماهه نخست سال جاري ۱۲۳ عنوان اجراي صحنه اي موسيقي(کنسرت) با تعداد ۲۶۰ بار اجرا از دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز گرفته است.
همچنين در اين سه ماهه ۹۱ آلبوم موسيقي، سه آلبوم تصويري موسيقي، ۲۷۷ تک آهنگ، ۶۰ نماهنگ، ۲۶ کتاب گويا و ۳۰ استوديوي صدابرداري و مرکز تهيه و توليد آثار صوتي و تصويري از دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز گرفتند.
در سه ماهه نخست امسال يک هزار و ۶۱۸ شعر و ترانه نيز از شوراي شعر اين دفتر، مجوز گرفته است.


خبرگزاری آريا – «شاهين فرهت» دبير سي و چهارمين جشنواره موسيقي فجر شد


«شاهين فرهت» دبير سي و چهارمين جشنواره موسيقي فجر شد

خبرگزاري آريا – «سيد مجتبي حسيني» -معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- در حکمي «شاهين فرهت» را به عنوان دبير سي و چهارمين جشنواره موسيقي فجر منصوب کرد.
در حکم معاون امور هنري براي شاهين فرهت آمده است: «با استناد به بند ۳ از فصل دوم آيين نامه برگزاري جشنواره موسيقي فجر و با توجه به نظر اعضاي محترم شوراي پيشنهاد دبير آيين نامه مذکور و نيز تجارب ارزنده‌ي جناب‌عالي در حوزه موسيقي، به موجب اين حکم به عنوان دبير سي و چهارمين جشنواره موسيقي فجر منصوب مي‌شويد.
اميد است با همکاري و همفکري هنرمندان، پيشکسوتان و صاحبنظران و نيز برنامه‌ريزي جامع، اصولي و بررسي ادوار گذشته، جشنواره سي و چهارم با کيفيت بهتر و متناسب با انتظار مردم، به ويژه جامعه هنري کشور برگزار شود. بديهي است کليه همکاران و مديران معاونت امور هنري، نهايت همکاري را با جناب‌عالي معمول خواهند داشت.»
شاهين فرهت کارشناسي موسيقي از دانشگاه تهران، کارشناسي ارشد مستر آهنگسازي از نيويورک و دکتراي آهنگسازي از استراسبورگ فرانسه دارد و سال ها استاد تمام موسيقي دانشگاه تهران بوده است. فرهت به سه زبان زنده دنيا تسلط دارد. او از موسيقي کلاسيک جهان شناخت جامعي دارد و اجراهاي ارکسترهاي معتبر جهان از آثار کلاسيک موسيقي را رصد و پيگيري مي‌کند و تاکنون آثار متعددي ساخته است. استاد آکادمي موسيقي سوئد، عضو پيوسته فرهنگستان هنر، داوري جشنواره هاي موسيقي از جمله چند دوره جشنواره موسيقي فجر از جمله تجربه ها و سوابق شاهين فرهت است.


خبرگزاری آريا – سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي هفته آينده برگزار مي‌شود


سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي هفته آينده برگزار مي‌شود

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – ۳۰۰ اثر توسط هنرمندان به سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي ارسال شده است که برگزيدگان در هفته آتي با داوري شاهين فرهت، احمد صدري، تقي ضرابي، حسام‌الدين سراج، آريا عظيمي‌نژاد و شهرام صارمي معرفي و تجليل مي‌شوند. بخش موسيقي ملل اين جشنواره نيز براي دومين سال پياپي با دعوت از هنرمندان ساير کشورها چون افغانستان،گرجستان، ترکيه و آذربايجان که در حوزه رضوي توليد اثر کرده‌اند، به ارائه و معرفي آثار موسيقايي در سطح بين‌المللي مي پردازد.
«بهزاد مريدي» -مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران- درباره‌ي اين جشنواره گفت: «جشنواره آواها و نواهاي رضوي در سومين سال برگزاري با استقبال چشمگير هنرمندان و اهالي موسيقي مواجه شده که اين نشان از علاقمندي و ابراز ارادت جامعه هنري و هنرمندان عرصه موسيقي به ساحت نوراني امام هشتم است.»‌
او با ارائه گزارش آماري از نحوه دريافت و جمع‌آوري آثار افزود: «در اين جشنواره بيش از ۳۰۰ اثر در بخش هاي مختلف و از سراسر کشور به دبيرخانه جشنواره ارسال شده است که نسبت به سال گذشته ۲۰ درصد رشد داشته است. در اين دوره از جشنواره با توجه به برنامه‌ريزي‌هاي مدون و زمانبندي مناسب و با اطلاع‌رساني‌هاي فراگير و جامع در سطح کشور شاهد تنوع آثار هنري از سراسر کشور بوديم به طوري‌که هنرمندان غالب استان‌هاي کشور در اين دوره حضور دارند. شرکت‌کنندگان در اين دوره در بخش رقابتي شامل: آهنگسازي، تنظيم و ساخت ملودي و بخش غير رقابتي شامل: موسيقي رديف دستگاهي،کرال و آکاپلا، موسيقي اقوام و نواحي مختلف ايران و موسيقي پاپ حضور پيدا کرده‌اند.»
مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران همچنين تاکيد کرد: «اميدواريم با پايان داوري شاهد اثرات ممتاز و ارزشمند فرهنگي و هنري در زمينه‌هاي مختلف موسيقي و در راستاي توسعه فرهنگ و معارف اسلامي به ويژه معارف رضوي در استان تهران باشيم.»
اختتاميه سومين جشنواره آواها و نواهاي رضوي روز شنبه سي‌ام تيرماه ساعت ۱۷ در تالار وحدت برگزار مي‌شود.


خبرگزاری آريا – پاسخ رسانه ملي به حاشيه‌هايي درباره پويول، ياسي اشکي و حميد استيلي


پاسخ رسانه ملي به حاشيه‌هايي درباره پويول، ياسي اشکي و حميد استيلي

خبرگزاري آريا – سازمان صداوسيما در رويکردي جديد، در قالب برنامه‌هاي تلويزيوني به شبهات و انتقادات و حواشي که در رسانه‌هاي مختلف و فضاي مجازي درباره اين سازمان مطرح مي‌شود، پاسخ مي‌دهد. در همين راستا ناصر کريمان مديرگروه اجتماعي شبکه سه سيما امروز با حضور در برنامه «حالا خورشيد» به سوالات و پيامک‌هاي مخاطبان پاسخ داد.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي رسانه ملي، در اين راهبرد که به‌منظور اعتمادسازي بيش‌تر در ميان مخاطبان و رفع شبهات و ابهامات منتشر شده درباره توليدات و فعاليت‌هاي صداوسيما انجام مي‌شود، دست‌اندرکاران حوزه‌هاي مختلف ستادي و توليدي صداوسيما و مديران گروه‌ها و شبکه‌هاي راديويي و تلويزيوني با حضور در برنامه‌ها و بخش‌هاي مختلف خبري در خصوص انتقادات و ابهامات مربوط به برنامه‌ها و عملکرد صداوسيما توضيح خواهند داد. در همين راستا، امروز يکشنبه ۲۴ تيرماه، ناصر کريمان مديرگروه اجتماعي شبکه سه سيما در برنامه «حالا خورشيد» به سوالات و پيامک‌هاي مخاطبان که توسط رضا رشيدپور مطرح مي‌شد توضيح داد.
وي در ابتدا در پاسخ به اولين سوال چالشي در اين برنامه از طرف مردم درباره حضور ياسي اشکي و اينکه سخنانش دروغ بوده است، عنوان کرد: «ماه عسل» برنامه‌اي با عقبه ?? ساله است. درمورد ياسي اشکي بايد اين توضيح را ارايه کرد که اين سوژه از طرف مسئولان وزارت بهداشت به برنامه معرفي و گفته شد که او فعاليتي را تحت پوشش وزارت بهداشت انجام مي‌دهد که يک دغدغه و ضرورت است. کريمان اضافه کرد: اگرچه ياسي اشکي از طرف وزارت بهداشت مطرح شد اما ما بايد استعلاماتي را مي‌گرفتيم که روند آن‌ها هم طي شد و بعد اين سوژه در برنامه حضور يافت.
وي در جواب يکي از پيامک ها که اين برنامه را دروغ عنوان کرده بود، گفت: حواشي‌اي پيش آمد و اگر شما تعقيب کرده باشيد، وزير بهداشت در چند مصاحبه از پخش اين برنامه تشکر کرد و بيان شد که سوژه از دغدغه‌هاي وزارت بهداشت بوده است.
مدير گروه اجتماعي شبکه سه سيما در واکنش به نبود اطلاع‌رساني درباره مناظره اي که قرار بود درباره حضور ياسي اشکي مطرح شود و لغو شد، گفت: يک هزينه رسانه اي صورت گرفته بود و نمي خواستيم بيشتر دامن زده شود و اگر مطلبي مي‌گفتيم درباره چرايي برگزار نشدن مناظره و اينکه به طور مثال يک نفر از طرفين آماده نبود، اصل موضوع تحت فشار قرار مي گرفت.
وي افزود: وقتي وزارت بهداشت بيان مي کند که اين واکسن بايد در داخل کشور توليد شود و يک نياز است بايد وزارت بهداشت به عنوان يک مرجع محسوب شود.
کريمان در بخش ديگر برنامه درباره جلوگيري از حضور پويول کاپيتان تيم ملي اسپانيا و اينکه موهاي بلندش مانع حضورش شده است، تصريح کرد: فکر مي‌کنيد بحث‌هاي ظاهري اينقدر مهم است؟ آيا دغدغه ما موي پويول است؟ وي همچنين در پاسخ به پرسش رشيدپور درباره تتوي اين بازيکن اظهار کرد: مگر نمي‌شد با قاب‌بندي اين مساله را درست کرد؟ من فکر مي‌کنم اين موضوع دچار حاشيه‌سازي رسانه‌اي شد.
کريمان درباره دليل اصلي اين مسئله اظهار کرد: اعداد و ارقامي بابت دعوت از پويول به برنامه مطرح شد که ما با وضعيت اقتصادي حال حاضر فکر کرديم شايد به مصلحت نباشد او در برنامه حضور يابد.
وي با بيان اينکه ميرباقري معاون سيما نيز همان زمان توضيحاتي را ارايه کرد، افزود: البته من از عادل فردوسي پور تشکر مي‌کنم و تلاش‌هاي زيادي هم در اين يک ماه انجام داد و رضايتمندي مخاطبان را به‌دست آورد و با اقبال بسيار خوبي مواجه شد.
کريمان درباره انتقاد يکي از نمايندگان مجلس با نام غلامعلي جعفرزاده ايمن آبادي نماينده مردم رشت به مستند «روايت مردم» که گفته بود اين برنامه در راستاي مقاصد سياسي صدا و سيما توليد شده است و صداهاي مختلف از آن شنيده نمي‌شود، گفت: سوال من از خود شما اين است که اگر در جامعه ما اتفاقي صورت بگيرد و مردم در حوزه‌هاي مختلف اعتراضي داشته باشند، ما نبايد آن را پخش کنيم؟ آيا مجلس خانه ملت است يا نه؟ آيا نمايندگان مجلس به دنبال اين هستند که اعتراض مردم ديده شود يا نه؟
کريمان درباره راوي اين برنامه نيز گفت: حسين يکتا مردي است که در زلزله کرمانشاه نيز مي‌خواست مشکلات مردم شنيده شود بنابراين اين را نمي‌پذيرم که اين برنامه وجه سياسي داشت، چون طي آن صداي مردم شنيده شد. به طور کلي مهم اين است که در يک برنامه صداي مردم پخش شود و مسئولان اين مطالبات را بشنوند.
وي تاکيد کرد: ما بايد در صدا و سيما طرح مطالبه کنيم از همين رو آقاي ايمن‌آبادي هم به عنوان نماينده مردم بايد به دنبال حل مشکلات باشد.چرا به دنبال مشکل مردم نيستيم؟ اين موضوع نشان مي‌دهد که هدف اين نماينده محترم هم حمايت از مردم نبوده بلکه به دنبال سياسي‌کاري به نفع جناح خود بوده است.
مدير گروه اجتماعي شبکه سه عنوان کرد: رويکرد جديد ما در مجموعه رسانه حضور مردم در صداوسيما است. فارغ از اين بحث هاي جناحي و حزبي بايد ببينيم منفعت مردم چيست؟ در همين باره سفرهاي استاني دولت را مثال مي زنم آيا ما بايد سفرهاي استاني دولت را پوشش بدهيم يا نه؟ ما در صدا و سيما همت گذاشته ايم که کارهاي دولت مردان را پوشش بدهيم چون ايجاد اميد مي‌کند.
کريمان در بخش ديگر از اين برنامه درباره پخش اعترافات دختر اينستاگرامي از شبکه يک عنوان کرد: اين موضوع مربوط به شبکه ديگري است که مسئوليت آن با من نيست ولي اساسا هر نوع تکنولوژي در کشور قالب فرهنگي خود را دارد و بايد به فرهنگ استفاده آن هم توجه کنيم. اگر ما به حوزه فضاي مجازي توجه مي‌کنيم بايد فرهنگ مصرف آن را هم به مردم القا کنيم اما در همين ماجرا هم يک بخش‌هايي ممکن است باعث ايجاد نااميدي در مردم شود از همين رو بايد فرهنگ مصرف از اين ابزارها توسط رسانه ترويج شود.
کريمان در پاسخ به شايعه ممنوع التصويري حميد استيلي نيز گفت: اين موضوع هم تقصير فضاي مجازي بود چه کسي گفته او ممنوع‌التصوير است؟ بچه‌هاي شبکه ورزش مي‌توانند بگويند که آيا او ممنوع‌التصوير بود يا نه؟ به طور کلي بايد بگويم که کار تهيه‌کنندگي يک برنامه کار سختي است چراکه ممکن است يکي از آنها با ديدن چنين مصاحبه‌اي اينطور استنباط کنند که اگر کسي با شبکه خارجي مصاحبه کند ممنوع‌التصوير مي‌شود.
رشيدپور در اين بخش حميد استيلي را روي آنتن آورد و از او پرسيد که چه کسي به شما گفت ممنوع‌التصوير هستيد؟
استيلي در پاسخ گفت: ما در روسيه بوديم و بعد از بازي اول ايران بيرون از استاديوم گزارشگري از سوي شبکه من و تو آمد و با من درباره فوتبال مصاحبه کرد. پس از اين مصاحبه ما به هتلي آمديم که اتفاقا بچه‌هاي تيم ملي هم در آنجا بودند. در آنجا آقاي ميثاقي گزارشگر برنامه شبکه سه را ديدم اما او هيچ مصاحبه‌اي با من نکرد، به همين دليل يکي از بچه ها از او پرسيد که چرا با ما مصاحبه نمي‌کنيد؟ طبق آنچه که دوستم به من گفت، آقاي ميثاقي به او گفته بود به خاطر مصاحبه‌اي که با شبکه من و تو داشته‌ام آن‌ها نمي‌توانند با من مصاحبه کنند. البته من به شخصه با ميثاقي صحبت نکردم و از او نپرسيدم که ممنوع‌التصوير هستم يا نه. سپس ما به ايران آمديم و بعد از ورودم به ايران شبکه‌هاي ايراني با من مصاحبه کردند اما به ياد دارم که در برنامه‌اي که در منطقه نازي‌آباد يکي از گزارشگران به بچه‌هاي ما گفته بودند من ممنوع‌التصوير هستم. البته به نظرم در اينجا سليقه اعمال شده بود با همه اين اوصاف من روز گذشته ۲۳ تيرماه به شبکه ورزش رفته بودم.
سپس کريمان درباره اين موضوع بيان کرد: همان زمان روابط عمومي سازمان نيز موضع گرفت و توضيح داد ولي گويا به شايعه بيشتر توجه مي‌شود.


خبرگزاری آريا – مستند «برسد به دست آقاي بنان» در «هنر و تجربه» به نمايش درآمد


مستند «برسد به دست آقاي بنان» در «هنر و تجربه» به نمايش درآمد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – مراسم اکرانِ مستند ۸۷ دقيقه‌اي «برسد به دست آقاي بنان» به کارگرداني «زهره محقق» که اين روزها در سينماهاي هنر و تجربه در حال نمايش است، در خانه هنرمندان ايران برگزار شد. در اين مراسم «پري ملکي»، «هانا کامکار» و «مهديه محمدخاني» در مراسم اکران مستند «برسد به دست آقاي بنان» – مستندي ۸۷ دقيقه اي درباره زندگي استاد غلامحسين بنان – درباره جايگاه اين خواننده و لزوم معرفي او به نسل‌هاي آينده صحبت کردند.
اين مستند درباره‌ي زندگي شخصي و هنري «غلامحسين بنان»، استاد نامدار و خلاق آواز ايران، به واسطه نامه‌اي که به او نوشته مي شود، را مورد بررسي قرار مي‌ دهد. در اين مستند از نگاه پريدخت آور (همسر بنان)، هومن صدر (پسرخوانده بنان)، کاوه ديلمي (از تنها شاگردان بنان)،ايرج خواجه اميري، مزدا انصاري، حريرشريعت زاده با زندگي و آثار بنان آشنا مي‎شويم. هم‎چنين در بخش‌هايي از اين مستند تصاويري از صحبت‌هاي خود بنان، محمدرضاشجريان و… را مي‎بينيم.
«پري ملکي» -خواننده- در بخشي از اين مراسم گفت: «او يک غزل مي‌خواند و در آن غزل چنان تحرير مي‌داد و آن تحرير چنان زيبا و سخت بود که آدم بايد روزها و روزها رويش وقت مي‌گذاشت. شايد همين موضوع سبب مي‌شد که جانانه کار کند. مي‌توانم بگويم که هنوز و هنوز از استاد بنان ياد مي‌گيرم. هنوز زيباترين صدا برايم صداي اوست. واقعا صدايش مخمل است و جاودانه و جاودانه. بنان هنوز هست و نمرده است. تمام لحظه‌هاي کارهايش ارزشمند است و هر هنرجويي مي‌تواند روزها و روزها روي آن کار کند و ياد بگيرد.»
ملکي سپس درباره دو ويژگي بنان توضيح داد: «يکي دو ويژگي بارز استاد بنان اين بود که تنها خواننده‌اي بود که از هر شاعر خوبي، غزل فوق‌العاده اي پيدا مي‌کرد، با آن آواز مي‌خواند مثلا از خاقاني يا خيلي از شاعران که فکرش را هم نمي‌کرديد و ديگر اينکه برخلاف خيلي از خواننده‌ها که مولانا، سعدي يا حافظ مي‌خوانند، ايشان شعرهايش را از شاعران مختلف انتخاب مي‌کرد که هم ناب بود و هم نو. کلام ايشان بسيار واضح بود. کلمات را قشنگ ادا و واضح تلفظ مي‌کرد. آنقدر بار عاطفي کلمات را زيبا بيان مي‌کرد که آدم هرگز فراموش نمي‌کرد.‌»
هانا کامکار، نوازنده دف و يکي از اعضاي گروه موسيقي کامکارها نيز در ابتداي صحبت‌هايش با توجه به اين موضوع که اي کاش سالن براي برگزاري اين مراسم پر مي‌شد، گفت: «پيش از هر چيز بايد بگويم اي کاش الان سالن پر بود و اکران‌هاي ديگري اتفاق بيفتد چون ما در ايران فقط يک استاد غلامحسين بنان داريم و همه ايراني‌ها بايد ببينند که چه اتفاق‌هايي برايش افتاده است. من هنوز فيلم را نديده‌ام و نمي‌دانم چگونه است. خوشبختانه يا شوربختانه خودم هم کار موسيقي مي‌کنم و هم مستندسازم. راجع به فيلم نمي‌توانم نظر بدهم؛ اما اميدوارم هرچه که هست و بي‌شک ديدني است، در اکران‌هاي آتي سالن پر شود. يک خاطره از استاد بنان دارم که خيلي عجيب است. نخستين‌باري بود که در زندگي‌ام اشک پدرم را ديدم و تا آن لحظه نديده بودم که پدرم بيژن کامکار گريه کند. در روزي که استاد فوت کرده بود، ديدم پدرم گريه مي‌کند. پدر، اعضاي کانون چاووش و ديگر همکاران و همراهانشان براي مراسم درگذشت استاد رفته بودند و من خيلي خردسال بودم. اين لحظه براي من خيلي تکان‌دهنده بود و همين حالا هم که به ياد آن روز مي‌افتم دگرگون مي‌شوم. براي من خيلي مهم بود که بدانم اين فرد چه کسي بوده که پدرم برايش گريه مي‌کند. بعد که عقل‌رس شدم، خوب موسيقي گوش مي‌دادم و در خانواده‌اي بزرگ شدم که مدام موسيقي در آن حکمفرما بود، صداي استاد را مي‌شنيدم و واقعا نسبت به اين صدا واله بودم.»
«زهره محقق»، کارگردان فيلم هم با تشکر از کساني که در ميان برنامه‌هاي ديگرشان تماشاي اين فيلم را انتخاب کرده‌اند، خطاب به حاضران گفت: «مي‌خواهم از شما خواهش کنم اگر فيلم را ديديد و دوست داشتيد از ما حمايت کنيد، فيلم را به دوستانتان توصيه کنيد و در شبکه‌هاي اجتماعي با به هر طريق ديگري که خودتان صلاح مي‌دانيد معرفي کنيد. اگر هم فيلم را دوست نداشتيد باز هم توصيه کنيد که وقت ارزشمندشان را پاي اين فيلم نگذارند اما ترجيحا يک مستند ايراني يا يک جلد کتاب معرفي کنيد. وضعيت کتاب را خودتان مي‌دانيد، وضعيت مستند در ايران خيلي اسفبارتر از چيزي است که همه فکر مي‌کنيم.»‌
مهديه محمدخاني، خواننده هم استاد بنان را اين گونه توصيف کرد: «وقتي ما مي‌خواهيم يک ايراني را در عرصه موسيقي به يک غيرايراني معرفي کنيم، يکي از آن خواننده‌ها بنان است.»


خبرگزاری آريا – نيما مسيحا، عليرضا افکاري، روزبه بماني و ليلا و چند مسافر


نيما مسيحا، عليرضا افکاري، روزبه بماني و ليلا و چند مسافر

خبرگزاري آريا – حالا پنج سالي مي‌شود که محمد رحمانيان به شکلي جدي، به هنر چند بعدي به خصوص همنشيني موسيقي و تئاتر توجه نشان داده تا آثارش را به بالندگي بيشتري برساند. او در اين سال‌ها با هنرمنداني چون علي زند وکيلي، اشکان خطيبي، رضا يزداني، هانا کامکار، غزل شاکري، مهدي ساکي و ديگر هنرمندان به عنوان خواننده همکاري داشته و حالا اين‌بار براي اولين بار به سراغ يک خواننده پاپ کلاسيک يعني نيما مسيحا رفته است.
نيما مسيحا چند سالي مي‌شود که ترجيح داده يا اصلاً جبر زمانه به گونه‌اي بوده که از اجراي صحنه‌اي دور مانده است. در واقع از ابتداي دهه نود بود که بعد از انتشار آخرين آلبومش و کنسرت مشترکي که با ماني رهنما داشت، از اجراي صحنه‌اي بازماند و ميدان را به دست نسل‌هاي بعد از خود سپرد. اما حالا دوباره به صحنه برگشته، صحنه‌اي که شايد کوچکتر از سن سالن‌هايي باشد که در آنها کنسرت برگزار مي‌کرد، اما فضاي صميمانه‌تري را در همنشيني با تئاتر ايجاد کرده است. در کنارش، عليرضا افکاري هم به عنوان آهنگساز حضور دارد که تک ترک‌هاي سال‌هاي اخير اين خواننده، در همکاري با او شکل گرفته و يک آلبوم هم آماده انتشار دارند.
البته عليرضا افکاري پيش از اين در نمايش‌هاي «هفت مجلس در عزا و معجزه» و همچنين «روز واقعه» با محمد رحمانيان همکاري داشته که رمانيان در اين‌باره مي‌گويد: «در اين پروژه براي چندمين بار با عليرضا افکاري همکاري داشت‌ام و او براي نمايش، ترانه‌هايي را ساخته که مخصوص همين اثر است و نسبت به اجراي اول آن‌ها تغيير کرده است.»
موسيقي-نمايش «ليلا… و چند مسافر» اين شب‌ها خواننده ديگري هم دارد و حميدرضا گلشن به عنوان خواننده مهمان و مدير اجرايي موسيقي و اشکان آريا، رامين آريا به عنوان تنظيم‌کننده آثار در کنار آنها حاضر هستند.
ترانه‌هاي اجرا شده در اين برنامه را روزبه بماني، محمد سلماني، محمد سعيد ميرزايي و سپيده ذهني سروده‌اند و پريسا کاشفي (تار، کمانچه، عود و سه تار)، اشکان آريا (کيبورد)، رامين آريا (گيتار)، محمدرضا بهره ور (گيتارباس) و کيارش سخايي (کاخن) گروه نوازندگان را تشکيل مي‌دهند.
نمايش-موسيقي «ليلا… و چند مسافر» با بازي علي عمراني، فريبا متخصص، مهتاب نصيرپور، افشين هاشمي، سينا رازاني، احسان کرمي، سعيد توکلي، سانيا سالاري، آلاله زارع طلب و محمد شاکري در واقع دو نمايش است که هر دو سال‌ها قبل، هر کدام يک شب اجرا شده بودند و الان پس از تغييرات زياد به اجراي عمومي درآمده‌اند. نمايش «ليلا» سال ۷۸ يک شب در جشنواره موسيقي اجرا شده بود و نمايش «چند مسافر» سال ۸۵ يک شب در تالار وحدت همزمان با اختتاميه يک رويداد هنري به صحنه رفت اما به گفته رحمانيان، الان پس از اعمال تغييراتي در بخش موسيقي و همين طور چينش بازيگران، به شکل کامل و عمومي اجرا مي شوند. اين نمايش، هر شب تا چهارشنبه ۱۰ مرداد، در تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه است.


1 2 3 42