Tag Archives: و

خبرگزاری آريا – رضا کيانيان: فرهنگ و هنر بهترين راه همدلي فارسي زبانان جهان است


رضا کيانيان: فرهنگ و هنر بهترين راه همدلي فارسي زبانان جهان است

خبرگزاري آريا_ رضا کيانيان ابراز اميدواري کرد که فارسي زبانان جهان از جمله مردم ايران، افغانستان و تاجيکستان همکاري  بيشتري با يکديگر در عرصه فيلم و سينما و فرهنگ و هنر داشته باشند.
به گزارش آريا، رضا کيانيان بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران که در گفت و گوي آي فيلم۲ با وي درباره همکاري و همدلي هر چه افزون تر فارسي زبانان منطقه و جهان گفت: فارسي زبانان ما تمام خراسان بزرگ يعني تا مرز چين را در بر مي گيرند؛ من چندي پيش سفري به تاجيکستان داشتم و متوجه شدم تاجيک ها هم  برنامه هاي فرهنگي را دوست دارند افغانستاني ها و ايراني ها هم همينطور. چون همه با هم يک کشور بوديم حالا دست روزگار بين ما مرز کشيده است اما مرزها نتوانسته دل هاي ما را از يکديگر جدا کند ما واقعا از طريق جشنواره جهاني فيلم فجر خيلي سعي مي کنيم به کشورهاي فارسي زبان از جمله افغانستان کمک کنيم تا فيلم سازي شان رشد کند چون هرچقدر فيلم سازي اين منطقه رشد کند به نفع همه کشورها هست و خود من هم هر زمان کاري مشترک پيشنهاد شود، استقبال خواهم کرد.
اين بازيگر ايراني که هم اکنون در حال نقش آفريني در سريال «عروس تاريکي» است، اقدامات مناسب در راستاي پيوند بيشتر فارسي زبانان و نزديکي بيشتر آن ها را اينگونه برشمرد:هميشه مي گويند که آدم ها را قلب هايشان به هم نزديک مي کند؛ قلب ها هم مستقيم با هنر ارتباط دارند نه با سياست، سياست بود که بين ما فارسي زبانان مرز کشيد  و اين هنر هست که يک روز اين مرزها را از بين خواهد برد، در نتيجه موسيقي، سينما،تئاتر، نقاشي و معماري تمام اين هنرهايي هستند  که ما را دوباره به همزباني سابقمان مي رساند.
کيانيان اضافه کرد: من فکر مي کنم که مردم ايران هم از فيلم هاي افغانستاني استقبال مي کنند. ما چهار ميليون افغانستاني در ايران داريم. همين که همان چهار ميليون نفر بروند و آن فيلم را بينند، اتفاق خوبي است.از سوي ديگر تماشاگران ايراني هم دوست دارند بينند کشور هم زبانشان يعني افغانستان چه فيلم هايي را ساخته است، مثل ترانه هاي افغانستاني که در کشور ما خيلي پرطرفدار است.


خبرگزاری آريا – جايگاه صنفي و مدني اين نهاد با پرسش‌هاي جدي و جديدتري مواجه شده است


جايگاه صنفي و مدني اين نهاد با پرسش‌هاي جدي و جديدتري مواجه شده است

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- در پي گفت‌وگوي سايت موسيقي ما با «حميدرضا نوربخش» – مدير عامل خانه‌ي موسيقي- و بيان اين نکته که منتقدان موسيقي از زمانِ آغاز اعتراضاتِ خويش به عملکرد اين خانه، مساله‌اي را به صورت عيني مطرح نکرده‌اند؛ تعدادي از منتقدان از جمله سياوش ايماني، احمد رضاخواه، احسان عابدي، کيوان فرزين، سيدمهدي قادري، علي قادري و آريا محافظ نامه‌اي را خطاب به اين آوازخوان نگاشته‌اند که در اختيار سايت موسيقي ما قرار داده‌اند؛ متن اين نامه به شرح زير است: 
جناب آقاي حميدرضا نوربخش
با سلام، از آنجايي که اخيراً طي گفت‌وگويي با پايگاه اينترنتي موسيقي ما و همچنين در نشست ماهانه خانه موسيقي، برخلاف سياست ايجاد همدلي مورد نظر و اعلام رياست محترم شوراي عالي آن نهاد موارد متعددي را عنوان کرده‌ايد که نه تنها به شکاف بيشتر بين منتقدان و جامعه موسيقي با آن نهاد دامن زده است بلکه جايگاه صنفي و مدني اين نهاد را با پرسش‌هايي جدي و جديدتري مواجه کرده لازم دانستيم در مقام پاسخ به بخش کوچکي از اين سخنان، به عنوان گروهي از منتقدان عملکرد آن نهاد موارد زير را به‌واسطه اهميت ساختارهاي صنفي و مدني و درجهت تنوير افکار عمومي جامعه موسيقي طي نامه‌اي سرگشاده با شما در ميان بگذاريم.
جنابعالي در بخشي از سخنانتان اين‌گونه عنوان کرده‌ايد که گويا منتقدانتان هيچ حرف ملموسي براي گفتن ندارند، کلي‌گويي مي‌کنند و در ادامه از عدم بيان مصاديق توسط ايشان گله کرده‌ايد. جناب نوربخش، اگرچه هيچگاه در موضع‌گيري‌هاي خود به آن اشاره نکرده‌ايد اما حتماً به خاطر داريد خيلي پيش از اينها، اين هيات مديره وقت خانه موسيقي بود که در مردادماه ۱۳۹۴ درخواست کتبي و پيگيري‌هاي منتقدان براي به اشتراک گذاشتن مصاديق انتقادات در پنج جلسه، هرکدام با سرفصل مشخص و در حضور اهالي موسيقي و اصحاب رسانه را پس از ماه‌ها بي‌پاسخ گذاشتن نهايتاً رد کرد! هرچند با اين حال و با در نظر گرفتن بسياري واکنش‌هاي تحقيرآميز و توهين‌آميز ديگر نسبت به منتقدان طي اين چند سال در کنار رفتارهايي همچون شکايت‌هاي قضايي گذشته تا تاختن‌هاي امروز به اعضاي جامعه موسيقي کشور به‌واسطه بيان انتقاداتشان نمي‌توان بنا بر صرف ادعاي شما به راحتي پذيرفت که اراده و علاقه‌اي به شنيدن انتقادات و يا اصلاحي بنيادين در خانه وجود داشته و دارد اما با اين حال يکبار ديگر نيز در ادامه و از بين تمامي ده‌ها و ده‌ها موارد بي‌پاسخ مانده‌اي که حداقل طي اين چند سال از طرق مختلفي اعم از نشست‌ها و ميزگردها، گفت‌وگوها و مطالب درج شده در رسانه‌ها و يا ارسال نامه‌هايي مستند به بازرس آن نهاد و يا دبيرخانه نظارت بر موسسات فرهنگي هنري وزارت فرهنگ و… عنوان شده – و حداقل با ساده‌ترين جست‌وجوي اينترنتي در دسترس است- مستقيماً تنها چند مورد محدود را مجدداً به‌عنوان مشتي نمونه خروار از بين موارد به قول شما کلي مربوط به اساسنامه که در بياناتتان صراحتاً خود را واقف به آن برشمرده‌ايد بيان کرده و اميدواريم جنابعالي و ديگر مديران آن نهاد که در دور قبل نيز مسئوليت داشته‌اند نه به مانند گذشته بر اساس خاطرات، ارجاعات شفاهي مبهم و يا قسم جلاله بلکه با پاسخ‌هاي مستدل، مبتني بر اصول صنفي و قانوني و مستند به ارائه صورتجلسات و اسناد مربوطه پاسخ داده و گامي مهم در شفاف‌سازي، عمل به اصول صنفي و جلب اعتماد اهالي موسيقي و به‌تبع آن بهبود اعتبار اجتماعي خانه موسيقي برداريد.
۱٫ بنا به اظهارات منتشر شده از سوي مديران وقت خانه، در زمستان سال ۱۳۸۶ مجمع عمومي تغيير بيش از ۲۰ ماده از اساسنامه را تصويب کرده‌است، اما اکنون با گذشت بيش از ده سال از آن تاريخ، هيات مديره خانه موسيقي هيچ اقدامي جهت ثبت آنها در مراجع ذيربط و اعلام موارد تصويب‏شده در روزنامه رسمي صورت نداده در حالي‌که در همين زمان تغيير مربوط به افزايش دوره خدمت هيات مديره اعمال شده است. مستدعي است با انتشار صورتجلسات مربوط روشن نماييد که اين تغييرات چه بوده و چرا به‌جز يک مورد باقي موارد تا امروز مسکوت مانده است؟
۲٫ اعضاي هيات مديره پيشين خانه موسيقي در بهمن‏ماه سال ۱۳۸۹ براي مدت دو سال، طبق ماده ۱۹ از اساسنامه قبلي خانه، انتخاب شدند. در اسفند ۱۳۹۰ طول دوره هيات مديره طبق راي مجمع عمومي فوق‌العاده به چهار سال افزايش پيدا مي‌کند و اين تغيير در آذرماه ۱۳۹۱ ثبت و در دي‌ماه همان‌سال در روزنامه رسمي به ‏شکلي غيرمتعارف و فاقد صراحت و تنها با ذکر عبارت «ارجاع به صورتجلسه» اعلام مي‌شود. با توجه به اينکه طول دوره خدمت هيات مديره در اساسنامه صراحتاً چهار سال ذکر شده لطفا مشخص بفرماييد که بر اساس چه شرايطي هيات مديره پيشين بيش از پنج سال (تا تير ماه ۱۳۹۵) بر مسند خود باقي ماند؟ آيا با تغيير اساسنامه و افزايش طول عمر هيات مديره از دو سال به چهار سال، تجميع دو زمان قديم و جديد بدون برگزاري انتخابات مبناي منطقي، حقوقي و قانوني خواهد داشت؟
۳٫ بر اساس تغيير فوق مديران خانه ۲ ماه قبل از ثبت و ۳ ماه قبل از انتشار آن در روزنامه رسمي، با تشکيل مجمع عمومي در تاريخ ۲۳ مهر ۱۳۹۱ هيات مديره وقت را به مدت ۴ سال براي اداره خانه موسيقي انتخاب مي‌کنند و در ارديبهشت ماه ۱۳۹۳ در روزنامه رسمي اعلام مي‌کنند. سئوال اينجاست که اولاً چرا اين مصوبه با يکسال و نيم تاخير در روزنامه رسمي اعلام شده و ثانياً چرا در اخبار سايت خانه موسيقي در بازه زماني تشکيل مجمع عمومي فوق‌الذکر يعني از دوماه قبل تا دوماه بعد از تاريخ مذکور هيچ خبري نه از تشکيل مجمع عمومي هست و نه از فراخوان براي تشکيل آن! لذا خواهشمنديم در اين خصوص علاوه بر شفاف‌سازي نسبت به انتشار تصوير صورتجلسه مذکور نيز جهت تنوير افکار عمومي اقدام فرماييد.
۴٫ طبق ماده ۲۳ اساسنامه خانه موسيقي، اعضاي شوراي عالي اين خانه که بالاترين مرجع تخصصي و فني خانه موسيقي است، به پيشنهاد هيات مديره و تصويب مجمع عمومي، به مدت سه سال انتخاب مي‏شوند. خواهشمنديم مشخص بفرماييد که بر اساس چه روندي شوراي عالي پيشين خانه که اعضاي آن در خرداد ماه ۱۳۹۰ انتخاب شده‌بودند تا زمان شروع به کار هيات مديره جديد (تابستان ۱۳۹۵)، يعني براي مدت پنج سال همچنان پابرجا بود و هيات مديره وقت خانه موسيقي هيچ‏گونه اقدامي براي انتخابات جديد صورت نداد.
۵٫ در سال ۱۳۸۹، و بعد از انتخابات کانون سازسازان خانه موسيقي و به‏رغم رسيدگي به شکايات معترضان و تأييد بازرس وقت خانه موسيقي (به‏عنوان مسئول برگزاري انتخابات، طبق اساسنامه) و قانع‏شدن معترضان، هيات مديره وقت خواستار برکناري رييس آن کانون شد و براي اين منظور، يک کميته داوري تشکيل داد. کميته يادشده، بدون ارائه آيين‏نامه‏اي و به‏صرف برخي ادعاها، ابتدا به تعليق رييس کانون سازسازان و سپس کل اعضاي هيات مديره کانون رأي داد و در ادامه هيات مديره با انتصاب افرادي جايگزين نسبت به اداره اين کانون اقدام نمود، اين در حالي است که:
الف: تغيير هيات مديره کانون‌ها جزو اختيار هيات مديره قرار نمي‌گيرد. چرا که اعضاي هيات مديره کانون‌ها خود جزو مجمع عمومي هستند که هيات مديره اصلي را تعيين مي‌کنند.
ب: در اساسنامه خانه موسيقي هيچ‏جا کلمه «تعليق» وجود ندارد.
ج: رأي صادره، علي‏رغم درخواست‏هاي مکرر از سوي هيات مديره کانون سازندگان ساز هرگز به ايشان ارائه و ابلاغ نشد.
د: علي‌رغم درخواست هيات مديره و منتقدان تا کنون صورتجلسه اين تصميم کميته مذکور نيز ارائه نشده است.
ه: مطابق اساسنامه، هيات مديره و کميته داوري خانه موسيقي رأساً چنين اختياري ندارد.
و. به فرض وجود چنين اختياري، هيات مديره مي‏بايست در اولين فرصت، نسبت به برگزاري مجمع عمومي و انتخابات جديد کانون سازسازان اقدام مي‏کرد و هيات مديره اين کانون، همانند کانون‏هاي ده‏گانه خانه موسيقي، تنها بايد از طريق برگزاري مجمع عمومي و انتخابات برگزيده شوند و به امور کانون رسيدگي کنند و نه با انتصاب از طريق هيات مديره يا مدير عامل.
اميدواريم که مديران خانه نسبت به توضيحات لازم در اين خصوص ضمن ارائه صورتجلسه کميته ياد شده و يا هر سند مرتبط احتمالي اقدام فرمايند.
با سپاس


خبرگزاری آريا – کيهان کلهر در لندن و هامبورگ روي صحنه مي‌رود


کيهان کلهر در لندن و هامبورگ روي صحنه مي‌رود

خبرگزاري آريا – کيهان کلهر کنسرت محبوبش يعني «پردگيان باغ سکوت» را که از ابتداي سال گذشته در چند شهر ايران اجرا شد، اين بار در هامبورگ و لندن روي صحنه مي‌برد.
«پردگيان باغ سکوت» که سال گذشته بيش از هفتاد اجرا را در شهرهاي مختلف ايران داشت، روز ۱۵ خرداد در شهر لندن و ۱۷ خرداد ماه در هامبورگ آلمان اجرا خواهد شد.
در اين اجرا ماننده ساير اجراهاي «پردگيان باغ سکوت» کيهان کلهر با همراهي نويد افقه (نوازنده تنبک)، علي بهرامي‌فرد (نوازنده سنتور) و هادي آذرپيرا (نوازنده تار) روي صحنه خواهد رفت.
قطعه «سرمست» به آهنگسازي علي بهرامي‌فرد، چهارمضراب ساخته کيهان کلهر، دونوازي کمانچه و تار در دستگاه شور، قطعه «پريشان» ساخته هادي آذرپيرا، قطعه با کلام «عيبت مه گين» با شعر جهانبخش پازوکي و صداي کيهان کلهر و قطعه «طرقه» برخي از معروف‌ترين آثاري هستند که «پردگيان باغ سکوت» در کنسرت‌هاي خود اجرا مي‌کنند.


نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۲)


هفته نامه چلچراغ – سهیلا عابدینی: نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد. به مرور نوستالژی با احساسات رمانتیک گره خورد و در کارهای مختلف هنری و در خاطرات مردم عادی جاری شد. حالا دیگ راین جاری شدن به قدری گسترش پیدا کرده که با توجه به سرعت تغییرات در دنیای امروز و مسائل روزمزد زندگی امروزه باید با خود این واژه عکس یادگاری گرفت که هر لحظه، لحظه قبل ما طوری گذشته است که باور کردنش سخت است.

مصاحبه با امیرحسین صدیق، آقای پدر زی زی گولو

نوستالژی تا به تا

آقای صدیق، به عنوان یک بازیگر، با توجه به نقش محبوب آقای پدر، و کارگردان «در به درها» برنامه های کودک و نوجوان برای شما چقدر دغدغه است؟

– مطمئنا از دغدغه های اصلی است. اولین کاری که با آن شناخته شده، کار کودک و نوجوان بوده. من تئاتر را از کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان با تئاتر کودک و نوجوان شروع کردم. بعد در سن بزرگسالی تئاتر حرفه ای کار کردم و فیلم کودک «در به درها» را کارگردانی کردم که با استقبال خوبی هم روبرو شد، متاسفانه همه می دانیم که سینمای کودک ما هم دوران بدی را مثل سینمای بزرگسال مان می گذراند. برنامه های تلویزیونی که برای کودک و نوجوان ساخته می شود. گاهی تلاش هایی در آن دیده می شود ولی غالبا از طرف تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان، خیلی سرسری و سطحی و کودکانه به آنها نگاه می شود. اینها نشان می دهد آن طور که باید و شاید، به کار کودک و نوجوان رسیدگی نمی شود.

از پیچیدگی ها با ریزه کاری های نقش آقای پدر در «قصه های تا به تا» چیزی یادتان مانده؟

– آن موقع این قدر هیجان زده بودم، این قدر خوشحال بودم از فرصتی که برایم به وجود آمده که هر آنچه بلد بودم و در توان داشتم، برای آن نقش گذاشتم. الان که گاهی پخش مجددش را نگاه می کنم، می بینم دریغ از یک ذره ریزه کاری. (می خندد) آنچه هست، ماحصل زحمت خانم برومند است، چون من آن موقع خیلی جوان بودم، ۲۱ ساله. از تئاتر هم آمده بودم، باید کنترل می شدم که بازی ام شبیه بازی تلویزیونی باشند، همه توانم را گذاشته بودم، منتها خب معلوم است که آدم ذوق زده نمی تواند به ریزه کاری فکر کند.

نوستالژی تا به تا

شما معمولا با چهره ای خندان و مهربان، بازی راحتی را از خودتان ارائه می دهید. در «قصه های تا به تا» هم، همین طور بود. چقدر از این بازی ساده و راحت مال خودتان بود، چقدر خانم برومند، نقش داشتند.

– من بازیگری بودم که یک تجربه کوتاه سینمایی و یک اپیزود کوتاه کار آقای هدایت را داشتم. به هر حال برای نقش اصلی سریالی پرمخاطب که حس های مختلف و فضای فانتزی دارد، مطمئنا من خیلی پختگی بازیگری در آن نقش را نداشتم. آموخته هایم را از دوران نوجوانی که تئاتر کار می کردم، آورده بودم. آن کسی که توانستند مرا کنترل کنند، خانم برومند بودند. البته خیلی هم از انتخاب من راضی نبودند، چون نگاه شان به آقای پدر جور دیگری بود؛ یک آدم سن و سال دارتر، یک ذره پدرتر با یک شکمی و یک سبیلی و کمی کچل و اینها خوشبختانه بازیگرانی که انتخاب کرده بودند، به هر علتی، نتوانستند بیایند، از سر ناچاری مرا انتخاب کردند، آخرین گزینه شان بودم.

خیلی ها را تست گرفتند، حتی پای صحبت و قرارداد هم رفتند. من مرهون زحمات خانم برومند و گروه هستم. گروه حرفه ای بود، عروسک گردان ها و ارتباط بازیگر با عروسک که خیلی کار مهم و سختی است، مخصوصا برای یک جوان خام. همه و در رأس این هرم خانم برومند به من کمک کردند با دقت و نکته بینی و سختگیری فراوان سعی می کردند آن چیزی را که می خواستند، بهش برسند. یادم است سکانسی را مربوط به قسمت خنده، ظهر تا شب گرفتیم و آخر شب آن نتیجه ای که می خواستند، درآمد. کوتاه نمین آمدند. روی من هم فشار بود، چون خیلی علاقه مند بودم به کارم، همه سختی ها را تحمل کردم و راضی ام.

شما از بین برنامه های عرسکی و عروسک ها کدام را بیشتر دوست دارید ؟

– (می خندد) خب ترجیحا کارهایی که خودم کردم، مثل زی زی گولو، که اصلا نمی شود با شخصیت دیگری از لحاظ محبوبیت و اینها مقایسه کرد. شخصیت های کار خودم را بیشتر دوست دارم که طراحی عروسک و طراحی لباس را خودم انجام دادم و تا مراحل آخر بغل دست دوستان سازنده بودم. در «شهر موش های ۲» کورالموش را از همه بیشتر دوست دارم که طراحی عروسک و صداپیشه اش خودم بودم.

حرف آخر، نکته جالب یا درددلی اگر دارید، بفرمایید.

– برایم جالب است که هنوز وقتی کاری از من پخش می شود، بعد از ۲۰ و چند سال به عنوان بابای زی زی گولو مرا می شناسند. با این که کارهای دیگری داشتم که با اقبال عمومی هم مواجه بوده، گاهی اوقات فکر می کنم چطور یک کار خوب در روحیه چندین نسل تاثیر می گذارد! در این ۱۵-۱۰ ساله اخیر برای نسل های بعدی که بزرگسالانمان هستند چه کردیم؟ چه می کنیم؟ آیا هنرمندان ما نمی سازند؟ آیا فکر خلاق نداریم؟

و همیشه می گویم نه، هم هنرمندش را داریم، هم ایده های خوب و خلاق. پس چرا برای شان کار نمی سازیم و بعد گله می کنیم. هجوم فرهنگ فرهنگ بیگانه و ماهواره و فیلم های خارجی. اگر خودمان کار نکنیم، مطمئن باشید وقتی خوراک درستی در اختیار بچه ها و نوجوان ها و حتی بزرگسالان قرار نگیرد، پناه می برند به آنچه در بازار خارج از ایران موجود است. این واضح است، منتها که باید گوش کنند که بشود؟ امیدوارم آن کسی که باید بشنوند. دیگ راین که نوستالژی بودن، مسئولیت سنگینی است.

به عنوان یک آدم عادی که زندگی شخصی دارم، نمی توانم خیلی از کارهای زندگی روزمره ام را انجام دهم. غالبا به من معترض می شوند که شما نوستالژی ما هستید . چرا در فلان فیلم بازی می کنید؟ درست است که لطف دارند به چشم نوستالژی به ما نگاه می کنند ولی به هر حال ما هم بازیگریم و باید در عرصه ها و کارهای مختلف بازی کنیم. خوب است. علاوه بر این که به چشم نوستالژیک به ما نگاه می کنند، یک ذره هم به ما حق بدهند که در نهایت آدمی هستیم که کار مشخصی داریم و معایبی که همه آدم ها دارند.


خبرگزاری آريا – شعر و صداي پدر با موسيقي پسر


شعر و صداي پدر با موسيقي پسر

خبرگزاري آريا – صدرالدين و سينا حجازي اولين آلبوم مشترک خود را با نام «قلک عنکبوتي»، روز جمعه چهارم خرداد با حضور تعدادي از هنرمندان در «خانه فرهنگ و هنر مانا» رونمايي کردند.
آلبوم «قلک عنکبوتي» اثر مشترک صدرالدين حجازي بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون و پسرش سينا حجازي است که با شعر و صداي پدر و همراهي موسيقي متن و آهنگسازي پسر، به همت موسسه نشر و پخش جوان و موسسه «آواي حنانه» منتشر و روانه بازار شده است.
نيما جوان مدير نشر و پخش «جوان» در ابتداي اين مراسم ضمن ابراز خرسندي از انتشار آلبوم «قلک‌هاي عنکبوتي» بار ديگر به موضوع کپي رايت و رعايت حقوق مادي آثار تأکيد کرد و گفت: «اميدوارم همه ما در شرايطي باشيم که همواره نسبت به خريد قانوني آثار موسيقايي و رعايت کپي‌رايت وضعيت بحراني بازار موسيقي ايران را بهبود بخشيده تا فرآيند توليد، بازاريابي و فروش محصولات موسيقايي در چرخه روان‌تري حرکت کند.»
صدرالدين حجازي شاعر و گوينده اشعار آلبوم «قلک عنکبوتي» که با ايفاي نقش درسريال «کوچک جنگلي» در سالهاي دور به شدت مورد توجه قرار گرفت نيز در اين مراسم ضمن قدرداني از حضور مخاطبان در مراسم رونمايي از اين آلبوم به بيان جزئياتي از اين اثر پرداخت.
سينا حجازي خواننده موسيقي پاپ و فرزند صدرالدين حجازي که آهنگسازي آلبوم «قلک عنکبوتي» را برعهده داشت در اين مراسم ضمن ابراز خوشحالي از انتشار اين آلبوم از مردم خواست تا نسخه اصلي اين اثر را تهيه کنند.
جمشيد مشايخي بازيگر پيشکسوت تئاتر، سينما و تلويزيون نيز که به عنوان مهمان ويژه در اين مراسم حضور پيدا کرده بود، ضمن بيان خاطره‌اي از همکاري خود با صدرالدين حجازي در طول سال‌ها فعاليت مشترک‌شان، از انتشار اين آلبوم قدرداني کرد.
آلبوم «قلک عنکبوتي» متشکل از شعر و صداي صدرالدين حجازي به همراه موسيقي متن سينا حجازي است که به همت موسسه نشر و پخش جوان و موسسه «آواي حنانه» در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.


خبرگزاری آريا – سالار عقيلي و حسين خواجه‌اميري کنسرت مشترک برگزار مي‌‌کنند


سالار عقيلي و حسين خواجه‌اميري کنسرت مشترک برگزار مي‌‌کنند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – بعد از ايام ماه مبارک رمضان، «سالار عقيلي» به همراه «حسين خواجه‌اميري» تور کنسرت‌هاي مشترک خود را در تهران و شهرستان‌ها برگزار مي‌کنند.
«سالار عقيلي» شب گذشته و در برنامه‌ي خصوصي رونمايي آهنگ جام جهاني اعلام کرد:‌ «قرار است کنسرت‌هايي را در خدمت استاد ايرج اجرا و به صورت دو صدايي تور کنسرت‌هايمان را به زودي آغاز کنيم.»
اين ايده‌اي است که اين دو هنرمند سال‌ها در فکرِ آن بودند و حالا قرار است بعد از مدت‌ها اجرا شود. «سالار عقيلي» پيش از اين درباره‌ي «خواجه‌اميري» گفته بود: «من از زماني که آواز را شروع کردم آرزو داشتم تا ۶۵ سالگي بتوانم بخوانم و به رضايت برسم، استاد همچنان در ۸۰ سالگي اين توانايي را دارد. آواز ايشان را نمي توان در طول تاريخ موسيقي و هنر ايران ديگر شنيد. استاد خواجه اميري ازهنرمندان ،چهره‌ها و شخصيت‌هايي هستند که فقط يک بار در تاريخ موسيقي و هنر تکرار مي شوند. استادان آوازي مثل استاد ايرج فقط يک بار متولد مي‌شوند.»
«حسين خواجه‌اميري» در اين سال‌ها همراه با پسرش – احسان خواجه‌اميري- برنامه‌هايي را اجرا کرده و مدتي است که تور کنسرت‌هايش برگزار مي‌شود.


خبرگزاری آريا – «همايون شجريان» و برادران پورناظري در کانادا روي صحنه رفتند


«همايون شجريان» و برادران پورناظري در کانادا روي صحنه رفتند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – اين روزها کنسرتِ «ايران من» که پيش از اين در تهران و در تالار وزارت کشور برگزار شده بود، در کانادا در حالِ اجراست؛ در اين کنسرت‌ها «همايون شجريان» با همراهي «تهمورس پورناظري» و «سهراب پورناظري» در شهرهاي مختلف اين کشور به اجراي برنامه پرداخته و علاوه بر قطعاتي که پيش از اين در تهران اجرا شده بود، براي اولين بار قطعه‌ي «نوروز» با آهنگسازي «سهراب پورناظري» نيز اجرا مي‌شود.
به گزارش سايت موسيقي ما، اين هنرمندان ۱۹ مي برابر -۲۹ ارديبهشت- اولين کنسرت خود در شهر مونترال را آغاز کردند و پس از آن اين گروه در تورنتور به اجراي برنامه پرداختند. شهر کلگري و ديگر شهرهاي کانادا نيز ديگر مقصدِ اين هنرمندان بود. اين گروه دهم خرداد ماه به تهران باز مي‌گردند تا خود را براي اجراي کنسرت- نمايش «سي» بر اساس داستاني از «سياووش» آماده کنند. در اين اثر «همايون شجريان» که سالِ گذشته در نقش «سيمرغ» به اجراي برنامه پرداخت؛ اين بار در نقشي ديگر به صحنه خواهد آمد. سهراب پورناظري نيز از سالِ گذشته مشغولِ نگارشِ قطعاتِ موسيقايي براي اين اثر است و چون تجربه‌اي پيشين از موسيقي نواحي، سنتي و معاصر ايران بهره گرفته ؛ همچنين در بخش‌هايي از اين اثر، موسيقي کلاسيک غربي نيز شنيده مي‌شود.
همچنين انتشار آلبوم «ايران من» نيز در دستور کار اين هنرمندان قرار دارد. در اين آلبوم که پس از آلبوم هاي موفق «خداوندان اسرار»، «نه فرشته ام نه شيطان» و «رگ خواب» تازه ترين همکاري همايون شجريان و برادران پورناظري محسوب مي شود تعدادي از نوازندگان مطرح موسيقي کشورمان و تعدادي نوازنده خارجي نيز حضور دارند. اين در حالي است که بخش هايي از ضبط اين پروژه در کشورهاي ترکيه و آمريکا انجام گرفته است.
عکس‌هاي اختصاصي «موسيقي ما» از اين کنسرت‌ها را مشاهده مي‌کنيد:


نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۱)




نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد.


چهره‌های محبوب و ماندگار سریال‌های رمضانی تلویزیون (۲)


روزنامه هفت صبح – مرجان فاطمی: سریال های رمضانی تا اواسط دهه هشتاد، اهمیت زیادی برای تلویزیون و مردم داشتند. شبکه های مختلف بهترین کارهای شان را در این مناسبت روانه آنتن می کردند و مخاطبان هم به شدت نسبت به این سریال های درجه یک شور و شوق نشان می دادند.

بخش مهمی از این سریال ها با توجه به محتوا و شخصیت پردازی درستی که روی آنها انجام شده بود، تا سال ها در ذهن ها می ماندند و شخصیت های شان با تمام ویژگی های مثبت و منفی در خاطره ها ثبت می شد. معلوم نیست این رابطه از کجا و به چه دلیلی شکسته شد اما هر چه که بود دور پخش سریال درجه یک در رمضان کند و کندتر شد و میزان استقبال مردم هم پایین تر آمد. نتیجه هم این شد که سریال های رمضانی دهه نود آنطور که باید آثار قابل قبولی نشدند و نتوانستند چهره ماندگاری از خود به جا بگذارند. به بهانه شروع ماه رمضان، چند چهره مطرح سریال های رمضانی تلویزیون را که هنوز هم خاطره شان از ذهن مان بیرون نرفته است، مرور می کنیم.

نقش های طلایی به وقت افطار

سریال اغما

سید خلیل صحاف زاده (حسین محجوب)

سریال: صاحبدلان
کارگردان: محمد حسین لطیفی
سال تولید: ۱۳۸۵

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: حسین محجوب زمان بازی در سریال «صاحبدلان»، حدود چهل سال از عمر بازیگری اش می گذشت. بازی او بارها در فیلم هایی مثل «رگبار» و «شاید وقتی دیگر» بهرام بیضایی، «پرده آخر» واروژ کریم مسیحی، «رنگ خدا»ی مجید مجیدی، «من ترانه پانزده سال دارم» رسول صدر عاملی و … بسیار مورد توجه قرار گرفته بود و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای «رنگ خدا» در کارنامه داشت.

ویژگی نقش: تحول شخصیت سید خلیل با بازی حسین محجوب به قدری درجه یک اتفاق افتاد که نه تنها سریال را به بهترین اثر رمضانی در دوران خوش تبدیل کرد که در کارنامه محمدحسین لطیفی هم جایگاه ویژه ای به خودش اختصاص داد. لطیفی بعد از صاحبدلان هرچه ساخت نتوانست به موفقیت این سریال دست پیدا کند. حسین محجوب با بازی در نقش خلیل، چهره ای معنوی و آرام و مظلوم از این شخصیت ارائه داد که خیلی کم حرف است و با سکوت اش معنای زیادی را منتقل می کند. محجوب در نمایش این سکوت بسیار دقیق عمل کرد. او هنوز هم برای اکثر مخاطبان با همان نام خلیل صحاف زاده شناخته می شود.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: صاحبدلان اولین سریال جدی و قدرتمند رمضان بود که علاوه بر قصه جذاب و بازیگران حرفه ای، به لحاظ کارگردانی هم حرف اول را میزد. داستان «صاحبدلان» کاملا جدید بود و با فضای کمدی و ماورایی شکل گرفته در آن سال ها ارتباطی نداشت. محمدحسین لطیفی برخلاف سایر سریال های مذهبی آن زمان و شخصیت های غلو شده ای که برای آنها خلق می شد، شخصیت سید خلیل صحاف زاده را فردی کاملا زمینی ترسیم کرد. روابط او با همسر و خانواده آنطور نبود که انتظارش را داشتیم. اتفاقا جذابیت اصلی این سریال و معجزه قرآن دقیقا در همین روابط به خوبی مشخص شد. «صاحبدلان» را شاید بتوانیم اولین سریال مناسبتی رمضان بدانیم که درک آن به فکر و اندیشه زیادی نیاز داشت.


الیاس (حامد کمیلی)

سریال: اغما
کارگردان: سیروس مقدم
سال تولید: ۱۳۸۶

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: حامد کمیلی اولین بار با بازی در سریال «پرواز در حباب» سیروس مقدم شناخته شد. آن زمان سریال مورد توجه قرار گرفت و بازی کمیلی هم تا حدودی به چشم آمد. یک سال بعد در سریال «به دنیا بگویید بایستد» محمدرضا آهنج حضور پیدا کرد اما هیچ کدام از آنها نتوانست به اندازه «اغما» در شناخته شدن این بازیگر نقش ایفا کند. نقش الیاس سکوی پرتاب حامد کمیلی شد و از او یک ستاره ساخت.

ویژگی نقش: در سال ۱۳۸۶ سیروس مقدم با نمایش شیطان در لباس یک عاید، تیر خلاص را زد. الیاس با لباس سفید و ریش بلند که نمادی از افراد مذهبی را داشت یک مرتبه شیطان رجیم از آب در آمد و همه را شوکه کرد. حامد کمیلی در «اغما» دو نقش بازی کرد نقش یک پسر خوش تیپ و خوش قیافه امروزی که بسپار رمانتیک است و قابلیت دارد دخترها را به سمت خودش بکشد و از آنها به هر شیوه بهره کشی کند و از طرف دیگر در چهره یک عابد پارسا که تمام شئونات دین را رعایت می کند و ذره ای قدم اشتباه برنمی دارد. سیروس مقدم سعی کرده بود هر دوی این نقش ها را با مقتضیات شان طوری هدایت کند که تا اواسط سریال مخاطبان ذره ای حس نکنند که با یک شیطان طرف هستند.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: دلیل اصلی ماندگاری نقش الیاس، شاید زیاد به موفقیت حامد کمیلی در ایفای این نقش ربطی نداشته باشد. در واقع این شخصیت ساختارشکنانه الیاس است که مورد توجه قرار می گیرد. در تلویزیون ایران همیشه مردان مومن با ریش بلند و لباس هایی سفید و پاکیزه و در حال عبادت به تصویر کشیده می شدند. حالا سیروس مقدم، دقیقا چنین شخصیتی را مقابل روی مخاطبانش گذاشت و صراحتا به آنها گفت مردی که با این ویژگی ها می بینید، خود «شیطان» است!


حاج یونس فتوحی (علی نصیریان)

سریال: میوه ممنوعه
کارگردان: حسن فتحی
سال تولید: ۱۳۸۶

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: درباره پیشینه على نصیریان قبل از بازی در نقش حاج یونس فتوحی خیلی سخت می شود صحبت کرد. تعداد آثار مهم نصیریان قبل و بعد از انقلاب آنقدر زیاد است که حتی شمارش آن هم سخت است. نصیریان پیش از «میوه ممنوعه» نقش های ماندگار زیادی از خودش به جا گذاشته بود و کاراکتر حاج بوئس فقط به این افتخارات اضافه کرد.

ویژگی نقش: علی نصیریان بازیگر بزرگی است. توانایی او در ایفای نقش های پیچیده و درونگرا بر کسی پوشیده نیست و اتفاقا مهمترین ویژگی حاج یونس فتوحی هم همین بیان دقیق پیچیدگی های درونی و عاطفی است. حاج یونس، مرد سپید موی معتبر بازار ناگهان اسیر یک عشق می شود و توانی برای مقابله با آن در خودش نمی یابد و برای رسیدن به معشوق، از تمام اندوخته هایش می گذرد. خانواده و دین اش را از دست می دهد و تک تک شرط های دختر را می پذیرد و از جایگاهی که تمام عمر برای خودش ساخته پله پله پایین می آید؛ اتفاقی که حتی فکرش را هم نمی کردیم روز گاری در تلویزیون ایران شاهدش باشیم.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: در وهله اول، جذابیت داستان میوه ممنوعه بود که آن را ماندگار کرد. حسن فتحی با میوه ممنوعه، کاملا ساختارشکنی کرد و دهان مخاطبانش را از تعجب باز گذاشت. چه کسی فکرش را می کرد در تلویزیون سریالی پخش شود که بدون اینکه پای شیطان و هوای نفس به میان بیاید، از خصلت عشق بگوید و موجه شمرده شود؟ اما تمام موفقیت کار به داستان جذاب و پرداخت درست حسن فتحی برنمی گردد. قطعا اگر هر بازیگری غیر از علی نصیریان برای نقش انتخاب می شد، چنین موفقیتی به دست نمی آمد. فقط نصیریان بود که توانست این عشق دوران پیری و تغییر حالات و احساسات و زندگی حاج یونس را آنقدر دقیق و جذاب به نمایش بکشد تا حاج یونس به جای تبدیل شدن به یک مرد خیانتکار، در ذهن همه به عنوان نماد عشق در دوران پیری ماندگار شود.


بزرگ (امین تارخ)

سریال: جراحت
کارگردان: محمد مهدی عسگرپور
سال تولید: ۱۳۸۹

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: امین تارخ به واسطه بازی در نقش های شیخ حسن جوری و بعد بوعلی سینا به بازیگری شناخته شده برای مخاطبان عام بدل شده بود. ضمن اینکه بعد از آن در کلی فیلم و سریال دیگر هم بازی کرد و کلا جایگاه تثبیت شده ای داشت اما چند سال قبل از «جراحت» او در سریال «سفر سبز» نقش حاج رضا را بازی کرد. او در آن سریال پربازیگر آنچنان درخشان ظاهر شد که کاملا به چشم آمد و به نوعی مخاطب نسل جوان تر تلویزیون او را در قامت کاراکتر بزرگ خانواده پذیرفت. کاراکتری که اتفاقا به خاطر بازی تارخ، خصوصیات رفتاری اش آنچنان باورپذیر و خوب از کار در آمد که به شخصیتی محبوب در آن سریال تبدیل شد.

ویژگی نقش: بزرگ در واقع به نوعی ادامه ای بود بر کاراکتر حاج رضا. منتها اینجا کمی جوان تر است و خودرای تر. او هم مثل رضا كاسب بود و روی پا خودش ایستاده بود و رشد کرده بود. خانواده اش آنقدر برایش احترام قائل بودند که هیچ کس جرات حرف زدن روی حرفش را نداشت و در عین حساب بردن دوستش هم داشتند. اما بزرگ یک نقطه ضعف هم داشت و ان پایین بودن سطح سوادش بود. چیزی که از نوع حرف زدن و لحنی که تارخ برای این کاراکتر انتخاب کرده بود، به خوبی برای مخاطب عیان می شد. تارخ در انتخاب لحن کاراکتر بزرگ آنقدر درست عمل کرده بود که مخاطب حس می کرد او دارای کمبودهایی است که زیر سایه این احترام و بزرگی پنهان مانده است.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: شمایلی که تارخ در سریال «جراحت» از خودش ساخت. بعدها با اندکی تغییرات مختصر در سریال های دیگر هم تکرار شد. یعنی او به نوعی کاراکتر بزرگ را در چند سریال دیگر هم تکرار کرد. اتفاقا به لحاظ ظاهری هم این شباهت حفظ شد. محاستی پر با موهای پرپشت جوگندمی که به یک طرف شانه زده شده است. تارخ حتی لحن و کلام بزرگ را هم در سریال های بعدی با خودش برد. همین الان در سریال جدید محمد مهدی عسگرپور که برای شب های رمضان آماده شده، تارخ با همین شکل و شمایل ظاهر شده است. استفاده از ویژگی های ظاهری و رفتاری بزرگ توسط کارگردانان دیگر و تبدیل شدن آن خصایل به کلیشه همیشگی تارخ نشان از ماندگار بودن آن کاراکتر دارد.


فیروز مشتاق (هومن برق نورد)

سریال: دودکش
کارگردان: محمد حسین لطیفی
سال تولید: ۱۳۹۳

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: برق نورد در شرایطی به جمع بازیگران سریال «دودکش» پیوست که شش هفت سالی از حضورش در تلویزیون می گذشته، او در سریال هایی مثل «بیداری»، «اشک ها و لبخندها» و «فاکتور هشت» بازی کرده بود اما سریالی که باعث شد بین تمام مخاطبان شناخته شود و مورد توجه قرار بگیرد «ساختمان پزشکان» بود، برق نورد در این سریال همراه بهنام تشکر، یکی از بهترین بازی هایش را به نمایش گذاشت.

ویژگی نقش: بخش مهمی از جذابیت نقش فیروز وابسته به تکیه کلام هایی بود که گاه و بیگاه استفاده می کرد؛ تکیه کلام هایی که با پیش از این شنیده نشده بود با هیچ وقت در محاوره مورد استفاده قرار نمی گرفت. فیروز جدای از بحث تکیه کلام ها، شخصیت جدید و جالبی هم داشت. او در ظاهر مغز متفکر خانواده است و مدام از دیگران به خاطر اشتباهات شان ایراد می گیرد و خودش را برتر از سایرین می داند منتها هیچ وقت هیچ کاری را درست انجام نمی دهد و همیشه آخر سر همه چیز را خراب می کنند.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: دلیل اصلی ماندگاری نقش فیروز به همان تکیه کلام ها بر می گردد. در زمان پخش سریال «دودکش» تکیه کلام هایی مثل «أمپاس»، «ضرس قاطع » «ان قُلت آوردن»، «لُغُز خواندن»، «قُمپُز در کردن» و … آنقدر توسط شخصیت فیروز گفته شد که تا پایان ماه رمضان به تکیه کلام های مردم کوچه و بازار تبدیل شد. بعد از رمضان حتی فرهنگ اصطلاحات فیروز شکل گرفت و دست به دست میان مردم می چرخید. خیلی ها جملاتی مثل «خدایا ما را به خاطر قمپوزهایی که تا به حال در کردیم و لغزهایی که خواندیم ببخش و بیامرز و در آمپاس قرار نده … الهی آمین!» را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذاشتند و خیلی ها آن را در جوک ها به کار می بردند. خلاصه اینکه این اصطلاحات دست به دست می چرخید و هربار هم نقش فیروز را برای مردم تداعی می کرد.


خبرگزاری آريا – تهيه کننده و مجري تلويزيون درگذشت +عکس


تهيه کننده و مجري تلويزيون درگذشت +عکس

خبرگزاري آريا – تهيه کننده و مجري و مديحه سراي برنامه هاي معارفي صداوسيما عصر امروز دوم خرداد بر اثر ايست قلبي درگذشت.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي صداوسيما، سيد مصطفي موسوي از مجريان و تهيه‌کنندگان برنامه‌هاي معارفي و اجتماعي تلويزيون بود و تهيه کنندگي برنامه‌هايي مانند «کوي محبت»، «خدايي که در اين نزديکي است» را در کارنامه داشت.


1 2 3 30