Tag Archives: يک

خبرگزاری آريا – هر روز يک اثر اقتباسي در جشنواره فيلم هاي شبکه چهار


هر روز يک اثر اقتباسي در جشنواره فيلم هاي شبکه چهار

خبرگزاري آريا – جشنواره تابستاني فيلم هاي سينمايي شبکه چهار از امروز (سوم تير) آغاز مي شود.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه چهار، پخش جشنواره فيلم‌هاي سينمايي شبکه چهار در ايام تابستان از سوم تير، آغاز و تا ۳۱ شهريور ادامه خواهد داشت و مخاطبان اين شبکه در تابستان ۹۷ مي توانند به تماشاي جذاب‌ترين آثار سينمايي ايران و جهان در ژانرهاي مختلف بنشينند.
جشنواره تابستانه فيلم‌هاي سينمايي شبکه چهار که هر روز ساعت ۱۱ پخش مي‌شود، روزانه يک اثر اقتباسي از آثار ادبي جهان را که شامل نمايشنامه ها و داستان هاي کوتاه ادبي است، پخش مي کند.
دکتر عزيز، دو مووي، سي و نه پله، هرگز فرياد نزن گرگ، مغازه عتيقه فروشي و زمان روراستي عناوين فيلم هايي است که به ترتيب از ۳ تا ۸ تير، هر روز ساعت ۱۱ پخش و ساعت ۲ بامداد بازپخش مي شود.
فيلم سينمايي «دکتر عزيز» به کارگرداني «ميوا نيشيگاوا» محصول سال ۲۰۰۹ ژاپن با بازي تسورو به شوفوکوتي است که امروز يکشنبه در جشنواره فيلم هاي تابستاني به نمايش در مي آيد.
اين فيلم داستان پزشک جواني را روايت مي‌کند که براي گذراندن دوره کارآموزي به حومه شهر مي‌رود و در آنجا به طبابت مي‌پردازد و کم کم ميان ساکنين محلي محبوبيت پيدا مي‌کند. اما يک روز بدون گذاشتن کوچکترين ردي ناپديد مي‌شود…
فيلم سينمايي «دومووي» به کارگرداني کارن اوگانسيان، دوشنبه ۴ تير، از شبکه چهار سيما پخش مي شود.
آنتن پراچنکو نويسنده کتاب هاي جنايي که دچار بحران خلاقيت است. تصادفا شاهد يک قتل مي شود و با قاتل حرفه اي که آن را انجام داده آشنا مي شود.آدمکش که دومووي نام دارد به آنتن اجازه مي دهد که در هنگام ارتکاب قتل ناظر بر کارش باشد تا بتواند داستان هاي مهيج تري بنويسد و دوباره با اقبال خوانندگان مواجه شود. از سوي ديگر پليس مسکو که مدتهاست به دنبال دومووي است با بازجويي هايي که از آنتن به عنوان شاهد به عمل مي آورد به او مشکوک مي شود. کنستانتين خابنسکي در فيلم سينمايي «دومووي » محصول سال ۲۰۰۸ روسيه به ايفاي نقش پرداخته است.
«سي و نه پله» سه شنبه ۵ تير، پخش مي شود.در اين فيلم راس پاول، ديويد وارنر و جان ميلز بازي مي‌کنند. سي و نه پله محصول سال ۱۹۷۸ انگلستان است و داستان آن درباره ريچارد هني،مهندس معدن است که از آفريقاي جنوبي به لندن مي‌آيد. شبي سرهنگ اسکودر، يکي از همسايگانش با عجله به خانه او مي‌آيد و مي‌گويد گروهي قصد ترور وزير امور خارجه را دارند تا به اين وسيله جنگ جهاني راه بيندازند. اسکودر کشته مي‌شود و ماموران مخفي و ماموران پليس به دنبال ريچارد هني مي‌گردند….
فيلم «هرگز فرياد نزن گرگ» به کارگرداني کارول بالارد محصول ۱۹۸۳ چهارشنبه ۶ تير، پخش مي شود.
سينمايي «مغازه عتيقه فروشي» ۷ تير، پخش مي شود. اين فيلم را براي پرسيوال در سال ۲۰۰۷ براي سينماي ايرلند و انگلستان و بر اساس رماني از چارلز ديکنز ساخته است و در آن درک جاکوبي، سوفي، اواسيو و توبي جونز بازي هاي درخشاني از خود ارائه کرده اند.
شبکه چهار سيما فيلم سينمايي «زمان روراستي» را که اولو گروسبارد در ژانر پليسي و حادثه‌اي کارگرداني کرده، روز جمعه ۸ تير، پخش مي‌کند.
فيلم سينمايي «زمان روراستي» محصول سال ۱۹۷۸ سينماي هاليوود است و داستين هافمن، ترزا راسل و هري دين استانتن در آن نقش‌آفريني کرده‌اند.
ماکس دمبو (داستين هافمن) خلافکار سابقه‌دار به صورت مشروط از زندان آزاد مي‌شود و بايد تحت نظر ستوان ارل فرانک باشد. اما ماکس به همراه تبهکاري به نام جري تصميم به سرقت از يک جواهرفروشي از بورلي هيلز مي‌گيرند. ماکس و جري پس از سرقت به خيابان مي‌آيند، با پليس درگير مي‌شوند و …


خبرگزاری آريا – فصل چهارم يک دوصدا در خط پايان


فصل چهارم يک دوصدا در خط پايان

خبرگزاري آريا – فصل چهارم مسابقه يک، دو صدا با شناخت برندگان خود به پايان مي رسد.
به گزارش خبرگزاري آريا از شبکه راديويي ايران، چهارمين فصل از مسابقه يک، دو صدا که به اجراي برپا خند (استند آپ کمدي) توسط علاقمندان داشت روز سه شنبه برندگان خود را مي شناسد.
پخش مرحله نهايي اين مسابقه از امروز دومتير ماه آغاز مي شود واين مرحله تا چهارم تير ادامه خواهد داشت و در نهايت پنجم تيرماه برندگان اين دوره در ويژه برنامه اي که بصورت زنده از راديو ايران پخش مي شود معرفي مي شوند.
ويژه برنامه مذکور از ساعت ۱۷:۱۰ به مدت ۹۰ دقيقه پخش خواهد شد که شامل بخش هاي مختلفي است.
مدير گروه ورزش و تفريحات راديو ايران در پايان اين برنامه و بخش هاي آن مي گويد: ويژه برنامه يک دو صدا با هدف تقدير از برندگان اين فصل مسابقه انجام خواهد شد اما در کنار آن از يک پيشکسوت نويسندگي طنز نيز تجليل خواهد شد و ۵۰ سال فعاليت هنري صادق عبداللهي را گرامي مي داريم از سوي ديگر دو رونمايي نيز خواهيم داشت.
رونمايي از نسخه بازسازي شده ترانه طنز و قديمي ماشين مشتي مندلي يکي از اين موارد است و از کتاب «طنز ايراني» که برگزيده متون برنامه هاي طنز شبکه است نيز رونمايي مي شود.
افتخاري افزود: مهمانان ويژه اي از جمله معاون صدا و معاون هنري وزارت ارشاد در برنامه حاضر خواهند بود.
گفتني است مسابقه يک دو صدا از تابستان سال ۹۵ به جدول پخش شبکه راديويي ايران اضافه شده است و تا کنون چهار دوره آن برگزار شده است.
تهيه کننده اين برنامه مهدي ساعي و اجراي برنامه بر عهده نسيم رفيعي است .داوران اين فصل برنامه حسين رفيعي ،سعيد بيابانکي ومرضيه صدرايي هستند.


خبرگزاری آريا – بهاره رهنما: براي اولين‌بار است که همه عوايد يک آلبوم به زنان سرطاني اهدا مي‌شود


بهاره رهنما: براي اولين‌بار است که همه عوايد يک آلبوم به زنان سرطاني اهدا مي‌شود

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – چندي پيش آلبوم «تمام شد» با اشعار و صداي «بهاره رهنما» و موسيقي دکتر «اردوان طاهري» منتشر شد. اين بازيگر سرشناس سينما و تلويزيون در آلبوم تمام شد سروده‌هاي سال‌هاي اخيرش را در فضايي متفاوت نسبت به آثار گذشته‌اش اجرا کرده بود. آلبومي که از سوي شرکت «نوخسرواني باربد» به مديريت «حميد اسفندياري» منتشر شد و در اقدامي تحسين‌برانگيز تمامي عوايد حاصل از آن به انجمن خيريه «فرهاد» تقديم شده است. اين انجمن زنان مبتلا به سرطان سرپرست خانوار را تحت پوشش قرار داده است و پيش از اين چندان مطرح نبود. انتشار آلبوم تمام شد بهانه‌اي بود تا دقايقي را با بهاره رهنما گپ بزنيم.
بهاره رهنما در ابتدا گفت:«حدود يازده کتاب نمايشنامه و داستان کوتاه و رمان چاپ کرده‌ام و يکي از آنها که دو سال پيش منتشر شد مجموعه شعر بود. کار اصلي من شعر نبود ولي هر نويسنده اي کنار داستان هايش گاهي الهامات شعرمانند دارد. چون دخترم خيلي دوست داشت و جمع آوري کرده بود آن مجموعه را از طريق نشر «نگاه» منتشر کردم که «زن باران» نام داشت. زن باران ساليان سال تخلص شعر سپيد و برخي نوشته هاي من است و يک نوع تخلص هنري است.»
او سپس درباره روند توليد موسيقي قطعات و همکاري با اردوان طاهري اعلام کرد:«من يکي از بازيگراني هستم که مخاطبان از روي صدايم مي شناسند و پيشنهاد کردند که آن کار را با صداي خودم منتشر کنم. در بازار داغ کتاب صوتي که دو مجموعه داستانم را به اين شکل منتشر کردم، جاي شعر هم خالي بود. اما برايم اهميت زيادي داشت که چه کسي روي کارها آهنگسازي کند. چون من اصولاً دکلمه به صورت فضايي که از سي چهل سال پيش و تا الان در صدا و سيما مرسوم است برايم خوشايند نيست و دوست داشتم به دليل فضاي سورئال و تصويري کارها، در اجراي صوتي آنها هم باشد. آقاي دکتر اردوان طاهري سال گذشته يک سي دي به نام «هفت صدا» منتشر کردند که در آن من و آقاي بهمني و دکتر صادقي و خانم مريم زندي و چند نفر ديگر از عزيزان حضور داشتيم. شاعران حاضر در اين مجموعه آثارشان را صداي خودشان اجرا کردند و کار جالبشان اين بود که نزديک و دورشدن‌هايي را با ري‌ورب‌هاي موسيقي انجام داده بودند و يک تکراري را در شعر ايجاد کردند. هر شعر يک بار کاملاً بدون موسيقي شنيده مي‌شد و سپس موسيقي مي‌آمد و در ادامه ترکيب شعر و موسيقي به صورت يک لوپ تکرارشونده روي بعضي از تکه‌هاي موسيقي مي‌آمد و شبيه ترجيع‌بند ترانه‌ها بود. من خيلي از اين کار خوشم آمد و آقاي اردوان طاهري آن زمان نسبت به شعر من سمپات شدند و تصميم گرفتيم آلبوم ديگري فقط با شعر و صداي من توليد کنيم ولي تکنيک هماني باشد که در آن آلبوم در نظر گرفته بودند. آقاي دکتر طاهري يک سال کار کردند و نهايتاً به خروجي الان رسيديم و پروژه طوري ضبط شده که خيلي مهم است با هدفون شنيده شود. کلاً حال ري‌ورب‌ها و کم و زياد شدن آنها عجيب است و انگار يک بي زماني در کار وجود دارد و اثر را به يک پرفورمنس نزديک کرده است.»
رهنما سپس به اجراي پرفورمنس اين آلبوم اشاره داشت:«ما قصد داريم پرفورمنس اين مجموعه را به زودي به صورت يک عاشقانه تک نفره روي صحنه ببريم. اما نکته ديگر اين است که بازيگران زيادي در ايران و نقاط ديگر دنيا، دکلمه کرده‌اند. اولاً اکثر شعرهاي آدم‌هاي ديگر بوده و اگر شعر خودشان بوده به شکل کلاسيک موسيقي و دکلمه اجرا کرده‌اند. تازگي آلبوم «تمام شد» اين است که شعر خود بازيگر با صداي خودش دکلمه مي‌شود و تازگي ديگر شبيه نوع پرفورم است که به يک اجراي ضبط شده تئاتري شباهت دارد.»
او سپس در پاسخ به سوال ما مبني بر اينکه چرا عنوان تمام شد را براي آلبومش انتخاب کرده به اين نکته اشاره کرد:«اين آلبوم به نوعي پاياني بر دوره‌اي از نوشتن و اشعار خصوصاً عاشقانه من است و وارد فصل جديدي شده‌ام. به همين دليل اسم «تمام شد» را برايش انتخاب کرده‌ام.»
بهاره رهنما سپس بُعد خيريه آلبومش را اينگونه تشريح کرد:«اين اولين‌بار است که يک آلبوم موسيقي به نفع زنان سرطاني سرپرست خانوار منتشر مي‌شود. اين شروع يک همکاري بين من و عوامل و دست‌اندرکاران اين مجموعه است که شايد در مجموعه‌هاي ديگر هم ادامه داشته باشد. من هر بار که صداي خودم را ضبط کردم به يک مجموعه‌اي هديه کردم ولي اين اولين‌بار است که تمام دست‌اندرکاران آلبوم، انتفاع خودشان را براي زنان سرطاني گذاشته‌اند. ما دلمان مي‌خواهد در حقيقت از اين زنان حمايت شود. انجمن فرهاد عجيب است چون خانم‌هايي را تحت پوشش دارد که هم سرطان دارند و هم سرپرست خانوار هستند و خرج داروهايشان را خودشان پرداخت مي‌کنند.»
او در زمينه تعامل با تهيه‌کننده اثر بابت اهداي تمام عوايد آلبوم به انجمن خيريه فرهاد هم گفت:«وقتي با آقاي اسفندياري جلسه‌اي گذاشتيم که قرارداد اين اثر را ثبت کنيم براي ايشان از انجمن فرهاد گفتم. آقاي اسفندياري گفتند مگر زني پيدا مي‌شود که سرطان داشته باشد و خودش هم کار کند و مخارج بچه‌هايش را پرداخت کند؟ ايشان همان لحظه گفتند که اگر قرار است چنين اتفاقي رخ دهد موسسه ما هم مي‌خواهد پيش‌قدم شود. آقاي دکتر طاهري هم از ابتدا گفتند که همراه من هستند و نهايتاً يک همفکري ايجاد شد که حاصل آن توليد اين آلبوم بود. اين انجمن بسيار نياز به کمک دارد و مهجور است و آلبوم موسيقي يک اثر مانا براي اين انجمن است. يک بخش اين است که در صورت فروش خوب آلبوم يک انتفاع مالي به انجمن فرهاد مي‌رسد و بخش دوم، اعتباري است. آلبوم موسيقي ده سال ديگر هم ماندگاري دارد خصوصاً براي ما که در زمينه ديگري شناخته شده هستيم. به نوعي تلاش اين زن‌ها براي زندگي به يک آلبوم موسيقي گره خورده و مي‌ماند. اين آلبوم حتي اگر هديه داده شود يا به صورت اتفاقي در اختيار شخصي قرار بگيرد براي ما اين سوال کافي است که پشت آن خوانده شود و بپرسند که مگر زنان سرطاني سرپرست خانوار وجود دارند؟»
سوال بعدي ما از اين بازيگر و نويسنده درباره مضمون اشعارش بود چرا که برخي از آنها فضايي نزديک به داستان زندگي زنان تحت پوشش انجمن خيريه فرهاد داشتند. رهنما در توضيح اين موضوع اعلام کرد:«من دغدغه زنان دارم و اين آلبوم بيشتر از اينکه عاشقانه باشد بيشتر همان فضاي زنانه رمان‌ها و نمايشنامه‌هاي من را دارد. واقعيت اين است که اشعار هم قديمي هستند و شايد آخرين مورد آنها براي ۹۴ يا ۹۵ باشد. چون دغدغه زنان در اين مجموعه مطرح بوده به چشم مي‌آيد. آلبوم را هم به دخترم تقديم کرده‌ام که سمپات صداي من است و به نظر او صدايم آرامبخش است و از بچگي اين موضوع را مي‌گفت. همچنين او من را شاعر کرد و حضور پريا در زندگي من جرأت چاپ اين اشعار را داد.»
او همچنين در پاسخ به اين سوال که آيا عوايد حاصل از پرفورمنس‌هاي اين مجموعه هم در چنين راهي هزينه خواهد شد هم گفت:«صد در صد اينطور خواهد بود. صفر تا صد اجراهاي اين کار در ايران يا نقاط ديگر دنيا به انجمن فرهاد تقديم خواهد شد. مگر اينکه پرفورمنس را در سالني روي صحنه ببريم که از ما کف فروش بخواهد و ناچار هستيم ببينيم افراد ديگري که به پروژه ما ملحق مي‌شوند همراه چنين حرکتي هستند يا نه. در اين صورت هزينه ساير دوستان پرداخت مي‌شود و آنچه که براي من و آقاي طاهري و شرکت نوخسرواني باربد باقي مي‌ماند به زنان سرطاني تقديم مي‌شود.»
کارگردان نمايش «خورشيدهاي هميشه» درباره فعاليت در عرصه موسيقي هم گفت:«من يک کلاس ترانه – درام به همراه «حسين غياثي» دارم که يک سال از برگزاري آن مي‌گذرد. در اين کلاس بخش درام را من تدريس مي‌کنم و ترانه توسط حسين غياثي تدريس مي‌شود. خودم هم حدود ده ترانه نوشته‌ام که چند ترانه را روزبه نعمت‌الهي و مهرداد نصرتي و چند دوست ديگر خواندند و دوست داشتند. در کل فکر مي‌کنم امسال ترانه‌هاي زيادي از من در حوزه موسيقي بشنويد.»
او در پايان اعلام کرد:«متأسفانه من چند سال پيش در حوزه تهيه‌کنندگي موسيقي تجربه خوبي نداشتم. اين حوزه بسيار سخت است و حتي دوستاني که حرفه‌اي هستند گاهي با مشکلاتي مواجه مي‌شوند ولي کار من نوشتن است.»


خبرگزاری آريا – داستان زندگي يک خبرنگار چشم‌بادامي


داستان زندگي يک خبرنگار چشم‌بادامي

خبرگزاري آريا – «زندگي منشوريست در حرکت دوار، منشوري که پرتو پرشکوه خلقت با رنگ‌هاي بديع و دلفريبش آن را دوست‌داشتني، خيال‌انگيز و پرشور ساخته است. اين مجموعه دريچه‌اي است به سوي داستان زندگي!» سريال داستان زندگي با صداي پر صلابت و دلنشين زنده‌ياد عطاا… کاملي آغاز مي‌شد که اين جملات را در ابتداي سريال مي‌گفت.
«داستان زندگي» معروف به هانيکو، سريال ژاپني ديگري بود که دهه ۶۰ به تلويزيون آمد و شخصيت اول آن يک زن بود. هانيکو با تلاش و کوشش زياد توانست از خانواده‌اي نسبتا فقير بيرون بيايد و با تشويق استادش موفق به ادامه تحصيل شود و در نهايت به عنوان اولين زن خبرنگار ژاپني در يکي از روزنامه‌هاي کشورش استخدام شود. اين سريال بعد از خريداري با دوبله بسيار خوب گويندگان معروف و با مديريت دوبلاژ زنده‌ياد عطاا… کاملي توانست جان تازه‌اي بگيرد و ميان مخاطبان به محبوبيت بيشتري دست پيدا کند. در اين سريال مينو غزنوي (هانيکو)، ثريا قاسمي (مادر هانيکو)، بهرام زند (پدر هانيکو)، حسين معمارزاده (پدربزرگ)، آزيتا لاچيني (مادربزرگ)، فريبا شاهين‌مقدم (خواهر هانيکو)، تورج نصر (برادر هانيکو)، پرويز ربيعي (معلم مدرسه)، منوچهر والي‌زاده (استاد ماتسونامي)، زنده‌ياد خسرو شايگان (عمو)، جلال مقامي (گنزو)، غلامعلي افشاريه (شينوسکه)، شهروز ملک‌آرايي، اکبر مناني، زنده‌ياد ولي‌ا… مومني، مهوش افشاري، ناهيد شعشعاني و… صحبت کردند. داستان زندگي بارها از رسانه ملي بازپخش شده است؛ به اين بهانه يادي از گويندگان اين مجموعه کرديم.
اجراي دکلمه به قلم خودش
زنده‌ياد عطاا… کاملي، دوبلوري بود که بيش از نيم قرن از زندگي‌اش را در صداپيشگي و مدير دوبلاژي فعاليت کرد. او را جزو حرفه‌اي‌هاي دوبله ايران مي‌شمارند که هم به فارسي و هم چند زبان ديگر تسلط داشت و براي ادا کردن واژگان انگليسي و فرانسه و سينک ديالوگ‌هاي فيلم، وسواس زيادي به خرج مي‌داد. اين گوينده سبک خاص و گويش پر‌احساسي براي سريال‌ها و فيلم‌ها داشت که سال‌ها بعد توسط گويندگان ديگر ادامه پيدا کرد. يکي از شاهکارهاي اين هنرمند اجراي دکلمه‌اي به قلم خودش در ابتداي تيتراژ مجموعه داستان زندگي بود. او با اين متن زيبا توانست تيتراژ اين سريال را براي هميشه ماندگار کند. ضمن اين‌که با دقت و وسواس زيادي گويندگان را براي دوبله اين سريال ژاپني انتخاب کرد تا مورد توجه مردم قرار بگيرد. کاملي به جاي بازيگران زيادي همچون کرک داگلاس، همفري بوگارت، مارلون براندو و… صحبت کرده است.
گويندگي يک نقش پر چالش
مينو غزنوي، گوينده نقش هانيکو در سريال داستان زندگي است. او فعاليت حرفه‌اي‌اش را در دنياي دوبله از هشت سالگي آغاز کرد. ويژگي غزنوي داشتن صدايي گرم و دلنشين است. زنده‌ياد کاملي شناخت خوبي از اين گوينده داشت، زيرا کارش را با او شروع کرده بود. او مي‌دانست که اگر نقش هانيکو را به غزنوي بسپارد به بهترين شکل از عهده گويندگي اين نقش پر‌چالش بر‌مي‌آمد. البته غزنوي قبل از گويندگي در سريال داستان زندگي، تجربه گفتن نقش‌هاي اول را در سريال‌هاي ديگر داشت. او با عشق و علاقه کارش را در اين سريال انجام داد و با راهنمايي زنده‌ياد کاملي که هنرمند خوشرو و خوش‌اخلاق بود و با گويندگان هم مداراي زيادي مي‌کرد، توانست اين نقش را براي هميشه در ذهن مخاطب ماندگار کند. استقبال مخاطبان از اين سريال، خستگي دوبله را از تن غزنوي و بقيه در آورد.
انگيزه در حين کار
غلامعلي افشاريه از گويندگان و مديران دوبلاژ پيشکسوت است. او معمولا گوينده متن‌هاي علمي و مستند را به‌عهده مي‌گيرد و در آثاري همچون کارآگاه کاستر (هيمن)، زورو (دن ديه گو) و آناستازيا (ايوان دسني). صحبت کرده است. او در سريال داستان زندگي به جاي شينوسکه، خواستگار و نامزد اول هانيکو گويندگي کرده است که يک شخصيت شيرين عقل بود و هانيکو هم او را دوست نداشت. تا اين‌که با آمدن گنزو زندگي هانيکو تغيير کرده و با او ازداج مي‌کند. او معتقد است که کار کردن با زنده‌ياد کاملي خيلي برايش هيجان‌انگيز بوده، زيرا او از مديران دوبلاژ باسابقه در تلويزيون بود. ضمن اين‌که انسان بزرگ، خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد بود. به همين دليل همه گويندگان با کمال ميل با او کار مي‌کردند. همچنين او به همه دوبلورها انگيزه مي‌داد تا با انرژي بيشتري کارشان را انجام بدهند.
يک برادر شوخ‌طبع
تورج نصر در داستان زندگي به جاي برادر هانيکو صحبت کرده که شخصيت شيرين و در عين حال شوخ‌طبع بود. نصر، کار با زنده‌ياد عطاا… کاملي را جزو افتخارات زندگي‌اش مي‌داند، چرا که اين هنرمند يک مدير دوبلاژ نمونه بود. اين گوينده معتقد است کاملي براي دوبله سريال داستان زندگي به سراغ حرفه‌اي‌هاي دوبله رفت. به گفته اين گوينده يکي از ويژگي‌هاي زنده‌ياد کاملي، انتخاب گويندگان مناسب براي نقش‌ها بود. او در اين حوزه اشتباه نمي‌کرد و با توجه به صداي هر گوينده نقش مناسب به او مي‌داد. به همين دليل با توجه به اين که مي‌دانست نصر دوبله شخصيت‌هاي طناز و بامزه را خوب مي‌گويد، بر همين اساس دوبله نقش برادر هانيکو را به او سپرد که فرد شوخ طبع قصه بود که به خودش بيشتر فکر مي‌کرد و همين باعث مي‌شد تا بقيه به دردسر بيفتند.
فاطمه عودباشي


خبرگزاری آريا – شهرام ناظري، گروه ليان و يک گروه از اسپانيا روي صحنه مي‌روند


شهرام ناظري، گروه ليان و يک گروه از اسپانيا روي صحنه مي‌روند

خبرگزاري آريا – بي‌شک اين روزها بيشترين کلمه‌اي که نه تنها در ايران بلکه در جهان گفته، شنيده و نوشته مي‌شود «فوتبال» است. با اينکه از يک ورزش صحبت مي‌کنيم اما آنچه تا اين حد مهم و پررنگش مي‌کند وجه ديگرش يعني سرگرمي است که البته به واسطه خصلت ذاتي‌اش يعني رقابت، معنا پيدا مي‌کند. جذاب‌ترين رويداد جهان هم به واسطه درگير شدن تمام کشورها اتفاق مي‌افتد و آن چيزي نيست جز فينال جام جهاني فوتبال. حالا در ايران مجموعه‌ي فرهنگي «سازباز» تصميم گرفته از زاويه‌ي جديدي به اين رويداد نگاه کند و به جاي اينکه در سالنِ اجراي موسيقي فوتبال پخش کند و مخاطبان را دور هم جمع کند همچنان موسيقي را به عنوان سوژه‌ي اصلي کارش حفظ کند. با چنين ديدگاهي آن‌ها سراغ رويدادي به «نام شب‌هاي گروه بي» رفتند و تصميم گرفتند موسيقي چهار کشور گروه بي، يعني ايران، اسپانيا، پرتغال و مراکش را در تالار وحدت روي صحنه ببرند. پدرام نيک‌سيرت مدير مجموعه فرهنگي سازباز در اين رابطه مي‌گويد؛ «در ابتدا تنها يک ايده داشتيم. گروه ايران در جام جهاني که مشخص شد حسام گرشاسبي (موزيسين و روزنامه‌نگار) با من تماس گرفت و گفت فکر نمي‌کني بايد يک فستيوال بر اساس موسيقي کشورهاي گروه بي برگزار کنيم؟ همان روز به اين نتيجه رسيديم که اين کشورها موسيقي غني و اصيلي دارند. فادو در پرتغال، فلامنکو در اسپانيا، Gnawa در مراکش، موسيقي اصيل و بومي ايران هم که جاي خود دارد. فرصت خوبي بود که وقتي کشورها در رقابت هستند ما در ايران فستيوالي داشته باشيم که از موسيقي به عنوان معرفي فرهنگ‌ها استفاده کنيم».
اما وقتي فوتبال شروع مي‌شود عملاً همه چيز تمام مي‌شود. همين هم باعث مي‌شود بيشتر گروه‌هاي موسيقي در اين يک ماه سراغ کنسرت نروند. همه صبر مي‌کنند تا نتيجه را ببينند و بعد به کارشان برسند. قطعاً در چنين شرايطي همه چيز تحت تاثير جذابيت فوتبال قرار مي‌گيرد. دکتر محسن رناني اقتصاددان نهادگرا و استاد دانشگاه اصفهان وقتي سال گذشته براي اولين بار به ديدن مسابقه فوتبال مي‌رود چنين مي‌نويسد: «من امروز يکي از اعجاب‌برانگيزترين پديده‌هاي ساخته دست بشر يعني فوتبال را براي اولين بار از نزديک مي‌بينم. پيش از اين هم فوتبال را در کنار کامپيوتر و پول و چند مورد ديگر، جزء «اشرف مخلوقات‌ انساني» مي‌دانستم؛ اما امروز آمدم تا آن را از نزديک ببينم. اين‌جا همه با هيجان بازي را دنبال مي‌کنند و من تنها چيزي که نمي‌بينم بازي است. من محو اين حماسه‌ي انساني‌ام که ۹۰ دقيقه در استاديوم آزادي جريان دارد. آنچه روي چمن ورزشگاه در جريان است يک مساله فرعي است. چه عطشي، چه موجي از انرژي، چه شوري و چه کلاس درسي است اين‌جا. مي‌انديشم که چه ظرفيت آموزشي عظيمي دارد اين فوتبال. چه ظرفيتي براي هيجان و سرگرمي، چه ظرفيتي براي تمرين نظم، هماهنگي و توليد همبستگي اجتماعي. معجزه است که مي‌توان با يک توپ بادي، چنين سرمايه عظيم اجتماعي توليد کرد. دريغ که سياستمداران ما اين ابعاد مهم فوتبال را نمي‌بينند».
هر رويداد فرهنگي مي‌تواند زير سايه‌ي چنين اتفاقي گم شود اما سازباز تا اينجا پيش رفته است و دو روز ديگر شب‌هاي گروه بي را برگزار مي‌کند. اما در روند رسيدن به اين اجرا مشکلات متفاوتي از جمله زمان‌بر بودن پروسه صدور مجوز براي گروه‌هاي خارجي که حداقل حدود ۴۵ روز طول مي‌کشد، تغيير ناگهاني قيمت دلار و دو برابر شدن دستمزد هنرمندان خارجي و عدم اطمينان موزيسين‌هاي خارجي، چند بار اين رويداد را تا پاي توقف برده است. نيک سيرت در رابطه با اين مشکلات به خبرنگار موسيقي ما توضيح مي‌دهد: «دوست داشتيم يک هفته پيش از شروع جام جهاني اين رويداد را برگزار کنيم تا زياد تحت تاثير قرار نگيريم و مخاطبان را راحت‌تر در سالن داشته باشيم اما با توجه به ماه مبارک رمضان اين امکان فراهم نشد. بنابراين تاريخي را انتخاب کرديم که بازي مهمي وجود نداشته باشد. ما در گام اول سراغ موزيسين هاي درجه يک رفتيم و خوشبختانه همه آن‌ها در گام اول همکاري کردند. آقاي ناظري که تا امروز به ما لطف داشتند و به همراه گروه مولوي روي صحنه خواهند رفت. خوزه لوئيس مونتون از اسپانيا، کمانه از پرتغال و عزيز سهماوي از مراکش، همگي به ما جواب مثبت دادند. پروسه ۴۵ روزه مجوز طي شد و همگي تاييد شدند. گروه مراکشي به شکل غير حرفه اي به ما گفتند ما در اين تاريخ در فستيوال ديگري شرکت مي‌کنيم و پس از آن هم گفتند در اين شرايط ما ترجيح مي‌دهيم به ايران سفر نکنيم. کارمان را با گروه‌هاي ديگر ادامه داديم و البته با لطف محسن شريفيان گروه ليان را اضافه کرديم».
در حالي که همه چيز طبق برنامه پيش مي‌رفت و بليت فروشي اجرا هم آغاز شد اتفاق ديگري رخ داد و گروه پرتغالي از حضور در اين رويداد انصراف داد. اتفاقي که فلسفه وجود شب‌هاي گروه بي را زير سوال برد. نيک سيرت در اين مورد توضيح مي‌دهد: گروه پرتغالي به شکل عجيبي ما را شگفت زده کرد. البته چند وقت پيش هم مشکلي وجود داشت که حل شد. پس از صدور مجوزها به ما گفتند که يکي از اعضاي گروه را تغيير مي‌دهيم و ما با توجه دريافت مجوز مخالفت کرديم و گفتيم امکانش وجود ندارد. اين موضوع را حل کردند و در ارتباط بوديم. گاهي چند روز دير جواب مي‌دادند اما ما تعجب نمي‌کرديم چراکه گروهشان در تورکنسرت آمريکا بود. پنج روز پيش هم تاريخ بليط هواپيما را اعلام کرديم و تاييد کردند. حتي يکي از اعضاي گروهشان که عکسي ارائه نکرده بود که دو روز پيش فرستادند. چندين سوال تکراري از جمله محل برگزاري و اقامتشان را پرسيدند و ما با اينکه قبلاً اعلام کرده بوديم باز هم پاسخ داديم. اما ديشب ايميل عجيب و غريبي از آن‌ها دريافت کرديم که اعلام کردند با توجه بي‌برنامگي مالي ما نمي‌توانيم در اين رويداد حضور داشته باشيم و آرزو مي‌کنيم فستيوال با قدرت برگزار شود. ما همان لحظه اعلام کرديم اگر از بابت گرفتن دستمزدتان در ايران اطمينان نداريد شماره حساب بين‌المللي اعلام کنيد تا نيمي از دستمزدتان را واريز کنيم. اما پاسخشان مسائل را روشن کرد. آن‌ها گفتند ما در ايران احساس راحتي نمي‌کنيم و الان زمان مناسبي براي حضور در ايران نيست. حتي ما گفتيم هر پيشنهادي براي حضور داريد ارائه دهيد اما ديگر پاسخ ما را ندادند. با آقاي مونتون وارد مذاکره شديم و ايشان قبول کردند تا در شب دوم هم به جاي کمانه روي صحنه بروند. حالا ديگر رويداد از کانسپت اصلي خود خارج شده است اما با اين حال ما فکر کرديم با توجه به مسير دشواري که طي کرديم برگزار شدن اين دو شب کنسرت بهتر است و مردم چند اجراي با کيفيت بسيار بالا خواهند ديد».


خبرگزاری آريا – هديه جالب جناب خان به بازيگر يک متر و نود و هشتي! بهرام افشاري: بچه طلاق هستم+عکس


هديه جالب جناب خان به بازيگر يک متر و نود و هشتي! بهرام افشاري: بچه طلاق هستم+عکس

خبرگزاري آريا – برنامه تلويزيوني «خندوانه» شب گذشته با رونمايي از کليپ جناب خان براي جام جهاني روسيه ۲۰۱۸ به روي آنتن شبکه رفت.
به گزارش خبرگزاري آريا از باشگاه خبرنگاران، رامبد جوان در آخرين روزهاي ماه مبارک رمضان، در برنامه «خندوانه» ميزبان بهرام افشاري بازيگر سريال تلويزيوني «پايتخت۵» شد و با حضور جناب خان فضايي شاد را مهمان را خانه ها کرد.
جوان در ابتدا شادي برنامه را به همه کارمندان راه آهن و همچنين بيماران تقديم کرد و پس از قرعه کشي، اولين تيزر «خندوانه» براي جام جهاني روسيه ۲۰۱۸ با بازي اميرسلطان احمدي، محمد بحراني و جناب خان رونمايي شد.
همچنين در قسمتي ديگر از اين برنامه، بخشي از حضور مخاطبان براي حضور در مسابقه «خنداننده شو» به نمايش گذاشته شد.
خاطرات بازيگر مشهور از طلاق،اعتياد و زورگير هاي خياباني
جوان در ادامه برنامه ميزبان بهرام افشاري بازيگر مجموعه تلويزيوني «پايتخت ۵» شد و شبي خاطره انگيز را با خاطرات اين بازيگر جوان رقم زد.
افشاري در ابتداي صحبت هاي خود با اشاره به اينکه مشغول بازي در سريال «شرايط خاص» است، درخصوص اجراي تئاتر خود «جوجه تيغي» گفت: در حال حاضر نمايش «جوجه تيغي» را به روي صحنه مي برم، که نويسنده و بازيگر آن خودم هستم، و درواقع به نوعي روايت زندگي خود من است. «جوجه تيغي» داستان جواني است که به عشق بازيگري به تهران مي آيد و درگيري هاي آن شروع مي شود….؛ البته بايد بيايد و نمايشم را ببينيد.
پس از صحبت هاي افشاري، جوان پيشنهاد قرعه کشي بين حضار را داد، تا با انتخاب قرعه به تعداد انتخابي به تئاتر «جوجه تيغي» بروند.
افشار پس از آن به بلند بودن قدش اشاره کرد و گفت: ويکي پديا قد من را دو متر و سي سانت زده، اما من به هر شکل که حساب مي کنم، دو متر و سي نداريم، حتي پارچه هم به اين ابعاد نيست، حقيقتا من قد‌م يک متر و نود و هشت است، براي همين دنبال ورزش هايي مثل واليبال و بسکتبال بودم، البته يک مدال طلا هم در رشته واليبال دارم. آرمين تشکري از دوستان من است و باهم يکبار در تيم دانشجويان ساخت و توليد در مسابقات کشوري اول شديم و مدال طلا گرفتيم، اما من علاقه اي نداشتم و از بچگي عشقم فوتبال بود.از بچگي فوتبال بازي مي کردم و در همان موقع هم پاس تهران من را خواست، اما پدرم نگذاشت و نرفتم.
وي با اشاره به خاطرات دوران کودکي خود، ادامه داد:من تک فرزند هستم و خيلي بچه شيطون و اذيت کني بودم، و از همه معلم ها، همسايه ها و هرکسي که من را ميشناخت کتک خوردم، يکبار يکي از معلم هايم تاحدي من را کتک زد که خودش هم خسته شد و کلاس را تعطيل کرد، و من فقط نفس نفس ميزدم. دوازده ساله بودم که يکبار از سرکوچه تا انتهاي تمام پنجره ها را شکستم و پدرم کارش اين بود که کنار تمام هزينه اي خانه، پول شيشه شکسته هاي من را هم حساب کند.
افشاري با اشاره به ورودش در عرصه هنر و بازيگري بيان کرد: من از سن ۱۶ سالگي در تئاتر وارد شدم، ابتدا علاقه اي به بازيگري نداشتم، اما چون وارد يک جمع گروهي مي شدم و از تنهايي هميشگي بيرون مي آمدم را دوست داشتم، يک روز يکي از هنرمندان مورد علاقه ام را ديدم و به ناگهان تصميم گرفتم به تهران بيايم و بازيگر شوم. از آن روز تا امروز بيش از ۱۰۰ تئاتر حرفه اي بازي کردم که گاهي تعداد بازيگر هاي آن از تماشاگران بيشتر بود و مجبور بوديم با ماه ها تمرين و در آن شرايط سخت اجرا کنيم.
وي درخصوص تنهايي خودش افزود: تنهايي در زندگي من خيلي عذاب آور بود،تمام خاطران من بيشتر در مدرسه، بيمارستان و خيابان است، من افتخار مي کنم که روزي در کنار خيابان بساط مي کردم و گاهي کارگري کارگاه هاي کوچک مي کردم. من اصلا دنبال نصيحت کردن نيستم و هميشه از اينکه کسي من را نصيحت کند فرار مي کنم، اما فقط يک چيزي را در زندگي ام حس کردم و به دنياي من رنگ و لعاب داده است ،دعاي خير مادر و پدر است. من بچه طلاق هستم و هميشه در همه جاي زندگي‌ام دعاي خير مادرم نصيبم شده، اينجا براي اولين بار است مي گويم، اگر دعا و حمايت هاي پدر و مادرم نبود، بالاتر از آن چيزي که فکر کنيد، همه مي گفتند: «اگر من معتاد نشوم، خيلي ها را معتاد مي کنم.» اما اين اتفاق خدا را شکر رخ نداد فقط به خاطر دعاي خير پدر و مادرم.
افشاري از با اشاره به ايفاي نقش خود در سريال «پايتخت۵» و بازخورد مثبتش از مردم گفت: در پايتخت من تنها نبودم و خيلي از ديگر بازيگران ما نيز ديده شدند، خوشبختانه پايتخت ديده شد و مردم آن را دوست داشتند، بهتاش فريبا يک اتفاق است، و هميشه از خدا خواستم بهترين ها را نصيبم کند.
وي ادامه داد: من چند سال پيش به عنوان جوان برتر ايران در تئاتر معرفي شدم، يک روز در قهوه خانه با دوستم بودم که احمد مهرانفر با من تماس گرفت و پيشنهاد همکاري داد، اول کمي براي آنها کلاس گذاشتم، اما بعدش در برف و تگرگ با موتور به دفتر «پايتخت» رفتم و کارم را شروع کرم. محسن تنابنده آن روز تا من را ديد، از من خواست که لهجه مازني را ياد بگيرم، کم کم اين لهجه و نقش ها از شيرافکن در پايتخت شکل گرفت و بعد در علي البدل پررنگ شد و در پايتخت ۵ به شکل جدي بازي کردم.
افشاري افزود: بازي در پايتخت خيلي سخت است، به خصوص پايتخت ۵، در صحنه افتادن از بالن، همه پرت شدن، اما من پام به بند جرثقيل گير کرد و زمين خوردم، از همه سخت تر در پايتخت، سکانس هاي شهرک دفاع مقدس بود که خيلي سنگين بود.
بازيگر مجموعه هاي تلويزيوني با اشاره به بازي خود در فيلم سينمايي لانتوري، بيان کرد: نقشم در لانتوري يک خفت گير بود، اما خودم به شدت از دزد مي ترسم، البته خودم سه بار در خيابان توسط زورگيرها مورد حمله قرار گرفتم، و الان فوبياي اين را دارم که تنهايي در خيابان هاي خلوت يا تاريک قدم بزنم. يکبار وقتي که رفتم درب پارکينگ را باز کنم، برگشتم ديدم يک زورگير با موتور به سمت مي آيد و همه کيف و مدارکم را برد، ولي وقتي رفتم کلانتري شکايت کنم به من خنديدن و به خاطر قَدم جدي نگرفتند. هفته بعدش هم يک روز ديدم يکي از همان زورگيرها تا کمر از پنجره در ماشينم خم شده و مدارکم را برداشت و برد، اما اينبار تا جايي که توان داشتم دنبالش رفتم و تمام مدارک و کيفم را پرت کرد تو خيابان. همه اين اتفاقات براي من زياد رخ داده، و براي همين است که از نقشم در لانتوري مي ترسم، و الان اگر يک بچه کوچک تو گوشم هم بزند، فرار مي کنم.
افشاري با اشاره به اينکه در بيست سالگي پدرش را از دست داده، گفت:پدرم مخالف بازيگري من بود، و تصورش از بازيگري و سينما همان حال و هواي قبل از انقلاب بود، تا اينکه يکبار به تئاترم دعوتش کردم و کمي اين فضا براي او تلطيف شد.
افشاري با اشاره به اينکه در استوديو خندوانه صداي کفتر مي آيد، خطاب به جوان گفت: در استوديو صداي کفتر مي آيد، دانه اي براش بريزيد و پايين بيايد و آن را هم در تصوير داشته باشيم. (با خنده)
جوان در ادامه اين گفتگو به قد بلند افشاري اشاره کرد و گفت: اصولا در سينما و تلويزيون به اين قد سخت نقش مي دهند، درسته ؟
افشاري (با خنده) گفت: انتخاب بازيگر قد بلند در سينما سخت است، اما اين مولفه و شوخي هاي مردم چيزي است که خودم هم نسبت به آنها حس خوبي دارم و خودم اول با خودم شوخي مي کنم و دافعه اي نسبت به مردم ندارم، البته هميشه شوخي هاي مردم تکراري بود، ولي يک روز يکي به من گفت: «داداش، تو با اين رشدي که داري، سال بعد نارگيل مي دهي!» اين تيکه خيلي به دلم نشست و دوستش داشتم.
هديه عجيب و جالب جناب خان به بهرام افشاري
پس از يک رفت و برگشت رسانه اي جناب خان به جمع حضار در استوديو اضافه شد، و به گفتگو و شوخي با افشاري پرداخت.
جناب خان خطاب به جوان گفت: افشاري شباهت زيادي به زلاتان ابراهيمويچ دارد، براي همين يک فيلم از قيچي برگردان هاي افشاري امشب آوردم تا براي مردم پخش کنيم.
کليپ پخش شد و افشاري گفت: اول قيچي برگردان را زدم ولي ديگر نتواستم، دوباره بلند شوم (با خنده)
افشاري در ادامه گفتگو خود با جوان و جناب خان، گفت: خيلي دوست دارم با پرويز پرستويي، علي نصيريان همبازي شوم، و دوست دارم (خطاب به جوان) در يکي از کارهاي شما به عنوان بازيگر حضور داشته باشم.
درادامه برنامه پيش از آنکه جوان هداياي مرسوم خندوانه را به مهمانش تقديم کند، جناب خان به افشاري هديه خود را که يک شلوار راحتي بود داد، و جوان در ادامه آن از افشاري قول گرفت که باز هم به خندوانه بيايد و استنداپ کمدي و پانتوميم اجرا کند.
در ادامه برنامه پس از رفت و برگشت رسانه‌اي، برنامه خندوانه به شکل زنده براي انجام قرعه کشي به روي آنتن رفت، و جوان گفت: ما در شب عيد فطر ميزبان مهران مديري هستيم و کلي اتفاقات خوب را براي شما رقم مي زنيم.
گفتني است؛ در پايان برنامه «خندوانه» امير کربلايي زاده به اجراي استنداپ کمدي پرداخت و برنامه را به اتمام رساند.


خبرگزاری آريا – جشن يک ميليارد نفري


جشن يک ميليارد نفري

خبرگزاري آريا – با خودش شوق و افسوس توامان مي‌آورد؛ شوقش نتيجه و ثمره عبادت، بندگي و خلوص است و افسوسش براي به سر آمدن روزها و لحظه‌هاي پر از برکت و معنويت.
عيد فطر نه در ايران که در ساير کشورهاي مسلمان و نيز نزد مسلمانان سراسر جهان رنگ و معناي ويژه‌اي دارد و همراه است با بروزها و نمودهاي اجتماعي در قالب جشن‌هاي بزرگ و کوچک، اما گويي تفاوت‌هايي وجود دارد بين عيد فطر در کشور ما و نزد مسلمانان ساير کشورها؛ گزارش‌ها و تصاويري که از جشن عيد فطر برخي کشورها ارائه مي‌شود، خوش‌رنگ‌و لعاب‌تر از چيزي است که در کشور خودمان شاهديم. شايد از فرط اشتياق و ميل به پيشي گرفتن در بروز مسلماني و دينداري است که مرغ همسايه را غاز مي‌بينيم يا شايد نگاه ما به اين عيد تفاوت‌هايي دارد با ساير مسلمانان جهان. حجت‌الاسلام والمسلمين حسين رحيم‌زاده درباره تفاوت جشن‌هاي عيد فطر در ايران و ساير کشورها توضيحاتي ارائه مي‌کند و اين‌که معناي عيد بزرگ فطر در نگاه ما و در نگاه ديگر مسلمانان جهان چيست و آيا تفاوت در برگزاري جشن‌ها به معناي تفاوت در درک معنا و مفهوم اين عيد است يا خير؟


خبرگزاری آريا – تغيير يک تقدير


تغيير يک تقدير

خبرگزاري آريا – همين چند شب پيش در اخبار شبانگاهي شبکه سوم سيما،‌ گزارشي از کودک تويسرکاني پخش شد که از بيماري نادر و مادرزادي رنج مي‌برد. گزارش نشان مي‌داد که اميرعلي، ۱۱ سال با استخوان‌هاي شکننده‌اش سر کرده و ديگر تاب و تواني برايش نمانده و تنها آرزويش راه رفتن است.
به گفته پزشک اميرعلي،‌ کمبود نوعي پروتئين در بدن او باعث شکستگي مدام استخوان‌هايش مي‌شود، به‌طوري‌که از دو سالگي چندين‌بار پاهايش گچ گرفته شده‌اند و در اثر آسيب‌هاي پياپي استخوان لگنش تغيير شکل داده است. بيماري اين کودک استئوژنز ايمپرفکتا نام دارد و آنچنان که پدرش مي‌گويد به‌طور مکرر و گاه بدون هيچ صدمه‌اي قسمتي از بدنش دچار شکستگي مي‌شود و هنوز خوب نشده نوبت به استخوان‌ ديگر مي‌رسد.
روايت قصه اميرعلي و خانواده‌اش که ديگر ياراي تامين هزينه‌هاي درماني فرزندشان را نداشتند، در قالب گزارش تصويري،‌ با واکنش‌هاي فراواني مواجه شد و تا امروز نتايج مثبتي براي او به بار آورده است. اين نتايج نشان از تاثير و توانايي رسانه در شنيده و ديده شدن بخش خاموش جامعه دارد. البته بخت هميشه با همگان يار نيست و متاسفانه اين فرصت نصيب و قسمت همه نمي‌شود.
در اين مورد بختياري امير علي و خانواده‌اش بعد از سال‌ها تحمل رنج و درد آشنايي با خبرنگار محلي تويسرکان است که گزارشي از شرايط دشوار او تهيه کرد و باعث شد صداي امير علي به گوش مردم و از همه مهم‌تر پزشکي خير برسد. جام‌جم به اين بهانه با مجيد موغاري سردبير اخبار شبانگاهي و امکير عربي گزارشگر قصه امير علي گفت‌وگو کرده و از آغاز و انجام اين اتفاق برسيده است.
همين چند شب پيش در اخبار شبانگاهي شبکه سه سيما،‌ گزارشي از کودک تويسرکاني پخش شد که از بيماري نادر و مادرزادي رنج مي‌برد.
گزارش نشان مي‌داد امير‌علي، ۱۱ سال با استخوان‌هاي شکننده‌اش سر کرده و ديگر تاب و تواني برايش نمانده و تنها آرزويش راه رفتن است. به گفته پزشک امير‌علي،‌ کمبود نوعي پروتئين در بدن او باعث شکستگي مدام استخوان‌هايش مي‌شود. به‌طوري‌که پاهايش از دو‌سالگي چندين‌بار گچ گرفته شده‌اند. روايت قصه اميرعلي در قالب گزارش تصويري،‌ با واکنش‌هاي فراواني مواجه شد و تا امروز نتايج مثبتي براي او به بار آورده است.
يکي از هزار
امير عربي خبرنگار بومي تويسرکان، گزارشگر اين قصه به جام‌جم مي‌گويد که از اين دست سوژه‌ها هميشه براي خبرنگاران شهرستان پيش مي‌آيد. او بيان مي‌کند: مثلا مدتي پيش پاهاي يک دانش‌آموز پس از تصادف عفونت کرده بود و خانواده‌اش به دليل مشکلاتي که داشتند نمي‌توانستند اين موضوع را پيگيري کنند. به کمک رسانه‌هاي محلي و بنا بر اعتمادي که به من داشتند عکسي از اين موضوع کار کرديم و کمک‌هايي جمع شد. مورد امير‌علي به دليل بيماري نادر، ناتواني مالي و ديگر مشکلات خانواده کمي خاص‌تر و استثنايي بود و ما را مجاب کرد که حتما يک گزارش از اين خانواده تهيه کنيم.
قول مي‌دهم
عربي مي‌گويد که تمام تلاشش در لحظه لحظه گزارش اين بوده که بينندگان را براي کمک ترغيب کند و ادامه مي‌دهد: آدم‌هاي خير بسياري در استان داريم اما فکر نمي‌کردم تا اين حد بازخورد دريافت کنيم! براي کمک به امير‌علي تماس‌هاي زيادي داشتيم. يکي ديگر از دلايل واکنش‌هاي گسترده، پخش سراسري اين گزارش بود. با اين اتفاق الان خيلي‌ها انتظار دارند که گزارش مشکلاتشان از اخبار سراسري پخش شود، اما واقعا نمي‌شود چنين کاري کرد. اين مورد به دليل شرايط خاصي که داشت و البته به خاطر ديد بازي که در صدا و سيما و همچنين مديران استاني خودمان وجود دارد از اخبار شبانگاهي پخش شد. راستش از ابتدا خيلي دوست داشتم اين گزارش از شبکه سراسري پخش شود، اما فکرش را نمي‌کردم که اين اتفاق بيفتد. تا پيش از اين، دکترها به من مي‌گفتند براي بهبود اميرعلي قول نمي‌دهند و ما قصد داشتيم، گامي رو به جلو براي سلامت او برداريم و نمي‌خواستيم وضعيتش با جراحي از اين که هست بدتر شود؛ اما دکتر طاهري اعظم قول داد و وقتي به او گفتم امير‌علي مي‌تواند راه برود؟ گفت: اگر من عمل کرده‌ام بايد راه برود.
جلب نظر خيران
مجيد موغاري، سردبير بخش خبري شبانگاهي ساعت ۲۲ که گزارش وضعيت امير‌علي در آن پخش شده است، به جام‌جم مي‌گويد: ما اغلب گزارش‌هاي شهرستان را پخش مي‌کنيم. اين گزارش‌ها معمولا به مرکز استان‌ها ارسال مي‌شوند، از آنجا به اداره کل اخبار استان‌ها مي‌آيد و سپس به بخش اصلي خبر هدايت مي‌شوند. پيش از اين نيز گزارش‌هايي در مورد نيازمندان بخش کرده بوديم تا نظر خيرها جلب شود. در اين مورد هم بعد از پخش گزارش خيران زيادي تماس گرفته‌اند؛ از جمله اين افراد، دکتر افشين طاهري اعظم، فوق‌تخصص جراحي لگن بود که براي جراحي رايگان اين پسر داوطلب شد. ظاهرا بعد از پخش گزارش به دکتر طاهري اعظم منتقل اطلاع داده مي‌شود که چنين موردي وجود دارد و او هم تماس مي‌گيرد و تمام هزينه جراحي و بستري امير‌علي را قبول مي‌کند.
آرزويي که برآورده شد
آخرين گزارش پخش شده از بخش خبري ۲۲ شبکه سه سيما نشان مي‌داد که در شب قدر دکتر طاهري اعظم طي جراحي چهار ساعته، پاهاي امير‌علي را تا حد زيادي به حالت طبيعي بازگردانده است. موغاري درباره وضعيت کنوني امير‌علي مي‌گويد: آخرين تصاويري که خانواده اميرعلي برايم ارسال کرده‌اند نشان مي‌دهد که او با واکر در حال تمرين راه رفتن است. امير‌علي هميشه مي‌گفت آرزو دارد مثل بچه‌هاي ديگر راه برود و بدود، خدا را شکر اين آرزو برآورده شد و با جراحي که در شب قدر انجام شد، انحناي پاي او بهتر شده است.
خبر، محملي براي اشاعه نيکوکاري
موغاري معتقد است پخش چنين گزارش‌هايي بستگي به فضا و جنس بخش خبري دارد و اين را نمي‌توان الزاما جز رسالت‌هاي خبر دانست، اما به طور کلي آنتن خبر مي‌تواند محملي براي اشاعه نيکوکاري باشد. او مي‌گويد: بايد بخش خبري داشته باشيم که نياز مردم و همچنين کارهاي خوب آنان در حق يکديگر را پخش کند؛ يعني پرداختن به نيازهاي آنان و در عين حال پخش خبرهاي خوب از موقعيت‌هايي که مردم به کمک يکديگر، محيط زيست و کشور مي‌شتابند. تا به حال پيش آمده که ما يک معضل مردمي را پخش کرديم و از جاهاي مختلف حتي از خارج کشور کساني براي امداد‌رساني اعلام آمادگي کرده‌اند. گويي به محض اين‌که خبرهايي از اين جنس را در اخبار شبانگاهي پخش مي‌کنيم، رستاخير همگاني در کشور راه مي‌افتد. در ميان مسئولان دولتي، محلي و مردم تکاپو ايجاد مي‌شود و آنان با ما تماس مي‌گيرند. گاهي تماس مستقيم و پيدا کردن شماره تحريريه براي اين افراد دشوار است، اما موردي داشتيم که گفته با ۴۰ جاي سازمان تماس گرفته تا بالاخره شماره تحريريه اخبار شبانگاهي را پيدا کرده است تا براي کمک کردن اعلام آمادگي کند.
نوشين مجلسي
روزنامه‌نگار


خبرگزاری آريا – پوشش تصويري نماز عيد فطر با ۱۱ دوربين از شبکه يک


پوشش تصويري نماز عيد فطر با 11 دوربين از شبکه يک

خبرگزاري آريا – نماز باشکوه عيد سعيد فطر به امامت رهبرمعظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي و با حضور مردم متدين از شبکه يک سيما به طور زنده پخش خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي شبکه يک سيما، به همين مناسبت شبکه يک سيما در اين روز با پخش ويژه برنامه اي با اجراي مهدي آقا بيگي از ساعت ۷ صبح تا پايان خطبه اي نماز عيد سعيد فطر يعني حوالي ساعت ۹:۳۰ اين عيد بزرگ اسلامي را جشن خواهد گرفت.
قرار است اين مراسم با شکوه با ۱۱ دوربين مستقر و دو واحد سيار علاوه بر پخش تصاوير اقامه نماز عيد فطر، ورود مردم به ميعادگاه نماز فطر را با کيفيتي عالي به تصوير بکشد. همچنين حوالي ساعت ۱۹:۲۰، تکرار خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر از شبکه يک پخش مي شود.


خبرگزاری آريا – پخش يک سينمايي پر طرفدار قديمي


پخش يک سينمايي پر طرفدار قديمي

خبرگزاري آريا – فيلم سينمايي «کميسر متهم مي کند» به کارگرداني سرجيو نيکلائسکو بامداد يکشنبه از شبکه پنج سيما پخش مي شود.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از روابط عمومي رسانه ملي، اين فيلم سينمايي در ژانر درام جنايي محصول ۱۹۷۳ روماني است.
کميسر پليسي با نام مولدوان مأموريت مي‌يابد تا درباره قتل عام زندانيان سياسي در زنداني در نزديکي بخارست، به‌ دست نيروهاي موسوم به گارد آهنين تحقيق به‌عمل آورَد. در جريان اين قتل عام، مخالفان سياسي رژيم فاشيستيِ حاکم، ازجمله تعدادي از فعالان کمونيست، به قتل مي‌رسند و….
علاقه مندان به اين سينمايي مي توانند آن را ساعت ۱ بامداد يک شنبه تماشا کنند.


1 2 3 8