Tag Archives: کرد

خبرگزاری آريا – با اين چادر نمي‌شود براي مردم فيلم بازي کرد


با اين چادر نمي‌شود براي مردم فيلم بازي کرد

خبرگزاري آريا – آدم رسانه‌ است؛ نزديک به سه دهه است در تلويزيون و راديو فعاليت مي‌کند و تقريبا شناخت خوبي از فضاي رسانه‌اي کشور دارد.سودابه آقاجانيان که اجراي برنامه آفاق شبکه افق را به عهده دارد، فعاليت در تلويزيون را از اواخر دهه ۶۰ شروع کرد.
سال‌هاست از آقاجانيان به عنوان اولين مجري ياد مي‌شود که با حجاب چادر، مقابل دوربين نشست اما خودش مي‌گويد: «قبل از من خانم‌ها ساکي و صُلحي گويندگان خبر وچادري بودند، من اولين مجري برنامه‌‌هاي گفت‌وگومحور و توليدي بودم که با چادر برنامه اجرا کردم». آقاجانيان درباره رسانه و حجاب نظراتي دارد که خواندن و شنيدن آنها را روزي که به نام «عفاف و حجاب» نامگذاري شده، خالي از لطف نيست.
در راديو فعاليت داريد،رسانه‌اي که مخاطبان محدودتري نسبت به تلويزيون دارد، گستردگي مخاطب و اين که در کدام شبکه اجرا داشته باشيد برايتان اولويت نيست؟
مخاطب هميشه اهميت دارد چون برنامه براي مخاطب توليد مي‌شود اما نوع برنامه، ساختار و محتوايش برايم اولويت دارد.تهيه‌کنندگي برنامه پيشران شبکه چهار را هم به عهده دارم که تاکنون سه قسمت آن پخش شده است.فراگيري مخاطبان اين شبکه هم محدود ا ست اما اين موضوع باعث نشد به شبکه چهار نروم چون علاقه خاصي به جايگاه اين شبکه دارم.
چند دهه است در صدا و سيما فعاليت داريد، با توجه به اين که رسانه‌ها در چند سال اخير گسترش يافته و شکل و ساختار انها تغيير کرده، برنامه‌سازي در تلويزيون را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
به نظرم سليقه و مطالبه‌گري مردم از رسانه ملي تغيير کرده و توقع مي‌رود برنامه‌هاي راديو و تلويزيون جلوتر از مردم باشند.مسلما اگر نگاهي واحد و يکپارچه توليدات و برنامه‌ها را راهبري کند، مخاطبان بيشتري را مي‌تواند با خود همراه کند.
از ابتداي امسال درباره دهه ۶۰ و اين که در اين دهه در کل جامعه اتفاقات خوبي رخ مي‌داد، صحبت‌ مي‌شود.در اين دهه هر چند کشور درگير جنگ بود اما سريال‌ها و برنامه‌هاي خوبي توليد مي‌شد که مخاطبان زيادي داشت؛ دليل اين استقبال، نبود رسانه‌هاي ديگر و ماهواره بود يا اين‌که مردم چون خودشان را در برنامه‌‌هاي تلويزيون مي‌ديدند، آنها را تماشا مي‌کردند؟
اجباري براي تماشاي برنامه‌هاي تلويزيون نبود ! همچنان‌که الان اجباري نيست. اما واقعيت اين است که مردم در دهه۶۰ خودشان را بيشتر در رسانه‌ها مي‌ديدند؛ بيان دغدغه‌هاي عموم مردم اولويت بود.سريال‌ها، فيلم‌هاي داستاني و مستند و…آينه‌اي واقعي بود که بي‌واسطه مردم را نشان مي‌داد.
فرهنگ غالب جامعه، جبهه بود و روحيه انقلابي‌گري در آنها وجود داشت. اما حالا سليقه و روحيه‌ برخي از مردم تغيير کرده است.نسل اول و دوم انقلاب هنوز روحيه انقلابي‌گري ،دين‌مداري ، اخلاق‌مداري و … را حفظ کرده‌اند اما واقعيت اين است که نسل‌هاي بعدي دچار چالش‌ها و اما و اگرهاي زيادي هستند.معتقدم رسانه ملي و ديگر ارگان‌هاي فرهنگي و هنري در بيان فرهنگ انقلاب موثر عمل نکرده‌اند.گاهي در بيان مفاهيم دفاع مقدس و انقلاب يا کوتاهي شد و يا بد عمل کرديم.مخاطب جوان امروز بشدت مشکل پسند شده و لازم است براي توليد برنامه‌ها هم بودجه کافي در نظر گرفته شود و هم ساخت آنها به آدم‌هاي کاربلد خلاق سپرده شود.قبول کنيم با برنامه‌سازي به روش دهه ۶۰ نمي‌توان مخاطب امروزي را پاي تلويزيون نشاند.
سال‌هاست با حجاب چادر در عرصه‌هاي مختلف رسانه‌اي و اجتماعي فعاليت مي‌کنيد، اين درحالي است که برخي معتقدند با چادر نمي‌توان آن‌طور که دوست داري، فعاليت‌ کني؟
بارها گفته‌ام و باز هم تاکيد مي‌کنم حجاب و پوشش چادر هيچ ممانعتي براي کار و فعاليت اجتماعي به وجود نمي‌آورد.به نظرم حجاب هويتي است که اگر آن را بپذيري و دروني‌اش کني، مردم نيز تو را با حجاب خواهند پذيرفت.
وقتي حجاب را در فکر و انديشه‌‌ات نپذيرفته باشي، طوري رفتار مي‌کني که مردم احساس خواهند کرد که حجاب خودخواسته نيست و فرد دارد اداي آدم‌هاي محجبه را درمي‌آورد، وقتي حجاب خودخواسته باشد حس خوبي در تو به وجود مي‌آورد و اين احساس را در ديگران به وجود نمي‌آوري که حجاب يا چادر آويزانت است، بلکه حجاب تبديل به بخشي از هويتت مي‌شود که اتفاقا خوشايند هم هست و وجود آن را بند و وصله نمي‌داني که اگر کنارش بگذاري رها مي‌شوي.من سال‌هاست با چادر فعاليت اجتماعي و رسانه‌اي دارم، سفرهاي خارجي رفته‌ام و در مجامع بين‌المللي حاضر شده‌ام اما هيچ کس نتوانسته نه به من خُرده بگيرد و نه انتقادي به من داشته باشد چون حجاب بخشي از باور و هويتم است و آن را بسيار دوست دارم و چون اين حس دروني است حتي منتقدان حجاب نمي‌توانند در من احساس بدي به وجود آورند يا تفکرم را به چالش بکشند.
انتخاب حجاب کاملا به نوع تربيت خانواده و مدارس بستگي دارد، چگونه اين دو نهاد و رکن اساسي جامعه مي‌توانند بچه‌ها را در انتخاب پوشش مناسب کمک کنند؟
متاسفانه بيشتر والدين نمي‌دانند چگونه بايد حجاب و عفاف را به دختران و پسران خود تفهيم کنند تا آنها حجاب را انتخاب کنند.
خيلي از والدين تمايل دارند که فرزندان با حجابي داشته باشند اما متاسفانه بلد نيستند چگونه حجاب و عفاف را براي فرزندان خود توضيح داده و آنها را تشويق کنند که با حجاب باشند.نوع رفتار پدر و مادر و برخورد واقعي آنها با مقوله حجاب و عفاف بايد خيلي سنجيده و درست باشد تا بچه‌ها نه در حرف و شعار بلکه در رفتار و عمل، پدر و مادر را الگوي خود قرار دهند.
در مدارس هم دقيقا همين‌گونه است، نبايد دانش‌آموزان را فقط به واسطه زور و نمره انضباط وادار به حجاب و شرکت در نماز جماعت کرد. بايد با آنها وارد گفت‌وگو شد و معلمان و مديران مدارس خودشان به بهترين الگوي کاربردي براي دين‌مداري و حفظ حجاب تبديل شوند تا بچه‌ها مشتاق شده و از آنها پيروي کنند.اکنون به همه ما ثابت شده سختگيري‌هاي کورکورانه نمي‌تواند راه درست و دينداري عميق را به بچه‌ها آموزش دهد.


خبرگزاری آريا – عضو قديمي گروه «واران» قطعه جديدش را منتشر کرد


عضو قديمي گروه «واران» قطعه جديدش را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – پيمان حاتمي عضو اصلي گروه قديمي «واران» که سيزده سال پيش آلبومش را با نيما رمضان و سيروان خسروي منتشر کرد، بعد از همکاري‌هايش با عليرضا قرباني، مهيار عليزاده و گروه «پالت»، با انتشار قطعه «بزن باران» از فعاليت‌هاي جديدش در عرصه موسيقي رونمايي کرد.
«بزن باران» اولين قطعه از پروژه تازه پيمان حاتمي است که قرار بود در قالب يک آلبوم منتشر شود اما تصميم گرفته آنها را به شکل تک‌ترک منتشر کند که اشعار تمامي قطعات آن را سارا قهرماني سروده است. پيمان در اين قطعه علاوه بر خواننده، ملودي، تنظيم و نوازندگي تمام سازها را نيز خودش انجام داده است.
پيمان حاتمي درباره فعاليت‌هاي موسيقايي‌اش به «موسيقي ما» مي‌گويد: «اولين آلبومم (ايستگاه اول) را سال ۸۴ با گروه «واران» منتشر کردم که من و نيما رمضان عضو اصلي گروه بوديم. سيروان خسروي هم تنظيم‌هاي آن آلبوم را انجام داد و در قالب موسيقي پاپ منتشرش کرديم که خيلي هم شنيده شد اما نه به اسم من يا گروه و فقط قطعاتش خيلي هيت شدند.»
او مي‌گويد از دو، سه سال پيش تصميم گرفت موسيقي پاپ را کنار بگذارد و آثاري منتشر کند که با حال و هوايش نزديکي بيشتري داشته باشد تا آنچه اين روزها در بازار شنيده مي‌شود و به همين دليل در کارهايش با تلفيقي از سبک‌هاي مختلف روبه رو هستيم چراکه معتقد است: «چون هم در فضاي موسيقي پاپ کار کرده‌ام و هم در سبک راک و موسيقي ايراني، براي کارهاي جديدم به اجماعي از هر سه رسيدم و با استفاده از اِلمان‌هايي از آنها، موسيقي خودم را استخراج کردم.»
شايد اهالي موسيقي پيمان حاتمي را بيشتر به عنوان صدابردار بشناسند اما او معتقد است که قبل از آن موزيسين بوده و کار صدا را در کنار موسيقي ادامه داده است. اين هنرمند يکي از اعضاي گروه «کامنت» در سال‌هاي ابتدايي شکل‌گيري اين گروه بود و آنجا پيانو مي‌نواخت. البته در تعدادي از قطعات عليرضا قرباني و مهيار عليزاده نيز پيانو نواخته و در اجراي «دخت پريوار» به عنوان نوازنده کيبورد و پيانو، گروه را همراهي کرده است. علاوه بر اين همکاري‌هايي با گروه «پالت» هم داشته و در کنسرت‌هايش گيتار الکتريک نواخته است.
حالا اين نوازنده تصميم گرفته فعاليت‌هايش در بخش خوانندگي را دوباره از سر بگيرد و در اين‌باره مي‌گويد: «دو سال پيش آلبومي تهيه کردم که به دليل مشکلات پخش و بخشِ تهيه‌کننده، تصميم گرفتم اين قطعات را از حالت آلبومي خارج و آنها را به شکل سينگل منتشر کنم. البته چند سال پيش هم سر مشکلاتي که با تهيه‌کننده‌ها داشتم مجبور شدم دو تا از آلبوم‌هايم را دور بريزم چون زمانش گذشت و تاريخ مصرف آنها تمام شد؛ براي همين تصميم گرفتم اين آلبوم را نجات بدهم.»
در انتها مي‌توانيد قطعه «بزن باران» با صدا، موسيقي و نوازندگي پيمان حاتمي و ترانه‌اي از سارا قهرماني بشنويد و دانلود کنيد.


خبرگزاری آريا – «سيد مجتبي حسيني» با «اسحاق بلوچ نسب» ديدار کرد


«سيد مجتبي حسيني»  با «اسحاق بلوچ نسب» ديدار کرد

خبرگزاري آريا – «سيد مجتبي حسيني» – معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- در سفر به چابهار با اسحاق بلوچ نسب؛ خواننده و نوازنده تنبورک ديدار کرد. اسحاق بلوچ نسب در اين ديدار به همراه گروهي از هنرمندان، قطعه مريد و هاني (قطعه اي حماسي در فرهنگ بلوچ) را اجرا کرد. بلوچ نسب جزو هنرمنداني است که بيش از ۵۰ هنرجو در انجمن موسيقي چابهار زير نظر وي، موسيقي مقامي را مي آموزند.
معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين با حضور در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي چابهار با جمعي از هنرمندان تئاتر و انجمن هنرهاي تجسمي چابهار به گفت و گو پرداخت. در بخش ديگري از اين سفر، دفتر تئاتر مردمي چابهار، با حضور معاون امور هنري و هنرمندان تئاتر اين شهر گشايش يافت.
حسيني در جمع هنرمندان تئاتر چابهار گفت: «خوشحالم که در جمع هنرمندان عزيز چابهار هستم. اينکه دو گروه ثبت شده تئاتر در اين شهرستان فعاليت دارند و تعداد تئاترهاي اجرا شده، هنرمندان و هنرجويان اين شهر بيانگر ميزان رشد فعاليت هاي هنري اين منطقه است؛ قطعا استعداد و استطاعت اين سرزمين آفتاب و اميد، بسيار بيشتر از اين است. همه ما با کمک هم بايد براي بهسازي امکانات اين منطقه، بيشتر تلاش کنيم.»
بازديد از چند کارگاه طراحي لباس و سوزن دوزي از برنامه هاي ديگر معان امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به چابهار بود؛ در طي اين بازديد، مرتضي کاظمي؛ مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در اقتصاد فرهنگ و هنر و حميد قبادي؛ دبير کارگروه ساماندهي مد و لباس نيز در اين سفر حضور داشتند.


خبرگزاری آريا – صداهايي که «سندباد» را محبوب کرد


صداهايي که «سندباد» را محبوب کرد

خبرگزاري آريا – دوران کودکي از تاثيرگذارترين و تعيين‌کننده‌ترين دوران عمر هر فرد است. دوراني که خوب، بد، زشت و زيبا زندگي آينده تمام کودکان را رقم مي‌زند، به همين علت رسانه‌هاي عمومي بويژه صدا و سيما به عنوان فراگيرترين رسانه ارتباط جمعي بايد به اين دوران توجه ويژه داشته باشند. در همين راستا هم هميشه انيميشن‌هاي متفاوتي از تلويزيون پخش مي‌شود، حتي گاهي بازپخش انيميشن‌هاي قديمي براي بزرگسالان امروز تجديد خاطره است.
يکي از خاطرات خوب دوران کودکي و نوجواني بچه‌هاي دهه ۶۰ به انيميشن مجموعه به يادماندني سندباد برمي‌گردد. سندباد نياز به معرفي ندارد. آنقدر ماجراجويي‌هاي عجيب و غريبش و دوستي‌اش با علي بابا و علاءالدين ماندگار شدند که کمتر کسي پيدا مي‌شود سندباد را نشناسد البته کارتون سندباد از کتاب‌هاي هزار و يک‌شب که در اصل ايراني است اقتباس شده، ولي چون داستان در شهر بغداد که آن زمان جزو ايران بوده مي‌گذرد؛ همه فکر مي‌کنند داستان‌ها عربي هستند. سندباد محصول کشور ژاپن است که سال ۱۹۷۵ به کارگرداني فوميو کوروکاوا و هيکو اکازاکي ساخته شده است. از مشهورترين قسمت‌هاي سندباد مي‌توان به سرزمين آدم کوچولوها، راز شيلا، غول کوهستان‌ها، قاليچه پرنده، جزيره متحرک، راهزن‌ها و… اشاره کرد. مدير دوبلاژ و راوي اين کارتون ناصر ممدوح بود و گويندگاني همچون ناهيد اميريان، ظفر گرايي، زنده‌ياد مهدي آژير، فريبا شاهين مقدم، زنده‌ياد مرتضي احمدي، زنده‌ياد خسرو شايگان و شهروز ملک‌آرايي حضور داشتند.


خبرگزاری آريا – بنجامين تک آهنگ «نرو نرو» را منتشر کرد


بنجامين تک آهنگ «نرو نرو» را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – جديدترين اثر بهمن جواهري (بنجامين) که با همکاري فريد احمدي و آرون حسيني شکل گرفته، به صورت موزيک ويدئو و تک آهنگ منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري آريا، تک آهنگ «نرو نرو» جديدترين تک آهنگ بهمن جواهري (بنجامين) با ترانه اي از فريد احمدي و تنظيم آرون حسيني به صورت موزيک ويدئو و تک آهنگ منتشر شد و آهنگسازي اين اثر را خود بنحامين بر عهده دارد.
اين خواننده پاپ پيش از اين آثاري چون: روز عشق، حيف شد حيف، قدم مي‌زنم، اي کاش را منتشر کرده است که آرشيو آثار اين خواننده را مي‌توانيد در صفحه اختصاصي اين خواننده در سايت «موسيقي ما» ببينيد و با رضايت صاحب اثر دانلود کنيد.
«بنجامين باران گروپ» صاحب امتياز اين اثر است و برادران «رمضان خاني» نيز به عنوان تهيه کننده اين اثر معرفي شده اند.
در ادامه مي‌توانيد موزيک ويدئو و تک آهنگ قطعه «نرو نرو» را در تماشاخانه سايت «موسيقي ما» ببينيد، گوش کنيد و دانلود کنيد.


خبرگزاری آريا – نهج‌البــلاغه کمکم کرد


نهج‌البــلاغه کمکم کرد

خبرگزاري آريا – برزو ارجمند بازيگري است که سال‌هاست در عرصه هنر فعاليت دارد و حالا ديگر مخاطبان هر دو حوزه سينما و تلويزيون با چهره او آشنا هستند.
ارجمند چند سال قبل با بازي در فيلم سينمايي «چهارشنبه ۱۹ ارديبهشت» (۱۳۹۳) به کارگرداني وحيد جليلوند بازي قدرتمندانه‌اي، متفاوت از بازي‌هاي قبلي‌اش به نمايش گذاشت که مورد تحسين جشن منتقدان سينماي ايران هم قرار گرفت. در عالم تجربه‌هاي سينمايي‌اش «روز سوم» به کارگرداني محمدحسين لطيفي در سال ۱۳۸۵ هم به عنوان نقشي جدي و متمايز در کارنامه‌اش محسوب مي‌شود. با اين حال عمده‌ترين دليلي که به اين بازيگر شهرت بخشيده، فعاليت‌هاي او در تلويزيون و بازي در مجموعه‌هاي گوناگون نمايشي است. عاملي که موجب شده او در وهله اول به عنوان بازيگري تلويزيوني شناخته شود و تصويرش در ذهن مخاطبان با بازي‌هاي چشم‌گير و پرشمارش در اين عرصه به ياد بيايد. اين بازيگر گرچه کار و فعاليتش را با نقش‌هايي با درون‌مايه‌هاي عمدتا طنز آغاز کرد، با اين حال در ادامه به نظر مي‌رسد مسيري متفاوت براي خود برگزيده و حتي کم‌کارتر شده است. او حالا و در شب‌هاي ماه رمضان با بازي در دو مجموعه «سرّ دلبران» و «بچه مهندس» مهمان خانه‌هاست. مجموعه‌هايي که فضايي متفاوت از هم دارند و ارجمند در هر دوي اين مجموعه‌ها نقش‌هايي متمايز را به تصوير مي‌کشد. شخصيت قدرت در بچه مهندس گرچه حضوري کوتاه داشت و با شهادت به پايان رسيد، اما تاثير حضورش در قسمت‌هاي بعدي ادامه يافت. در عوض در سرّ دلبران، مجموعه مناسبتي شبکه يک سيما ارجمند حضوري جدي دارد و حتي به نوعي مي‌توان گفت که بخش عمده‌اي از داستان بر دوش او مي‌گذرد. سيدسليم، روحاني جوان سرّ دلبران نقطه اتکاي اصلي داستان است و ارجمند در اين مجموعه براي دومين بار بعد از «معراجي‌ها» در کسوت يک روحاني لباس پوشيده است. ارجمند در گفت‌وگو با جام‌جم از بازي در اين مجموعه و دنياي اين روزهاي بازيگري‌اش مي‌گويد.


خبرگزاری آريا – مخ‌زني مهمان ماه عسل در بيمارستان / جوان عاشقي که ۱۲۵ کيلوگرم وزن کم کرد +عکس


مخ‌زني مهمان ماه عسل در بيمارستان / جوان عاشقي که 125 کيلوگرم وزن کم کرد +عکس

خبرگزاري آريا – بيست و سومين برنامه ماه عسل، ميزبان ميثم کريمي جوان کرماني بود.
به گزارش خبرگزاري آريا از باشگاه خبرنگاران، بيست و سومين برنامه ماه عسل، ميزبان ميثم کريمي جوان کرماني بود.
عليخاني همان ابتدا، درباره چهره به هم ريخته خود گفت: بچه‌ها امروز مدام به من مي گويند خيلي قيافه ام داغونه. به خدا ديگر کاري نمي‌توانم انجام بدهم؛ چراکه درگير جشنواره قهرمان من هستيم و تا هشت صبح بيدار مي‌مانيم و بعد ماجرا‌هاي هماهنگي مهمان ها را داريم. ببخشيد تحمل بفرماييد؛ فقط مي‌توانم براي نگه داشتن چشمام کبريت بذارم تا باز بماند!
سپس گفتگوي مجري ماه عسل با مهمان برنامه آغاز شد. او درباره محل زندگي خود گفت: من در روستايي از توابع استان کرمان به دنيا آمدم. به خاطر شغل پدرم زندگي در شهر‌هاي مختلفي را تجربه کردم.
کريمي ادامه داد: آرزوي من در دوران کودکي برگرفته از صحبت‌هاي پدرم با من بود؛ پدرم هميشه مثل آدم بزرگ ها با من رفتار مي‌کرد و بيشتر دوست داشت، مهندس شوم. من از همان زمان، از تفکرات بچه‌هاي هم سن خودم جلو‌تر بودم. خيلي تلاش کردم و تمام توان و انرژي خودم را گذاشتم و فوق ليسانس معماري گرفتم و پدرم هم ذوق مي‌کرد. البته يک جا‌هايي هم تصميمات به من تحميل شد. اما من از همان اول، آدم جنگجويي نبودم و به مرور اين اتفاق افتاد.
وي افزود: به هر حال، من نوه اول خانواده بودم و سوگولي. زماني که توجه به تو زياد مي‌شود، نا خودآگاه جنگجو شدن معني و مفهومي ندارد؛ چراکه خيلي زود و راحت به همه خواسته هايت مي‌رسي.
عليخاني درباره خبر تلخ زندگي ميثم کريمي سوال کرد و او پاسخ داد: مادرم معده درد داشت و يک روز با هم دکتر رفتيم و خدا را شکر مشکلي نداشت. زماني که ميخواستم از اتاق دکتر بيرون بروم، درباره غده‌اي که مدتي زير بغلم بود از دکتر سوال کردم و بعد از بررسي دکتر به مادرم گفت: خانم مريض اصلي پسرتان است نه شما! بعد از عکسبرداري متوجه شدم، هفت نقطه بدن من درگير تومور شده است. زماني که به چهره مادرم نگاه کردم، دنيا روي سرم خراب شد.
کريمي اظهار کرد: بلافاصله خبر در فاميل پخش شد و آن شب لحظات تلخي را سپري کردم. به اتفاق دايي و مادرم عازم تهران شديم. زماني که پيش دکتر متخصص رفتيم، او از من خواست نمونه برداري کنم و آنجا بود که فهميدم سرطان دارم. در ۲۷ سالگي تنها ۵۰ درصد شانس زندگي داشتم و اين يعني بسيار دير متوجه بيماري ام شده بودم. براي بررسي روند درمانم، به چند پزشک مراجعه کردم و آن‌ها بهبود من را پنجاه پنجاه مي‌دانستند؛ چراکه دير متوجه شده بودم. به گفته پزشکان ۷۰ درصد بدن من مبتلا شده بود و تنها نيروي جواني توانسته بود مرا زنده نگه دارد.
کريمي درباره حال وهواي آن روز‌ها عنوان کرد: حال خوبي نداشتم و فقط پيگير درمان خودم بودم. درمانم را در کرمان پيگيري کردم؛ يکي از دکتر‌ها در کرمان گفت: به من ايمان داشته باش؛ من از اين در اتاق سالم تو را بيرون مي‌فرستم. انگار دنيا را به من دادند و اميد به زندگي من برگشت.
ميثم توضيح داد: در مرحله اول شيمي درماني من محکوم بودم که روزگار براي من تصميم بگيرد. هنوز قدرت نداشتم مسير را انتخاب کنم؛ و بعد به مرحله دوم شيمي رفتم، اما اتفاقات تلخ شروع شد؛ چراکه دوباره تومور هاي بدن فعال شد و غده‌هايي که از بين رفته بودن دوباره برگشتند. ترسم بيشتر شد و به مرگ نزديک شدم و اميدم از بين رفت.
کريمي درباره لحظات نا اميد شدن خود گفت: بعد از دو مرحله شيمي درماني، تومورهاي بدنم دوباره فعال شد و اميدم را از دست دادم و به مرگ نزديک شدم. من تا آن زمان اشک پدرم را نديده بودم؛ ديدن آن لحظه برايم به قدري سخت بود که تصميم گرفتم ديگر تحت هيچ شرايطي ناله نکنم. در راز و نيازي که با خدا داشتم، گفتم اگر قرار است بروم آنقدر نگهم دار تا پاک شوم، اما اگر قرار برماندن است پس با قدرت و اميد مي‌جنگم. پس از آن خدا در زندگي من معناي ديگري پيدا کرد و الان بيش از همه وقت معتقدم، خدا از همه چيز قدرتمند‌تر است.
در ادامه همسر ميثم کريمي به قاب ماه عسل اضافه شد. کريمي درباره نحوه آشنايي خود با همسرش گفت: شريک زندگي ام را در ماه رمضان پيدا کردم؛ کسي که جنگجو بودن را به من آموزش داد. چرا که خودش تجربه کرده بود، او پرستار بيمارستاني بود که من در آنجا بستري بودم. درواقع من عشق زندگيم را از خدا هديه گرفتم آن هم در همان دوران سخت. معجزه عشق را حس کردم و انگيزه ام براي زندگي بيشتر شد.
ارتباط من با همسرم که آن روز‌ها پرستارم بود، بيشتر شد. او نياز به خانه داشت و من به واسطه رشته تحصيلي و آشنايي ام براي او خانه فراهم کردم. بعد از پيدا کردن خانه، شماره او را گرفتم و پيام‌هايي رد و بدل کرديم و او نهايتاً به من گفت: آقاي کريمي پيام‌هاي شما از حالت پزشکي خارج شده و من را بلاک کرد!
بعد از مدتي که از بلاک خارجم کرد؛ به او گفتم که فقط به شما نياز داشتم که کمکم کنيد، آن وقت نتيجه اش بلاک کردن است؟ اما در وجود خودم مطمئن بودم که او را به دست مي‌آورم.
همسر ميثم ادامه داد: زماني که با او صحبت مي‌کردم اجازه نمي‌داد، مشخص شود او مريض است. ميثم داراي روحيه و انرژي مثبتي بود و تا آن زمان بيماري با اين همه انرژي نديده بودم.
ميثم عنوان کرد: بعد از صحبت‌هايي که با او داشتم يک بار که در پارک نشسته بوديم، با سر و موي ريخته گفتم با من ازدواج مي‌کني؟ و ايشان به من بهت زده نگاه کرد. من هم گفتم برو فکرهايت را بکن.
کريمي درباره تأثيرات عشق در بهبود بيماري خود گفت: بعد از قبول کردن پيشنهاد ازدواج از سوي همسرم، شيمي درماني من تمام شد و من رسيدم به مرحله پيوند مغز استخوان. من در قرنطينه کامل بودم و انرژي بالايي براي اين زندگي تازه داشتم. هر لحظه که اراده مي کردم، همسرم و مادرم را از پشت پنجره کوچک اتاقم مي ديدم. امروز بيش از هميشه معتقدم، هميشه بايد بر خدا توکل کرد و قدم هاي خود را بلند برداشت.
در بخش دوم برنامه، احسان عليخاني ميزبان احمد ۲۹ ساله بود. او دانشجوي دکترا در رشته ميکروبيولوژي است.
احمد درباره عاشق شدن خود و سختي وصال به محبوب گفت: من عاشق دختري شدم و آن روزها ۲۲۰ کيلو گرم وزن داشتم و به همين خاطر قبول نکردند. با ورزش و رژيم غذايي ۱۲۵ کيلو وزن خود را کم کردم، اما به هنوز هم به هدفم نرسيده ام.
وي ادامه داد: تصميم من فقط ازدواج با همين دختر است. حدود چهار سال است که اين اتفاق را دنبال مي کنم و احتمالاً بعد از ماه مبارک، باز هم به خواستگاري دختر مورد علاقه ام بروم.


خبرگزاری آريا – «رحيم موذن‌زاده اردبيلي» و اذاني که با خدا هم‌‌صدايي کرد


«رحيم موذن‌زاده اردبيلي» و اذاني که با خدا هم‌‌صدايي کرد

خبرگزاري آريا – موسيقي ما – «وقتي آمدم اين اذان را ضبط کنم روزه بودم گفتند برو بعد از اذان بيا ضبط کنيم گفتم نه، مي‌خواهم با زبان روزه اين اذان ضبط شود؛ اذاني بود در ذکر و غروب و غربت! شايد تمام دردهاي من در اين اذان است که اين جلا را يافت.»
اينها را «رحيم موذن‌زاده اردبيلي» که او را «بلالِ ايران» مي‌نامند، درباره‌ي همان اذاني گفته است که اين‌چنين در خاطره‌ي جمعي ميليون‌ها ايراني نقش بسته است؛ «رحيم» اما سال‌ها قبل از اينکه اين اذان را ضبط کند، آن را سال‌ها به صورت زنده اجرا مي‌کرد. موقعِ اذان که مي‌شد؛ با همسرش مي‌رفتند مسجدِ ارگ و خانم‌اش بيرون مسجد مي‌‌ماند و او اذانش را مي‌گفت و همان‌‌ مستقيم از راديو پخش مي‌شد، او در آن روزها شايد هرگز باور نمي‌کرد؛ اين اذان، اذاني شود که دلِ هر مسلمان با هر بار شنيدن‌اش اين‌چنين بلرزد. سال ۱۳۳۴ اما او خودش به راديو مي‌رود و از مهندس محبي – مسؤولِ آن‌وقت استوديو شماره‌ي ۶ – مي‌خواهد تا اذانش را ضبط کنند. خودش ‌گفته آن روز حال خاصي داشته و گويا به او الهام شده بود که بايد اذان را همان لحظه براي ضبط بخواند. ابتدا آن را در تمامي گوشه‌ها امتحان مي‌کند تا به دستگاه بيات ترک و گوشه‌ي روح‌الارواح مي‌رسد. گوشه‌اي حزن‌انگيز که انگار تمامِ غمِ دنيا را با خودش دارد: «ما ايراني هستيم و اذان‌مان بايد برخاسته از خودمان باشد. وقتي اذان را در اين گوشه خواندم، احساس کردم که به بالا وصل شدم. ديگر تا پايانِ اذان، در استوديو نبودم. الان ۵۰ سال است که کسي نتوانسته روي اين اذان، اذانِ‌ ديگري بگويد؛ اين خواست خداست؛ همان خدايي که مي‌گويد اگر با من يک‌صدايي کنيد، محبت شما را به قلوب همه مي‌اندازم.»
او البته همواره بر اين موضوع تاکيد داشت که اگر اذان و هنر و همه چيز با معنويت مرتبط نباشد، تاثير گذار نخواهد بود.
۱۵۰ سال موذني
«رحيم مورن‌زاده‌» از خانواده‌اي است که ۱۵۰ سال اذان‌گو بودند. خودش مي‌گفت: «اين اذان، الان ۱۵۰ سال است که در خاندان ماست. من سال‌هاست دنبال صداي پدرم مي‌گردم؛ اما مثل اينکه هر چه مي‌گردم کمتر پيدا مي‌کنم.»‌
پدرِ رحيم موذن‌زاده‌ اردبيلي، «کريم» نام داشت؛ ايشان موذن، مداح و تعزيه‌خوان بود و آشنا به موسيقي ايران، دستگاه‌هاي موسيقي ايراني را به خوبي مي‌شناخت و آثارش را بر اساسِ همان اجرا مي‌کرد. شيخ کريم در جواني، اذاني در همان آواز بيات ترک خوانده بود که اولين بار در مسجد امامِ بازارِ‌ تهران اجرا شد و چنان با استقبال مواجه شد که براي ضبط آن از راديو آمدند و اين اذان در سالِ هزار و سيصد و بيست و دو، از راديو پخش شد تا سال سي و هفت؛ قبل از اينکه شيخ کريم اذاني را در موسيقي ايراني آواز بيات ترک بخواند، تمام اذان‌ها عربي بود. اما از سالِ ۳۷، اذانِ «رحيم» از راديو پخش مي‌شد و به عنوانِ ميراثِ خاندانِ بزرگ «موذن» جاودان شد. خودش هم اين را مي‌دانست، براي همين مي‌گفت: «ما که نه ثروت داريم، نه مکنت و همين يک اذان برايمان بهترين خِير است.» او راست مي‌گفت. تمامِ ثروت و مکنتِ دنيا براي او خانه‌اي کوچک بود در مهرشهرِ کرج که خودش به شوخي آن را زندان موسي بن‌جعفر مي‌ناميد. دو اتاق داشت و ۶ بچه.
«رحيم»، اذان‌گويي، نوحه‌خواني و منبري را از پدر به ارث مي‌برد و از همان کودکي فراگيري قرآن را در مکتب‌‌خانه‌ي «حاج ابراهيم» آغاز مي‌کند. پس از يادگيري اصولِ اوليه‌ي اذان‌گويي و نوحه‌خواني، ابتدا در مسجد اردبيل به عنوان موذن فعاليتِ خود را آغاز و در همين زمان نوحه‌خواني هم مي‌کند. پدر به تهران مي‌آيد و موذن مسجد امام بوده و از سال ۲۲ تا ۲۶، برنامه‌ي سحرخواني را در راديو به صورت زنده اجرا مي‌کند؛ در اين مدت «رحيم» اما به عنوان طلبه در قم تحصيلاتِ حوزوي را فراگرفته و درس خارج فقه مي‌خواند و ظهرها نيز در حرم حضرت معصومه اذان مي‌گويد. زماني که «رحيم» ۲۵ سال مي‌شود، پدر دارِ فاني را وداع مي‌گويد و پسر به جاي پدر به عنوان موذن در مسجد امام فعاليت مي‌کند. «جعفر» فرزند او در اين باره مي‌گويد: «وقتي شيخ کريم مي‌ميرد و پدرم به جايش اذان مي‌گويد، مجريان راديو ايران براي معرفي او به مردم، «زاده اردبيلي» را به فاميل پدرم اضافه مي‌کنند تا به شنوندگان بگويند او پسر شيخ کريم است. سر همين موضوع، همه فکر کردند که نام‌خانوادگي پدر من موذن‌زاده اردبيلي است و همين نام هم تا آخر روي او ماند».
او هر سال تا سالِ ۵۶ به راديو مي‌رفته و اين اذان را سالي يک‌بار مي‌خوانده است. حالا دو اذان از او در تلويزيون پخش مي‌شود. يک اذان که مربوط به سالِ ۵۶ است و بيشتر شبکه‌ي ۵ آن را پخش مي‌کند و يک اذان ديگر که ضبط شده سال‌هاي‌ ۳۴ و ۳۵ است و صداي موذن‌زاده در آن، بسيار شفاف، جوان‌تر و رساتر است و بيشتر از کانال‌هاي ۱ و ۳ پخش مي‌شود.
او در آخرين سال‌هاي حياتِ خويش به سرطان مبتلا مي‌شود، سرطاني که به‌تدريج به مثانه، کليه، کبد و ريه‌هايش هم سرايت مي‌کند. او ده سال تمام بيمار بود و با اين حال هيچ‌گاه، هيچ شکايتي نداشت؛ تنها يکي از دوستانش نقل مي‌کند که يک‌روز در بيمارستان چشم‌هايش پر از اشک مي‌شود و مي‌گويد: «چرا اين مريضي نصيبم شد؟» و بعد بلافاصله مي‌گويد: «همه‌چيز خواست خداست» و مي‌خندد.
اذان موذن‌زاده اردبيلي به عنوان اولين اثر ثبتي در حوزه ميراث معنوي کشور توسط سازمان ميراث فرهنگي به ثبت رسيده‌است.
تمجيد اهالي موسيقي از اذانِ موذن‌زاده
«رحيم» در آخرين سال‌هاي حياتش، همان زمان که در بسترِ بيماري بود، به مکه‌ مشرف مي‌شود و در همان‌جا هم اذان‌ش را به صورت کامل مي‌خواند. «علي معلم دامغاني» در آن سفر همراه موذن‌زاده بوده و درباره‌ي آن اذان گفته است: «اين اذان را يکي از بديع‌ترين نمونه‌هاي اذان دانسته که نه‌تنها در ايران بلکه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است؛ من ايشان را در عرفات زيارت کردم و به ياد دارم که ايشان در آنجا براي آخرين بار، اذان جاودانه‌ خود را اجرا کردند که بسيار مورد توجه حجاجي که از ديگر مناطق جهان آمده قرار گرفت و فکر مي‌کنم او هم به آرزوي خود رسيد».
اما زنده ياد «علي تجويدي» هم اذان مؤذن‌زاده را به اين خاطر که تمامي الحان در جايگاه خود اجرا شده، اذاني حساب‌شده مي‌دانست. «کيخسرو پورناظري» -نوازنده تنبور و سرپرست گروه شمس- نيز درباره اذان مؤذن‌زاده چنين اظهارنظر کرده است که آثاري نظير اذان مؤذن‌زاده آثار ماندگاري هستند که توانسته‌اند معنويت را با هنر موسيقي پيوند دهند: «ارتباط آبا و اجداد هنرمنداني نظير مؤذن‌زاده با پروردگار و متعاقبا ارتباط خالق اين آثار با خداوند و مقوله‌هاي هنري منجر شد که چنين آثاري در وهله اول از وجود لايزال خداوند سرچشمه بگيرد. اين اثر به دليل ريشه داشتن در اعماق هنر و استفاده از فرهنگ ملي، جزء‌ آثار يکبارمصرف و بي‌اصالت نيست، به همين خاطر مخاطبان بعد از گذشت سال‌ها به اين اثر گرايش دارند. پذيرش و باور مخاطب شرط اساسي قبول و ماندگاري اذان مؤذن‌زاده است.»
داريوش پيرنياکان نوازنده تار نيز در جايي ديگر عنوان کرده بود: «انتخاب آواز بيات ترک و گوشه روح‌الارواح، شيوايي سخن و صداي خوب، نشان‌دهنده آگاهي کامل مؤذن‌زاده است.»
فرهنگ شريف نوازنده تار نيز معتقد است: «آثار ماندگاري چون اذان مؤذن‌زاده اردبيلي به دليل اشراف او بر موسيقي ايراني و رعايت تمام تکنيک‌هاي آن و نيز پيوند دائمي صاحب اثر با منبع لايتناهي، در اذهان تمام مخاطبان مانده است.»


خبرگزاری آريا – گروه «بادزنگ» موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» را منتشر کرد


گروه «بادزنگ» موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – گروه آلترناتيو «بادزنگ» که به تازگي دومين آلبومش را با نام «دره خاموش» منتشر کرده، فصل جديد فعاليتش را با انتشار موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» آغاز کرد.
اين گروه دو نفره مشهدي از عليرضا احمدزاده و مسعود فياض‌زاده تشکيل شده که اولين آلبومشان يعني «دنياي ناتموم» را سال ۱۳۹۴ منتشر کردند. با اين‌که نسخه فيزيکي آن آلبوم عملاً پخش نشد، اما در فضاي مجازي در ميان مخاطبان موسيقي آلترناتيو ديده شد.
سبک و سياق کار آن‌ها نزديک به الکترونيک راک است که پيش از اين در ميان آثار رسمي ايراني کمتر وجود داشت. نکته مهم در کارشان وجود بيان فارسي بدون هيچ گونه تمايل به لهجه انگليسي است. آن‌ها قرار است به زودي تک آهنگ ديگري منتشر کنند و اين روزها براي کنسرت مرداد ماه در تهران آماده مي‌شوند.
ميتوانيد موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» را از «تماشاخانه سايت موسيقي ما» ببينيد و دانلود کنيد.


خبرگزاری آريا – «بادزنگ» موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» را منتشر کرد


«بادزنگ» موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» را منتشر کرد

خبرگزاري آريا – گروه آلترناتيو «بادزنگ» که به تازگي دومين آلبومش را با نام «دره خاموش» منتشر کرده، فصل جديد فعاليتش را با انتشار موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» آغاز کرد.
اين گروه دو نفره مشهدي از عليرضا احمدزاده و مسعود فياض‌زاده تشکيل شده که اولين آلبومشان يعني «دنياي ناتموم» را سال ۱۳۹۴ منتشر کردند. با اين‌که نسخه فيزيکي آن آلبوم عملاً پخش نشد، اما در فضاي مجازي در ميان مخاطبان موسيقي آلترناتيو ديده شد.
سبک و سياق کار آن‌ها نزديک به الکترونيک راک است که پيش از اين در ميان آثار رسمي ايراني کمتر وجود داشت. نکته مهم در کارشان وجود بيان فارسي بدون هيچ گونه تمايل به لهجه انگليسي است. آن‌ها قرار است به زودي تک آهنگ ديگري منتشر کنند و اين روزها براي کنسرت مرداد ماه در تهران آماده مي‌شوند.
ميتوانيد موزيک ويدئوي «مسير بادهاي بزرگ» را از «تماشاخانه سايت موسيقي ما» ببينيد و دانلود کنيد.


1 2 3 7