Tag Archives: کنيم

خبرگزاری آريا – وقتشه بهتر زندگي کنيم


وقتشه بهتر زندگي کنيم

خبرگزاري آريا – انبوهي از تماشاگران مشتاق پشت در اتاق گريم صف بسته‌اند تا بعد از آماده شدن وارد استوديو برنامه وقتشه شوند. از ميان آنها مي‌گذرم و به اتاق کوچک‌تري مي‌رسم که پشت در بسته آن کامران تفتي، مجري برنامه لحظات قبل از اجرا را در آن سپري مي‌کند. او که آماده به نظر مي‌رسد در حال گوش دادن به موسيقي ملايم و دکلمه‌اي است که از تلفن همراهش پخش مي‌شود. کامران تفتي علاوه بر بازيگري در حوزه‌هاي گوناگوني چون خوانندگي ، گويندگي راديو و… فعاليت مي‌کند و مدتي است با اجراي برنامه متفاوت وقتشه مهمان مخاطبان شبکه نسيم است.
چه شد به گروه اين برنامه اضافه شديد؟
از شروع برنامه با آن همکاري داشتم. خدا را شکر فصل اول با رضايت مخاطبان همراه بود، فصل دوم اما با يک فرمت ديگر ساخته شد که من بيشتر دوستش دارم. در اين فصل، سراغ بعد از ازدواج و مسائل اجتماعي که مردم در بستر خانواده با آن مواجه هستند رفتيم. در واقع اين فصل مي‌گويد چگونه بهتر زندگي کنيم، چگونه درباره موضوعات مختلف با يکديگر تشريک مساعي کنيم و حرف بزنيم. مثلا در اين مورد حرف مي‌زنيم که شرايط اقتصادي خوب نيست،‌ گراني و چند مشکل ديگر هست اما در ادامه مي‌گوييم در مقابل آن چه بايد بکنيم. وقتي رويکرد برنامه اينچنيني شد،‌ احساس کردم وظيفه دارم در ادامه هم باشم.
قبل از اين صرفا به مساله ازدواج مي‌پرداختيد که به نظرم بسياري از مسائلي که امروز در موردش صحبت مي‌کنيد مي‌تواند نتيجه آن باشد.
درست مي‌فرماييد آن هم خيلي مهم است، اما جا نداشت بيشتر راجع‌ به آن حرف بزنيم. در فصل اول و ۲۱ قسمتي که پخش شد تلاش‌هاي زيادي در اين زمينه کرديم و حتي دو نفر از جواناني که با ما بودند در نهايت به ازدواج رسيدند. سعي کرديم نگاه اجمالي به مشکلاتي که سر راه ازدواج جوانان قرارداد، بيندازيم. فصل جديد اما جامعه شمول‌تر است و براي همين پذيرفتم در آن حضور داشته باشم و با تمام اشتياقم سراغ کار آمدم. احساس مي‌کنم اين بيشتر به کار مردم مي‌آيد تا اين‌که يک برنامه بسازيم و من فقط بيايم جلوي دوربين چيزهايي را بگويم، پولم را بگيريم و دنبال زندگي‌ام بروم. براي اجراي «وقتشه» دغدغه دارم و به نظرم الان وقتشه بهتر زندگي کنيم.
چقدر از تجربه خود و اطرافيانتان در گفت‌وگوها استفاده مي‌کنيد؟
خيلي زياد. بيشتر مهمانان ما مردم هستند و اصلا قرارمان اين است که مهمان مردمي داشته باشيم تا فاصله‌اي بين بينندگان و مهمان نباشد. البته سلبريتي‌ها را در بخش اول و نوروز داشتيم ولي فرمت و سياست کلي‌مان حضور خود مردم و گفتن از اعتراض مردم، سختي‌ها، شرايط و به‌طور کلي قصه‌هاي مردم است.
چقدر دست‌تان براي گفتن مسائل و مشکلاتي که اشاره کرديد باز است؟
من و مهمانانم تا جايي که بتوانيم درباره دغدغه‌هاي مردم صحبت مي‌کنيم.
ايده‌هايي داشته‌ايد که در برنامه اجرايي شده باشد؟
بله، در ادامه برنامه خواهيد ديد. به هر حال ما گروه هستيم. تهيه‌کننده، کارگردان هنري و تلويزيوني، گروه ايده‌پرداز، نويسنده و من همگي سعي مي‌کنيم در راستاي هدف مشترکمان که همان بيان دغدغه‌هاي مردم و ساختن زندگي بهتر است، حرکت کنيم.
اين‌گونه برنامه‌ها چقدر مي‌تواند درباره مسائلي که گفتيد، گره‌گشا باشد؟
به نظرم بهتر از دست روي دست گذاشتن، الکي سر مردم را گرم کردن و صرفا زمان مخاطب را پر کردن است. اساسا کار رسانه همين است. الان هر آدم با تلفن همراه خود يک رسانه است. کانال مي‌زند، از خودش ويدئو مي‌گيرد، حرف و غرش را مي‌زند و فعاليت مدني و اجتماعي‌اش را انجام مي‌دهد. پس رسالت يک برنامه تلويزيوني و به طور کلي رسانه اين است که بتواند درباره اين مسائل صحبت کند، راهکار بدهد و حتي اگر نمي‌تواند راهکار بدهد،‌ توصيف کند. توصيف دست‌کم يعني دانستن و اطلاع‌رساني. يعني ابتدا ما به شرايطي که در آن هستيم واقف بشويم و بعد راهکار براي آن ارائه بدهيم. اگر ۲۰۰ قسمت از اين برنامه پخش شود و دو نفر تاثيري که مي‌خواهيم بگيرند براي ما بس است.
بازخوردها چگونه بوده است؟
خدا را شکر خيلي خوب و زياد است. من هميشه مديون مردم و طرفدارانم هستم. آنها ارتباط قوي با سري جديد «وقتشه» برقرار کرده‌اند چون احساس مي‌کنند دروغ نمي‌گوييم. مردم متوجه شده‌اند که در اين برنامه من خود خودم هستم. با زندگي شخصي و تجربه‌هايي که مانند آنان داشته‌ام در برنامه حاضر مي‌شوم. سعي مي‌کنم درگفت‌وگوهايم هم اينچنين باشم. چون برنامه آيينه‌وار است مردم آن را دوست دارند.
ميان صحبت از زندگي شخصي، ازدواج و در عين حال حفظ حريم شخصي مهمان مرز باريکي است،‌ بويژه در فرهنگ ما.
بله، بسيار سخت است.
مهماني داشتيد که براي گفت‌وگو حد و مرز تعيين کند.
وقتي من و مهمانم راجع‌به مشکلي که با آن درگير است صحبت مي‌کنيم شايد شخص سومي همزمان گرفتار همان مساله باشد و بتواند از تجربه مهمان استفاده کند، اما مهماني داشته‌ام که گفته است من راجع‌به زندگي شخصي‌ام حرف نمي‌زنم و من هم گفته‌ام دمت گرم. اين حق او است و ما احترام مي‌گذاريم. هيچ‌گاه نخواسته‌ايم کسي به اجبار مقابل دوربين صحبت کند يا حتي به دروغ حرفي بزند که ما با آن حرف بخواهيم بگوييم که واي ما چقدر خوبيم! در آنونس سري دوم هم گفتم که اصلا ادعا نمي‌کنيم برنامه خيلي متفاوتي ساخته‌ايم همه داعيه‌مان اين است که تفاوتش خود مردم هستند، يعني عريان، ساده و بي‌شيله پيله داريم با مردم حرف مي‌زنيم و حتي مهمانانمان مردم هستند. به همين دليل احساس مي‌کنم مردم با اعتماد به اين برنامه نگاه مي‌کنند و اين مسئوليت ما را سنگين مي‌کند.
نمي‌خواهيد خودتان مهمان يک قسمت از برنامه باشيد؟
من که درباره خودم خيلي حرف مي‌زنم.
مثلا مانند ديگر سلبريتي‌ها با خانواده به برنامه بياييد؟
نه.
پس شما از آن دسته هستيد که به مرز ميان حرفه و زندگي شخصي‌تان پايبنديد؟
بله. زندگي شخصي من به هيچ وجه جلوي دوربين نخواهد آمد.
موضوعي هست که دوست داشته باشيد در برنامه مطرح شود، اما هنوز به آن نپرداخته‌ايد؟
نه. موضوعات زيادي را تا به امروز طرح کرده‌ايم و البته آنقدر سوژه زياد است که هنوز جا دارد در ادامه در موردشان برنامه بسازيم. اميدوارم شرايط پخش و… به گونه‌اي جلو برود که بتوانيم روي آنتن بمانيم و چيزهايي که مدنظرمان هست را بگوييم تا مردم از برنامه نتيجه بگيرند نه اين‌که فقط يک برنامه ديده باشند و تمام.
کدام قسمت از برنامه برايتان جذاب‌تر است؟
صحبت با مهماناني که از جنس خود مردم هستند برايم جذاب‌تر است. از پيرمرد ۹۰ ساله مسگر بگير تا پسر پنج ساله‌اي که اعجوبه ورزش است. تک‌تک‌شان برايم ارزشمند هستند چون اين آدم‌ها با دغدغه به برنامه من مي‌آيند. استعدادهايي هستند که ديده نشدند و اگر حمايت بشوند مي‌توانند بهترين باشند.
مايليد در آينده در برنامه‌هاي ديگر هم به اجرا بپردازيد؟
موضوع برنامه براي من مهم است چون در اصل بازيگرم. «وقتشه» فقط براي سرگرمي و خنده نيست و از آن طرف فقط براي انتقاد و فحش دادن هم نيست. برنامه‌اي است که قصدش نمايش درست زندگي کردن است. من فيلم بازي مي‌کنم و آهنگ مي‌خوانم که همين را بگويم. اين برايم هدف مقدس و بزرگي است؛ اگر برنامه‌اي در اين راستا باشد چرا که نه.
اولويتم بازيگري است
درست است که در زمينه خوانندگي، راديو، دوبله و اجرا فعالم اما هميشه شماره يک براي من بازيگري است. همه فعاليت‌هايي که من انجام مي‌دهم يک مجموعه است که در نهايت همان بازيگري است. سعي مي‌کنم در هر کدام از اين موقعيت‌ها با تمام سواد، جان، قلب و انديشه‌ام حضور داشته باشم و براي مخاطبم ذره‌اي کم نگذارم.
نوشين مجلسي
روزنامه‌نگار


خبرگزاری آريا – اميدوارم با زبان بي‌زمان و بي‌زوال هنر بتوان ارتباط دو کشور در حوزه هنر را تقويت کنيم


اميدوارم با زبان بي‌زمان و بي‌زوال هنر بتوان ارتباط دو کشور در حوزه هنر را تقويت کنيم

خبرگزاري آريا – «آلکساندر سرگييويچ ساکالوف» -رئيس کنسرواتوار چايکوفسکي مسکو- با «سيد مجتبي حسيني» -معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- ديدار کرد. در اين جلسه، حسيني اظهار اميدواري کرد که با زبان بي‌زمان و بي‌زوال هنر بتوان گفت وگو و ارتباط بين دو کشور جمهوري اسلامي ايران و روسيه را در حوزه هنر تقويت کنيم.
معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به شايستگي و مشخصه‌هاي هنر ايران گفت: «هنر ايران چنانکه شايسته آن بوده، معرفي نشده است؛ اما اين امکان و فرصت را در خود دارد که مايه الهام هنرمندان قرار گيرد و منشأ آثاري شود که از گفت و گوي فرهنگ ها سخن مي‌گويند. ايران از نظر تنوع فرهنگي از پهناورترين سرزمين هاست و موسيقي هاي نواحي ايران، از جهان ها و رؤياهاي متفاوت اما به هم پيوسته سخن مي‌گويند.»
معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با تأکيد بر تعامل فرهنگي ايران و روسيه گفت: «براي تقويت روابط فرهنگي، ارتباط هنرمندان مقامي و محلي که هنر گذشته را بازآفريني مي کنند و بيانگر گفت و گوي هنري ديروز و امروز دو کشور است، مي تواند مؤثر باشد. همچنين طرح آتليه هاي مشترک هنرمندان دو کشور که در ارتباط با يکديگر آثاري را به عنوان نماد وحدت ارائه مي کنند، مي تواند در تحقق و تقويت روابط مؤثر باشد. بنياد رودکي جزو بزرگترين بنيادهاي فرهنگي هنري ايران است و مجموعه هاي اين بنياد از مراکز و آثار مهم ملي و فرهنگي است. ارتباط با کنسرواتوار چايکوفسکي بيانگر اراده براي اين همکاري است. »
الکساندر سرگييويچ ساکالوف، رئيس کنسرواتوار چايکوفسکي نيز در اين ديدار گفت: «اساس و ريشه روابط ديپلماتيک، روابط فرهنگي است و روابط ديپلماتيک هر چه رشد کنند بدون پشتوانه فرهنگي سودمند نيستند. اينکه تفاهم نامه کنسرواتوار چايکوفسکي و بنياد رودکي به سرعت عملي شده است، بيانگر عزم جدي است و وزارت فرهنگ روسيه اين به کنسرواتوار مسئوليت را واگذار کرد تا کنسرت ارکستر ايران در سه شهر روسيه برگزار شود. »‌
ساکالوف همچنين درباره موسيقي نواحي ايران گفت: «موسيقي مفامي و محلي که از ايران به روسيه مي آيد، با استقبال مخاطبان روس مواجه مي شود. ما بر تعامل و روابط فرهنگ با ايران تأکيد داريم و در اين زمينه مي توان بر جوانان تمرکز کرد.»


خبرگزاری آريا – با شعار «ازخودمان شروع کنيم» موافقم


با شعار «ازخودمان شروع کنيم» موافقم

خبرگزاري آريا – همصحبت شدن با شاعر و اهل فرهنگي که همشهري‌ات هم هست، اتفاق خوبي است. مي‌توان با او از نيشابور صحبت کرد و پرسيد آيا حال و هواي اين شهر و شب‌ها و صبح‌هايش در شاعر شدن او نقشي داشته؟ بعد مي‌توان با رشيد کاکاوند که بيشتر مردم او را به عنوان مجري برنامه‌هايي مانند «راديو شب» مي‌شناسند، درباره حال خوب صحبت کرد و اين‌که چگونه مي‌توان از حال بد به حال خوب رسيد.
کاکاوند با تفاَل‌هايي که به حافظ مي‌زند شهرت دارد، او حافظ را بيشتر از ديگر شاعران نامدار ايراني دوست دارد و سال‌هاست با او مانوس است و دوست دارد مردم نيز حافظ را گرامي بدارند و اشعارش را بخوانند حتي اگر شده به بهانه فال! همصحبت شدن با کاکاوند نتيجه‌اش مي‌شود، گفت‌وگويي که خواندن آن خالي از لطف نيست.
فاميلي‌تان کاکاوند است، گويا اصليت‌تان نيشابوري نيست چون نيشابور کاکاوند ندارد!؟
متولد و بزرگ شده نيشابور هستم .اجدادم در دوره رضاشاه از غرب ايران به خراسان تبعيد شدند. پدرم در نيشابور به دنيا آمده اما در شهرهايي مانند درگز و قوچان هم زندگي کرده‌اند. دو تا از برادرها و خواهرم در اين شهرها به دنيا آمدند اما من در نيشابور به دنيا آمدم.
پس اصالتا کرد هستيد چون قوچاني‌ها هم کردند؟
کُرد خراسان هستند که اصطلاحا به آنها مي‌گويند کُردمانچ! مادرم کُردمانچ است.
کُردها روحيه متفاوتي دارند؛ سختکوش و صبور، اقليم بر روحيه آدم‌ها تاثيرگذار است؟
اقليم، حتي زبان و عادت‌هاي قومي و خانوادگي روي شخصيت آدم‌ها تاثير‌گذار است.کُردهاي اصيل در غرب کشور زندگي مي‌کنند، در منطقه‌اي کوهستاني که سختي‌‌هاي خاص خود را دارد. شادي کُردها خيلي عميق است به همان اندازه که غم‌هايشان هم عمق دارد. آدم‌هاي قابل اعتمادي هستند و بسيار شريف. همه اين خصلت‌ها را بقيه مردم ايران که در مناطق ديگر زندگي مي‌کنند هم دارند. در هر منطقه‌اي بنا به آداب و اقليم شکل ظاهري زندگي مردم تغيير مي‌کند اما همه ايراني‌‌ها را دوست دارم و تمايلي ندارم انسانيت و شرافت را قوميتي کنم!‌ همه ايراني‌‌ها يک فرهنگ مشترک و قابل ستايش دارند که مبتني بر اخلاق و انسانيت است.
شب‌ها و طبيعت نيشابور خاص است، آيا اقليم اين شهر در روحيه شما و اين‌که به ادبيات و شعر علاقه مند شويد تاثير داشته؟
صبح‌هاي نيشابور که معروف‌تر از شب‌هايش است !‌ اين شهر فوق‌العاده است ! هر زمان از روز و شبش طراوت و تازگي دارد که بي‌نظير است. انگار در خاک اين شهر فرهيختگي ريشه دارد. در کوچه و خيابان اين شهر حتي اگر با يک روستايي همصحبت شوي احساس مي‌کني با ابوالفضل بيهقي همکلام شده‌اي ! همه آدم‌هايش ادبيات خاص خود را دارند، مسلما وقتي در ميان اين‌ مردم فرهيخته بزرگ شوي، متاثر از فرهنگي مي‌شوي که بر روح اين شهر حاکم است. گرايشم به ادبيات حتما متاثر از شهري است که در آن بزرگ شده‌ام.
طبيعت وآدم‌هاي پيرامون چقدر در خوب شدن حال يکديگر موثر است؟
حال درون ما به صورت انتزاعي که خوب يا بد نمي‌شود.شرايط بيروني است که بر درون ما تاثير مي‌گذارد.طبيعت، هواي پاک، آب سالم و … اگر آلوده نباشند، حال ما را خوب مي‌کنند. مردم اطراف که روابط اجتماعي ما را شکل مي‌دهند نيز تاثير مستقيم بر حالمان دارند؛ اگر دروغ نشنويم، اگر رياکاري نبينيم، مورد عصبانيت بيهوده قرار نگيريم و … دليلي ندارد حالمان بد باشد.وقتي مهربان و صادق باشيم مسلما حال آدم‌هاي اطرافمان هم خوب خواهد بود و اين خوبي گسترش پيدا خواهد کرد.
عارفان و درمانگران بر اين باورند که همه چيز به درون آدم‌ها بستگي دارد، اگر هر کسي درون خودش را خوب کند، دنيا جاي بهتري مي‌شود اما شما گفتيد که حال ما به دنياي بيرون مربوط است…
نگاه عُرفا و اين که به درون بيشتر مي‌انديشند باز هم بستگي به زاويه نگاه آنها به جهان دارد،‌ وقتي دنيا را مخلوق خدا بداني و باور کني که خدا در بالاترين حد همه چيز قرار دارد، به پيرامون خود اعتماد مي‌کني و آن زمان است که سنگ زمخت هم لطيف مي‌شود! اما هيچ نوعي از عرفان در انزوا و به دور از شرايط اجتماعي به وجود نيامده و رشد نکرده و ماندگار نشده. زندگي عارفان بزرگ بر اين ادعا صحه مي‌گذارد. ابوسعيد ابوالخير که بيشتر عمر خود را در نيشابور گذرانده، عارفي است که در بطن اجتماع زندگي مي‌کرده؛ روزي يکي از مريدانش به او گفت: فلان عارف در آسمان مي‌پرد، ابوسعيد جواب داد: مگس هم مي‌پرد! گفت: فلاني روي آب راه مي‌رود؛ جواب داد: وزغ هم روي آب راه مي‌رود! عرفان و خداشناسي واقعي اين است که در ميان مردم زندگي کني و امرار معاش کني در عين حال به خدا هم فکر کني.اين نگاه درون آدم‌ها را بدرستي شکل بگيرد و باعث مي‌شود که جوري زندگي کني که اطرافت پر از خوبي و خير شود.
نظرتان درباره شعار «از خودمان شروع کنيم» چيست؟
با اين شعار موافقم! ‌چون به همان اندازه که بيرون بر درون ما تاثير‌گذار است، رفتار و نوع زندگي و تفکر ما نيز بر ديگران تاثيرگذار است.اگر قرار است حالمان خوب باشد و در اين راه نقشي داشته باشيم در گام اول بايد خودمان مطلوب و درست رفتار کنيم. اگر نگاه زيباي خود را به دنيا بپاشيم و حال ديگران را خوب کنيم، دنيا به سمت خوبي گسترش پيدا مي‌کند. ما موظفيم در خوب شدن دنيا سهم خود را ايفا کنيم.
نام شما به نوعي گره خورده به تفأل زدن به حافظ، با اين کار هم به نحوي حال خوب را گسترش مي‌دهيد، رفاقت شما با حافظ چگونه شکل گرفت؟
متهم هستم در زمان تفأل هر غزلي که از حافظ بيايد، من آن را خوب تعبير مي‌کنم! اين هم يک جور تلاش است براي خوب کردن حال ديگران و گسترش نيکي!‌ رشته تحصيلي‌ام ادبيات است و عاشق شعر و ادبيات هستم. کشور ما شاعران بزرگي دارد اما اين که من چرا بيشتر حافظ را دوست دارم به قابليت‌هاي شعر حافظ بستگي دارد، اشعار او قابليت اين را دارد که با شرايط مختلف تطبيق پيدا کند. ديگر شاعران بزرگ ايران که همه در قله شعر قرار دارند اين قابليت را ندارند. حافظ در اشعارش خودش را حذف کرده است به همين دليل هر کسي مي‌تواند بنا به شرايط خودش، شعر او را تعبير کند.از جواني با حافظ پيوند خوبي برقرار کردم و هيچ وقت براي فهميدن اشعارش با مشکل روبه رو نشدم.برخي به من انتقاد مي‌کنند که نبايد فال بگيرم اما معتقدم هر اتفاقي که باعث شود مردم شعر حافظ را بخوانند، اتفاق خوبي است.
از همان ابتدايي که وارد راديو شدم، حافظ با من همراه شد و در همه برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني حافظ‌خواني را اجرا کردم و حالا ديگر مردم مرا با حافظ مي‌شناسند و اگر در برنامه‌اي حافظ نخوانم، آن برنامه به دل مخاطبان نمي‌نشيند و به نظرم اين بهترين اتفاقي است که براي من رخ داده که توانسته‌ام مردم را به حافظ‌خواني تشويق کنم.
طاهره آشياني – روزنامه‌نگار