Tag Archives: کن

خبرگزاری آريا – «گاهي به پشت سر نگاه کن» از پنجره آي‌فيلم


«گاهي به پشت سر نگاه کن» از پنجره آي‌فيلم

خبرگزاري آريا- شبکه آي‌فيلم فارسي مجموعه تلويزيوني «گاهي به پشت سر نگاه کن»  را از شنبه ۲۶ خرداد آغاز مي‌‌کند.
به گزارش آريا به نتقل از روابط‌عمومي شبکه آي‌فيلم، سريال ۳۶ قسمتي «گاهي به پشت سر نگاه کن» به‌ کارگرداني مازيار ميري جايگزين سريال «برادر» در باکس ساعت ۲۳:۰۰ مي‌شود.
اين سريال روايتگر زندگي يک مرد کارخانه‌دار به نام تابش است که با ماجراهاي متعددي روبه‌رو مي‌شود. او آدم خودساخته‌اي است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانه‌اش توسعه يافته از طرفي با مشکلي به نام واردات بي‌رويه جنس‌هاي خارجي روبه‌روست و از طرفي اطرافيان و دشمنان ديرينه‌اش تصميم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.
بازيگراني همچون امين تارخ، محمد متوسلاني، هدايت هاشمي، اليکا عبدالرزاقي، بهاره کيان افشار، سعيد چنگيزيان، نگار عابدي، حميد ابراهيمي، ميلاد رحيمي، امير کربلايي‌زاده، مسعود سخايي و نگار حسن‌زاده در اين مجموعه ايفاي نقش کرده‌اند.
«گاهي به پشت سر نگاه کن» هرشب در ساعت ۲۳:۰۰ پخش و در ساعت‌هاي ۰۷:۰۰ و ۱۵:۰۰ بازپخش مي‌شود.


خبرگزاری آريا – پايان هفتاد و يکمين جشنواره فيلم کن؛ اهداي جايزه بهترين فيلمنامه به جعفر پناهي


پايان هفتاد و يکمين جشنواره فيلم کن؛ اهداي جايزه بهترين فيلمنامه به جعفر پناهي

خبرگزاري آريا- هفتادويکمين دوره معتبرترين جشنواره سينمايي جهان با اهداي جوايز بخش رقابت اصلي به پايان راه رسيده است.
به گزارش سرويس هنري آريا، مراسم اختتاميه هفتاد و يکمين جشنواره فيلم کن برگزار شد و فيلم «دله دزدها» ساخته هيروکازو کوره-ادا از ژاپن، جايزه نخل طلاي کن ۲۰۱۸ را به خود اختصاص داد. به نقل از هاليوود ريپورتر، فستيوال فيلم کن، مراسم اختتاميه خود را شروع و کيت بلانشت رييس هيات داوران جوايز بخش‌هاي اصلي رقابت را به برندگان اهدا کرد. مراسم در ساعت ۷:۱۵ به وقت محلي (۹:۴۵ به وقت تهران) آغاز شد و ادوارد بائر به عنوان مجري روي صحنه رفت. جايزه دوربين طلايي بهترين فيلم بلند اول به فيلم «دختر» ساخته لوکاس دونت رسيد. ويکتور پولستر ستاره ۱۶ ساله فيلم دونت جمعه شب در بخش جانبي نوعي نگاه موفق به کسب جايزه بهترين بازيگر شده بود.
جايزه دوربين طلايي توسط هيات داوراني اهدا شد که از اعضاي آن مي‌توان به اورسولا ماير کارگردان سوئدي، ماري آماچوکلي کارگردان فرانسوي، آيريس بري کارگردان فرانسوي-آمريکايي، سيلوين فيگ رييس کمپاني سينه‌فيز، جين لاپوايري فيلمبردار و آرنو و ژان-ماري لاريو نويسنده اشاره کرد.
جايزه نخل طلاي بهترين فيلم کوتاه به خاطر فيلم «تمام اين مخلوقات» به چارلز ويليامز رسيد. هيات داوران اين بخش توسط برترند بونلو کارگردان فرانسوي هدايت شد و از ديگر اعضاي آن مي‌توان از خليل جوريگ کارگردان لبناني، والسکا گريسباخ کارگردان آلماني، آلانته کاوايت کارگردان اهل ليتواني و آريان لابد بازيگر اهل فرانسه نام برد.
در کنار آليس رورواچر براي فيلم «شاد مثل لازارو»، نادر ساعي‌ور براي فيلم «سه رخ» موفق به کسب جايزه بهترين فيلمنامه کن ۲۰۱۸ شد.
سامال يِسليامووا براي نقش‌آفريني در فيلم «آکيا» جايزه بهترين بازيگر زن را از آن خود کرد.
جايزه بهترين کارگردان به پاول پاوليکفسکي رسيد. او با فيلم «جنگ سرد» پس از سه سال به فستيوال کن بازگشته بود.
مارسلو فونته براي فيلم «داگ‌من» جايزه بهترين بازيگر مرد را به خود اختصاص داد. اين فيلم توسط ماتيو گارونه کارگرداني شده است.
فيلم «کفرناحوم» به کارگرداني نادين لَبَکي موفق به کسب جايزه هيات داوران شد.
فيلم «کتاب تصاوير» جديدترين اثر ژان-لوک گدار جايزه «نخل طلاي ويژه» را از آن خود کرد.
کيت بلانشت در سخنراني خود از جعفر پناهي و کيريل سربرنيکوف نويسنده و کارگردان روس تجليل کرد که هيچ کدام در مراسم حضور نداشتند.
اسپايک لي آمريکايي با فيلم «مرد سياه کو کلاکس کلن» برنده جايزه بزرگ کن شد.
فيلم «سه رخ» به کارگرداني جعفر پناهي جايزه بهترين فيلمنامه را به صورت مشترک با فيلم «لازاروي خوشحال» ساخته آليس رورواچر دريافت کرد.
اسپايک لي هنگام دريافت جايزه خود اول از نخستين سفر خود به فستيوال کن در سال ۱۹۸۶ سخن گفت و بعد به وضعيت فعلي دنيا اشاره کرد. او گفت: مردم فکر مي‌کنند من مي‌دانم در آمريکا چه خبر است اما نمي‌دانم. نظر شما درباره اتفاق‌هايي که در دنياي امروز مي‌افتد چيست؟ من به اين فيلم به عنوان سالي در خطر زندگي کردن اشاره مي‌کنم.
کيت بلانشت در توضيح اهداي جايزه «نخل طلاي ويژه» که براي نخستين بار در تاريخ فستيوال فيلم کن اهدا مي‌شود، گفت: ما به عنوان هيات داوران خواستار اهداي يک جايزه ويژه به کارگرداني شديم که فرم هنري فيلم را به چالش مي‌کشد و به سمت جلو هدايت مي‌کند.
فيلم «دله دزدها» يا «Shoplifters» ساخته هيروکازو کوره-ادا از ژاپن که يک درام خانوادگي است_  با وجود اينکه تحسين همه را برانگيخته بود ولي به عنوان فيلمي با شانسي نه چندان زياد براي کسب جايزه اصلي به حساب مي‌آمد_ جايزه نخل طلاي کن ۲۰۱۸ را به خود اختصاص داد.
يکي از نقاط اوج اختتاميه امشب زماني از راه رسيد که آسيا آرجنتو که براي اهداي جايزه بهترين بازيگر زن به سامال يسليامووا روي صحنه رفته بود، به تهيه‌کننده رسواشده هاليوود اشاره کرد و گفت: هاروي واينستين براي من مزاحمت ايجاد کرد. اين فستيوال زمين شکار او بود. حتي همين امشب هم افرادي اينجا حضور دارند که بايد به خاطر رفتارشان مسئول شناخته شوند. خودتان مي‌دانيد چه کساني هستيد، اما مهم‌تر از همه ما مي‌دانيم شما چه کساني هستيد و ديگر به شما اجازه نمي‌دهيم قسر در برويد.


خبرگزاری آريا – نگاهي به افتتاحيه جشنواره کن ۲۰۱۸؛ از سلفي گرفتن روي فرش قرمز تا نمايش همه مي دانند به عنوان فيلم افتتاحيه


نگاهي به افتتاحيه جشنواره کن 2018؛ از سلفي گرفتن روي فرش قرمز تا نمايش همه مي دانند به عنوان فيلم افتتاحيه

خبرگزاري آريا- هفتاد و يکمين جشنواره فيلم کن ديشب کار خود را آغاز کرد.
به گزارش سرويس هنري آريا، پيش از نمايش فيلم «همه مي دانند» اصغر فرهادي به عنوان فيلم افتتاحيه جشنواره فيلم کن، کيت بلانشت و مارتين اسکورسيزي فرش قرمز اين دوره را افتتاح کردند و سپس مهمانان ديگر با عبور از فرش قرمز راهي کاخ جشنواره شدند. هفتاد و يکمين دوره جشنواره فيلم کن با درخشش هميشگي خود در نخستين سال پسا هاروي واينستين شروع به کار کرد و فيلم «همه مي دانند» اسپانيايي زبان ساخته اصغر فرهادي با بازي پنه لوپه کروز و خاوير باردم را به عنوان فيلم افتتاحيه به نمايش درآورد.
يکي از نقطه عطف هاي اين فستيوال که ممنوعيت سلفي گرفتن روي فرش قرمز بود توسط برخي از حاضران روي فرش قرمز ناديده گرفته شد و با گوشي هاي خود از خود و اطراف سلفي گرفتند. اسکورسيزي که نخل طلاي کن را براي«راننده تاکسي» دريافت کرده براي گراميداشت سالگرد نمايش فيلم «خيابان هاي مين» در سال ۱۹۷۳ در کن حضور داشت. در حالي که او قرار بود نخستين فردي باشد که روي فرش قرمز مي رود از بلانشت رييس هيات داوران کن خواست تا وي را همراهي کند.
در هر حال بلانشت به عنوان رييس هيات داوران در مرکز توجه بود. وي که از اعضاي ابتدايي جنبش حمايت از زنان با نام «وقت تمام است» است به گزارشگران گفت جنبش «#من هم همين طور» در هر بخش فستيوال امسال نقشي خواهد داشت، اما عاملي براي انتخاب آنها نخواهد بود. وي گفت: آيا دوست دارم زنان بيشتري را در رقابت ببينم؟ طبيعي است. آيا بايد انتظار و اميد داشته باشم تا اين اتفاق در آينده بيفتد؟ اميدوارم.
در بخش رقابتي جشنواره کن امسال ۲۱ فيلم با هم رقابت مي کنند که شامل فيلم هايي از اسپايک لي، پاول پاوليکوفسکي (کارگردان برنده اسکار براي «آيدا») و ژان لوک گدار خواهد بود. سه فيلم نيز از کارگردان هاي زن شامل نادين لاباکي، ايوا هوسون و آليس رورواچر در اين بخش حضور دارند. فيلم اصغر فرهادي نيز از فيلم هاي بخش رقابتي است. کن همواره به خاطر انتخاب نکردن کارگردان هاي زن زير تيغ نقد بوده است زيرا تنها زن برنده نخل طلا جين کمپيون است.
بلانشت در اين باره گفت چند زن فيلمساز در بخش رقابتي حضور دارند، اما براي جنسيت شان نيست که به اين بخش راه يافته اند. آنها در اين بخش هستند زيرا کيفيت کارشان اين امکان را به آنها داد. ما به آنها نه به عنوان زن که به عنوان فيلمساز نگاه مي کنيم. امسال نخستين سال برگزار شدن کن بدون واينستين بود. او در طي دو دهه گذشته حضوري چشمگير در کن داشت و يکي از چهره هاي اين جشنواره بود. با اين حال در همين جا بود که چندين مورد از آزارهاي جنسي توسط وي رخ داد. تيري فرمو مدير هنري جشنواره کن گفت رسوايي واينستين شوک بزرگي براي جشنواره بوده و موجب شد تا کن بيشتر به برابري جنسيتي توجه کند.
ايوا دوورني از اعضاي گروه داوري امسال گفت: سينما صداست و اين راهي است که من فارغ از اين که از کجا مي آيم- از کامپتون کاليفرنيا- قادر هستم تا انسانيت خانواده اي در ايران يا شانگهاي را درک کنم. فيلم اين امکان را مي دهد تا صداي بقيه جهان را بشنويم. در مراسم ديشب اصغر فرهادي با بازيگران فيلمش پنه لوپه کروز، خاوير باردم و ريکاردو دارين روي فرش قرمز رفت و پس از آن در کاخ جشنواره با ديگر مهمانان شاهد نمايش نخستين فيلم اسپانيايي زبانش به عنوان فيلم افتتاحيه جشنواره شد.


جشنواره کن، مهم‌ترین رویداد سینمایی اروپا


ماهنامه همشهری ۲۴ – حبیبه جعفریان: وقتی جشنواره فیلم کن در فرانسه پا گرفت از چشم سینمای اروپا یک اتفاق پیش پاافتاده به حساب می آمد. ایتالیایی ها مدت ها بود که با جشنواره ونیز، همین طور استودیوهای چینه چیتا به عالم و آدم فخر می فروختند و آلمان ها با داشتن نابغه های دیوانه ای مثل ا شتروهایم و از سر گذراندن شوک سنگینی به نام لنی ریفنشتال هنوز گیج بودند و احساس می کردند دیگر چیزی از سینما نمی خواهند.

 

اما فرانسوی ها تازه کارشان با سینما شروع شده بود. آنها چینه چیتا نداشتند. لنی ریفنشتال و اشتروهایم هم نداشتند اما حافظه جمعی دقیقی داشتند که به آنها تذکر می داد با بقیه دنیا فرق های اساسی دارند و به نظر می رسید کن همان جایی یا چیزی است که آنها به واسطه اش می توانند ادعای تاریخی شان را این بار به سینما ثابت کنند.

در پاییز سال ۱۹۳۸ وقتی گوبلز دستور داد جایزه اول تنها جشنواره بین المللی سینمایی دنیا را که در ونیز برپا می شد به «المپیا»ی لنی ریفنشتال بدهند، فکرش را نمی کرد که با این کار او به نوعی بنیان گذار بزرگ ترین، پرادعاترین و غیرقابل پیش بینی ترین جشنواره دنیای سینما می شود.

 

جشنواره کن، مهم ترین رویداد سینمایی اروپا

درواقع قطار شبانه ای که در سوم سپتامبر از ونیز به سوی پاریس در حرکت بود، علاوه بر مسافران خواب آلود همیشگی اش نفرتی را با خود می برد که جشنواره فیلم کن از آن به دنیا آمد. دو روزنامه نگار فرانسوی که در اصل به عنوان نماینده وزارت آموزش و هنرهای زیبای فرانسه به ونیز رفته بودند و تمام آن شب را در قطار به یک جشنواره سینمایی واقعی که در خدمت آرمانی والاتر از خدمت به دیکتاتورها باشد، فکر کرده بودند، بعد زا بازگشت به پاریس با ژرژ هوسمان، مدیرعامل بخشی از این وزارت خانه، درباره فکرشان صحبت کردند. هوسمان پیشنهاد آنها را در هیئت دولت طرح کرد و به تصویب رساند.

نماینده اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع کنندگان فیلم امریکا در پاریس و نماینده سینمای بریتانیا دو نفر دیگری بودند که شاید به اندازه این فرانسوی ها از هیتلر و موسولینی متنفر نبودند اما به اندازه آنها سرشان برای ماجرا درد می کرد و خیلی سریع موافقتشان را اعلام کردند.

در ۲۴ ژوئن ۱۹۳۹ خبر برپایی اولین دوره یک جشنواره بین المللی سینمایی جدید، از اول تا بیستم سپتامبر در شهر کن اعلام شد. کل فیلم هایی که قرار بود در اولین دوره جشنواره نمایش داده شوند به بیست نمی رسید. «گوژپشت نوتردام»، «فقط فرشته ها بال دارند» و «جادوگر شهر اُز» از آمریکا، «جهنم فرشته»، «قانون شمال»، «ارابه اشباح» از فرانسه، «ما دو نفر» از سوئد، «الماس سیاه»، «روبرت و برتران» از لهستان و یک فیلم از شوروی به نام «فردا جنگ خواهدشد».

اول سپتامبر ۱۹۳۹ روزی که قرار بود جشنواره افتتاح شود، جنگ آغاز شد. هیتلر به لهستان حمله کرد و در پاریس هیئت دولت فرمان آماده باش عمومی داد. حشنواره فیلم کن به دنیا نیامده، مرد.

شش سال بعد، وقتی هیتلر خودش را کشت و بمب اتمی ژاپنی ها را، فرانسوی ها دوباره دست به کار شدند و بالاخره اولین جشنواره بین المللی فیلم کن در ۱۰ سپتامبر ۱۹۴۶ در کازینوی شهرداری کن و با کمک وزارت امور خارجه فرانسه افتتاح شد. آن شب آسمان شهر از آتش بازی روشن شده بود و گریس مور خواننده اپرا، مارسیز- سرود ملی فرانسه- را خواند.

همه تحت تاثیر قرار گرفته بودند و وزیری که جشنواره را افتتاح کرد آن قدر هیجان زده بود که گفت «در اینجا آغاز نخستین جشنواره کشاورزی را اعلام می کنم».

 

حضار کف زدند و کمی بعد دروازه های صلح به روی ۴۴ فیلم از سراسر دنیا گشوده شد. سال اول تنها سالی بود که هیئت داوران جشنواره شامل نماینده هایی از کشورهای شرکت کننده در آن بود و همچنین تنها سالی بود که در پایان همه خوشحال بودند؛ چون جایزه بزرگ به طور مشترک به یازده فیلم داده شد. گردانندگان فستیوال با این مژده که سال آینده در محلی آبرومندانه تر از کازینوی شهرداری از مهمان ها پذیرایی خواهندکرد، خبرنگارها، فیلمسازها و توزیع کننده های فیلم را که به زحمت تعدادشان به سیصد نفر می رسید بدرقه کردند.

 

 جشنواره کن، مهم ترین رویداد سینمایی اروپا
حالا دیگر بولوار اصلی شهر- که هنوز کم عرض و معمولی بود- و ساحل- که هنوز از بوی چیزبرگر رستوران ها آکنده نبود- کاملا خلوت شده بود؛ آن قدر خلوت که سارتر بتواند بدون عنوان مزاحم «مهمان جشنواره» در امتداد آن پیاده روی کند، سوت بزند و احیانا شنا کند.

به جز کن، الجزیره و ویشی هم جزو نامزدهای پیشنهادشده برای محل برگزاری جشنواره بودند. اما در نهایت کن به خاطر هوای آفتابی، ساحل شنی دنج و جلوی مسحورکننده نخل هایش انتخاب شد. این شهر تفریحی که در جنوب شرقی فرانسه قرار گرفته، به خاطر نیزارهای ساحلی اش، «کن» نامیده می شود. اولین سکنه اش سلت ها و رومی ها بوده اند. اما از قرن چهارم میلادی راهب های صومعه نشین اداره اش کرده اند. بعد شوالیه ها، بعد ناپلئون. بعد لردی به نام بروگهام و… بالاخره غولی به نام سینما.

کن به جز کازینوها، هتل ها، قایق های بادبانی و کاخ جشنواره اش یک بازار بین المللی گل دارد و شصت- هفتاد هزار ساکن محلی که به جز دوازده روز جشنواره که به قول آنها شهر دیوانه می شود، زندگی عادی شان را می کنند. دیوانگی شهر در آن روزها را، بیش از همه در مرکز آن که بولواری است به نام کراوزت، می شود دید.

 

همه اینجا هستند؛ از ستارگان سینما، توریست ها و خبرنگارها تا فروشنده های مجسمه، پوستر، بستنی، تی شرت جشنواره، آدم های علافی که دائما عجله دارند خودشان را به آن سر بولوار برسانند و فکر می کنند آنجا خبری هست و بالاخره زنی که با عکس بزرگ یک دختر جوان که دستش را زیر چانه اش زده این طرف و آن طرف می رود؛ برای او بازیگرانی که هر چند دقیقه یک بار با عینک دودی از هتل خارج می شوند و سوار لیموزین های سیاه رنگشان جمعیت را کنار می زنند، اهمیتی ندارند.

کاپولا، تروفو، ساتیا جیت رای یا هر آدم دیگری که در کن کشف شده هم همین طور. برای او کن جایی است که در آن، سال ها پیش دخترش را گم کرده است. پیرمردی که همشهری او است چند برابر این سال ها را صرف کار دیگری کرده؛ سی سال آزگار هر سال دوازده روز جلوی هتل های کشیک هنرپیشه ها را کشیده و با همه آنهایی که سرشان به تنشان می ارزیده، عکس گرفته و حالا آلبومی دارد که می گویند چیز باارزشی است. ولی آن را نمی خرند.

خیلی ها معتقدند کن از روز اول ابدا برای خوره های فیلم اختراع نشده بود. این البته یک تعارف فرانسوی است. کن از همان اول به عنوان پادزهری برای فستیوال ونیز، برای تجارت، و برای خوره های فیلم، هر سه اختراع شد؛ مخلوطی افسانه ای و سوررئال از هنر و پول. البته در آن سال های اول خیلی افسانه ای و سوررئال نبود. جشنواره هنوز کاخ نداشت، یعنی کاخش نیمه تمام بود.

 

بدون فرش های قرمزی که از حاشیه بولوار شروع شود و پله ها را بالا برود و بدون سقف. هتل ها تک و توک بودند و هنوز بی ستاره، به جز یکی به نام«دوکپ» که در خلیجی پایین سال قرار داشت و پاتوق پولدارها بود. روزنامه نگارها مجبور بودند کنار دریا را ترجیح بدهند. چون پر بود از اغذیه فروشی های ارزان قیمت دوره گرد. یا «بلوبار» را که یک زیرپله در کاخ جشنواره بود و صاحب برای بازارگرمی، روزنامه نگارها و منتقدها را همین که می رسیدند با یک قهوه مجانی تحویل می گرفت.

 

 جشنواره کن، مهم ترین رویداد سینمایی اروپا

ناتالی وود و وارن بیتی در حاشیه جشنواره کن 

در فاصله سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۱ جشنواره به خاطر کمبود بودجه و بی پولی بعداز جنگ تعطیل شد. صنعت سینمای فرانسه آشفته ترین روزهایش را می گذارند. در ۱۹۵۲ ساختمان کاخ جشنواره تکمیل شد و حضور چهار وزیر در مراسم افتتاحیه آن رکورد حضور سیاستمدارها را در تاریخچه فستیوال شکست. فرانسوا میتران، کوفی عنان و ژاک شیراک سیاستمداران دیگری هستند که گاهی سر و کله شان در کن پیدا شده است.

کوفی عنان در کن پنجاه و یکم (۱۹۹۸) برای سخنرانی به مناسبت پنجاهمین سالگرد انتشار «اعلامیه حقوق بشر» به این شهر آمد و شیراک که گارد ویژه اش با اسب های اصیل عربی، زرق و برق کن را تکمیل می کرد، به فستیوال پنجاهم (۱۹۹۷) آمد تا نخل طلای نخل طلاها در دست های کارگردان خوشبخت بگذارد.

در طول دهه ۵۰ تا اواخر دهه ۶۰، می توان شکل گیری و شروع افسانه هنر و پول را در کن دید. یا آن طور که انگلیسی ها می گویند مخلوط تعالی و لودگی را. کن در همین سال ها است که ساتیا جیت رای را ب «پاتر پانچالی» کشف می کند. سینمای یونان را با مایکل کوکویانیس، سینمای ژاپن را با کینوگاسا، لهستان را با آندری وایدا و بالاخره خود سینمای فرانسه را با «موج نو» و با دادن جایزه بهترین کارگردانی به فیلم یک منتقد بداخلاق سابق که اغلب با خود کن هم مخالفت کرده بود؛ به نام «فرانسوا تروفو».

در عین حال همه اینها مانع از آن نمی شد که عکاس ها و مردم کوچه و خیابان در بولوار کراوزت دنبال عمرشریف، بریژیت باردو و سوفیا لورن راه نیفتند و همچنین مانع از آن نمی شد که پولدارهای سرشناسی مثل آقاخان با میهمانی های مفصل در ویلای اشرافی اش در کن ستاره های سینما را دور خودش جمع نکند.

خیلی ها این سال ها را سال های نوستالژیک کن می دانند. سال های بی پروایی های اولیه که به خاطر شأن و موقعیت رو به رشد جشنواره برای همیشه از دست رفته است. اما کافی است کمی، فقط کمی، نوستالژیک و رمانتیک نباشیم تا ببینیم که همه چیز سر جایش است. فرانسوی ها خودشان می گویند: «فستیوال فقط بزرگ تر و گستاخ تر شده است».

 

حالا به جای ۱۵۰ ژورنالیست، چهار هزار تا دور و بر جشنواره و خبرهایش می پلکند. مراسم پخش جوایز آن به طور زنده در دنیا پخش می شود و بخشی دارد به اسم بازار فیلم که صدها فیلم را در آن برای خرید و فروش نمایش می دهد؛ بیش از ۲۹ هزار شرکت کننده از ۷۵ کشور که هر چیزی را از فیلم های هنری آسیایی و مستقل امریکایی گرفته تا فیلم های مبتذل ارزان قیمت نمایش می دهند، معامله می کنند و می گردانند.

در کنار اداره این سوپرمارکت، کن همچنان به کشف هایش ادامه داد و به بی پروازیی هایش؛ جیم جارموش، اسپایک لی، استیون سودربرگ، جین کمپیون و تارانتینو از کشف های جشنواره کن هستند. و فیلم هایی از اسکورسیزی، آلتمن، کاپولا، وندرس و کوروساوا که حالا جزو با یادماندنی ترین آثار سینما هستند، همگی اولین بار در کن به نمایش درآمده اند، تحسین شده اند و نخل طلا گرفته اند.

تارانتینو سال ۱۹۹۴ وقتی به خاطر «پالپ فیکشن» نخل طلا گرفت، گفت: «اگر کن نبود، دوستداران من در ۹۵ کشور دنیا باید برای پیدا کردنم حداقل ده سال دیگر حوصله به خرج می دادند». در کنار اینها، میهمانی های تا سپیده دم همچنان رونق دارد و وول خوردن و کنه شدن دورو بر ستاره های سینما هم.

بعضی از آنها با یک گروهان محافظ این طرف و آن طرف می روند مثل مدونا. بعضی از آنها دست هاشان را توی جیبشان می کنند و راست راست در خیابان ها می گردند و امضا می دهند؛ مثل راکی یا جری لوییس. او سال ۱۹۸۳ وقتی به کن آمده بود، گفت: «اینجا باید همیشه آهسته راه بروید. چیزی که مردم می خواهند، این است که شما را سیر ببینند. من همیشه در جمعیت آهسته راه  می روم، سلام! من اینجا هستم. چطوری رفیق؟»

درواقع در طول ۵۳ دوره جشنواره، اتفاقات معدودی این ترکیب رویایی را بهم ریخته اند. مهم ترین آنها شاید وقایع سال ۱۹۶۸ پاریس باشد که وقتی به ساحل اشرافی کن رسید، جشنواره را نیمه تمام گذاشت. آن سال جشنواره با فیلم «بربادرفته» (نسخه ترمیم شده) افتتاح شد که اسمی نحس بود؛ هر چند روزهای اول همه چیز هنوز سر جایش بود، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

 

 جشنواره کن، مهم ترین رویداد سینمایی اروپا

فدریکو فلینی و مارچلو ماسترویانی در حال ورود به کن 

 

اما در همان روزها، در پاریس دانشجوها اعتراض هاشان را از محوطه دانشگاه ها به خیابان ها کشانده بودند. خیلی ها اعتقاد داشتند فرانسه در آستانه یک انقلاب قرار گرفته است. کمی بعد اتحاد نیم بندی که بین دانشجوها و کارگرها به وجود آمد اعتصاب ها و آشوب ها را در همه جا پخش کرد. در کن اما دانشجوها و کارگرها بی حوصله تر از این حرف ها بودند.

روز ۱۸ می ۱۹۶۸ یک دسته دانشجو که از نیس رسیده بودند، کن را هم از خواب و خیال درآوردند. تروفو و گدار که در آن سال ریاست کنفرانس های مطبوعاتی را برعهده داشتند، برای همراهی با دانشجوها جلسات را نیمه کاره رها کردند. پشت سر آنها لویی مال، رییس هیئت داوران، رومن پولانسکی و مونیکا ویتی (از اعضای هیئت داوران) رسما استعفا دادند و فیلمسازهای فرانسوی و بعضی غیرفرانسوی ها میل میلوش فرومن، فیلم هایشان را از جشنواره پس گرفتند.

 

با این حال، آنهایی که دلشان می خواست جشنواره تعطیل شود، در اقلیت بودند. به علاوه، مدیران جشنواره هنوز هیچ تصمیمی درباره این اتفاقات نگرفته بودند. به نظر می رسید آنها با شجاعت احمقانه ای می خواهند وانمود کنند هیچ اتفاقی نیفتاده و به همین خاطر اعلام کردند که نمایش فیلم ها با فیلم «دسر نعنایی» کارلوس سائورا ادامه پیدا می کند. اما دانشجوها به داخل کاخ جشنواره هجوم آورند و به پرده هایی که برای نمایش فیلم کنار رفته بودند آویزان شدند. آنها می خواستند پرده ها را ببندند و اجازه ندهند فیلمی به نمایش دربیاید.

این مسابقه طناب کشی درواقع آخرین نفس های جشنواره بیست و یکم کن بود. ظهر نوزدهم می رابرت فاور لوبرت، مدیر جشنواره، تعطیلی فستیوال را رسما اعلام کرد. نمای پایانی قیافه بهت زده دربان های کاخ جشنواره بود؛ آدم های خشک مقرراتی ای که امکان نداشت حتی یک تماشاگر بدون کارت دعوت از زیر دستشان قسر در برود حالا گوشه ای کز کرده بودند و زل زده بودند به این گروه خشن که بین اتاق هایی که روی درهایشان نوشته بود «هیئت داوران»، تلوتلو می خوردند، ساندویچ های بوفه را گاز می زدند و با کفش روی صندلی های جایگاه ورجه وورجه می کردند.

بعضی از روزنامه نگارهای سمج که هنوز نمی خواستند چیزی را که اتفاق افتاده بود باور کنند، پشت سر هم می گفتند: «آنها نمی توانند فستیوال را تعطیل کنند» و می رفتند در یکی- دو سینمای شهر که هنوز فیلم های بخش بازار را نشان می دادند، فیلم می دیدند و بقیه که ترسوتر و عاقل تر بودند و اغلب غیرفرانسوی، با اولین پروازهایی که وجود داشت خودشان را به مملکتشان می رساندند.

آنها به کابوس ۱۸ می فکر می کردند و صدای مهمان دار که توضیح می داد «به خاطر اعتصاب صنعتی فرانسه، ایرفرانس نمی تواند به آنها آب پرتقال بدهد و از این بابت عذرخواهی می کند» نمی شنیدند.

سال بعد چهار تا از جایزه های اصلی جشنواره به چهار فیلم رسید که به ترتیب درباره «اعتصاب دانشجوها»، «تظاهرات کارگرها»، «قیام دهقان ها» و «شورش شوراهای دولتی» بودند. ظاهرا انقلاب ۱۸ می پاریس تازه به هیئت ژوری رسیده بود. سال ۱۹۷۲ فمینیست ها در کن سر و صدا راه انداختند. آنها که از پوستر فیلم «رم» فلینی خوششان نیامده بود، گذر به گذر نردبان می گذاشتند و روی پوسترها رنگ می پاشیدند. سردسته آنها یک فیلمنامه نویس بود به نام الئنور پری. او وقتی مطمئن شد دیگر پوستر سالمی از این فیلم در کن وجود ندارد، به خبرنگارها توضیح داد که «این کار ما حمله به فلینی نبود، ما برای او احترام قائلیم، ولی می خواستیم به شویه تبلیغ فیلم او اعتراض کنیم.»

بعد از فمینیست ها نوبت بمب گذاری ها بود. یکی سال ۱۹۷۵ یک روز قبل از افتتاح جشنواره و یکی دو سال بعد، موقع نمایش «دوست امریکایی» ویم وندرس. هر دو بمب قبل از این که کاخ قیمتی جشنواره را مخروبه کنند، کشف و خنثی شدند و تا هفت سال بعد آب از آب تکان نخورد.

 

 جشنواره کن، مهم ترین رویداد سینمایی اروپا

حواشی جشنواره کن در ۱۹۶۸ 

سال ۱۹۸۴ دانشجوهای پزشکی که شعار می دادند «مشکلات ما از سینما مهم تر است» کن را به هم ریختند. آنها اول لاستیک هایی را که با آنها بولوار کراوزت را بسته بودند آتش زدند و بعد داخل تالار نمایش گاز اشک آور پرتاب کردند. منتقدها داشتند فیلم «گرما و غبار» را تماشا می کردند، سرفه می کردند، چشم هاشان را که یکسره از آنها آب می آمد، پاک می کردند و به زمین و زمان بد و بیراه می گفتند. کمی بعد پلیس ضدشورش سررسید و با سپر و باتوم، اول دانشجوهای پزشکی و بعد اوضاع را کنترل کرد.

در تمام سال های پس از این، همه چیز در کن سر جای خودش بوده است. هر سال دو ساعت قبل از شروع اولین سئانس رسمی، پلیس دو طرف پلکان ورودی کاخ صف کشیده است و وقتی کارگردان یا بازیگر سرشناسی از پله ها بالا رفته، بلندگوها قطعه «چنین گفت زرتشت» اشتراوس را پخش کرده اند و مردم از این پایین برایشان دست تکان داده اند، سوت زده اند و جیغ کشیده اند.

نشریات فرانسوی این جور کارها را افت می دانند. مسئولان جشنواره را بابت قطا کردن ستاره های امریکایی در این جشنواره سینمای متفکر سین جیم می کنند و جایزه بگیرها را- در صورتی که امریکایی نباشند- تحویل می گیرند. اما رییس دفتر خبرگزاری جشنواره که ۴۳ بار در ۴۳ دوره کن «رییس دفتر خبرگزاری جشنواره» بوده است می گوید: «شما می توانید به ما حمله کنید، یا ما را تحسین کنید، مهم نیست. مهم این است که درباره کن حرف بزنید تا توجه همه به اینجا جلب شود. نظر من همیشه این بوده؛ این جشنواره بدون جنجال و هیاهوی مرده است».


خبرگزاری آريا – فرخ نژاد به رئيس جمهور: براي امثال من آبرويي نمانده به فکر خودتان باشيد!/ ميناوند:آقاي روحاني يا حلش کن يا با شهامت استعفا بده + تصاوير


فرخ نژاد به رئيس جمهور: براي امثال من آبرويي نمانده به فکر خودتان باشيد!/ ميناوند:آقاي روحاني يا حلش کن يا با شهامت استعفا بده + تصاوير

خبرگزاري آريا – با بالا رفتن قيمت دلار و رد شدنش از مرز ۵۵۰۰ تومان اکثر هنرمندان و چهره هاي شاخص پست هاي اعتراض آميز خود را نسبت به اين اوضاع کنوني بازار ارز به طور جالبي منتشر کردند.
به گزارش خبرگزاري آريا ، موج اعتراض ها با اعلام قيمت دلار بيشتر شد به طوري که صداي هنرمندان را نيز درآورد.. در ادامه برخي از پست هاي منتشر شده را مشاهده مي کنيد:
حميد فرخ نژاد (بازيگر):

پريناز ايزديار (بازيگر):

ليندا کياني (بازيگر):

مهدي مدرس (خواننده):

مهرداد ميناوند( فوتباليست):

امير آرمان (بازيگر):


خبرگزاری آريا – سريال پايتخت رو ديديد؟ قدر مدافعين حرم رو بدونيد …/ فکر کن چند تا مرد سوري جلو چشمشون ناموسشون رو بردن + تصاوير


سريال پايتخت رو ديديد؟ قدر مدافعين حرم رو بدونيد .../ فکر کن چند تا مرد سوري جلو چشمشون ناموسشون رو بردن + تصاوير

خبرگزاري آريا – از بازيگران سريال پايتخت تا گوينده خبر و کاربران شبکه هاي مجازي با تمام شدن اين سريان در شبکه هاي مجازي واکنش هاي جالبي نشان دادند که خواندش خالي از لطف نيست.
به گزارش خبرگزاري آريا ، هومن حاجي عبدالهي بازيگر نقش «رحمت» نوشت:
و پايان
اميدوارم از ما راضي باشيد
حلالمون کنيد
و خواهش ميکنم يادمون افتاديد حتماً دعامون کنيد
ياحق

احمد مهرانفر بازيگر نقش «ارسطو» نوشت:
اين دو سه شب ديديد چقدر جنگ ويرانگر و وحشتناک و ترسناکه
تو رو خدا کاري نکنيد اين کشور دوباره وارد جنگ بشه

بهرام افشاري بازيگر نقش «بهتاش» نوشت:
عمري باقي موند و خداروشکر
ممنون از همتون
دوستتون دارم

نيلوفر رجايي فر بازيگر نقش «اليزابت» نوشت:
وسط آتيش و بارون گلوله هم بايد زندگي کرد و از زندگي گفت.
کيه که ندونه درون هرکدوم از ما هرروز جنگ من با من به پا ميشه! کيه که ندونه که خودمون ميتونيم بهترين ياور خودمون يا سرسخت‌ترين دشمن واسه خودمون باشيم! کيه که ندونه زير هر توپ و موشک‌باروني زندگي ادامه داره، بچه‌ها به دنيا ميان و درخت‌ها شکوفه ميدن! و کيه که ندونه فقط خودمون ميتونيم قهرمان جنگ‌ِ درونمون باشيم. کافيه صلح و عشق ورزيدن رو انتخاب کني و به زندگي ادامه بدي، اون وقت ميبيني
که زندکي هم تو رو انتخاب ميکنه

امين زندگاني بازيگر سينما و تلويزيون نوشت:
بابا پيشم بمون بدون من نرو.
شماداعش فرهنگي را به زيبايي از ميدان بدر کرديد.
هزار درووووود بر سيروس مقدم، محسن تنابنده، خشايار الوند،الهام غفوري، احمد مهرانفر ، ريما رامين فر ،هومن حاج عبدالهي ، بهرام افشاري، عليرضا خمسه، رحمان و رحيم، سارا ،نيکا و نسرين نصرتي، ميدانم در چنين کار سختي بر شما چه گذشته از تفهيم مديران فرهنگي تا تلخيهاي مجازي گردانهاي بد زبان ولي شما بسيار زيبا خطوطي را جابجا کرديد که بزرگاني از جابجاييشان نا اميد بودند چه زيبا گفتيد از جوانان غير خودي که پاي غيرت و ايران و خانواده شان مردي شدند چون شير چه زيبا گفتيد از همبستگي ايران چون خانواده اي نا گسستني، دستتان را ميبوسم که تعريف بومي سازي و سريال سازي به مفهوم کاملا ايراني بوديد بعد از دائي جان ناپلئون . درررررود بر همه شما عزيزان که پايتخت پنج اوج پختگيتان بود. بر شما حلال هر آنچه به نامتان شد

شريفي مقدم، گوينده خبر در پست اينستاگرامش نوشت:
چند دقيقه نفسگير و پر از فکر در يک سريال… چهره هاي کريه و وحشتناک داعشيها رو ديديد؟ فيلم بود، نزديک ما نبود اما خيليها از نزديک لمسش کرده اند.ما با تصويرش ترسيديم اما هزاران هزار نفر عزيزانشون به دست همين وحشيها کشته شدند يا به بردگي رفتند. هر مرد و زني جلوي اينا مي ايسته، شجاعترينه.که اگه نبودند ،فيلم نبود، واقعيتِ همين تهران بود و الان توي هزار تا سوراخ پنهان شده بوديم. #مدافع_حرم
گاهي ميان خنده ها، به فکر فرورفتن لازمه

در ادامه برخي از واکنش هاي کاربران فضاي مجازي را به اين سريال مشاهده مي کنيد:
فکر کنم اون جاهل هايي که ميگفتن #مدافعان_حرم بخاطر پول ميرن، با ديدن #سريال_پايتخت اکثرشون فهميدن که بخاطر وطن، شرف، ناموس و خيلي چيزاي ديگه رفتن نه برا پول
ديشب سريال پايتخت رو ديديد؟ نفساتون تو سينه حبس شد و ترسيديد؟ قدر مدافعين حرم رو بدونيد … همين …
دو تا حوري اينجاست….لعنتي….جلوي يه مرد به ناموسش اين حرف رو بزنند داغون ميشه..فکر کن چند تا مرد سوري جلو چشمشون ناموسشون رو بردن…. لعنت به شماهايي که ميگيد #مدافعين_حرم براي پول رفتن…بيشمار لعنت…
‏جايي از فيلم نديدم که نقي و ارسطو بخاطر پول از خانواده و جونشون دفاع کرده باشن. مدافعان حرم که بهتر از جانشان دفاع مي‌کردند ، چرا پس تهمت‌شان ميزديد نامردها؟!
صحنه اسارت زن و بچه ها رو ديديد؟؟؟ دارم از درون متلاشي ميشم، بغض داره گلومو مي‌ترکونه…..
‏کاش فصل بعدي پايتخت کارگردانش نقش باباپنجعلي رو بده به من، همراه گروه هستم هر قسمت يه بار ميگم نَخِردَم و يه سيلي به بهتاش ميزنم
پول هم نميخوام يه جاي خواب و يه وعده غذاي گرم کافيه
‏پايتخت فقط اونجاش که رحمت تهرانيا رو با داعشيا مقايسه کرد که عيدا هجوم ميارن به مازندران :)))
هرکي پايتخت۵ رو دوست نداره ميتونه بزنه شبکه جم و چهارصد قسمت دنبال باباي بچه بگرده:))))
اين قسمت پايتخت رو خود حاج قاسم نوشته بود فکر کنم
موسسه اوج پايتخت ۶ رو تو تل آويو ميسازه و نماز عصر رو تو قدس ميخونيم
توي اين گرون شدن دلار فقط «رحمت» بدبخت شد!
بيچاره الان ۱۵ هزار دلار ارسطو رو چطوري برگردونه؟
‏حالا پايتخت ۶ نقي ميره ديگه سرتيفيکيت رو بگيره
‏قراره تيکن ۴ رو نقي معمولي بازيکنه
‏محبوب من
به شدتِ ضربات سرِ نقي به آن داعشي ، دوستت دارم …
‏بهتاش ‌وقتي پولاي ارسطو رو دزديد هر دلار ۴۹۰۰ بود ، الان بعد ۱ هفته شد ۶۰۰۰ تومان ?
مصلحت خدا بود چون ارسطو لباسم وارد ميکرد اينقدر سود نميکرد ???
امشب مهدي طارمي تو يه سکانس پايتخت بازي کرد؛ اونجا که از ۶ قدمي نتونست هدفو با آر پي جي بزنه!
‏آمريکا؛اسراييل؛آل سعود وهمه جنايتکاران وخونخواران بدانند اگر آنها آرنولد؛راکي؛جان سينا و آندرتيکر دارند ما هم نقي و ارسطو معمولي را داريم…
‏چيزي که من ديدم نقي معمولي نبود بلکه نقي حرفه اي بود
‏پيام اخلاقي اين قسمت پايتخت اين بود که آدم بچه مچه رو تو سريال هم با خودش نبايد ببره.
‏نقي معمولي از تمام دوران فوتبال علي دايي بيشتر هِد زد تو صورت داعشيه
‏پايتخت۶ ميشه نبرد خانواده نقي با وايت‌واکرها
‏خداروشکر نقي و خانواده ش نجات پيدا کردن وگرنه دلار ميشد ۶ هزار تومن
‏بنظرم ما ايرانيا ديگه بايد بيايم جاي تقويم از فصل ها و قسمت هاي پايتخت استفاده کنيم مثلا اگه به يکي گفتن تاريخ تولدت رو بگو بگه متولد قسمت ۷ از فصل ۳ پايتخت هستم
‏سريال پايتخت يه نکته آموزشي داشت
اونم اينه که خشاب کلاشينکف ۱۹۰ تا تير داره !


خبرگزاری آريا – خدايا زلزله را در ۳ و ۴ جمعش کن و به ۷ و ۸ نرسان!


خدايا زلزله را در 3 و 4 جمعش کن و به 7 و 8 نرسان!

خبرگزاري آريا – اکبر عبدي، هنرمند سرشناس کشور با حضور در برنامه تحويل سال شبکه اول سيما آرزوهاي خود را در قالب طنز بيان کرد.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از تسنيم، اکبر عبدي که در برنامه تحويل سال شبکه اول سيما حاضر شده بود درباره حوادث سال ۹۶ گفت: از خداوند خواهش مي‌کنم گوش ما را خيلي سفت نگيرد.
وي افزود: خداوند اواخر سال ۹۶ گوش ما را با حادثه پلاسکو سفت گرفت اما خدا را شکر از بيخ نبريد. در کشتي سانچي مي‌توانست به جاي نفت، انسان و مسافر باشد و خدايي نکرده به جاي ۳۰ شهيد، ۳۰۰ شهيد داشته باشيم يا هواپيمايي که سقوط کرد بزرگ‌تر باشد.
اکبر عبدي در بخشي از گفت‌وگويش با ضياء خطاب به خداوند گفت: ان‌شاءالله خداوند در سال ۹۷ گوش ما را به کل ول کند و از او مي‌خواهيم زلزله را در همين ۳ و ۴ جمعش کند و به ۷ و ۸ نرسيم. اينجا مملکت امام رضا (س) است، خدايا اگر تو پز مي‌دهي من بنده درست کردم، با علي و اولاد علي پز مي‌دهي، اين مملکت هم براي اولاد علي است، از تو مي‌خواهم گوش ما را ول کني و از بيخ نبري.
عبدي در بخش ديگري از سخنانش تصريح کرد: بانک‌ها لطف کنند مردم را نزول‌خوار نکنند! قولتان براي پرداخت عيدي و حقوق در ۱۵ اسفند چه شد؟
وي افزود: دوستمان که معاون آقاي روحاني است قول داده بود ۱۵ اسفند حقوق و عيدي کارگران را بدهند اما هنوز خيلي‌ها چيزي نگرفته‌اند. مشهد که مي‌روم به داماد علم‌الهدي، در تهران به روحاني و در کرمان هم به جهانگيري راي داده‌ام!
اين بازيگر در پاسخ به سوال ضيا مبني بر اينکه به چه کسي رأي دادي، توضيح داد: من پريشب پيش امام رضا (ع) بودم و آنجا گفتم به داماد آقاي علم الهدي رأي دادم، وقتي تهران هستم بايد بگويم به آقاي روحاني رأي دادم، کرمان هم بروم مي‌گويم به آقاي جهانگيري رأي داده‌ام، بالاخره از آدم توقع دارند و گاهي آدم بايد حزب باد باشد!
عبدي درباره انتقاداتش از جشنواره فجر هم گفت: دو سال پيش پدر من فوت کرد، بنده خدا فکر کرده بود زير سيمرغي که به من داده‌اند، دو کيلو و نيم سه کيلو طلا است، مي‌گفت اين شيشه بالايش هم که به درد نمي‌خورد بنداز برود، بعد که فهميد يک حلبي است و داخلش گچ است، گفت اين جايزه را چه کسي به تو داده؟ گفتم آقاي انوار. گفت اين آقاي انوار، جايزه‌اش به درد انبار مي‌خورد، ببر بگذار زير زمين! بنابراين من چيزي درباره جشنواره نگفتم، پدرم گفت. او هم که دستش از دنيا کوتاه است.
گفتني است؛ علي ضياء در اولين شب از برنامه تحويل سال خود ميزبان اکبر عبدي (بازيگر) بود و او را با حضور ناگهاني مادرش در استوديو غافلگير کرد.
به گزارش ايسنا، «يکِ يک» با اجرا و تهيه کنندگي سيدعلي ضيا، از ۲۶ تا ۲۸ اسفند هر شب ساعت ۲۳:۱۵ روي آنتن شبکه يک سيما مي رود و در روز تحويل سال نيز از پيش از ظهر تا ساعت ۲۱، روي آنتن خواهد بود.

اکبر عبدي و مادرش


خبرگزاری آريا – احمد کاميار«ساز کن» را خواند


احمد کاميار«ساز کن» را خواند

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- قطعه تصويري «ساز کن» در دستگاه سه گاه با آهنگ و تنظيم محمدجليل عندليبي و صداي دکتر احمد کاميار بر روي شعري از شهريار اجرا شده است. «ساز کن» گروه‌نوازي است متشکل از همنشيني ۶ ساز متعارف موسيقي اصيل ايراني که کارگرداني قطعه تصويري اش را امين فرج پور انجام داده است. اين قطعه اولين آهنگ آلبوم «تنگ شکر» است که به زودي روانه بازار موسيقي خواهد شد.
محمد جليل عندليبي، سالار عندليبي، آراس رجبي و محمد گل عنبر به عنوان نوازندگان گروه موسيقي مولانا در اين قطعه حضور داشته اند.
رويکرد محمد جليل عندليبي در اين اثر بازنمايي ظرفيت‌هاي ديگري از موسيقي اصيل ايراني در فضاي گروه‌نوازي، ساز و آواز و فضاي ارکسترال بوده است. اين آهنگساز صاحب نام موسيقي ايراني در عين حال کوشيده رويکرد جديدي از کاربرد کلام شاعران معاصر را در فضاهاي تغزلي و حماسي بيازمايد. «احمد کاميار» از سال ۶۶ تا ۷۱ در کلاس آواز عليرضا افتخاري (در هنرستان موسيقي اصفهان) رديف‌هاي سيد حسين طاهرزاده را آموخت و براي افزايش شناخت از مکتب اصفهان در کلاس هاي «علي اصغر شاهزيدي» و ديگر اساتيد اين شيوه آوازي حاضر شد.
در سال ۷۵ به محضر استاد محمدجليل عندليبي راه يافت و سولفژ، تئوري موسيقي و رديف سه تار عبدلله دوامي را نزد او فرا گرفت. در ادامه در تار و سه تار را نزد همايون يزداني و هدايت الله سياره آموخت. «شب آرزو» اولين آلبوم اين خواننده موسيقي ايراني است که در سال ۸۸ با آهنگسازي همايون يزداني منتشر شد.