Tag Archives: گفت

خبرگزاری آريا – انجمن بازيگران سينما درگذشت ناصر ملک مطيعي را تسليت گفت


انجمن بازيگران سينما درگذشت ناصر ملک مطيعي را تسليت گفت

خبرگزاري آريا- انجمن بازيگران سينماي ايران در پيامي درگذشت ناصر ملک مطيعي را تسليت گفت.
به گزارش آريا به نقل از سينماخبر، در پي درگذشت ناصر ملک مطيعي بازيگر سينما، شوراي مرکزي انجمن بازيگران سينماي ايران در پيامي درگذشت اين هنرمند را تسليت گفت. در متن اين پيام آمده است:
«بازگشت همه به سوي اوست
با نهايت تاسف و اندوه فراوان، بازيگر پيشکسوت و ستاره ماندگار تاريخ سينماي ايران ناصر ملک مطيعي، بعد از تحمل دوران طولاني بيماري و رنج نامهرباني ها از ميان ما رفت و به آرامش بيکران و جاودان پيوست.
درگذشت اين چهره هميشه متين و همواره محبوب سينماي کشورمان را به حضور هموطنان عزيز، خانواده محترم ايشان و تمامي همکاران و سينماگران گرامي تسليت عرض مي نماييم.
شوراي مرکزي انجمن بازيگران سينماي ايران»
ناصر ملک مطيعي بازيگر سينماي ايران بامداد امروز ۵ خردادماه در سن  ۸۸ سالگي درگذشت. اين بازيگر طي هفته گذشته به دليل نارسايي کليه و تنگي نفس در بيمارستان بستري شده بود.


خبرگزاری آريا – حسين فرجي در سن ۶۸ سالگي دار فاني را وداع گفت


حسين فرجي در سن 68 سالگي دار فاني را وداع گفت

خبرگزاري آريا – «حسين فرجي» ـ خواننده ترانه‌هاي ماندگار «باروبارو» و «دايه دايه» ـ صبح امروز در سن ۶۸ سالگي درگذشت.
اين خواننده اول بهمن‌ ماه سال ۱۳۲۹ هجري خورشيدي در لرستان و شهرستان خرم‌آباد ديده به جهان گشود. اوکه از دوران کودکي داراي صداي بسيار خوبي بود از همان دوران مدرسه کار خواندن ترانه‌هاي محلي را شروع کرد تا اينکه جهت ارتقاء سطح کيفي کارش و همچنين براي شناساندن ترانه‌هاي محلي لري به تهران آمد و زير نظر استاد مهرتاش که استاد اساتيد هنرمندان بود کار خود را آغاز کرد.
اين هنرمند در سال ۱۳۴۶ و در حالي‌ که تنها ۱۷ سال سن داشت اولين ترانه‌ خود را با نام «شو سال» که شعر و آهنگش را هم خودش خلق کرده بود، اجرا و در همان سال ترانه‌ معروف «شيپورچي» را هم که خود حکايتي داشت را با شعر و آهنگي از خود وارد بازار کرد.
شيپورچي، دايه دايه، شو سال، کينه، مادر، مسافر کويت، مرغ اسير، تويي بهارم سوزه سوزه و … از ترانه‌هاي به‌يادماندني مرحوم فرجي محسوب مي‌شوند. عزت‌الله (حسين) فرجي اول بهمن‌ ماه سال ۱۳۲۹ هجري خورشيدي در لرستان و شهرستان خرم‌آباد ديده به جهان گشود.


خبرگزاری آريا – رئيس رسانه ملي درگذشت قاسم افشار را تسليت گفت


رئيس رسانه ملي درگذشت قاسم افشار را تسليت گفت

خبرگزاري آريا – دکتر علي عسکري، رئيس سازمان صدا و سيما در پيامي درگذشت قاسم افشار گوينده پيشکسوت خبر را تسليت گفت.
به گزارش خبرگزاري آريا از روابط عمومي رسانه ملي، متن پيام تسليت رئيس سازمان صدا و سيما به شرح زير است:
انا لله و انا اليه راجعون
درگذشت گوينده پيشکسوت و متعهد خبر، جناب آقاي قاسم افشار را که همواره چهره و صدايش تداعي کننده خاطره انگيز ترين روزها براي مردم عزيز ايران است، به خانواده ايشان، اصحاب رسانه و خانواده بزرگ صدا و سيما تسليت عرض مي کنم و از خداوند تعالي براي آن مرحوم رحمت و مغفرت و براي بازماندگان صبر و اجر مسئلت دارم.
علي عسکري
رئيس سازمان صدا و سيما


خبرگزاری آريا – نصرت الله حدادي در سن ۸۹ سالگي دار فاني را وداع گفت


نصرت الله حدادي در سن 89 سالگي دار فاني را وداع گفت

خبرگزاري آريا – نصرت‌الله حدادي، موسيقي‌دان اهل کردستان، هفته‌ي گذشته در سن ۸۹ سالگي دار فاني را وداع گفت. او که به همراه استاد «حسن کامکار» فعاليت‌هاي آموزشي موسيقي را در منطقه به پيش مي برد، در سال ۱۳۲۷ وارد مدرسه فني موزيک شد، ويلن را براي ساز تخصصي خود برگزيد و نزد اساتيد وقت به تلمذ پرداخت. 
«حدادي»‌ از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۹ سمت سرپرستي موسيقي راديو سنندج را عهده دار بود. در سال ۱۳۴۸ اقدام به تاسيس آموزشگاه موسيقي کرد و از سال ۱۳۴۹ تا سال ۱۳۵۷ در سمت کارشناس موسيقي شهرهاي کرمان، مهاباد، لرستان، هرمزگان و تهران به خدمت مشغول بود. در سال ۱۳۵۶ کتاب چهل و دو ترانه قديمي ايران را منتشر کرد. در سال ۱۳۵۹ دفتر شانزده قطعه را انتشار داد. در سال ۱۳۶۷ به سمت کارشناس محقق واحد موسيقي صدا و سيما در آمد و در سال ۱۳۷۶ فرهنگنامه موسيقي ايران را منتشر کرد. تا قبل از چاپ اين شرح حال، او دو کتاب حافظ خوش‌الحان و خاطرات و سرگذشت موسيقي و موسيقي‌دانان ايران را زير چاپ داشتند.


خبرگزاری آريا – فرزاد طالبي انتساب «علي ترابي» به مدير کلي دفتر موسيقي را تبريک گفت


فرزاد طالبي انتساب «علي ترابي» به مدير کلي دفتر موسيقي را تبريک گفت

خبرگزاري آريا – موسيقي ما- «فرزاد طالبي» – مدير کل سابق دفتر موسيقي- هم‌زمان با توديع خويش در نامه‌اي انتسابِ «علي ترابي» به اين سمت را تبريک و براي او آرزوي موفقيت کرد.
«طالبي» در نامه‌ي خود آورده است: «بر خود واجب مي‌دانم بعد از اتمام خدمت در عرصه‌اي مهم که با روح آدمي پيوند داشته و بيان کننده‌ي اعماق احساسات انساني است، از تمامي هنرمندان عزيز به‌ويژه اساتيد و بزرگان، تهيه‌کنندگان، اصناف، خبرنگاران و تمامي فعالان اين هنر-صنعت جاودان به‌خاطر حمايت بي‌دريغشان تشکر و قدرداني کنم و در سال جديد ارتقاء و سربلندي موسيقي در همه زمينه‌ها به‌ويژه در عرصه‌هاي بين المللي را از خداوند متعال آرزومندم. همين‌طور از همکاران محترم دفتر موسيقي که لحظه‌اي از خدمت صادقانه دريغ نداشتند، سپاسگزاري مي‌کنم و ضمن تبريک به همکارم جناب آقاي ترابي، اميدوارم ايشان با تلاش‌هاي خود از اين نماد هويت مشترک حراست و حمايت کنند.»
فرزاد طالبي از کارکنان رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، داراي مدرک کارشناسي ارشد روابط بين الملل است که از تيرماه ۹۴ نيز سرپرستي دفتر موسيقي را بر عهده داشت. طالبي پيش از اين ۶ سال معاون اجرايي اداره کل مطبوعات داخلي و همچنين معاونت تبليغات محيطي سازمان زيباسازي شهر تهران را عهده‌دار بوده است.


گفت و گو با «محمود شهریاری»، رکورددار ممنوع الکاری


روزنامه هفت صبح – سوسن سیرجانی: از پیشکسوتان اجرا پس از انقلاب است و البته جزو رکوردداران ممنوع الکاری. محمود شهریاری سال ها است فرصت اجرا به دست نیاورده و فعالیتش را در بیرون از سازمان صدا و سیما انجام می دهد. سراغ او رفتیم تا با او در این باره گفتگو کنیم. شهریاری این بار هم بدون تعارف نظرش را گفت و توضیح داد چرا رویه تلویزیون برای جذب بازیگران و به عنوان مجری نادرست است.

او می گوید نمونه هایی مثل رامبد جوان و مهران مدیری به این دلیل موفق هستند که بیش از اجرا، بازی می کنند. شهریاری از کامران تفتی نام نمی برد اما اشاره هایش گویا است؛ به عقیده او نمی توان یک بازیگر مجرد را در مقام مجری برنامه «وقتشه» که رسالتش ترویج ازدواج است، پذیرفت. شهریار مقصر اصلی این اتفاق را مدیران تلویزیون می داند و در عین حال معتقد است بیش از همه خود بازیگران متضرر می شوند.

 

بازیگران گول اجرا را نخورند، نابود می شوند 
یکی از جدیدترین نسخه هایی که سازمان صدا و سیما برای بالا بردن جذابیت برنامه هایش می پیچد، حضور چهره ها و بازیگران در مقام اجرا است. شما به عنوان کسی که سابقه ای طولانی در امر اجرا دارد، نگاه تان به این رویکرد چگونه است؟

– چهره های مورد علاقه مردم ممکن است جذابیت برنامه را بالا ببرند اما نه به عنوان کسی که دارد برنامه را اجرا می کند. این اتفاق اول از همه به ضرر بازیگرانی است که به سمت اجرا آمده اند چون اجرا با بازیگری دو مقوله کاملا متفاوت است و وقتی بازیگر در نقش مجری ظاهر می شود، مردم حس می کنند آن شخص در حال ایفای نقش است و در دراز مدت به صداقت کلام او شک می کنند که همه اینها به ضرر بازیگران است چون بدترین ضربه به آنها این است که جذابیت شان را برای کارگردان ها از دست می دهند و تجربه ثابت کرده به غیر از چند مورد محدود، سایر بازیگرانی که به سمت اجرا آمده اند در کار بازیگری شان خلل به وجود آمده است.

 

با اینکه الان به گفته خود بازیگران کار برای شان در سینما و تلویزیون کم شده، اما این هم دلیل نمی شود آنها به سمت اجرا بیایند. باید به این موضوع توجه کرد که چرا هیچ وقت کسانی مثل علی نصیریان، پرویز پرستویی یا رضا کیانیان پیشنهاد اجرا را نمی پذیرند، چون آنها به اهمیت کار خودشان در بازیگری پی برده اند.

اما نتیجه برعکس این ماجرا یعنی مجریانی که بازیگر می شوند، همیشه بد نبوده و مثلا نمونه هایی مثل صابر ابر و شهاب حسینی را داریم که کارشان را از اجرا شروع کردند.

– نمونه های انگشت شمار داریم.اما در همین ماجرای برعکس کسی را داشتیم که از اجرا به سمت بازیگری رفت و در سریال یوسف پیامبر (ع) بازی کرد و بعد به سمت موسیقی رفت و دوباره به اجرا بازگشت، اما نه مجری کاملی شد، نه خواننده موجهی شد و نه بازیگر قابل. مردم هم در این میان معطل می مانند که فلان فرد را باید در کدام نقشش بپذیرند. این را نه از روی تعصبم به بازیگری بلکه از روی دلسوزی درباره دوستان بازیگر می گویم.

به نظر می آید از زمانی روند استفاده از چهره ها در تلویزیون بیشتر دیده شد که رامبد جوان توانست با اجرایش خندوانه را تبدیل به برنامه ای موفق کند. البته جوان بازیگر کمدی بود و در یک برنامه تخصصی با همین سبک موفق بود.

– به نظر من باید خندوانه را به نوعی جزو استثنائات قرار دهیم چون در خندوانه بازیگری بیشتر چیره است تا اجرا. رامبد جوان هم اول کارگردان و بازیگر خندوانه است. این برنامه واقعا به دلیل همه ویژگی ها و المان هایی که دارد نمی تواند در کنار سایر برنامه های تلویزیون طبقه بندی شود. حتی بخش استندآپ کمدی هم در این برنامه به نوعی بازیگری است. بنابراین موفقیت های خندوانه ربطی به اجرا ندارد و بیشتر به سمت دسته بندی بازیگری می رود.

به نظر شما دورهمی را باید مثل خندوانه در قالب های دیگری دسته بندی کنیم؟

– مهران مدیری در تمام طول برنامه دارد بازی می کند. از آنجایی که قیمت در مقابل او با لحنی خاص می گوید «مدیری» تا جایی که در مقابل مهمانان می نشیند، همه از پیش توسط نویسنده نوشته شده است. حتی اگر به صورت بداهه هم حرفی زده می شود، بازیگری اش بر اجرا غالب است. اما این را باید مورد توجه قرار داد که با یک دو برنامه نمی شود کل تلویزیون را ارزیابی کرد و گفت به دلیل موفقیت این دو برنامه پس بازیگران توانایی اداره برنامه را دارند. تلویزیونی را که الان ۲۴ ساعته است و در نزدیک به ۳۰ شبکه برنامه دارد، باید در سطح کلان تر مورد بررسی قرار داد.

 

 بازیگران گول اجرا را نخورند، نابود می شوند
ما درباره لطمه ای که بازیگران با تغییر مسیر به سمت اجرا، به کارنامه کاری خود می زنند صحبت کردیم اما این موضوع باعث بیکار شدن مجری ها هم می شود؟

– به نظر من مجری ها بیکار نمی شوند، چون در خارج از صدا و سیما آنقدر همایش و برنامه وجود دارد که مجریان در آنها حضور داشته باشند که مثلا خود من که سال ها است از تلویزیون دور هستم، وقتم پر است. اما چرا هیچ وقت از بازیگران نمی خواهند که این برنامه ها و همایش ها را اجرا کنند؟ چون بخش خصوصی برای خرجی که برای همایش ها و برنامه هایش می کند انتظار بازخورد و نتیجه دارد، بنابراین یک بازیگر توان اداره یک برنامه یا همایش را ندارد و بخش خصوصی هم که به بیت المال متصل نیست که به راحتی از آن خرج کنند.

اما خاستگاه مجریانی مثل شما، تلویزیون است و همایش های خصوصی را نمی توان به عنوان مقیاس پرکاری یک مجری در نظر گرفت.

– بله، درست است. اما وقتی تلویزیون قدر نیروهایی که خودش تربیت کرده را نمی داند، این نیروها هم جذب جاهای دیگر می شوند. وقتی اسماعیل میرفخرایی با جواد آتش افروز اجرا نمی کنند، آنها متضرر نمی شوند، بلکه تلویزیون دارد ضرر می کند و در نهایت مردم هستند که دیدن یک برنامه استاندارد را از دست می دهند. دقیقا یکی از دلایلی که تلویزیون به سمت بازیگران رفته است، ضعف در کشف و تربیت مجریان کاربلد است.

 

متاسفانه الان مجریانی در تلویزیون هستند که آنقدر از نظر تکنیکی ضعیف عمل می کنند که تلویزیون به ناچار به سمت بازیگران می رود. شاید جالب باشد بدانید که من بارها از مدیران شبکه ها پرسیدم اسم مجری فلان برنامه تان چیست و آن مدیر اسم مجری های شبکه خودش را نمی دانسته، انتظار دارید در این شرایط مردم نام مجری را به یاد بسپارند؟

با توجه به گفته های شما تلویزیون از بازیگران استفاده می کند تا هزینه ای برای تربیت یک مجری نپردازد.

– بله، دقیقا. بازیگران دوربین را می شناسند و به راحتی رابطه برقرار می کنند. در کنار آن فضای استودیو برای شان تعریف شده و از نگاه مخاطب و دوربین نمی ترسند. به همین دلیل هزینه و زمانی برای آشنایی او با این تجهیزات و فضاها صورت نمی گیرد. می بینیم یک بازیگر جلوی دوربین قرار می گیرد و می خواهد نقش یک روانشناس کودک را بازی کند، خوب مردم قبول نمی کنند چون آنها برای مشکلات و سوالات شان احتیاج دارند که یک کارشناس با سابقه را در قاب تلویزیون ببینند.

 

یا در اتفاقی که اخیرا با آن مواجه شدیم، استفاده از بازیگر مجردی بود که اصلا زندگی زناشویی را درک نکرده و می نشیند در مقابل زوج های جوان و آنها را برای ازدواج راهنمایی می کند. کدام عقل سلیمی این برنامه را می پذیرد؟ این آقا اگر می توانست و یا حتی به این موضوع اعتقادی داشت، خودش به ازدواج تن می داد. واقعا نمی دانم تلویزیون تا چه زمانی می خواهد با این بار کج طی مسیر کند چون واقعا به مقصد نمی رسد.

برای بیرون رفتن از این بحران چه باید کرد؟

– تلویزیون باید خودش را پیدا کند، از مجریان قدیمی که از رسانه ملی دور شده اند دلجویی کند. راه نجات تلویزیون بازگرداندن مجریانی است که اجرا، رسانه و ذائقه مردم را می شناختند و در کلام شان صداقتی وجود داشت و برای جذب بیننده، بازیگری نمی کردند. با معضل دیگری هم که تلویزیون روبرو شده، کپی برداری از روی شبکه های ماهواره ای است. تلویزیون ایران بالغ بر ۶۰ سال قدمت دارد و هزاران کارمند، اما از روی دست تلویزیونی که ۲۰ کارمند دارد، شوی استعدادیابی کپی می کند. من واقعا غصه می خورم، وقتی در برنامه تلویزیون حتی جملاتی را می شنوم که عینا در برنامه های ماهواره ای گفته می شود.

 

 بازیگران گول اجرا را نخورند، نابود می شوند
به لحاظ مالی هم تفاوت بین انتخاب یک مجری یا یک چهره مشهور برای یک برنامه وجود دارد؟ یعنی تلویزیون حاضر است این تفاوت و بار مالی را بپذیرد اما همچنان انتخاب بازیگران را به برگرداندن مجری های قدیمی ترجیح می دهد؟

– سیاست های غلطی وجود دارد که تلویزیون به این سمت رفته است. چون پول حاصل کار و تولید مداومی نیست که تلویزیون با تحمل سختی ها به دست آورده باشد. پول تلویزیون پول بیت المال است و آن را به هر شکلی که می خواهند هزینه می کنند. برای ساخت برنامه هایی که بیننده را به تلویزیون برگرداند، همیشه ابراز می کنند که کمبود بودجه دارند و برنامه سازان را به سمت اسپانسرها و حامیان مالی می فرستند. به همین ترتیب همه چیز از کنترل خارج می شود و حتی حامیان مالی شرط و شروط می گذارند و الی آخر.

 

اما من واقعا نمی دانم که مدیران تلویزیون چه زمانی قرار است در این زمینه هوشیاری لازم را به دست بیاورند. اگر شبکه های خصوصی داشتیم و می توانستند از طریق ایجاد شبکه ها درآمد کسب کنند، معلوم می شد که چقدر تلویزیون موفق است. اما الان هیچ متر و معیاری برای سنجش درست وجود ندارد و رقابتی سازنده شکل نمی گیرد، پول ها و منابع مالی هم به همین طریق صرف می شود.


گفت و گو با «امیر کاظمی»؛ مازیار سریال لیسانسه ها


روزنامه آسمان آبی – سوسن سیرجانی: در ۱۶ سالگی به‌صورت کاملا اتفاقی برای بازی در یک نقش کوتاه توسط مرضیه برومند انتخاب می‌شود و دو سال بعد یکی از نقش‌های اصلی سریال «همه بچه‌های من» به او سپرده می‌شود. امیر کاظمی تمام جایگاهی را که دارد مدیون صبر و حوصله مرضیه برومند می‌داند. او در اواسط دهه ۲۰ زندگی به یکی از چهره‌های تلویزیون تبدیل شده که همه او را به خاطر سبک بازی راحتش به خاطر می‌آورند. درباره روزهای نوجوانی و همکاری با برومند و موقعیت این روزهایش پس از سه همکاری موفق با سروش صحت با او گپ زدیم.

 

 لیسانسه‌ها در قاب

در جایی گفته بودید در نوجوانی پشت صحنه سریال «کتاب‌فروشی هدهد» رفته بودید و به‌صورت اتفاقی در یک سکانس بازی کردید و از آن‌جا وارد دنیای بازیگری شدید. چقدر مرضیه برومند را در راهی که طی کردید موثر می‌دانید؟

 

مرضیه برومند برای هم نسلان من و حتی نسل جدید بسیار تاثیرگذار است، چون او حجم زیادی از خاطرات کودکی ما را ساخته است. وقتی درباره نوستالژی‌هایمان صحبت کنیم، حتما بخشی از آن با آثار خانم برومند گره خورده است. به نظر من این می‌تواند بزرگ‌ترین رسالت یک هنرمند باشد که تا این حد در زمان حیاتش تاثیرگذار است. بزرگ‌ترین شانس زندگی من این بود که در اولین تجربه کاری‌ام با خانم برومند همکاری داشتم و به خودم بابت این شانس می‌بالم. همیشه هم می‌گویم مرضیه برومند من را ساخته و پرداخته تا وارد دنیای هنر شوم و هرچی یاد گرفتم از کار با او بوده است. خانم برومند جزو چهار آدمی است که حاضرم فقط به پشت صحنه کارهایشان رفته، نگاه کنم و قربون صدقه‌شان بروم و از ایشان یاد بگیرم.

 

کار در کنار کسانی که تجربه بسیار بالایی در بازیگری داشتند برایتان چالش نبود؟ یا در دوران نوجوانی خیلی سختی کار را متوجه نمی‌شدید؟

 

مرضیه برومند بسیار صبور است و سعی می‌کند مدام همه‌چیز را به آدم یاد بدهد. وقتی به کسی که تجربه جلو دوربین رفتن نداشته، اطمینان می‌کند و نقشی را به او می‌دهد، خیلی صبر و وقت می‌خواهد. از طرفی کار با یک بچه نا بلد مثل این می‌ماند که یک جمعی برای بازی دور هم جمع شده و یک نفر بازی بلد نباشد. حوصله کل جمع سر می‌رود تا آن نابلد یاد بگیرد و به مرحله لذت بردن از بازی برسد. خانم برومند این تحمل را داشت که من آن بازی را یاد بگیرم.

 

اگر به‌صورت اتفاقی وارد دنیای بازیگری نمی‌شدید، فکر می‌کنید مسیر زندگی‌تان به کجا می‌رفت؟ بازهم در دانشگاه نمایش می‌خواندید؟

اول بگویم من درسم را در دانشگاه نیمه کاره رها کردم. من همیشه هدفم در زندگی این بود که بازیگر شوم، اما راه ورود به بازیگری عجیب و غریب است. مثلا ما هر سال کلی فارغ التحصیل رشته بازیگری و کارگردانی از دانشگاه‌ها داریم، اما می‌بینیم مثلا در همین حوزه کارگردان‌های خانم، شاید کسانی که در این زمینه به طور حرفه‌ای مشغول به کار هستند، اندازه انگشت‌های یک دست هم نیستند. دلیل این حرفه‌ای نبودن آن آدم‌ها نیست، بلکه معمولا شانس حضور در کارهای جدی و قابل دیدن را پیدا نمی‌کنند. همیشه برای خودم این تصور را داشتم که در ۲۴ سالگی وارد دنیای بازیگری شوم، اما این شانس به لطف خانم برومند سراغ من آمد و همچنین کمک‌های فرهاد آییش تا بتوانم وارد این حرفه شوم.

بعد از آن‌که همکاری مشترکی با مرضیه برومند نداشتید، توانستید خودتان را طوری نشان دهید که کارگردان‌های دیگری هم سراغتان بیایند. این یعنی تکیه شما فقط به یک شخص نبوده. راه بازیگری را بعد از «همه بچه‌های من» چطور ادامه دادید؟

وقتی قسمت اول سریال «همه بچه‌های من» پخش شد، بیژن بیرنگ برای یک کار با من تماس گرفتند. وقتی آن‌جا مشغول کار بودم و هنوز فیلمبرداری تمام نشده بود که از دفتر حمید نعمت‌الله پیشنهاد «وضعیت‌سفید» به من شد.

فکر می‌کنم دلیل به وجود آمدن این مسیر برای من این بود که آن زمان تلویزیون هنوز بیننده خودش را داشت و آدم‌هایی که در کارهای هنری فعالیت می‌کردند حداقل هنوز تلویزیون می‌دیدند و آن سال‌ها این شانس را داشتم که توسط آدم‌های درستی دیده شوم. شانس در کار هنری و بازیگری ایران خیلی مهم است، یک وقتایی هست افرادی از خودم خوش‌شانس‌تر می‌بینم و گاهی افرادی با هنر و توانایی خیلی بیشتر هستند که اصلا شانس ندارند.

 

 لیسانسه‌ها در قاب

وقتی به کارنامه کاری شما نگاه می‌کنیم، در همه نقش‌ها آن‌قدر رئال و راحت بازی کرده‌اید که انگار اصلا نقش بازی نمی‌کنید. برای این سبک بازیگری، الگوی خاصی دارید؟

به نظر من سبک بازی به علاقه شخصی باز می‌گردد. من خیلی فیلم می‌بینم، حتی کار می‌کنم که پول جمع کنم و فیلم ببینم. همین فیلم دیدن‌ها و مطالعه من را به جمع بندی درباره بازیگری رسانده است. همیشه دوست داشتم این‌گونه بازی کنم و اصلا بازیگری را این‌گونه می‌بینم؛ البته راحت بازی کردن نباید به این‌که زحمتی برای نقش نمی‌کشیم تعبیر شود. وقتی سبکی و نوعی از بازی را دوست داشته باشید به بازیگرانی هم علاقه‌مند می‌شوید که همان سبک را دنبال می‌کنند؛ مثلا در «ایران من» عاشق بازی رضا عطاران و جواد عزتی هستم. این‌ها آدم‌هایی هستند که کاملا رئال و بدون هیچ ادایی حتی در موقعیت‌های بسیار درام هم درست بازی می‌کنند. این راحت بودن بیشتر شبیه جامعه است، چون مردم کوچه و خیابان همین طوری راحت راه می‌روند و حرف می‌زنند.

نزدیک به سه سال است که به‌طور مداوم با سروش صحت همکاری می‌کنید و در سه سریال «شمعدانی»، «لیسانسه‌ها ۱» و «لیسانسه‌ها ۲» بازی کردید. سروش صحت چطور وارد زندگی هنری شما شد؟
من همیشه سروش صحت را دوست داشتم و دلم می‌خواست با او کار کنم. قبل از ساخت شمعدانی یک روز دستیار آقای صحت با من تماس گرفت و گفت پیمان قاسم‌خانی تو را برای کار جدید سروش صحت معرفی کرده است.

 

خیلی هیجان زده شدم و اصلا نمی‌دانستم پیمان قاسم‌خانی من را از کجا می‌شناسد. تا این‌که به دفتر آقای چگینی رفتم و متوجه شدم وقتی پیشنهادهایی را برای نقش سعید می‌دادند، پیمان قاسم‌خانی گفته: «آن پسری که در «وضعیت سفید» می‌گفت من خیلی خوشگلم و مشکل ما خوشگلا اینه که در خاطره‌ها می‌مانیم، را پیدا کنید.» حتی اسم من را هم نمی‌دانستند، اما پیدایم کردند. وقتی با آقای صحت صحبت کردم دیدم چقدر سلیقه کمدی ما به هم نزدیک است و همکاری شکل گرفت. حتی در همان اوایل فیلمبرداری پیشنهاد «لیسانسه‌ها» هم بهم داده شد. تاوان انتظار برای «لیسانسه‌ها» را هم دادم چون یک سال و نیم هیچ کاری انجام ندادم تا این سریال شروع شود.

در بعضی از نقدهایی که به «لیسانسه‌ها» وارد شده، گفته‌اند چرا مازیار سریال «لیسانسه‌ها» با وجود سرطان و شیمی درمانی اصلا تغییری در وزن و هیکلش به وجود نمی‌آید؟

خیلی خوب است که این را این‌جا بگویم، طبق مشاوره‌هایی که از مرکز دهش‌پور و دکتر متخصص سریال می‌گرفتیم، متوجه شدیم بیماران سرطان لنف، نه‌تنها لاغر نمی‌شوند بلکه چاق می‌شوند. به این دلیل که نباید تحرک داشته باشند و باید مدام به خودشان رسیدگی کنند و این باعث اضافه وزن در آن‌ها می‌شود. از طرفی سرطان‌های روده و معده باعث لاغری مفرط مبتلایان می‌شود.

 

 لیسانسه‌ها در قاب

تا به حال جز تلویزیون در هیچ مدیای دیگری حضور نداشتید. از سینما و تئاتر پیشنهاد نداشتید یا خودتان نخواستید از تلویزیون بروید؟

از شروع فعالیت هنری‌ام چهار پیشنهاد سینمایی داشته‌ام که همه آن‌ها در این دو یا سه سال اخیر بوده است، اما بدشانسی بازیگران تلویزیون این است که مدتی طولانی درگیر یک پروژه هستند و هماهنگ کردن برای کارهای دیگر کمی سخت است. وقتی هم کار سریالی تمام می‌شود، دیگر از کار سینمایی خبری نیست تا در کار بعدی تلویزیون حضور پیدا کنی. درباره تئاتر هم باید بگویم به میل خودم تا همین یک سال پیش دوست نداشتم کار کنم، اما چند وقتی است که دوست دارم کار تئاتر انجام دهم، و پیشنهاد خیلی خوبی هم برایم پیش آمد که به زودی احتمالا خبرهای آن را
می‌شنوید.

در ابتدای صحبت‌هایتان به چهار نفری اشاره کردید که حاضرید حتی شده پشت صحنه بروید تا آن‌ها را ببینید؛ می‌شود نام این افراد را بگویید؟

مرضیه برومند را که گفتم. نفر بعدی حمید نعمت‌الله است که فقط دوست دارم بشینم و نگاهش کنم، هیچ کاری هم با او ندارم. بعد از آن هم استاد داریوش مهرجویی و استاد مسعود کیمیایی.


گفت و گو با «مهدی ربیعی»، پلیس محبوب این روزهای لیسانسه‌ها


روزنامه هفت صبح – مرجان فاطمی: شخصیت ستوان نعیمی این روزها بین مخاطبان سریال «لیسانسه ها» طرفداران زیادی پیدا کرده. مهدی ربیعی، بازیگر این نقش از چگونگی حضور در سریال، مواجهه اش با پلیس و شیوه کارکردن با سروش صحت می گوید.

سریال «لیسانسه ها» علاوه بر شخصیت های اصلی که قصه روی زندگی آنها می گذرد، یک شخصیت فرعی هم دارد که سر بزنگاه پیدایش می شود و چند دیالوگ می گوید و در همان مدت زمان کوتاه همه را می خنداند. ستوان نعیمی، مامور نیروی انتظامی لیسانسه هاست که موقع حرف زدن جوگیر می شود، تغییر صدا می دهد و جمله هایش را بدون فعل ادا می کند و ویژگی های جالبی دارد. این شخصیت فرعی در فصل اول سریال معرفی شد اما در فصل دوم، حضورش پررنگ تر شده و الان بار بخشی از کمدی سریال روی دوش اوست. گفت و گوی ما با مهدی ربیعی، بازیگر نقش ستوان نعیمی را بخوانید.

پلیس نگذاشت اگزجره باشم

 

سروش صحت معمولا در هر کدام از سریال هایش نقش های فرعی جالب و اثرگذاری خلق می کند که تا مدت ها در ذهن مردم می ماند. در «لیسانسه ها» ستوان نعیمی، جذاب ترین گزینه ای است که به مخاطبانش معرفی کرده. آشنایی شما با پروژه چطور شکل گرفت؟


واقعیت این است که کار من طراحی ساختمان و ویلاهای پیش ساخته است. به خاطر کارم با افغانی های زیادی در ارتباطم. از من خواستند بازیگری برای نقش افغانی بهشان معرفی کنم. بازیگری که الان نقش سرکارگر افغانی ساختمان پدر حبیب را دارد من به آنها معرفی کردم. وقتی می خواست تست بدهد همراهش رفتم. خیلی ضعیف بود. وسط تست گرفتن از او، من یک مرتبه شروع کردم به افغانی آواز خواندم. آقای صحت خوشش آمد ازم پرسید دوست داری بازی کنی؟ گفتم خیلی. راستش در شمعدونی هم قرار بود در دو سکانس نقش یک دکتر را بازی کنم که موفق نشدم.

پس قبلا سابقه بازیگری داشتید؟


اولین بار سال ۶۸ وقتی پنجم دبستان بودم برای بازی در چند سکانس از یک مجموعه که حسین محب اهری در آن حضور داشت انتخاب شدم. از آن به بعد تا ۸۴ فعالیتی نداشتم. بعد سراغ بازیگری و تئاتر کودک رفتم و خیلی جدی در کلاس های سیامک صفری و علی سرابی شرکت کردم. تا حالا چند تئاتر بازی کرده ام که کارهای خوبی هم بوده اند.

پس اول قرار بود نقش افغانی را شما بازی کنید؟


آقای صحت ازم تست گرفت و من را به عنوان سرکارگر افغانی ها انتخاب کرد. بعد گفت من یک نقش پلیس دارم که خیلی روی آن حساسم. یک بار برای دورخوانی نقش پلیس پیش او رفتم. از چند نفر تست گرفت. آخرین لحظه دستیارش پرسید: «از ربیعی تست نمی گیری؟» گفت چرا. بعد از من تست گرفت و از کارم خوشش آمد.

با همین صدا و لحن تست دادید؟


من یک تستی زدم و گفتم مثلا پشت بی سیم جوگیر شده ام و دارم اینطوری حرف می زنم. دیالوگی را به این شکل خواندم و صحت خوشش آمد. قرار بود در فصل اول فقط در چند سکانس حضور داشته باشم اما کم کم سکانس هایم بیشتر شد. وقتی کار پخش شد مردم خیلی خوش شان آمد و استقبال کردند. برای همین هم در فصل دوم کلا نقشم زیادتر شد.

پلیس نگذاشت اگزجره باشم

 

لحن ستوان نعیمی با شیوه ای که الان در کار می بینیم همان لحنی است که روز اول برای تست به آن رسیدید؟


من روز اول خیلی اتفاقی از این لحن استفاده کردم. اصلا قصدم این نبود که کل سریال اینطوری حرف بزنم ولی آقای صحت خواستند که با همین لحن و حتی یک مقدار اگزجره تر بگویم. البته قرار بود از چیزی که الان می بینید اگزجره تر باشد اما ناظر پلیس که همراه کار بود اجازه نمی داد.

این فکر که فعل ها را حذف کنید و فقط منظور را با چند کلمه برسانید پیشنهاد شما بود یا صحت؟


اینها همگی فکرهای آقای صحت بود که دیالوگ پلیس فعل نداشته باشد و حرفش را سریع برساند.

تیکه کلام «تمام» چطور؟


تمام را واقعا یادم نیست از کجا آمد اما الان اکثر هنرپیشه های کار خودمان هم مدام می گویند تمام.

گفتید قصد داشتید لحن ستوان نعیمی اگزجره تر  از چیزی باشد که الان می بینیم اما پلیس اجازه نداده است. کلا دخالت پلیس به چه صورت است؟ در تمام سکانس هایی که شما حضور دارید ناظر هم هست؟


در تمام سکانس هایی که من در لباس نیروی انتظامی ظاهر می شوم ناظر وجود دارد اما وقتی که با لباس شخصی هستم و مثلا داخل چلوکبابی می روم دیگر ناظر نیست. کلا در سکانس هایی که من به عنوان پلیس حضور دارم، از اول تا آخر ناظر هم هست و دیالوگ ها را چک می کند.

در کل میزان مداخله پلیس در سکانس هایی که شما حضور دارید چقدر است؟ چقدر دیالوگ ها را کم و زیاد می کند یا به لحن صحبت کردن ایراد می گیرد؟


کم و زیاد آنچنانی که نداریم. یک جاهایی ممکن است کلمه هایی را جا به جا کنند اما در فصل اول روی مسئله صدا خیلی مشکل داشتند. ما پنج قسمت اول را با لحنی که الان می بینید ضبط کردیم. بعد از پنج قسمت فشارها زیاد شد و گفتند لحن باید تغییر کند. پنج قسمت بعد را با لحن معمولی گرفتیم اما بالاخره یک شب مانده به پخش اجازه گرفتند تا صدا را تغییر ندهیم. من شب آخر رفتم دفتر و دوباره از اول پنج قسمت دوم را دوبله کردم.

الان بعد از دو فصل، پلیس این شخصیت را پذیرفته؟ یا هنوز هم مشکل دارند؟


مامورهایی که اطراف می بینم همگی خوش شان آمده و راضی اند. به خاطر این که ما در این سریال فقط با پلیس شوخی نکردیم. با تمام اقشار جامعه و شغل های مختلف شوخی کردیم. همه چیز کاملا فانتزی است. این را هم باید بگویم که پلیس با وجود زحمت های زیادی که می کشد کاملا مظلوم واقع شده. این لباس های ضدگلوله ای که می پوشند در گرما و سرما واقعا اذیت می کند. پوتین ها و موتورهای شان درخور شخصیت پلیس ایران نیست. تصورم این است که الان با این سریال مردم توانسته اند با پلیس یک رابطه مهربانانه تری برقرار کنند.

 پلیس نگذاشت اگزجره باشم

 

الان همه در اداره پلیس شما را به عنوان ستوان نعیمی می شناسند؟


نه خیلی ها فکر می کنند واقعا همکارشان هستم. خود آن ناظری که همراه پروژه بود می گفت تنها دلیلی که باعث شده اجازه پخش بدهند چهره من است چون چهره موجهی دارم و کاملا جدی به نظر می رسم.

پوشیدن لباس و بستن اسلحه و… هم کاملا با نظارت پلیس بود؟


من سه تا لباس داشتم و یک لباس گشت ساعت ۱۰ شب، یک لباس کادر داخل اداره و یکی هم مخصوص زمستان که در حالت های مختلف طبق نظارت ناظر پلیس می پوشیدم. هرکدام از این لباس ها جایگاهی دارد که آنها تشخیص می دهند.

سروش صحت از جمله کارگردان هایی است که حساسیت زیادی روی پلان ها دارد. با حساسیت خیلی زیادی ضبط می کند و از هیچ نکته ای به راحتی نمی گذرد. همکاری با این کارگردان چقدر سخت بود؟


سروش صحت واقعا آدم باسواد و پرانرژی است. کسی بتواند کنار آقای صحت کار کند واقعا شاهکار کرده چون خیلی سختگیر است و وسواس زیادی دارد که ایده خوب دربیاید. خب طبیعی است که یک جاهایی اذیت شدم چون اجازه نمی دهند کی واو کم و زیاد کنی و تا وقتی همه چیز درست نباشد نمی گذارد بروی. اگر پنجاه بار هم تکرار شود باز هم با مهربانی ادامه می دهد.

الان مردم شما را در خیابان می شناسند؟


بله واقعا از ستوان نعیمی خوش شان آمده. من را می بینند می گویند چرا انقدر نقشت کم است. خیلی ها می گویند ما لحظه شماری می کنیم تا نعیمی بیاید.