Tag Archives: ۱

نوستالژی تا به تا؛ گفت‌وگو با مادر خانومی و آقای پدر زی‌زی‌گولو (۱)




نوستالژی در فرهنگ معین یعنی دل تنگی حاصل از یادآوری گذشته های درخشان یا تلخ و شیرین. گرچه نوستالژی در ابتدا یک اصطلاح پزشکی بود، ولی توجه فیلسوف های بزرگ را به خود جلب کرد و بعد هم وارد دنیای ادبیات، موسیقی، سینما و … شد.


چهره‌های محبوب و ماندگار سریال‌های رمضانی تلویزیون (۱)


روزنامه هفت صبح – مرجان فاطمی: سریال های رمضانی تا اواسط دهه هشتاد، اهمیت زیادی برای تلویزیون و مردم داشتند. شبکه های مختلف بهترین کارهای شان را در این مناسبت روانه آنتن می کردند و مخاطبان هم به شدت نسبت به این سریال های درجه یک شور و شوق نشان می دادند.

بخش مهمی از این سریال ها با توجه به محتوا و شخصیت پردازی درستی که روی آنها انجام شده بود، تا سال ها در ذهن ها می ماندند و شخصیت های شان با تمام ویژگی های مثبت و منفی در خاطره ها ثبت می شد. معلوم نیست این رابطه از کجا و به چه دلیلی شکسته شد اما هر چه که بود دور پخش سریال درجه یک در رمضان کند و کندتر شد و میزان استقبال مردم هم پایین تر آمد. نتیجه هم این شد که سریال های رمضانی دهه نود آنطور که باید آثار قابل قبولی نشدند و نتوانستند چهره ماندگاری از خود به جا بگذارند. به بهانه شروع ماه رمضان، چند چهره مطرح سریال های رمضانی تلویزیون را که هنوز هم خاطره شان از ذهن مان بیرون نرفته است، مرور می کنیم.

نقش های طلایی به وقت افطار

سریال خانه به دوش

طاهره خانم (پروین سلیمانی)

سریال: مهمان
کارگردان: خسرو ملکان
سال تولید: ۱۳۷۰

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: پروین سلیمانی از ابتدای دهه سی به عنوان بازیگر در فیلم ها و سریال های مختلف حضور داشت. بنابراین به عنوان یک چهره کاملا شناخته شده در سریال «مهمان» به میدان آمد و نقش ماندگار طاهره خانم را رقم زد.

ویژگی نقش: طاهره خانم، پیرزن فضول همسایه بود که مدام دلش می خواست از کار همسایه ها سر در بیاورد. او هیچ ابایی از ورود بی اجازه به خانه دیگران نداشت. با چنگالی که همیشه همراهش بود راحت در خانه همسایه ها را باز می کرد و هرچه دلش می خواست از آنجا برمی داشت. این شخصیت فضول آنقدر در آن زمان مورد توجه قرار گرفت که خسرو ملکان یک سال بعد در سریال «تعطیلات نوروزی» مجددا از آن استفاده کرد. در سریال دوم، طاهره خانم با همان ویژگی های رفتاری این بار به عنوان همسر محمد ورشوچی حضور پیدا کرد و مجددا مورد توجه قرار گرفت.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: درست است که «مهمان» را به عنوان سریال رمضانی معرفی می کنیم اما علت اصلی پخش این سریال، مناسبت رمضان نبود. در واقع سریال به مناسبت نوروز روی آنتن رفت و از آنجایی که نوروز و رمضان همزمان شده بود، سریال عنوان رمضانی پیدا کرد. خیلی ها بعد از گذشت ۲۷ سال از پخش سریال، چیزی از آن به یاد نمی آورند اما هنوز که هنوز است اسم طاهره خانم در ذهن شان مانده. همین الان اگر سری به ویکی پدیا بزنید و صفحه سریال «مهمان» را پیدا کنید، مقابل اسم پروین سلیمانی این جمله را می بینید: «پروین سلیمانی در نقش «طاهره خانم» (طاهره خانم چنگال به دست).»

با همه این اوصاف هیچ وقت نفهمیدیم علت این همه اقبال نسبت به نقش یک پیرزن فضول چنگال به دست چیست. پروین سلیمانی در طول زندگی، نقش های بسیار زیادی بازی کرد اما در هیچ کدام شان تا این حد مورد توجه قرار نگرفت. به نظر می رسد از آنجایی که در ابتدای دهه هفتاد سریال های خیلی کمی ساخته می شد و اکثرا به صورت هفتگی روی آنتن می رفتند، پخش یک سریال شبانه برای مردم به خودی خودش جذاب بود. طاهره خانم هم تنها شخصیتی بود که ویژگی منحصر به فردی داشت و می توانست در ذهن ها باقی بماند. میزان استقبال مردم از این شخصیت آنقدر زیاد شد که هنوز هم فردی که قصد جستجو و فضولی در احوال دیگران را داشته باشد به او لقب طاهره خانم میدهند.


جلال و کریم (آتیلا پسیانی)

سریال: گمگشته
کارگردان: رامبد جوان
سال تولید: ۱۳۸۰

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: آتیلا پسیانی سال ۸۰ و زمان بازی در این سریال، نزدیک ۳۰ سال سابقه بازیگری داشت. یک سیمرغ بلورین برای فیلم «در کمال خونسردی» گرفته و برای فیلم های «دو زن» و «نسل سوخته» و «آب و آتش» و …. هم بارها تقدیر شده بود. او برای مخاطبان تلویزیون هم چهره ای کاملا شناخته شده بود.

ویژگی نقش: آتیلا پسیانی در «گمگشته» ایفاگر دو نقش کاملا متضاد بود. یکی نقش «جلال»، مردی دیندار و مورد اعتماد و دیگری نقش «کریم» که یک دله دزد لمپن بود. در واقع جابجا شدن این دو شخصیت متضاد، گره اصلی داستان را شکل می داد. کریم، جلال را می دزدد و خودش را جای او جامیزند تا با قرار گرفتن در آن جایگاه، به ثروت دست پیدا کند. او که چیزی از عادت ها و زندگی خانوادگی جلال نمی داند با همان مرام و مسلک در موقعیت های کمدی جذابی قرار می گیرد. او به جای جلال به مدیر مدرسه دخترش دل می بندد و از او خواستگاری می کند و … خلاصه از یک جایی به بعد وقتی متوجه می شود که در جایگاه جلال شأن و منزلت بیشتری پیدا کرده است، تصمیم می گیرد مسیر زندگی اش را عوض کند.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: سریال «گمگشته» را می شود شروع کننده بحث سریال های رمضانی دانست. رامبد جوان در اولین تجربه کارگردانی، با یک داستان نه چندان بدیع و جذاب، به همراه بازیگرانی که اصولا کمدین نبودند موقعیت های کمیک جالبی خلق کرد که برای همه جذاب بود. این اولین باری بود که یک سریال رمضانی مذهبی با حال و هوای کمدی روی آنتن می رفت؛ سریالی که اتفاقا المان های مختلف مذهبی را هم در این ماه رعایت کرده بود.

در واقع یکی از دلایل ماندگاری نقش سید، قرار گرفتن آتیلا پسیانی در موقعیت های کمدی بود. این بازیگر سابقه بازی در فیلم و سریال کمدی نداشت و معمولا جدی به نظر می رسید اما در این سریال از قالب همیشگی اش خارج شده بود. از طرف دیگر شوخی با موقعیت یک شخصیت مذهبی آن هم در سال ۸۰ اتفاق جدیدی بود که پیش از این در سریال های تلویزیونی نمونه اش را سراغ نداشتیم. از این جهت سریال را جذاب تر و ماندگارتر می کرد. البته این را هم باید گفت که مجید اخشابی با قطعه «گمگشته» برای اولین بار پروژه تیتراژ خوانی را کلید زد و این ترانه بیشتر از خود سریال ماندگار شد.


آقا ماشالا (حمید لولایی)

سریال: خانه به دوش
کارگردان: رضا عطاران
سال تولید: ۱۳۸۳

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: حمید لولایی از دهه هفتاد و با مجموعه «ساعت خوش» به مخاطبان معرفی شد اما حضور او در نقش بسیار اثرگذار خشایار مستوفی در «زیر آسمان شهر» باعث شد تا به عنوان یک بازیگر مطرح تلویزیونی به چشم بیاید و ستاره شود.

ویژگی نقش: لولایی بعد از درخشش در نقش خشایار مستوفی، بارها آن را در سریال های مختلف تکرار کرد. در واقع الگوی راه رفتن و صحبت کردن خشایار به تیپ رایج این بازیگر بدل شده بود. در همین شرایط، رضا عطاران از او برای بازی در «خانه به دوش» دعوت کرد و نقشی کاملا متفاوت در اختیارش گذاشت. با توجه به پیشینه ای که از لولایی سراغ داریم، می توانیم بگوییم قرار گرفتن او در این قالب متفاوت، از جمله اتفاق های مهمی بود که رضا عطاران در این سریال رقم زد.

عطاران با خلق شخصیت ماشالاخان در واقع اوج استیصال یک مرد ساده انگار از طبقه فرودست جامعه را نشان داد. کسی که به راحتی گول می خورد، اجازه می دهد سرش کلاه بگذارند و از طرف دیگر اجازه نمی دهد شأن و منزلتش پایین بیاید و کسی او را در حالت شکست ببیند. در کنار این ویژگی ها، ساده لوحی بیش از حد آقاماشالا و قرار گرفتن او در موقعیت های متضاد با شخصیتش، طنز جالبی به وجود آورده بود که نمی شد راحت از کنارش گذشت.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: از بین سریال های رمضان ۸۳ «خانه به دوش» رضا عطاران طبیعتا حرف اول را می زد. بنابراین نباید این نکته را فراموش کنیم که بخش مهمی از جذابیت کاراکتر آقاماشالا به خاطر موفقیت خود سریال بود. درواقع این «خانه به دوش» است که در یاد همه مخاطبان مانده و ماندگار شده و از بین تمام شخصیت های آن، آقا ماشالا برجسته تر به نظر می رسد. همه چیز از جمله داستان جذاب، شخصیت پردازی های درجه یک و انتخاب درست بازیگران اصلی، دست به دست هم داده اند تا بازی حمید لولایی در نقش آقاماشالا به چشم بیاید.

مواجهه آقاماشالا با همسر (مریم امیرجلالی)، پسر (علی صادقی)، دوست (رضا عطاران) و باجناق (غلامحسین لطفی) آنقدر دقیق و حساب شده بود که بلاهت و ساده لوحی این کاراکتر بیشتر به چشم می آمد و در نتیجه موقعیت های طنز جذاب تری به وجود می آورد.


هاشم آقا (سیروس گرجستانی)

سریال: متهم گریخت
کارگردان: رضا عطاران
سال تولید: ۱۳۸۴

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: سیروس گرجستانی از دهه چهل به عنوان بازیگر سینما شناخته می شود و از سال ها پیش از اینکه بخواهد بازیگر ثابت سریال های رمضانی باشد، همه او را می شناختند. بله همانطور که ذکر شد، سیروس گرجستانی در دوره ای به بازیگر ثابت سریال های رمضانی تبدیل شده بود. اولین بار سال ۱۳۸۰ پریسا بخت آور از او برای بازی در سریال مناسبتی «یادداشت های کودکی» دعوت به همکاری کرد

و آنجا با نقش اثرگذار «عزیز آقا» مورد توجه قرار گرفت، سال ۱۳۸۱ بخت آور مجددا از او برای سریال رمضانی «پشت کنکوری ها» دعوت کرد و خلاصه سال ۱۳۸۲ با بازی در نقش اشترخانی سریال «رانتخوار کوچک» مجددا حضور در یک سریال رمضانی را تجربه کرد و بازی اش به چشم آمد. در واقع نقش هاشم آقا، در ادامه حضور مداوم در سریال های رمضانی به او پیشنهاد شد. اما تفاوت های بسیار زیادی با آنها داشت.

ویژگی نقش: هاشم آقا به همراه خانواده اش در یک شهرستان زندگی ساده ای می گذراند تا اینکه به خاطر یک بیماری نمی تواند به کارش ادامه دهد و با خانواده اش راهی تهران می شود. رضا عطاران در «متهم گریخت»، روی مقوله مهاجرت از شهرهای کوچک به تهران دست گذاشت و به مشکلاتی که این افراد در بدو ورود به این شهر پیدا می کنند پرداخت. هاشم آقا از آن دست شخصیت هایی است که در عین سادگی برای رسیدن به زندگی بهتر، دست به هر کاری می زنند.

مدام خودشان را به دیگران می چسبانند و بهره جویی می کنند بدون اینکه به عواقب آن یعنی آبروریزی و به هم ریختن زندگی دیگران فکر کنند. در واقع همین حجم بالای بی خیالی و بی فکری و بهره کشی هاشم آقا از دیگران یا به اصطلاح پررویی اوست که از مخاطبان خنده می گیرد و این شخصیت را برایشان جذاب می کند. هاشم آقا یک شهرستانی زرنگ است. مدام نقشه می کشد و بهره کشی می کند اما با این حال رودست می خورد و خیلی وقت ها می بازد.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: درباره «متهم گریخت» هم می توانیم همان حرفی را بزنیم که درباره «خانه به دوش» گفتیم، در واقع متهم گریخت به عنوان یک کل، مورد توجه قرار گرفت و ماندگار شد. این بار هم رضا عطاران مهره هایش را خیلی درست کنار هم چید و کاری کرد که شخصیت اصلی اش هاشم آقا بیشتر به چشم بیاید و ماندگار شود.


فرشته (بهاره افشاری)

سریال: او یک فرشته بود
کارگردان: علیرضا افخمی
سال تولید: ۱۳۸۴

موقعیت بازیگر زمان ایفای نقش: بهاره افشاری با «او یک فرشته بود»، به عنوان بازیگر به مخاطبان معرفی شد. در واقع مردم اولین بار او را در نقش یک شیطان دیدند و همین الان هم تنها تصویر ذهنی پررنگشان از این بازیگر، همان شیطان است.

ویژگی نقش: فرشته دختر جوانی است که شبی با ماشین بهزاد تصادف می کند و وارد داستان زندگی این شخصیت مومن و متعهد می شود. بهزاد که تا پیش از آن اهل مسجد و نماز و خانواده است با ورود این دختر به خانه اش، کم کم اعتقاداتش رنگ می بازد و به او تمایل عجیبی پیدا می کند. زندگی زناشویی اش به هم می خورد و حتی تصمیم به ازدواج با او می گیرد. بهاره افشاری در این سریال، دو چهره کاملا متضاد و متفاوت را ایفا می کند؛ یک دختر ساده و معصوم که در ابتدای داستان می تواند حس ترحم همه را جلب کند و از طرف دیگر یک شیطان پلید که می تواند بی رحم ترین باشد و یک زندگی را به هم بریزد.

بهاره افشاری با اینکه سابقه ای در بازیگری نداشت اما توانست تسلط کامل بر حالت های چهره اش داشته باشد و بر اساس ماهیت نقش این تغییر تدریجی را درست در بیاورد. این معصومیت و پلیدی در کنار هم موقعیت متضادی ایجاد کرده بود که فقط می شد از طریق حالات چهره به آن رسید و اتفاقا افشاری از پس آن خوب برآمد. درست است که «او یک فرشته بود» اثری اغراق شده و شعاری به نظر می رسید و در نقش فرشته هم بیش از اندازه اغراق وجود داشت اما با این حال مخاطبان کاملا او را پذیرفتند.

نقش های طلایی به وقت افطار

چرا ماندگار شد: این بار هم باید بگوییم که علت ماندگاری «او یک فرشته بود» ربط چندانی به بازی بهاره افشاری نداشت. علیرضا افخمی، در دوره و شرایطی این سریال را ساخت و به مسائل ماورایی وارد شد که پیش از آن ها هیچ وقت در تلویزیون با چنین پدیده ای روبرو نبودیم. در واقع با ساخت «او یک فرشته بود» برای اولین بار تصویر یک شیطان در سریال تلویزیونی به نمایش در آمد. مرتضی ضرابی با گریمی کاملا متفاوت، در نقش شیطان ظاهر شد و با استفاده از رنگ های قرمز و افکت های عجیب، بدجوری هم ترسناک به نظر می رسید. بحث ورود یک دختر در ظاهر ساده و معصوم به اسم فرشته با خوی شیطانی به خانه مردی معتقد و از بین رفتن اعتقادات او به واسطه این شیطان، بحثی بود که پیش از آن هیچ وقت در تلویزیون نمونه اش را نداشتیم.


پرهزینه‌ترین سریال‌های سرویس نتفلیکس (۱)


وب سایت روزیاتو – حسین علی پناهی: این روزها سرویس های استریمینگ اینترنتی بر دنیای تلویزیون حکمفرمایی می کنند و در این میان نتفلیکس گوی سبقت را از رقبایش ربوده است. این سرویس استریمینگ براحتی دست به جیب شده و تنها در سال ۲۰۱۷، این کمپانی و سرویس ویدیویی مربوط به آن بیش از هر رقیبی در فضای استریمینگ ویدیو در زمینه محتواهای غیرورزشی هزینه کرده است. در واقع، این کمپانی بسیار بیشتر از کمپانی های سنتی فعال در حوزه رسانه های تلویزیونی خرج کرده است که رقمی بالغ بر ۶٫۳ میلیارد دلار را در زمینه تولیدات اورجینال و برنامه های اجاره ای شامل می شود. برای مقایسه، کمپانی های تایم وارنر، فاکس و دیزنی روی هم تقریباً ۸ میلیارد دلار در این زمینه هزینه کرده اند؛ عددی که نتفلیکس قصد دارد در سال میلادی کنونی به آن دست یابد. هزینه های این کمپانی در زمینه بودجه محتواهای ویدیویی حتی از دیگر غول های حوزه سرگرمی مانند وایاکام، سی بی اس، آمازون، اپل و فیسبوک نیز بسیار بیشتر است.

البته بخش اصلی این بودجه در زمینه برنامه سازی اورجینال هزینه می شود و این سرویس استریمینگ قصد دارد به زودی ۵۰ درصد از محتواهای خانگی را به خود اختصاص دهد. برای رسیدن به این هدف، نتفلیکس تصمیم گرفته برخی از پرهزینه ترین سریال های تاریخ تلویزیون را بسازد. اما آیا می دانید پرهزینه ترین سریال های این سرویس کدامند؟ در حالی که با وجود سریال هایی مانند «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) هر روزه رکوردهای جدیدی در زمینه ساخت سریال های پرهزینه شکسته می شود، سرویس نتفلیکس در زمینه تولید پرهزینه ترین سریال ها رکورد دار است. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با تعدادی از پرهزینه ترین سریال های این سرویس استریمینگ آشنا کنیم.

۱- هلموک گروو

پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی سرویس استریمینگ نتفلیکس را بشناسید

سریال تلویزیونی «هلموک گروو» (Hemlock Grove) که توسط الی روث، از استادان ساخت سریال های تلویزیونی ترسناک، ساخته شد قرار بود موفقیتی بزرگ برای نتفلیکس باشد اما در نهایت به یک پروژه پرهزینه با موفقیت نه چندان زیاد تبدیل شد. در زمان تولید این سریال، «هلموک گروو» در میان پرهزینه ترین سریال های ساخت این سرویس مقام اول را داشت اگر چه بعدها با ساخت سریال های جدید جایگاه خود را از دست داد. بر اساس گزارش ها، برای ساخت فصل اول این سریال که ۱۳ اپیزود داشت بیش از ۴۰ میلیون دلار هزینه شد که بسیار بیشتر از هزینه ای بود که دیگر شبکه های تلویزیونی برای فصلی ۲۲ اپیزودی انجام می دادند.

پخش این سریال پس از ۳ فصل در سال ۲۰۱۵ به پایان رسید اما با هزینه متوسط ۳ میلیون دلار برای هر اپیزود هنوز هم یکی از پرهزینه ترین سریال های ساخت نتفلیکس به شمار می آید. این سریال نتوانست نقدهای خوبی دریافت کند اما در همان فصل اول خود گروهی طرفدار ثابت داشت. همین موضوع باعث شد که نتفلیکس ترغیب شود آن را برای دو فصل دیگر نیز تمدید نماید.


۲- نارنجی همان سیاه جدید است

پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی سرویس استریمینگ نتفلیکس را بشناسید

به عنوان یکی از شناخته شده ترین، موفق ترین و تحسین شده ترین سریال های تلویزیونی سرویس نتفلیکس، جای تعجب ندارد که سریال «نارنجی همان سیاه جدید است» (Orange Is the New Black) در میان پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی این سرویس قرار بگیرد. با این وجود هنوز هم نمی توان آن را در میان چند سریال اول در این حوزه قرار داد زیرا بخش زیادی از داستان سریال در درون یک زندان و محیط بسته فیلم برداری می شود که هزینه های تولید را به شدت کاهش می دهد. با این وجود، کمدی سیاه ساخته جنجی کوهان در مورد زندگی در یک زندان زنان با امنیت بسیار کم بسیار بیشتر از آن چه که فکر می کنید هزینه در پی داشته است. بر اساس گزارش ها، برای تولید هر اپیزود از این سریال تقریباً ۴ میلیون دلار هزینه شده است. اما این سریال موفقیت های بسیاری کسب کرده و با بردن جایزه های متعدد، بر شهرت نتفلیکس در ایالات متحده و سراسر جهان افزوده است.


۳- مجموعه مدافعان مارول

پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی سرویس استریمینگ نتفلیکس را بشناسید

اولین مورد از سریال های ابرقهرمانی دنباله دار نتفلیکس که در دنیای سینمایی مارول رخ می دهند از پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی این سرویس بوده اند؛ سریال هایی مانند «بی باک» (Daredevil)، «جسیکا جونز» (Jessica Jones)، «مشت آهنین» (Iron Fist)، «لوک کیج» (Luke Cage)، «مدافعان» (Defenders). بر اساس گزارش ورایتی، دیزنی در مدت ۳ سال بیش از ۲۰۰ میلیون دلار برای برخی از سریال های نتفلیکس هزینه کرده است. قرارداد بین این دو بزرگترین قرارداد تولید فیلم یا سریال در تاریخ ایالت نیویورک بود. حتی فرماندار این ایالت موافقت کرد که در صورت نیویورکی بودن شخصیت های این سریال، ۴ میلیون دلار از مالیات های این سریال ها را ببخشد که نتفلیکس با کمال میل پذیرفت.


۴- خانه پوشالی

پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی سرویس استریمینگ نتفلیکس را بشناسید

در زمان ساخت، تریلر سیاسی «خانه پوشالی» (House of Cards) ساخته بیو ویلیمون، استاندارد جدیدی در زمینه کیفیت و همچنین هزینه های تولید برای این کمپانی به همراه داشت. به گفته بیزینس اینسایدر، کوین اسپیسی که نقش اول سریال و تهیه کننده اجرایی آن را بر عهده داشت در یک نشست خبری در لاس وگاس کفته بود که برای ساخت فصل اول این سریال نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار هزینه شده است اگر چه نمی توان این ادعا را تایید یا تکذیب کرد. به گفته اسپیسی بسیاری از روسای کمپانی اعلام کرده بودند که این هزینه هیچ گاه برگشت نخواهد داشت.

بر اساس برآوردها، برای سر به سر کردن هزینه ها، این سریال تنها باید ۵۶۵٫۰۰۰ مشترک به مشترکین نتفلیکس اضافه می کرد اما در سالی که «خانه پوشالی» منتشر شد تعداد مشترکین این کمپانی بیش از ۲۷٫۵ میلیون نفر افزایش داشت. بدین ترتیب اگر چه «خانه پوشالی» یکی از پرهزینه ترین سریال های تاریخ نتفلیکس و تمام تلویزیون بود اما سهم زیادی در شهرت و اعتبار نتفلیکس و جلب کردن توجه مخاطبان به آن داشت.


۵- مارکو پولو

پرهزینه ترین سریال های تلویزیونی سرویس استریمینگ نتفلیکس را بشناسید

سریال تاریخی «مارکو پولو» (Marco Polo) که در مورد شخصیت افسانه ای اروپایی است که سال ها را در دربار قوبلای خان مغول گذراند، یکی از اولین سریال هایی بود که نتفلیکس برای ساخت آن در زمینه هزینه ها رکوردشکنی کرد و البته برای این کار نیز دلیل خود را داشت. در زمان تولید این سریال، نتفلیکس در ابتدای راه فتح بازارهای جهانی قرار داشت و به تازگی توانسته بود در بازارهای بین المللی مانند اروپا، استرالیا و اروپا و در بستر اینترنت حضور داشته باشد. اما رفته رفته روسای این کمپانی دریافتند که می توانند با تولید سریال های اورجینال بیشتر، سهم بسیار بیشتری در بازارهای جهانی داشته باشند و بدین ترتیب بود که مسئولین کمپانی تصمیم گرفتند دست به ولخرجی بزنند.

برای فصل اول و ۱۰ ایپزودی سریال «مارکو پولو» بیش از ۹۰ میلیون دلار هزینه شد، عددی که تنها کمتر از هزینه سریال تلویزیونی «بازی تاج و تخت» اثر خیره کننده و پرهزینه شبکه HBO بود. با وجود این که فصل دوم این سریال نیز ساخته شد اما «مارکو پولو» هیچگاه نتوانست دنیا را فتح کند و دیگر برای فصل سوم تمدید نشد.

ادامه دارد…


۱۰ سریال علمی-تخیلی که حتماً باید ببینید (۱)


وب سایت روزیاتو – حسین علی پناهی: سال گذشته سالی بسیار موفق و دیوانه وار برای دنیای تلویزیون و صنعت ساخت فیلم بود و علیرغم تمامی رسوایی ها،جنبش های مهم، تغییرات در هالیوود و فراز و فرودهای تجارت سینما، یک چیز را می توان با اطمینان گفت و آن هم این که دنیای علمی تخیلی در سال گذشته یکی از برترین و موفق ترین ژانرهای سینمایی و تلویزیونی بود. در روی پرده سینماها، «جنگ ستارگان» (Star Wars) به رکوردشکنی های خود ادامه می داد اما موفقیت واقعی و بزرگ تر این ژانر در تلویزیون ، روی صفحات نمایش خانگی با ساخت چندین سریال علمی تخیلی جذاب رخ داد.

سریال علمی تخیلی «پیشتازان فضا» (Star Trek) بار دیگر بازگشته، «دکتر هو» (Doctor Who) رکوردهای جدیدی در زمینه جذب تماشاگر ثبت کرده و چهره های جدید در سریال هایی مانند «سرگذشت ندیمه» (The Handmaiden’s Tale) در جشنواره های تلویزیونی طوفان بپا کردند.این در حالی است که «چیزهای عجیب تر» (Stranger Things) و «دور افتاده» (Outlander) به پدیده هایی در فرهنگ عامیانه جهان تبدیل شدند. این موفقیت ها گام بزرگی محسوب می شود با توجه به این که در سال های اخیر سریال های تلویزیونی علمی تخیلی طرفدار چندانی نداشتند.

اما با توجه به تعدد ساخته های تلویزیونی در ژانر علمی تخیلی که هر ساله می آیند برخی از این سریال ها علیرغم زیبایی ها و شایستگی هایشان ناشناخته باقی مانده و کمتر مورد توجه قرار می گیرند. بدین ترتیب در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ سریال علمی تخیلی دیدنی این روزهای تلویزیون آشنا کنیم که کمتر مورد توجه قرار گرفته و بهتر است هر چه زودتر به تماشای آن ها بنشینید.

۱۰- انسان ها

۱۰ سریال علمی تخیلی کمتر دیده شده این روزها که حتماً باید ببینید [قسمت اول]

سریال علمی تخیلی «انسان ها» (Humans) ساخته مشترک شبکه ۴ و AMC با تم خاکستری و موضوع جالب و هوشمندانه اش، بسیار شبیه یکی از اپیزودهای سریال «آینه سیاه» (Black Mirror) نتفلیکس است. اما اشتباه نکنید؛ نمی توان این سریال را تکراری از یکی از اپیزودهای سریال خوش ساخت نتفلیکس دانست. این سریال علمی تخیلی در واقع بازسازی یک سریال سوئدی به نام «انسان های واقعی» (Real Humans) است که داستان آن در آینده ای نه چندان دور رخ می دهد، روزگاری که ربات های شبه انسان به یک آیتم ضروری و معمولی در خانه ها تبدیل شده اند.

این سریال علمی تخیلی پیچیده ابتدا ما را به درون یک درام خانوادگی با شرایط و حواشی عجیب و غریب می کشاند اما با یک مفهوم و معنای بسیار عمیق تر و تاریک تر به داستان پایان می دهد.با طرح های شماتیک تمامی عناصر استاندارد ژانر علمی تخیلی (برای مثال، چیزی که ما را انسان ساخته و انسان نگه می دارد)، کاملاً هیجان انگیز است که چطور نویسندگان سریال توانسته اند این نقاط داستانی را به روش و سبک جدیدی برعکس کرده و مورد بررسی قرار دهند.

امکان پذیری داستان سریال کمک زیادی به این موضوع کرده و نقش آفرینی جما چان، در نقش یک روبات انسان نما نیز بر باور پذیری داستان و زیبایی آن دخیل بوده است. اما با وجود تمامی این شایستگی ها، به دلیل پخش بی سروصدا و تبلیغات محدود و اجتناب از جلوه های جنسی معمول این ژانر، «انسان ها» نتوانست توجه منتقدان و تماشاگران را به خود جلب کند. اما به کسانی که به سریال های علمی تخیلی هوشمندانه با موضوعی محتمل و قابل درک علاقه دارند توصیه می کنیم که این سریال را از دست ندهند.


۹- ضد حال ها

۱۰ سریال علمی تخیلی کمتر دیده شده این روزها که حتماً باید ببینید [قسمت اول]

سریال «ضد حال ها» (Killjoys) که شباهت بسیاری به سریال کمتر مورد توجه قرار گرفته و متاسفانه کنسل شده «ماده تاریک» (Dark Matter) دارد، یک سریال علمی تخیلی دوست داشتنی و مفرح با داستانی ساده است که توسط شبکه کانادایی channel Space و شبکه Syfy ساخته شده است. خوشبختانه اما وفاداری بخشی از تماشاگران به این سریال باعث شده که «ضد حال ها» به سرنوشتی مشابه «ماده سیاه» دچار نشود و این سریال از همین الان برای تمدید فصل های چهارم و پنجم آماده می شود هر چند از دید بسیاری از تماشاگران پنهان مانده و نتوانسته موفقیت سریال های علمی تخیلی دیگر را تجربه کند.

داستان این سریال بر روی ارتباط گروهی ۳ نفره از جایزه بگیران بذله گو و خود بزرگ بین را روایت می کند که در یک دنیای کهکشانی پر از درگیری حضور دارند. این سریال پیچیدگی و غنای دراماتیک سریال های شبکه اچ بی اُ را ندارد اما با تکیه بر درام های عاشقانه، راه حل های بسیار ساده و مونتاژهای اسلوموشن خنده دار خود توانسته داستانی مفرح را در برابر چشمان بیننده قرار دهد. مهم تر از آن اینکه شخصیت های اصلی داستان، ترکیب بسیار جذاب و دوست داشتنی تولید کرده اند. با ماهیت اپیزودیک و فرمول ساده و تمیزش، سریال علمی تخیلی «ضد حال ها» بیشتر به سریال های علمی تخیلی دهه ۹۰ شبیه است.

البته نباید انتظار می داشتیم که این سریال در میان سریال های مشابه آن دوره حرفی برای گفتن داشته باشد اما هنوز هم یک سریال ساده مفرح است که تماشای ۴۰ دقیقه ای هر اپیزود آن دقایق شادی را برای شما فراهم خواهد کرد


۸- The OA

۱۰ سریال علمی تخیلی کمتر دیده شده این روزها که حتماً باید ببینید [قسمت اول]

سریال علمی تخیلی «The OA» ساخته سرویس نتفلیکس در اواخر سال ۲۰۱۶ و به یکباره منتشر شد. سومین همکاری بریت مارلینگ، نویسنده و بازیگر، با زال بتمنگلیج که کارگردانی تمامی اپیزودهای این سریال را بر عهده داشته باعث شکل گیری ایده های خلاقانه ای در حال و هوای علمی تخیلی شده که سریالی هوشمندانه، جذاب و سرگرم کننده می شد اگر مانند پروژه های مشترک سینمایی شان کمی شلوغ تر و پرطمطراق تر می بود. با این وجود، سریال علمی تخیلی «The OA» داستانی بسیار جدید و جالب دارد: دختری نابینا به نام مارلینگ به مدت ۷ سال ناپدید می شود و سپس با بینایی کامل باز می گردد. پس از اینکه وی حقیقت هولناک پشت ماجرای ناپدید شدن طولانی مدتش را فاش می کند گروهی از جوانان بی هدف به سمت او کشیده می شوند.

رمز و راز موجود در داستان از همان ابتدا شما را جذب و درگیر خود می سازد و اگر چه پایان فصل اول آن طور که انتظار می رفت نبود اما مسیر پیچیده و منحصر بفردی که برای مشخص شدن ماجرا طی می شود و بینندگان طی می کنند، به این سریال علمی تخیلی ارزش تماشا کردن می بخشد. بدون شک این سریال یکی از اورجینال ترین سریال هایی است که اکنون در حال پخش می باشد به خصوص زمانی که بحث عرفان و دیدگاه های خاص نسبت به جامعه امروزی به میان می آید. شاید با همه چیزهایی که این سریال می گوید موافق نباشید اما در «The OA» گفتگوها و بحث های جالبی وجود دارد که گوش دادن به آن ها جذاب خواهد بود.

همچنین باید اذعان داشت که فیلم برداری و بازی های بازیگران سریال بی نقص بوده و جیسون ایساکس نیز یکی از بهترین بازی های خود را ارایه داده است. علیرغم سروصدایی که انتشار بی سروصدای این سریال از سوی نتفلیکس ایجاد کرد اما بسیاری از تماشاگران به دلیل مشکلاتی که در دسترسی به این سریال داشتند ادامه تماشای آن را رها کردند. جای تاسف است که سریالی دیدنی و امیدبخش با داستانی بدیع نادیده گرفته می شود. از این رو به شما توصیه می کنیم که پیش از انتشار فصل دوم حتما فصل اول این سریال را تماشا کنید.


۷- مستعمره

۱۰ سریال علمی تخیلی کمتر دیده شده این روزها که حتماً باید ببینید [قسمت اول]

داستان این که زمین توسط مهاجمان فراکهکشانی به یک مستعمره تبدیل شده داستانی قدیمی و بسیار کلیشه ای در دنیای تلویزیون است و شاید همین موضوع باعث شده که بسیاری قید تماشای سریال «مستعمره» (Colony) را بزنند. اما رویکرد متفاوت و بدیع این سریال نسبت به موضوعی کلیشه ای باعث شده که سریال علمی تخیلی «مستعمره» در این فهرست قرار گرفته و ارزش دیدن داشته باشد. این سریال پیچیدگی و تنش داستان فیلم «روابط جهنمی» (Infernal Affairs) و اتفاقاتی شبیه فیلم «روز استقلال» (Independence Day) دارد که و به جای قرار دادن شخصیت ها در جایگاه های مثبت و منفی داستان؛ رویکردی خاکستری به هر کدام از آن ها دارد.

داستان سریال «مستعمره» در مورد یک جامعه انسانی تحت حکومت یک ساختار دیکتاتوری است که در واقع اتحادی بین انسان ها و موجودات فضایی برای داشتن زندگی هایی بهتر است. اما در این میان گروهی از این شهروندان مشتاق شورش هستند و این در حالی است که طبقه کارگر تنها به زندگی سخت و تاریک خود ادامه می دهد.جاش هالووی بالاخره پس از اتمام سریال «گمشدگان» (Lost) توانسته در یک سریال قابل توجه به ایفای نقش بپردازد. وی در این سریال نقش پلیسی را بازی می کند که تنها به فکر خانواده اش بوده و سارا وین کالیز نیز از قامت یک زن یا نامزد غرغرو و دردسرساز خارج شده و نقش مستقلی دریافت کرده است.

اما نقش های کوچک و فرعی نیز نقش مهمی در زیبایی و جذابیت این سریال علمی تخیلی دارند. برای مثال پیتر جیکوبسن در نقش شخصیت شرور و چاپلوس داستان یکی از چندلایه ترین و رقت انگیزترین شخصیت های سریالی چند سال اخیر است.بدین ترتیب تیم تولید قوی و صحنه های اکشن فیلم آن را به یکی از بهترین سریال های علمی تخیلی تبدیل می کند که نادیده گرفته شده اند.


۶- ۱۲ میمون

۱۰ سریال علمی تخیلی کمتر دیده شده این روزها که حتماً باید ببینید [قسمت اول]

تریلر پیچیده و عجیب و غریب تری گیلیام با عنوان «۱۲ میمون» (۱۲ Monkeys) در دنیای سینما موفقیت بزرگی برای این کاگردان بااستعداد به شمار می آمد که پیچش های داستانی جذاب و شخصیت های دوست داشتنی داستان سهم زیادی در موفقیت آن داشت. تصمیم تبدیل آن به یک پروژه تلویزیونی اغوا کننده بوده و در حالی که اپیزودهای اولیه مانند یک بازسازی مقرون به صرفه تر برای فیلم اورجینال به نظر می رسید اما خوشبختانه وارد یک قلمرو جدید و جذاب شده و در بسیاری از موارد نسخه اورجینال فیلم را پشت سر گذاشت.

سوال جذاب فیلم اصلی – آیا شخصیت اصلی یک روانی متوهم است یا یک قهرمان با توانایی سفر در زمان؟- در فرمت طولانی سریالی شاید جذاب نمی بود به همین دلیل نویسندگان باهوش نسخه سریالی تمرکز و تاکید خود را روی پیچیده کردن داستان، مکانیک پیچیده سفر در زمان و عواقب شدید آن گذاشتند. ترکیب سه گانه ای از قهرمانان دوست داشتنی که به دلیل پیچیدگی ماموریت هایشان برای نجات جهان از نابودی همواره با هم اختلاف نظر دارند و اتحاد وفادارانه آن ها گاه به دشمنی و درگیری می انجامد. داستان اصلی سریال علمی تخیلی «۱۲ میمون» به طور مستمر به مسیرهای هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی وارد می شود که تنها برای اضافه کردن بر بار دراماتیک سریال طراحی نشده اند.

اما داستان سریال هیچگاه از معماهای پیچیده یا سوال های بی معنی خود سوء استفاده نمی کند و هر بار که یک مسئله و مشکلی حل می شود یک یا چند مورد بزرگ تر ظاهر می شود. سریال علمی تخیلی «۱۲ میمون» نیز به عنوان یکی دیگر از سریال های نادیده گرفته شده شبکه Syfy وارد این فهرست شده و به شما توصیه می کنیم که قبل از انتشار فصل چهارم و نهایی، به تماشای این سریال بنشینید زیرا نویسندگی هوشمندانه و قوی داستان باعث شده که «۱۲ میمون» به یکی از بهترین سریال های تلویزیونی با داستان سفر در زمان- شاید در تاریخ تلویزیون- تبدیل شود.


منفورترین شخصیت‌های سینمایی تاریخ (۱)


برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: در تمامی فیلم های سینمایی معمولاً شخصیت هایی دوست داشتنی وجود دارند که بر روی آن ها سرمایه گذاری شده و به اصطلاح قهرمان داستان هستند. در بسیاری از این فیلم ها نیز شخصیت های شرور و منفوری وجود دارند که باید با آن ها مقابله شود و این وظیفه معمولاً بر عهده قهرمان دوست داشتنی داستان است. اگر چه همه صحبت در مورد شخصیت های قهرمان فیلم ها را دوست دارند اما ما در این مطلب قصد داریم شما را با ترسناک ترین و منفورترین و در عین حال بهترین شخصیت های منفی و شرور تاریخ سینما آشنا کنیم.

۲۰- مایکل مایرز

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
مایکل مایرز با آن ظاهر ترسناک خود و مشکلات خانوادگی که داشت یک قاتل سریالی خوفناک بود که در سری فیلم های «هالووین» بسیاری را تا سرحد مرگ می ترساند. این اوج هنر جان کارپنتر بود که یک ماسک ساده قدیمی را با تغییراتی عمدی و نه ترسناک به نماد یکی از ترسناک ترین و منفورترین شخصیت های قاتل سینما تبدیل نمود. مایکل مایرز برای ترساندن تماشاگران نیازی به شخصیت پردازی یا نقل داستان هایی از گذشته خود نداشت. همانند بسیاری از هم کیشان ترسناک خود، خوفناک بودن او نیز در طی سال ها کمرنگ شد اما در فرم اورجینال خود و در فیلم اول سری فیلم های «هالووین» او هنوز نیز می تواند ترس و وحشت را در سخت ترین قلب ها وارد نماید.


۱۹- تی-۱۰۰۰

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
وقتی که جیمز کامرون به دنیال چیزی پیچیده تر، فعال تر و دارای توانایی تبدیل شدن به هر شکل و ترکیبی می گشت که می توانست توانایی های سایبرگی آرنولد شوارتزنگر در مجموعه فیلم های «ترمیناتور» را به چالش بکشد چاره ای جز زیر پا گذاشتن برخی از قوانین فیزیک نمی دید. رابرت پاتریک بازیگری بود که برای ایفای نقش این قاتل مرگبار آهنی انتخاب شد و همین موضوع به قسمت دوم «ترمیناتور» کمک کرد که در زمینه مقبولیت حتی فیلم اورجینال این مجموعه را نیز پشت سر بگذارد. شاید شهرت نسخه شوارتزنگر از این شخصیت هیچگاه کاهش نیابد اما با رابرت پاتریک با بازی خارق العاده خود در این نقش باعث شد که بینندگان تنها زمانی متوجه حضور متغیر او در صحنه شوند که دیگر خیلی دیر شده بود.


۱۸- فردی کروگر

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
«یک، دو، فردی داره میاد سراغ تو… سه، چهار، بهتره ببندی قفل اون در» با این دیالوگ موزون و ارقام مرگبار بود که فردی کروگر در فیلم ترسناک «وحشت در خیابان الم» به بوگی من ترسناک دهه هشتاد و نود میلادی تبدیل شد اما تا سال ۱۹۸۵ و ساخت دنباله «انتقام فرِدی» شخصیت فردی کروگر به طور کامل شکل نگرفته بود. در حالی که فردی هنوز هم جان نوجوانان را در لباس خوابشان می گرفت، رابرت انگلاند در نقش فردی توانست حسی جالب از شوخ طبعی را در این شخصیت ایجاد کند که بیش از پیش دیوانگی این شخصیت را افزایش می داد. همین موضوع باعث شد که بر محبوبیت شخصیت فردی کروگر افزوده شود.


۱۷- مامور اسمیت

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
با آن دهانی که معمولاً به سمت پایین تمایل داشت و ابروهای بسیار ترسناکش، هوگو ویوینگ در نقش مامور اسمیت در فیلم های «ماتریکس» به خوبی توانست نقش مامور پلیسی را ایفا کند که با سردی و سخت کوشی فراوان تنها دستورات مافوق هایش را بدون کوجکترین ترحمی انجام می داد. البته او تنها یک واقعیت مجازی در دنیای هوش مصنوعی بود که برای بیهوش نگه داشتن انسان ها طراحی شده بود.

از این رو شاید نباید تا این حد از او متنفر می بودیم به خصوص با توجه به دیالوگ هایی که بین او و مورفیوس رد و بدل شده و وی اعلام کرد که از بودن در این مکان متنفر است. اما همین موضوع کلیدی باعث تاثیر گذار بودن شخصیت بد اسمیت در فیلم می شود. او نه تنها آلت دست یک رژیم سرکوب گر است بلکه از شغلی که دارد نیز متنفر می باشد.


۱۶- نورمن بیتس

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
مردی که چاقو در دست در پشت زنی در حمام قرار دارد و در معروف ترین صحنه دوش گرفتن در تاریخ سینما حضور دارد تنها یک شخصیت شرور نیست. این صحنه در فیلم «روانی» ساخته الفرد هیچکاک چنان مشهور است که از آن تنها با عنوان «صحنه دوش گرفتن» در عالم سینما یاد می شود. شخصیت نورمن بیتس اولین در نوع سینمایی خود بود: هیولایی در دنیای سینما که صد درصد انسان است. دیگر خبری از هیولاهای پشمالو با دندان ها و چنگال های تیز نبود، او فردی بود که می توانست همان شخصی باشد که اکنون در کنار شما نشسته است، کسی که هیچ وقت باور نمی کردید بخواهد به یک مگس آسیب برساند.

اما امروزه پرده های سینما پر شده اند از شخصیت های قاتل سریالی که تصور ترسناک بودن شخصیت نورمن بیتس برای تماشاگران دهه ۱۹۶۰ را دشوار می سازد. با این وجود می توان با اطمینان گفت که آلفرد هیچکاک با شخصیت نورمن بیتس توانست ژانر وحشت را بازتعریف نماید.


۱۵- پالپاتین

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
وقتی اولین بار با شکل ظاهری شخصیت پالپاتین در فیلم های «جنگ ستارگان» آشنا شدیم وی را با نام ساده «امپراطور» می شناختیم. او با آن چهره لک دار و صدای ترسناکش و با شنلی که به سیاهی قلبش بود در «بازگشت جدای» به بینندگان معرفی شد. اگر چه این نقش با استادی و مهارت تمام توسط یان مک دیارمید اسکاتلندی به تصویر درآمد اما رییس بیرحم دارث ویدر شخصیتی تاثیرگذار و سه بعدی بود. با این وجود در قسمت های بعدی بود که شخصیت واقعی این نقش برای تماشاگران شناسایی شد. اگر چه این فیلم داستانی تخیلی دارد اما نمی توان منکر این قضیه شد که شخصیت پالپاتین به شکل غیرقابل انکاری تاثیرگذار و به شکل ترسناکی واقعی به نظر می رسد.


۱۴- داروغه ناتینگهام

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
جای تعجب ندارد که آلن ریکمن تنها بازیگری است که در دو نقش متفاوت دو بار در این فهرست حاضر شده است و در هر دو نقش نیز از بزرگ ترین و منفورترین شخصیت های شرور سینما به شمار می آید. برخی می گویند که وی نقش داروغه ناتینگهام را آن قدر خوب بازی کرد که او را به حال خود رها کردند که هر چه می خواهد در قالب این نقش انجام دهد و بدین ترتیب وی توانست حتی در حضور کوین کاستنر به عنوان نقش مثبت و قهرمان فیلم نیز به عنوان بهترین نقش آفرینی فیلم «رابین هود: شاهزاده دزدان» انتخاب شود.

هر پوزخند، هر چشم غره رفتن و هر گونه ابراز شادی زایدالوصف و البته ترسناک او از ترسناک ترین صحنه های این فیلم کلاسیک بود که او را به یکی از خوفناک ترین شخصیت های منفی تاریخ سینما تبدیل می کرد.


۱۳- پرستار ریچد

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
قلبی سرد، نگاهی عبوس و دیالوگ هایی بیرحمانه آن چیزی بود که از پرستار میلدرد ریچد در فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» به عنوان سرپرست یک مرکز نگهداری از بیماران روانی چهره ای فراموش نشدنی در تاریخ سینما ساخت.

لوییز فلچر که برای ایفای این نقش برنده جایزه اسکار شد اداره این مرکز را با سیاست ترسناک مشت آهنین در دست می گیرد و با استفاده از روش های خاص خود روح افراد روانی بستری شده در مرکز را با قدرت و تاثیر کامل خرد می نماید. اگر چه بازی جک نیکلسون در نقش بیمار مک مورفی بسیار مورد ستایش قرار گرفت اما چهره ای که فلچر در نقش پرستار ریچد به خود گرفت به خوفناک ترین وجه این فیلم فراموش نشدنی تبدیل گردید.


۱۲- ساورون

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
چشمی بزرگ بدون پلک و با حلقه ای از شعله های سوزان! این تنها تعریفی است که می توان از خدای تاریکی موردور در فیلم های «ارباب حلقه ها» ارایه داد اما آیا می شد با چنین تصویری ظاهراً ساده، ترس و هراسی شدید را در روی پرده سینما ایجاد کرد؟ ساورون یک شخصیت شرور و خوفناک بود که براحتی می توانست لشکری را تنها با یک ضربه خود نابود سازد. اما حتی زمانی که وی حالت جسمانی اش را از دست می دهد نیز به همان اندازه باعث کابوس تماشاگران می شود؛ زمانی که در ذهن فرودو فرو می رود و هرگاه که او به حلقه دست می زند زمین اطراف به لرزه در می آید درست مانند مردی خشمگین که به دنبال لنزهای تماسی خود می گردد.


۱۱- گالوم

بهترین چهره‌های شرور و منفور فیلم‌های سینمایی تمام دوران (۱)
اگر چه شخصیت ساورون را باید بدترین و شرورترین شخصیت مجموعه فیلم های «ارباب حلقه ها» دانست اما شاید بتوان شخصیت گالوم را رقت انگیزترین شخصیتی به حساب آورد که در تاریخ فیلم های علمی تخیلی به تصویر کشیده شده است. ساورون از همان ابتدا شخصیتی خوفناک و شرور بود اما گالوم در نتیجه قدرت یک حلقه به کلی تغییر کرده و به یک موجود بسیار خطرناک و منفور تبدیل شد؛ شخصیتی که شما را به دلسوزی وا می داشت اما هر زمان ممکن بود بدترین خطرات را برای شما رقم بزند. به محض این که وی با حلقه معروف تماس پیدا می کند، ذهنش وارونه شده و فکر و ذکرش به سمت قتل شخصیت های مثبت می رود. شاید بتوان برای او دل سوزاند اما اعتماد به او بزرگ ترین اشتباهی بود که شخصیت های فیلم های «ارباب حلقه ها» می توانستند بکنند.


پیچیده‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما (۱)


برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: بهترین فیلم ها آن هایی هستند که ذهن شما را تا روزها پس از دیدن آن رها نکنند زیرا ایده، معنا و پیام داستان آن چنین پیچیده و عمیق است که برای درک و هضم آن به زمانی بیش از یکی دو ساعت نیاز خواهید داشت. در بسیاری از این فیلم ها برای درک بهتر لازم می شود که چند بار دیگر نیز به فیلم مراجعه کرده تا ارتباطات و لینک های خاصی که در تماشاهای قبلی پیدا نکرده اید را بیابید.

در دنیایی که هالیوود پر شده از فیلم های ابرقهرمانی تجاری و پولساز و گاهی نیز بسیار بی محتوا، این فیلم ها نه به دلیل زرق و برق و هزینه های سرسام آور بلکه به خاطر مفهوم عمیق و پیام سنگین خود ماندگار شده اند. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۲۰ مورد از پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما آشنا کنیم.

۲۰- دشمن

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم «دشمن» (Enemy) توسط دیوید ویلنوو کارگردانی شده و جیک جیلنهال در آن نقش یک معلم تاریخ را بازی می کند که یک روز یکی از دوستانش از او دعوت می کند فیلم خاصی را تماشا کند. در حالی که وی مشغول تماشای فیلم مذکور است، متوجه می شود که یکی از بازیگران فیلم کاملاً شبیه خود اوست. این اتفاق عجیب باعث می شود او برای یافتن این بازیگر و این که موضوع شباهت این دو از چه قرار است سفری پیچیده را آغاز می کند. فیلم «دشمن» خط سیر روایی معمول و مستقیم را رعایت نمی کند و زمانی که فیلم به پایان می رسد تازه گیجی و سردرگمی تماشاگر آغاز می شود و سعی می کند به درکی ملموس از تصویرسازی سوررئال رویاگونه فیلم برسد.

این فیلم به زیبایی تصویربرداری شده و دارای رنگ زرد خاصی در تصاویر خود است که گیجی و ملال آور بودن زندگی شخصیت آدام را نشان می دهد و در تناسب با رنگ روشن زندگی آنتونی تفاوت های این دو مشخص می شوند. جیک جیلنهال با بازی خیره کننده خود در این فیلم باعث شده که تماشاگر درماندگی و رنج شخصیت را به خوبی حس نماید. «دشمن» یک تریلر روانشناسانه مسحور کننده و گیج کننده است که تماشاگرش را به یک سفر خوفناک پر از سوررئالیسم می برد.


۱۹- تقدیر

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم «تقدیر» (Predestination) یک تریلر فانتزی استرالیایی به کارگردانی پیتر و مایکل اسپیریگ و با بازی ایتان هاک است که علیرغم داشتن داستانی تراژیک اما به دلیل تنوع ژانری خود تماشاگر را سرگرم می کند. این فیلم بسیار اورجینال و خلاقانه بوده و از سبک کلاسیک «داستان بی صدا» سود می برد. هاک در نقش یک شخصیت بی نام بازی بی نقصی از خود ارایه داده و سارا اسنوک نیز با توانایی های متنوع بازیگری خود تماشاگر را تحت تاثیر قرار می دهد.

هاک در این فیلم نقش یک مسافر در زمان را روایت می کند که برای یک آژانس سری کار می کند و از توانایی های خود برای متوقف کردن جارایم قبل از وقوع استفاده می برد. در آخرین ماموریت وی باید یک تروریست که در سال ۱۹۷۵ در شهر نیویورک سیتی بمبگذاری کرده و باعث مرگ ۱۱٫۰۰۰ نفر شد را در کار خود ناکام بگذارد. این فیلم مسحور کننده و بسیار هوشمندانه تا صحنه پایانی تماشاگر را روی صندلی خود معلق ساخته و در پایان ذهن او را برای مدت طولانی درگیر خواهد کرد.


۱۸- آقای هیچکس

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم «آقای هیچکس» (Mr. Nobody) یک درام فانتزی به کارگردانی ژاکو ون دورمل است که داستان آن در سال ۲۰۹۲ رخ داده و در مورد آخرین انسان فانی باقیمانده روی زمین است که جارد لتو نقش او را بازی می کند. او در مورد گذشته خود و به انتخاب هایی که می توانست داشته باشد فکر می کند. این فیلم با تصویرسازی خارق العاده خود دارای پیچیدگی های زیبایی شناختی و روایی است که برای درک آن ها تماشاگر باید با دقتی بی سابقه به جزییات داستان و تصاویر نگاه کند. «آقای هیچکس» یک تجربه جدید، بی نظیر و عمیق را برای تماشاگر بوجود می آورد. این فیلم با بازی خیره کننده لتو، تصویر سازی ترسناک و تاثیر گذار و البته موسیقی متن بی نقص خود تماشاگر را با یک تجربه به یاد ماندنی که برای روزهای متوالی بعد از تماشای فیلم همراه او می ماند رها خواهد کرد.


۱۷- جان مالکوویچ بودن

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
«جان مالکوویچ بودن» (Being John Malkovich) یک فیلم دیوانه کننده و عجیب و غریب در مورد یک عروسک گردان است که دروازه ای را می یابد که مستقیماً به درون مغز جان مالکوویچ، ستاره هالیوود، باز می شود. این فیلم به کارگردانی اسپایک جونز و به نویسندگی چارلی کافمن، بسیار زیبا، منحصر بفرد و سرگرم کننده ساخته شده است. جان کیوزاک و کامرون دیاز در این فیلم چنان بی نقص ظاهر شده اند که اصلاً آن ها را نمی شناسید و البته جان مالکوویچ نیز فرصت این را پیدا می کند که نقش خودش را بازی کند و این کار را به بی نقص ترین شکل ممکن نیز انجام داده است. این فیلم عجیب و غریب و سوررئال تماشاگران را به درون دنیای مالکوویچ می کشاند. «جان مالکوویچ بودن» فیلمی با جزییات و طنزی ظریف است که دهه های متوالی طول خواهد کشید تا شاهد فیلمی شبیه آن باشیم.


۱۶- پرتقال کوکی

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
«پرتقال کوکی» (A Clockwork Orange) یکی از بحث برانگیزترین فیلم هایی است که تاکنون سینما به خود دیده است. این فیلم از همان ابتدا شما را اسیر خود کرده و روی صندلیتان میخکوب خواهد کرد و حتی پس از پایان فیلم نیز شما را رها نخواهد کرد. «پرتقال کوکی» حاوی احساسات شدید، بیگانگی، انحراف و خشونت در بیشترین حد ممکن خود است. این شاهکار ساخته استنلی کوبریک از زمانه خود جلوتر بود و هنوز نیز با جامعه مدرن امروزی همخوانی داشته و تاثیر طولانی خود را حفظ کرده است. این فیلم داستان یک جوان دچار مشکلات اخلاقی به نام الکس و انقلابی اجباری که توسط دولت در او رخ می دهد را روایت می کند که شما را وادار می سازد بیرحمی و شقاوت موجود در جهان را در نهایت خود شاهد باشید.

«پرتقال کوکی» از هر دیدگاهی یک فیلم جالب و دوست داشتنی است اما کمال گرایی کوبریک و بازی خیره کننده مالکوم مک داول در نقش الکس از بیننده مطالبه می کند که تفکر عمیق تری در مورد دنیای اطرافش داشته باشد. این فیلم سوالی دردناک و سخت می پرسد: اگر حق انتخاب افراد در برگزیدن خوب و بد را از آن ها بگیریم آیا این کار به مثابه گرفتن انسانیت نیز از آن ها نیست؟!


۱۵- اطلس ابر

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم علمی تخیلی «اطلس ابر» (Cloud Atlas) به کارگردانی تام تایکور و واچوفسکی ها، شش دنیای متفاوت در زمان های متفاوت را به تصویر می کشد که یکی پس از دیگری تغییر می کنند. سبک و ساختار این فیلم آن را به فیلمی پیچیده و گیج کننده تبدیل می کند. در این فیلم از بازیگرانی طراز اول استفاده شده که هر یک نهایت استعداد خود را به نمایش می گذارند هر چند برخی نیز این فیلم را به خاطر جاه طلبی بیش از حد و شخصیت های بسیار پیچیده اش مورد انتقاد قرار داده اند. «اطلس ابر» بخشی علمی تخیلی، بخشی درام تاریخی، بخشی رمانتیک و بخشی کمدی است که لذت تماشای چند فیلم در یک فیلم را برای تماشاگر ممکن می سازد.


۱۴- چشمه

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم «چشمه» (The Fountain) ساخته دارن آرونوفسکی درس ال ۲۰۰۶ مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار نگرفت اما در سال های بعد از آن به فیلمی کالت و تحسین شده بدل گشت. در این فیلم، آرونوفسکی سبک داستان پردازی متداول را کنار می گذارد و درک های متعدد و متفاوتی می توان از داستان فیلم او داشت. زیبایی این فیلم در جزییات دقیق و نکات ظریفی است که به بیننده این امکان را می دهد که از دیدگاه منحصر به فرد خود به تعبیر و درک داستان بپردازند. «چشمه» سه دنیای متفاوت را به تصویر می کشد که در آن ها شخصیت اصلی داستان، تام، با بازی هیو جکمن، سه شکل متفاوت به خود می گیرد.

در دنیای اول او نقش یک فاتح بزرگ در قرن شانزدهم را روایت می کند که برای یافتن درخت زندگی تلاش دارد. در دنیای دوم که دنیای کنونی است دکتر تام تلاش می کند درمانی برای همسر بیمار خود پیدا کند و در دنیای سوم نیز که مربوط به سال ۲۵۰۰ است تام فضانوردی است که سعی در پیدا کردن سیاره زیبالبا دارد. فیلم «چشمه» ضیافتی برای دیدگاه های متفاوت است که داستانی بی نقص و تصاویری خیره کننده دارد و شما را برای مدتی مات و مبهوت رها خواهد کرد.


۱۳-آسمان وانیلی

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
تریلر روانشناسانه «آسمان وانیلی» (Vanilla Sky) جنبه های علمی تخیلی ملموسی نیز در خود دارد. این فیلم توسط کامرون کرو کارگردانی شده و بازسازی یک فیلم اسپانیایی با عنوان انگلیسی «چشم هایت را باز کن» می باشد. «آسمان وانیلی» تماشاگرش را به یک سفر احساسی می برد و در نهات او را ترسیده، غمگین و بی دفاع رها می کند. این فیلم درک شما از دنیای اطراف و واقعیاتی که به آن ها باور دارید را به چالش می کشد و تام کروز نیز با بازی خارق العاده خود در نقش دَیو سهم زیادی در بوجود آمدن این حس دارد.

«آسمان وانیلی» یکی از آن فیلم های هوشمندانه ای است که هر بار که به تماشای آن می نشینید، چیز جدیدی را درک خواهید کرد. این فیلم بی نظیر سرشار از احساسات بزرگنمایی شده عشق و غم است و تماشاگر را در تمام طول فیلم در حالت درگیری و ترس فرو می برد و در نهایت درک آن ها از زندگی خود را وارونه می سازد و به آنها می گوید که بدون چشیدن تلخی های زندگی هیچوقت شیرینی های آن را ارج نخواهید نهاد.


۱۲- جزیره شاتر

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم «جزیره شاتر» (Shutter Island) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی یک تریلر روانشناسانه نئونوآر است که در آن دو مارشال ایالتی به بررسی غیب شدن یک قاتل می پردازند که از یک مرکز روانی ساخته شده برای جانیان روانی فرار کرده است. این فیلم پر است از پیچیدگی ها و فراز و فرودهای داستانی که می تواند بیننده را به آسانی گیج کند. «جزیره شاتر» به زیبایی هر چه تمامتر حواس بیننده را مورد حمله قرار می دهد و آن ها را با یک معمای حل نشده رها می کند، در نهایت نیز به شدت شما را غافلگیر می نماید.

این فیلم را بدون شک در یک بار دیدن درک نخواهید کرد زیرا تمام جزییات داستان را نمی توان در یک بار تماشا متوجه شد. «جزیره شاتر» یکی از معدود فیلم هایی است که درک شما از داستان پردازی رایج تغییر داده و در بار دوم با دیدگاهی متفاوت به تماشای فیلم خواهید نشست. فیلم «جزیره شاتر» یک فیلم تاریک است که باعث می شود به سلامت عقلی و روانی خود نیز شک کنید.


۱۱- ممنتو

پیچیده ترین فیلم های تاریخ سینما
فیلم گیج کننده «ممنتو» (Memento) به کارگردانی کریستوفر نولان و به نویسندگی او و جاناتان نولان، یک تریلر ترسناک، ویرانگر و بسیار منحصر بفرد است. در این فیلم گای پیرس نقش لئونارد شلبی را بازی می کند، مردی که توان شکل دادن به خاطره های تازه را در ذهن خود نداشته و باید راز مرگ همسر خود را کشف کند. این فیلم که دستاوردی بدیع و خارق العاده در دنیای مدرن سینماست، بیننده را وادار می سازد که در داستان پردازی شرکت کنند در حالیکه آن ها نیز مانند شخصیت اصلی فیلم از اتفاقات فیلم و واقعیات هیچ اطلاعی ندارند.

«ممنتو» به یک فیلم کلاسیک با سبک داستان پردازی انقلابی تبدیل شد که بن مایه های دراماتیک بی سابقه ای در خود داشت. این فیلم شما را درهر صحنه ای درمانده کرده و به شدت می ترساند. هیچ چیز در این فیلم آن طور که به نظر می رسد نیست، هیچ چیز قطعی نیست و هیچ چیز واقعی نیست. فیلم شما را در خود فرو می برد و برای پی بردن به واقعیت صحنه به صحنه آن را با دقت نگاه خواهید کرد و در نهایت با احساسی مانند دست انداخته شدن شما را رها می کند.

ادامه دارد…


۱۲ فیلم استرس زا و دردناک اما دیدنی (۱)


وب سایت روزیاتو – حسین علی پناهی: آیا تابحال شده که یک فیلم استرس زا تماشا کرده و همزمان از آن لذت برده باشید؟! برای بسیاری از افراد رفتن به سینما راهی سریع برای کاهش استرس است زیرا هدف بسیاری از تماشای یک فیلم این است که برای ساعاتی محدود هم که شده از دغدغه زندگی روزمره و مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کنند فارغ باشند. اما گاهی با تماشای یک فیلم عکس این موضوع اتفاق می افتد زیرا داستان فیلم به شما اجازه نمی دهد مغز خود را در حالت خاموش و استراحت قرار دهید و هر دقیقه از آن بر استرس و اضطراب شما خواهد افزود و هیچ راه حلی برای فرار از این استرس جز تماشای ادامه فیلم و رسیدن به نتیجه گیری پایانی ندارید.

این موضوع همیشه نیز بد و آزار دهنده نیست زیرا برخی از بهترین فیلم های تاریخ سینما برای به چالش کشیدن قلب، ذهن و البته ثبات عاطفی ما ساخته شده اند. در برخی از فیلم ها از شخصیت های شرور برای ناآرام کردن ما در روی صندلی سینماها استفاده می کنند و گاهی اوقات سناریویی آزار دهنده ما را در نهایت استرس و اضطراب فرو می برد. به هر ترتیب برخی از فیلم ها دقیقاً می دانند که چطور باید دکمه های استرس تماشاگران را در بدترین و شدیدترین شکل ممکن فشار دهند و ما نیز به همین دلیل عاشق این فیلم ها هستیم. در ادامه می خواهیم شما را با چند فیلم استرس زا و ناراحت کننده ای آشنا کنیم که همچنان دوست دارید آن ها را تماشا نمایید.

۱- حشره (۲۰۰۶)

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

آیا سال ۲۰۰۶ را به یاد دارید که ویلیام فردکین یکی از ترسناک ترین فیلم های تاریخ را ساخت اما هیچ کسی به آن اهمیتی نداد؟ این فیلم «حشره» (Bug) نام داشت و شاید اسم آن را نشنیده باشید. مایه تاسف است که این فیلم مورد توجه قرار نگرفت زیرا فیلم «حشره» یک فیلم ترسناک روانشناسانه است که شما را به شدت درگیر کرده و با اجرای زیبای بازیگران و مهارت کارگردان به یکی از فیلم هایی تبدیل شده که همزمان از تماشای آن لذت برده و رنج خواهید کشید. اشلی جود یکی از بهترین بازی هایش را در این فیلم انجام داده و مایکل شانون نیز بازی بی نقصی در آن ارایه می دهد. بخش زیادی از مورد توجه قرار نگرفتن فیلم «حشره» این بود که تماشای آن حس خوبی را در بیننده ایجاد نمی کرد. بخش زیادی از داستان فیلم درون یک اتاق هتل نیمه تاریک رخ می دهد و داستان زنی را روایت می کند که پس از یک دوران سخت اکنون با آشنایی با یک کهنه سرباز مهربان به دنبال آرامش است.

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

اما خیلی زود مشخص می شود که این کهنه سرباز مهربان از لحاظ روانی سالم نیست و هر آنچه در ادامه داستان رخ می دهد اتفاقاتی ترسناک است که در نتیجه توهمات مشترک این دو شخص در اثر پارانویا و درماندگی ایجاد می شود. استرسی که در میانه های داستان به بعد به شما وارد می شود بدون شک چندین درجه فشار خون شما را بالا خواهد برد. فردکین در تمام مدت حالت اکشن داستان را حفظ می کند و با اضافه کردن حس اکسپرسیونیستی برای تاکید بر رفتار و حالات بازیگران، گرفتن تصاویر کلوزآپ ناگهانی و ترسیم چندین صحنه ترسناک جسمی که حتی دیوید کراننبرگ را دچار ترس می کند، استرس مضاعفی را به تماشاگر وارد می نماید. فیلم «حشره» بدون شک معادل چندین ساعت استرس و اضطراب بی وقفه است اما زیبایی این فیلم استرس زا ارزش این درد و رنج را دارد، پس به تماشای آن ادامه می دهید.


۲- هفت (۱۹۹۵)

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

وقتی که فیلم «هفت» در پاییز سال ۱۹۹۵ اکران شد دنیا هنوز آمادگی روبرویی با چالش های اخلاقی هولناک فیلم و داستان پردازی تاریک بی پایان و شوک آور آن را نداشت. این فیلم استرس زا و دلهره آور که البته در ژانر ترسناک قرار نمی گیرد، آیینه تمام نمایی از اخلاقیات و رفتارهای اجتماعی انسان هایی بود که باید از طریق این فیلم متوجه وحشتناک بودن رفتارهای خود می شدند. بله دنیا در سال ۱۹۹۵ آمادگی روبرویی با «هفت» را نداشت اما بسیاری صف کشیده و برای تماشای سمفونی غم های دیوید فینچر از هم سبقت می گرفتند. فیلم فینچر از همان ابتدا شروعی تاریک داشت و هر چه داستان پیش می رفت ترسناک تر، ویرانگرتر و استرس زاتر می شد و بعد از هر صحنه شوکه کننده ای شوکی دیگر به بیننده وارد می شد.

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

فیلم استرس زا و بی نقص «هفت» با دقت و جزییات فراوان ساخته شده، با وسواس تمام اجرا شده و به دست بازیگرانی مانند برد پیت، مورگان فریمن و کوین اسپیسی با مهارت تمام به تصویر کشیده شد. حتی در ترسناک ترین و ناخوشایندترین صحنه ها نیز تماشا نکردن ادامه داستان بسیار سخت است. فانتزی ترسناک فینچر از پوچی همچنان یکی از فیلم هایی است که می توان بارها و بارها آن را تماشا کرد که می تواند به این معنا باشد که پیام فیلم را نگرفته ایم!


۳- بازی های مسخره (۱۹۹۷ یا ۲۰۰۷)

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

میشاییل هانکه یکی از فیلم سازان بنامی است که همیشه راه های جدیدی برای ترساندن تماشاگر می یابد. بررسی فیلم های هانکه درست مانند انجام دادن یک تست روانشناسی استرس است که در آن به عنوان جایزه یا تنبیه، پس از تماشای هر فیلم به شما شوک الکتریکی وارد خواهد شد. به معنای ساده دوست داشتن آثار هانکه به معنای این است که به استرس و شوک معتاد شده اید. میشاییل هانکه هنر خود در وارد کردن شوک شدید به تماشاگران را با ساختن فیلم استرس زا و ترسناک «بازی های مسخره» (Funny Games) به رخ همگان کشید. فیلم داستان دو نوجوان روانی خشن اما مودب را روایت می کند که یک خانواده متمول را در خانه خودشان به گروگان گرفته و بدن هیچ دلیل مشخصی به شکنجه سادیستی آن ها می پردازند و این همان چیزی است که عرق ترس و ضربان تند قلب را برای هر تماشاگری به ارمغان خواهد آورد.

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

با پیش رفتن داستان بر استرس زا بودن آن افزوده می شود زیرا این حس در تماشاگر ایجاد می شود که او نیز به دلیل تمایل شدید به تماشای اتفاقات داستان در آن چه که در این فیلم رخ می دهد مقصر است. هانکه دست بردار نبوده و فیلم خود را در سال ۲۰۰۷ بازسازی کرد تا بار دیگر تماشاگران را تنبیه نماید. بازسازی این فیلم به زبان انگلیسی به همان اندازه داستان اورجینال فیلم در زبان آلمانی استرس زا و دلهره آور بود و هنوز نیز نمی دانیم که چرا تا این حد مشتاق تماشای هر دو فیلم استرس زا و عجیب .و غریب هانکه تا آخر بودیم.


۴- مادر! (۲۰۱۷)

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

حالا که اسم کارگردانانی که دوست دارند دکمه استرس و اضطراب ما را به شدت بفشارند به میان آمد بهتر است به احترام دارن آرونوفسکی از جایمان بلند شویم! کسانی که به فیلم های دارن آرونوفسکی علاقه دارند باید هر لحظه انتظار داشته باشند که وی مرزهای داستان پردازی، خلاقیت و حتی اخلاق را درنوردد. اگر چه کارنامه این فیلم پر از فیلم استرس زا و ناراحت کننده است اما تماشای هیچ کدام از آثار وی به اندازه فیلم «مادر!» (mother!) در سال ۲۰۱۷ سخت نبود. داستان فیلم در یک خانه خلوت و آرام در خارج از شهر می گذرد و مردی شاعر همراه با همسر جوان خود برای موفقیت خاص خود تلاش می کنند.

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

فضای آرام خانه به یکباره با حضور مهمانانی ناخوانده بهم می خورد و خیلی زود اوضاع از کنترل خارج می شود. وقتی می گوییم اوضاع از کنترل خارج می شود منظورمان تا به حدی است که هیچ انسان عاقلی نمی تواند اتفاقات ترسناک فیلم را تصور کند. داستان فیلم رفته رفته به سمتی می رود که بیننده را در استرسی تصاعدی فرو می برد و همزمان شما را نیز از لحاظ عاطفی درمانده می سازد و شاید این همان چیزی بود که باعث شکست تجاری فیلم شد.


۵- مدفون شده (۲۰۱۰)

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

در سال های اول فعالیت رایان رینولدز بازی او در سطحی نبود که بتوان او را جدی گرفت.حتی بازی او در فیلم هایی مانند «وحشت در امیتی ویل» (The Amityville Horror) و «تک خال های دودی» (Smokin’ Aces) نیز باعث نمی شد که بازی ضعیفش را در فیلم «ون وایلدر» (Van Wilder) از یاد ببریم. اما همه بعد از تماشای فیلم استرس زا و ویرانگر «مدفون شده» (Buried) در سال ۲۰۱۰ در مورد این بازیگر اکنون سرشناس تغییر عقیده دادند. اما چه چیزی در مورد این فیلم وجود دارد که آن را در این فهرست قرار می دهد؟! اول از همه این که تمامی داستان فیلم در یک لوکیشن رخ می دهد و تنها یک بازیگر در تمام طول فیلم نمایش داده می شود. لوکیشن فیلم تابوتی است که در جایی در یکی از بیابان های عراق مدفون شده است. رینولدز تنها بازیگر این فیلم استرس زا بوده و بله متاسفانه او همان کسی است که در درون این تابوت مدفون شده و انتظار مرگ می کشد.

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

از همین جاست که ترس و وحشت ناشی از تماشای «مدفون شده» ]غاز می شود. آیا همین دو نکته برای ترسناک بودن و استرس زا بودن یک فیلم تا سرحد جنون کافی نیست؟! بدون شک واژه «استرس زا» برای این فیلم کم است. اگر از محیط های تنگ و تاریک می ترسید بدون شک تماشای فیلم «مدفون شده» مانند این است که خود را در معرض ۹۵ دقیقه حمله استرسی مداوم قرار دهید. و اگر از محیط های بسته و تنگ ترسی ندارید نیز تماشای فیلم «مدفون شده» به معنای قرار دادن خود در معرض ۹۵ دقیقه حمله استرسی مداوم است! هر که باشید برای داستان استرس زای فیلم تفاوتی ندارد، باید دچاره دلهره و آشوب شوید که می شوید! اگر شجاعت تجربه این وحشت را دارید بدون شک در خلال داستان پیچیدگی هایی نیز به عنوان جایزه به شما داده می شود که بر استرس شما خواهد افزود!


۶- ۱۲۷ ساعت (۲۰۱۰)

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

در اغلب فیلم ها خط باریکی بین مقدار ناکافی از ترس و استرس و زیاده روی در این دو مولفه ناخوشایند وجود دارد. اگر چه بسیاری از فیلم های این لیست در این دو مولفه در بیشترین حد ممکن و به شکل مثبت خود قرار دارند اما کمتر فیلمی توانسته این مرز را به اندازه فیلم استرس زا اما دوست داشتنی «۱۲۷ ساعت» (۱۲۷ Hours) درنوردد. این فیلم که بر اساس داستانی واقعی و خیره کننده ساخته شده، در مورد یک کوهنورد مشتاق است که پس از گیر افتادن در یک شکاف چاره ای بجز قطع کردن دست خود برای رهایی از سنگی که روی دست او افتاده ندارد.

۱۲ فیلم‌ استرس زا و دردناکی که از تماشای آن‌ ها لذت خواهید برد [قسمت اول]

این فیلم داستان ترسناک مردی را روایت می کند که میل او به زنده ماندن او را وادار به انجام کاری خوفناک می کند. بله داستان فیلم همانطور که فکر می کنید الهام بخش و تاثیر گذار اما به همان اندازه نیز استرس زا و عذاب آور است حتی اگر آن را خوفناک ندانیم. وقتی زمان بریدن دست فرا می رسد، دنی بویل تماشاگر را از دیدن این صحنه خونریزی نجات بخش محروم نمی کند تا حس واقعی شخصی که در واقعیت داستان این کار را تجربه کرده به بیننده منتقل نماید. این از همان صحنه هایی است که دوست دارید چشم هایتان را ببندید، گوش هایتان را بگیرید و در گوشه ای کز کنید تا صحنه به پایان برسد. این صحنه نه تنها پر استرس بلکه دردناک است و در کمال ناباوری صدایی غریب به شما می گوید که این صحنه دلخراش را با دقت تماشا کنید و بدون شک شما نیز همین کار را خواهید کرد.

جیمز فرانکو که بهترین بازی تمام دوران حرفه ایش را در این فیلم استرس زا انجام داده به خوبی نشان می دهد که ارزش زندگی متصل به این دست بسیار بیشتر از آن است که تنها به خاطر درد و ترس بریدن دستش از آن بگذرد. و همین موضوع است که تماشای این صحنه دردناک اما زندگی بخش را برای بیننده جذاب می سازد هر چند تا مدت ها بعد از به یاد آوردن این صحنه دچار ترس و استرس بشوید.


دنیا در سال ۲۰۱۸ چه فیلم‌هایی می‌بیند؟ (۱)


سالنامه شرق: تعداد فیلم های خوب سینمای جهان که در سال جاری باید انتظار اکران شان را داشته باشید، بسیار بیشتر از آن است که حتی اشاره به آنها در این مجال بگنجد. تاریخ اکران اغلب فیلم های هنرمندانه و جشنواره پسند نیز برخلاف بسیاری از فیلم های سینمای بدنه آمریکا که حتی پیش از تولید در برنامه اکران چند سال بعد گنجانده می شوند، مشخص نیست و فقط می توان حدس زد که نمایش آنها از کدام جشنواره آغاز می شود. به هر حال این اسامی تعدادی از فیلم های مهم سال به ترتیب زمان نمایش احتمالی آنهاست. بهار فصل شکوفایی طبیعت برای سینمای جهان نیز فصل رونق است و البته فصل جشنواره فیلم کن.

همه می دانند | Everybody Knows (Todos Lo Saben)

هشتمین فیلم بلند اصغر فرهادی به احتمال زیاد برای اولین بار در پایان اردیبهشت در بخش مسابقه جشنواره کن نمایش داده خواهد شد. داستان این فیلم اسپانیایی زبان با بودجه اولیه ۱ میلیون یورو تهیه و در حومه مادرید فیلمبرداری شده است. کارولینا برای سفری کوتاه همراه با خانواده اش از بوینوس آیرس به زادگاهش در اسپانیا باز می گردد، اما رویدادهای ناخواسته از گذشته برخاسته زندگی خانواده او را به کلی تغییر می دهد. پنلوپه کروز و ریکاردو دارین از بازیگران اصلی «همه می دانند» هستند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


کجا رفته بودی، برنادت؟ | Where’d You Go Bernadette?

ریچارد لینکلیتر کارگردان «پسربچگی»، این فیلم را از رمان پرطرفدار و نوآورانه ماریا سمپل اقتباس کرده است. قهرمان داستان دختری ۱۵ ساله به نام «بی» است که مادرش در یک سفر خانوادگی ناپدید می شود و به ناچار تا قطب جنوب به دنبالش می رود. فیلمنامه را میکل وبر و اسکات نوستاتر نوشته اند که فیلم «هنرمند فاجعه» با فیلمنامه آنها روی پرده رفته است. کیت بلنچت، بیلی کروداپ، کریستین ویک، جودی کریر و لارنس فیشبرن بازیگران این فیلم هستند که اواخر اردیبهشت اکران می شود.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


برادرانِ خواهران | The sisters Brothers

ژک اودبار، فیلمساز فرانسوی برنده نخل طلای کن و سازنده «دیپان»، «زنگار و استخوان» و «یک پیام رسان»، رمانی پر فروش در ژانر وسترن از پاتریک دوویت را مبنای اقتباس اولین فیلم انگلیسی زبان خود قرار داده است که احتمالا تا نیمه بهار به جشنواره کن می رساند. داستان در ایالت اورکان سال های ۱۸۵۰ می گذرد. قهرمان آن دو برادر یاغی هستند که برای کشتن یک بازرس اجیر می شوند. یواکین فوتیکس، جان سی رایلی، ریز احمد، جیک جیلنهال و روتگر هاوئر در این فیلم بازی می کنند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


لورو | Loro

احتمالا بخش مسابقه جشنواره کن میزبان این فیلم پائولو سورنتینو کارگردان ایتالیایی برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان اسکار، گلدن گلوب و بفتا برای «زیبایی بزرگ» خواهد بود. تونی سرویلو بازیگر همکار سورنتینو در اغلب آثار قبلی او، در این فیلم زندگینامه ای نقش سیلویو برلوسکنی نخست وزیر سابق ایتالیا را بر عهده دارد. سرمایه دار جنجالی، غول رسانه ای و میلیاردی که تبدیل به سیاستمداری پوپولیست شد. ظاهرا سورنتینو تصمیم دارد «همشهری کین» دیگری را رقم بزند. ریکاردو اسکامارچو و النا سوفیا ریچی از دیگر بازیگران فیلم هستند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


پیترلو | Peterloo

مایک لی کارگردان انگلیسی «آقای ترنر» و «رازها و دروغ ها»، به یک ماجرای تاریخی بریتانیای اوایل قرن نوزدهم پرداخته است. این داستان قتل عام «پیترلو» در سال ۱۸۱۹ است که سربازان سواره نظام در میدان سنت پیتر منچستر به چندین هزار نفر از مردم معترض و خواستار اصلاحات و دموکراسی حمله کردند که این ماجرا منجر به مرگ ۱۵ نفر و زخمی شدن ۷۰۰ نفر شد و البته راه را برای اصلاحات هموار کرد. این فیلم کارگردان ۷۴ ساله نیز احتمالا در جشنواره کن خواهد بود.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


درخت گلابی وحشی | Ahlat Agaci

نوری بیلگه جیلان، کارگردان مشهور سینمای ترکیه و سازنده «سه میمون»، «روزی روزگاری در آناتولی» و «خواب زمستانی»، برنده جوایز متعدد جشنواره کن و از جمله نخل طلا، این بار در «درخت گلابی وحشی» داستان یک نویسنده را به تصویر می کشد که به روستای زادگاه خود در نقطه ای دور افتاده در ترکیه باز می گردد و گرفتار بدهی های پدرش می شود. هازار ارگوسلو، مورات شیمشیر و ارشومنت بالاکوغلو بازیگران این فیلم هستند که قطعا در کن ۲۰۱۸ حضور خواهد داشت و مدعی نخل طلا خواهد بود.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟

– فیلم های دیگری که در فصل بهار به روی پرده می روند، کورسک»، «گنجشک سرخ»، «لوگزامبورگ»، «دیوانه»، «غروب»، «مریم مجدلیه»، «بازیکن شماره یک آماده»، «هرگز واقعا اینجا نبودی»، «نگران نباش، پیاده راه دوری نمی رود»، «چین و شکن در زمان»، «غریبه ها: شکار در شب»، «مهاجم مقبره»، «عشق، سیمون»، «جزیره سگ ها»، «مانی آرام»، «انتقام جویان: جنگ بی نهایت»، «سر بر آوردن صخره اقیانوس آرام»، «سولو: داستانی از جنگ ستارگان»، «گالوستن» و «پرندگان گذرگاه» هستند.


هشت یار اوشن | Ocean’s 8

این خویشاوند دور مجموعه فیلم های استیون سودربرگ که با «یازده یار اوشن» شروع شد، فیلمی است ساخته گری راس، کارگردان «عطش مبارزه» که در آن مجموعه ای از زنان بازیگر طراز اول هالیوود نقش های مردانه سابق را بر عهده گرفته اند. ساندرا بولا، کیت بلنچت، آن هاتاوی، ریانا، هلنا بوتهم کارتر و دیمین لوییس را هدف یک سرقت انتقام جویانه قرار می دهند و چندین چهره از دنیای مد هم نقش هایی گذری ایفا می کنند. فیلمنامه را الیویا میلچ نوشته است. فیلم در آخرین روزهای خرداد اکران می شود.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


دومینو | Domino

برایان دی پالما، سازنده «صورت زخمی» و «راه کارلیتو» که شش سال است فیلمی کارگردانی نکرده است، احتمالا این فیلم را اواخر شهریور به جشنواره فیلم ونیز می رساند، چون سه فیلم آخر او در ونیز برای اولین بار نمایش داده شده اند. «دومینو» داستانی درباره یک پلیس اهل کپنهاگ است که قصد دارد انتقام همکار خود را بگیرد که هنگام ردیابی یک سلول تروریستی داعش به قتل رسیده است. نیکلای کاستروالدو و کریس وان هوتن و گای پیرس نقش های اصلی این تریلر را بر عهده دارند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


پادشاه یاغی | Outlaw King

این فیلم تاریخی آمریکایی داستان رابرت بروس پادشاه اسکاتلند در قرن چهاردهم میلادی را بازگو می کند که با وجود تعداد بسیار مهاجمان انگلیسی توانست آنان را از خاک اسکاتلند بیرون کند. دیوید مکتزی که سال گذشته «حتی از آسمان سنگ ببارد» را به روی پرده فرستاده بود، در این فیلم نیز از کریس پاپن، بازیگر فیلم قبلی، در نقش اصلی استفاده کرده است و آرون تیلور جانسن و فلورانس پو دیگر بازیگران این فیلم هستند. فیلم تابستان گذشته تکمیل شده است و احتمالا در تابستان روی پرده می آید.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


آدمکش مزدور ۲ | Sicario 2

ادامه ای بر فیلم «سیکاریو» دنیس ویلنو کانادایی را استفانو سولیما، فیلمساز ایتالیایی ساخته است و این فیلم در نیمه تیر روی پرده خواهد آمد. بار دیگر فیلمنامه را تیلر شرایدن نوشته است. بنیسیو دل تورو و جاش برولین در فیلم حضور دارند و به جای امیلی بالانت، کاترین کینر نقش شخصیت زن اصلی را بر عهده دارد، نقش شخصیت زن اصلی را بر عهده دارد. دو مامور مخفی سازمان سیا به قصد شکار تروریست های تحت استخدام کارتل قاچاق مواد مخدر به مکزیک می روند و عملیاتی را در امتداد مرز انجام می دهند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


کتاب الکترونیک | E-Book

اولیویه آسایا بعد از «مامور خرید شخصی» این کمدی را ساخته است که احتمالا به علت تاخیر در تکمیل فیلمش آن را به جای کن به جشنواره ونیز می فرستد. داستانی که فیلمساز کهنه کار فرانسوی نوشته و کارگردانی کرده است، در دنیای نشر در پاریس می گذرد و درباره چگونه تطبیق دادن خود با تحولات سریع دنیای امروز است. ژولیت بینوش بازیگر «ابرهای سیلز ماریا» در این فیلم نیز با آسایا همکاری دارد. اولیویا راس، گیوم کانه، ونسان مکینی و پاسکال گرگوری نیز در فیلم حضور دارند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


ماموریت غیرممکن ۶ | MI6

ششمین فیلم از مجموعه سینمایی «ماموریت غیرممکن» را که اکنون ۲۲ ساله شده است، کریستوفر مک کواری کارگردانی کرده که قسمت قبلی با عنوان فرعی «ملت سرکش» را نیز ساخته بود. تام کروز مانند همیشه در نقش اصلی حضور دارد و ریکا فرگوسن، هنری کاویل، سایمون پگ، وینگ ریمز، آلک بالدوین و میشل ویلیام زدر فیلم هستند؛ ولی جرمی رنر غایب است. ایتان هانت و تیم ماموریت غیرممکن او با یک مغز متفکر شرور به نام سولومون لین در می افتند. فیلم اوایل مرداد به پرده می رسد.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


آلیتا: فرشته جنگ | Alita: Battle Angle

رابرت رودرینگز سازنده «از گرگ و میش تا سحر» و سیاره وحشت، بعد از «شهر گناه: بانویی که برای او باید کشت» فیلمی با اقتباس از مجموعه داستان مصور پرفروش اثر یوکیتو کیشیرو ساخته که پایان تیر اکران می شود. رودریگز این بار به جای کوئنتین تارانتینو از همکاری جیمز کمرون سازنده «تایتانیک» در نگارش فیلمنامه و تهیه فیلم بهره برده است. در این فیلم رزا سالازا نقش «آلیتا» زن رباتیک را دارد و کریستف والتز ماهارشالا علی، جنیفر کانلی جکی ارل هالی نیز بازی کرده اند.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


پروکسیما | Proxima

آلیس ویوکور، فیلمنامه نویس و کارگردان فرانسوی که با اولین فیلم بلندش «آگوستین» در جشنواره کن سال ۲۰۱۵ خوش درخشید و بعد فیلم دلهره آور «اختلال» را ساخت که اکنون جیمز منگولد در آمریکا درگیر بازسازی انگلیسی زبان آن است، در این اثر به داستان فضانوردی پرداخته است که برای ماموریتی یک ساله در ایستگاه فضایی بین المللی آماده می شود و باید از دختر کوچکش جدا شود. اوا گرین و لارس آیدنگر بازیگران این فیلم هستند که اگر در فصل بهار به کن نرسد در پایان تابستان به ونیز می رسد.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟


فارنهایت ۴۵۱ | Fahrenheit 451

داستان مشهور ری بردبری نویسنده ژانر علمی – تخیلی که دست کم دو بار دیگر فرانسوا تروفو و مل گیبسون از آن اقتباس کرده اند، مبنای فیلم تازه ای از رامین بحرانی، فیلمساز ایرانی تبار ساکن آمریکا و سازنده «۹۹ خانه» قرار گرفته است. دو مامور آتش نشانی در نظام اقتدارگرای مخالف کتابخوانی در آینده باید کتاب ها را بسوزانند. مانند فیلم قبلی بحرانی، مایکل شانون و این بار همراه با مایکل بی. جوردن، سوفیا بوتلا و مارتین دانووان، در فیلم هستند. احتمالا فیلم در ونیز نمایش داده خواهد شد.

دنیا در سال جاری چه فیلم هایی می بیند؟

– فیلم های دیگری که در فصل تابستان روی پرده می روند: «جین رو: بریگارد گرگ» به کارگردانی کیم جی وون، «غریبه ها: شکار در شب»، «سوزاندن» ساخته لی چانگ دونگ، «انتهای ساحل» هارمونی کورین، «مرد مورچه ای و زنبور» و «جنایت های اوقات خوش» هستند.


بهترین سریال‌های انیمه را بشناسید (۱)


برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: انیمه یک محمل غنی و خلاقانه است که همواره تجربیات جذاب و جدیدی را ممکن می سازد. این ژانر چنان جذاب و نامحدود است که همواره چیزهای جدیدی برای عرضه دارد به نحوی که گاهی از انتظارات تماشاگران و علاقمندان نیز پیشی می گیرد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین سریال های انیمه منتشر شده آشنا کنیم زیرا می دانیم که ژانر انیمه در ایران طرفداران بسیاری دارد که اخبار مربوط به این حوزه را با دقت و وسواس بسیاری دنبال می کنند.

۲۰- پایان دنیا

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید

در انیمه «پایان دنیا» (WorldEnd)، بشریت به طور کامل توسط گروهی از هیولاهای غول پیکر نابود شده است و باقیمانده نژادهای شبه انسان بر روی جزایری معلق به زندگی خود ادامه می دهند و این نوع حیات تنها به کمک زنانی امکان پذیر است که قدرت مبارزه با سلاح های باستانی دنیا را دارند.

شخصیت اصلی داستان به نام ویلم، مسئولیت رهبری گروهی از این زنان را بر عهده می گیرد که در ادامه شما را وارد بهترین و جذاب ترین داستانی می کند که می توانید انتظار آن را داشته باشید. پیچیدگی های داستانی انیمه «پایان دنیا» بسیار تاثیر گذار بوده اما قدرت اصلی داستان در روابط بین شخصیت ها متمرکز است که بسیار سوال برانگیز می باشد.


۱۹- رستورانی برای دنیای دیگر

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید
در انیمه «رستورانی برای دنیای دیگر» (Restaurant to Another World) یک رستوران غربی به نمایش در می آید که در طول روزهای هفته به طور طبیعی به کار خود ادامه می دهد اما در روزهای شنبه به روی مشتریان عادی بسته شده و شخصیت هایی از دنیای فانتزی موازی را دعوت می کند که باعث ورود نژادهای مختلفی به درون این رستوران می شود. در هر اپیزود شخصیت های جالبی از دنیاهای موازی حضور دارند و چندین غذای خوشمزه معرفی می شود که برای مشتریان دنیای دیگر جالب خواهند بود.

با پیشرفت داستان سریال، این شخصیت ها بیش از پیش با هم آشنا شده و کارکنان جدید بیشتری در این رستوران حضور خواهند یافت که داستان های جذابی را بوجود می آورند. روش های خلاقانه آشپزی در این سریال انیمه بسیار جذاب بوده و با ورود شخصیت های مختلف از دنیای موازی بین آن ها ارتباطات و روابطی برقرار می شود که رفته رفته به پیش رفته و در عین آرامش داستان، جذابیت خاصی خواهند داشت.


۱۸- اکادمی جادوگر کوچک

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید
سریال «آکادمی جادوگر کوچک» (Little Witch Academia) ابتدا به صورت یک فیلم کوتاه و در غالب یک برنامه دولتی برای آموزش استعدادهای جدید آغاز شد اما به زودی به چنان شهرتی دست یافت که به یک سریال ادامه دار تبدیل شد. این سریال داستان دختری به نام آکو کاگاری را روایت می کند که به یک آکادمی جادوگری بسیار مشهور وارد می شود و در آن جا برای یادگیری فنون جادوگری داستان های جذابی برایش رخ می دهد. این انیمه که تماماً به صورت دستی طراحی شده است بدون شک یکی از بهترین انیمه هایی است که با داستان جادوگری ساخته می شود.


۱۷- سرنوشت/ کتب کاذبه

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید

سریال انیمه «سرنوشت/ کتب کاذبه» (Fate/Apocrypha) که بر اساس یک سری کتاب کمیک با همین عنوان ساخته شده داستان گروهی از قهرمانان باستانی را روایت می کند که دور هم جمع شده و نبردی را آغاز می کنند که در صورت پیروزی یکی از آرزوهای آنان برآورده خواهد شد. در این سریال بیشتر نبرد ایدئولوژی ها در می گیرد تا نبرد شمشیرها اما داستانی سرراست و قابل درک را شاهد خواهید بود. به سرعت هرج و مرج رخ داده و اتحادها و پیمان ها رنگ می بازند. در این سریال انیمه بیشترین تمرکز بر روی صحنه های اکشن است.


۱۶- آلیس و زوروکو

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید

در سریال انیمه «آلیس و زوروکو» (Alice & Zouroku)، آلیس یک دختر جوان با قدرت های ماوراء الطبیعه است که در یک مرکز تحقیقاتی گرفتار شده و از این قدرت فراانسانی خود برای به واقعیت تبدیل کردن تخیل خود استفاده می کند. وی بالاخره موفق به فرار شده و با یک گلفروش پیر بدخلق اما خوش قلب آشنا می شود. در ابتدا شاید تصور کنید که با داستانی اکشن مواجه شده اید اما رفته رفته با یک داستان شیرین خانوادگی آشنا می شوید.

آلیس قبل از پذیرفته شدن در خانواده این پیرمرد، کاملاً از زندگی اجتماعی بدور بوده است و ناگهان با پیرمردی آشنا می شود که به صورت واقعی به او عشق می ورزد. این سریال انیمه یکی از احساسی ترین انیمه هایی است که تاکنون ساخته شده و آشنایی یک کودک با اجتماعی و یادگیری مسایل را به شیوه ای قابل درک را به تصویر می کشد.


۱۵- گورو گورو حلقه جادویی

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید

در انیمه «گورو گورو حلقه جادویی» (Magical Circle Guru Guru) داستان نیکی و یک جادوگر قدرتمند به نام کوکوری را روایت می کند که در یک بازسازی تازه از داستانی قدیمی به ایفای نقش می پردازند. هدف نیکی و کوکوری شکست دادن فرمانروای تاریکی است. او که به مدت ۳۰۰ سال در بند بوده بار دیگر بیدار شده و سربازان کوتوله اش را برای ایجاد هرج و مرج در دنیا می فرستد و در این میان قرعه به نام نیکی و کوکوری می افتد که با او مبارزه کنند. تاکنون این داستان بارها و بارها به شکل سریال بازسازی شده است که حس نوستالژی خاصی را برای کسانی که از دیرباز از علاقمندان انیمه هستند به وجود خواهد آورد.


۱۴- گیمرها!

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید

سریال انیمه «گیمرها!» (Gamers!) مرزهای کمدی های رمانتیک و بویژه سوء تفاهمات را درنوردیده و شخصیت هایی را به تصویر می کشد که به صورت ناگهانی وارد یک موقعیت ناخواسته و نامطلوب می شوند که در آن شاهد سطحی از بی معنایی خواهید بود که تاکنون نبوده اید. شخصیت های اصلی این انیمه گروهی از افراد شکست خورده هستند که نمی توانند درک درستی از واقعیت داشته باشند. این افراد گروهی از گیمرهای عجیب و غریب هستند که بی عرضگی و نادانی آن ها موقعیت هایی را خلق می کند که شما را به شدت سرگرم خواهد کرد. هر یک از شخصیت های این انیمه درک متفاوت اما نادرستی از وقایعی دارند که در اطرافشان رخ می دهد که برای درک زیبایی های آن باید چند اپیزود ابتدایی را با صبر نگاه کنید.


۱۳- تسوکیگاکایری

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید

انیمه « تسوکیگاکایری» (Tsukigakirei) یک داستان عاشقانه دوست داشتنی است که به زیبایی دست و پا چلفتی بودن یک نوجوان را در برقراری رابطه با جنس مخالف به تصویر می کشد. به جای تمرکز بر روی یک داستان عاشقانه بزرگ و پیشرفت آن، هسته اصلی این انیمه لحظات کوچکی هستند که روابط این شخصیت را تشکیل می دهند: سکوت های ناخوشایند اما دوست داشتنی، تعمق بیش از حد بر جواب دادن به یک پیام کوتاه و آدرنالینی که در رگ های بیننده به جریان می افتد. تلاش برای برقراری رابطه با دیگران در سنین نوجوانی بسیار کودکانه و بدون آینده نگری است اما در این انیمه چنین حالتی چنان به تصویر کشیده شده است که عمق آن را با تمام وجودتان حس خواهید کرد.


۱۲- شاهزاده مدیر

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید
انیمه «شاهزاده مدیر» (Princess Principal) یک تریلر علمی تخیلی است که داستان آن در دوره ویکتوریا و در منطقه ای رخ می دهد که پس از یک انقلاب بزرگ به دو بخش تقسیم شده است. این انیمه یک داستان جاسوسی جذاب دارد که در آن گروهی از دختران غیرقابل اعتماد دست به یک سری عملیات سری می زنند و در میان آن ها نیز شاهزاده این قلمرو قرار دارد. با درگیر شدن هر چه بیشتر این دختران در بازی های سیاسی و دسیسه ها و خیانت ها، داستان پیچیده سریال شما را به خود جلب خواهد کرد. اما در این میان بیشتر به جنبه های عاطفی و احساسی داستان و روابط بین شخصیت ها اهمیت داده می شود. این سریال انیمه بدون شک با توجه به داستان پر فراز و فرود و ماجراجویانه خود به خوبی شما را سرگرم کرده و از تماشای آن خسته نخواهید شد.


۱۱- بچه های تسوریدور

بهترین سریال های انیمه سال 2017 را بشناسید
سریال انیمه «بچه های تسوریدور» (Tsuredure Children) در یک مدرسه رخ داده و داستان های جالبی از عشق های در حال شکل گیری را به تصویر می کشد و به طور ویژه بر روی دو شخصیت دست و پا چلفتی متمرکز است که در پیدا کردن دوست مناسب مشکل دارند. اگر چه داستان کلی سریال بر روی داستان های متفاوت عاشقانه متمرکز است اما در تمامی این اپیزودها تنها زیبایی و جذابیت است که تکرار می شود. دیالوگ های دوست داشتنی و شخصیت های جذاب چیزی است که این انیمه را برای تماشا کردن مناسب می سازد.

ادامه دارد…


بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)


وب سایت روزیاتو – حسین علی پناهی: ایام تعطیلات نوروز یکی از بهترین و خاطره انگیزترین ایام سال می باشد که می توان خستگی یک سال کاری را جبران کرد. در این میان اکثر افراد و خانواده ها از قبل برای این ایام تعطیل برنامه ریزی کرده و هر یک به نحوی این ایام را می گذرانند؛ برخی با سفر و برخی با در کنار خانواده بودن. راه های مختلفی برای لذت بردن از این ایام وجود دارد که بسته به شرایط و علایق افراد متفاوت خواهد بود. در این میان تماشای برنامه ای تلویزیونی یکی از بهترین و معمول ترین روش هایی است که خانواده ها و افراد در نظر می گیرند. امروزه با توجه به این که دوران طلایی تلویزیون نامیده می شود بسیاری اوقات فراغت خود را با تماشای یک سریال تلویزیونی می گذرانند.

در سال های اخیر علاوه بر سریال های تلویزیونی داخلی و سریال های مخصوص نمایش خانگی، سریال های خارجی نیز طرفدارن زیادی پیدا کرده اند. بدین ترتیب قصد داریم در مطلبی دنباله دار و به تفکیک شبکه های تلویزیونی خارجی، سریال های برتر هر شبکه یا سرویس اینترنتی را به شما معرفی کنیم که در صورت علاقه در ایام تعطیلات نوروز به تماشای تعدادی از آن ها بنشینید. این قسمت را به سرویس نتفلیکس اختصاص داده ایم و قصد داریم بهترین سریال های این شبکه تلویزیونی ، اعم از قدیمی و جدید، را به شما معرفی کنیم. لازم به ذکر است که در مورد سرویس استریمینگ نتفلیکس به دلیل تعدد مجموعه های فوق العاده ساخته شده توسط این غول رسانه ای و برخلاف رویه پیشین، در این مورد ۲۰ عنوان را آماده کرده ایم که در دو بخش تقدیم شما خواهد شد.

۲۰-گریس و فرانکی

مدت انتشار: ۲۰۱۵ تاکنون (۴ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سریال کمدی «گریس و فرانکی» (Grace and Frankie) با بازی جین فاندا، لیلی تاملین، سم واترستون و مارتین شین داستان زندگی دو دوست قدیمی را روایت می کند که بعد از این که توسط شوهرانشان تنها گذاشته می شوند به یکدیگر می پیوندند. می توان این سریال را دوست داشتنی و بامزه دانست که گاه هوشمندانه و جذاب پیش می رود. با توجه به بازیگران سرشناسی که در این سریال حضور دارند تماشای «گریس و فرانکی» برای کسانی که دستکم یک فصل از «گریس و فرانکی» را دیده باشند به یک عادت تبدیل شده و رفته رفته از طرفداران پروپاقرص آن خواهید شد. شخصیت های زن داستان که در سنین میانسالی خود را تنها و رها شده می بینند تلاش دارند بار دیگر زندگی را شناخته و مسیر خود را در زندگی پیدا کنند.

شاید «گریس و فرانکی» برای افراد بالغ و میانسال مناسب باشد و پیام عمیقی که داستان دارد برای این رده سنی بسیار به روشنی قابل درک خواهد بود. این سریال همواره بین کمدی و درام در حال تغییر موقعیت است و رفته رفته داستان به سمت ترسناکی پیش می رود و شخصیت های داستان باید در همین لحظات ترسناک شادی و خوشحالی را پیدا کنند. باید بدانید که مارتا کافمن که مجموعه تلویزیونی «دوستان» (Friends) را در کارنامه دارد از سازندگان این سریال است. به طور کلی «گریس و فرانکی» به مباحثی همچون تنهایی, عشق و دوستی در میان اقشار سالمند جامعه می پردازد که در دیگر مجموعه های تلویزیونی به ندرت به آن ها پرداخته شده است.


۱۹- بی باک

مدت انتشار: ۲۰۱۵ تاکنون (۲ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سریال «بی باک» (Daredevil) یکی دیگر از سیرال های ابرقهرمانی مارول سرویس نتفلیکس است که دقیقاً همان چیزی که تماشاگران از یک سریال ابرقهرمانی می خواهند را در اختیار آن ها قرار می دهد: خشونت و بی باکی. در این سریال چارلی کاکس نقش یک حقوقدان کور را بازی می کند که با تغییر چهره مبارزه با خرابکاران و قانون شکنان را در دست می گیرد. در این سریال شخصیت های ابرقهرمان دیگری نیز حضور دارند و بازی روزاریو داوسون در نقش کلر تمپل نیز بر بار عاطفی و عاشقانه سریال افزوده است. این سریال دارای تعدادی صحنه مبارزه و زد و خورد است که می توان آن ها را زیباترین صحنه های درگیری فیزیکی در تمام سریال های تلویزیونی دانست.

جان برنثال در نقش فرانک کسل و وینسنت دی آنفوریو در نقش ویلسون فیسک نیز در این سریال حضور دارند که بر جذابیت آن می افزایند. «بی باک» در واقع اولین سریال ابرقهرمانی دنیای مارول نتفلیکس بود که راه را برای ساخت سریال های ابرقهرمانی مارول دیگر این سرویس باز کرد. این سریال نیز با توجه به این همه بازیگر معروف و بااستعداد و شخصیت های متفاوت می تواند انتخاب خوبی برای تماشا در ایلام تعطیلات نوروز باشد.


۱۸- لوک کیج

مدت انتشار: ۲۰۱۶ تاکنون (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سومین سریال از سری سریال های مارول در سرویس نتفلیکس با عنوان «لوک کیج» (Luke Cage) داستان یکی از شخصیت های ابرقهرمانی را روایت می کند که برای اولین بار در سریال «جسیکا جونز» به تماشاگران معرفی شد. شخصیت کیج نقش یک نظافتچی در آرایشگاه و ظرفشور در یک رستوران را ایفا می کند که قدرت فراانسانی و پوستی غیرقابل نفوذ دارد. وی رفته رفته برای پاک کردن منطقه هارلم از فساد و جنایت با خلافکاران و جانیان وارد نبرد می شود. وی همزمان شخصیت مهربانی دارد و مایک کولتر به خوبی توانسته تفاوت بین شخصیت ابرقهرمانی و شخصیت خانوادگی لوک کیج را به تصویر بکشد.

اگر چه «لوک کیج» همان پیچیدگی های خاص «جسیکا جونز» را در خود دارد اما در سرعت روایی داستان و شیوه داستان گویی به پای سریال مذکور نمی رسد. این سریال داستانی شجاعانه دارد اما شیوه روایی آن بسیار محتاطانه و قابل پیش بینی است و شاید بتوان آن را بدون کوچک ترین آسیب رسیدن به داستان در قالب ۸ اپیزود (و نه ۱۳ اپیزود) نیز به تصویر کشید. بدین ترتیب باید انتظار داشت که در فصل دوم تغییراتی از این حیث در این سریال داده شود. اما این نقص ها نیز باعث نشده که مجموعه تلویزیونی «لوک کیج» در این فهرست قرار نگیرد زیرا هنوز زیبایی های خاص خود را دارد و برای کسانی که به دنیای مارول و داستان های ابرقهرمانی علاقه دارند انتخاب مناسبی خواهد بود.


۱۷-خرابکار آمریکایی

مدت انتشار: ۲۰۱۷ تاکنون (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سریال «خرابکار آمریکایی» (American Vandal) از آن دسته سریال هایی است که با تماشای تریلر یا دقایق اول اپیزود اول آن فکر می کنید با یک داستان جنایی مواجه شده اید اما جنایت های شخصیت اصلی این سریال با نام دیلان مکسول با قانون شکنی های هیچ کس دیگری در دنیای تلویزیون شباهت ندارد. مکسول نوجوانی است که به دلیل خط انداختن روی خودروهای معلمان خود و سپس نقاشی کردن طرح های زشت روی آن ها از مدرسه اخراج می شود. در واقع سریال داستان همکلاسی او را روایت می کند که تحقیقاتی را برای مشخص کردن واقعیت ماجرا و تبرئه کردن همکلاسی و دوست خود به راه می اندازد.

«خرابکار آمریکایی» با هجو نیشدار و تند و البته استادانه خود شما را با خود همراه خواهد ساخت که ملغمه ای از دنیای امروزی دبیرستان های آمریکایی و تحقیقات پلیسی در مورد خرابکاری و قانون شکنی خواهد بود و رفته رفته شما را در متن یک داستان رازآلود معمایی گرفتار خواهد کرد. اگر چه در ابتدا مکسول به خرابکاری ها متهم می شود اما بعد از چند اپیزود خیلی زود وارد داستان شده و شما نیز ناخودآگاه به دنبال مجرم واقعی خواهید گشت. داستان «خرابکار آمریکایی» بسیار هوشمندانه و بی نقص نوشته شده است و تمامی مولفه های تحقیقاتی در مورد یک پرونده جنایی را در داستانی نوجوانانه و سرگرم کننده جای داده است.


۱۶-مجموعه ماجراهای ناگوار

مدت انتشار: ۲۰۱۷ تاکنون (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سریال «مجموعه ماجراهای ناگوار» (A Series of Unfortunate Events) اقتباسی بسیار جذاب، تاثیرگذار و دوست داشتنی از رمان های مشهور لمونی اسنیکت است. این سریال کمدی تاریک داستان سه کودک به نام های ویولت، کلاوس و سانی بودلر را روایت می کند که بعد از مرگ والدینشان در یک حادثه آتش سوزی به طور مرتب به سرپرستانی سپرده می شوند که حوادث تلخی را برای این سه رقم می زنند و در این میان کنت اولاف اولین شخصی است که با هدف بالا کشیدن ثروت خانوادگی این سه کودک قیومیت آن ها را بر عهده می گیرد. اقتباسی که برای به تصویر کشیدن این سریال از رمان لمونی اسنیکت صورت گرفته را باید بی نظیر و بی نقص نامید.

«مجموعه ماجراهای ناگوار» با چنان صداقت و احترامی با بینندگان نوجوان خود روبرو می شود که در کمتر سریال نوجوان محور دیگری دیده می شود. داستان سریال به هیچ عنوان باعث نمی شود فکر کنید کودکان به سرپرست نیاز دارند بلکه کودکان داستان تنها با کنجکاوی و تلاش برای یادگیری از خطرات و مشکلات رهایی پیدا می کنند. همچنین سریال مذکور بزرگسالانی که خود را دانا و بالغ می دانند به تمسخر می گیرد و خیلی زود مشخص می شود که در مقایسه با شخصیت های کودک سریال کودنی بیش نیستند و خیلی زود توسط کنت اولاف فریب داده می شوند.

بازی نیل پاتریک هریس در نقش کنت اولاف فراتر از خیره کننده است و خیلی زود شما را شیفته خود می کند هرچند جنبه های کمدی کمتری نسبت به بازی جیم کری در فیلمی با همین نام در سال ۲۰۰۴ در نقش کنت اولاف دارد. هریس شخصیت کنت اولاف را یک شخصیت شرور واقعی و بیرحم به نمایش می گذارد که جنبه های کمدی کمتری دارد. کسانی که به رمان علاقه دارند بدون شک از تماشای «مجموعه ماجراهای ناگوار» لذت خواهند برد.


۱۵-آینه تاریک

مدت انتشار: ۲۰۱۱ تاکنون (۴ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

وقتی که در استفاده از تکنولوژی زیاده روی می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟! این سوال نمی تواند سوالی غیرمنطقی باشد؛ دستکم در قرن بیست و یکم و در دورانی که تکنولوژی کوچکترین جنبه های زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است. سریال «آینه تاریک» (Black Mirror) سریالی تاریک ساخته یک نابغه بریتانیایی به نام چارلی بروکر است که در هر اپیزود خود به مشکلاتی که دنیای تکنولوژی برای انسان ها پدید آورده می پردازد. این سریال به خوبی مورد توجه قرار گرفته و مخاطبان خاص خود را پیدا کرده است. از زمانی که سرویس نتفلیکس ساخت و پخش «آینه تاریک» را در دست گرفت خیل زیادی از بینندگان به تماشای این سریال که داستان های جالب و باورنکردنی و گاه غم انگیز را روایت می کند نشستند.

دنیای خوفناک و ناخوشایند چارلی بروکر از فرهنگ زندگی در دنیای کنونی و مسایلی مانند سیاست، تکنولوژی، شهرت و غم یکی از سریال هایی است که باید شما را به تماشای آن ترغیب کنیم. «آینه تاریک» داستانی خوفناک، در عین حال جذاب، آزار دهنده و منقلب کننده را روایت می کند. تماشای این سریال در عین جذابیت و اینکه شما را به شدت در فکر فرو می برد می تواند باعث افسردگی نیز بشود زیرا جواب تلخی به سوالی که در ابتدای این بخش مطرح شد خواهد داد.


۱۴-سفید پوستان عزیز

مدت انتشار:۲۰۱۷ تاکنون (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سریال «سفید پوستان عزیز» (Dear White People) یک سریال نسبتاً کمدی است که بر اساس فیلمی با همین نام ساخته می شود. این سریال داستان گروهی از دانشجویان رنگین پوست در دانشگاهی با دانشجویان عمدتاً سفید پوست را روایت می کند که با مشکلاتی مانند نژادپرستی و تبعیض مواجه هستند. در هر اپیزود بر روی داستان یکی از این شخصیت ها تمرکز شده و زندگی آن ها به طور عمیق مورد بررسی قرار می گیرد که همزمان داستان هایی کمدی را در خود دارد. این سریال علیرغم زیبایی های غیرقابل انکاری که دارد به شکلی غیرمنصفانه مورد بی مهری واقع شده است. سریال «سفید پوستان عزیز» تنها بحث های تبعیض نژادی و نژادپرستی را دنبال نمی کند بلکه به مواردی مانند تبعیض در محل کار و دیگر تبعیض ها در جامعه می پردازد که بسیاری با آن ها مواجه می شوند.

جالب این که درجه رنگین بودن پوست نیز در این میزان تبعیض دخالت دارد. «سفید پوستان عزیز» با بهره بردن از بازیگرانی بااستعداد و بازی هایی بی نقص توانسته به زیبایی به این مسایل پرداخته و همزمان که معضلات تلخ اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهد گاه گاه لبخندی نیز بر لب تماشاگر می آورد. هر یک از شخصیت های رنگین پوست سریال به شیوه خود به این تبعیض ها واکنش می دهد که این موضوع بر جذابیت داستان می افزاید. «سفید پوستان عزیز» را باید یکی از اجتماعی ترین و انسانی ترین سریال های معاصر تلویزیون دانست.


۱۳- جسیکا جونز

مدت انتشار: ۲۰۱۵ تاکنون (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

سریال «جسیکا جونز» (Jessica Jones) یکی از سریال های دنیای مارول سرویس نتفلیکس است که در میان ۶ سریال مارول این سرویس یکی از بهترین ها به شمار می آید. این سریال داستان یک کارآگاه خصوصی را روایت می کند که برای پی بردن به واقعیت رازی که در زندگی خود دارد تلاش می کند. جسیکا جونز از قدرت فراانسانی برخوردار است و البته از اختلال استرس پس از وقوع حادثه نیز رنج می برد. در این میان شخصیتی منفی و شرور که قدرت کنترل ذهن افراد را دارد جسیکا جونز را به انجام اعمالی شنیع و شرورانه برخلاف میلش وادار می کند. در طی داستان به گذشته جسیکا جونز و اتفاقاتی که برای وی رخ داده نیز پرداخته می شود.

در فصل اول «جسیکا جونز» تمرکز اصلی روی اعمال شخصیت بد داستان قرار دارد و یکی از دلایل اصلی جذابیت داستان می باشد به طوری که در صحنه هایی که خبری از او نیست شاهد افتی فاحش در جذابیت داستان هستیم. با این وجود خیره سری های جسیکا جونز باعث شده که این سریال داستانی غنی و درگیر کننده داشته باشد و به مباحثی می پردازد که شاید در هیچ مجموعه تلویزیونی یا فیلم ابرقهرمانی دیگری به آن پرداخته نشده است و «جسیکا جونز» را به شجاعانه ترین و اصیل ترین سریال ابرقهرمانی تبدیل می کند. «جسیکا جونز» به طور انبوهی از شخصیت های زن استفاده می کند که در دنیای مجموعه های تلویزیونی مارول و ابرقهرمانی بی سابقه است.

«جسیکا جونز» در مورد تلاش بی وقفه برای زنده ماندن است. در آخر داستان متوجه می شوید که شخصیت منفی داستان نیز گذشته دردناکی داشته که باعث می شود تا حدودی با دیدی مهربانانه تر به او نگاه کرده و با او همزادپنداری کنید. اگر به دنیای مجموعه های تلویزیونی ابرقهرمانانه علاقه دارید «جسیکا جونز» را در اولویت خود قرار دهید.


۱۲-مجازاتگر

مدت انتشار: ۲۰۱۷ تاکنون (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

ششمین سری از فیلم های مارول نتفلیکس به همان بلایی مبتلاست که سریال های قبلی این مجموعه با آن روبرو شده بودند؛ شخصیت قوی و بازی خیره کننده اما داستانی که بسیار کم عمق و سطحی به آن پرداخته می شود. سریال «مجازاتگر» (The Punisher) با بازی جان برنثال را باید بهترین سریال دنیای مارول سرویس نتفلیس دانست که برنئال در آن نقش یک ضد قهرمان خشن و انتقام جو را بازی می کند و هیچ اهمیتی برای زندگی شخصیت های منفی داستان قایل نیست. به همین دلیل هیچ ابایی از شکنجه کردن آن ها تا دم مرگ ندارد. او با هدف انتقام مرگ همسر و فرزندانش از توانایی های فیزیکی خود برای کشتن شخصیت های فاسد نظامی استفاده می کند که برای او دسیسه چینی می کنند. اما هدف او از بین بردن سیستم و یا اشخاص فاسد موجود در سیستم و یا حتی از بین بردن فساد نیست، بلکه او از همین فساد برای پیشبرد نبرد یک تنه خود علیه کسانی که او از آن ها کینه به دل دارد استفاده می کند.

«مجازاتگر» به بررسی روح آسیب دیده و چالش های شخصی شخصیت های خود می پردازد و همزمان به بررسی دقیق برخی از معضلات اجتماعی اهتمام می ورزد. اگر چه داستان فیلم بسیار تلخ و تاریک است اما در مواردی نیز به لطف بازیگران نقش مکمل جنبه ای کمیک پیدا می کند. شاید مهم ترین انتقادی که به این سریال وارد شده این است که یک داستان ۶ اپیزوده را در ۱۳ اپیزود روایت می کند و همین کندی و کش داری داستان ممکن است حوصله بیننده را سر ببرد. اما هنگام تماشای «مجازاتگر» باید بدانید که در حال تماشای یکی از بهترین سریال های دنیای مارول تمام تاریخ تلویزیون هستید پس صبر و حوصله را از یاد نبرید.


۱۱- بی خدا

مدت انتشار: ۲۰۱۷ (۱ فصل)

بهترین سریال‌های خارجی برای تماشا در نوروز: سرویس نتفلیکس (۱)

مینی سریال وسترن و درام «بی خدا» (Godless) از اسکات فرانک، نویسنده سناریو فیلم «لوگان» و با تهیه کنندگی اجرایی استیون سودربرگ به صبر تماشاگر نیاز دارد. تماشای این مینی سریال ۷ قسمتی برای شما جذاب خواهد بود زیرا این سریال را باید از دیگر سریال های وسترن مجزا دانست. برخلاف دیگر سریال ها و فیلم های وسترن، شخصیت های اصلی «بی خدا» را زنان تشکیل می دهند و داستان آن در شهری رخ می دهد که بیشتر مردان آن پس از حادثه ای در معدن اطراف شهر از بین رفته اند. این سریال داستانی ترسناک و خشن، هیجان انگیز و بسیار گیرا دارد.

وسترن «بی خدا» ابتدا قرار بود به صورت یک فیلم ساخته شود اما سودربرگ توانست فرانک را راضی کند که این داستان فمینیستی را به یک مینی سریال تبدیل نماید. شخصیت های این مجموعه تلویزیونی بسیار زیبا طراحی شده و رفته رفته به بیننده شناسانده می شوند. بازی ها نیز کاملاً بی نقص انجام گرفته و این موضوع را باید نقطه قوت اصلی سریال «بی خدا» دانست. داستان سریال کمی کند پیش می رود اما برای کسانی که کمی صبر داشته باشند تجربه زیبایی از تماشای یک وسترن خوش ساخت خواهد بود.

در وسترن «بی خدا» همچنین ارجاعات زیادی از لحاظ تصویری و داستانی به فیلم های معروف این ژانر داده می شود. در واقع «بی خدا» نمای دقیقی از اتفاقاتی که در غرب وحشی برای بسیاری از شهرها و تمدن های آمریکایی رخ داده را به تصویر می کشد؛ از بیماری های مرگبار گرفته تا کشتارهای وحشیانه که هر کدام گاه شهری را به طور کلی نابود کرده اند.


1 2